art air

پرواز هنر

 

تعریف عرصه : به تعدادی از عملکردهای سازگار که با هم وابستگی دارند گفته می شود .

در یک خانه مسکونی پنج نوع عرصه وجود دارد که عبارتند از :

۱)عرصه زندگی خانوادگی :

شامل : فضاهای خصوصی از قبیل نشیمن خانوادگی و آشپزخانه و غذاخوری می باشد که امکان دور هم بودن را فراهم می سازد و بدون شک این عرصه مهم ترین بخش خانه و قلب زندگی خانوادگی می باشد.

۲)عرصه زندگی خصوصی و فردی :

شامل : اتاق های خواب و حمام و کتاب خانه است و شرایط لازم برای زندگی شخصی افراد خانواده را فراهم می کند که این فضا دور از فضای پذیرایی مهمان طراحی می گردد .

۳)عرصه پذیرایی و مراسم :

شامل : اتاق پذیرایی و اتاق ناهار خوری و فضای ورودی است و برای برقراری ارتباط با فامیل و دوستان کاربرد دارد

۴)عرصه خدمات :

شامل : انباری و پارکینگ و.... می باشد وتسهیلات لازم را در اختیار سایر بخش های خانه قرار             می دهند .

۵)عرصه فضاهای باز و حیاط :

عرصه ی فضاهای باز و حیاط امکان زندگی در فضای باز و ارتباط با طبیعت را برای افراد خانواده تا‌مین   می کند . فضاهای باز و نیمه باز خانه بسته به اینکه در ترکیب با کدام یک از حوزه های خصوصی و خانوادگی یا عمومی قرار گیرند به دو دسته ی  عمومی و خصوصی تقسیم می شوند و بهترین راه  مواجه با دوگانگی فوق  پیش بینی یک حیاط کوچک مرتبط با حوزه های عمومی و یک حیاط بزرگ تر برای حوزه ی زندگی خصوصی و خانوادگی است .

 

مقدمات طراحي در معماري

تفکر ، تجسم و تخیل ، محصول ( بنا )

 

طراحی : فرایندی است از تفکر شروع و به یک محصول ( بنا ) ختم می شود .

 

عوامل موثر بر طراحی :

  • هدف
  • سایت – توپوگرافی – شکل زمین – همجواری
  • عوامل فرهنگی اجتماعی
  • عوامل جغرافیایی
  • عوامل موثر بر شرایط آب و هوایی
  • طراحی برنامه فیزیکی طرح
  • خواسته کار فرما
  • مقیاس انسانی
  • بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا
  • ابعاد انسانی و فضاهای معماری ( حرایم )
  • الزامات تاسیساتی

نظر دکتر پیرنیا (پدر معماری اسلامی)

  • مردم داری ( مقیاس انسانی )
  • استفاده از مصالح بوم آورد 
  •  پیمون و نیازش
  • پرهیز از بیهودگی
  • خود بسندگی ( قناعت )

( شناخت اجزاء طراحی )

 

1- عرصه خصوصی

 

 2- عرصه خانوادگی

 

3- عرصه پذیرایی

 

4- عرصه خدماتی

 

5- عرصه فضای باز

 

عرصه خصوصی عبارتند از : اتاق خواب – حمام – اتاق کار – اتاق مطالعه

 

عرصه خانوادگی عبارتند از : غذا خوری – آشپزخانه – هال – نشیمن

 

عرصه پذیرایی عبارتند از : پذیرایی – نهارخوری

 

عرصه خدماتی عبارتند از : پارکینگ – موتورخانه – انبار

 

عرصه فضای باز عبارتند از : باربیکیو

عرصه :

به تعدادی از فضاها و عملکردهای سازگار که با هم وابستگی معمــاری داشته و در بخش مشخصی از نقشه طرح ما مکان یابی گردند را عرصه گوییم .

شهرک :

به مناطقی که بیش از 500 واحد مسکونی داشته باشد شهرک گویند .

عرصه خصوصی :

از مهمترین قسمتهای ساختمــــان مــــی باشد . فضــــایی است غیــــر رسمی و در صورت امکان بایــد در بهترین و مهمترین موقعیت طراحی مکان یابی شود .

عرصه خانوادگی :

شامل فضای نشیمن و آشپزخانه میـباشد و در خانـــــه های بزرگتر , صبحــانه خوری نیز به ایـن مجموعه اضــافه میشود . این عرصه رو به آفتاب و فضای حیاط میباشد . در صــورت امکـــــان دسترسی مستقیم به حیاط و بالــکن طراحی میشود .

نشیمن :

محل زندگی خانواده و مهمترین قسمت خانه است . این فضــا اغـــــــلب از فضای پذیرایی مستقـــلا طراحی میشود و حالتی خصوصی دارد . باید رو به آفتــــاب باشد و ارتباط راحتـــی با بالکن و حیاط داشته باشد و بایـــد به نحوی طراحی شود که فعالیتهای مختلفی مانند ؛ صحبت کردن – نشستن – تماشای تلویزیون – بازی بچـــه ها و مطــالعه جزئی در این فضا امکانپذیر و از وسعت خوبی برخوردار باشد .

انـــدازه ایــن فضـــا با توجه به نوع فعالیت ها و ابعاد مبلمـــان و لوازم مورد استفــاده مشخص می شود . ابــعاد آن بین 15 الی 25 متر متغییر است .

باید با ورودی آشپزخانـــه , غذاخـــوری و بالکن ارتبـــاط نزدیک داشته باشد و ضـمن ارتباط با اتاق خواب مستقل ازاتــاق خواب طراحی می شود . همچنین از نـور و چشم انداز مناسبی برخوردار باشد . برای این فضا طرح های مختلف را با توجه به نحوه چیدمان مبلمان متصور هستیم .

مبلمان نشیمن :

فضای نشیمن علاوه بر اینکه محل زندگی خانواده میــباشد محـــل پذیرایی از فامـــیلهای نزدیک نیــز میــباشد . در خــانــه های کوچک که امکان پیش بینی اتـــاق پذیرایی وجود نــدارد از فضـــــای نشیمن به عنوان فضای پذیرایی نیز استفاده میشود . در هر صورت نحوه طراحی این فضا بر اساس شرایط استـــفاده از آن متفـــــاوت خواهد بود .

در زندگی سنتی ما برای مبلمان کردن اتاق نشیــمن از قالی و پشتی استفاده میــکردیم به همین دلیــــــل در طراحی سعی میشده است که ابعاد نشیمن را بر اساس ابعاد قالی طراحی نمایند .در مبلمان فضـای نشیمن معمولا از کانــاپه , مبــل دسته دار و میز برای صرف میوه و چای استفاده میشود . در استقرار مبل در نشیمن بایــــد به دیـد و منـظر فـضا کاملا توجه شود .

امروزه تلویزیون و دیگر لوزم صوتی و تصویری از دیگر عناصر نشیمن میباشد که معمولا بــه همراه قفسه کتاب و ویترین در یک بدنه جاسازی میشود . اگرچه شومینه در اغلب خانه ها به کـــار نمی رود اما در صــــورت پیش بینی آن در طرح که معمولا جنبه سمبولی دارد حتما در فضــــــای نشیمـــن باید پیش بینی گردد . نـــحوه مبلمـــان اتـــاق نشیمن و استقرار شومینه و تلویزیون بایـــــد به گونه ایی بـــــاشد که از غذاخوری خانـــوادگی و آشپزخانــه قابل رویت باشد . در صورتی که از اتاق نشیمن بــه عنوان پذیرایی نیز استــفاده میـــشود , بهتر اســـــت آشپزخانه جدا و مستقل از پذیرایی طراحی گردد .

آشپزخانه :

یـــــکی از مهمترین عناصر عملکردی خانه می بــاشد و بـــا توجه به تنوع فعالیتها , وجود لوازم وتجهیزات مدرن , ضرورت استــــفاده از سیستــم های تاسیساتی برای آبرســــانی , دفع فاضلاب , روشنایی , تهویـــه , لزوم توجه به بهداشت ونظافت در آن و ....... طراحی این فضا را حساس تر و مشکل تر می نماید .

دسترسی آشپزخانه :

باید به فضــــای بیــرونی و گاراژ دسترسی راحتی داشته باشد و با بالکن یا پاسیو مرتبط باشد . دسترسی آشپزخانه به اتاق نشیـــمن و فضای صبحانه خوری باید راحت باشد . فضای آشپزخانه باید امکان استفاده از نــــــور و تهویه طبیعی را داشته باشـــد . از آشپــزخانه برای نگهداری و آماده سازی و پختن مواد غذایی استفاده می شود . بـــرای انجام این کارها احتیاج به سه عنصر اصلی داریم .

1- یخچال : برای نگهداری مواد غذایی .

2- سینگ ظرفشویی : برای شستن مواد غذایی و ظروف .

3- اجاق گاز : برای پختن .

علاوه بر عناصـــــر فوق کابینت دیواری بالا و پــــایین , لوازم و تاسیسات دیگری مثل فریزر – ماشین ظرفشویی – آبگرمکن و ..... نیز در داخل یا مجاورت آشپزخانه قرار میگیرد .

سینگ ظرفشویی :

از جنس استیل یا فایبر گلاس می باشد . همچنین از مهمترین لوازم آشپزخانه نیز می باشد . از به صورت سر پایی استفـــــاده میشود تا دید ومنظر مناسبی را برای استفاده کننده ایجاد کند . این چشم انداز ممکن است مستقیمـــــا بـــا فضای بیرونی رابطه داشته بـاشد و یا از طریـــــق فضای صبحــــانه خوری تــــامین شود . ماشین ظرف شویـــی در صورت لـــــــزوم می توانــــد از مـــــحل سینــــــگ ظرفشویی قابل دسترسی باشد . سینگ ظرفشویی نیاز به 60 الی 90 سانتیمتر میز کار خواهد داشت ( از دو طرف ) .

 اجاق گاز :

سومین عنصر مهم در آشپزخــــانه می باشد . نباید در مسیر پنجره یا مسیر هوا قرار گیرد . در دو طرف اجاق گاز نصب کابینت کافی برای نگهداری ظروف و مواد غذایی ضروری است .

سه عنصر سینگ , یخچال , اجاق گاز به عنـــــوان سه عنصر آشپزخانه باید با هم رابطه منطقی داشتـــه بــــاشند . فاصله این سه عنصر . فاصله این سه عنصر باید از طــریق محیط مثلثی که به هم وصل میکند کنترل میشود که به آن مثلث برمودا گفته میشود . طول این محیـــــــط مثلث بین 4.8 الی 6 متر متغییر است . در طراحی آشپزخـــــانه سعی می شود عناصر غیر مرتبط داخل مثلث برمودا واقع نگردد تا کارایی آشپزخانه مختل نگردد ( مثلث کار ) .

ارتباط فضــای نشیمن با آشپزخانه :

در واحدهای مسکونــــی که دارای فضــــای مستقـل برای پــــذیرایی از میهمان می باشد برای تقــــویت رابطه بین مـــــــادر و اعضای خانواده می توان رابطه بین نشیمن خانوادگــی و آشپزخانه را به نحوی طراحی کرد که امکان دید از فضای آشپزخانه به نشیمن وجود داشته باشد .

در واحدهای مسکونی که از یک فضای واحد هم برای نشیمن و هــــم برای پذیرایی استفاده مـــی شود , فضــــــای آشپزخانه باید استقرار بیشتری داشته باشـــد و مــحل پخت و پز و شست و شو باید از میهمان قابل رویت نبــــاشد . باید دقت نمود سر وصدای پخت و پز , شست و شو و بوی غذا مشکلی را برای فضای هم جوار به وجود نیـاورد .

محل استقرار یخچال بعد از شینگ ظـــــرفشویی ضروری است . پیش بینی میز کار به طول حداقـــل 90 سانتیمتر میز کار در کنار یخچال از سمتی که در یخچال باز می شود برای پر و خالی کردن یخچال مفید است

حداقل فضای صبحانه خوری 3*3 می باشد .

غذاخوری خانوادگی :

این فضا باید به آشــــــپزخانه نزدیک باشد تا صرف غذا و جمع کردن سفره به آسانی صورت گیرد و نیز بـــاید از دید و منظر مناسب برخـوردار باشد و با نشیمن خانوادگی رابطه راحتی داشته باشد . در خانه های کوچک ممــکن است برای غذای خانواده و میــــهمان از یـــک فضا استفاده شود در این صورت باید فضای آشپزخانه و غذاخوری جدا شود .

فضای غذا خوری در هر منطقه متفاوت است پس می توان متناسب با فرهنگ منطقه خود رفتار کرد .

عرصه های زندگی خصوصی و فردی :

برای یک زندگی متعادل و متوازن لازم است بین زندگی جمعی و خصوصی تعادل به وجود آیـــد . ما به همــــــان اندازه که احتیاج به هم نشینی با افراد خانواده داریم به همان اندازه نیز احتیاج به داشتن محیط خلوت ( با خود بودن , تفکر و عبادت ) و استراحت داریم . کودکان و نوجوانان نیز فضایی برای انجام تکالیف مدرسه دارند . ( اتــــــاق فرزند )

محل استقرار عرصه های خصوصی و فردی :

عرصه خواب شامل اتاق خواب بچه , اتاق خواب والدین , کتابخانه و گاهی هم اتاق خواب میهمان می باشد . ایــــن بخش از ساختمان به عنوان خصوصی ترین و آرام ترین بخش خانه , ضمن نزدیکی به فضـــــــای خانوادگی مانند نشیمن و آشپزخانه ,معمولا به طور مستقل و دور از پذیرایی میهمان طراحی می شود .

بخش خواب باید در قسمت ساکت خانه و دور از صدای مزاحم طراحی گردد و به حمام و سرویس , دسترســــــــی نزدیک داشته باشد . همچنین اتاق خواب بهتر است به بالکن و حیاط دسترسی داشته باشد . آفتاب گیر بوده و از دید و منظر خوبی برخوردار باشد و دارای تهویه مناسب باشد .

در واحدهای مسکونی دو طبقه معمولا بخش خواب در طبقه اول ( بالا ) طراحی می شود . در مکان یابی اتــــــاق های خواب بهتر است اتاق خواب اصلی از اتاق خواب های دیــــــــگر استقلال نسبی داشته باشد به همین جهت در بعضی طرح ها اتاق خواب اصلی در طبقه همکف و اتاق خواب هـــــای دیگر در طبقه اول مکان یابی می شوند . در صورتی که برای میهمان اتاق خواب مستقلی در نظر گرفته شود اتـــــاق خواب میهمان باید در طبقه همکف در نزدیکی ورودی و فضای زندگی خانوادگی طراحی گردد تا ضمن استفاده بــــــرای میهمان به عنوان یک اتاق دنج برای مطالعه و انجام کارهای روزانه بتواند در اختیار خانواده قرار گیرد .

اندازه اتاق های خواب بستگی به تعداد افراد استفاده کننده , نوع فعالیت , مبلمــــــــان و لوازم مورد نیاز معمولا از 12 الی 20 متر مربع تغییر می کند . بهتر است تخت خواب در موقعیتی پیش بینـــــی شود که مستقیما در مقابل در ورودی اتاق و در معرض دید و یا چسبیده به پنجره ی اتاق نباشد و در عین حال از دیــد و منظر خوبی برخوردار باشد .

تخت خواب , کمد و میز, از جمله لوازم ضروری اتاق خواب است .

اتاق خواب والدین :

اتاق خواب اصلی میتواند شامل 5 حوضه ی خواب , محل نشیمــــن , کمــــــــدهای لباس , حمام و رخت کن باشد . در طراحی این اتاق باید به توازن اندازه هر قسمت و رابطه منطقی آنها توجـــه شود . در صورت وسیع بودن اتاق خواب می توان به استفاده از نحوه چیدمان مبلمان بخش خواب و نشیمن را از هـــــم جدا کرد .اتاق خواب اصلی بر حسب مورد می تواند دارای یک سرویس بهداشتی کامل شامل : وان , دوش , حمــــــام , توالـــــت و یـا دارای یک رختکن باشد . در خانه های کوچک برای اتاق های خواب یک سرویس مشترک استفاده می شود .

اتاق خواب فرزندان :

می تواند به عنوان یک مجموعه واحد و مرتبط شامل اتاق های خواب و حمـــــام و توالت در نــــظر گرفتــه شود . نحوه ی جانمایی کمدها در بدنه ی دیوار متصل به حمام مانع انتقال صدای حمـام به اتاق می شود . وجود دو پنجره در بدنه های مختلف می تواند به کوران طبیعی و تهویه ی اتاق کمک کند . هر اتاق شامل کمد لباس , میز مــطالعه و تخت خواب می باشد و مساحت اتاق فرزندان بین 12 الی 15 متر مربع متغییر است .

اتاق مطـــالعه :

در خانه های معمـــولی از اتـــاق های خواب و نشیــــمن به عنوان اتاق مطالعه استفاده می شود , در خانه هــــــای بزرگتر می توان فضایی را به عنوان کتابخانه اختصاص داد گاهی هم این فضا می تواند با اتاق کار پـــدریا مـــادر ادغام شود . این فضا می تواند در نزدیکی ورودی و نشیمن قرار گیرد .

عرصه پذیرایی و مراسم :

فضاهای عمومی خانه شامل پذیرایی , غذاخوری و ورودی وسیله ارتباط بیــــن اعضـــای خانواده , افراد فامیـــل , دوستان و همسایگان میباشد .به علاوه این فضاها محل برگزاری جشن ها و مــــراســم ها مـــــی باشد . نـحوه ی دسترسی و ورود به این فضا بخش مهمی از طرح را تشکیل می دهد .

ورودی :

نحوه ی دسترسی و ورود به بنا بخش مهمی از طرح را تشکیل می دهد . ورودی خانه اولین جایی است که ساکنان خانه و میهمانان با آن مواجه می شوند و تحت تاثیر کیفیات مثبت یا منفی آن قرار می گیرند . ورودی خانه باید زیبا , جذاب , دعوت کننده و خوانا باشد تا در اولین لحظه تاثیر خوش آیندی بر وارد شونده داشته باشد . همچنین معرف ارزش های کل خانواده و ساکنان آن باشد .

 

طراحی فضای ورودی قبل از رسیدن به بنا از خارج ساختمان مـــــهم به نظر مـــی رسد . ورودی خانه باید ضمن تامین دسترسی مناسب به خانه , فضای داخلی خانه را از فضای عمومــــــــی جدا نماید و امکانات مربوط به ورود , تعویض لباس , در آوردن کفش , امکان استقبال و مشایعت را تامین کند . زیبا و راحت باشد , فـــــاقد فضــــاهای بلا استفاده بوده و در شرایط اقلیمی نامطلوب مانع نفوذ سرما , گرما و گرد وخاک شود . ورودی باید دسترســـــــی ساده به نشیمن , پذیرایی , پله های طبقات و آشپزخانه داشته باشد .

طراحی یک سرویس بهداشتی در قسمت ورودی خانه ضروری به نظر می رسد . در واحدهای مسکونی متـعارف بهتر است توالت و دستشویی مستقل از یکدیگر طراحی شود . در این صورت معمولا فضای مناسب برای تـــوالت1.20 * 1.20و برای دستشویی نیز 1.20 * 1.20 میباشد . چنانچه مساحت خانه ای کـــــم باشد فضای تـــوالت و دستشویی یکجا طراحی میگردد و در این صورت ابعاد آن 1.20 * 2.20 یا 1.20 * 2.40 در نظر گرفته می شود . و همچنین عرض دستشویی 70 الی 75 سانتیمتر میباشد .

فضای پذیرایی :

در خانه های کوچک فضای پذیرایی و نشیمن با هم ادغام و طراحی می گردد . این فضا جزء فضاهای رسمی و بیرونی خانه می باشد و باید دقت شود در ایام معمول بتواند در خدمت اعضای خانواده باشد . وسعت فضای پذیرایی حداقل 12 متر مربع است . و بسته به شرایط اقتصادی و نیاز خانوادگی می تواند افزایش یابد . فضای پذیرایی باید با غذاخوری و ورودی رابطه مستقیم داشته باشد . کیفیت طراحی فضای پذیرایی به خوبی می تواند گویای فرهنگ و ارزش های خانواده باشد . در طراحی فضای پذیرایی باید به نور , تهویه , دید و منظر مناسب و محل استقرار شومینه توجه کرد .

غذاخوری :

در طراحی فضاهای کوچک نهارخوری و غذاخوری به یک مفهوم فضایی اتلاق می شود ولی در خانه های بزرگ فضای مشخصی را برای غذاخوری پیش بینی می کنند . این فضا ممکن است با اتاق پذیرایی ادغام شود و یا مستقل طراحی شود . این فضا باید جذاب , زیبا , دارای تناسبات خوش آیند , مبلمان مناسب و نور پردازی مناسب ( حتی الامکان در شب ) داشته باشد . همچنین با پذیرایی و آشپزخانه ارتباط مستقیم داشته باشد .

