فصل اول :
1-1- نور و بشر:
نور نماد عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکی ها است و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل در معماری اغلب بناهای مذهبی ، نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجداسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیاء و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود.
دانستن روند بهره گیری از نور خورشید به اندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیار لازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م می باشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجی استفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هایی که دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود 1300 و 1400 ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود.
1-2- نور احساس و معماری :
چرا كاندينسكي صداي فلوت را به رنگ خاكستري درخشان نسبت مي دهد؟ خيابان در تاريك روشن سحر چه احساسهائي را مي تواند بر انگيزد؟ و چطور اين احساس ها در حضور هزاران هزار نوري كه از پائين ساختمان به نوك آن مي تابند و فضاي دهشتناك يك جنگل سنگي را پديد مي آورند تغيير مي كنند؟ چرا مشاهدة سوسوي چراغ كلبه اي در دور دست ها اميد مي آفريند؟ يا چگونه لبخندي انعكاس تلالؤ نور بر سطح آب را تداعي ميكند؟ و مثالي ساده تر، چگونه چهره مان تغيير مي كند هنگامي كه در پرتو نور مشعلي قرار مي گيرد؟
نور شفافترين، نرمترين، آسانترين و ارزانترين مواد ساختاري موجود در توليد كيفيت ها و اشياي مورد نياز محيط انساني است. چيزي است كه امكان شخصيت سازي و حيات بخشيدن به فعاليتهاي روزمره و باز نمائي زندگي در تصورات و حالات رواني متغير را فراهم مي سازد. نور مي تواند در فضائي خشن و بي روح همچون مبلي راحتي از ما استقبال كند. به همين دليل نور مناسب ترين مادة ساختاري است كه مي تواند به فعاليتهاي روزمره ما شكل، زيبائي، لذت و راحتي ببخشد.
نور ميتواند امكان خلق سيستمهاي محيطي هوشمند و سازگار را در بازسازي محيط مصنوع در اختيار ما بگذارد. كليساي تادائو آندو نمونه مناسبي براي نشان دادن اين سيستم هاست.
استفادة بياني از نور به شكلي نمادين، فراگير، خشنودكننده، ساده و غريزي و در عين حال ابهام آميز براي گشودن پنجرة دنياي خيالهاي بشري، بزرگترين وظيفة نور پردازي در عصر ماست.
در سالهاي اخير نورپردازي بيروني هويت جالبتري ارائه كرده است؛ از تازگي در خور توجه دكوراسيون شهري، خصوصاً در مراكز مشهور تاريخي يا تجاري و فرهنگي، تا بازگشت به نقش ايجاد احساس امنيت در شهرها، همان حس قديمي و آشنائي كه آتش اولين بار به جامعه انساني بخشيد.
هنوز هم مؤثرترين واسطه درك ما نسبت به هستي و تجربيات زندگي روشنائي باز هم روشنائي است. امواج گرم و مهربان نور سپيده دم همچون ترنم ني لبكي است كه نرم نرمك فضا را از هارموني لطيف طيفي نقره فام مي آكند و با نوازش پوست خفتة زندگي نويد شروع ديگر و شوري ديگر را مي دهد.
1-3- نور و معماری: نور، اولين شرط براي هر نوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم و رنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي از مهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست . موريس لاپيدوس (Morris Lapidus) مي گويد «انسانها مانند پشه هستند . هر كجا نوري باشد به سمت آن هجوم مي برند بدون اينكه بدانند چرا. چه بخواهيم و چه نخواهيم به سمت روشنايي مي رويم . نور، ما را به خود جذب مي كند » . نور هميشه علاوه بر استفادة كاربردي داراي ارزش نمادين نيز بوده است . نور جزيي از ذات زندگي بوده و در بسياري از فرهنگ ها نور ، يا خورشيد ، به عنوان منبع نور ، عنصري خدايي محسوب مي شده و آن را ارج مي نهاده اند.
در مصر باستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور و در نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد .
فرم هاي صريح و هندسي كه در معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديد اثري خاص داشته اند .
معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها را زير نور ببينيم :" اين سايه و روشن هاد كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند . تصاوير آنها ناب ، ملموس و صريح هستند.
اما در معماري مصر بازي نور و سايه تنها محدود به فرم هاي بزرگ اوليه نيست . سطوح اين احجام از نقوش برجسته اي پوشيده شده اند كه با كمال ظرافت نقش پردازي و بر سنگ تراشيده شده اند و به اين ترتيب پديده سايه- روشن در اينجا در مقياسي كوچكتر نيز تكرار شده است. براي مصريان وجود ذات خداوندي براي بشر غير قابل دسترس و نامرئي بوده است پس به ناچار بايستي در تاريكي باشد . راه رسيدن به اين خداوند بايستي از روشنايي به تاريكي ختم شود با كمك چنين پديده هاي نوري كمي واضح تر مي شده است. از طريق انتخاب محل صحيح ساختمان با توجه دقيق به مسير خورشيد ، از نورآن به ترتيب استفاده مي شد كه شعاع خورشيد در زماني معين تشكيل يك محور مي داده و محل خاصي را روشن مي ساخت و جاهاي ديگر را در تاريكي باقي مي گذاشت . ژان لوئي دوكانيوال Jean- Louis de Canival روشنائي مجسمه هاي معبد خفرن را به اين ترتيب توصيف مي كند : «نور از پنجره هاي كوچك بين ديوار و سقف به داخل و به تك تك مجسمه مي تابيد و به وسيله سنگهاي كف كه مرمر سفيد سيقلي بودند به ترتيب منعكس مي شد كه نوري كاملاً محو و فاقد جهت ، فضا را روشن مي كرد و ستونها و ديوارها كه از گرانيت سرخ بودند در تاريكي باقي مي ماندند». مجسمه هاي خدايان زياد بودند و اين تاريكي نيز بيشتر بر اسرار آميز بودن دنياي آنها تأكيد مي كرده است . تنها اشخاص معدود و منتخبي اجازه ورود به اين بخش معبد را داشته اند و مي توانستند چنين چيزي را كه از ديدگاه امروز نمي توان به سادگي آن را هنر خواند بلكه بايستي آن را سعي در بيان بصري يك تركيب روحاني – مذهبي ناميد ، از نزديك ببينيد . استفاده اين چنين از نور به ترتيبي كه گفته شد به عمد بوده است و در خدمت تقويت و ماديت بخشيدن به ايده اصلي بكار مي رفت.
معابد يوناني چنانكه گفتيم بيشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها مي بايستي بيشتر بر فضاي آزاد جلوي محراب كه در ميان آن نيز قرار داشت ، انجام مي شد . به اين ترتيب جاي تعجبي هم باقي نمي ماند كه بيشتر اين فضاهاي داخلي تنها يك روزنه يعني تنها يك در به خارج داشتند . در بسياري از معابد يوناني نيز باروشي شبيه به مبعد خون با استفاده از يك آب نما كه در فاصله بين مجسمه و در ورودي ساخته مي شد نورپردازي مجسمه را اصلاح مي كردند . نوري كه به داخل مي تابيد با برخورد به سطح آب منعكس مي شد و مجسمه را روشن مي ساخت . در فضاهائي كه احتياج به نور بيشتر داشتند ، يونانيان از نور سقف استفاده مي كردند : بخشي از سقف را با ارتفاع بيشتر ساخته و از فضائي كه به اين ترتيب به وجود مي آمد براي تاباندن نور به داخل استفاده مي كردند.
فصل دوم :
2-نمونه های مشابه: نمازخانه سارین در MITیک نمونه عالی از کاربرد دراماتیک نور روز است . نمازخانه که بوسیله نور روز روشن شده توجه را به محراب و زمینه مجسمه آن معطوف میدارد ، که بصورت دراماتیکی توسط نور گیر سقفی بزرگی از بالا روشن شده است . انوار مواج نور از آبنمای اطراف دیوارهای مدوربازتاب میابند. چشم از گذر ورودی محصور شده با دیوارهای نیمه شفاف خود را از محیط خارج با محیط ملایم داخل تطبیق میدهد.
در این نمازخانه فضای ورودی تطابق چشم را از محیط روشن خارج به محیط ملایم داخل فراهم میکند.
2-1-کلیسای کریستال :کلیسای کریستال شاید یکی از برجسته ترین و عجیب ترین ساختمانهای قرن میباشد . پوسته کلسیا شامل پانلهای شیشه ای 6 تا 9 میلیمتری میباشد که با نقره روکش شده است . روکش فوق انتقال نور را 82 درصد و اشعه حرارتی را 80 درصد کاهش میدهد ، ولی شفاف بوده و امکان دید واضح را به خارج و نیز ارتباط حیاتی با طبیعت فراهم میسازد . اسکلت نگهدارنده به رنگ سفید است که با دقت به شکل مشبک طراحی شده که بطور موثر نور روز را یکنواخت کرده و از درخشش آن جلوگیری میکند.
