دانشگاه آزاد اسلامي
واحد اسلامآبادغرب
استاد راهنما : جناب آقاي مهندس مهرباني
گردآورنده : مريم كرمي ذلاني
تيـرماه 1388
قديمي ترين شواهد باغ سازي از 2200 سال قبل از ميلاد مسيح در مصر به دست آمده است . در آن زمان نيز مصريان گياهان مثمر و گياهان زينتي را باهم به كار مي بردند . درختان و گياهان رونده پيچيك ها را (مانند مو) بر آلاچيق ها و داربست ها پرورش داده و سايبان مي ساختند. گياهان گلدار را در باغچه هاي متقارن و منظم كاشته و گياهاني مانند رز و ياسمن و برگ نو ساير گياهان را در زمين يا گلدان مي كاشتند.
باغ هاي محصور نيز از همين زمان متداول شد تا محيطي محفوظ براي زنان ساكن آن منازل ايجاد نمايد. بايد متذكر شد كه تمام اين باغ ها براي فراعنه و پيشوايان مذهبي و اطراف معابد احداث مي شد.(شكل1-4)
شكل(1-4)-تجسم پرسپكتيو باغ
4-2-1- بابل :
باغ هاي معلق بابل از قديمي ترين باغ هاي كهن جهان مي باشد. اين باغ در سال 600 قبل از ميلاد مسيح و همزمان با شروع سلسله پادشاهان پارسي احداث شده است . اين باغ يكي از عجايب هفتگانه جهان محسوب ميشود. باغ مذكور را به فرم هرم ساخته بودند (تپه مصنوعي عظيمي كه قسمت پايه آن مستطيل يا مربع بوده و ابعاد آن احتمالاً از 135 تا 470 متر بوده است) . اين هرم را تراس بندي كرده ، طبقات و تراس هاي مختلف را توسط پلكان هاي عظيم به يكديگر مربوط ساخته بودند. در هر تراس درختان و درختچه ها و گياهان گلدار فراوان كشت نموده بودند تا باغ به شكل يك كوه پردرخت درآيد. اين باغ نه تنها به خاطر زيبائي بلكه به خاطر پيچيدگي ساختمان و نحوه آبياري و نحوه نگاهداري درختان آن حائز اهميت به سزا مي باشد. (شكل2-4)
شكل(2-4)-باغ هاي معلق بابل
4-2-2- يونان :
يوناني ها بين سالهاي 600 قبل از ميلاد مسيح تا شروع دوران مسيحيت خدمات ارزنده اي به سبك باغ سازي جهان نموده اند. باغ هاي ساده كه معمولاً به محوطه هاي درختان مثمر و سبزيكاري مختص بود مي ساختند . بعد از سال 500 قبل از ميلاد مسيح يوناني ها باغ هائي شبيه باغ هاي تفريحي پارسيان و مصريان احداث نموده اند.
اين باغ ها اغلب داراي محوطه اي باز بوده و مكاني را براي كشت گياهان غير بومي كه از ساير نقاط جهان وارد مي شد, اختصاص مي دادند. اولين باغ عمومي يا پارك در يونان كهن احداث گرديد؛ اغلب اين پاركها محل تجمع فلاسفه و متفكرين و دانشجويان بود.
4-2-3- امپراطوري رم :
در رم مانند ساير شهرهاي امپراطوري روم باغ هاي زيبائي احداث شده بود. تمام منازل با گل و گياه تزئين شده و پارك هاي تفريحي ، باغ هاي معلق و حياط هاي گل كاري شده شبيه باغ هاي يوناني ديده مي شد. وقتي روي زمين فضا به اندازه كافي براي باغ سازي نداشتند روي سقف منازل باغ مي ساختند . يكي از اختصاصات باغ هاي رومي در آن زمان باغچه هائي بود كه يك تا 5/1 متر از سطح زمين بلندتر بود. اين كار را براي اصلاح خاك هاي زمين هاي سنگلاخي مي نمودند.
4-3- باغهاي ايراني :
ايراني ها از قديم الايام به ساختن باغ ها و باغچه ها و دور وبر بناها علاقه خاصي داشته اند. شايد خاطره ميهن اصلي و خاستگاه قوم آريا منشاء اين علاقه بوده است . آنها باغچه هايي را كه در اطراف بنا مي ساختند «په اره دئسه » مي ناميدند كه به معناي پيرامون دژ يا
«ديس» بود . « ديس » يعني بنا و كسي كه ديس مي ساخت «ديسا» يعني بنا مي خواندند. فرمانروايان شهرهاي داخل ايران ، يا شهرهاي قلمرو شاهنشاهي ايران در خارج ، همه ملزم به ساختن چنين باغچه هايي بوده اند. مثلاً يكي از اين «په اره دئسه» ها يا پرديس ها در تخت جمشيد بود كه خشايار شاه در هنگام برشمردن نام بناهايي كه ساخته ، از آن ياد كرده است . واژه پرديس به معناي بهشت . در زبان عربي به فردوس و در زبانهاي ديگر به پارادايز تبديل شده است . خود بهشت يا «وهشت» به معناي بهترين زندگي است و اين بهشت به شكل باغي سرسبز و خرم زيبا مجسم مي شده است . ما براي اين مفهوم واژه ها جهت ، فردوس ، بهشت يا رضوان را به كار مي بريم . در فارسي قديم واژه « پاليز » نيز به همين معنا بوده است . چنانكه فردوسي گفته است : «و از آنجا به پاليز بنهاد روي».
بنابراين ايرانيان تصور ذهني شان را از بهشت ، كه به پاداش اعمال نيك به آنها مي بخشيده اند ، در باغ هايي سرسبز و خرم تجسم بخشيده اند. در بهشت كوثر هست و درختان و گلها و جويبارها ، و در باغ نيز آب روان خوش و گلهاي زيبا و درختهايي كه مي توان در سايه آنها آرميد، و اين همه محصور در ديواري كه مانع ورود جهنميان به آن شود .اگر باغ سلطنتي پاسارگاد ( كه اولين نمونه باغ ايراني كشف شده قبل از اسلام است ) را مورد بررسي قرار دهيم. مي بينيم كه حوضچه هاي سنگي مقسم و آبگذارهاي سنگي مستقيم در آن مورد استفاده قرار گرفته است . عليرغم آنكه شواهد ظاهري نشان گر تقسيم باغ به دو قسمت ( دو مستطيل ) است و حوضچه هاي سنگي موجود تنها به سه آب گذر (يك ورودي و دو خروجي ) متصل شده اند . ديويد استروناخ معتقد است كه باغ مذكور يك « مسير ديد » طولاني و مركزي داشته (كه به دليل شخم زدن زمين در دوره هاي بعد به كلي از بين رفته اند) و به وسيله آب گذرهاي متقاطع باغ را به چهار قسمت متساوي تقسيم مي كرده و بنيادي ترين عامل « باغ ايراني» يعني «چهار باغ» در پلان باغ اصلي كورش در پاسارگاد وجود داشته است.(شكل3-4)
شكل(3-4)-طرح چهارباغ در پلان باغ اصلي پاسارگاد
البته اين نكته نيز قابل ذكر است كه باغ مذكور به گفته استروناخ احتمالاً فقط سه مدخل ورودي داشته كه موقعيت متفاوتي ندارند. و طرح باغ تكامل نيافته اي را تشكيل مي دهند و عليرغم نظرات استروناخ مي توان شباهتي بين اتصال حوضچه هاي سنگي و آب گذرهاي موجود در اين باغ با معاني تمثيلي كاربرد آب در معابد آب از جمله معبد آناهيتا ( پلان معبد مربع است ) كه داراي سه ورودي آب و سنگ چاه جذبي سه جهته (ثلاثه غساله ) بوده است, ملاحظه كرد.
هم چنين اين سوال مطرح است كه آيا سه بناي ياد شده به عنوان تمثيلي از اعتقادات مزديستي در مورد سه سراي بهشت نيست ؟
آنچه مسلم است كاربرد سريع تركيب هندي چهار باغ و آب راه هاي اصلي و متقاطع باغ هاي ايراني در دوره پس از اسلام را مي توان نتيجه ابعاد تمثيلي بهشت در قرآن (چهار نهر بهشتي ) و ديدگاه كهن انسان به زمين به عنوان تمثيلي از كل طبيعت دانست .
4-3- 1- هندسه باغ ايراني :
هدف اصلي انسان در باغسازي ، ايجاد فضاي سبز و فرحبخش و دلنشين است . به انگيزه داشتن علاقه و كششي فطري به گل و گياه ، هيچ ملتي از ذوق باغسازي بي بهره ، و از درك آن بي نياز نبوده است . باغسازي در جاي جاي گيتي ، ملهم از فرهنگ بومي و متأثر از شرايط اقليمي است، كه در راستاي هدف هاي مختلف جان مي گيرد. به همين جهات ، باغ ها در سرزمين هاي مختلف ، از ويژگيهاي متفاوتي برخوردارند ولي خرمي و زيبائي طبيعت مشترك آنهاست.