عرصه خدماتی و پشتیبانی :

راحتی آسایش زندگی در یک خانه بستگی به پیش بینی و طراحی عناصر خدماتی مورد نیاز مانند : پارکینگ , انبار , موتورخانه و زیرزمین دارد . اگرچه یک خانه ممکن است فقط یکی از این عناصر را داشته باشد .

پارکینگ :

مکـــــان پارکینگ در خانه بستــه به ابعاد زیر بنـا , شیب زمین , نوع طرح خانه و شبکه دسترسی سواره مشخص می شود . ابعاد متعارف برای جانمایی یک ماشین 25 متر مربع می باشد . فضای اشغال یک ماشین 5 * 3 میباشد و برای مانور آن احتیاج به فضای 25 متر مربع داریم . پارکینگ ممکن است جدا از ساختمان اصلی و یا چسبیده به آن و یا در زیر زمین و یا زیر ساختمان طراحی شود . به علاوه دسترسی راحت از پارکینگ به داخل خانه مخصوصا به آشپزخانه و یا فضای ورودی مهم است .

موتورخانه :

برای گرم کردن خانه در زمستان و خنک کردن آن در تابستان و تامین آب گرم ضمن حداکثر بهره برداری از امکانات طبیعی مثل آفتاب و کوران باد , فضایی برای استقرار لوازم و تجهیزات گرمایش و سرمایش مورد نیاز است که به آن موتورخانه گویند . موتورخانه را می توان در زیرزمین و یا در مجاورت پارکینگ ویا در همکف مکان یابی کرد . ابعاد این فضا با توجه به نوع سیستم تاسیساتی و تجهیزات متفاوت است .

 

عرصه فضای باز و خصوصی :

 

طراحی یک خانه میسر نخواهد شد مگر اینکه خمزمان با طراحی فضای داخلی طراحی حیاط و محوطه در واحد همسایگی مدنظر قرار گیرد . فضای باز خانه و همچنین فضای نیمه باز خانه بسته به اینکه در ترکیب با کدام یک از حوضه های خصوصی و خانوادگی قرار گیرند به دو دسته عمومی و خصوصی تقسیم می شوند . بهترین راه مواجه شدن با دوگانگی فوق پیش بینی یک حیاط خلوت مرتبط با اوضاع عمومی و یک حیاط بزرگتر برای با حیاط خصوصی امری ضروری است . این حوضه از خانه باید از طریق مکان یابی مناسب فضا ها و استفاده از فضای سبز و محوطه سازی از دید عابران و همسایگان محفوظ بماند . استفاده از آبنما نیز در چنین فضا هایی الزامی است .

 ایوان :

یکی از رایجترین عناصر معماری مسکن در معماری ایرانی است . ارتباط مستقیمی با فضا و هوای بیرون و داشتن بستر مناسب فضای نیمه باز را ایجاد می کند که برای استراحت و غذاخوردن مناسب است . عرض ایوان باید به نحوی پیش بینی و طراحی گردد که هم مناسب با فعالیت های مورد نیاز باشد و  هم زیبایی را تامین کند .

 

 منبع :  ایران سازه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 21:4  توسط علی  | 

                                   به نام خدا

 

 

  :

 

براي آنکه بتوانيم عمده خدمات و عملکردها ئي را که در اين مجتمع بصورت متمرکز يا فضا هاي مجزا و منفرد در نقاط مختلف ، پيش بيني نمائيم ، لازم است مراجعين و استفاده کنندگان اين مجموعه را بهتر بشناسيم و آنها را گروه بندي کنيم . جمع آوري اطلاعات ، مصاحبه و تحقيق به اين تقسيم بندي کمک کرده است .

الف). شهروند ان ساروی و حومه آن شامل :

- آنهائي که براي گذراندن ساعات محدود و تفريح و سر گرمي به مجتمع مي آيند.

ب). مسافران شامل :

- عدهاي که براي رفع خستگي چند ساعتي را در شهر ساری بيتوته مي کنند    

فضا هاي مورد نياز هر يک از گروها.  

     - فضا هاي خور گشت براي استراحت چند ساعته و استفاده از امکانات آن.

     - فضا هاي فرهنگي – هنري .

     - فضا هاي خدماتي شامل کافی شاپ –  چايخانه سنتیو سرويس هاي بهداشتي و غيره .

     - فضاهاي ورزشي و تفريحی

     - فضاهاي آموزشي 

   - فضا هاي نمايشگاهي و بازار چه .

  - کتابخانه

  - آمفي تئاتر

  - فضا هاي نمايشگاهي هنري

  -کارگاه هاي آموزشي و کلاسهاي هنري

حال با استفاده از تقسيم بندي گروههاي مراجعه کننده به مجتمع و کارکردهاي مورد نياز آنها ،تلاش مي کنيم  آنها را با توجه به سازگاري و ارتباط کاربري ها، دسته بندي کنيم ؛ تا بر اساس الگوهاي طراحي در سايت قرار بگيرند.

همجواري و همخواني اين مجموعه در بخشي سايت مي تواند ضمن ارتقاء فرهنگ بومي و شهر بويژه براي نوجوانان و جوانان ، بخشي از اوقات فراغت آن ها را نيز تأمين نمايد . اين مجموعه مي بايد به لحاظ دسترسي سريع و پارکينک خود کفا باشد .                                                                                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

حال به شرح هر يک از فضاهای فوق می پردازيم:

 

 

كافي شاپ

 

درطراحي بايد درمحلي ازسايت قرارگيردكه داراي ديدومنظرمناسب بوده وحتي الامكان درجلوديدباشد.

ريزفضاهاي موردنيازبراي كافي شاپ :

آماده سازی  ـ  انباركوچك  ـ  قفسه نوشيدني  ـ  محل پذيرايي 

گالري

 

گالري فضايي است كه درآن آثارهنري وبعضاً تاريخي براي بازديدعموم به نمايش گذاشته مي شود. يك گالري بايدبه گونه اي برگزارشودكه عموم مردم بتوانندآثاررابدون هيچ مشكلي تماشاكنند.

گردش ومسير حرکت در نمايشگاه:

مسئله  مهم ديگر مسئله گردش و مسير حرکت است که بايد با دقت بررسی گردد.بطوريکه ترتيب  ومسير نتنها برای کسيکه به نقشه نگاه می کند بلکه  برای بازديد کنندهای که از فضا عبور می کند کاملا روشن و بدون ابهام باشد.

  شکل رو برو مسير حرکتی است که در بيشتر نمايشگاهها استفاده می شود.

 

 

 

 

 

 


در مسير زير نيز مسير حرکتی از يکنواختی مثال فوق در امده است.

 

 

 

 

 

 

 


يک مسير حرکتی ديگر

 

 

 

در يک فرم ديگر شخص مجبور می شود از بخشها ديدن کرده وسپس از سالن خارج شود

 

 

 

 

 

 

 

 


نمونه حرکتی ديگر که مسير های بسته ,حالت قبل را ندارد که با دقت لازم در نمايش وتنظيم ديوارها می توان به مسير دلخاهی دست يافت

 

 

 

 

 

حرکت سيستم وار را مشاهده می کنيمکه حالتی يکنواخت دارد

 

 

 

 

 


 در طرح شانه ای شخص پس از عبور مسير پيشنهادی از در ورودی خارج می شود

 

 

 

نور طبيعی :

محاسبات نورپردازي درگالريها بسيارمهم بوده وكيفيت نورپردازي هم بصورت غيرمستقيم ويا بصورت مصنوعي مي باشد.

نور طبيعی يکی از مهمترين موضوعاتی است که در طراحی اين گونه اماکن مد نظر قرار می گيرد. روشنايی روز عليرغم مشکلاتی که در فصول و مکانهای مختلف بوجود می اورد ,هنوز بعنوان بهترين وسيله روشنايی است بنابر اين بايد بگونه ای برنامه ريزی شود که از اين منبع روشنايی بهترين استفاده شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                        روشنايی از بالا:[1]

اين روشنايی دارای امتيازاتی است که بشرح زير است :

1)   اين روشنايی در نور پردازی ثابتتر و راحتر می باشد

2)    نوری که از آن استفاده می شود قابل تنظيم بوده و تامين کافی و يکنواختی  آن ديد مناسب را بر اشيائ بو جود می اورد.

روشنايی از بالا

3)    صرفه جويی در فضا  که نمایش گذاشتن اشيائ بيشتری را مهيا می سازد

 


                                     

                                                

 

 

 

 

البته نور دهی از بالا نيز معايبی دارد که از آنجمله مي توان به پوشيده شدن شيشه ها با گرد وغبار و خطر شکسته شدن آنها را برشمرد.

گاهی اوقات در زير شيشه نور گير بام پارچه سفيدی  قرار می دهند تا علاوه بر از بين بردن خطر سقوط شيشه باعث انتشار يکنواخت نور ورودی می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 


اصو لا بهترين نور, نوری است که از بالا آمده و بدون ايجاد سايه به سطح جسم برخورد نمايد يکی از موارد مهم که در طراحی نمايشگاه بسيار با اهميت است مسئله فاصله نهايی بازديد کننده از جسم میباشد که در عرض وارتفاع سالنهای نمايش موثر است. در شکل زير اتاقی با ارتفاع بلند و نورگيری کوچک ديده می شود  که در آن نور متناسبی از توزِيع نور مرکزی ,با  انعکاسهای منعکس شده از ديوار های مجاور بر جسم اثر گذاشته و توسط بيننده روئيت می شود .

 

 

 

 

 

 

 


نور جانبی:

اين گونه نر پردازی می تواند هم از طريق پنجرههای معمولی به اشکال مختلف در مکانهای مناسب و ديوارهاتعبيه گردد و از طريق دريچه های متوالی صورت گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


البته ديواری که پنجره در آن تعبِه شده عملا غیر قابل استفاده شده و ديوار روبروی آن نيز بدليل انعکاسهای پنجره مقابل خود دچار مشکل است.

البته وجود پنجره در سطح معمولی باعث  ديدن مناظر بيرون میشود وباعث استراحت چشم وتازگی فکر می شود  واز خستگی افراد جلو گيری می کند بنابر اين بی مناسبت نيست که با وجود نور از بالا باز شوهايی در سطح ديوار نيز در نظر کرفته شود .

 

 

تقسيم فضا در نمايشگاه:

در طراحی يک نمايشگاه بايد فضای عمده را با استفاده از شيوههای مختلف به فضاههای مناسب هر فضا تقسيم کرد.س

 

 

 

 

 

 

 

 

 


با ايجاد ديوارهای پار تيشن ميتوان فضای وسيعی را جهت استفاده بهتر در نمايشگاه مهيا نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ارتفاع مناسب برای ديدن :[2]

گفتيم که نمايشگاه يا موزه جايی است که مردم اشيايی را با چشم می بينند  و هر چيزی را بايد متناسب با شرايط و خصو صيات چشم ناظر در نظر گرفت .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اشيا در ارتفاعات مختلف حالات گوناگونی دارند و اين موضوع بايد به حساب آيد به همين دليل بايد  در نظر گرفت که شخص در چه فاصله ای از جسم قرار مي گيرد و چون اشخاص بطور ايستاده به اشيا می نگرند اشيا در سطح چشم واقع می شود که اين ارتفاع را در حدود 160 سانتيمتر در نظر می گيرند.

 

 

 

 

 

 

 

 


زاويه ديد واقعی چشم انسان بميزان 160 درجه از مخروطی که راس آن در چشم ناظر  ومحور قائده آن بر روی افقی تراز دارد و از اين مقدار نيز فقط در حدود 90 درجه بطور واضح ديده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 


ريزفضاهای موردنيازگالری :

ورودی  ـ  فضاي نمايش  ـ  محل مطالعه  ـ  سرويس  ـ  كارگاه  ـ  قسمت كنترل

ريزفضاهای موردنيازبرای نمايشگاه :

فضای نمايش  ـ  انبار  ـ  فروشگاه  ـ  قسمت كنترل

موزه مردم شناسی :

ريزفضاهای موردنيازبرای نمايشگاه صنايع دستی :

ورودی  ـ  فضای نمايش  ـ  محل استراحت  ـ  فروشگاه  ـ  كارگاه  ـ  انباری

 

 

کتابخانه:

كتابخانه ها بطوركلی به چنددسته تقسيم می شوند ازقبيل كتابخانه های عمومی ، دانشگاهی ، تخصصی و . . . آنچه كه دراين مجتمع موردنظراست كتابخانه ی عمومی وقابل استفاده براي عموم علاقمندان است .

كتابخانه های عمومی ، آثارعلمی عمومی وديگرابزاراطلاع رسانی راعرضه می كنند كه بطورمستقيم درقفسه های بازدردسترس هستند. كتابخانه های عمومی هيچگونه وظايف آكادميك يااهداف بايگانی نداشته ومعمولاً فقط يك بايگانی بسياركوچك دارند. چنين كتابخانه هايی به راحتی دردسترس عموم بوده وعلاوه براستفاده ازروشهای نسبی فراهم

 

 

 

 

كردن كتاب ، مي تواند دارای بخشهای مطالعه ی مروری ، اتاقهای جلسات وتفريحی وصندليهای مطالعه برای گروهها وافراد ديگرباشد.

 

 

 

 

 

حد فاصل بين ميزها

 

 

 

طراحی فضای مطالعه وهمچنين قفسه هاي كتابها بايدبه گونه ای باشدكه قابل استفاده برای كودكان ، بزرگسالان وجوانان بوده وآنان رابخودجذب كند.

مكانهای مورداستفاده برای بزرگسالان می تواند دارای 5 يا 6 قفسه بوده وحداكثرارتفاع قفسه ها 8/1 مترمی باشد. محلهای مخصوص كودكان داراي 4 قفسه باارتفاع دسترسي حدود 2/1 مترمی باشد. طول راهروهاي قفسه ها نبايدبيش از3 متربوده وبايدمحلهايی برای نمايش وقراردادن كتابها داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ودرآخراينكه موقعيت قرارگيری كتابخانه درسايت مجموعه بايدجايی باشدكه ازنوركافی ، سكوت وآرامش برخوردارباشد.

فضاهای درنظرگرفته شده برای كتابخانه :

1.    اتاق مرجع

2.     قسمت تازه های كتاب

3.     برگه دان

4.     بايگانی

5.     كتابداری

6.     رختكن

7.     سرويس وآبخوری

8.     سالن مطالعه

 

بازارچه سنتی:

 

اين قسمت شامل مجموعه ای که محصولات فرهنگی( آلات موسيقی ,نوار فروشی وکتاب فروشی و...) و صنايع دستی را به بازديد کنندگان ارائه می کند و در انتهای آن يک چايخانه سنتی واقع گرديده که دارای ديد ومنظر مناسب می باشد.

 

قسمت آموزشی:  

اين قسمت شامل کلاسهای آموزشی می شود که اين کلاسها با توجه به استقبال گروههای سنی مختلف در نظر گرفته شده است که عبارتند از کلاسهای موسيقی , بازيگری ,آموزش کاميپيوتر ,شعر وادبيات, نو يسندگی, قران خوانی,و... می باشد.

 

قسمت تفريحی :

 

اين قسمت علاوه بر فضاهای باز طراحی شده جهت گذراندن اوقات فراغت شامل استخر شنا و سالن بيليارد و  کافی نت وسالن بازيهای رايانه ای و کانون شطرنج  ميباشد.

 



[1] -برگرفته از کتاب نويفرت صفحه 360

[2] -بر گرفته از کتاب نويفرت صفحه 159

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 21:3  توسط علی  | 

 

 

 

·        آشپزخانه

 

آشپزخانه برای خانمها مهم ترین فضای  خانه است زیرا بدون اینکه متوجه باشند 3/4وقت خود را در آن سپری میکنند.و بدون اینکه بدانند چه چیزی باعث خستگی روحی آنها میشود!!زیرا در اکثر آشپزخانه ها رنگها  کابینتها و چیدمان ها در بدترین حالت خود قرار دارند و ما به آن اهمیت نمیدهیم مخصوص آقایان!!چرا؟؟؟ چون...قدرت تغییر از نظر ما احتیاج به قدرت مالی زیاد و حوصله حضرت فیل دارد!!که البته کمتر این دو با هم وجود دارد!

 

اما من این تصمیم رو گرفتم که دلیل تغییرات و چگونگی شروع  به تغییرات و نیازها را برای شما خوانندگان عزیز باز کرده و شرح دهم تا به خوبی از آن بهرهمند شوید                                                       

عموما آشپزخانه های امروزی کوچکتر از نیاز یک خانواده با جمعیت است اما به راحتی میتوان این آشپزخانه

کوچک را به فضایی تحرک دار و زیبا  با جای فراوان برای وسایل تغییر داد و......................................

 

 

              

 

 

 

قدم اول:

باز نویسی و جوابگویی به سوالات زیر

1.آیا به آشپزی علاقه دارید؟

2.چند نفر از آتن استفاده میکنند؟

3.چقدر از وقت تان را در آشپزخانه هستید؟

4.آشپزخانه مدرن را میپسندید یا قدیمی؟

5.رنگ مورد علاقتون؟

 

کابینت ها:

1.فضای شما به چند متر کابینت نیاز دارد؟

2.آیا کابینت های شما در حال حاضر نیاز کنونی شما را رفع میکند  از لحاظ جا و کشو بندی و طبقات؟

3.آیا چفت بست ها و دستگیره ها راحت است؟

4. آیا کشوها روان  و راحت باز میشود؟

5.آیا کابینت اضافی برای ملزومات شما است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر جواب به سوالات بالا مثبت باشد تنها با تغییر رنگ کابینت ها یا تغییر دستگیره ها یا حد اکثر درب اینها امکان پذیر باشد میتواند کمک بزرگی برای آشپزخانه شما باشد .........یکی از آشپز خانه هایی که برای یک دختر  جوان طراحی کردم کههنوز هنر ایرانی را دوست داشت به این شکل بود شما قضاوت کنیید این بهتر است یا 2 ملییون پول بدی همرو عوض کنید؟

 

 

 

 

 

 

 

کاشی ها سبز کمرنگ حدود یشمی رنگ بود با کابینت های قهوهای سوخته!!!!تاریک و بد!!

!!!!!!!من چی کا کردم؟؟

تمام درب های کابینت ها را سبز پسته ای باز کردم با کمی خیلی کم پس زمینه رنگ اصلی زیر مشخص بود  با طرح ایی از نقاشی های خودم تقریبا طرحهای اسلیمی با رنگهای نارنجی سوخته بر روی آن نقاشی کردم!!!!

و تنها از دستگیره ها منگوله های کرکی رنگی آویزان کردم!!!

دوست داشتم آنجا بودید و قیافه دوستم را از آن تغییر کوچک زیبا میدیدیت!!!!

 

صفحه کار

صفه کار معمولا در آشپزخانه ضروری است میتواند در آشپز خانه کوچک به صورت کشو در زیر سینک ظرف شویی باشد یا اولین کشوی نزدیک به سینک و گاز       یا به صورت اپن اشپز خانه در نظر گرفته میشود.

بالاخره باید فضایی به طول حداقل 1/5 متز و عرض 4/0 متر باشد

 

 

 

 

 

 

کفپوش:

1.آیا رنگ ان مورد علاقتون است؟

2.ایا  قابل شستشو است؟

3. آیا شیب آن به طرف آبشی مناسب است؟

4.آیا ضد لیز خوردن است؟

 شما را به خدا کف آشپز خانه قالی نندایت که فقط محل باکتریها ست!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عملکرد:

1.آیا نور پردازی مناسب بر روی صفحه کار دارید؟یا بر روی گاز؟

2.پریز برق به اندازه کافی در دسترس است؟

3.سیستم تهویه خوب کار میکند؟

4.مکان مناسب برای سطل آشغال وجود دارد؟

5.از نظر حرکتی و قرارگیری سینک و گاز و یخچال در 3 گوشه یک مثلث قرار میگیرند؟

6. روزانه برای چند نفر آشپزی میکنید؟

7.آیا آشپزی ساده دارید یا پر از رنگ و بو؟؟؟؟مثلا اکثر آشپز خانه های ایرانی برنج مصرف میکنند پس جای مناسب برای سطل آن باید در نظر داشت و همچنین در سینک فضای آبکش کردن برنج....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8.حتی اگر شیرینی پزی میکنید جای قرار گیری وسایل را در درجه دوم نیازی در نظر بگیرید

9.حجم خرید منزلتان چقدر است؟

10.چقدر وقت یکبار مهمان دارید؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از در نظر گرفتن موقعیت ها با توجه به بلندی سقف میتوانید از سه طبقه کابینت استفاده کنید

و حتی اگر ارتفاع یخچال شما زیر 180 سانت است فضای بالای آن برای یک کابینت کوچک مفید است

 

جدیداً آشپزخانه های جزیره ای مد ست و زیبا  که سینک یا گاز دز وسط آشپز خانه قرار میگیرد اما با قابلمه بزرگه برنج جور در نمیاد!!!