نور روز از بالای ساختمان و همچنین از قسمتهای پایین آن وارد شده از کف و سایر سطوح بازتاب میشود. این ساختمان طوری قرار گرفته که نور خورشید اکثرا" از پشت سر جمعیت نشسته وارد میشود و بنابراین خیرگی که مانع دید خوب است کاهش میدهد . خنک کردن فضا بوسیله جریان طبیعی هوا از طریق پانلهای شیشه ای و درها انجام میگیرد . بطوری که از وسایل مکانیکی خنک کننده استفاده نمیشود . در زمستان حرارت خورشیدی به سیستم گرمایش کمک کرده ولی در تابستان به حدی ملایم است که ایجاد گرمای زیاد نمیکند.
2-2-موزه هنری کیمبل: از زیباترین ساختمانها در جهان است که در زمره کلاسیکهای تمام دوران است معمار آن لوئیس کان است که به دلیل حساسیتش نسبت به نور در طراحی به شاعر نورپرداز معروف شده است. این موزه چکیده تمام طراحیهای خوب نور پردازی میباشد.
از قدیم نور پردازی موزه های هنری با شک و تردید همراه بوده است زیرا اشعه ماورائ بنفش موجود در نور خورشید تاثیر مخرب بر عناصر موجود در آن بخصوص در نقاشیها دارد ، کان برای این کار ملایمترین نور را انتخاب کرد که اولا" تاثیر مخرب نداشته باشد و دوما" در صورت وجود به کمترین مقدار باشد.
این موزه از یک سری طافهای مدور بتونی متصل به یکدیگر تشکیل شده است که یک نور گیر سقفی شفاف در امتداد برامدگی هر طاق قرار دارد. نور از طریق اتصالات نور طبیعی معلق که زیر نورگیر سقفی است بازگرداننده و تسویه میشود . اتصالات شامل قابی است که صفحه ای فلزی به آن متصل شده و دارای سوراخهای ریز است که اجازه نفوذ مقداری نور را داده تا هر گونه کنتراست شدید ممکن بین قسمتهای تحتانی اتصالات و اطراف آن را تعديل کند .
فضای ورودی موزه کیمبل که در آن نحوه هرس درختان طوریست که برای انتقال دید از محیط بسیار روشن خارج به محیط داخل به صورت چتر هرس شده اند.
2-3- مدرسه ولکام تگزاس:
نورگیریهای سقفی وقتی روشنایی الکتریکی هماهنگی خواهند داشت که از آنها به طیق غیر مستقیم همراه با روشنایی الکتریکی استفاده شود نمونهای از ان را می توان در این مدرسه پیدا کرد.
2-4- ساختمان تحصیلات نیوگلند:
درختان ، بوته ها و پیچکها برای تصفیه کردن روشنایی طبیعی نور استفاده میشود که در این میان درختان کاشته شده در محیط خارج روبروی پنجره ها وسیله موثری جهت پیشگیری درخشش بیش از حد نوراند.
فصل سوم :
3- نورگیرهای سقفی:
نورگیرهای سقفی ابزار بسیار خوبی برای گردآوری و دریافت مقدار زیادی نور از دهانه کوچکی میباشند، حتی در شرایط آسمان تمام ابری میزان روشنایی آنها چند برابر مقدار روشنایی است که به سطح عمود پنجره میتابد.نورگیرهای سقفی ابزار موثری جهت رساندن روشنایی به عمق فضاهای داخلی میباشند حتی میتوان برای استفاده از نور روز در طبقات پایین ساختمانهای چندین طبقه از طریق کاربرد چاههای مرتفع و ابزارهای منعکس کننده استفاده کرد.
3-1- مدرسه مونت رز:
شرایطی که این مدرسه در آن قرار گرفته است طوری است که در تمام ساعات روز آفتاب میدرخشد و چون پوشش گیاهی در این منطقه کم است درخشندگی بیش از حد هم وجود دارد.
نور از طریق نورگیریهای سقفی گنبدی شکل پلاستیکی و پنجره با سایه بان خارجی با قابلیت انتقال 20درصد وارد کلاس میشود.خیرگی حاصل از پنجره به وسیله حفاظ چوبی و کف پوش ضد بازتاب کنترل میشود.
3-2- نورگیر کلرستوری:
نحوه اسقرار عمودی است و نسبت به نورگیرهای سقفی که بصورت افقی هستند نور کمتری را دریافت میکنند که با تعیین موقعیت آنها و یا به وسیله احداث سایه بان در آن میتوان از تابش مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری کرد.
3-3-مدرسه طراحی هاروارد:
ساختمان بحث برانگیزی است که طرح فضای داخلی آن دارای موافقین و مخالفینی است.
مهمترین فضا استودیوعظیمی است که دانشجویان طراحی از طلوع تا غروب خورشید دارند کار میکنند.فضای استودیو شامل پنج سطح پلکانی است که نیمه نیمه روی هم قرار دارند که سراسر آن به وسيله کلرستوریها و سطوح سقف پوشش داده میشوند که جهت آنها رو به شرق میباشند در حالی که کنترل نور خورشید در برخی از فسمتها در ساعاتی عملا" ممکن نیست اما روشنایی فضای داخلی بصورت شگفت انگیز مطلوب است. نور از طریق کلرستوری به داخل رسیده و در عین حال سطوح سقف مانع دید به روشنایی آسمان میشود.در معماري آغاز مسيحيت و نيز در معماري بيزانس همواره تلاش مي شده است هر چه بيشتر به فضاي داخلي جنبه روحاني داده شود و فضايي رؤيايي بيافرينند و روشن است كه نورپردازي در اين راه نقش عمده داشته است . براي نمونه به بررسي كليساي ايا صوفيه در استانبول مي پردازيم . بخش پائين گنبد اصلي – كه در واقع سقف اصلي كليسا است و قطري بيش از 30 متر دارد- به تمامي از پنجره هاي نزديك به هم تشكيل شده است و به بيننده اين احساس را مي دهد كه گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ايستاده است . نوري كه از اين پنجره ها و نيز از پنجره ها ي بخش بالاي ساختمان به داخل مي تابد به فضاي داخل حال و هوائي كاملاً بيگانه با دنياي مادي مي دهد .
ايده اصلي سبك گوتيك كه «ساختن بخشي از آسمان در روي زمين» بود فضائي غير مادي طلب مي كرد. دو عامل مي توانستند در حل اين مشكل كمك كنند . عامل اول انتقال باربر ساختمان به بيرون بود. و نور پردازي مناسب را مي توان عامل دوم دانست . ابعاد عناصر سازه اي در درون را تا حد امكان كم كردند و به اين ترتيب توانستند كه در سطوح آزاد شده پنجره هاي بسيار بزرگ بكار گيرند. نوري كه از بخش بالاي ديوارهاي ناومياني به داخل مي تابد چنان شديد است كه در اين بخش هيچ قسمت تاريكي باقي نمي ماند . بيننده واقعاً خيال مي كند كه سقف مياني بالاي سر او معلق است. به عكس بخش پائين ناومياني نيمه تاريك است . دو ناوكناري با داشتن ابعاد لازم براي عناصر سازه اي در قسمت پائين ديوارهايشان امكان چنين نورپردازي اي را نمي دهد . انسان در اين قسمت خيال مي كند كه در فضاي نيمه تاريك زميني ايستاده است و وقتي به بالا نگاه مي كند «آسمان » روشني را كه جايگاه هر آنچه كه خدائي است مي بيند . سقف كليسا مي بايستي«سقف بلند و معلق» آسمان را القا كند و در همين راستا است كه در سقف تيره رنگ كليساي سن شاپل Sainte-Chapelle در پاريس نيز ستاره هاي طلائي رنگ نقاشي شده است.
نور پردازي در كليساي گوتيك بر طرح كلي خدايي تأكيد مي كند.
در كليساهاي ساختة پالاديو نيز نورپردازي يكي از عوامل اصلي در شكل پردازي فضاي داخلي است . پنجره ها به گونه اي در نظر گرفته شده اند كه درجمع نوري كه از پنجره ها به داخل مي تابد بر روي سطوح وسيع و سفيد رنگ ديوارها منعكس شده و فضاي داخل را با نوري تأثير گذار و شخصيتي ويژه ، روشن مي سازد . درست در تضاد با كليساهاي اواخر دوران گوتيك كه حال و هوائي كاملاً سختگيرانه دارند كليساهاي پالاديو در انسان ايجاد راحتي مي كنند و گرما مي بخشند. پالاديو از نور تنها براي ايجاد حال و هواي خاص استفاده نكرده است بلكه نورپردازي را وسيله اي براي تأكيد بر طرح كلي فضائي آن قرار داده است .