باغ ها ، به طور كلي از نقطه نظر اصول و به لحاظ تركيب برسه گونه اند:
4-3-1-1- باغ هندسي :
كه تركيب ، تقسيمات و اشكال كلي آن در چهار چوب قواعد و ضوابط رياضي است و تابع نظام هندسي ، خطوط مستقيم ، اشكال منظم ، زواياي دقيق ، ابعاد دقيق متناسب ، مسيرهاي مرتب ، آكس بندي هاي[1] هدايت كننده ، ديدهاي حساب شده ، حضور روشن شبكه منظوم آب، و هر چيزي سرجاي خود بودن، از ويژگيهاي اين نوع باغهاست .
4-3-1-2- باغ منظري :
كه ناظر بر تركيبي آزاد و چشم نواز است .ملايمت خطوط ، تنوع سطوح ، اشكال گردان[2] ، مسيرهاي مواج ، ديده هاي درهم و بي ترتيب، بي محوري يا محورهاي نامنظم ، تغيير جهت هاي بسيار ، آميختگي عوامل ، گوناگوني جزئيات همجوار ، از خصوصيات ناظر بر اين نوع باغسازي است .
4-3-1-3- نوع سوم تركيبي است از دو نوع هندسي و منظري:
معماران راغب به طراحي باغ هندسي هستند. و نقاشان نقش ريزي باغ منظري . در باغ ايراني توجه خاصي به شكلهاي هندسي مي شد و شكل مربع كه فاصله بين اجزاء باغ را ساده و روشن نشان مي داد. از اهميت خاصي برخوردار بود . به وقت كاشتن درخت ، نخستين گام ، دقت در تعيين فاصله محل كاشت از هر طرف بود و بدين ترتيب مربعهايي شكل مي گرفت كه از هر طرف كه نگاه مي كردند. رديف درختان را مي ديدند . فاصله ميان درختها ، بسته به نوع درختان ، مثلاً اينكه توت و گردو باشند يا آلو سياه و آلو زرد و سيب، يا درختان به اصطلاح «بي يخ» به معناي درختان بي ثمر و سياه درخت ، متفاوت بوده درختها را چه در هم و چه جدا ، روي خطوط عمودي به شكل مربع مي كاشتند .
يك اصل مهم ديگر در باغسازي ايراني باز بودن چشم انداز اصلي به شكل مستطيل كشيده بود. در اين باغها ، در مقابل بنا ، فضاي باز و كشيده اي بود كه درست در چشم انداز اصلي واقع مي شد. در اين فضا درختان بلند نمي نشاندند . معمولاً گياهاني مي كاشتند كه زياد بلند نشود. و منظر باغ را سد نكند و در عين حال هميشه زيبا باشد. گياه زمينه معمولاً (يونجه ) بود كه حالا جايش را چمن گرفته است .
بنا را در نقاط مختلف باغ مي ساختند ، مثلاً گاه بناي اصلي در وسط باغ بود و از چهار طرف بناهاي فرعي و سردر ، در اطراف بودند. يا بناي اصلي باغ يك طرف بود و بناهاي فرعي در اطراف با دو راه متقاطع و منظر اصلي در امتداد محور طولي باغ بود .
در باغهايي نيز كوشك به نسبت يك سوم در امتداد محور طولي قرار داشت و بناهاي اندرون را در طرف خلوت باغ قرار مي دادند و منظر اصلي در جهت مخالف اندرون بود . باغ طرف اندرون هم ميان كرت و ساير اجزاء را داشت ، اما پشت آن مسدود بود ، مثل باغ دلگشا. نوعي باغ هم بود كه در پشت بناي اصلي آن يك حياط بسته بود. رو به جلو منظر داشت ، اما در پشت بنا ، فقط حياط خلوت و گوشه دنجي بود : مثل باغ ارم شيراز .
باغهايي نيز بودند كه علاوه بر باغ اصلي ، يك باغ بيروني هم داشتند كه كمي عمومي تر بود و بعد از عبور از آن وارد باغ اصلي مي شدند. مثل باغ دولت آباد يزد كه در جلو آب باغ بهشت آئين بود . باغ جهان نماي شيراز هم باغ بيروني داشت كه اينك به صورت كارخانه درآمده ، اما هنوز قسمت اصلي آن مانده است .
اما در تمام اين باغها ، در مقابل بنا حتماً ميان كرت بود، يا يك فضاي مستطيل كشيده كه در آن آبنما يا استخر مي ساختند. هيچ باغي بدون اين فضاي باز نبود. (مگر اينكه از زمان احمد شاه به بعد احداث شده باشد) . برعكس ميان كرت ، در خيابانهاي دو طرف درختان بلندي مي كاشتند كه خيابان را به صورت دالاني سبز در مي آورد و در خيابانهاي فرعي نيز كه به صورت منظم و مربع يكديگر را قطع مي كردند، انواع درختان ديگر كاشته مي شد و اين خيابان بنديها باغ را به شكل مربع تقسيم مي كرد.
وسط خيابان يا ميان كرت بود يا آبنما و در انتهاي خيابانها قبل از رسيدن به كوشك حوض كلگي قرار داشت . بعضي جاها هم ميان سردر و ميان كرت گلزار بود . در بعضي از باغها ، درهاي فرعي هم بود مثلاً در باغ قدمگاه نيشابور .
به طور خلاصه در هندسه باغ ايراني دو اصل مهم بود : سه كشيدگي در كنار هم و تقسيم باغ به مربعهايي كه خود داراي تقسيماتي منظم و مربع شكل بودند . سابقه اين اصول به خيلي قبل، به هزاران سال قبل باز مي گردد. در كشاورزي ماهم كاشت مربعي معمول بوده و زمين و آب به صورت مربعي تقسيم مي شده است .
4-3-2- آب در باغ :
يكي از مشخصه هاي مهم باغ ايراني ، تمايل زياد به نمايش آب بود. چون آب معمولاً خيلي كم و عزيز بود ، معمار باغساز بازيهاي غريبي با آن مي كرد. معمار با بازي وصف ناپذيري بارها آب را به درون زمين برده و بيرون آورده است . در مقابل «ارسي» اتاقها سه «سينه كبكي» است از سنگ مرمر كه آن را به شكلي مي تراشيدند تا موج ايجاد كند و آب را وقتي كه كم است بيشتر نشان دهد . اگر باغ مسطح بود ، آبنماها خيلي كم شيب بودند ، مثل باغ فين كاشان، و اگر شيبدار بودند مقابل باغ شاهزاده يا باغ تاج نطنز، به صورت آبشار در مي آمدند . در اين موارد از «سينه كبكي» استفاده مي كردند كه آب را بيشتر نشان مي داد. تراش سنگ در سينه كبكي مثل موج طبيعي آب بود.
تناسب نما و استخر در باغهاي مختلف فرق مي كرد. مثلاً اگر جلوي كوشك استخر بود ، استخرها را معمولاً به اندازه اي مي ساختند كه محوطه اي در اطراف آن براي نشستن باقي مي ماند.
اندازه استخر مربع معمولاً 15×15 متر بود . مثل استخر ميدان بهارستان كه از بين رفته است . اگر استخر مستطيل بود ، مستطيلي خيلي نزديك به مربع مثلاً در ابعاد 12 × 10 يا 15 × 12 متر بود . حوضهاي كلگي حداكثر 4 × 6 متر بود در باغ دلگشا كه بسيار قديمي است . حوض كلگي تمام جلو تالار را گرفته بود و حاشيه دور حوض قابل نشستن بود.
در ميان كرت باغ ايراني معمولاً گياهاني مي كاشتند كه زياد بلند نشوند و هميشه سبز و زيبا باشند . اما در دو خيابان دو طرف ميان كرت يا آبنما ، دالان سرپوشيده اي از درختان مي ساختند . نوع درختان بسته به نوع آب و هوا و خاك منطقه متفاوت بود
بيدها را معمولاً جايي مي كاشتند كه آب زياد باشد ، مثلاً در مظهر آب ، ولي در كنار حوض يا استخر نمي كاشتند چون حوض را مي شكست .
جايگاه گلها در باغ ، پاي درختها بود . گلهايي كاشته مي شد كه خاصيتي داشته باشند، هم از عطر آنها استفاده مي شود و هم از گلبرگهايشان حلوا و مربا و چيزهاي ديگر درست مي كردند . و برخي از آنها خاصيت طبي هم داشت.