همیشه سینکظرفشمیی را در جایی در نظر بگیرید که انباشته ظرفهای کثیف معلوم نشود جلوی مهمان!!

گل های طبیعی فراموش نشود!!!

 

 

 

 

 

برای پشت پنجرهها..

طبقات ظریف چوبی یا

 

شیشهای بهترین کمک برای لیوان ها و شیشه های ادمیه میباشو حتی می توان قالب های کیک و قابلمه های تزیینی  مسی را از سقف آویزان کردو........

 

 

 

 

 

 

 

·        اتاق خواب  

 

اتاق خواب فضایی است که همان طور که از اسمش پیدا است برای استراحت و خواب از آن استفاده میشود و متاسفانه در کشور ما به گونه ای تبدیل به انباری نیز شده است!!! مخصوصاً به دلیل نبود فضایی مانند رختکن  جدا    یا کمد بندی مناسب... مناسب......

اولین موضوع مهم در انتخاب یکی از اتاقهای خانه به عنوان اتاق خواب دور بودن آن از فضای پر صدای چه داخلی و چه خارجی میباشد  ....و نزدیک به حمام قرار داشته باشد ترجیحا پنجره آن به سوی حیاط یا نور گیری مناسبی داشته باشد..اسباب لازم در این اتاق معمولاً مشخص ولی باید با سایز اتاق انتخابی  همخوانی داشته باشد...و ترجیحا رنگ ملحفه و رو تختی  و پرده و موکت  یا کفپوش  با هم هماهنگی  داشته باشند

 

 

 

 

 

 

 

 

سعی کنیم بر روی  میز هی کوچکی که در کنار تخت قرار میگیرند از آباژور های کوچک و قاب عکس های زیبا استفاده کنیم ..شمعدانهای تزیینی .....گلهای طبیعی زیبا مثل گل بامبو که احتیاج به نور مستقیم ندارد استفاده کنیم...فضای اتاق خواب را همواره رمانتیک جلوه دهید از کوسنهای رنگی و شاد بر روی تخت استفاده کنید.......

 

هیچوقت لباسهایتان را از درو دیوار آویزان نکنید   این اتاق فضای خصوصی شماست و حکم آن در زندگی شما از اتاق پذیرایی جدی تر است ..

از رنگ امیزی تند استفاده کمتر کنید زیرا رنگهای خمار و شاد ملایم آرامش بیشتری در هنگام  استراحت در شما ایجاد میکند

قسمتی از دیوار را به قاب عکس های و عکس هایی جالب از دورههای مختلف زندگی خانواده  قرار دهید در این قسمت اندازه و شکل قاب ها اختیارست شاید تمام عکسهای سفید سیاه را انتخاب کردید و....و شاید  تنها عکسهای دوره کودکی و........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سعی کنید از نقاشی های آرام استفاده کرده نه پوستر های شلوغ و رنگ امیزی های تیره...

این عکسهایی که برای شما میگذارم دلیل بر حتمی بودن دکور شما به این شکل نیست اما میتوان ایده های خیلی خوبی از این عکسها گرفت و با توجه به اندازه فضا..... مبلمان .....و...به خوبی استفاده کرد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·        اتاق نشیمن

 

امروزه به دلایل گوناگون اتاق نشیمن با پذیرایی ادغام شده

عموماً فضای  نشیمن نوری طبیعی دارد ...تلویزیون در آنجاست...شومینه...بعضی موارد کتابخانه...مبل راحتی.و............

یک اتاق با توجه به مورد استفاده های که دارد آرایش شود اجزای استفاده شده در اتاق باید در فرد اشتیاق و شادابی فرا هم آورد تا باعث بی حوصلگی او نشود.

هارمونی و توازن در اجزای اتاق و اشیای به نمایش گذاشته شده در اتاق جزو عوامل بسیار مهم محسوب میشود.

اولین موضوع د ر طراحی دکور یک اتاق نشیمن تعداد افراد استفاده کننده از ان مکان است وه امکان وجود مهمان در ان فضا.... که این بستگی دارد به موقعیت اجتماعی صاحب خانه...با توجه به این موضوع میتوانید از مبل مان و فضای اتاق خود به نحو احسن استفاده کنید.

اگر اتاق یا فضای نشیمن شما دارای امکانات جذابی مثل شومینه یا منظره جالبی است میتوانید مبل مان و وسایل را دور ان بچینید .

بعد از در نظر گرفتن مبل مان با توجه به رنگ ان شکل ان و جنسیت میتوانید پرده رنگ اتاق را انتخاب کنید .در وهله آخر میتوانید از اشیای تزئینی که نشان دهند سلیقه شماست استفاده کنید.

 

به نظر من مهم ترین مرحله در دکوراسیون این است بدانیم صاحب خانه یا فردی که قرار است از فضا استفاده کند دارای چه رو حیاتی میباشد و از نظر سنی در مرحله ای از زندگی قرار دارد.

رنگ مورد علاقه او چیست....وضعیت مالی وی به چه گونه است؟.....موقعیت اجتماعی؟

آیا رفت آمد در خانه او زیاد است؟......و........چون تمامی این عوامل و عوامل دیگری که در حال حاضر در ذهنم نیست می تواند به ما خیلی کمک کند..

 

شاید کار قشنگی نباشه ولی  من هر جا میروم اول از همه به محیط زندگی فرد یا محیط کارو... توجه میکنم و میتوانم از روی انتخاب و سائل و نحوه چیدمان به  شخصیت وی پی ببرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 21:1  توسط علی  | 

 

فنگ شویی هنر باستانی شرقی، برای قرار دادن هر وسیله در جای صحیح خود چه در منزل و چه در محیط کار است.هنگامی که انسان و محیط پیرامون او با هم هماهنگ باشند، نتیجه اش زندگی خوب و موفقیت برای ماست.و هدف فنگ شویی هم رسیدن به همین موفقیت است.اگر بخواهیم فنگ شویی را لغت به لغت ترجمه کنیم به معنی باد و آب است.و به این معناس که از حرکت باد و آب و به کار بردن درست عناصر مادی انرژی خوبی در محیط زندگی ما جریان پیدا می کند.

خاستگاه فنگ شویی قاره آسیا است. به همین خاطر قوانینش برای ما ایرانیان بیگانه و نا آشنا نیست و بسیاری از راه کار هایش از قدیم در فرهنگ ما نیز وجود داشته و بخشی از باور های کهن ما بوده.به عنوان مثال خونه تکونی.که مردم ما همیشه قبل از بهار انجام میدن و آلودگی هایی که در طول سال ایجاد شده و بی نظمی هایی که به خاطر استفاده مداوم از وسایل در طول سال به وجود آمده را پاکسازی می کنن و با انرژی جدید و تازه به استقبال سال جدید می روند.

شاید در زندگی خودتان با مواردی برخورد کرده باشید که خرید یا اجاره محل جدیدی برای کار یا زندگی شما باعث شده تا تغییراتی خوب در زندگی شما به وجود بیاید و در مکالماتتان این کیفیت را این طور بیان کنید که این خونه برامون اومد داشته یا برامون خوش یمنه و هرکسی در اون زندگی کنه شانس میاره.گاهی اوقات هم وقتی محل زندگی قبلی و فعلی خودتون را مقایسه می کنید می بینید که در خانه قبلی وضع کار و حرفه خوبی نداشتین ولی در این خانه وضع کارتان بهتر شده و در عوض مشکلات دیگری پیدا کردین.یا مثلا وقتی مهمونی میرین ممکنه یه جا علی رغم این که زیاد با افراد آشنا نیستین، ولی احساس راحتی و صمیمیت کنید ولی در عوض جای دیگه بدون هیچ علت مشخصی احساس ناراحتی کنید.

واقعیت اینه که بسیاری ازین مشکلات و تغییرات زندگی با وضعیت محیط زندگی ما و چگونگی قرار گرفتن وسایل ما در این محیط ارتباط داره و فنگ شویی به ما کمک می کنه تا این ارتباط را بشناسیم و جنبه های مثبت را تقویت و نقاط ضعف را بر طرف نماییم.

من در جلسات بعدی کامل این مشکلات و راه حلش را برای شما توضیح می دهم.توی این جلسه می خوام شما رو با مشکلاتی آشنا کنم که ممکنه در زندگیتون داشته باشین و این مشکلات مربوط به شکل دکوراسیون منزل و طرز چیدن وسایل در خونتونه.

مثلا خانم های خانه دار که بیشتر وقتشون رو در منزل می گذرانند ، ممکنه بعد از یک مدت ، از کار خونه خسته بشن،احساس کنن که کار ها براشون تکراری شده، زندگیشون یکنواخته، و این مسائل باعث بشه که فکر کنن همسر و فرزندانشون درکشون نمی کنن،و ارزش کارشون رو نمی فهمن.در صورتی که ممکنه این احساس به خاطر چیدمان غلط وسایل منزل باشه و با قرار دادن وسیله ها به طرز صحیح(که در جلسات بعد دقیق و مفصل توضیح میدم)این مشکل حل بشه.یا ممکنه کافی باشه تا یه سری وسایلی که خانم خونه بهش علاقه داره را در جاهای خاصی از منزل قرار بدیم تا این حس یکنواختی و تکراری شدن را از بین ببریم.این وسیله می تونه یک دسته گل باشه،می تونه هدیه ای از طرف همسر باشه،می تونه کار دستی بچه ها باشه یا می تونه عکس خانوادگی باشه.یا هر چیز دیگری که برای خانم خوش آینده.

در زیر ما دو آشپز خانه را با دو نوع چیدمان مختلف می بینیم.

 

 

در این شکل:

 دیوار ها به رنگ آبی تیره هستن که احساس خنکی و سرما به ما میده که با حرارت و گرمای آشپزخانه مقابله می کنه.ولی در عوض بعد از مدتی کار احساس افسردگی و خستگی می کنیم.یکی از نکاتی که باید بهش دقت بشه محل سینک ظرف شویی و اجاق گاز و یخچال هست.امروزه ثابت شده که اگر این سه وسیله در راس یک مثلث قرار بگیرن، رفت و آمد بین این سه شیئ برای خانم خانه راحت تر می شود ولی همین طور که این جا می بینید اجاق و سینک کنار هم قرار گرفته اند و این از نظر فنگ شویی غلطه.یک مشکل دیگری که در این شکل وجود داره اینه که اجاق گاز رو به روی در ورودیه.به همین خاطر هنگامی که خانم خانه در حال آشپزیه دیدی نسبت به بیرون از آشپزخانه نداره و نمی دونه بیرون آشپزخانه چه اتفاقی می افتد.و این یک عامل استرس زا است.هم چنین می بینید که در وسط آشپزخانه یک میز مستطیل شکل قرار دادن که جلوی رفت و آمد راحت را می گیرد.هم چنین چاقوهای تیزی که به دیوار آویزان شده اند هم یک عامل خطر زا است.در گوشه ای از آشپزخانه هم ما گیاهان خشکی را می بینیم که به صورتی نا منظم قرار گرفته اند و بی نظمی ایجاد کرده اند.حال ما در این آشپزخانه اگر بخواهیم اصول فنگ شویی را رعایت کنیم به شکل 2 می رسیم.

 

 

در این آشپزخانه اجاق گاز و سینک ، نسبت به هم در جای صحیحی قرار گرفته اند و اگر ما یخچالی هم داشتیم و رو به روی اجاق (فلش) قرار می دادیم، مثلثمون کامل می شد که همون طور که گفتیم بهترین حالت قرار دادن این سه وسیله است.همین طور اجاق گاز جایی قرار داره که خانم می تواند حین آشپزی هم از پنجره به بیرون دید داشته باشد و هم از طریق در ، بیرون آشپزخانه را ببیند و مثلا مراقب بچه ها باشد.و لازم نباشد برای سرکشی به بچه ها ، مدام بین آشپزخانه و بیرون رفت و آمد کند.

میز از سر راه برداشته شده.چاقوها را از دیوار برداشته ایم و درون کابینت گذاشتیم، همین طور گیاهان خشک را.همین چنین رنگ دیوار را عوض کردیم و رنگی زدیم(سبز) که هم رنگ گرمی نیست و با گرما مقابله می کند و هم آن حالت افسردگی را در ما ایجاد نمی کند و اتفاقا رنگ سبز به ما نشاط و شادابی می دهد.

مشکل دیگری که در بعضی خانواده ها وجود دارد این است که بچه شان خوب درس نمی خواند.وقتی اتاق فرزندشان را نگاه کنیم به صورت کاملا مشخص عواملی را می بینیم که تمرکز بچه را از درس به سمت دیگری معطوف می کند.ممکن است در اتاق فرزندمان کامپیوتر یا پلی استیشن قرار داده باشیم و این وسایل فکر بچه را از درس منحرف کند.حتی اگر ساعت بازی کردن و فیلم دیدن فرزندمان مشخص باشد،حضور این وسایل در اتاق باعث می شود که بچه حتی هنگامی که درس می خواند فکرش متوجه بازی کردن باشد و بخواهد هر چه زودتر درسش را تمام کند و به بازیش برسد.یا چیز دیگری که در اتاق این بجه ها زیاد دیده می شود پوستر بازیگران و فوتبالیست هاست.گاهی وقت ها می بینیم که تمام دیوار های اتاق پر از عکس ورزشکاران و هنرپیشه هاست .و از این بچه نمی توان توقع داشت که هنگام درس خواندن تمرکز کافی هم داشته باشد.ممکن است رنگ اتاق خیلی تیره باشد و نور کافی نباشد که این باعث می شود فرزندمان احساس خواب آلودگی کند و حوصله درس خواندن نداشته باشد.

 

 

در شکل فوق ما تصویر دو اتاق خواب نا مرتب را با یک اتاق خواب مرتب مقایسه می کنیم.همان طور که مشاهده می کنید دو تصویر بالا به ما احساس آشفتگی و سر درگمی می دهد.و تصویر پایین به ما آرامش می دهد.



در تصویر بالا ما اتاقی را می بینیم که دیوار هایش رنگ تیره دارند که همان طور که گفتیم احساس خواب آلودگی در فرزند ما ایجاد می کند.هم چنین تخت خواب درست روبه روی در ورودی است که احساس عدم امنیت در بچه ایجاد می کند.چون هر کسی که از جلوی در رد شود ، او را می بیند.و بچه احساس می کند که حریم شخصی ندارد.هم چنین میز وسط اتاق ، با گوشه های تیز ، در جای نا مناسبی قرار دارد و هنگامی که فرزند از تخت بیرون می آید احتمال دارد با گوشه های این میز برخورد کند.میز کامپیوتر هم جلوی در ورودی قرار دارد و راه ورود به اتاق را سد کرده است.و همین طور وقتی کمد ها در فاصله کمی از دیوار قرار دارند، قسمت هایی به وجود می آید که مستعد جمع شدن وسایل در آن محل هستند.

در اتاق بعدی دیوار ها به رنگ شادی رنگ آمیزی شده اند که زیاد هم تحریک کننده نیست.تخت در جای مناسبی قرار گرفته.به لبه های میز کامپیوتر دقت کنید که قسمت تیز ندارد.چراغی که کنار تخت قرار داده شده خیلی مهم است.به صورتی که اگر فرزند شما ، شب از خواب بیدار شد، بتواند به راحتی چراغ را روشن کند.کنار تخت ساعت زنگدار قرار داده شده تا بچه صبح به موقع از تخت بیدار شود.هم چنین روی دیواری که فرزند شما رو به روی آن درس می خواند می توانید تصاویری از افراد موفق یا کارنامه با نمرات خوب فرزندتان را نصب کنید.به محل قرار گیری آینه دقت کنید.اگر در اتاق فرزندتان آینه قرار می دهید دقت داشته باشید که به سمت تخت خواب فرزندتان نباشد.چون هنگامی که وی بیدار شود ، عکس خود را در آینه می بیند و در حالت خواب و بیداری که دارد ممکن است برایش ترسناک باشد.

یکی از جنبه های جالب فنگ شویی این است که خیلی از علوم مختلف را در بر می گیرد.در این دو مثال بالا،ارتباط فنگ شویی را با علوم روان شناسی و علم دکوراسیون بررسی کردیم.همین طور فنگ شویی خیلی به بهداشت و پاکیزگی محیط و فرد اهمیت می دهد.و تاکید زیادی بر پاکیزه نگه داشتن خانه می کند.مثلا توصیه می کند که سطل های زباله را هر روز خالی کنید.پشت درها،زیر تخت ها،داخل کمد ها و قفسه ها و کلا هیچ جایی انباشتگی و آلودگی وجود نداشته باشد.یا مثال جالب دیگر این است که در سرویس بهداشتی منازل باید همیشه بسته باشد،از چاه بست استفاده کنیم و هر وقت از شیر آب دست شویی و ظرف شویی استفاده نمی کنیم روی چاهکش را بپوشانیم.و ما امروزه در علم پزشکی می دانیم که اگر به این توصیه ها عمل کنیم از انتشار آلودگی ها جلوگیری می شود.

 

 

در این شکل سرویس بهداشتی را ملاحظه می کنید.یکی از نکات مهمی که باید رعایت شود این است که توالت مستقیما رو به روی در ورودی قرار نداشته باشد.هم چنین بهتر است لوله کشی معلوم نباشد.

در این شکل محل توالت تصحیح شده.لوله کشی رو کار برداشته شده.و هم چنین کار جالبی که کرده اند:پشت در، فنر قرار دادن که باعث میشه تا این در همیشه بسته باشه.

هم چنین فنگ شویی دستوراتی دارد که با نام ورزش های تای چی معروف است.که یک سری تمرینات عملی است که فرد، قبل و بعد از انجام کار های روزمره،هنگام درس خواندن،پشت میز کار و کامپیوتر می تواند این تمرینات را انجام دهد و با این کار آرامش و نیروی لازم را به بدن و ذهنش بر گرداند.

و هم چنین فنگ شویی با توجه به طبع هر فرد یک سری دستورات غذایی جالب هم دارد.

برگردیم سر مشکلاتی که فنگ شویی به ما کمک می کند تا آنها را حل کنیم:



ممکن است فردی مشکل کاری داشته باشد.حس کند با وجود اینکه مدت زمان زیادی کار می کند،ولی کارهایش به نتیجه نمی رسد،و کارهایش به اصطلاح گیر کرده و پیش نمی رود.که این مسئله ممکن است به خاطر نامرتب بودن میز کار یا اتاق کار باشد.یا به خاطر جاگیری نا مناسب میز و صندلی باشد.مثلا اگر کسی پشت به در ورودی بشیند و به در ورودی دید نداشته باشد،احساس عدم امنیت می کند و تا هر کسی وارد اتاق می شود باید از جایش بلند شود و برگردد ببیند چه کسی آمده و چه کاری دارد.وقتی این عمل چندین بار تکرار ش.د، برای فرد آزار دهنده است و تمرکز برای کار را از فرد می گیرد.یا اگر صندلی فرد زیر تاقچه باشد یا جایی باشد که رفت و آمد سخت است،می تواند مشکل ساز باشد.



اولین چیزی که در این تصویر توجه ما را به خودش جلب می کند،طرز نشستن دو همکار رو به روی هم است.اصولا به این حالت،حالت مجادله می گویند.و دو نفر وقتی می خواهند با هم بحث کنند، رو در روی همدیگر قرار می گیرند.حالا وقتی دو تا همکار رو در روی همدیگر بنشینند، امکان این که بینشون اختلاف به وجود بیاید، بیشتر می شود.هم چنین، یکی از این افراد، به در، دید مناسبی ندارد و مشکلاتی که گفتیم برایش پیش می آید.هم چنین وقتی به این اتاق نگاه می کنیم می بینیم که یک سمت اتاق خیلی شلوغ است و سمت دیگر تقریبا خالی است و یک حس عدم توازن به ما می دهد.مشکل دیگر قرار گرفتن میز مستطیل شکل بین مبل ها است که به خاطر گوشه های تیزش رفت و آمد را سخت می کند.هم چنین قرار دادن گیاهان با برگ های نوک تیز در اتاق توصیه نمی شود.

در این شکل توازن خوبی بین همه قسمت های اتاق برقرار شده.یک قسمت از اتاق به کار کردن و بخش دیگر به محلی برای تبادل نظر اختصاص داده شده است.

پشت صندلی فرد عکس کوه نصب کردیم که نمادی از این است که فرد پشتش محکمه و از وی حمایت می شود.محل قرار گیری فرد نسبت به در ورودی مناسب است به صورتی که دید خوبی نسبت به در دارد،و از طرفی مستقیما هم رو به روی در نیست تا هر کسی که از جلوی در رد می شود بتواند مزاحم کارش شود.روی دیوار ها، تصاویری از مدارج و مدارک موفقیت های بدست آمده نصب شده است.میز بیضی شکل گوشه های تیز ندارد تا حرکت در اطرافش را سخت کند.و هم چنین گیاه با برگ های نرم، جایگزین گیاه با برگ های تیز شده.