فضا در سبك باروك پر از تضاد است و بايستي حواس را بفريبد. در انجا نيز نورپردازي بسيار مهم است ، ترتيب دادن متناوب بخش روشن بخش هائي كه در سايه هستند باعث مي شود كه تصور عمق تقويت گردد. بيننده خيال مي كند كه فضا تا بي نهايت ادامه دارد . سازه ساختمان با نورپردازي مناسب به صورتي «غير خوانا» در مي آيد و تمامي ساختمان حالتي خيال برانگيز به خود مي گيرد . در اين دوره بخصوص در بناهاي آخر دوران باروك استفاده از نور مستقيم نيز رايج بود . اغلب در اين ساختمانها بيننده تقريباً نمي توانست پنجره ها را ببيند و روشنائي فضاي داخلي از انعكاس نور روي ديوارها تأمين مي شد.استفاده از ترفندهاي گوناگون نوري براي تقويت قدرت خيالپردازي از دوران باروك تا امروز معمول بوده است . در معماري مذهبي با استفاده از فرم هاي خاص و نور پردازي متناسب با آن پديده هايي بينايي به وجود مي آيد كه از نظر ادراكي دقيقاً قابل تعريف نيستند و جاي تعبير و تفسير دارند و گذشته از آن حال و هوائي عرفاني به انسان مي دهند.
روزنه هاي عمودي – درها و پنجره ها – مي توانند علاوه بر عملكرد به عنوان منبع نور ، وسيله اي ارتباطي نيز بين داخل و خارج باشند اما پنجره هاي سقفي بيشتر جنبه نوري دارند و كمتر وسيله ارتباطي با بيرون هستند . درست به همين علت است كه نورپردازي از طريق پنجره سقفي داراي اثري ويژه است . تمامي توجه به چيزي جلب مي شود كه در اين نور قرار گرفته است و از طريق اين نور نوعي مركزيت پيدا كرده است . اين يكي ازدلايل استفاده از نور سقف در كليساها و موزه ها است . يعني درست مكانهائي كه در آنها نه تنها نيازي به ارتباط بينايي بين داخل و خارج نيست كه اغلب اين ارتباط نامطلوب نيز مي باشد.
نورپردازي طبيعي از بالا ، كنزو تانگه ،جام تعميد در كليساي جامع توكيو ، 1964 ، ژاپن ،تابش نور به درون و نگاه به بيرون به دلايل مختلف امروزه نيز ممكن است اين تمايل وجود داشته باشد كه روزنه ها به گونه اي طراحي شوند كه نور از آنها وارد شود اما امكان ديد به ما از بيرون وجود نداشته باشد . در ساختماني كه گوردن بونشافت Bunshaft Gordon براي مركز نگه داري كتب و دست نوشته هاي ارزشمند وابسته به كتابخانه دانشگاه ييل ساخته است ، ديوارهاي خارجي از صفحات بزرگ و بسيار نازك مرمر سفيد پوشيده شده اند و درست به مقداري نور از آنها مي گذرد كه داخل سالن روشن باشد اما نور به شدتي كه بتواند باعث خسارت به اين گونه كتابها بشود ، نباشد
معمار انقلابي فرانسه اتين لوئي بوله يكي از استادان مسلم نورپردازي در معماري به حساب مي آيد . او در پروژه اش براي ياد بود نيوتن كه با تركيبي از فرم هاي اوليه طراحي شده ، به وسيله نور حال و هوائي مذهبي به وجود آورده است (1784). در بخش بالاي كره سوراخها به ترتيبي در نظر گرفته شده اند كه تمامي نوري كه از سوراخها به داخل مي تابدبه وسط كره ) يعني جائي كه مي بايستي مجسمه يا لوحه يادبود نيوتن قرار گيرد)بتابد . به اين ترتيب نيوتن در قسمت روشن وسط قرار دارد و گرداگرد آن تاريكي به عنوان نمادي از مجهولات و بر بالاي سر او كهكشان كه به وسيله سقف كروي و سوراخهاي روشن به جاي ستارگان نشان داده شده است .
نمونه ديگر استفاده از آب و آئينه ، كليسائي است كه ريچارد نويترا در گاردن گروو Garden Grove در كاليفرنيا ساخته است. يك ديوار طولي بنا از شيشه است و ديوار ديگر از آئينه در كنار ديوار شيشه اي يك آبنما ساخته شده است بطوري كه نور بر روي سطح اين آب منعكس شده وارد بنا مي شود و سپس در آئينه منعكس شده و باز مي گردد.
در ساختمان جديد «بانك هنگ كنگ و شانگهاي » در هنگ كنك كه نورمن فاستر آن را ساخته است سعي شده تا با استفاده از يك آئينه مقعر غول آسا سالن ورودي را كه در داخل ساختمان قرار دارد و بيش از سي متر ارتفاع دارد روشن كنند. با استفاده از يك آئينه كه در بيرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمان منعكس مي شود و سپس با استفاده از آئينه دوم نور 90 درجه تغيير جهت پيدا كرده و از بالا به داخل سالن ورودي تابانده مي شود.
اين نوع نور پردازي بخصوص در ساختمان موزه ها هر روزه مورد استفاده بيشتري قرار مي گيرند و اين به دو دليل است : يكم اينكه امروزه همه خواستار نور طبيعي هستند به اين دليل كه اين نور براي شناسائي رنگها به مراتب بهتر از نور ساختگي است . دوم اينكه نور بايد درست در جهتي تابانده شود تا نور نتواند چشم بيننده را آزار دهد .
3-4- مسجد شیخ لطف الله اصفهان:
این مسجد از شاهکارهای دوره صفوی است . در این مسجد ورود نور از راه روزنه های است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالتهای گوناگونی را در طول روز ایجاد میکند از آنجا که به علت گردش نور خورشید تابش نور در طول روز فقط در تعدادی از این روزنه ها میتابد فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوای متفاوت و مخصوص به خود دارد . این مسجد به علت ورودی خاص آن که از طریق عبور از فضاها و راهروهای نیمه تاریک به فضای اصلی صورت میگیرد نور فضای داخلی مسجد حالتی استثنائی به آن میدهد.
فصل چهارم
4- بررسي مصالح جديد ونقش نور در معماري شهري
4- 1- بتن عبوردهنده نور :
بتن انتقال دهنده نور با نام تجاری ™ Litracon (لایتراکان،Litracon Light Transmitting Concrete ) محصول نسبتا جدیدی است که در سال 2004 توسط یک معمار27 ساله مجارستانی به نام آرن لوسونزی ابداع گردید. این محصول با ترکیب 96% بتن معمولی و 4% فیبرهای نوری محصولی منحصر به فرد را برای هزاره جدید به ارمغان آورده است. هم اکنون بتن لیتراکن با دانسیته 2400-2100 کیلو گرم بر متر مکعب ، مقاومت فشاری 50 نیوتن بر میلیمتر مربع و مقاومت کششی 7 نیوتن بر میلیمتر مربع در سه رنگ خاکستری، سیاه و یا سفید و با ابعاد استاندارد 300*600 میلیمتر و با ضخامت 500-25 میلیمتر تولید میگردد. ازنظر تئوری فیبرهای به کار رفته در لیتراکن قادر به انتقال نور در بتنی به ضخامت 20 متر می باشد. همچنین استفاده از فیبر نوری در اجزای باربر سازه ای بدون تاثیر منفی در مقاومت بالای فشاری و کششی آن می تواند اثری خوب با ایجاد فضاهایی روشن و جذاب داشته باشد.به توضيح ديگر مي توان گفت :بتن عبور دهنده نور، امروزه به عنوان یک متریال ساختمانی جدید با قابلیت استفاده بالا مطرح است. این متریال ترکیبی از فیبر های نوری و ذرات بتن است و می تواند به عنوان بلوک ها و یا پانل های پیش ساخته ساختمانی مورد استفاده قرار گیرد. فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و ترکیبی از یک متریال دانه بندی شده را تشکیل می دهند. به این ترتیب نتیجه کار صرفا ترکیب دو متریال شیشه و بتن نیست، بلکه یک متریال جدید سوم که از لحاظ ساختار درونی و همچنین سطوح بیرونی کامل همگن است، به دست می آید.فیبر های شیشه باعث نفوذ نور به داخل بلوک ها می شوند. جالب ترین حالت این پدیده نمایش سایه ها در وجه مقابل ضلع نور خورده است. همچنین رنگ نوری که از پشت این بتن دیده می شود ثابت است به عنوان مثال اگر نور سبز به پشت بلوک بتابد در جلوی آن سایه ها سبز دیده می شوند. هزاران فیبر شیشه ای نوری به صورت موازی کنار هم بین دو وجه اصلی بلوک بتنی قرار می گیرند. نسبت فیبرها بسیار کم و حدود ۴ درصد کل میزان بلوک ها است. علاوه بر این فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و تبدیل به یک جزء ساختاری می شوند بنابر این سطح بیرونی بتن همگن و یکنواخت باقی می ماند. در تئوری، ساختار یک دیوار ساخته شده با بتن عبور دهنده نور، می تواند تا چند متر ضخامت داشته باشد زیرا فیبرها تا ۲۰متر بدون از دست دادن نور عمل می کنند و در دیواری با این ضخامت باز هم عبور نور وجود دارد.ساختارهای باربرهم میتوانندازاین بلوکهاساخته شوند.زیرا فیبرهای شیشه ای هیچ تاثیرمنفی روی مقاومت بتن ندارند.بلوکها می تواننددر اندازه ها ی متنوع و با عایق حرارتی خاص نصب شده روی آنها تولید شوند.