4-4- باغهاي ايراني در دوره هاي مختلف:
در اين باغ ها حوض هاي وسيع ديده مي شود. و در سرتاسر آن نهر بزرگي جاري بود و درختان تنومند نارون و چنار در دو طرف نهر غرس شده بود. پاي اين درختان را با سنگ فرش به صورت سكو درآورده بودند:
4-4-1- باغهاي تيموري :
نهرها در محل هائي كه اختلاف ارتفاع زياد بود با صداي ملايمي پائين مي ريختند و به باغ زيبائي خاص ، مي بخشيدند . بالاخره در انتهاي آب نهرها به خندق اطراف تپه خاكي مي ريخت . معمولاً چند خيابان بزرگ در اين باغ ها بود كه قسمت هاي مختلف را به هم وصل مي كرد، از اين خيابان هاي بزرگ خيابان هاي كوچكتري منشعب مي شد كه تنوع در طرح به وجود مي آورد. در حوض فواره هاي فراواني تعبيه مي شد. فضاي باغ هاي تيموري با تناسب زياد طراحي مي شد. در اغلب آنها خيابان ها و باغچه هاي مستطيل شكل و جنگل هاي كوچك به اشكال گوناگون احداث مي نمودند . در دو طرف خيابان درخت هاي نارون مي كاشتند و بقيه فضاي باغ را با درختان ميوه و بوته هاي گل و درختچه هاي زينتي آرايش مي دادند.
4-4-2- باغ هاي صفوي و شاه عباسي :
رشته طراحي و معماري در دوره صفوي اگرچه خيلي پيشرفت نمود ولي از نظر كلي متأثر از سبك تيموري بود . در اين زمان براي اولين بار در تاريخ معماري ايران فضاي خارج (باغ ) را با فضاي داخل (ساختمان ) مربوط مي ساختند. (شكل4-5)
شكل(4-4)-طرح باغ چهل ستون وكوشك آن
باغ هاي صفوي در اصفهان و ديگر شهرهاي ايران به طرز فشرده اي در اطراف كوشك سلطنتي قرار داشتند و با اسامي مختلف از قبيل باغ تپه ، باغ چهل ستون ، باغ صاحب الزمان ، باغ زيتون ، باغ حرم ، باغ خلوت ، باغ چشمه، باغ هزار جريب ، باغ هشت بهشت معروف بودند .
در اين باغ ها هميشه باغي به نام تپه وجود داشت كه بالاتر از ساير باغ ها احداث ميشد. خيابان كشي و ايجاد معابر عمومي به طرز منظم و صحيح براي اولين بار از زمان صفويه آغاز گرديد. بهترين نمونه اين معابر خيابان چهار باغ اصفهان است . اين خيابان علاوه بر يك محل عبور و مرور ، يك گردشگاه نيز بشمار مي آيد.(شكل5-4)
شكل(5-4)-نقشه باغ هاي اصفهان در دوران صفويه
4-4-3- باغ هاي قاجاري :
در دوره قاجاريه براي اولين بار سبك اروپائي در سبك باغ سازي نفوذ كرد . باغ دوشان تپه كه در زمان ناصرالدين شاه احداث شد اولين باغي است كه به اقتباس از سبك ايراني و اروپايي ساخته شده است . طرح باغ اين قصر مخلوطي از سبك باغسازي ايراني و اروپائي است . استفاده از آهن در ساختمان قصر و شبكه هاي آهني تفكيك كننده باغ براي اولين بار در ايران متداول گرديد.
قسمتي ديگر از اين باغ يك كوشك چند پهلو و داربست هائي از مو ديده مي شد. براي ايجاد فضاي سبز مساحت زيادي از باغ را به درخت كاري اختصاص داده بودند. طرح اين قصر پلكاني است كه پاي آن حوض بزرگي ساخته اند و قسمت بيروني قصر كه محل ورود و خروج مهمانان و غيره بود با يك طرح ساده طرح ريزي شده و قسمت پشت را با كاشتن درخت هاي بزرگ به صورت جنگل درآورده بودند.
اين قصر را بر بلندي احداث نمودند تا حداكثر استفاده را از مناظر اطراف بنمايد. از بالاي اين تپه مرقد طلائي حضرت عبدالعظيم در جلو و در قسمت پشت كوه هاي توچال و البرز به خوبي ديده مي شود. (شكل6-4)
شكل(6-4)-باغ هشت بهشت در چهار باغ نزديك چهل ستون
شكل(7-4)-طرح باغ دوشان تپه در شمال ايران
4-4-4- باغ هاي شيراز :
اين باغ ها به قول شاردن استخرهاي بزرگ و تنومندترين درختان جهان را در خود جاي داده بودند. (درختاني از قبيل سرو ، چنار ، كاج و غيره ) در ركن آباد شيراز كوشك كوچكي بود كه طرح خيابان هاي اطراف آن شبيه طرح چهار باغ اصفهان است . گمان مي رود. كه چهار باغ از آن اقتباس شده باشد.(شكل8-4)
شكل(8-4)-نقش باغهاي شيراز وحومه
4-4-4-1- باغ تخت :
باغ تخت به شكل تراس بندي ساخته شده و در پائين تر تراس ها حوض بزرگ درياچه مانندي كه از درختان سر به فلك كشيده احاطه گشته قرار دارد.(شكل9-4)
شكل(9-4)-نقشه باغ تخت در شيراز(1360ه.ق)
4-4-4-2- باغ ارم :
اين باغ را به يكي از سران قشقائي نسبت مي دهند. بناي اصلي كوشك آن توسط يكي از معماران محلي به نام حاج محمد حسن كه در طراحي و ساختمان كوشك در عهد خود بي رقيب بوده ، ساخته شده است . طرح اين باغ متقارن است و داراي يك محور طولي است كه به صورت نهر بزرگي كوشك اصلي را به كوشك پائين باغ متصل مي كند.
در دو طرف نهر سروهاي بلند و كاج چتري و شمشاد را به طرز زيبائي كاشته اند. در ميان آنها محل گل كاري (فصلي ) زيبا در نظر گرفته شده است. (شكل10-4)
شكل(10-4)-نقشه باغ ارم در شيراز
شكل(11-4)-نماي اصلي كوشك,داخل باغ ارم
4-4-5- باغ هاي تبريز :
در اين شهر باغ هاي مشهور و بزرگي وجود دارد كه يكي از اين ها باغي است كه در زمان اق قوينلو ساخته شده و بعضي ديگر احداث آن را به اوزن حسن منسوب كرده اند. در هر صورت اين باغ ابتدا هشت بهشت و سپس عشرت آباد و در زمان قاجاريه به باغ شمال مشهور گرديد. وسعت اين باغ بسيار زياد بود. كاخ ها و كوشك هاي فراواني را در خود جاي داده بود. ولي اكنون فقط يكي از ساختمانهاي آن باقي است . اين باغ محوطه درخت كاري وسيعي دارد. و در جوار اين درختان جويبارهاي متعدد و گل هاي متنوعي و رزكاري هاي فراوان و تپه هاي گل بسيار قرار داشت . باغ شاه گلي يكي ديگر از باغهاي مشهور تبريز است.(شكل12-4)
شكل(12-4)-طرح باغ شمال در تبريز
در سال 1785 ميلادي و يا قبل از آن احداث شده اين باغ داراي حوض بسيار بزرگي است كه هر ضلع آن حدود 650 متر پهنا دارد. محل حوض زميني غير مسطح بود و چنين به نظر مي رسيد كه براي مسطح كردن آن مقادير زيادي خاك در قسمت شمالي آن ريخته اند.
زمين هاي اطراف حوض را هم طبقه بندي كرده و در آنها درخت كاشته اند. درختان تبريزي را در كنار ديوار و درخت بيد را كنار استخر كاشته اند. به طوري كه مثل حصاري دور از استخر پوشيده شده و هرگاه از ايوان كوشكي كه در وسط درياچه قرار دارد به اطراف نگاه كنيم چنين به نظر مي رسيد كه استخر بر فراز سطح دره اي است كه پشت آن واقع شده است.