یک مشکل دیگر می تواند مربوط به مسائل مالی باشد.ممکن است ما خیلی خوب پول در بیاریم و درآمد خوبی داشته باشیم ولی پول را سریعا از دست بدهیم.وقتی به خانه افرادی که این مشکل را دارند نگاه می کنیم می بینیم که پر از وسایل غیر ضروریه.وسایلی که فقط خریده شده اند به این امید که یک روزی به درد بخورند.و الان نیازی به آنها وجود ندارد،و فقط ذخیره شده اند برای روز مبادا!

یا می بینیم خانه پر شده از وسایل تزیینی.یکی از اصول فنگ شویی تا حد امکان خلوت کردن محیط زندگیه.و این چیزیه که تو دین ما هم بهش توصیه شده و اون ساده زیستی است.چون هر چه بیشتر اطرافمان وسایل مختلف جمع کنیم،مرتب کردنشون برامون سخت می شه،وقت بیشتری برای تمیز کردنشون باید صرف کنیم و همین طور باید مواظب باشیم تت آسیبی بهشون نرسه.یکی از بزرگان می گوید:"هرچه بیشتر داشته باشیم،نگرانی بیشتری خواهیم داشت و هم چنان که زمان می گذرد بنده وسایل خود می شویم."

خانواده هایی را می بینیم که افراد خانواده با هم ارتباط مناسبی ندارن و هر کسی سرش به کار خودش گرمه.و این ممکنه به خاطر دکوراسیون نا مناسب مبلمان اتاق نشیمن این خونه باشه.

 

اگر ما مبل ها را طوری بچینیم که رفت و آمد اطرافش مشکل باشد،باعث می شود که افراد خانواده کمتر به آن سمت بروند.یا اگر طوری بچینیم که تلویزیون در مرکز توجه باشد،باعث می شود که بیشتر وقت و توجه افراد صرف دیدن تلویزیون شود.ولی اگر ما مبلمان را طوری بچینیم که اعضای خانه رو در رو باشن،مثلا به صورت نعلی بچینیم، وسط مبل ها هم میز گردی قرار بدیم،(البته به صورتی که رفت و آمد سخت نشود)و روی میز هم شیئی بگذاریم که برای تمام افراد خانه جذاب باشد،مثلا دیوان حافظ بگذاریم یا سبد میوه قرار بدیم،این باعث می شود که اعضای خانواده دور هم جمع شوند و وقت بیشتری برای گفت و گو با هم صرف کنن.

گاهی وقت ها بع افرادی بر می خوریم که همش در خاطرات گذشته سیر می کنند و انگار زندگی برایشان تمام شده.هر وقت پای حرفشون بشینیم،فقط از خاطرات گذشته تعریف می کنند.وقتی به خانه این افراد نگاه کنیم،می بینیم که وسایل قدیمی،عکس های قدیمی،و یادگاری های زیادی در منزلشون دارن که باعث می شود این افراد دائم به گذشته فکر کنند و مانع از پیشرفت رو به جلوی این افراد می شود.

افرادی که اکثرا احساس ضعف می کنند،زیاد می خوابند و فعالیت کمی دارند، ممکن است بع این علت باشد که خانه شان نور مناسبی ندارد،یا از رنگ های تیره برای دکوراسیون استفاده کرده اند.بر عکس،خانه ای که نور زیاد داشته باشد،و از رنگ های تند در دکوراسیون استفاده شده باشد،و سروصدا زیاد باشد،باعث می شود که افراد آن خانه تحریک پذیر باشن،عصبی باشن،فکرشون دائم مشغول باشه و استرس داشته باشن.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 21:0  توسط علی  | 

امروز این عکس رو توی یک کتابی با نام

 :Le.Corbusier.1910-65.Gustavo.Gili.(Spanish)دیدم. نابغه فیزیک قرن 20 در کنار نابغه معماری قرن 20 -آلبرت انیشتن در کنار لوکوربوزیه- داستان از چه قرار بوده به نظر شما 1سیاستمدار قوی 1 معمار 1 نقاش 1 شهر ساز 1 تئوریسین معماری وشهرسازی قرن20 در کنار 1 فیزیکدان 1 ریاضیدان 1 منجم 1تئوریسین فیزیک 1دانشمند هسته ای چه کار می کرده . یا چرا باهم عکس یادگاری انداختن . خوب شاید آنها باهم دوست بودند دوست دوران مدرسه یا چمیدونم هم محله ای . مطمئنن هم محله ای نبودن چون انیشتن امریکایی و لوکوربوزیه سوئیسی الاصل . یا شاید هم مدرسه ای و هم کلاسی که اون هم احتمال کاملا بعیدی است .

در مورد نقش انیشتن در ریاضیات و فیزیک همه ما کم و بیش داستانهایی از دوران ابتدایی و دبیرستان در ذهن داریم ولی لوکوربوزیه رو کمتر در دوران ابتدایی و دبیرستان یا شاید اصلا چیزی از او نشنیده بودیم .

انیشتن را پدر فیزیک نوین میدانند و لوکوربوزیه را پدر معماری نوین .

خوب اینم وجه اشتراک برای گرفتن عکس یادگاری .

لوکوربوزیه در کنار میس وندروهه آلمانی رو بعنوان پرچمداران معماری مدرن می دانند .لوکوربوزیه بیش از هر معماری یا هر شهر سازی در تاریخ معماری وشهرسازی اثر گذار تر و مبهم تر بوده او ستاره پرفروغ آسمان تاریخ معماری وشهرسازی است اما خورشید نیست . او بود که مبانی ضعیف تئوری معماری را دچار یک تحول کرد ومبانی معماری را پیش برد در مورد او میتوان گفت که او را نمی توان به عنوان یک مانیریسم در عرصه هنری نام برد چون تمام کارهایی که او بعنوان معمار یا نقاش یا مجسمه ساز انجام داده تمام یک جرقه است و تمام خلق است بر خلاف معماران و نقاشان پست مدرینته که دچار یک مانیریسم هنری هستند لوکوربوزیه سالهای 1910-65 را می توان شعله های پرفروغ معماری دانست که بیش از پیشینیان خود ساخته و در عرصه تئوری معماری و شهرسازی چیزی که هم معماری امروز و هم شهرسازی امروز در آن ضعیف اند به سوزاندن و جولان دادن پر داخته در عرصه شهرسازی میتوان از تئوری تا اجرای شهر های عمودی یا همان مدرن آربنیسم . یعنی همین برج های قول پیکر و بی شاخ و دم شهرهای امروزین ما را لوکوربوزیه عهده دار آن بوده و او مرد شماره یک تمامی این جریانات است .

یا در معماری با آن --vila saoyeا اندیشه ماشینی بودن انسان و زندگی آن را بهتر از هر شخص دیگری وگویا تر از هر چیز دیگر به زبان الکن معماری بیان کرده و یا اندیشه دین در مقابل مدرنیته در کلیسای رونشان چگونه دین را به چالش میکشد و چگونه فردی غیر مذهبی استادانه و در لفافه ای حزین و لامقدار به نام معماری فضایی مذهبی را به وجود آورده . او علاوه در معماری یا شهرسازی او یک سیاست مداری قوی بود او بازی سیاست را خوب میدانست او در این زمینه حتی از انیشتن هم باههوش تر و چندین پله از او جلو تر بود در قدرت سیاسی او همین بس که او رای ایستادن در مقابل استالین را هم در سر پروراند.

با تمامی این احوالات همان طور که پیش تر قلم زدیم او یک ستاره پر فروغ بود ولی خورشید نبود فقط خورشید است که می ماند ستاره ها چه پر فروغ چه کم فروغ محتوم اند به نابودی به رفتن .

حالا بگذارید ماجرای عکس انداختن او در کنار پدر فیزیک مدرن را بگویم در اواخر سالهای کار مدرنیته در دنیای معماری در فیزک اتفاقات نگران کننده و پر ابهامی افتاد اتفاقاتی که دانشمندانی چون یانگ انیشتن بور بوهر و... دیگر توانایی تجزیه و تحلیل این شبهات را نداشتند گویی فیزیک دچار یک دگر گونی شده بود که دیگر با مفاهیمی که تا کنون با آن پدیده ها و واکنش را برجورد میکردند و تجریه تحلیل میکردند جواب نمبداد عناصری در جدول تناوبی سر بر آورده بودند که گویی فلز اند اما مایع اند یا گاز اند گویی آنانن گاهی هستند و گه نیستند ره در دنیای فیزیک چندان روشن نبود لوکور بوزیه با هوش از این تحولات نا اگاه نبود او در همین سالها بود که به انیشتن نزدیک شد تا سرانجام جنبشی را که خود لیدر آن بود را ببیند . او از سرانجام آگاه شده بود بعد از گفتگوی هایی که با انیشتن داشت .و این پایان یا مرگ مدرنیته زود هنگام بود حتی زمانی که خبری از آقای چارلز جنکس نبود او فهمیده بود به همین علت او در اواخر کار حرفه ای حود گرایش به نقاشی یا مجسمه سازی را نشان داد و نوسنالوزی مدرنیته را در نقاشی های حزین خود به نمایش گذاست او بازهم تا اینجا به مراتب هوشیار تر از البرت عمل کرد و خود را کم کم به حاشیه روانه کردو خود به تفنن با نقاسی و مجسمه سازی مدرن میکرد ولی آلبرت هنوز در راس تحولات فیزیک مدرن بود او توانست سالهای بعد که دیگر از لوکوربوزیه و حرکت مدرن او خبری نبود تمامی مشکلات را بر طرف کند و به عنوان پدر فیزیک مدرن یا اتمی خود را مطرح کند درست ا ست او مرد بزرگی بود ولی هنوز مثل کودکی خود خنگی و کودنی را در بر خورد با سیاستمداران قدرت طلب در برخورد با نبرویهای ازاد شده در واکنش میان عناصری چون .....(شما بهتر از من میدانید ) را در پیش گرفته بود لوکور بوزیه موقعیت شناس خوبی بود ولی انیشتن اصلا اینگونه نبود او اصلا به لحاظ سیاسی قدرت چندانی نداشت او در اواخر بیشتر به ملعبه ای در دست کانونهای قدرت قرار داشت . می ماند او و دانش اتمی او گندی را بالا آوردند به نام فاجعه بمبهای هسته ای که در هیروشیما این فاجعه این دمل چرکین سر باز کرد. و چرکهای زهر آسای خود را تا نسلهای بعد بر جای گذاشت .البته در اواخر عمر انیشتن ریاست مجمع منع گسترش سلاحهای هسته ای را داشت و تلاش بسیاری برای منع گسترش تسلیخات هسته ای کرد ولی چه حاصل که آب رفته از جو را دیگر نمی توان برگرداند.باید به عنوان یک دانشجویی معماری اقرار کنم که معماری طفیلینه ای از مادر خود یعنی فیزک بوده و هست و تحولات فیزیک مدرن و ستارگان و کیهانها بعدها در حرکتی که آقای چارلز جنکس به عنوان سردرمدار معماری پست مدرن – پسا ساختارگرا- از آن به عنوان حسرت برای جنبش یاد می کرد بیشتر و بیشتر آشکار شد در معماری هایی همچون دیکانستراکشن یا معماری پرش کیهانی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:59  توسط علی  | 

 

مسجد جامع عتیق یا مسجد جمعه یا مسجد جامع یا مسجد آدینه، از كهن ترین مساجد قدیمی شیراز است كه در مشرق شاهچراغ قرار دارد.

این مسجد دو ایوانی در سال 281 ه.ق. به دستور عمرولیث صفاری ساخته شد. ساختمان مسجد كه اولین هسته تاریخی شهر شیراز است مشتمل بر بنایی مرتفع است كه دارای چندین حجره و شبستان است و برخی قسمت های آن دوطبقه می باشد. این مسجد دارای 6 درب ورودی و خروجی بوده است. یك درب در ضلع شمالی، یك درب در ضلع جنوبی، دو درب در ضلع غربی و دو درب در ضلع شرقی.

درب ورودی ضلع شمالی به دوازده امام معروف است و كتیبه ای بر فراز آن قرار گرفته است كه در دوره صفوی و در سال    ( 1031 ه.ق. ) به خط علی جوهری نگاشته شده است این كتیبه تاریخ مرمت مسجد را در سال مذكور بیان می نماید.

سر در شمالی مسجد با كاشی مقرنس كاری شده است.

بر روی چهار كتیبه نام دوازده امام بر روی كاشی نگاشته شده و در جرزهای دو طرف این سر در نصب شده است. در وسط ضلع شمالی مسجد، طاق نمای مرتفعی قرار گرفته است كه در دو طرف بام آن دو گلدسته وجود دارد و سقف آن با آجر مقرنس كاری شده است. در حاشیه بالای داخلی این طاق نیز سوره هل اتی با خط نسخ بر روی كاشی نگاشته شده است. در انتهای آن پلكانی است كه به پشت بام و گلدسته ها ختم می شود و در پیشانی و جلو آنها كاشی كاری شده است و روی آنها با خط نسخ آیات قرآنی نگاشته شده است.

در ضلع غربی این طاق نما، دالان درب دوازده امام ( درب شمالی ) و پنج طاق نما قرار گرفته است و در پشت این دالان و طاق نماها، شبستان كوچكی قرار گرفته است.

در سال 1347 ه.ش. در شرق طاق نمای وسطی، شبستانی بزرگ به طول 30 متر و عرض 17 متر با 5 در آهنی مشبك و محرابی از سنگ مرمر عالی و ازاره هایی تا ارتفاع یك و نیم متر با سنگ مرمر ساخته شده است. قسمتی از این شبستان دو طبقه است و عرض آن نیز 5.5 متر می باشد.

بر روی ستون ها و بدنه این شبستان كاشی كاری شده و بر روی كاشی ها، آیات قرآنی، احادیث و تصاویر گل و بته و خطوط اسلیمی نقش بسته است. در حاشیه بالایی آن نیز سوره هل اتی به خط نسخ بر روی كاشی نگاشته شده است.

ضلع جنوبی مسجد با مساحتی برابر با 1200 متر مربع، طاق نمای بزرگی وجود دارد كه به علت تخریب در حال مرمت آن می باشند.

در درون طاق نما، كتیبه ای قدیمی با خط ثلث نگاشته شده است كه بخشی از آن باقی مانده است. بر فراز در ورودی شبستان ضلع جنوبی كتیبه ای دیگر با خط ثلث پیچیده بر روی كاشی نگاشته شده است كه بخشی از آن تخریب شده است. این كتیبه در زمان شاه طهماسب اول صفوی نگاشته شده و در پایان آن تاریخ 973 ه. ق. تاریخ مرمت مسجد، ذكر شده است.

در دو طرف شبستان دو طبقه وجود دارد كه سقف آن از آجر است و در انتهای آن نیز، محرابی كاشی كاری شده قرار دارد كه بر فراز آن به خط كوفی سوره توحید و نام پنج تن نگاشته شده و در زیر آن دو آیه قرآنی به خط نسخ نگاشته شده و در پایان تاریخ 1361 ه. قید گردیده است. سقف این محراب با كاشی لاجوردی كاشی كاری شده است و دو طرف محراب نیز سنگ كاری شده است. در كنار این محراب، تاریخچه مرمت مسجد بر روی دو سنگ نقش گردیده است.

در ضلع شرقی این شبستان كوچك، شبستان چهل ستون قدیمی با عرض 32 متر و طول 45 متر واقع شده است. سقف این شبستان از آجر است و در آن چهل ستون مكعب با طول 2 متر و عرض 2 متر قرار گرفته است. این شبستان چهار در دارد كه به صحن گشوده می شود. بر سر در این شبستان كتیبه ای است كه با خط ثلث پیچیده نگاشته شده است و هم اینك برخی از قسمت های آن تخریب شده است. این كتیبه نیز در زمان حكومت شاه طهماسب صفوی (930-984 ه.ق) نگاشته شده و بیانگر مرمت مسجد در آن تاریخ است.

در مغرب شبستان كوچك، در قرینه با شبستان چهل ستون، شبستان بزرگی با عرض 35 متر و طول 45 متر ساخته شده است. سقف این شبستان آهن كوبی شده و در آن 12 ستون بتون آرمه پوشیده از سنگ مرمر قرار دارد. ازاره شبستان تا ارتفاع 3 متر از سطح زمین، با سنگ مرمر پوشیده شده است. در این شبستان منبری 12 پلكانی از چوب و سنگ مرمر وجود دارد. بر روی دیوار و محراب این شبستان نیز 13 كتیبه از آیات قرآنی و احادیث با خط ثلث و نسخ بر روی كاشی نگاشته شده است.

ضلع غربی دارای دو در است كه سر در یكی از آنها، یزدی بندی است و مقرنس كاری و كاشی كاری و معرق كاری شده است. این در كه یكی از درهای مهم مسجد است، بوسیله اداره باستان شناسی فارس مرمت شده است. بر فراز این در كتیبه ای است كه آیات قرآنی بر روی آن با قلم درشت و به خط ثلث عالی بر روی كاشی نگاشته شده است و تاریخ (1027 ه.) در پایان آن قید گردیده است. در نزدیكی و در امتداد همین كتیبه، كتیبه ای دیگر است كه قسمتی از آن باقی مانده و تاریخ 1026 ه.ق. در آن قید گردیده است كه بیانگر تاریخ مرمت بنا در زمان حكومت شاه عباس كبیر (996-1038 ه.ق) می باشد.

این در در شبستان بزرگ جدید ضلع جنوبی گشوده می شود.

در ضلع غربی این مسجد ده طاق نما وجود دارد و در پشت آنها نیز شبستان كوچكی قرار گرفته است. در یكی از این طاق نماها دالان در ورودی است.

در ضلع شرقی مسجد نیز طاق نمای بزرگی قرار دارد كه در پیشانی آن اندكی كاشی كاری شده است و هم اینك نیز مورد مرمت قرار گرفته است. در شمال این طاق نما، چهار طاق نمای كوچك است و یك راه پله كه در زاویه آن یكی از درهای مسجد قرار گرفته است. در ضلع جنوبی طاق نما نیز، چهار طاق نمای كوچك است كه یكی از این طاق نماها دالان در دوم ضلع شرقی مسجد است و یكی دیگر از این طاق نماها در شبستانی است كه در زاویه جنوب شرقی مسجد قرار گرفته است.

صحن مسجد با مساحت 1672 متر مربع با سنگ های مرمر مفروش بوده و در دالان های ورودی مسجد چندین سنگاب وجود داشته كه همیشه پر آب بوده تا موقع ورود اشخاص به مسجد، ابتدا پای خود را بشویند و وضو بگیرند و پس از آن وارد صحن شوند. هم اینك یكی از این سنگاب ها كه قطر داخلی آن نزدیك به یك متر است و ناحیه خارجی آن دوازده ضلعی است، هم چنین در اطراف آن نقش و نگارهایی وجود ادرد و گرداگرد آن آیات قرآنی و اسلامی نگاشته شده است.

در جلو پلكان ورودی موزه پارس نصب شده است. البته خطوط و نقوش این سنگاب به جهت تأثیر آب، كاملا" مشخص نیست. هم اینك نیز سه نمونه از این سنگاب ها در ابتدای صحن همانند نمونه پیشین آن به صورت دروازده ضلعی موجود است.

در وسط صحن مسجد، بنایی مكعب شكل از گچ و سنگ ساخته شده است كه نزدیك به یك متر از سطح زمین بلندتر است و گرداگرد آن را ایوانی به عرض دو متر فرا گرفته است. این بنا كه در سال 752 ه.ق به دستور شاه شیخ ابواسحاق اینجو حاكم فارس، ساخته شده، دارالمصحف، بیت المصحف، خدایخانه و یا خداخانه خوانده می شود و این بدان جهت است كه در این مكان علاوه بر قرآن هایی تاریخی به خط امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن (ع)، امام صادق (ع) و چند تن از صحابه پیامبر و تابعین او نگاهداری می شده است. محل تلاوت قرآن نیز بوده است. همچنین در این مكان قرآنی به خط عثمان خلیفه سوم وجود داشته كه چندین قطره خون وی، به هنگام قتلش بر روی آن ریخته است و به همین جهت برخی این مكان را قبر عثمان یا دفتر عثمان نیز خوانده اند.

هم اینك برخی از قرآن های مذكور در موزه پارس نگاهداری می شود.

عمارت خدایخانه و ایوان های آن، دارای 12 متر طول و 10 متر عرض است و مساحت اتاقی كه در وسط آن قرار گرفته است به ابعاد 8 متر طول و 6 متر عرض می باشد كه از سنگ و گچ ساخته شده است. در ضلع شرقی و غربی این اتاق، دو سنگ مشبك قرار دارد و در دو ضلع جنوبی و شمالی آن، هر كدام یك در ورودی است كه بر روی در ضلع شمالی خاتم كاری صورت گرفته است.