4-2- پودمان دكوراسيون و تزيينات داخلي خانه
هماهنگي نور و رنگ در چيدمان داخلي
طراحي تجسمي و تزئينات داخلي خانه
ميزان و ارزش زيبايي :
يك اثر هنري را زماني مي توان زيبا دانست كه در آن مجموعه عناصر با هم به صورت مطلوبي تركيب شده باشند . مجموعه عناصر يعني عناصر تجسمي و عناصر بصري . اين عناصر رابايد به صورت جزء به جزء جدا از هم مد نظر داشت و اين اجزاء در نهايت كل را بوجود مي آورند وباعث ايجادوحدت در فضا مي شوند . بنابراين زيبايي تعاريف و معاني مختلفي دارد .
وقتي مي خواهيم براي يك محيط نور را طراحي و اجرا كنيم بايد نوع كاربري و استفاده فضا را در نظر بگيريم . دقت دركار بري فضا در درجه اول اهميت قرار دارد . مرحله دوم تعيين منابع نورهاي طبيعي آن محيط است . مرحله سوم مشخص كردن و تعيين اشياء و عناصر چيدمان داخلي فضا است . فرض كنيد مي خواهيد چگونگي نور پردازي اتاق نشيمن را طراحي كنيد از جمله عناصر اين اتاق مبلمان موجود در اتاق است كه در مورد آن بايد به بافت ، رنگ و جنس دقت نمود به طور كلي در مورد عناصر موجود در فضاي داخلي بايد عوامل جنس ، بافت و رنگ مشخص باشند . به عبارت خلاصه تنوع ديداري اشياء بايد مشخص باشد . در مبحث كنتراستها اشاره كرديم كنتراستها را از جنبه هاي مختلفي بررسي مي كنند . گاهي تضادها و كنتراسها رااز لحاظ سياه و سفيد بودن يا به عبارت بهتر از لحاظ رنگ بررسي مي كنند وگاهي آنها را از لحاظ نوع بافت (مثل نرمي و زبري ) بررسي مي كنند . كنتراست ممكن است از لحاظ و تنوع سادگي مطرح مي شود . مجموعه اين عناصراست كه دست به دست هم مي دهند و زيبايي را بوجود مي آورند . وقتي انسان اين عناصر را به هم ربط مي دهد و يك وحدتي بين آنها ايجاد مي كند به طوريكه از اجزاء يك كل درست مي شود از انجام اين كار لذت مي برد و زيبايي را درك مي كند . به عنوان مثال وقتي در يك اثر هنري تنوع و پيچيدگي وجود دارد چون نياز به تفكر بيشتري براي فهم مطلب است ، كار زيباتر به نظر مي رسد .
وقتي كاربرد وسايل و نوع آنها مشخص شد بايد بين آنها اولويت بندي نمود . يعني مشخص مي كنيم كه كدام وسيله براي ما مهمتر از بقيه مي باشد و همين طور تا آخر.
4-3- ايجاد جلوه در اشياء به وسيله نور پردازي : در نور پردازي بايد به اين نكته توجه نمود كه اگر يك نور تخت و مسطح به اشياء بتابانيم اشياء هم سطح به نظر مي رسند و زيبايي آنها اصلاً به چشم نمي آيد . براي ايجاد توجه و نشان دادن زيبايي اشياء از نورهاي نقطه اي يا موضعي(Spot Light) استفاده مي كنيم . نوع وطريقه نور پردازي در ايجاد نظم و ترتيب ميان اشياء بسيار مؤثر است . در اين زمينه نكته مهم و اساسي ايجاد استحكام دراشياء است . نور پردازي نبايد به گونه اي باشد كه اشياء معلق به نظر برسند بلكه بايد به گونه اي كه استحكام و توازن اشياء را به بيننده منتقل كند . مثلاً اگر نور از پايين به شئ تابانده شود شئ معلق به نظر مي رسد . ولي اگر از بالا از يك زاويه اي تابانده شود و سايه اي در پايين شئ ايجاد شود ، رنگ پايين آن نسبت به بالا تيره تر مي شود وباعث القاء حس استحكام به بيننده مي شود و اين چيزي است كه از طبيعت آموخته ايم . هرچه نگاه ديد ما از زمين به طرف آسمان مي رود رنگهاي تيره و گرم به رنگهاي روشن وسرد تبديل مي شود و اين باعث ايجاد آرامش روحي در انسان مي شود . براي ايجاد جلوه در اشياء بايد آنها را طوري و در جايي قرار دهيم كه يا يك كنتراست رنگي داشته باشند يا يك حالت مكمل نسبت به رنگ پشت سر داشته باشند تا شئ شاخص شود و خودش را در آن فضا نشان دهد .بنابراين در مجموع انتخاب فضا ، رنگ ، زاويه نور پردازي و طريقه نور پردازي از لحاظ قوي يا ضعيف بودن نور عوامل بسيار مهمي در ايجاد جلوه در اشياء هستند . بهتر است طريقه نور پردازي طوري باشد كه از يك زاويه 45 درجه از بالا به صورت عمود به شئ تابانده شود . وقتي نور در زاويه عمود به شئ مي تابد تمام سايه ها زير شئ مي افتد . البته لازم به ذكر است كه بين طراحي و نور پردازي داخل منزل و نور پردازي مباحث تجسمي اختلاف و تفاوت وجود دارد.
4-4- انواع لامپها : به طور كلي لامپها داراي انواع مختلفي هستند:
لامپهاي دوار - كروي : اين لامپها به صورت دوار مركز يك محيط را روشن مي كنند.
لامپهاي خطي : اين لامپها ممكن است كه سرتاسر فضاي ديوار را بپوشاند مثل لامپ فلورسنت. اين لامپها به صورت خطي فضا را روشن مي كنند و يا به صورت سطحي . به طوريكه تمام فضاي سقف به صورت مربعهاي 50×50 مشبك است و لامپها پشت طلقهايي هستند كه سرتا سرفضا را روشن مي كنند
نورهاي نقطه اي : اين نور ها داخل فريلهايي پيچيده مي شوند . اين لامپها معمولاً در سقف كار گذاشته مي شوند و به صورت نور نقطه اي مستقيم با زاويه هستند .
نورهاي خطي : اين نورها به صورت مستقيم در طول اتاق كار گذاشته مي شوند و طول و عمق اتاق را بزرگتر نشان مي دهند .
5- نقش نور در معماری پیشرفته شهری: کاربرد نور پردازی و نحوه مدیریت برنامهریزی شهری در جهت استفاده از ابزارهای نور و فضاسازی معماری داخلی و بیرونی از موارد مهم نورپردازی شهری است. به گزارش روزگروه علمی پژوهشی ایسکانیوز، دکتر ساسان سوادکوهی فر در دومین روز نشست علمی تخصصی نورپردازی مشهد گفت: بررسی پیرامون نور شامل شدت و روشنایی و نحوه عملکرد آن می شود و تفاوت آشکار آن با مهندسی برق به نگاه زیبایی شناسانه مستقر در این حوزه می پردازد. وی در ادامه گفت: مساله نور گرچه امری مهم و لازمه زندگی شهری می باشد اما هنوز ابهاماتی در اینکه نور رشته است یا بین رشته، هنر است یا مهندسی، معماری است یا برق وجود دارد اما در یک نگاه دقیق می توان نور را آینده ای از معماری و برق، همراه با خلاقیت و پویایی دانست.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: نور از نظر روانشناسی، اقتصادی، منبعی، زیباشناسی و حتی درمانی قابل بحث می باشد و امروزه به عنوان یکی از نقاط تامل برانگیز کشورهای پیشرفته محسوب می شود.
در ادامه این نشست معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری قم گفت: نور پردازی در شهرها که نشان از هویت یا بی هویتی فرهنگی ما دارند امری ضروری و اجتناب ناپذیر است ولی نه به عنوان تمثل بخشی به حقیقت بلکه از جهت اقتضائات زیست اجتماعی در زندگی است. استاد عباس محسنی در ادامه افزود: در کلام الهی برای اشاره به حقیقت وجود از تمثیل نور استفاده شده تا شاید از راه درک تجربی نور الهی برای شناخت حقیقت و اتصال به آن پیدا شود.
5-1- هنر نورپردازی
هنر نور پردازی را میتوان یکی از شاخه های بسیار مهم از طراحی دانست که با تلفیقی از نور . رنگ و هنر زیبا یی شناسی دست به خلق شاهکارهای بزرگی در زمینه فضا های داخلی و خارجی میزند . این شاخه از طراحی را متیوان یکی از مهم ترین بخشهای طراحی دانست . زیرا آنچه معماران بزرگ طراحی میکنند و شاهکارهای معماری محسوب میشوند به دلیل تاریکی هوا تنها کمتر از نیمی از شبانه روز در مقابل بازدید کنندگان و رهگذران قرار میگیرد . و در پایان هر روز در میان سیاهی گم میشوند . مگر آنکه برای زمان تاریکی نیز بتوانیم با تکنیکهایی اصولی فضای زیبایی را حتی بسیار بیشتر از زمان روشنایی روز جلوه گر سازیم . و این جلوه گری به تکنیک های بسیاری نیازمند است که یک نور پرداز برای خلق یک شاهکار هنری بدان نیازمند است .