4-4-6- چند نمونه ديگر از باغهاي ايراني :
4-4-6-1- باغ فين كاشان :
يكي ديگر از باغ هاي مشهور ايران باغ فين كاشان است كه امروزه هم تقريباً به فرم اصلي خود باقي است . در مركز اين باغ كوشك بزرگي قرار دارد. كه به سبك قرينه احداث شده است . يكي از شگفت انگيزترين و زيباترين سيستم هاي كانال كش و انشعاب كانال در اين باغ ديده مي شود. كه فوق العاده زيبا است . آب استخر مركزي در عين حاليكه تمام قسمت هاي مختلف باغ را آبياري مي كند به منزله محوري هدايت كننده نيز مي باشد، اطراف و كف نهرها با كاشي هاي آبي رنگ پوشيده شده . در جلوي قصر مركزي ، استخر بزرگي با فواره هاي فراوان قرار دارد. كه منظره گچ بري و كاشي كاري قصر را منعكس مي كند. در اين باغ از درخت و سبز گل هاي رنگارنگ به وفور با استادي زياد استفاده شده است . (شكل13-4)
شكل(13-4)-نقشه طرح باغ فين كاشان
شكل(14-4)-محور اصلي باغ
4-4-6-2- باغ شاهزاده ( ماهان كرمان )
مقبره شاه نعمت ا. . . ولي در ماهان كرمان يكي ديگر از بدايع هنر معماري ايران است . اين مقبره داراي سه حياط است كه بر روي يك محور مركزي درست شده . هريك از اين حياط ها داراي يك حوض و تعدادي درخت است . حياط جلو با دروازه اي كه بالاي آن تعبيه شده از دو حياط ديگر زيباتراست.(شكل15-4)
شكل(15-4)-آب در محور اصلي باغ
حوض آن داراي طرح صليبي است و در اطراف حوض درختان سرو و كاج كاشته و در پاي آن رزكاري و فضا براي گل كاري فصلي در نظر گرفته شده است . استخر اين حياط به شكل صليب است و در داخل حوض ، حوض هشت گوش كوچك تعبيه شده كه در سطح مرتفع تري قرار دارد. هنگامي كه فواره هاي آن را به كار مي اندازند. آب به شكل مخروط در مي آيد.
شكل(16-4)-باغ شاهزاده ماهان،محور مركزي باغ،جوي آبي است كه چشم انسان را ازسردر ورودي به مركز باغ يعني كوشك انتهاي آن هدايت مي كند.
4-4-6-3- باغ گلشن :
باغ گلشن در طبس يكي از باغهاي مشهور ايران است . اين باغ در قلب بيابان خشك احداث شده است . چشمه هاي آب كه از چاه هاي آرتزين بيرون مي جهد طرح و نقش شهر را تعيين مي كند.
محلي كه چشمه در آن قرار دارد. باغي است كه در قديم متعلق به سران مملكت بوده و اكنون ساختمان شهرداري را در بر مي گيرد. ميدان اصلي شهر در پائين اين باغ قرار گرفته است . (شكل17-4)
شكل(17-4)-باغ گلشن طبس،محور مركزي همان مسير جوي آب است،جهت ديد را از ورودي به سمت عمارت هدايت مي كند.
نهرهاي آب از اين ميدان منشعب گرديده و مرز اصلي را نمايان مي سازد. و همچنين از ساير قسمتهاي شهر مي گذرد. اطراف استخر انبوهي از درختان سرو، بيد ، چنار و چند درخت نخل قرار گرفته است . آرايش قسمت پائين اين درخت ها طوري است كه شاخ و برگ آنها را مي زنند و در زير آنها برحسب فصل بوته هاي گل سرخ و گل اطلسي سفيد پرورش مي دهند.
مدت ها قبل از اينكه ساير جهانيان متوجه رابطه ميان انسان و محيط زيست او بشوند. ايرانيان ارتباط نزديكي با طبيعت ايجاد كردند. ممالكي كه تماس زيادتر با ايران داشتند از سبك باغ هاي ايراني پيروي مي كردند. و فضاي سبز قصرها و كاخ هاي خود را به سبك ايراني مي آراستند ، براي مثال مي توان باغ تاج محل در هندوستان و باغ شاليمار در لاهور را نام برد.
4-5- پارك و پاركسازي
امروزه در زندگي مصنوع و سريع ما مردم باور دارند كه زندگي در شهر بدون طبيعت امكان ندارد. گسترش سريع شهرها ، و زاد و ولد و آسمان خراشها ، افزايش سرسام آور جمعيتهاي مناطق صنعتي و وجود ماشينهاي سوختي متنوع نياز به اكسيژن و هواي تميز را ايجاب مي نمايد. لذا فواره ها ، آبفشانها و آب جاري و محوطه پاركها و اماكن عمومي است كه قدري موازنه و تناسب طبيعت به محيط شهري باز مي گردد. چرا كه فرهنگ زندگي شهري براي ما لازم است ولي براي يك زندگي مناسب كافي نيست.
تعريف :
- منطقه محصور بزرگي در شهرها يا نزديك به آنها است كه براي استفاده هاي تفرج مردم اختصاص مي يابد. (فرهنگ امريكن هوتياژ 1982 )
- پارك ، قطعه زميني است در داخل يا نزديك شهرها كه معمولاً با امكاناتي نظير زمينهاي بازي ، گردشگاهها و زمينه هاي ورزشي براي استفاده عمومي تجهيز مي شود (فرهنگ استاندارد دانشگاهي 1975 )
پاركها بر حسب ويژگي اصلي به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- پاركهاي طبيعي
2- پاركهاي مصنوعي
4-5-1- پارك موضوعي
پاركهاي مصنوعي گونه هاي مختلفي را دارا ميباشد, يكي از اين گونه ها پاركهاي موضوعي مي باشند. هنگاميكه واقعيت از حد خودش فراتر مي رود و حقيقت دائماً در مسيرهاي غير قابل تصوري آشكار مي شود ، تصورات و تخيلات ذهني مي تواند شكلي قطعي پيدا كند و يك مجموعه يا در واقع شهري را از اين تصورات و يا حداقل قسمتهايي از آن بصورت واقعي بوجود آورد در اين زمان است كه پارك هاي موضوعي بوجود مي آيند .
پاركهاي موضوعي داراي ويژگي هاي منحصر بفردي هستند كه آنها را كاملاً متمايز از ديگر پاركها همانند پارك هاي عمومي و يا پاركهاي سرگرم كننده مي كند. سايت و محوطه اين پاركها كاملاً طراحي شده اند و همانند پاركهاي عمومي بوسيله طبيعت و عناصر طبيعي احاطه نشده اند . همچنين علاوه بر اينكه بسيار سرگرم كننده و پرخاطره هستند . داراي بعد آموزش نيز مي باشند و معني و مفهوم خاصي را دنبال مي كنند، بطوريكه بعد آموزشي و پيام از فاكتورهاي بسيار مهم و غير قابل اجتناب در پاركهاي موضوعي بشمار مي رود. بنابراين پاركهاي عمومي يا فضاي تفريحي حفاظت شده حتي اگر هم داراي موضوع باشند . (همانند باغ وحش ها ) در اين مقوله جاي نمي گيرند .
در پاركهاي موضوعي سايت مجموعه – مسيرها – راههاي عبوري – جريانهاي آب – ساخت و سازها – عناصر – جهات مختلف ديد ، وقايع و اتفاقات تماماً در خدمت موضوع پارك بوده و در جهت تقويت آن حركت مي كند بطوريكه بازديد كننده را تحت تأثير محيط قرار مي دهند.
نوع معماري خاص و منحصر به فرد و مورد اقتضاي هر موضوع و نيز بهره گيري از تكنيكهاي مختلف همانند افكت هاي نور – ليزر – صدا و . . . بر بيان هرچه بيشتر موضوع تأثير بسزايي دارد.
پاركهاي موضوعي داراي انواع بسيار زياد و متنوعي مي باشند. براي ايجاد پارك موضوعي مي توان هر نوع موضوعي را كه جذاب به نظر مي رسد و همچنين قابل معرفي و نشان دادن باشد مورد استفاده قرار داد. با توجه به اين گفته براي ايجاد چنين پاركهايي ، با انواع و تنوع بسيار زياد موضوع روبرو مي شويم . ولي بطور كلي مي توان موضوعات را به سه دسته اصلي تقسيم كرد.
- پاركهاي علمي Scientific theme park
- پاركهاي فرهنگي Cultural theme park
- پاركهاي تخيلي Imaginational theme park
پاركهاي علمي مانند :
- دنياي فضا
- دنياي فيزيك
- دنياي آب
پاركهاي فرهنگي مانند :
- شهر كوچك
- پارك رويدادها و وقايع تاريخي
- پارك موزيك
پاركهاي تخيلي مانند :
- پاركهايي كه بر اساس يك روايت – داستان يا فيلم ساخته مي شوند.
- پاركهاي ترسناك
4-5-2- كاربرد آب در پاركها
آب در قابليتهاي مختلف مانند حيات ، تازگي،درخشندگي ، پاكيزگي ، رونق و رواج روشنايي ، سكون و آرامش يا بالعكس تحرك ، احساسهاي متفاوت در روح و روان انسان گذارده است .به همين دليل همواره در مكانهايي كه ساخته دست بشر هستند ، به صورتهاي مختلف براي خود جا باز كرده است . كه البته اين مسأله در رابطه با مكانهايي مانند پارك يا باغ بيشتر چشمگير است . زيرا عنصر آب به عنوان يكي از زيباترين زمينههاي ديد و يكي از موارد تكميلي فضاي سبز مورد استفاده قرار ميگيرد.