در چهار گوشه خدایخانه، چهار ستون مدور مغازه مانندی وجود دارد كه نمای بیرونی آن از سنگهای مكعب شكل آجر مانندی است كه لابه لای آن سنگ های رنگین به كار رفته و با گچ نصب شده است. روی سنگ های ازاره پایین نیز نقش و نگار هایی دیده می شود.

سقف ایوان های شرقی و غربی آن به وسیله چهار ستون نگاهداری می شود كه سر ستون های آن به شكل مقرنس كاری، حجاری شده است. بر فراز هر یك از این ستون ها، قطعه سنگی است كه به شكل محراب در آورده و داخل آن خالی شده است و خطوط اسلیمی و گل و بته بر آن نقش شده است.

سقف ایوان های شمالی و جنوبی خدایخانه نیز به وسیله دو ستون مدور نگاه داری می شود. معماری این بنا مانند خانه كعبه است اما گرداگرد خدایخانه، ایوانی به عرض دو متر ساخته شده است تا اتاق را از گرما حفظ نماید. در لبه بالای ناحیه داخلی ایوان ها، كتیبه ای با قلم درشت در زمان شاه ابواسحاق به خط ثلث عالی به قلم یحیی الجمالی الصوفی بر روی سنگ های یك پارچه و با عرض یك متر نگاشته شده و آن نقر شده است به گونه ای كه خطوط آن كتیبه برجسته شده و لابه لای این خطوط با كاشی های آبی، معرق پر شده است. این كتیبه گرداگرد نمای خارجی و مناره ها را پوشانده است (طول كتیبه) خدایخانه هم اینك مورد مرمت می باشد. مسجد جامع عتیق با مرور زمان و در اثر زلزله های متعدد در دوره های متعدد رو به ویرانی نهاده كه تاكنون نیز چندین بار مرمت شده است. تاریخچه مرمت این مسجد با توجه به كتیبه های موجود عبارت است از:

1. در سال 973 ه.ق. در زمان حكومت شاه طهماسب اول صفوی.      

2. در سال 1026 ه.ق. و 1027 ه.ق. در زمان حكومت شاه عباس كبیر.

3. در سال 1092 ه.ق. در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی.             

4. در سال 1318 ه.ش. از جانب اداره باستان شناسی فارس.             

خدایخانه نیز پس از تخریب و از بین رفتن برخی از كتیبه هایش، از جانب اداره باستان شناسی فارس و با همیاری واجد كاتب، سید آقا بزرگ نسابه، صرافت، رحیم صمیم، سید هاشم، در سال 1326 ه.ش. كاملا" مرمت شد.

این مسجد در دیماه 1310 با شماره 72 به ثبت تاریخی رسیده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:57  توسط علی  | 

معرفی پروژه

 

یک آینده قابل تغییر ـ 1 

 

 

      

Project Review

A Flexible Future – 1

UCSF Genentech Hall

 

محوطه محدود دانشگاه کالیفرنیا در سان­فرانسیسکو (UCSF) که یک مؤسسه تحقیقاتی ویژه علوم سلامت است، از مدت­ها پیش دیگر پاسخگوی نیازهای این مؤسسه در حال رشد نبود و متأسفانه همجواری­های خاص سایت و شیب زیاد آن، توسعه این دانشگاه را با محدودیت­های زیادی مواجه ساخته بود. تا اینکه دانشگاه برای حل این مشکل تصمیم به مشارکت با شرکت عمرانی Catellus گرفت که درگیر آماده­سازی و توسعه ناحیه­ای بنام Mission Bay، به وسعت 303 جریب، در جنوب مرکز شهر و در امتداد خلیج بود. تالار بیوتکنولوژی، اولین ساختمان آزمایشگاهی واقع در این سایت است که توسط SmithGroup طراحی و در اواخر سال 2002 افتتاح شد. این ساختمان که ظرفیت پذیرش 900 پژوهشگر و دانشجو را داراست، محیط انعطاف­پذیری را فراهم می­آورد که می­تواند موجب تقویت روحیه همکاری در میان پژوهشگران شود. هدف بلندمدت این مجموعه جذب شرکت­های دارویی و مؤسسه­های تحقیقاتی خصوصی در زمینه پزشکی، برای تشکیل یک گروه بیوتک در این پردیس دانشگاهی است. 

 

 

    

ساختمان تالار بیوتکنولوژی که با زیربنای 434000 فوت­­مربع و در پنج طبقه، با صرف هزینه­ای بالغ بر 142 میلیون دلار احداث شده، دارای دو بال آزمایشگاهی اصلی در شمال و جنوب یک محور مرکزی است. در طول 15 سال گذشته، UCSF بارها بر همکاری میان پژوهشگران رشته­های مختلف علمی تأکید ورزیده است. بر این اساس، تالار بیوتکنولوژی با هدف افزایش و تسریع تعامل میان زیست­شناسان، شیمی­دان­ها و پزشکان طراحی شده است.

 

 

 

اصولاً در طراحی آزمایشگاه، انعطاف­پذیر نمودن ساختمان یک چالش و مشکل ویژه به شمار می­رود. با توجه به اینکه آزمایشگاه­ها نیازمند میزهای ثابت کار برای دسترسی به برق، آب و گاز فشرده هستند، تغییر ساختار و پیکربندی آنها گران تمام می­شود. ضمناً شیوه و کادر پژوهش­های علمی به سرعت در حال تغییر است، بدین معنی که تیم­های پژوهشی افزایش می­یابند و کوچک­تر می­شوند و شیوه کار آنها سریع­تر از همیشه تغییر می­کند. زمانی که SmithGroup برای طراحی این مجموعه دعوت شد، دانشگاه هنوز تعیین نکرده بود که دانشمندان چه رشته­ای از این ساختمان استفاده خواهند کرد و همین امر طراحی را پیچیده­تر و بغرنج­تر می­کرد. با توجه به این شرایط و جهت انعطاف­پذیری ساختمان، در طراحی این پروژه از یک شیوه مدولار و عام، استفاده شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:56  توسط علی  | 

 

 

تام مین؛ معمار طرح­های سرکش ـ 2 

           

Architect’s Introduction

Thom Mayne; The Architect of Unyielding Designs - 2

 

تام مین پس از فارغ­التحصیلی از USC، به عنوان یک نقشه­کش در دفتر Victor Gruen به مدت دو سال مشغول کار شد. سپس او در Pomona شروع به تدریس کرد، اما طولی نکشید که او و شش تن از هم­دانشگاهی­هایش از Pomona بیرون آمدند و تصمیم گرفتند خودشان مدرسه­ای برای آموزش معماری راه­اندازی کنند. مین در این­باره می­گوید: «ما احساس کردیم زمان آن فرارسیده که یک آلترناتیو اساسی برای آموزش معماری در مقابل سیستم آموزشی متداول سنتی پایه­ریزی کنیم.» همین انگیزه موجب شکل­گیری انجمن معماری کالیفرنیای جنوبی (SCI-Arc) شد. آنها در ابتدای کارشان چهل دانشجو از Pomona گرفتند و فعالیت آموزشی خویش بدون دریافت شهریه و بطور رایگان شروع کردند. مین به گفته خودش روزانه 10 ساعت تدریس می­کرد و با انجام کارهای مختلف و بعضاً عجیب و غریب دیگر امرار معاش می­نمود و در محلی بالای یک فروشگاه در Venice با اجاره 100 دلار در ماه، زندگی می­کرد. چهار سال از زندگی او بدین­گونه گذشت، تا اینکه تصمیم گرفت تحصیلات خود را ادامه دهد و سرانجام در سال 1978 فرصتی بدست آورد و  وارد مدرسه طراحی هاروارد شد و در یک دوره فوق لیسانس یک­ساله در این مدرسه ثبت­نام کرد. در هاروارد بود که او فرصت یافت به ارزیابی مجدد حرفه­اش بپردازد و در همین زمان گرایش مخصوص و به نوعی نشان و امضای او در معماری، با آمیختن آرمان­های ترقی­خواهانه معماران مدرنیست آغازین با علایقش به جریان جسور عمل­گرایی (Activism) سبک دهه 60، شروع به شکل گرفتن کرد.

مین حدوداً اواخر سال 1979 به لس­آنجلس برگشت و با گرفتن پروژه­های مسکونی فعالیت حرفه­ای خود را شروع کرد و به گفته خودش در همان ابتدا دریافت که لس­آنجلس شهری بی­نظیر برای فعالیت حرفه­ای در زمینه معماری است و راه برای تجربه ایده­های نو در این شهر کاملاً باز است و این زمانی بود که فرانک گری طراحی و ساخت خانه­اش را به پایان رسانده بود. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:55  توسط علی  | 

 -

در راستای تحقیقی که در باره ی معماری غرب داشتم به کتاب مبانی و مفاهیم معماری معاصر غرب نوشته ی دکتر وحید قبادیان بر خوردم مطالعه ی این کتاب رو به تمام علاقه مندان معماری توصیه میکنم.مقاله ی معماری معاصر غرب با تاثیر از این کتاب نوشته شده است. وحید کمانه

عوامل متعددی مانند خردگرايی, توسعه ی علوم, توسعه ی فلسفه و به ويژه گسترش تکنولوژی موجب تکوين مدرنيسم شد.. استفاده از مظاهر تکنولوژی, از جمله کاربرد فلز که ابتدا در پل سازی و سپس در ساختمان سازی شروع شد, در شکل گيری معماری مدرن موثر بود. نخستين نمايشگاه بين المللی در سال 1851 در هايد پارک لندن موسوم به قصر بلورين که سازه ای فلزی داشت و از شيشه درآن استفاده شده بود موجب توجه به مصاله جديد و زبان جديدی برای معماری شد. نياز به استفاده از سازه های فلز و کاربرد شيشه در ساختمان های شيکاگو و تکوين مکتب شيکاگو در 1871 و نمايشگاه پاريس در1889 و ساخت برنج ايفل زمينهای مناسب برای استفاده از مصالح جديد فراهم کرد.

نهضت هنر نواز1890 در هنرها و از1890 تا 1910 در معماری موجب شکل گيری اصول مدرن در هنرها و معماری؛ از جمله عدم سنگ گرايی, انتقاد از مکتب های تقليدی, توجه به فرم های جديد, رويکرد به هنر و روح زمان و توجه به توليد آثار مدرن شد. برخی نهضت های ملهم از صنعت و تکنولوژی مانند فوتوريسم به موضوع سرعت, تحرک و استفاده از تکنولوژی توجه کردند.

بعد از جنگ جهانی نياز به احداث شمار فراوانی از انواع ساختمان ها و کار آيی اصول معماری مدرن برای ساختن بناهای زياد موجب توسعه ی معماری مدرن شد.

گروپيوس ميس و ندرو و لوکوربوزيه از معماران مشهور دوران مدرن متعالی بودند. لوکوربوزيه اصول پنج گانه ای مانند مرتفع تر ساختن بنا نسبت به زمين به کمک ستون، بام مسطح و باغ روی بام، پلان آزاد، کاربرد پنجره کشيده و افقی و نمای آزاد و استفاده از سقف کنسول را از اصول معماری مدرن دانست.

به تدريج توجه به طبيعت در آثار معماری ارگانيک رايت و نيز توجه به تنديس گرايی در کارهای لوکوربوزيه و رايت موجب تنوع يافتن احجام ساده مدرن شد. بروتاليسم و استفاده از مصالح به صورت عريان در شکل گيری بسياری از آثار تاثير گذاشت . از اواسط قرن بيستم در مورد اصول معماری مدرن شک پديد آمد. عده ای به سادگی و يکنواحتی بسياری از آثار مدرن و عده ای به بی توجهی آن به فرهنگ و تاريخ انتقاد کردند. انتقاد از مدرنيسم در دهه 60 قرن بيستم فزونی يافت و ادامه آن پست مدرنيسم پديد آمد که برخی آن را ادامه ی مدرنيسم می دانند.

ساختار گرايی که در اوايل قرن بيستم شکل گرفته بود و مدتی مورد توجه برخی از هنرمندان و معماران بود، مورد انتقاد قرار گرفت و ديکانستراکشن پديد آمد. دهه 80 آيزنم با طراحی مرکز هنری و کسنر انديشه ديکانستراکشن را به عرصه معماری کشانيد.

گسترش تکنولوژی منجر به شکل گيری مکتب ديگری با عنوان های تک و سپس کاربرد تکنولوژی همراه با ملاحظات زيست محيطی موجب پديد آمدن اکوتک شد. هندسه فراکتال و فولد از ديگر گرايش های پديد آمده در معماری غرب به شمار می آيند. اين روند ادامه خواهد يافت، و می توان انتظار داشت که شکل گيری برخی انديشه های فلسفی روان شناسی يا بعضی از ابداعات تکنولوژيک و مانند آن می توانند بر روی شکل گيری فضاها و سبک های معماری موثر واقع شود . البته بايد توجه داشت که بسياری از سبک ها مکتب ها يا نظريه ها و گرايش ها تنها در برخی از انواع فضا های معماری يا شهری و فقط گاه توسط گروه يا عده ی معدودی از معماران و برای مدتی محدود مورد ملاحظه قرار می گيرد و نبايد پنداشت که همه نظريه ها و گرايش ها لزوماً جنبه ای عام و جهانی می يابند.

آنچه در ايران و برخی از کشورها روی می دهد غالباً به سبب عدم شناخت عميق و تحليلی به شکل نوعی تلقيد است و تجربه نشان داده که از اوايل قرن چهارده شمسی تاکنون در زمينه ی طراحی معماری کمتر موفق به نظريه پردازی و ابداعات اصيلی که به صورت گسترده مورد توجه جامعه حرفه ای قرار گيرد، شده ايم البته اين نکته به اين معنی نيست که در جامعه حرفه ای معماران برجسته و صاحب نظر وجود ندارد.

افزون بر اين اگر به حرفه و دانش معماری به عنوان يک دانش و حرفه ميان رشته ای توجه شود، اين نکته آشکار خواهد شد که نمی توان تصور کرد که معماری بدون توسعه دانش ها و علوم مرتبط با آن به نحو رضايت بخشی توسعه و اعتلا يابد.

با پيدايش مصالح جديد و تحولات علمی ، معماری معاصر در جهان با بيان وسيع تری به جريان افتاد که همراه خود مفاهيم و مباحث بسيار گوناگون و متنوع انديشه بشری را به همراه آورد.

معماری متداول و مرسوم خشت ، آجر و سنگ که نوعی سکون و بيان شناخته شده ای را در قرون متوالی در پرتو تظاهرات خويش از نوعی معماری سنگين و تا حدودی بسته داشت ، تدريجاً به سوی معماری شفاف ، باز و آشکار متمايل گشت و همراه با گونه ای اتفاقات دنيای جديد لايه های ممتازی از دريافت و ادراک تحولات روز را مطرح کرد و عقل و خرد در کنار تلاش های فنی و تکنولوژيک جديد و پيشرفته ، زمانه ای استثنايی را در عرصه ی معماری باز نمود.

اگر ويژگی های گذشته سنت و سنگينی را در پرده اول قرار داد زبان جديد معماری معاصر، درباره حقيقت اجتماعی همه جانبه مردم سالار و شفاف ريشه های بارز خود را گشود عصر شکست سلطه ها حکومت های استعمارگر ، روابط سياسی يک جانبه تبديل به آگاهی های منطقه ای گشت که معماری ديگر نمی توانست در پرتو شکل و تظاهرات خويش حقيقت جهان نوين را ناديده گيرد.

شايد تمام داستان معماری نهضت مدرن يا به گونه ای ديگر معماری عصر نوين منشاء گونه ای رشد بوده که در جريان آن بسياری از حصارها و محدوديت های تاريخی جای خود را به تعمق ، اکتشاف، ميل به پيشرفت و آگاهی داده است.

حضور طبيعت در داخل فضای معماری نعمتی بی همتا بوده است و نگاه در پرتو افقی لايتنایی جستجو گر صورت پنهان موفقيت ها گشته و ميل به ترقی مترادف به ميل به نفوذ نور در معماری شده و کاخ های باوقار حکومت های سياسی و دينی جای خود را به جوامع متعادل تر داده که بستر تمدن آن معماری است که قرن ها از حد و يد مردم خارج بوده و اکنون به عنوان وسيله ابراز انديشه و فرهنگی نوپا خود را بيان و آشکار می سازد.

شگفتی های تکنولوژيک در مبارزه انسان برای پيش بردن مرزهای دانش و به دست آوردن موفقيت های جديد حائز اهميت بسيار است. انفجار آزادی در فضای معماری گونه ای از حکايت انسان است که نگاه خود را به پويايی آينده تنظيم نموده و آشکار بودن مطلبی ديگر متعلق به تک حوزه دانش بشری باقی نمی ماند.

در چند دهه اخير گام های گسترده اطلاع رسانی از طريق شبکه های بين المللی رايانه ای مضمونی جديد از حقيقت ديگری است که در نقطه مقابل آن، سکون و جزم گرايی انديشه و عقايد کاملاً بی مفهوم و فرسوده قرار می گيرد.

اصولاً معماری خارج از تمدن بشری نيست و شايد بهترين تظاهر ، اتفاقات روز آن است و زيبايی شناسی آن يا عدم وجود آن را در نيروهای جوامع و حرکت ها می بايست جست و جو نمود. شايد اگر در رشته معماری اتفاقی نمی افتاد، می بايست در زمينه های روابط انسان، باورهای اجتماعی و آزادی ها و عدالت های ضروری جوامع انسان به طور اساسی بررسی می شد و درباره آن سوالات جديدی مطرح می شد.

آشنايی ما ايرانيان با معماری غرب به حدود صد و پنجاه سال قبل، يعنی اوايل سلطنت ناصرالدين شاه ، می رسد . از اين زمان است که اولين نمونه ساختمان هايی که در آن عناصری از معماری غرب استفاده شده بود در تهران ظاهر شد. و از همين زمان است که فرنگ رفته ها با انواع و اقسام سوغات و آلات جديد و بديع به کشور بازگشتند. عکس های کاخ ها و بناهايی زيبا در غرب از جمله اين سوغاتی ها بود که همواره به کشور آورده می شد و به صورت الگو مورد استفاده معمار باشی ها قرار می گرفت.

بايد اذعان نمود که در طی اين صد و پنجاه سال و درگير شدن هر چه بيشتر ما با معماری غرب ارتباط ما با آن معماری همواره به صورت شکلی بوده و نه مفهومی. هميشه آنچه که عيان و واضح بوده، شکل ها، گراورها و عکس های ساختمان های غربی بوده که به ايران می آمده و آنچه که غايب بوده، مبانی و مفاهيمی بوده که اين بناها براساس آن شکل می گرفته است.

اگر چه ذکر اين نکته ضروری است که مبانی فکری معماری غرب جملگی مباحثی ثابت و قطعی نيستند و در هر دوره ای اصول دوره گذشته نقد و يا نفی شده است، ولی بايد توجه داشت که مزيت آشنايی با آنها آشکار شدن تفکرات در ورای اشکال زيبا است. به علاوه اين آشنايی باعث مطرح شدن سوالات در مورد مبانی معماری معاصر ايران و احتمالاً تبيين اصول فکری آن خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:54  توسط علی  | 

 

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار زدایی ، شالوده شکنی ، واسازی ، بنیان فکنی ، ساختار شکنی و بن فکنی ترجمه شده است . شاید این کثرت اسامی به دلیل آن باشد که دیثکانستراکشن یک نگرش چند وجهی و چند معنایی به دال و مدلول و هر نوع متنی دارد.
 از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.

در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 - 1905 ) فیلسوف فرانسوی ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind ) است . از نظر وی ، " فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند ... سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست.  "

از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت . این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور ، زبان شناس سوییسی و لوی استراوس ، مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد . ساختارگرایی واکنشی در مقابل خرد استعلایی و ذهنیت مدرن است

ساختارگراها معتقدند که عاملی مهم تر از ذهن وجود دارد که پیوسته مورد بی مهری قرار گرفته و آن ساختار زبان است . از نظر اندیشمندان ساختارگرا ، می باید ساختارهای ذهن بشری را مطالعه کنیم و این ساختارها بسیار مهم هستند . ساختار ذهن مبنایش زبان است . انسان بوسیله زبان با دنیای خارج مرتبط می شود. 

اگربه عقیده دکارت همه چیز آگاهانه شکل می گیرد ، به نظراستراوس، ساختارهای فرهنگ ، اساطیر و اجتماع آگاهانه نیست ، همه آنها در ساحت ناخود آگاه شکل می گیرد و مولفی ندارد . استوارس استیلای سیصد ساله ذهن استعلایی را زیرسوال برد . اگراز دوره دکارت ، انسان موجودی است خردورز ، از نظر استوارس موجودی است فرهنگی و ماهیت انسان در بستر فرهنگ شکل می گیرد . لذا جهت رهیافت به ماهیت بشر ، باید زبان ، فرهنگ و قومیت را مطالعه کنیم .به طور کلی ، " روش ساختارشناسی ، یافتن و کشف قوانین فعالیت بشری در چهار چوب فرهنگ است که با کردار و گفتار آغاز می شود .