تصاویر زیر از یک عمارت تاریخی به واقع گواهیست بر خلاقیت و درک بالایی از هنر نورپردازی که توسط نورپردازان این بنای تاریخی که میتواند الگویی برای تغییر چهره شب در کلیه فضا های شهریمان باشد از قبیل تفرجگاه های شبانه . اماکن توریستی . هتل ها. پارک ها و کلیه فضا هایی که زیبایی را میتوانیم در آنها لمس کنیم .
فصل پنجم : نور در فضاهاي داخلي
6- نور در معماری و معماری داخلی
در معماری برای تاكید بیشتر بر روی برخی از بخشهای نما میتوان از نور طبیعی بهره جست بدین گونه كه با ایجاد برآمدگیها و فرورفتگیهایی بر روی محل مورد نظر، سایههایی در بخشهایی از نما ایجاد نمود كه تاكیدی بر روی بخش مذكور باشند.
برای مثال به منظور كشیدهتر نمایش دادن ارتفاع یك حجم میتوان با ایجاد برآمدگیهایی باریك و بلند سایههای عمود و طویل ایجاد كرد تا نما كشیدهتر به نظر آید و یا اینكه برای نمایش بخشهای شاخص بنا همانند ورودیها میتوان با ایجاد حفرههایی عمیق بر روی حجم، بخشهای مورد نظر را با سایه مشخص نمود. از روشهای دیگری كه كاربرد پوشاندن سطوح یكپارچه نما با عناصر همسان و برجسته میباشد كه منجر به ایجاد بافتی مركب از نور و سایه است كه در این گونه بناها، سایه به عنوان عنصری مهم در طرح نماد دخیل میباشد.
استفاده از مصالح متنوع در كنار یكدیگر كه دارای خاصیت انعكاسی متفاوتی باشند نیز میتواند جلوههای خاصی در نما ایجاد كند.
برای مثال به منظور تاكید بر روی بخشهایی از نما میتوان آنها را با پوششهای فلزی آراست و در سایر سطوح از مصالحی با خاصیت انعكاسی كمتر استفاده نمود.
بدین ترتیب در اثر انعكاس شدید حاصل از برخورد نور به سطوح فلزی، بخشهای مورد نظر مهمتر جلوه میكنند.
تصوير فوق نحوه نورگيري در فضاي اتاق خواب ونقش نور در جلوه وديدگاه شخص از اين فضا را نشان مي دهد .
6-1- نور پردازی و مکانیزم تولید نور و ارتباط با طراحی داخی و معماری
جهت مقابله با آلودگی نوری لازم است اطلاعاتی درباره نورپردازی و مکانیزم تولید نور (فیزیک نور) بدانیم. به همین دلیل به چند مفهوم مهندسی نور دراینجا اشاره می کنیم...
هر منبع نور به مقدار مساوی نور را به تمام جهات منتشر نمی کند بلکه درهر جهت مشخص فاکتور Candela power ، مقدار نور را در آن جهت تعريف می کند. در حقيقت می توان گفت مقدار نور در يک جهت خاص يا شدت درخشندگی با کندلا مشخص می شود.
6-2- نورپردازی زیبای موزه مردم شناسی
موزه مردم شناسی با معماری سنتی و استفاده از عناصر و نمادهای معماری ایرانی خود مکانیست برای معرفی فرهنگ و باورهای و سنتهای ایرانیان است . اما آنچه به این موزه جلوه ای خاص بخشیده است هنر نور پرادازانیست که با تلفیق رنگ و نور و هنر و تجهیزات نور پرادازی جذابیتی منحصر به فرد را در این موزه به تصویر کشیده اند تا ضمن جذب گردشگران خاطرهای زیبا را از فرهنگ این سرزمین در یاد آنها به یادگار گذارند . این موزه که توسط شرکت کمان آبی شهر طراحی و اجراء گشته براستی گواه این مطلب است که تا چه حد هنر نورپردازی میتواند در ایجاد ارتباط با مخاطبان تاثیر مثبت گذاشته و به مکانهای تفریحی و توریستی که در ایران به وفور یافت میشود جلوه ای زیبا و نو بخشد و موجب رونق این گونه امکان شود .
6-3- نور پردازی در آکواریوم
نور در آکواریوم نقش بسیار مهمی رو ایفا میکنه و خیلی حیاتیه برای هم ماهی ها و هم گیاهان آکواریوم و هم از نظر تزئین و دکوراسیون و جنبه زیبایی آکواریوم . به دو صورت میتونیم آکواریوم رو نور پردازی کنیم . یا با نور طبیعی و یا با نور مصنوعی . نور طبیعی هر چند برتری داره اما مشکلاتی رو هم باعث میشه که افراد کم تجربه رو دچار زحمت میکنه . مثل رویش بیش از حد گیاهان و رشد بیش از حد جلبک های رشته ای و تک سلولی و فیتو پلانگتون ها که باعث سبز شدن آب و کثیفی ماسه ها و شیشه آکواریوم و همچنین گرفتار شدن ماهی ها در بین اونها و گاه مرگ ماهی ها میشه و فقط آکواریومیست های با تجربه از نور طبیعی استفاده میکنن !
نور مصنوعی بهتره , به این شرط که از طیف نور مناسب استفاده کنید . معمولن آکواریومیست های مبتدی از لامپ های مهتابی ساده استفاده میکنن . ولی آکواریومیست های حرفه ای از دو نوع لامپ استفاده میکنن : هم نوع آفتابی و هم نوع مهتابی تا طیف نور مناسب رو ایجاد کرده باشن ! میدونیم که نور خورشید داری طیف نور کاملیه . اما نور مهتابی های معمولی فقط بخشی از اون طیف رو داره و به همین دلیل از لامپ مهتابی های آفتابی یا زرد در کنار لامپ های سفید استفاده میکنن تا هم خوشرنگ تر بشه و هم برای گیاهان مناسب تر باشه !
جديدترين ژورنال دکوراسیون داخلي Decoration 2008 1 DVD كلمه وسيله ايست براي شاعر تا احساسات و نقطه نظرهاي خود را بيان كند , صوت ابزاري است براي تحليل هيجانات روحي و الهامات آهنگ ساز و بلاخره خط , شكل , فضا , بافت , نور و رنگ عواملي هستند براي عينيت بخشيدن به درون مايه نقاشان , پيكر تراشان و معماران.نقاش در صفحه دو بعدي , پيكرتراش بر حجم سه بعدي و بلاخره معمار داخلي در فضاي دروني ساختمان با بكارگيري همين عوامل در معنا دادن به فضا و كار خود ميكوشد مدل هاي مختلف براي چيدمان منزل از معماري رحم تا گور , انسان پيوسته خود را در فضا ها مي يابد , اما كمتر فضائي را مي يابد , كه از شان بالقوه انساني نشات گرفته باشد.پس از انقلاب صنعتي معماري در شكل كلي و شهري جلوه خود را از دست داد ; معماري شكل سطحي و غير كالبدي به خود گرفت و روح بلند فضاهاي داخلي به حس غريبي بدل شد.كه حتي نياز هاي اوليه براي انجام فعاليت هاي روزمره را نيز بر آورده نمي ساخت.بي گمان معماري داخلي , ماهيت خود را از ارتباط با دروني انسان به دست مي آورد.از اين رو , با روحيه انسان رابطه مستقيمي دارد و توان تاثيرات عميق تري را نيز ميتواند دارا باشد.پس امروزه بايد با نگاهي تازه تر به اطراف نگريست انسان فقط يك وجود فيزيكي ساده كه به جا و مكان نياز داشته باشد نيست , بلكه پاسخهاي احساسي وي نيز از اهميت فراواني برخوردارند.همچنانكه كه دانش انسان نسبت به خود و محيط اطرافش گسترش مي يابد , حوزه ديد او از زندگي و امكانات آن نيز وسيع تر ميگردد و به دنبال ايجاد نظم در دنياي اطراف خود ميگردد و آنگونه نظمي , منظور و مطلوب خواهد بود كه بتواند بيشترين سازگاري را با طبع و روح انسان برقرار كند.روابط زيبا ترين اجزاء گوناگون هميشه به روح انسان اثري ذلپذير مي گذارد , وجوه زيبائي نظم فع الواقع در هنر فشرده گرديده , واجد معني ويژه اي مي گردند و اين تجمع عناصر زيبائي شناسي و انساني است كه به فضا شخصيتي ويژه اعطاء مي كند فضاهاي مسكوني از قبيل اتاقهاي خواب، فضاي نشيمن انسان در طول تاريخ اشيائي را با استفاده از تناسبات مرتبط با بدن خود خلق نمود تا مورد استفاده قرار دهد و اين مسئله باعث پيدايش علم طراحي شد گسترش و پيشرفت سريع تكنولوژي و شهر نشيني موجب شد تا علم طراحي نيز دائمآ در حال تغيير و تحول باشد.اگر مدل و يا طرحي در يك دوره مورد توجه قرار گيرد به اين دليل است كه بر اساس نيازهاي زمان خود طراحي شده است از اين رو طرحهاي دكوراسيون و الگو هاي آن همواره با تغييراتي كلي و جزئي هموار هستند بايد به گونه اي طراحي شود كه منطبق با خواسته هاي دروني انسان باشد , هدف اصلي از انجام دكوراسيون , بالا بردن زيبا سازي فيزيكي و هماهنگي آن با احساسات دروني انسان ميباشد كه جز با تاكيد بر روابطي چون عامليت و عملكرد با فرم و... و همچنين به وسيله عناصر متعلقه و مرتبطي چون رنگ , بافت و.... ميسر و مقدور نمي باشد.طراحي داخلي با بكار كيري عناصر فوق سعي در بهينه سازي فضا ها و دست يابي به كار آيي و كاركرد مناسب در كنار زيبائي و معاني و معنا ها مي باشد.طراحي داخلي با ايجاد مجموعه اي از بايدها و نبايدها , كثرت ها و كاستي ها , و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا , هندسه در برابر طبيعت , داخل در برابر خارج و همچنين قدرت و منطق مردانه از يك سو و احساسات زنانه از سوي ديگر مي كوشد ارتباط معنائي و فرمال ( formal )را مفهوم بخشد..در واقع طراحي داخلي به وسيله اين تركيب مي خواهد به اهداف مورد نظر خود در طراحي فضا دست يابد. طراحي داخلي در ايجاد فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه نقش موثردارد.محيط مناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي ناخواسته رواني رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي هر جامعه است.بنابراين , هدف طراحي داخلي بهبود عملكرد فيزيكي و رواني و دست يابي به اصول زيبا شناسي فضاي داخلي است.