آب و روانشناسي – انسان مجموعهاي است پيچيده از روح و ذهن و جسم . همان گونه كه جسم آدمي به غذا نيازمند است ، ذهن و روح نيز طالب عناصري است كه به او آرامش ببخشد. از آنجا كه امروزه در شهرها شاهد عناصري با بافت سخت مثل بتن و … بجاي عناصر طبيعي (پوشش گياهي )ميباشيم لذا بايد با به كارگيري عناصري كه بافت نرم دارند ، گوشه عزلت و زيبايي فراهم كرد تا به روان انسان آرامش بخشيد. اين مكانها ميتوانند پاركها و باغهاي شهري باشند . آب يكي از عناصر به شمار ميرود و چه در حالت سكون و چه در حالت حركت نوازش دهنده روح انسان است . حركت و موسيقي آب ، در جلوهگري بيشتر فضاي سبز نقشي در خور توجه دارد. ميتوان آب را به صورت جويبار و چشمه براي نقاط آرام و بي سر و صدا و به صورت آبشار و فواره ها ي بزرگ براي نقاط پر ازدحام و شلوغ طراحي كرد.
1-آب و تأثير آن در كاهش درجه حرارت و افزايش رطوبت آب در پاركها و باغها به هر يك از صور مختلف، خود به نحوي در متعادل كردن درجه حرارت هوا ، تأمين رطوبت نسبي براي گياهان و ايجاد طراوت موثر است . مجموعه اين عوامل از يكنواختي و خشكي محيط مي كاهد.
2-طراحي آب در سبكهاي مختلف – جذابيت آب از ديگر عناصر موجود در پارك است . آب نما عنصري است كه اگر در پاركها خوب و كامل طراحي شود ، تركيب مناسبي ايجاد مينمايد و آب نمادها را عنصري به دو صورت منظم و غير منظم طراحي كرد .
منظم (Formal)- منظور از طراحي منظم دادن شكل كاملاً هندسي به آب نماها و آبراهه هاست . اين نوع آب نماها وقتي در يك چشم انداز كه به شيوة منظم طراحي شده است قرار گيرند ، بهترين نماي خود را نشان ميدهند. اشكال به حالت قرينه و كلاسيك به كار ميروند .
غير منظم (Informal)- آب نماهاي غير منظم ميتواند از اجسام قالب ريزي شده و ظروف با اشكال هندسي و خيالي و يا سنتي ساخته يا به فرم آزاد با پيروي از آبگيرهاي طبيعي طراحي شود . در اين صورت آب نماها داراي گوشههاي راست و ديوارهاي عمودي و حاشيههاي منظم و دست ساز نيستند.
استخر شنا در باغهاي خصوصي احداث ميشود و در پاركهاي عمومي ، استخرها نقش آب نماها را دارند و در بعضي موارد ، براي بازي از آنها استفاده ميشود . مانند استفاده از قايقهاي موتوري و پايي. اينگونه استخرها در اوايل قرن بيستم به شكل مستطيل ، بيضي يا به اشكال هندسي منظم ساخته ميشوند ،در طول قرن حاضر در طرح اين گونه استخرها تنوع بكار ميرود.
اشكال هندسي نا منظم با خصوصيات بهداشتي بيشتر ، تزيينات نوري و توليد امواج در آب ، تفنن خاصي را به همراه آورده است.
با استفاده از خصوصيات طبيعي ، چشمههايي را در پاركها و باغهايي كه به شيوة طبيعي و كلاسيك احداث شدهاند ، طراحي ميكنند. ايجاد چشمههاي كوچك به طور مصنوعي به نحوي به اطافت و زيبايي فضاي پارك ميافزايد چشمهها را بايد با توجه به انواع طبيعي آن با جريان تند يا ملايم با در نظر گرفتن وضع توپوگرافي زمين با سرعت كم يا زياد آب طراحي كرد.
احداث بركه بر تلطيف هواي پارك و زيبايي آن بسيار موثر است . بركه به اشكال منظم و غير منظم با اعماق مختلف در نزديكي منطقه جنگل كاري ، در وسط پارك يا در كنار سطوح گل كاري وسيع ساخته ميشود .
آبشارها و جويبارهاي طبيعي هميشه براي مردم جذابيت خاصي داشتهاند . امروز طراحان توانستهاند با الهام از زيباييهاي طبيعي و از جمله آبشارها و جويبارها ، در پاركها و باغها گوشههايي از طبيعت را تا حد امكان بيافرينند . ارزش وجودي آنها به جنبههاي زيبايي شناسي آنها محدود نميشود، بلكه در تلطيف هوا و مطبوع ساختن فضا موثرند.
فواره تنها نمايشي از زيبايي آب نيست ، بلكه در روزهاي خشك و گرم تابستان ، رطوبت هوا را افزايش ميدهد و فضاي دلپذيري فراهم ميسازد.
همچنين در پاركها براي خلق گونههاي مشابه و به منظور ايجاد سرگرمي و تفنن براي علاقمندان به انواع جانوران آبزي استخرهاي بزرگي براي انواع حيوانات دريايي و آكواريومهايي به صورت موزههاي بزرگ از انواع جانوران دريايي تعبيه ميشود .
در برخي پاركها ميتوان استخرهاي كم عمق براي آبتني و بازي كودكان با سرسرههايي آبي كه به استخر ختم ميشوند ايجاد كرد.
3-آب در پاركهاي آبي: پاركهاي آبي بطور كلي تركيبي از زيباييهاي طبيعت ، تكنولوژي پيشرفته و انواعي از هيجان انگيزترين وسايل طراحي شده كه با ايجاد جوي سالم و زيبا و انباشته از هيجان و سرگرمي در محيطي خانوادگي ميتوانند ساعاتي خوش و به ياد ماندني در ايام گرم تابستان براي افراد بوجود بياورند.
اين پاركها كه طراحي آنها در خارج از ايران قدمتي نه چندان طولاني در حدود 15 سال (در آمريكا) را دارا ميباشند، تركيب ورزش شنا و بازيهاي هيجان انگيز ، استفاده مطلوب از اوقات فرات تابستان را موجب ميشوند . اجزاء خاص اين پاركها عبارتند از : اتاق تعويض لباس ( كمدها و دوشها) ، لولههاي مارپيچ ، سرسره سريع ، استخر فوارهاي ، رودخانه كند ( كه سر تا سر پارك را احاطه ميكند)، استخر موج ، استخر كوكدكان ، محل سر خوردن روي آب با قايق ، سرسره آبي خانواده ، زمين بازي و ديگر فضاهايي كه پاركهاي معمولي نيز دارا ميباشند . از نمونة اين پاركها ميتوان پارك آبي آزادگان در جنوب شهر تهران را نام برد.
4-6- نگاهي اجمالي به نقش آب در معماري جهان :
در گذشته در مشرق زمين ، آسياييها براي طبيعت و آبهاي آن احترام خاصي قائل بودند. اين در سنت تائوچين و در محوطه هايي كه به تقليد از طبيعت ساخته شده آشكار است .
عابدان تائووپس از آنها طراحان معابد بودايي ژاپني ها ، آرامش طبيعت را در معابد و باغهاي كاخ خود باز آفريني كردند.
در تمدن هاي غربي قديم ، سازندگان باغهاي معلق بابل و معماران روم كه آبراهه ها و حمام هاي بزرگ را ساخته بودند، همه و همه با استفاده از مهندسي آب بوده . مسلمانان در Granado و سراسر اسپانيا حوضهاي هندسي كاخ خود را براي خلسة معنوي ، خنك كردن محيط و انعكاس كاشي هاي ديوارها و سقف كاخ خود را در آب ساخته بودند. در شبه قاره هند تاج محل با مناره هاي مرمري مرتفع ، گنبدها و يك حوض منعكس كنندة بزرگ ساخته شده بود كه هم اين بناي يادبود را منعكس و هم آن را محصور مي كرد.
در ايتالياي قرن پانزدهم نيز شاهان مذهبي كه مي خواستند توجه عموم را به قدرت و شكوه خود بيشتر جلب كنند ، از فواره ها و آبراهه هاي باغهاي Tlvoli در حومه رم استفاده مي كردند. امروزه آنها همچنان فعال و پا برجا هستند. باز فواره چهار رودخانه را داريم كه Bemini در قرن هفدهم براي به رخ كشيدن قدرت خود ساخته است .