رفتار و کردار نوعی زبان است . به همین دلیل ساختارگراها ، ساختار های موجود در پدیده ها را استخراج می کنند . " چنانچه ژان پیاژه ( 1980- 1896 ) ، روان شناس فرانسوی ، مطالعات وسیعی در مورد ساختارهای رشد ذهن کودک و شخصیت کودک انجام داد .

مکتب دیکانستراکشن که یکی از شاخه های مهم فلسفه پست مدرن محسوب می شود ، نقدی به بینش ساختارگرایی و همچنین تفکر مدرن است مکتب دیکانستراکشن توسط ژاک دریدا ( - 1930 ) ، فیلسوف معاصر فرانسوی ، پایه گذاری شد . دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است که وقتی ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیر ها غافل می مانیم ، فرهنگ و شیوه های قومی هر لحظه تغییر می کند ، پس روش ساختارگراها نمی تواند صحیح باشد . دریدا از سال 1967 ، یعنی زمانی که سه کتاب او منتشر شد ، در مجامع روشنفکری و فلسفی غرب مطرح گردید . این سه کتاب عبارتند از:

 گفتار و پدیدار ، نوشتار و دیگر بودگی و نوشتار شناسی از نظر دریدا فلسفه غرب دچار نوعی ورشکستگی است و در حال حاضر پویایی خودش را از دست داده است به عقیده دریدا ، یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمی کند ، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر خواننده و یا هر کس که آن را قرائت کند ، می تواند در یافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد . " نوشتار مانند فرزندی است که از زهدان مادر ( مولف ) جدا شده . هر خواننده ای می تواند برداشت خود را داشته باشد  "

از نظر دریدا ، نوشتار ابزار خوبی برای انتقال مفاهیم نیست و یک متن هرگز دقیقا همان مفاهیمی را که در ظاهر بیان می کند ندارد . متن به جای انتقال دهنده معنا ، یک خالق است . به همین دلیل در بینش دیکانستراکشن ، ما در یک دنیای چند معنایی زندگی می کنیم . هر کس معنایی و استنباطی متفاوت با دیگران از پدیده های پیرامون خود قرائت می کند
تقابل دوتایی موضوع دیگری است که دریدا نقد کرده است . تقابل های دوتایی همچون روز و شب ، مرد و زن ، ذهن و عین ، گفتار و نوشتار ، زیبا و زشت و نیک و بد همواره در فلسفه غرب مطرح بوده است . از زمان افلاطون تا کنون همواره یکی بر دیگری برتری داشته است. ولی به نظر دریدا هیچ ارجحیتی وجود ندارد . او این منطق سیاه و سفید و مسئله یا این یا آن را رد مردود می داند .

به عنوان مثال ، در فلسفه غرب همیشه گفتار بر نوشتار به دلیل حضور گوینده ارجحیت داشته است.ولی به عقیده دریدا ، معنای متن را گوینده تعیین نمی کند، بلکه شنونده و یا خواننده متن است که با توجه به ذهنیت و تجربه خود این معنا را که می تواند متفاوت از منظوروغرض گوینده یا مولف باشد مشخص می کند.لذا لزوما گفتار بر نوشتار ارجح نیست
باید عنوان شود که تعریف دقیق و مشخصی از دیکانستراکشن وجود ندارد ، زیرا هرتعریفی از دیکانستراکشن می تواند مغایر با خود دیکانستراکشن تفسیو تاویل شود
خود دریدا می گوید : " دیکانستراکشن کردن یک متن به معنای بیرون کشیدن منطق ها و اسنتباطات مغایر با خود متن است . در واقع گسترش درک مجازی است . "

به طور کلی دیکانستراکشن نوعی وارسی یک متن و استخراج تفسیرهای آشکار و پنهان از بطن متن است . این تفسیرها و تاویل ها می تواند با یکدیگر و حتی با منظور و نظر پدید آورنده متن متناقض و متفاوت باشد . لذا در بینش دیکانستراکشن ، آنچه که خواننده استنباط و برداشت می کند واجد اهمیت است و به تعداد خواننده ، برداشت ها ، استنباطات گوناگون ومتفاوت وجود دارد . خواننده معنی و منظورمتن را مشخص می کند و نه نویسنده . ساختاری ثابت در متن و یا تفسیری واحد ازآن وجود ندارد.ارتباط بین دال و مدلول و رابطه بین متن و تفسیر شناور و لغزان است.

شخصی که این مباحث فلسفی را وارد عرصه معماری نمود ، پیتر آیزنمن، معمار معاصر آمریکائی است . آیزنمن نه تنها با مقالات و سخنرانی های خود ، بلکه با فضاها ، کالبدها و محوطه سازی های متعددی که ساخته ، فلسفه دیکانستراکشن را به صورت یکی از مباحث اصلی معماری در طی دهه هشتاد میلادی در آورد .

آیزنمن در مقاله ای به نام " مرز میانی " ، هم فلسفه مدرن وهم معماری مدرن را به باد انتقاد گرفت . از نظر وی، معماری مدرن بر اساس علم و فلسفه قرن نوزده بنا شده است . به عقیده آیزنمن ، بحث ارزشی هگل در مورد تز، آنتی تزو سنتز ، دیگر در جهان امروز کاربرد ندارد . فیلسوفان پست مدرن مانند نیچه ، فروید ، هایدگر و دریدا رابطه ما را با جهان هستی عوض کرده اند.

علم قرن نوزدهم و یقین علمی آن دوره دیگر اعتبار خود را از دست داده است . قوانین جدید فیزیک مانند قانون نسبیت آلبرت اینشتین و اصل عدم قطعیت ورنرهایزنبرگ ، دریافت ما را از جهان پیرامون تغییر داده است.

لذا اگر معماری یک علم است باید این معماری بر اساس علم و فلسفه امروز و دریافت کنونی ما از خود و محیط اطراف باشد . معماری امروز ما باید از علم و فلسفه قرن نوزده گذر کند و خود را با شرایط جدید منطبق سازد . همچنان که معانی ، مفاهیم و نمادها در علم و فلسفه عوض شده ، در معماری نیز باید عوض شود .

آیزنمن معتقد است که مدرنیست ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جست و جو کرد . پست مدرنیست ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند ، ولی معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند . در این مورد وی از واژه " Presentness " به معنای " اکنونیت " استفاده کرده و معتقد است که معماری در هر زمان و مکان باید اکنونیت داشته باشد . متعلق به زمان ومکان حاضر باشد.

برای رسیدن به شرایط فوق ، باید قوانین گذشته معماری را بر هم زد و از آنجایی که این قوانین قراردادی هستند و نه طبیعی ، لذا بر هم زدن آنها ممکن است . حقایق و نمادهای گذشته باید شکافته شود ( دیکانستراکت شوند ) و مفاهیم جدید مطابق با شرایط امروز از دل آنها استخراج شود .

پیتر آیزنمن بر این باور است که در زندگی امروز ما ، دوگانگی هایی مانند وضوح و ابهام ، ثبات و بی ثباتی ، زشتی و زیبایی ، سودمندی و عدم سودمندی ، صداقت و فریب ، پایداری و تزلزل ، صراحت و ایهام وجود دارد . نمی توان از یکی برای استتار دیگری استفاده کرد ، بلکه این تقابل ها و دوگانگی ها می بایست در ساحت معماری به عنوان تجلی گاه شرایط زندگی امروز ما به نمایش گذاشته شود .

در گذشته و همچنین در معماری مدرن و پست مدرن آنچه که حضور داشته ، تقارن ، تناسب ، وضوح ، ثبات ، مفید وبودن و سودمندی بوده است . در این تقابل های دوتایی همواره یکی بر دیگری ارجحیت داشته . اما آنچه که مورد غفلت قرار گرفته و غایب بوده ، عدم تقارن ، عدم وضوح ، ابهام ، ایهام ، منعکس کننده شرایط ذهنی و زیستی امروز ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته ، بخشی از زندگی امروز ما است .

در معماری دیکانستراکشن سعی بر این است که برنامه و مشخصات طرح مطالعه و وارسی دقیق قرار گیرد . همچنین خود سایت و شرایط فیزیکی و تاریخی آن و محیط اجتماعی و فرهنگی ای که سایت در آن قرار گرفته نیز مورد بازبینی موشکافانه قرار می گیرد . در مرحله بعد تفسیرها و تاویل های مختلف از این مجموعه مطرح می شود . در نهایت کالبد معماری به صورتی طراحی می شود که در عین بر آورده نمودن خواسته های عملکردی پروژه ، تناقضات و تباینات بین موضوعات اشاره شده در فوق و تفسیرهای مختلف از آن ارائه شود . لذا شکل کالبدی به صورت یک مجموعه چند معنایی ، ابهام انگیز ، متناقض و متزلزل ارائه می شود ، که خود طرح زمینه را برای تفسیر و تاویل آماده می کند .

آیزنمن در مقاله " مرز میانی " از واژه " Catachresis " استفاده کرده که به معنای دو پهلو یا ایهام است . دو پهلو مرز میانی است . در دوپهلو یا ایهام ارجحیتی وجود ندارد . هم این است و هم آن - نه این است و نه آن . آیزنمن در این مقاله می نویسد : " دو پهلو حقیقت را می شکافد و این امکان را می دهد که ببینیم حقیقت چه چیزی را سرکوب نموده است . "
یکی از اولین و شاخص ترین ساختمان های سبک دیکانستراکشن ، مرکز هنرهای بصری وکسنر ( 1989 - 1982 ) در شهر کلمبوس آمریکا است . در مسابقه ای که در سال 1982 برای طراحی این ساختمان صورت گرفت ، معماران معروفی از جمله مایکل گریوز ، سزار پلی ، آرتور اریکسون و پیتر آیزنمن شرکت کردند .

سایت این ساختمان در قسمت ورودی اصلی دانشگاه ایالتی اهایو در سمت شرق دانشگاه قرار دارد . عملکرد بنا ، نمایش آثار هنرمندان و دانشجویان دانشگاه در آن است . هر یک از این معماران ساختمان خود را بین دروازه ورودی و ساختمانهای موجود در سایت قرار دادند . ولی در کمال تعجب ، ساختمان طراحی شده توسط آیزنمن به گونه ای بود که فضای باریک بین دوساختمان موجود در سایت را شکافته و در بین آن دو قرار گرفته بود و تعجب بیشتر آن که طرح وی به عنوان برنده اول اعلام شد . از آن زمان سبکی در معماری به نام دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری به نام سبک دیکانستراکشن در مجامع بین المللی معماری مطرح و مورد توجه قرار گرفت .

آیزنمن در تبیین طرح خود عنوان که این نقطه محل ملاقات دو قشر نسبتا متفاوت است . یکی دانشجویان و هنرمندان دانشگاه که کارهای خود را در این ساختمان ارائه می کنند و دیگری شهروندان و عامه مردم شهر که به دیدن این آثار می آیند . لذا دو کد یا نشانه برای هریک از این دو قشر انتخاب شد . یکی محورهای شبکه شطرنجی دانشگاه و دیگری محورهای شبکه شطرنجی شهر کلمبوس . این دو شبکه نسبت به یکدیگر 17 درجه اختلاف زاویه دارند . لذا هر دو شبکه به عنوان نشانه ای از هر یک از این دو قشر در محل سایت با یکدیگر تلاقی کرده اند . این دو گانگی در کالبد معماری ساختمان به گونه ای نمایش داده شده که هیچ یک بر دیگری ارجحیت ندارد و این دو محور همانند دو تیغه قیچی بین دو ساختمان را شکافته و خود در آن جایگزین شده اند .

پس از باز نمودن و شکافتن فضای بین این دو ساختمان در سایت ، آیزنمن متوجه پی های یک بنای قدیمی شد که مربوط به دانشکده نظامی بود . این بنا در دهه پنجاه میلادی تخریب شده بود ، ولی هنوز بخشی از پی های آن در زیر خاک در محل سایت مدفون بود . اگر چه این ساختمان دیگر وجود نداشت ، ولی آیزنمن با وارسی دقیق سایت متوجه آن شده بود . وی این ساختمان را که دیگر در حاشیه قرار گرفته و به تاریخ سپرده شده بود ، به عنوان بخشی از متن موجود ، که همان سایت پروژه باشد ، قرائت کرد و این قرائت را به صورت کالبدی نمایش داد . لذا در طرح آیزنمن ، بخشهایی از ساختمان دانشکده نظامی ، که شبیه یک قلعه نظامی بود ، در قسمت سردر ورودی ساختمان مرکز هنرهای بصری وکسنر بازنمایی و بازسازی شد .

معماری دیکانستراکشن به عنوان یک سبک فراگیر و جهانی عمر نسبتا کوتاهی داشت و از حدود یک دهه فراتر نرفت ، ولی تاثیر شگرف و بنیادین بر شیوه طراحی و نوع بازنمایی معنی و تفسیر در حوزه معماری داشت . این سبک به عنوان پیش زمینه رویکردهای متعاقب آن همچون معماری فولدینگ و معماری پیدایش کیهانی بود .

از دیگر معماران این سبک می توان از فرانک گهری ، زاها حدید ، رم کولهاس و برنارد چومی نام برد

 .معماری فولدینگ

معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه پایانی قرن گذشته بود . فلسفه فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف فقید فرانسوی ، ژیل دلوز مطرح شد . وی همچون ژاک دریدا از جمله فلاسفه مکتب پسا ساختارگرایی محسوب می شود . دلوز نیز مانند دریدا اساس اندیشه خود را بر زیر سوال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد .
فلسفه دلوز ، یک فلسفه افلاطون ستیز و دکارت ستیز است . به عبارت دیگر می توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است . از نظر دلوز ، هستی از زیر بناهای عقل ریاضی استخراج نشده است . وی در کتاب معروف خود ، ضد ادیپ سرمایه داری و اسکیزوفرنی ( 1972) خرد مدرن را مورد پرسش قرار داد . از نظر دلوز ، خرد هر جایی است .

فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد . از نظر این فلسفه ، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد . زیر بنا و روبنا وجود ندارد . فولدینگ به دنبال تعدد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد . این فلسفه در پی از بین بردن دو گانگی هاست.

فولد یعنی چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند . فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب و بالاخص منطق مطلق و ریاضی گونه مدرن است .

فولدینگ ، عمودگرایی ، طبقه بندی و سلسله مراتب مردود می داند و به جای آن افقی گرایی را مطرح می کند . از نظر فولدینگ همه چیز همسطح یکدیگر است . دلوز در کتاب خود به نام ، فولد ، لایبنیتز و باروک ( 1982 ) جهان را چنین تبیین می کند : " جهان به عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی نهایت که از طریق فضا ، زمان فشرده شده ، در هم پیچ و تاب خورده و پیچیده شده است . " دلوز هستی و اجزاء آن را همواره در حال شدن می بیند .

یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح شده توسط دلوز ، افقی گرایی است . دلوز به همراه یار همفکر خود ، فیلیکس گاتاری ، مقاله ای به نام " ریزوم " در سال 1976 در پاریس منتشر کرد . این موضوع در کتاب هزار سطح صاف ( 1980) به صورت کامل تر توسط این دو مطرح گردید . رزیوم گیاهی است بر خلاف سایر گیاهان ، ساقه آن به صورت افقی و در زیر خاک رشد می کند . برگ های آن خارج از خاک است . با قطع بخشی از ساقه آن ، این گیاه از بین نمی رود ، بلکه از همانجا در زیر خاک گسترش می یابد و جوانه های تازه ایجاد می کند .

این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم ، سعی در بنیان فکنی اندیشه غرب کردند و اصول اولیه آن را زیر سوال بردند . از نظر آنها ، عقلانیت غرب به صورت سلسله مراتب عمودوار ، درخت گونه و مرکز مدار است .

بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه 1990 مطرح شد و به تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن مانند پیتر آیزنمن ، فرانک گهری ، زاها حدید و حتی معماران مدرنیست فیلیپ جانسون به این سمت گرایش پیدا کردند . از دیگر معماران و نظریه پردازان سبک فولدینگ می توان از بهرام شیردل ، جفری کیپینز ، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد . همانند دیکانستراکشن ، خواستگاه فلسفه فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است.

این معماران در کارهای جدید خود پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی دهند بلکه به صورت نرم و انعطاف پذیر ، پیچیدگی ها و گوناگونی های مختلف را در هم می آمیزند . این کار باعث از بین بردن تفاوت ها نمی شود . باعث ایجاد یک پدیده همگون یکپارچه نیز نمی گردد ، بلکه این عوامل و نیروها به صورت نرم و انعطاف پذیر در هم می آمیزد . هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می شود مانند لایه های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می دهند ، در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند .

نظریه دیکانستراکشن جهان را به عنوان زمینه هایی از تفاوت ها می دید و این تضاد ها را در معماری شکل می داد . این منطق تضاد گونه در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به گونه ای بهتر مورد استفاده قرار دهد .

دیکانستراکشنیست ها عدم هماهنگی های درون پروژه را در ساختمان و سایت نمایش می دادند و این نقطه آغاز پروژه آنها بود . ولی آنها هم اکنون این تفاوت ها را در تقابل نشان نمی دهند ، بلکه آنها را به صورت انعطاف پذیری در هم می آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می کنند . اگر در گذشته پیچیدگی ها و تضاد از دل تقابل های درونی پروژه بیرون می آمد ، در حال حاضر خصوصیات مکانی ، مصالح و برنامه به صورت انعطاف پذیری روی همدیگر تا می شوند ، در حالی که هویت هر یک حفظ می شوند . معماری فولدینگ در مقیاس شهری در جایی بین زمینه گرایی و بیان گرایی قرار دارد . فرم های انعطاف پذیر نه به صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل دلبخواهی . در مقیاس شهر ، این لایه های تا شده و انعطاف پذیر نه نسبت به بافت مجاور خود بی تفاوت اند و نه مطابق با آنند ، بلکه از شرایط محیطی بهره می جویند و آنها را در منطق پیچ خورده و منحنی خود جای می دهند .

گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می گوید : " فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به هم پیوسته . " در این رابطه می توان لایه های رسوبی در کوه ها را مثال زد که در اثر فشارهای درونی زمین روی یکدیگر خم شده و پیچ و تاب خورده اند . در عین این که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است ، ولی با لایه مجاور خود درگیر شده و لایه ها به صورت انعطاف پذیری در کنار یکدیگر انحناء پیدا کرده اند .

معماری فولدینگ معماری نئو باروک نیز نامیده می شود . در معماری باروک ، سبک های یونانی ، رومی ، شرقی ، رومانسک ، گوتیک و کلاسیک روی یکدیگر تا می شوند و کالبد بنا و سطوح مواج دیوارها نسبت به شرایط انعطاف پذیرند . همانگونه که در معماری فولدینگ انعطاف پذیری احجام و سطوح مختلف توسط تکنولوژی جدید ، که همان رایانه است ، انجام می شود . تکنولوژی رایانه قادر است بین دو شکل ، شکل های میانی را برای انتقال نرم یکی به دیگری انجام دهد . این انتقال نرم مدت ها است که در فیلم های تبلیغاتی ، فیلم های ویدیویی و فیلم های سینمایی انجام می شود . در فیلم ویدیویی مایکل جکسون به نام سیاه و سفید ، تصویر صورت چند فرد مختلف که از نژادها ، رنگ ها ، جنسیت و سنین مختلف بودند گرفته شده بود و در مقابل چشمان حیرت زده تماشاگران تلویزیون ، تصویر یکی به دیگری تبدیل می شد ، بدون اینکه بیننده احساس کند که این لایه های بین دو صورت کاملا متفاوت به صورت تصنعی و یا ناهمگون به یکدیگر تبدیل می شوند .

در فیلم پایان گر 2 ( Terminator 2 ) نیز هنر پیشه ای که نقش منفی داشت می توانست کالبد خود را به صورت جیوه در بیاورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد . در روی کف زمین به صورت یک کف پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به صورت انسان و یا حالت های دیگر در آید . امروزه با استفاده از رایانه ، این انتقال و تغییر شکل به راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می کنند که معماری را با علم روز همگون و همسو سازند .

در این رابطه بهرام شیردل در مصاحبه خود در مجله آبادی می گوید : " فکر من و همکارانم در معماری و شهر سازی ، قابل انعطاف کردن فضاها است به گونه ای که جوابگوی تفاوت های بی شماری باشد ،... همیشه معتقد بوده ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی تر کند ... انسان با گذشت زمان افکار و خصوصیاتش تغییر می کند - بر عکس سایر جانداران - معماری هم باید تبع آن تغییر کند . "

پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه " Weak Form " یا " فرم ضعیف " را مطرح کرده است . فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق دهد .همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد . لذا فرم ها یا لایه های معماری فولدینگ ، در مجاور و همتراز یکدیگر به صورت انعطاف پذیر و در انطباق با شرایط کالبدی ، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می گیرند .