6-4-پنج ( 5 ) نکته بسیار مهم در دکوراسیون
توجه به فضای داخلی و نحوه و تقسیم بندی پلان ها، نقش مهمی را در ساختار معماری یک بنا بر عهده دارد. طراحی فضایی با انعطاف پذیری بالا و تنوع پذیر از لحاظ چیدمان و آرایش سطوح می تواند کارکرد های مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتری از فضا خواهد داشت.
استفاده از جدا کننده های سبک و قابل حمل، شفاف سازی، رنگ بندی های متناسب با نیاز های موجود، تنوع مصالح، توجه به نحوه قرار گیری و تعامل مابین فضاهای مختلف از جمله ویژگی هایی هستند که در کنار ساختار خاصی که برای یک پلان معماری در نظر گرفته شده است، می تواند بر غنای آن افزوده و حتی قسمتی از مشکلات آن را حل کند.
از طرف دیگر معماری داخلی به لحاظ معیارهای روانشناسی اهمیت بسیاری دارد. میزان امنیت، صمیمیت، شور و هیجان و آرامش موجود در یک فضا را با می توان با راهکارهای مناسب تشدید یا تضعیف کرد. هر کدام از انسان ها دارای تعلقات ذهنی و روحی خاصی هستند که پاسخگویی به نیازهای آنها در معماری داخلی اولویت قرار می گیرد، از این رو نگرشی علمی و راسیونال در کنار خلاقیت های هنری مطرح شده و یکی از مسائل مهم در این زمینه ایجاد تعامل و هماهنگی بین آنها است.
امروزه مبحث طراحی و دکوراسیون داخلی، اهمیتی خاص یافته و حتی به عنوان رشته ای مجزا تدریس می شود. الگوهای و ایده های مختلفی اعم از مدرن و کلاسیک، توسط طراحان این رشته به کار گرفته می شود و از محدودیت های معماری در زمینه اجرا، معمولا خبری نیست و می توان به ایده های بلند پروازانه ایشان تجسم بخشید، چه بسا به گونه ای میان گستره ای، موضوع فعالیت رشته های مختلف هنری از مجسمه سازی گرفته تا نقوش برجسته قرار گرفته میگیرد.
پیشرفت تکنولوژی به سبب تسهیل در یکسری از مسائل تاسیساتی و اجرایی از یک طرف و تنوع و کارآیی بالا در محصولات عرضه شده، زمینه مساعد و کارآمدی را در سطح جامعه به وجود آورده است؛ بهانه ای که پرداختن به مقوله طراحی داخلی را جز لاینفک فضاهای معماری بر می شمارد. معماری داخلی و توجه به جزئیات و تزئینات بعد از چندین دهه سکوت و فراموشی، رویکردی دوباره پیدا کرده و جالب تر اینکه سعی می کند نمود هایی از معماری گذشته را در تلفیقی با الگوهای مدرن بیان کند؛ مساله ای که سال ها است در معماری مورد بحث و جدل قرار گرفته و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است.
معماری گذشته ما سرشار است از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده و خلاقیت را در خود نهفته است. تزئینات و کاشیکاری های داخلی با تناسبات و رنگ بندی خاص خویش در کنار کالبد درونی، فضایی رمزگون را تداعی می کنند و هم اکنون نیز ارزش فضایی خویش را حفظ کرده است
امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین ، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است .
بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است . ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم .
6-4-1- انتخاب رنگ دیوارها
انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی بخصوص آپارتمانهای با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب ، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است . اصولا" رنگهای روشن باعث می شوند که فضا بزرگتر بنظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر بنظر می آید. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است ، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید.جهت ایجاد تنوع در رنگ میتوانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده نمایید.
6-4-2- انتخاب کفپوش جهت پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی میتوان بهره گرفت .( از جمله سرامیک ها ، پارکتهای طرح چوب ، موکت و ...) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید ، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف ، فضا را فشرده تر نشان میدهد . معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند ، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگهای متفاوت را بکار گرفت.در صورت استفاده از پارکت نیز میبایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.
6-4-3- انتخاب مبلمان و نحوه قرارگیری
انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگتر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبلها را تقریبا" چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود.
6-4-4- نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد ، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است . در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با بکارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید ، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب میشوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند.استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و ... نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا میشود.
6-4-5- استفاده از طبیعت
در ساختمانهای حیاط دار کمبود طبیعت بوسیله ایجاد باغچه در کناره های حیاط جبران میشود . اما برای جبران آن در آپارتمان میتوان از گلدانهای کوچک که در گوشه های فضا قرار می گیرند استفاده کرد . سعی کنید گلدانها را در کنار پنجره ها و یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیو ارها قرار دهید ، زیرا معمولا" گوشه دیوار ها بدون استفاده می مانند.
در نتیجه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگهای روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید . شاید این سئوال برایتان پیش آید که بکارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی کند؟ در جواب باید بگویم این هنر شماست که با استفاده از قابها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ بندی متنوع فضا را جذاب تر نمایید تاقچه ها، رف ها، ارسی ها، هشتی ها، حوض ها و باغچه ها تنها شماری از عناصر کالبدی طراحی داخلی در ایران هستند.
روش معماران گذشته ایرانی در به کارگیری این عناصر، در راستای آن بوده تا از جذابیت فُرم کاسته شود و به غنای فضا افزوده گردد. این همان هندسه همراه با تزئینات است.
دکوراسیون داخلی پوشش سلولزی پتینه
پوشش سلولزی طبیعی پتینه جهت کلیه سطوح و دیوار و سقف كه در آن تأثير نور را در فضاي داخلي وزيبايي آن مي بينيم .
فصل ششم
7- اصولي كه در طراحي با هدف ايجاد فضائي معمارانه در نظر گرفته مي شود , در ۹ عنوان زير تقسيم بندي مي شوند:
طراحي فضاي داخلي با استفاده از نور پردازي طبيعي و مصنوعي و ...