با داشتن ستونهاي سنگي بلند ، فواره هاي سنگي به شكل دلفين و ساير مهارتهاي مجسمه سازي به منظور ستايش خدايان رودخانه ، اين اثر به يك بناي ياد بود در مركز تبديل شده است . در قرن هجدهم شكوه پادشاهان فرانسه را داريم كه در قصر ورساي و فونتن بلو نمايان شده و در آن از حوضهاي كم عمق ولي وسيع استفاده شده كه معماري اطراف و آسمان را منعكس مي سازند.
در قرن نوزدهم ، دوران بي خبري ، راه را براي انقلاب صنعتي هموار كرد. در آن موقع در برنامه ريزي و طراحي معماري با گسترش و صنعتي شدن شهرها ، اولويت با مهار كردن طبيعت بود نه تقليد از آن با اين وجود هنوز فواره ها در مكانهاي عمومي شهرهاي بزرگ به سبك باروك ساخته مي شد. و آب درون حوضها مي ريخت .
در قرن بيستم يكي از بزرگترين نمونه هاي معماري بشر و طبيعت به صورت هماهنگ ، آبشار فرانك لويد رايت بود . ايـن بنـاي شخصي در بخش روستـايي پنسيـلوانيا و برروي صخره ها و آب روان Bear Run بنا شده است . صفحات افقي و خطوط شيشه آن ، با عناصر عمودي روكش سنگي سازه هماهنگي دارد. اين خطوط زاويه دار با سطح طبيعي صخره ، آب و آسمان در هم مي آميزد.(شكل18-4)
بينندگان اين محل مي گويند كه آنجا پر بود از صداي آب جاري و درختاني كه نور از آنها مي گذشت . اينجا محلي است براي الهام بخشيدن به كساني كه مي خواهند سازه هايي هماهنگ با طبيعت بسازند .
شكل(18-4)-خانه آبشار ,فرانك لويدرايت
در بيست و پنج سال گذشته در آمريكا و اروپا درك روابط اكولوژيك و يكپارچه كردن حركت محيط سبب شده كه طبيعت مجدداً در طراحي معماري و برنامه ريزي شهري وارد شود. فواره ها و آبفشانهايي كه امروزه در بسياري از اماكن عمومي و محوطه هاي عمومي مشاهده مي كنيم به اندازه طراحانشان تنوع دارند. آنها گرچه از عناصر طراحي صحرا ، كوه يا دريا هم استفاده كرده باشند باز هم آب جاري را بر تقليد از طبيعت به كار برده اند.
پيشتاز اين جنبش يك فرد برنامه ريز و معمار منظر به نام « لارنس هالپرين » بوده است . او به دنبال طراحي Sea Ranch كه برنده جايزه شد به طراحي مركز اداري سان فرانسيسكو و محوطه هاي عمومي « امبار كادرو » پرداخت كه جزو اولين پروژه هايي در نوع خود بودند كه از آب استفاده مي كردند. مهمترين اثر او ميدان Joy Love در پورتلند و آبفشانهاي پارك Freeway در « سياتل » است . در هـر دوي اين آثار و در پروژه هاي بعدي او توانسته بود كه از آبشارهاي بلند Sierra كه خيلي مورد علاقه اش بود تقليد كند. آبشارهاي خروشان و جويهاي روان بر روي شالوده هاي منبتي گرانيت مانند و ديوارهاي دره هاي باريك بازسازي شده اند. در انبوهي از مه و در ميان غرش آب از پله ها و آبگيرها بالا مي رويد. اين نمايش آب و صخره به گونه اي است كه حس مي كنيد در يك درة رودخانة واقعي قرار گرفته ايد.
از معماران معاصري كه با عناصر آب در طراحي هاي خود كار كرده اند ، «آرتورا ريكسون» از كانادا و « لوئيس باريگان » از مكزيك مشهورند . اريكسون ، سازنده بسياري از ساختمانهاي عمومي در شمال آمريكا در ساختمان دولتي شيشه اي خود در ونكور از جريان آب جاري و نور طبيعي بر روي بامهاي شيشه اي شفاف در بالاي سر استفاده كرده است. او بدين وسيله به گيشه ها و دفاتر كاركنان دولتي داخل بنا حيات و تازگي بخشيده بود. لوئيس باريگان كه برخاسته از اقليمي بسيار گرمتر است ، به خاطر بخشيدن حس آرامش و انسان بودن به ساختمانهاي دولتي و منازل شخصي معروف است. او اين كار را تا حدودي با استفاده از آب جاري بر روي گچ پاستل و ديوارهاي بتني كه به حوضهاي ساكن در حياطهاي خصوصي مي ريزد به شيوه اي مشابه آنچه كه مسلمانان قرنها در مورد كشور خشكشان بكار مي بردند، انجام داده است .
4-7- منظرسازي در گذر زمان
به طور كلي در يك نگاه مي توان سير تحول ظاهري طراحي چشم انداز در معناي خاص يعني پارك را در چهار دوره به شرح زير بيان كرد.[3]
1- باغهاي رنسانسي قرن 15 تا قرن 17 در ايتالياي و فرانسه
2- مفهوم پارك در قرن 18
3- مفهوم پارك در قرن 19
4- مفهوم پارك در قرن 20
4-7-1 - باغهاي رنسانسي قرن 15 تا قرن 17 در ايتاليا و فرانسه
در قرن پانزدهم باغها و اصولاً فضاي سبز تحت مالكيت خاصي از جامعه يعني حاكمين و سلاطين و ساير ثروتمندان بود و شكل گيري و طراحي باغها در اين قرن به حاكميت انسان به قطعه اي طبيعت تعريف شده است . بدين معنا كه در اين دوره منطق انسان به تفسير طبيعت و كنترل آن پرداخته و در واقع طرح و شكل يك باغ بيانگر جهان بيني و فلسفه خاص آن دوره بوده است . در اين دوره ايجاد شكلهاي منظم هندسي – تقارن و خطهاي مستقيم كه منجر به تشكيل پرسپكتيو با نقطه گريز در بي نهايت مي گردد. از اصول اوليه باغها بوده است . در واقع تلاش طراحان در به نظم درآوردن طبيعت بي نظم و شكل دادن به آن در اشكال منظم و خطوط صاف بوده است .
4-7-2- مفهوم پارك در قرن 18
در قرن هيجدهم حاكميت انسان در طراحي و تفسير و شكل دادن به پاركها كه در گذشته رايج بود حذف گرديد و توجه به طبيعت جزء اصول طراحي قرار گرفت.
ايده هاي طبيعت گرايانه و رمانتيسيسم كه در واقع بازتابي از انديشه فلسفه قرن 18 فرانسه بود، تحت عنوان بازگشت به طبيعت و ستايش طبيعت الگوي طراحي قرار داده شد . و طراحي پاركها به صورتي طبيعي طوري كه تصويري از باغ عدن را تداعي كند آغاز گرديد در اين دوره دانش و هنر انسان نه در مقام حاكميت بر طبيعت بلكه به عنوان ابزار تعبير طبيعت قلمداد مي شد. در واقع مي توان گفت پارك به عنوان محصول طبيعت و انسان به عنوان تماشاگر و مهمان به حساب مي آمد . از بين رفتن شكلهاي هندسي ، نداشتن نقاط ديد متمركز هم چنين از بين رفتن تقارن و خطوط صاف و مستقيم و نيز جايگزين شدن خطوط نامنظم و متنوع را منجر مي شود كه در نهايت حس كنجكاوي و اكتشاف را در انسان بر مي انگيزد.
4-7-3- مفهوم پارك در قرن 19
مفهوم پارك در قرن 19 طي دو دوره به شرح زير است :
4-7-3-1-الف – دوران انقلاب صنعتي (نيمه اول قرن19 )
شروع انقلاب صنعتي در قرن 19 منجر به صنعتي شدن شهرها ، هم چنين افزايش جمعيت در نتيجه تراكم مسكن در داخل شهرها گرديد كه آلودگي محيط زيست و شيوع بيماريهاي واگيردار و به طور كلي از بين رفتن تدريجي بهداشت و سلامت عموم را به همراه داشت. به دنبال آن نياز به هواي سالم و تازه و بهسازي محيط ، لزوم ايجاد مكاني طبيعي و سالم در تضاد با سيماي زشت و ناسالم شهر را ايجاب نمود. و ايده بازگشت به طبيعت در شهرها تجلي يافت . در اين دوره در آمريكا با توسعه صنعت و تراكم و فشردگي بناها در شهرها ، گورستانهايي در خارج از شهر براي حفظ و رعايت بهداشت شهر و مناطق مسكوني ، بر اساس الگوهاي پاركهاي رمانتيك انگليسي ساخته شد، طولي نكشيد كه اين گورستانها به پاركهاي عمومي خارج از شهر تبديل شدند و مردم براي گذراندن اوقات فراغت خود و به منظور فرار از خشونت شهرهاي صنعتي به اين گورستانها پناه آوردند تا در محيط آرام و طبيعي و هوايي لطيف و تازه آرامش يابند . در حقيقت مي توان گفت در اين گورستانها ميان هنر و عظمت و ابهت طبيعت اتحاد برقرار شد . به عنوان مثال يكي از گورستانهاي اين دوره گورستان ( مونت اوبرون ) ( Mount Aubrn) در كمبريج ماساچوست (1831 ) مي باشد.