آیزنمن در طرح خود برای مرکز گردهمایی کلمبوس ( 92-1990) موضوع اشاره شده ، در فوق را به صورت کالبد معماری نشان داده است . به طور کلی در اکثر شهرهای بزرگ آمریکا ساختمانی به نام مرکز گردهمایی وجود دارد . در این نوع ساختمان ها به صورت مستمر جلسات ، سخنرانی ها و نمایشگاهای مختلف از طرف اصناف ، سازمان ها و نهادها گوناگون که موقعیت محلی ، ملی و یابین المللی دارند برگزار می شود .

مرکز گردهمایی کلمبوس در شمال مرکز شهر کلمبوس و در واقع در مرز بین مرکز شهر و قسمت شمالی شهر قرار دارد . در سمت غرب ساختمان ،های استریت که یکی از دو خیابان اصلی شهر است عبور می کند و از جنوب تا شمال و مرکز شهر را به یکدیگر متصل می کند . از سه طرف دیگر سایت ، بزرگراههای سرتاسری و خطوط راه آهن عبور می کنند و پل های چند طبقه متعدد در اطراف سایت این خطوط را به یکدیگر متصل کرده است . به عبارتی در غرب سایت مهم ترین مسیر ارتباطی محلی و داخل شهری ، و در سه طرف دیگر سایت خطوط ارتباطی داخل و بین شهری قرار دارد .

تصمیمات اتخاذ شده و یا اطلاعات کسب شده در گردهمایی های داخل این ساختمان از طریق خطوط تلفن ، فاکس و اینترنت و همچنین مطبوعات و رسانه های مختلف به سراسر کشور منتقل می شود . لذا از یک طرف این ساختمان مرکز تبادل اطلاعات است و لایه های مختلف از این مرکز این اطلاعات را به مناطق مختلف منتقل می کنند . از طرف دیگر این مکان مرکز خطوط ارتباطی محلی و بین شهری است و لایه های مختلف راه های ارتباطی از چهار طرف این ساختمان عبور می کنند .

آیزنمن این جند لایگی خطوط اطلاعاتی و راه های ارتباطی در عصر ابر رسانه ها را در ساختمان خود به صورت کالبدی به نمایش گذارده است . لایه های مختلف ساختمان خود به صورت کالبدی به نمایش گذارده است . لایه های مختلف ساختمان در حالت افقی ، به صورت همتراز و با موقعیت همسان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و مجموع این لایه ها کلیت واحدی را به نام مرکز گردهمایی کلمبوس تشکیل داده اند .

نکته حائز اهمیت دیگر در طرح آیزنمن این است که ساختمان دارای یک دوگانگی در مقیاس است که به هر دو آنها بدون ارجحیت یکی بر دیگری توجه شده است . یکی مقیاس بزرگ شهر است و از دید داخل برج های مرتفع مرکز شهر ، این ساختمان مقیاسی در حد بزرگراههای اطراف خود دارد . همچنین از دید عابر پیاده در مجاور خیابان اصلی شهر ، مقیاس ساختمان خرد شده و مقیاس آن در حد مقیاس نسبتا کوچک ساختمان های محلی اطراف خیابان است .

یکی دیگر از پروژه های جالب توجه در این سبک ، سرنگون ساختن برج سیرز در شهر شیکاگو توسط گرگ لین است . برج سیرز ، به ارتفاع 110 طبقه مرتفع ترین ساختمان ساخته شده به سبک مدرن است . این ساختمان توسط شرکت معتبر S.O.M بین سالهای 74-1970 ساخته شد . مهندس معمار آن بروس گراهام و مهندس سازه آن فضلور خان - پاکستانی تبار - بود .

این ساختمان نماد و نمودی کامل از سبک مدرن و اندیشه مدرن است . نمای خارجی برج تماما با شیشه هایی به رنگ برنز و آلومینیوم سیاه رنگ پوشش شده است و می توان آنرا دنباله شیوه میس وندروهه و شعار کمتر بیشتر است دانست . این برج از نه مکعب مستطیل چسبیده به هم تشکیل شده که به صورت سلسله وار هر کدام تا ارتفاع معینی بالا می روند . دو مکعب مستطیل آخر به ارتفاع 443 متر می رسند . فضلور خان برای هر مکعب مستطیل 25 ستون فلزی در نظر گرفت . لزا برج سیزر از نه لایه - مکعب مستطیل - و هر لایه از 25 لایه - سیستم سازه - تشکیل شده است . گرگ لین در پروژه خود - به صورت نمادین - با تبر ، تیشه به ریشه این نماد مدرنیته و معماری مدرن زد و عمود گرایی را به افقی گرایی تبدیل کرد . پس از انداختن برج به روی زمین ، لین لایه های هندسی طویل و قائم الزاویه آن را برطبق شرایط سایت در بین رودخانه ، خیابان و ساختمان های مجاور ، همانند نوارهای خمیری شکل ، در کنار هم قرار داد . این لایه ها در عین این که هر یک خصوصیات خود را حفظ کردند ، ولی با توجه به شرایط موجود در سایت به حالت نرم و انعطاف پذیر ، به صورت افقی و بدون هیچ گونه ارجحیتی در بین عوامل موجود در سایت قرار گرفتند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:52  توسط علی  | 

 

اين مقاله برخي از روشهاي فيزيكي را كه معماران ، ارگانهاي توسعه دهنده و سازندگان ساختمان براي كاهش اثرات صدا مي توانند بهره گيرند، نشان مي دهد. در اين راستا چهار عامل اصلي براي بهبود سازگاري صدا در هر نوع كاربري يا فعاليت مطرح خواهد گرديد كه عبارتند از سايت پلان ، طراحي معماري ، روشهاي ساخت مانع يا حصار.هدف از ارائه اين فاکتورهاي اساسي مديريت اصوات يا طراحي اصولي فضاها در جهت درست شنيدن و در عين حال اجتناب از نفوذ اصوات مزاحم در محدوده هاي زيستي است. اين تكنيك هاي فيزيكي در كاهش صداهاي مزاحم (noise)و اثرات زيان آور ناشي از آن موثر بوده و بر كارائي محل هاي ويژه به لحاظ آکوستيکي مي افزايند. در حقيقت هدف اين مطالعه ارائه يك راهکارهايي است كه ميتوانند در مراحل برنامه ريزي ، طراحي معماري و ساخت مورد توجه قرار گيرند.
طراحي سايت آكوستيكي از ترتيب نظام ساختمان ها در يك قطعه زمين براي به حداقل رساندن فشار سر و صدا با تاكيد بر شكل طبيعي سايت و منحنيهاي تراز زمين استفاده مي كند. فضاي باز ، كاربري هاي غير مسكوني و ساختمان هايي كه به عنوان سد يا مانع صدا هستند، مي توانند به عنوان محافظ براي زمين هاي مسكوني يا ساير فعاليت هاي حساس يا نفوذپذير به سروصدا مرتب گرديده و آرايش يابند ، همچنين خانه هاي مسكوني دور از سروصدا واقع شوند.
در طراحي معماري ايده هاي كاهش سروصدا در جزئيات ساختمان به صورت مجزا جاي مي گيرد . اهميت فضاهاي معماري در ارتفاع ساختمان ، آرايش اتاق ها ، قرارگيري پنجره و طراحي حياط و بالكن مي باشد.
ساخت آكوستيكي شامل استفاده از مصالح ساختماني و تكنيك هاي كاهش انتقال صدا از راه ديوارها ، پنجره ها ، درها ، سقف ها و كف هاست.اين بخش شامل بسياري از ايده هاي صدابندي سنتي و جديد مي باشد.
موانع در برابر سروصدا مي تواند بين منبع صوت و قسمت هاي حساس به صدا قرار گيرد.انواع موانع شامل :تپه يا خاكريز شيبدار ، ديوارها و حصارهاي ساخته شده از مواد و مصالح مختلف ، كاشت انبوه درختان و بوته ها وتركيبي از اين مواد مي باشد.

1- طراحي سايت آکوستيکي

طراحي سايت پلان آكوستيكي اغلب تكنيكي موثر براي كاهش فشار صوت مي باشد. نظم و ترتيب قرارگيري اجزاي يك سايت مي تواند براي به حداقل رساندن فشار صدا در ساختمان بكار رود.
بسياري از تكنيك هاي طراحي سايت مي تواند براي محافظت از يك ناحيه در برابر اصوات مزاحم مطرح گردند که اين تكنيك ها شامل موارد زير ميباشد:
1- افزايش فاصله بين منبع صوت و شنونده
2-جاگيري زمين هاي غيرمسكوني نظير محوطه پارك ، تاسيسات و كاربريهاي عمومي بين منبع صوت و شنونده
3- قراردادن مانع يا حفاظ به صورت عمود بر منبع صوت يا بزرگراه و ...
4- جهت گيري مساكن در خلاف جهت سروصدا
نتيجه بهتر مي تواند از طريق بكار گيري تركيبي و برنامه ريزي شده از تمامي اين تكنيك هاي مطرح شده به صورت بدست آيد.

فاصله

سروصدا مي تواند بطور موثر با افزايش فاصله بين يك ساختمان و منبع صوت كاهش يابد ، مسافت خود باعث كاهش شدت صوت مي شود ، دو برابر شدن فاصله از يك منبع صوتي مي تواند شدت صوت را بيش از 6 دسي بل كاهش دهد. اما در مورد ساختمان هاي بلند مرتبه مسافت ممكن است ، تنها در كنار طراحي آكوستيكي ساختمان براي كاهش تاثير صدا موثر باشد زيرا عملاٌ استفاده از حفاظ هاي صوتي فيزيكي براي ساختمان هاي بلندمرتبه غير ممكن است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:52  توسط علی  | 

«مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند.

 

 

           

    «مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند. مناره ها یکی از عناصر اصلی در فن و هنر معماری اسلامی محسوب می شوند. الگوی اصلی مناره ها برجهای کوتاه و مربع شکل پیش از اسلام در سوریه بود که برای معابد و یا مقاصد کلیسایی ساخته می شد، ولی معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و آن را به بناهای پله دار چند طبقه ای از نوع فانوسهای دریایی رومی نزدیکتر کردند.

  نخستین مناره حدود سال 45 هجری، به درخواست والی عراق، «زیاد بن ابیه»، در مسجد جامع بصره برپا شد. بلافاصله پس از آن، به دستور حاکم مصر، چهار مناره به مسجد «عمرو» در «فسطاط» ملحق گردید و این در حالی است که در مصر مناره های دیگری به مساجد اضافه می شد. شاید بتوان عامل رواج ساخت مناره ها در جوامعی با جمعیت غالب غیر مسلمان را تمایل مسلمانان به ابراز و تحکیم حضور خود و نیز عاملی در گردآوری مسلمانان پراکنده از نواحی مختلف شهر - به منظور انجام فریضه نماز - دانست.

  در ایران پیش از اسلام نیز ریشه های ساخت مناره به چشم می خورد. پیش از اسلام، منار (میل) عنصر نمادین برای راهجویان بیابانها بود که در حکومت ساسانی نوعی آتشگاه نیز محسوب می شد و مسئولیت نگهداری آتش آن بر عهده  موبدان بود. تزیین و منقوش و رنگین کردن مناره ها باحتمال از نیمه قرن سوم هجری به بعد مرسوم شد و آیات و احادیث نبوی در قالب تزیینات آجرکاری و گچبری و کاشیهای رنگی بر مناره ها نقش بست.

مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:

  1 - پایه: به صورت مربع، شش یا دوازده ضلعی

  2 - ساقه: به شکل استوانه یا مخروطی

  3 - سرپوش: مربع و هشت گوش که مهمترین بخش مناره است.

  4 - رأس: همان سایبان که به اشکال مختلف ساخته می شود.

 در سراسر جهان اسلام مناره ها اغلب از همین اجزا تشکیل شده اند؛ اما با تأثیرپذیری از شیوه معماری ملی در هر منطقه شکلی خاص به خود گرفتند. در شمال افریقا، مناره ها حجیم و چهارگوش؛ در مصر، به صورت چند طبقه؛ در ایران و مناطق همجوار، به شکل استوانه ای لاغر و رفیع با گلدسته هایی زیبا و بی همتا؛ در ترکیه عثمانی، به گونه مدادی شکل با ردیفی از مهتابی (بالکن)ها؛ در صحرای افریقا و حتی حاشیه خلیج فارس، به شکل هرم ناقص؛ ساخته شدند.

محراب:

  «محراب»: بالای خانه، صدر مجلس، جای ایستادن پیشنماز، نشانه قبله. محراب از نوآوری های نخستین در معماری اسلامی است که منشأ آن هنوز مورد گفتگوست. اولین محراب در سال 24 هجری و دومین محراب سال 53 هجری، زمان «عمرو عاص»، در «مسجد النبی» ساخته شد.

    محراب مقعر در سال 90 هجری وارد معماری اسلامی شد و آن زمانی بود که خلیفه زمان، «عمر بن عبدالعزیز»، بنایان قبطی مصری را به منظور بازسازی مسجد النبی به مدینه فراخواند. این بنایان طاقچه و دیوار فرو رفته ای را که در کلیساهای قبطی کار کرده بودند در دیوار قبله ایجاد کردند. به طور کلی، محراب نشانه ای برای تعیین جهت قبله است و در بناهای مختلف (مانند مساجد و مدارس و آرامگاهها) ساخته می شود. محراب از لحاظ شکلی فرورفتگیی در نماست که به صورتهای مختلف (از قبیل کادرسازی و متمایز کردن آن با رنگ و مصالح) از بخشهای دیگر نما جدا می شود؛ و چه بسا حکم زنده نگه داشتن خاطره مکانی را دارد که حضرت محمد (ص) در آنجا به امامت نماز جماعت می پرداختند.

  رسول اکرم از سال دوم هجری در مسجد «قبا» و «مدینه» محراب بخصوصی نداشتند و - به گمان قوی - تنها محلی در دیوار قبله وجود داشت که ساده بود. هر بار که دیوار قبله را خراب می کردند و یا در مسجد نبوی توسعه ای صورت می دادند، این محراب عمق بیشتری می یافت تا اینکه در زمان عثمان شکل کاملی به خود گرفت. طرح اصلی محراب که از قرن سوم هجری به بعد رایج شد - به طور تقریبی - در تمام ادوار یکسان بود و تنها به کمک عوامل تزیینی تحول یافت.

 محراب در طول دوره های مختلف به شیوه های گوناگون تزیین شد. محرابهای گچبری شده با نقوش برجسته، استفاده از سفالهای لعابدار، کاشی، آجرکاری، زمینه ای ساده از سنگ مرمر، ... از شیوه های مختلف در تزیین محراب محسوب می شود.

  کاشیکاری:

   کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر برای تزیین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشیها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز شد و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هفتم و هشتم انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها به طور اساسی سنگی بود، کاشیهای درخشان رنگارنگ بر دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه تأثیری کاملا متفاوت - اما همگون و پراحساس - ایجاد می کردند. در حفاریهای شهر سامرا، پایتخت عباسیان بین سالهای 215 تا 262، بخشی از کاشی چهارگوش چندرنگ لعابداری به دست آمده که طرحی از پرنده داشت. از جمله کاشیهایی که به دست سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد می توان به تعداد 150 کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب در «مسجد جامع قیروان» تونس وجود دارد.

 باحتمال، بغداد و بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخشهای زیادی از دولت اسلامی مانند «رقه» در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، مرکزی مهم برای ساخت کاشیهای لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس شد.

شبستان گنبددار مسجد جامع قزوین (494) شامل حاشیه ای تزیینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک است و از نخستین موارد شناخته شده استفاده از کاشی در تزیینات داخلی بنا در ایران اسلامی است. در قرن ششم هجری، کاشیها یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون و رو به رشد و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شد. تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشیها گل بود؛ اما در قرن ششم هجری، استفاده از ماده ای دست ساز مشهور به «خمیر سنگ» یا «خمیر چینی» معمول شد و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.

در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن ششم، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید آن شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی - چه از نظر شکل و چه از نظر فن ساخت - در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا، شش ضلعی، برای شکیل کردن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. در این دوران، از سه فن لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینایی روی لعاب، رنگ آمیزی زرین فام روی لعاب، استفاده می شد.
   «ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طاهر»، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، در خصوص برخی از روشهای تولید کاشی توضیحاتی نگاشته است. وی واژه «هفت رنگ» را به فن رنگ آمیزی با مینا روی لعاب اطلاق کرد. این فن در دوره بسیار کوتاهی (بین اواسط قرن پنجم تا اوایل قرن ششم) رواجی بسیار یافت. لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را «دو آتشه» می خواند فن رایج و معروف در تزیینات کاشی بود. با توجه به مطالعات پیکره شناسی روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام و نیز از آنجایی که در این نوع کاشیها طرحهای پیکره ای بیشتر از الگوهای گیاهی استفاده  می شد، می توان گفت که این نوع کاشیها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشت.

 ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول تنها مدت کوتاهی در روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 623 تا 634 بر جای نمانده است. پس از این سالها، حکام ایلخانی به ایجاد بناهای یادبود اقدام کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، فن مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفال جانشین آن شد که بعدها عنوان «لاجوردینه» به خود گرفت. در این فن، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید و لاجوردی (و در موارد نادری، فیروزه ای) لعاب داده می شد و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز و سیاه یا قهوه ای روی لعاب برای بار دوم در کوره قرار داده می گرفت.

با رو به زوال نهادن حکومت ایلخانیان، در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشیهای معرق و موزاییکی تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شد. این فن که برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری از آناتولی اقتباس شد یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار گشت. این نوع از کاشیها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده و از آنها برای تزیین محرابها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بود که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس، با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان، برای نخستین بار، این فن مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه در مقبره «امامزاده جعفر» اصفهان (704) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. نمونه های زیاد و پیشرفته ای از کاشیهای معرق روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شود که برای نمونه می توان به مسجد «گوهرشاد» در مشهد، مدرسه «آلغ بیک» در سمرقند، مدرسه «غیاثیه» در خرگرد اشاره کرد.

با توجه به وقتگیر بودن نصب کاشیهای معرق، در اواخر قرن نهم، فن ارزانتر و سریعتری با نام «هفت رنگ» جایگزین آن شد. این فن ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین، در چنین شیوه ای، رنگها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند. در بسیاری از بناهای تیموریان، رواج مجدد کاشیکاری به شیوه هفت رنگ را شاهدیم که برای نمونه می توان از مدرسه غیاثیه در خردگرد یاد کرد که در سال 821 تکمیل شد.
  در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشیهای چهارگوش درون قابهای بزرگ منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف به وجود آورد. صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از «پورسلین» - ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ - تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات ساخت کاشیهایی با لعاب سفید و طرحهای آبی است. در اواسط قرن نهم، نقشمایه های چینی به طور کامل با نقشمایه های دوران اسلامی ترکیب شد و حاصل آن پدیدار شدن سبک اسلامی - چینی دو رگه و دلپذیر و مورد قبولی بود.

  هنر کاشیکاری ترکیه نیز تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم، هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند. در قرن دهم هجری، «ایزنیک» مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. رنگ قرمز درخشان و دوغابی غنی شده از آهن به صورت ضخیم از ویژگیهای کاشی ایزنیک به شمار می آمد. پس از قرن یازدهم، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد ساخت کاشی در شهر «کوتاهایا»، در مرز فلات آناتولی، ادامه یافت. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:51  توسط علی  | 

 

 

امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است. بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است. ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم.

1-انتخاب رنگ دیوارها
انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی به خصوص آپارتمان های با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب، انتخاب رنگ های روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است. اصولا رنگ های روشن باعث می شوند که فضا بزرگ تر به نظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر به نظر می آید. یکی از رنگ های مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگ های وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید. جهت ایجاد تنوع در رنگ می توانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگ های متنوع استفاده نمایید

2-انتخاب کفپوش
برای پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی می توان بهره گرفت. (از جمله سرامیک ها ، پارکت های طرح چوب ، موکت و ...) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگ های تیره در کف، فضا را فشرده تر نشان می دهد. معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگ های متفاوت را به کار گرفت. در صورت استفاده از پارکت نیز می بایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگ های روشن طرح چوب را انتخاب کرد. 

3- انتخاب مبلمان و نحوه قرار گیری
انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگ هایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگ تر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبل ها را تقریبا چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبل ها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسب تری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچک ترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود


 

4- نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسب تر است. در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با به کارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب می شوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند. استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و ... نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا می شود.