7-1- فرم: بافت و فرم مهمترين نقش را در آذين و دكوراسيون بر عهده دارند آنها زيبائي و عملكرد را به برنامه خود مي افزايند.انتخاب بافت و فرم از سبك معماري و محدوديتهاي محيطي و همچنين اولويتهاي شخصي متاثر خواهد شد.بدون شك گزينه هاي امكانپذير زيادي وجود دارد كه وظيفه تعيين فرم را دارند اگر به نقش اين قواعد توجه كنيم آنگاه ميتوانيم انتخابي آگاهانه و هوشمندانه داشته باشيم و بدين گونه خطا هاي بصري را ميتوان شناسائي كرد.فرم ها مي توانند در نگاه ما به تناسب اثر بگذارند.به وسيله دنباله اين قواعد خردمندانه خواهيم توانست فرم مناسب را براي افزايش فضا انتخاب كنيم
7-2- رنگ:يكي از ملاحظات روانشناختي رنگ كه در كاربرد هنري رنگ اهميت دارد ، بررسي تأثير متقابل رنگ ها است . جلوه يا اثر هر رنگ در جوار رنگ ديگر تغيير مي كند هر رنگ نسبت به ديگري ميزان تيرگي يا روشني ذاتي اش را مي نماياند . معكوس كردن اين ترتيب طبيعي ، ناسازگاري رنگي به بار مي آورد. رنگ هاي سرد ، مختصر كاهش در دماي بدن نگرنده ايجاد مي كنند و رنگ هاي گرم باعث مختصر افزايش دماي بدن مي شوند . به لحاظ بصري ، رنگ گرم پيش مي آيد و رنگ سرد پس مي نشيند.رنگهاي درخشان به تنهايي جذاب هستند اما اگر در يك الگو يا رديفي منظم قرارگيرند از نظر بصري تاثير بيشتري خواهند داشت. اين نوع آرايش يك ساختار ساده را بر اين رنگها حاكم ميكند و در نتيجه يك مفهوم و يا نوعي نظم را، وراي حضور محض رنگها، منتقل خواهد كرد.همچنين رنگها ميتوانند به نگاه ما نسبت به بافت ها تاثير بگذارند.بافت هائي با كنتراست بالا يك احساس فعال و پر انرژي ايجاد مي كنند و رنگها را براي ايجاد محيطي آرام محصور ميكنند بهترين نمونه هاي د كوراسيون فرفورژه
7-3- بافت:كليه مواد و اجسام داراي نوعي بافت داخلي و ساختماني هستند.بافت را توسط دو حس لامسه و بينايي ميتوان تشخيص داد .در كارهاي هنري بافت هاي ملموس و بصري ممكن است با هم تلفيق شوند و يا از يكديگر متمايز گردند.نياز به بافت در محيط اطراف احتياجي براي انسان است.طبيعت , مملو از اثرات بافتي زيبا است.اماكن پر بافت موجب فشار ذهني و آشفتگي خاطر ميگردند و متقابلآ محيط هاي يكنواخت اثرات بدي و كسالت باري بر انسان باقي مي گذارند.بكارگيري طبيعي مواد , لذت بصري بيشتري دارد.پاره اي بافت ها , ظريف و زيبا و برخي ديگر خشن و ناهنجار بنظر ميرسند.تضاد , بر ميزان زبري يا ظريف , به نظر آمدن يك بافت , اثر مي گذارد.بافتي كه در برابر يك پس زمينه صاف ديده ميشود , شفاف تر از هنگامي است كه در مجاورت بافتي مشابه قرار داده مي شود ; كما اينكه هنگام ديده شدن در برابر يك پس زمينه زبر تر , نرم تر و با مقياسي كوچكتر به نظر خواهد رسيد.
7-4- نور:نور اصلي ترين عامل پويايي يك فضاي داخلي است.بدون نور , فرم , رنگ , يا بافت قابل ديدني وجود نخواهد داشت.و نه هيچگونه حصار مريي جهت فضاي داخلي.بنابراين , نخستين عملكرد طراحي نور , روشن كردن فرم ها و فضاي يك محيط داخلي و نيز اجازه به كاربردهاي فضا است تا فعاليت ها و وظايف خود را با سرعت , دقت و راحتي در خود انجام دهند.نور بر ادراك ما از بافت تاثير ميگذارد و در عوض و خود هم توسط بافتي كه آن را روشن مي كند , تحت تاثير قرار مي گيرد.نور مستقيم كه روي سطحي با بافت فيزيكي مي تابد , بافت ديداري آن را افزايش ميدهد ; در حالي كه نور پراكنده , بافت فيزيكي را تشديد كرده و حتمآ مي تواند ساختار سه بعدي آن را مبهم نمايد.نحوه چيمان منابع نوري و الگوهاي روشنايي ساطع شده توسط آنها بايستي با جنبه هاي معمارانه ي يك فضا و الگو هاي كاربردي آن , هماهنگي داشته باشند.از آنجا كه چشمان ما همواره در جستجوي درخشنده ترين اشياء و پرتحركترين تضادهاي سايه و روشن در ميدان ديدشان مي باشد , اين هماهنگي در طراحي نورپردازي متمركز سطح كار , اهميت ويژه اي مي يابد مدلهاي مختلف انواع تختخواب ويترين ، لوستر، آباژور
7-5- بازشوها:بازشوها , سطوح را از نظر بصري مجزا مي كنند و آنها را به طور انفرادي تفكيك مينمايند.هر چه بر اندازه و تعداد اين بازشوها افزوده شود , بسته بودن فضا كمتر احساس مي گردد , فضا بازتر مي شود و شروع با ادغام با فضاي مجاور مي كند.تاكيد بصري بيشتر روي سطوح محصور كننده است تا حجم تعريف شده توسط اين سطوح.و از آنجا كه شدت تابش نور خورشيد براي ما تقريبآ و جهت آن قابل پيش بيني مي باشد , چگونگي تاثير آن بر وجوه , فرم ها و فضا هاي يك اتاق از نظر بصري به وسيله اندازه , محل قرار گيري , و جهت پنجره ها و نور گيري آن اطاق تعيين ميشود.براي تعيين نوع نور طبيعي اي كه يك اتاق ميگيرد و جهت پنجره يا نورگيري ميتواند مهمتر از اندازه آن باشد.
7-6- خط ديد در فضا:آسمان در روز توسط خط افق از زمين جدا مي گردد.در شب اشكال سماوي و ستارگان وجه تمايز آسمان از زمين هستند.فضاي داخلي نيز توسط ديوار ها و سقف شكل گرفته , از فضاي بيرون مجزا مي شود.فضا و شكل دو عنصر جدا ناشدني اند , زيرا تمام اشكال در فضا تحقق مي يابند و در همان حال فضا را اشكال , شكل مي دهند.در معماري , تفاوت هاي ناگهاني شكل ها در جهات بالا و پايين و يا در عرض و طول , فضايي پر هياهو و فعال بوجود مي آورند.به وسيله دكور و مبلماني كه بر ارتفاع خاصي تاكيد ندارند و با تعادل و نظم و وحدتي بديع در ميان كف و سقف مي توان تحرك بيشتري در فضا ايجاد كرد و از كسالت فضائي كاست و همچنين اثرات بياني انها نيز وسيع تر خواهد شد .آنها چشم و روح را به سرعت و به طريقه الهام بخشي به بالا هدايت مي نمايند و بر راسي استوار ميگردند.وضع بي دوام يافته و كسالت آور را پايان مي بخشد و گوياي كنشي مستمر خواهند بود.اشكال اگر بزرگ و منظم و يكسان باشند فشار قابل توجهي به وجود مي آورند , اگر كوچك و نا منظم باشندممكن است قدرت خود را با دفع شدن نيروهاي شيي بلند تر ازدست بدهند.بهمين سبب مقياس و تناسب در رابطه با مبلمان از اهميت ويژه اي برخوردار است مدلهاي مختلف انواع محصولات چوبي.
7-7- مبلمان: از اين رو با مبلمان و رنگي متناسب خواهيم توانست تركيب بندي با ثبات داشته باشيم. هر تركيب بندي را ميتوان كارآمد دانست به شرط اين كه عناصر صحنه به طور موثر با بينندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار كند. در اغلب موارد، نكته اساسي در شناسايي عناصر كليدي صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و ميزان نور ، آنها را از دل ساير عناصر تصويري متفرقه، بيرون بكشيد. همين اشياء مزاحم، صحنه ها را مخدوش ميكنند و همچنين،بهتر است به جاي تمركز زياد روي جزييات خيلي خاص، تنها روي ساختار كلي صحنه تمركز كنيد. چرا كه تاثير آنها در مقابل تركيب بندي عمومي، بسيار سطحي است.منظور از مبلمان كارآمد مبلماني است كه نه تنها فضا را تزئين كرده و آن را از لحاظ زيباشناختي ميارايد , بلكه داراي كارايي و عمكرد مناسب و متناسب باشد.اين عناصر مي توانند از لحاظ ديداري براي چشمان ما لذت بخش , براي قوه لامسه ما جالب و يا محركي براي ذهن باشد.