4-7-3-2- ب – دوره مدرن ( اواخر قرن 19 )
رشد سريع صنعتي شدن شهرها از يك طرف و افزايش اوقات فراغت و چگونگي گذراندن آن و اصولاً اعتقاد بر اين مطلب كه وقت آزاد صرفاً خاص طبقه بورژوا نمي باشد. بلكه عموم مردم نيز مي توانند از آن بهره مند شوند از طرف ديگر، هم چنين افزايش نيازهاي اجتماعي منجر به ارائه تعريفي نوين از پارك شد. بدين ترتيب كه پارك علاوه بر بهسازي محيط بايد به نيازهاي تفريحي و گردش مردم نيز پاسخ داده و به عنوان مكاني عمومي در شهر براي گذراندن اوقات فراغت و تفريح در نظر گرفته شود.
بنابراين ضرورت ادغام طبيعت درون شهرها مطرح گرديد كه منجر به ايجاد فضاي سبز شهري، از يك سو به عنوان عنصر تزئيني ميدانها خيابانها ، محله هاي مسكوني طبقات ثروتمند (به ويژه در پاريس ) و از سوي ديگر به صورت پارك عمومي براي گذران اوقات فراغت و تفريح عموم مردم گرديد.
در مجموع از قرن 19 به بعد طراحي باغ به مثابه تجسمي از جايگاه انسان در جهان و مكاني مقدس در طراحي فضاي سبز مورد نياز روزانه مردم پذيرفته شد و انديشه ها و باورهاي گوناگوني در پيرامون آن شكل گرفت.
از جمله اين انديشه ها ، ايده بازگشت به طبيعت در كتاب باغ شهرها نوشته هوارد (Howard) در سال 1898 ميلادي را مي توان نام برد. اين ايده در پارك سازي در شهرهاي اروپا و آمريكا تجلي يافته است هوارد (Howard) براي نخستين بار موضوع شهرهايي را مطرح كرد كه فضاي سبز عنصر اصلي مورفولوژيك (كالبدي ) اين شهرها بود.
4-7-4- مفهوم پارك در قرن بيستم
رشد صنعت و افزايش جمعيت ، فشردگي و تراكم زياد در شهرها ، منجر به ساخت و سازهاي سوداگرانه شد . اين ساخت و سازها به مسائل بهداشتي و تأمين حداقل نور و هوا در مناطق متراكم شهري توجهي نداشت . ضرورت ايجاد كاربري هاي جديد شهري كه بتواند پاسخگوي نيازهاي روز افزون و اسكان جمعيت باشد به تدريج موجب كاهش سهم فضاهاي سبز باز و باغهاي شهري گرديد. در نتيجه آلودگي محيط زيست همراه با بيماريهاي واگيردار و بيگانگي مردم از هم ، شيوع پيدا كرد. انهدام طبيعت همزمان با افزايش توجه انسان به منابع طبيعي آغاز گرديد و بهره وري از آن جايگزين احترام به طبيعت گرديد . تصرف طبيعت تا آنجا گسترش يافت كه حجم فضاي ساخته شده در مقايسه با فضاي آزاد شهري در اين دوره به افزايش چشمگيري دست يافت .
گارنيه و لوكوربوزيه از نام آوران جنبش مدرن هستند كه توجه به اين گونه فضاها را مورد تأكيد قرار مي دهند تا آنجا كه الگوهاي شهري را بر مبناي ادغام نظام مصنوع و نظام طبيعي ارائه مي دهند. در نگرش حاكم بر اين دوره در شهرسازي عملكرد گرايي پارك به عنوان يك فضاي عمومي و خدماتي مورد توجه شهرسازان قرار مي گيرد. و همانند ديگر خدمات شهري به پيروي از تقسيم بندي شهر به محله ، منطقه ، واحد هماهنگي به پاركهاي محلي ، شهري و واحد همسايگي تفكيك مي گردد. به دنبال افزايش نيازهاي تفريحي – فرهنگي در سطح توده مردم و تفكيك اين نيازها به ورزش – استراحت – تماشا – فراگيري ، پاركها نيز به عنوان يك فعاليت تفريحي – فرهنگي و برحسب نوع فعاليت به پاركهاي ورزشي ، فرهنگي ، تزئيني تبديل مي شوند .
4-8- فلاسفه و منظرسازي:
پيش از 1800 ميلادي طراحي چشم انداز به شدت متكي بر نظريه هنر آرماني بود .
دست اندر كاران از اين اصل اوليه نئو افلاطوني[4] استفاده مي كردند كه در هنر بايد از طبيعت تقليد كرد. اشياء به صورت نسخه هاي ناقص از آرمان هاي فطري به نظر مي رسيدند و كار هنرمند آن بود كه تا آنجا كه ميتواند به آن آرمان نزديك شود . در 1664 ميلادي ، بللري
(Bellori) اظهار داشت كه هنرمند واقعي كسي است كه مانند يك پيش بين به حقايق ازلي خيره شود و آنها را براي انسان هاي فناپذير آشكار سازد در كتاب Discourses رينلدز
(Reynolds) مي نويسد كه هدف هنرمند تقليد از طبيعت است . منظور او از طبيعت همان طبيعي فطري است.[5]
همين نظريه فلسفي ( نئوافلاطوني ) تا قبل از سده هيجدهم شكل طراحي هاي آن زمان را مشخص مي كرد. اما تفسير و برداشت از اين اصل نيز متفاوت بود .
رينلدز (Reynolds) در كتاب خود بين سالهاي 1769 تا 1789 كه به آكادمي سلطنتي ارائه شده بود به اين ديدگاه كلاسيك قرن هيجدهم تكيه داشت كه :
. . . سبك عالي در هنر تقليد كامل از طبيعت ، شامل اجتناب جستن ازجزئيات شيء مورد نظر مي شود . در كتابي كه در 1816 ميلادي به چاپ رسيد، ويليام هزليت
(William hazlitt) ديدگاهي متفاوت از ديدگاه بالا را ارائه مي كند كه حقايق را فقط از طريق جزئيات مي توان نشان داد:
. . . عالي ترين نوع تكامل هنر نه به جداسازي بلكه در ايجاد اتحاد بين حقايق كلي اشياء از طريق نمايش تفاوتهاي دقيق موجود بين آنها تكيه دارد.[6]
بوضوح پيداست كه هردو نويسنده اعتقاد به تقليد هنرمند از طبيعت را لازم مي دانند اما تفسير هريك متفاوت از ديگريست . در برداشت و تشريح از طبيعت براي رينلدز (reynolds)جهاني آرماني به شكل افلاطوني آن بود و براي هزليت جهان آرماني، جهاني قابل لمس تر و شامل اشياء و جزئيات آنها بود. (تفسيرهاي متفاوت آنها از طبيعت نتيجه يك تحول تاريخي از كلسيسيزم[7] به رومانتيسم از عقل گرايي به تجربه گرايي[8] و از جامعه گرايي به فردگرايي بود. تحول مذكور باعث ايجاد بحراني عميق در تئوري چشم انداز شد.
در 1700 ميلادي برداشت از طبيعت در طراحي باغ و چشم انداز از نظريه شكل افلاطون مشتق مي شد. طبيعت به معناي ذات تلقي مي شد. تقليد از طبيعت نيز به معناي تقليد از شكل هاي افلاطوني بود . از آنجا كه كامل ترين شكل ها كره ، دايره ، مكعب و مربع بود . طرح باغ ها نيز بايد براساس همان شكل ها ارائه مي شد.[9]
اين نظريه طي چند دهه بعد به نظريه اي مضحك تبديل شد چرا كه تقليد از طبيعت براي شكل دادن به باغ (طبيعت به معناي جهان آرماني ) درست مانند اين بود كه باغ با علف هاي هرز ، سنگ ها و كلوخ هاي شكسته و جانوران وحشي پرشود پس يك نئوافلاطوني فرانسوي به نام كوينسي(Quincy) در سال 1837 اعلام كرد كه اگر هدف از طراحي چشم انداز باغ ، تقليد از طبيعت وحشي است ، پس طراحي چشم انداز نمي تواند مجوز ورود به حريم هنرهاي محض را داشته باشد. اين اولين ضربه بر اين نظريه بود ، ضربه دوم توسط فردريك لاالمستد (F.lawdmsted) و كلورات واس (C.Vaux) وارد شد يعني زماني كه آنها معماري چشم انداز را سهواً به مثابه يك عنوان حرفه اي برگزيدند . اهميت انتخاب آنها در اين است كه كاربرد واژه چشم انداز همان كاربرد واژه طبيعت در حال تحول بود . در 1860 ميلادي، چشم انداز هنوز كم و بيش به منزله فضايي آرماني تلقي مي شد. از آغاز قرن بيستم چشم انداز به عنوان مكاني مطرح شد كه منتج از فرآيند ها و عوامل شكل دهنده مختلف بود. زماني كه نظريه پردازان سالهاي 1790 سخن از ايجاد چشم انداز مي راندند واژه مذكور نمايانگر آرمان هاي نئوافلاطوني بود . اما زمان كه واژه چشم انداز مورد استفاده زمين شناسان و جغرافي دانان قرار گرفت معناي نتيجه روند تكاملي توپوگرافي را بخود گرفت .
و بالاخره آخرين ضربه بر نظريه نئوافلاطوني توسط پيشرفت هاي علمي كاركردگرايي در طول قرن بيستم وارد شد. با دور كردن سبك هاي تاريخي گراي قرن نوزدهم ، معماران و ساير طراحان اعلام كردند. شكل تابع كاركرد است[10] و به اين ترتيب سير تحولي جديدي آغاز شد كه با سوالات و مشكلات جديدي رو در رو بود .
در حال حاضر نيز نظريه چشم انداز در وضعيت حاضر با تئوريهايي جديد و تسويه پردازاني جديد روبه روست . نظريه پردازاني نظير هانت كه سه راه حل در تئوري خويش مطرح مي كند . و به اين نكته اشاره مي كند كه :
يكم : طراحان بايد سعي كنند بفهمند كه مردم از باغ هاي خصوصي يا عمومي چه انتظاراتي دارند.
دوم : بايد تعريف هاي جديدي در حيطه كار خود ارائه كنند.
سوم : آنها بايد بومي كاركردن را تجربه كنند.[11]
4-9- نمادهاي آبي :
ويژگيهاي فيزيكي آب القاء كننده مفاهيم كالبدي و متافيزيكي است و مفهوم متافيزيكي به منابع و مسيرهاي آبي مضمون مذهبي مي دهد. ذات آب بوسيله سمبل هاي متأثر از طبيعت و اشكال انتزاعي متحرك نشان داده مي شد. مقدس بودن منطقه طبيعي و تقدير از آن ، منظرسازي و انتخاب محل قرارگيري ساختمانها را تحت تأثير قرار داد. طرح باغهاي كلاسيك نيز تحت تأثير باغهاي ايراني بود « پرديس » ايران محوطه محصور شده بزرگي بود كه با آب جاري و انواع گلها ، درختان و گياهان خوشبو مزين شده بود. در باغ هاي ايراني از آب براي آبياري استفاده مي شد. تصوير اسلام از بهشت (در فارسي « پرديس » يا باغ محصور شده ) باغي است كه با چشمه ها و حوض هاي فراوان ، چشمه هاي عمومي آب آشاميدني در جوامع اسلامي شامل يك موزه ساده و يك حوض كوچك قرار گرفته در يك فرورفتگي زيبا در ديوار بود . آب نماها، استخرها و فواره ها با باغ ها و كوشك ها در هم تنيده شده بودند. تا صدا و انعكاس هر زير وروي سطوح تزئين شده به وجود آوردند. و احساس خنكي آب را منتقل كنند. خصوصيات معمارانه كانالهاي آبي حوض ها صداي آب ، به همراه بود و رنگ گلها ، سازه هاي نمادهاي تزئين شده ، همه سهمي در بوجود آوردن لطافت ، ظرافت ، حساسيت و لذت را داشتند. با فتح مغولان شيوه باغ سازي ايران به افغانستان و شمال هند وستان راه پيدا كرد. باغ ها كه براي گذراندن اوقات فراغت طراحي شده بودند. شامل فضاهاي بهم پيوسته اي نظير حياطها و تراس ها بودند كه هركدام عملكردي مخصوص بخود داشتند. كوشك هاي اطراف باغ رو به منظره اطراف داشتند و ديوارهاي باغ براي ارتباط بصري ، كوتاه ساخته شده بودند. در بعضي موارد يك وجه باغ باز و رو به يك رودخانه يا درياچه بود . كلاه فرنگي اصلي كه در مركز باغ قرار داشت براي ميهماني ها بكار مي رفت . وقتي صاحب باغ از دنيا مي رفت . اين كلاه فرنگي تبديل به مقبره او مي شد. و در باغ بر روي عموم مردم باز مي شد. آب عنصر مهمي بود كه از منابع به داخل كانال ها در سطوح مختلف جريان داشت گاهي آب از روي سيب هاي ناهموار به پايين سرازير مي شد. تا بيشتر نور آفتاب را منعكس كند.
آب بعد از عبور از كانال ها بصورت آبشار به استخرها يا حوض ها مي ريخت و سپس براي خنك نگه داشتن كلاه فرنگي ها به داخل آنها راه مي يافت . باغ سنتي ايران شامل شبكه اي از كانال هاي آبياري بود كه تراس ها را تفكيك مي كردند. بعدها باغ هاي مغولان اين ارتباط نزديك ميان باغ ، آب و ساختمان را حفظ كردند.
سطح آب يك استخر يا يك درياچه مي تواند احساس يك نوع جدائي معنوي را القاء كند (مثل تاج محل ) ساختمان هاي متراكم احاطه شده توسط آب ساكن ، انتزاعي به نظر مي آيند.(شكل19-4)
اثر نور بر آب و ساختمان ها ، چه به عنوان تأكيد برتضاد اين دو ( ساختمان هاي روشن و انعكاس آنها در آب تيره ، ساختمان هاي تيره منعكس شده در آب روشن ) و چه براي انعكاس نور بر روي يك ساختمان (مثلاً نور منعكس شده بر روي سقف هاي پر نقش و نگار الحمراء ) بسيار مهم است . درخت ها و شاخ و برگها با شكستن نور و ايجاد سايه هاي عميق بر كيفيت منظر آبي مي افزايند. سطح طويل آب كانال ها فضاهاي مختلف را به يكديگر مرتبط مي سازد. كانالها و حوض هائي كه بين فضاهاي داخلي و خارجي كاخ هاي اسلامي در هم تنيده اند ايجاد تداوم فضايي مي كنند.
شكل(19-4)-محور آب در آكس اصلي تاج محل
4-10- نتيجه گيري
باغ و باغسازي از دير باز يكي از اهداف بشر طبيعت دوست بوده است. شايد بتوان گفت كه آدمي به نوعي مي خواهد بهشت موعود را براي خود در اين دنيا بازسازي نمايد. به همين دليل بوده كه اجدادمان باغهاي معلق بابل را با آن مهندسي قوي ساخته اند.
حضور آب در اين باغها در ابتدا به خاطر آبياري بود ولي قداست و احترام آب نزد اديان و اقوام مختلف باعث حضور محسوس آب در معماري شد.
در دوران قبل از اسلام تمام اديان خود به سمت آب مي رفتند ولي بعد از اسلام معماران با كسب علم و قدرت معماري خود ، آب را بطور هنرمندانه اي به داخل فضاها كشاندند وبدين گونه بر لطافت فضاهاي زندگي خويش افزودند.
در سرزمين ما نيز در دوره هاي مختلف پس از اسلام آب جزء لاينفك فضاهاي تفريحي و مذهبي ما بوده و حضور هنرمندانه و خلاقانه آب در بناهاي اين سرزمين باعث خلق آثاري شگرف شده است ، كه از آن جمله مي توان به باغ فين كاشان اشاره نمود. نكته جالب توجه اين است كه در دوره هاي مختلف معماري چه در ايران و چه خارج از ايران معماري خود دستخوش تحولات وتغييرات و پويايي بوده ولي كاربرد آب در همه اين دوره ها ثابت و هميشگي بوده است. تجسم باغها و باغسازي در گذشته، امروزه بصورت پارك و پاركسازي نمايان مي شود.
در جوامع كنوني بشري به تناسب نوع ساخت و سازها ، فضاهاي سبزي در لابلاي اين ساختمانها و يا بعضاً در چشم اندازي از طبيعت جهت تلطيف روح ، تحت عنوان پارك ساخته مي شود. پاركها گونه هاي مختلفي دارند .
منابع
-دكتر صادقي ، محمد ، زمين و آسمان و ستارگان از نظر قرآن ، ناشر : تهران ، چاپ دوم