7-8- عملكرد فضائي و محدوديت ها:عنصري كه در شروع بايد مدنظر قرار گيرد عملكرد و نحوه استفاده از فضاي داخلي است.يك چهار ديواري ميتواند به عنوان اطاق خواب "نشيمن " اطاق بچه " اشپزخانه" يا دفتر كار شخص معين براي فعاليت مشخص قرار گيرد ضروري است با استفاده از عواملي چون نورپردازي و چيدن مبلمان تقسيم گردد تا عملكرد هر يك دقيقآ مشخص گردد.شكل و نظم اثاثيه مي تواند همچون ديوارها در يك فضاي بزرگ ايجاد نوعي محصوريت كرده و الگو هاي خاصي را به نمايش بگذارد.حتي يك عنصر تنها قادر است از طريق فرم , اندازه و شكل خود , فضاي را تحت الشعاع قرار داده و حوزه فضايي را نظم بخشد.همچنين نور و الگو هاي تاريك و روشن آن باعث مي شود تا قسمتي از فضا جلب نظر كرده و در عوض از اهميت ساير قسمت ها كاسته شود و در نتيجه , فضا از اين طريق تقسيم بندي مي شود.بنابراين با افزايش عناصر يك طرح , روابط فضايي نيز تنوع مي يابند.اين عناصر , درون مجموعه ها و دسته هايي قرار ميگيرند كه هر كدام نه تنها فضا را اشغال ميكنند بلكه بيانگر يا مشخص كننده فرم فضايي نيز هستند.در نهايت شكل گيري فضا به نحوه ي استفاده ما از آن فضا بستگي قاطع دارد.ماهيت فعاليت هاي ما و نحوه انجام آنها بر طرح , نظم و سازمان دهي فضاي داخلي تاثير ميگذارد مدلهاي مختلف مبلمان
7-9- مقياس در فضا :به سايز و مقياس در فضا توجه نمائيد.امكانات و حس فضائي بزرگ در فضائي كوچك به ما احساس عظمت ميدهد.مقياس انساني , به حس بزرگي اطلاق ميشود كه يك شي به ما ميدهد.اگر ابعاد يك فضاي داخلي يا اندازه ي عناصر داخلآن براي ما حس كوچكي القاء كنند , مي توانيم بگوييم آنها فاقد مقياس انساني هستند.از طرف ديگر , در صورتي كه عناصر يك فضا از طريق نيازهاي ابعادي مربوط به دسترسي و فواصل ايمن يا حركت , تناسب راحتي را براي ما فراهم كرده يا به نظر كوتاه نيايند , ميتوانيم بگوييم داراي مقياس انساني است انواع كفسازي و ستون و ديوار و سقف .
8- مروري مهم بر طراحي داخلي :
به نظر می رسد طراحی داخلی در ایران، از یک سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها، رف ها و اُرسی های قدیم گرفتار مانده و از سوی دیگر به دکوراسیون و ابعاد دراماتیک و تزئینی فضاها تقلیل یافته است. با تمام اینها، طراحی داخلی فرآیندی است که همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملکردی را سامان دهد. طراحی داخلی یک ساختمان، داستانی است که شخصیت اصلی آن خود انسان است؛
در این بین حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی که انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی کننده اصولی باشد که در ادامه ۷ اصل از آنها را می خوانید:
8-1- نور را دریاب:
نور عنصری است که با آن دیدن اشیا ممکن می شود. نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یک فضای داخلی ببخشد. بدون نور، نه فرم را احساس می توان کرد، نه رنگ را و نه بافت را. نورپردازی در یک فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد. چه بسا نورپردازی مناسب یک فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز کند. نورپردازی در کنار ابعاد زیباشناختی، بعد عملکردی هم دارد. نور مناسب در طول شب در یک فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف کند. نور مناسب یک اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی کند. به کمک نورپردازی می توان یک فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل کرد. پس، از باب مثال، غذاخوری باید نور ملایم و گرمی داشته باشد یا بهترین نورها برای حمام، منابع نوری کم ولتاژ هستند.
8-2- فرم را بشناس:
فرم، توده فیزیکی یک شیء است که سه بعدی بوده و وزن دارد. فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود، در حالی که فضای داخلی هم فرم خاص خود را تشکیل می دهد. معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است. دسترسی ها و سیرکولاسیون مهمترین این عوامل هستند. هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یک بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یک شکل نباشد.
8-3- فضا را احساس کن:
فضا را محدوده در دسترس کاربران دانسته اند. در طراحی داخلی معمولاً استفاده مؤثر از فضا و ارتباط آن با محیط، مهم است. مسأله ای که در رابطه با فضا مطرح می شود، رعایت ابعاد انسانی در طراحی داخلی است. از قرن ها پیش رویکرد عمده فیلسوفان و معماران به عنصر فضا، برجسته بوده است. در طی سال های اخیر هم ارتباط بین ابعاد انسانی با فضاهای داخلی به یکی از فاکتورهای مهم طراحی بدل شده که از آن تحت عنوان ارگونومی یا کار پژوهی در دید کلی و اندام سنجی (Anthropometry) در دید جزئی، یاد می شود. در طراحی داخلی می بایست رابطه درسـت انسان با فضا تعریـف شود و ابعاد بدن انسان ها برای سهولت دسترسی های فضایی مد نظر قرار گیرد.
8-4- بافت را لمس کن:
بافـت مشخصـه ای از یک شیء اسـت که با لمس کـردن یا دیدن به چشـم می آید. بافت می تواند نرم یا خشن، کشیده یا برجسته، زبر یا مخملین و یا ابریشمی باشد. در طراحی داخلی پوسته ها و سطوح فضایی معمولاً بسته به عملکرد هر فضا تغییر می کند. چه بسا طراحی داخلی یک خانه نیازمند سطوحی نرم و منعطف باشد، اما فضای داخلی یک سینما چنین سطوحی را برنتابد.
8-5- شکل را بیازمای:
شکل،خط بیرونی یک شیء راتشکیل می دهد.درمعماری معمولاً شکل وفرم راباهم اشتباه میگیرند. شکل یاصورت معادله کلمهShape فرنگی است؛درحالیکه فرم املای فارسی همانFormاست. معمولاًشکلهایاطبیعی هستندیاغیـرقابل مشاهـده یاهندسی.درترکیب بندی یک فضاشکل اشیـاعامل تعیین کننده ای است.طراحان داخلی به کمک این عامل میتوانندترکیبات بصری گوناگونی پدیدآورند.
8-6- رنگ را در هم بیامیز:
در تعریف رنگ آن را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی احساس آدمی را تحت تأثیر قرار داده و روی فرم تأکید می کند، ضمن آنکه رنگ، حس مقیاس را هم موجب می شود. کاربرد رنگ هم، از یک فضای داخلی به فضای دیگر فرق می کند و در کاربرد رنگ، توجه به خصلت های روانی آدمیان ضرورت تام دارد.
8-7- حجم را بشناس:
حجم عنصر مهم طراحی داخلی است. در معماری سنتی ایران، شاهد فضاهای پر و خالی احجام معماری هستیم. مقرنس ها و گوشواره ها خود بخشی از احجام خالی هستند. در این معماری مسایل حجمی اهمیت زیادی دارد. ما فضای داخلی را به واسطه لایه بیرونی بنا درک می کنیم. این لایه بیرونی در حقیقت همان حجم کلی بناست. در معماری مدرن، معمار به انتزاع و جدایی پوسته یا حجم بنا از درون آن می اندیشد و این جاست که دیوارها و سقف ها، فضایی تاکیدی ایجاد می کنند و خود را از قید و بندهای فضای داخل رها می کنند. این جا طراحی داخلی به مثابه یک سامان یا روش معمارانه مطرح می شود.
نتيجه گيري:
هرفضا با نور دو چهره مي يابد ، روز و شب كه با تغيير مقدار نور، ايندو با هم پيوند مي يابند.
نور موضوعي است كه در هر دوره زماني، احساس و مفهومي خاص به معماري و زندگي داده است.مي توانيم بگوييم ،آن زمان كه آتش در آتشكده ها در عهد زرتشت مقدس بوده بخاطر نور و گرماي آن بوده است، بدين ترتيب نور نيز مورد ستايش قرار مي گرفته است . حتي در دوره هاي بعد، كه اعتقاد به خورشيد و پرستش آن وجود داشته است، نور بخاطر روشن نمودن عالم ،كه مسير حركت زندگي را نشان مي داده است، مورد توجه بوده است، و يك حس خدايي بودن را القاء مي كرده است.
نور مي تواند به عناوين مختلفي براي القاء مفهوم و هدفي مورد استفاده قرار گيرد، به عنوان مثال با ايجاد يك روزن و هدايت نور به موضوعي باعث تاكيد در آن موضوع شويم، و يا با استفاده از حركت هاي ملايم و نرم نور يك حس روحاني را به فضا بدهيم كه در هنگام ورود به چنين فضاهايي يك احساس احترام و سرفرود آوردن به انسان دست مي دهد، و انسان خود را در مقابل عظمت بي پايان و نامحدودي مي يابد،و حقارت را در خود درميابد.از تاثير آن در كليساها و مساجد بسيار مورد استفاده قرار گرفته است.مثلا با ارتفاع دادن به بنا و نور پردازي هايي بر روي سطوح مورد نظر اين كار را انجام مي دهند،و يا با استفاده از پنجره هاي واقع در دالان ها و نور پردازي مخصوص آنها باعث حركت و يادر هشتي ها باعث مكث شده اند، كه اين مفهوم را مي توان با حركت انسان در اين دنيا و رسيدن به قيامت كه محل مكث است در ارتباط ديد.
منابع ومأخذ :
1- نور در معماری و معماری داخلی « ۸۴/۳/۲۳ - آسیا - نسیم چیتسازان – نسیم ایرانمنش »
2- نور روز در معماری، تالیف بنجامین اچ.اونز
3- بانک اطلاعات طراحی داخلی دکوراسیون و طرح های تری دی مکس
4- وبلاگ تخصصی معماری:
Memarblog is proudly powered by WordPress and themed by Mukkamu
پايان نامه ادبيات نورمجسم در معماري از نيلوفررضوي
http://www.cafedexign.com/showthread.php?p=18051
منبع : مجله ی رزم آور