5- استفاده از طبیعت
در ساختمان های حیاط دار کمبود طبیعت به وسیله ایجاد باغچه در کناره های حیاط جبران می شود . اما برای جبران آن در آپارتمان می توان از گلدان های کوچک که در گوشه های فضا قرار می گیرند استفاده کرد. سعی کنید گلدان ها را در کنار پنجره ها و یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیو ارها قرار دهید، زیرا معمولا گوشه دیوار ها بدون استفاده می مانند.
در نتیجه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگ های روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید. شاید این سئوال برایتان پیش آید که به کارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی کند؟ در جواب باید گفت که این هنر شماست که با استفاده از قاب ها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ بندی متنوع فضا را جذاب تر نمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:50  توسط علی  | 



معماري داخلي به عنوان طراحي هدفمند فضاهاي داخلي و ساماندهي آنها به منظور استفاده بهينه کاربران،از زمان هاي دور با آدمي همراه بوده است .

مصريان باستان همواره توجه ويژه اي به ارايه بندي فضاهاي داخلي داشته اند و با استفاده از نقاشي و تنديس ها بر غناي فضاي داخلي معابد و مقابر خود مي افزودند.از دوران رنسانس نيز که معماران همراه و همگام با ساير هنرمندان به دنبال توليد فضاهاي معماري متفاوت بودند،توجه به فضاهاي داخلي اهميتي کمتر از کليت بنا نداشته است.نقاشي هاي ميکل آنژ مانند آنچه در سينسيناتيديده مي شود از اين قبيل طراحي هاي داخلي است که هنرمندي نقاش سعي بر فضا سازي داخلي کرده است.

در ايران نيز توجه به فضاهاي داخلي جداي از نما هاي خارجي همواره مورد توجه معماران قرار داشته است.در مجموعه عظيم تخت جمشيد که براي ساخت آن تمام هنرمندان و صنعتگران خيره دنيا به ايران آورده شدند، حجاري ها،جزئي تحکيم کننده در فضاهاي داخلي است .کاخ هاي بزرگ همخامنشي در پاسارگاد،تخت جمشيد و شوش علاوه بر اينکه شاهکار معماري هستند از نظر هنرهاي تزئيني اهميت فوق العاده دارند.حجاري هاي اين کاخ ها در کمال دقت و ظرافت انجام گرفته و کليه جزئيات بر روي سنگ حجاري شده است. براي نمونه بايد از نقش داريوش بزرگ و خشايار شاه بر ديوار بناي خزانه داريوش در تخت جمشيد نام برد.اين نقش، داريوش در حاليکه بر تخت نشسته و گل نيلوفر در دست و دو بخور دان در جلو او قرار دارد نشان مي دهد. در مقابل داريوش مردي با لباس مادي ايستاده و پشت سر داريوش خشايارشاه وليعهد او ايستاده است.

 

                          

علاوه بر حجاري از کاشي مينايي نيز در تزيين کاخها استفاده شده است که نمونه آن نقش سربازان جاويد در شوش است.ستون هاي بلند و سر ستون هاي عظيم هخامنشي نيز کاملا جنبه تزئيني داشته اند.

 

                          

قسمت جالب حجاري ،نقش خنجري است که به کمر اسلحه دار مخصوص شاه بسته شده است غلاف اين خنجر بهترين معرف هنر تزئيني در ايران باستان است .

در مساجد ايران نيز توجه به تمام جزئيات فضاي داخلي مثل رنگ ،آرايه و ميزان نور به دقت مورد توجه بوده است..طراحي هر فضا به تناسب عملکرد فضا صورت مي گرفته است .شبستان هاي جنوبي با ارتفاعي معمولا کمتر و طراحي متفاوت از ساير شبستان ها بوده اند و ايوان ها و ورودي ها معمولا با دقت کاشيکاري مي شدند .کاربرد آجر در معماري سلجوقي بسيار رواج پيدا کرد و از انواع طرح هاي هندسي در آجر استفاده مي شد.هنر آجر تراشي و تزئيني بنا با آجر هاي تراشيده، از قرن پنجم قمري در ايران معمول بوده است .در کنار اين تزئينات بسيار زيباي آجري ،کتيبه ها و خطوط تزئيني ،با استفاده از آجر تراشيده ،يکي از ويژگي هاي معماري سلجوقيان است.شيشه هاي دوره اسلامي که آغاز آن قرن هفتم و هشتم ميلادي (قرن اول هجري) است، از آميختگي ميان تمدن هاي امپراتوري روم شرقي (بيزانس)و پارت و ساساني در ايران حاصل شده است .با توجه به اشياء شيشه اي کشف شده اين هنر سمرقند ، شهر ري ،جرجان و نيشابور رونق بسزايي داشته است. وجود اشياء متعلق به سده پنجم تا اوايل سده هفتم قمري حکايت از رونق صنعت شيشه گري در دوره سلجوقي مي کند و با کشف اشياي شيشه در جرجان و نيشابور مي توان نواحي خراسان و گرگان را از جمله مراکز ساخت اشياي شيشه اي دانست.در اوايل دوران اسلامي کاربرد گچ در تزئينات معماري،از جايگاه والايي بر خوردار بود به طوريکه اغلب سطوح بناها را با آن اندود مي کردند و روي آن را با گچ بري رنگي تزئين مي کردند.

در قرن پنجم هجري قمري، تغييراتي در ظاهر گچ بري ها پديدار گشت که محصول خلاقيت و ابتکار بود.در اين دوره گچ بري از نظر تنوع اجرا به مرتبه حيرت انگيزي دست يافت و در اغلب موارد و در نحوه استفاده از گچ بري نيز تغييراتي پيدا شد به گونه اي که کم کم بطور موقت ،گچ بري جاي خود را به رشد عظيم آجر کاري دوره سلجوقي داد .اما اين بدان معنا نبود که گچ بري جايگاه والاي خود را بطور کلي از دست بدهد چرا که وجود گچ بري هاي بسيار غني همچون گنبد علويان همدان مويد اين نکته است که گچ بري به موازات آجر کاري به پيشرفت و تکامل خود ادامه داد.

در دوره صفوي ،تزئينات چوبي در بناهاي غير مذهبي داراي نقش اصلي بود و در آنها ميزان بيشتري از تذهيب کاري و نقاشي هاي لاکي استفاده مي شد.طرح هاي آنها با هنر مينياتور داراي رابطه نزديکي بود.کنده کاري و خراطي به ويژه در درها و سقف ها خود هنر خاصي در اين دوره بوده است.نقاشي هاي ديواري (فرسک) در کاخ هاي عالي قاپو ،قصر اشرف و چهلستون و همچنين آيينه کاري به عنوان نوعي تزئين جديد در بناها ،مانند آيينه خانه ،مورد استفاده قرار گرفته است.

 



 

 

هنر كاشي كاري و همچنين شاهكارهاي درخشان و پرجاذبه هنر گچبري پس از اسلام در ايران که از بناهاي دوره سلجوقيان و ايلخانان رواج يافت ،در دوره صفويه به آخريت حد زيبايي و تکامل رسيد.

سه قسم کاشي کاري مهم در تزئين بناهاي اين دوره چشمگير هستند:

کاشي يکرنگ

کاشي موزائيک يا معرق

کاشي هفت رنگ

بناهاي دوره صفوي که با اين نوع کاشي کاري آرايش شده اند،در هيچ جاي دنيا نظير ندارند .نکته قابل توجه در تزئينات داخلي و خارجي بناهاي سنتي ايران اين است که تزئينات جزئي از بنا بوده و هيچ گاه به صورت بزک و عنصري اضافي نبوده است حتي در دوره اي سفت کاري و تزئينات هم زمان اجرا مي شد.اين ميزان توجه به آرايه و تزئينات سبب ارتقاي کيفيت فضا هاي مورد استفاده بوده است. معماري کويري ايران به ويژه در خانه ها ،به علت ماهيت درونگراي آن سرشار از نمونه هاي بديع و زيباي طراحي داخلي است که در آن ايجاد فضايي در تضاد با محيط کويري و القاي حس زندگي و سر سبزي درون بنا از مهمترين اهداف معماران سنتي در طراحي داخلي بوده است .استفاده از شيشه ،آيينه ،گچ کاري و هنر هاي ظريف ديگر در تزئين و آرايه بندي فضا ،تمام ملاحظات زيبايي شناسي،اقليمي و حتي شرعي را نيز شامل مي شده است به عنوان مثال شکل گيري آيينه کاري يه عواملي زير بستگي داشته است.

اين عوامل عبارتند از:

1-نياز به روشنايي موجب شد تا از آيينه براي تزئين استفاده شود. زيرا در اين صورت با حداقل نور مي‌توان روشنايي زيادي ايجاد كرد.

2 - چون طبق دستورات ديني هنگام عبادت نبايد چهره خود را در آيينه ديد، آيينه‌ها به حال شكسته قرار گرفتند به نحوي كه‌اگرچه در مقابل آن قرار گيريد نمي‌توانيد چهره خود را ببينيد..

3- علاقه به تزئين زيارتگاه‌ها موجب شد تلاش براي تزيين بكار رود.

4-چون بكارگيري تصاوير موجودات زنده‌اعم از انسان و حيوان در محل عبادت در اسلام در مقابل نماز گذار مجاز نيست تزئينات شکل هندسي بخود گرفت .

در دوران قاجاريه که سبب تعاملات فرهنگي و مراودات سياسي ،معماري اروپايي به جاي معماري ايراني در ساختمان هاي دولتي و برخي کاخ ها الگو قرار گرفت،توجه به هنرهاي ظريفه افزون شد .نمونه هاي زيبايي از پنجره هاي رنگي و آيينه کاري را مي توان در خانه هاي به جا مانده از دوران قاجار به ويژه در کاشان يافت .خانه بروجردي ها به عنوان يکي از بهترين آثار معماري ايران سرشار از خلاقيت هاي هنرمندان سنتي ايران است

 

                          

نمونه هایی از تصاویر گره چینی ها و تزییناتی که در معماری سنتی ایران داشتیم رو در زیر می بینید.



 

 

 

               

 

 

 اگه ایمیل های مجموعه اصفهان آقاي رادمنش رو دنبال بکنید تعداد عکس های بیشتری می تونید ببینید.

 

 

 

 

                                                  


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:49  توسط علی  | 

 

زیبائی که به چشم می آید از پرتو نور و روشنائی است و گرنه در تاریکی ،زیبائی مفهومی ندارد.زیبائی حقیقتی با نور معرفت درک می گردد و زیبائی ظاهری با عزیزترین حس ما که بینائی است دیده می شود. نور و روشنایی چه ظاهری و چه عرفانی باعث می شود که زیبائی به چشم آید و رنگ و سایر زیبائیهای شیء جلوه کند. بنابراین بحث نور و پرداختن به آن می تواند در مباحث زیبائی شناسی و هنر جایگاه ویژه ای داشته باشد. از جمله علوم و هنرهایی که می توان به نقش نور در آن اشاره داشت ،هنر معماری است که بحث مفصلی را در زمینه روند بهره گیری از نور طبیعی به خود اختصاص می دهد. ابزار و وسایل روشنایی نیز به عنوان عواملی که تأمین کننده ی نور مصنوعی هستند ،مطرح می باشند. در هنر معماری نور یکی از اجزایی است که کنار عناصر و مفاهیم دیگر از قبیل ساختار ،نظم فضایی، مصالح، رنگ و … مطرح می شود و در طراحی به عنوان یک عنصر مجزا باید نقش خود را ایفا کند. یکی از مهمترین مشخصه های نور طبیعی، توالی و دگرگونی آن در طول روز است که باعث حرکت و تغییر حالت در ساعات مختلف می شود. در تاریخ نقاشی توجه به نور در دوره امپرسیونیست ها دیده می شود. هنگامی که نقاشان آتلیه های خود را ترک می کردند و در زیر نور خورشید با نور طبیعی مشغول نقاشی شدند. از مشخصات این سبک توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعکاس رنگ های اشیاء مختلف در یکدیگر و تأثیر رنگ های پیرامونی و به کار بردن رنگ های خاص و ناب می شد. این مقاله به بررسی نقش نور در معماری و معماری داخلی به عنوان یک جزء سازنده و مفهوم بخش می پردازد و در خاتمه امید بر این دارد که در آینده در ساختمان ها همانند نیاکانمان شاهد به کارگیری نور طبیعی به صورت یک عنصر کاملاً اثر بخش باشیم.

نور و بشر

از دوران ماقبل تاریخ همواره اجسام نورانی که تجسمی از یک شیء زنده را در ذهن بیدار  می کردند توسط بشر مورد ستایش و احترام قرار گرفته و مشتاقانه برایشان جشن می گرفتند،   آن ها را عبادت کرده و می پرستیدند.این توجه بیش از اندازه به عنصر نور در اغلب فرهنگ های اولیه بشری و در جوامعی با آداب و رسوم و عقاید مذهبی متفاوت همچنان در طول زمان مشاهده می شود. برخی از جوامع نور خورشید را در تشریفات مذهبی شان به کار می بردند و برخی دیگر درخشش اجسام نورانی را به عنوان عامل ایجاد فعل و انفعالاتی رمزآلود جهت دست یابی به حیطه هایی ماورای دنیای زمینی تلقی می کردند. حتی امروزه در بسیاری از مدارس شرقی که به تدریس یوگا اشتغال دارند برای ایجاد تمرکز ذهنی از اجسام نورانی مانند لامپ، خورشید، ماه، بلور و نور آتش استفاده می کنند. در اغلب ادیان، نور نماد عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکی ها است و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می باشد. در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی، یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می رسد در نتیجه برای نمایش این تمثیل در معماری اغلب بناهای مذهبی نور به عنوان عنصری بارز و مستقل از سایر عناصر و مفاهیم به کار رفته در ساختمان به کار گرفته می شود به گونه ای که شعاع های آن به طور واضح در داخل کالبد مادی و تاریک حجم قابل مشاهده است. فضاهای عمیق و تاریک کلیساهای قرون وسطی و یا مساجد اسلامی که با عنصر نور مزین شده اند به خوبی قادر به انتقال یک حس روحانی و معنوی می باشند.انسان در چنین فضاهایی که با نوری ضعیف روشن می شوند با مشاهده سایه های مبهم از اشیاء و احجام در ذهن خود به کامل کردن تصاویر پرداخته و با این عمل به نوعی خلسه فرو   می رود که نتیجه آن یک حس نزدیکی به منبع وجود و هستی در درونش بیدار می شود.

تاریخچه بهره گیری از نور طبیعی در معماری ایران

دانستن روند بهره گیری از نور خورشید به اندازه روند شکل گیری مصالح و یا شکل های مختلف زیربنائی ساختمان جهت طراحی بسیار لازم می باشد.اولین تاریخی که ما از آن اطلاع داریم سده ی سوم هزاره چهارم ق.م می باشدکه در آن زمان جهت کسب نور و سایه از ایجاد اختلاف سطح در دیواره های خارجی استفاده می کردند. در شهر سوخته از هزاره های سوم و دوم ق.م از روی آثار خانه هایی که دیوار آنها تا زیر سقف باقی مانده بود می توان استنباط کرد که هر اطاق از طریق یک در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عیلام در حدود ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ ق.م نیز نمونه ای از پنجره های شیشه ای بدست آمده که شامل لوله هایی از خمیر شیشه می باشد که در کنار هم و در داخل یک قاب جای می گرفته و بطور حتم جهت روشن کردن داخل بنا مورد استفاده بود. از جمله کهنترین مدارک و نمونه های در و پنجره در معماری ایران را شاید بتوان در نقش قلعه های مادی در آثار دوره شاروکین یافت. از روی نقش برجسته آشوری می توان روزنه هایی را که بر روی برج ها ساخته شده اند تشخیص داد. در دوره هخامنشی در تخت جمشید وضع درها به خوبی روشن و پاشنه گرد آن ها اغلب به جای مانده است، همچنین در این کاخ ها بالای درها و حتی بام ها، روزن ها و جام خانه هایی داشته وگرنه فضای بزرگ و سرپوشیده آن ها را چگونه چند جفت در که اغلب بسته بوده روشن می کرده است؟

در اصل از خصوصیات سبک پارسی، تعبیه سایبان و آفتابگیر منطقی و ضروری برای ساختمان هاست. در این دوره از اصل اختلاف سطح، جهت جذب نور به داخل استفاده می شد. بر اساس تحقیقات پروفسور ولفانگ معلوم شده که انحراف زوایای بناهای تخت جمشید بر اساسی بنیاد گذاشته شده که بوسیله ایجاد سایه روشن های گوناگون تعیین روز اول سال و فصول مختلف میسر شده و این انحراف به معمار ایرانی اجازه می داده مکان های مورد نیاز برای زیستن را به صورتی بسازد که در فصول مختلف سال هر خانه به مقدار لازم از آفتاب و روشنایی استفاده نماید. از نورگیری بناهای اشکانی اطلاع چندانی در دست نیست ولی سرپرسی سایکس در مورد کاخ هاترا می گوید: تالارهای این مجموعه تماما دارای سقف چوبی بوده اند. ارتفاع آن ها مختلف و نیز روشنائی آن ها از دهنه و هلال هایی بوده که به سمت مشرق باز می شدند. از روی تصویر بازسازی شده نسا که نورگیری بنا را توسط سقف خرپا نشان می دهد این احتمال را ممکن می سازد که اشکانیان از این روش برای نورگیری بنا استفاده می کردند. ساسانیان تمایل به نشان دادن تضاد بین سایه و روشنائی داشته اند و این امر د رتمام بناهای آن ها مشهود است. نوک  گنبد های بناهای چهار طاقی آن ها بصورت روزنه درآمده زیرا برای افروختن آتش بدان احتیاج داشته اند. ایوان کرخه در خوزستان، طرز نور گرفتن از اطاق را برای اولین بار نشان می دهد، البته در بناهایی که طاق ضربی داشته اند معمولاً تأمین نور از آن قسمت هایی بوده که سقف مسطح داشته اند.روش استفاده از طاق گهواره ای که از انواع طاق سازی های عصر ساسانی است به معمار اجازه می داد که در فاصله میان دو قوس پنجره تعبیه نماید و روشنایی بنا را تأمین کند. طریقه نورگیری از جام خانه نیز همانطور که گفته شد بعد از هخامنشیان تا مدت های بسیار به عنوان یک سنت طرح گردیده و مورد استفاده قرار گرفت و در دوره ساسانی که استفاده از گنبد به شکل پذیرفته وسیعی معمول شده و جزء ویژگیهای این معماری می شود می بینیم که در روی گنبد روزنه هایی با حفره هایی تعبیه می کردند که احتمالاً برای پوشش آن ها از شیشه استفاده می کردند، تا زمانیکه ساسانیان از دیوارهای حمال جهت تحمل بار گنبد استفاده می کردند تنها از روزن وسط گنبد یا از روزنه های تعبیه شده بر روی آن جهت نورگیری استفاده می کردند.اما پس از آن که بار سقف گنبدی را توسط قوس ها روی جرزها انتقال دادند توانستند در قسمت هایی از بدنه گنبدها نورگیرهایی را بصورت هلال تعبیه کنند.

حال به بررسی تاریخچه بهره گیری از نور طبیعی در معماری دیگر نقاط جهان می پردازیم:

در مصر باستان نور دارای اهمیتی ویژه بوده است.بنا به موقعیت سرزمین مصر، شدت نور و در نتیجه تضاد میان سایه و روشن بسیار زیاد می باشد. فرم های صریح و هندسی که در معماری مصر از آن استفاده می شده است با گوشه های تیز و دقیق در زیر نور شدید اثری خاص داشته. لوکوربوزیه در این ارتباط می گوید: «معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را زیر نور ببینیم: این سایه و روشن ها هستند که فرم ها را در مقابل ما برهنه می سازند. مکعب، مخروط، کره،استوانه و هرم اولین فرم هایی هستند که نور آن ها را به ما عرضه می کند.تصاویر آن ها ناب، ملموس و صریح هستند».

اما در معماری مصر بازی نور و سایه تنها محدود به فرم های بزرگ اولیه نیست. سطوح این احجام از نقوش برجسته ای پوشیده شده اند که با کمال ظرافت نقش پردازی و بر سنگ تراشیده شده اند و به این ترتیب پدیده سایه - روشن در اینجا در مقیاسی کوچکتر نیز تکرار شده است. برای مصریان وجود ذات خداوند برای بشر غیر قابل دسترس و نامرئی بوده است پس به ناچار بایستی در تاریکی باشد. راه رسیدن به این خداوند که بایستی از روشنایی به تاریکی ختم شود با کمک چنین پدیده های نوری کمی واضح تر می شده است. ژان لوئی دو کانیوالJean-louis do canival  روشنائی مجسمه های معبد خفرن را به این ترتیب توصیف     می کند: «نور از پنجره های کوچک بین دیوار و سقف به داخل و به تک تک مجسمه می تابید و به وسیله سنگهای کف که مرمر سفید صیقلی بودند به ترتیبی منعکس می شد که نوری کاملاً محو و فاقد جهت، فضا را روشن می کرد و ستون ها و دیوارها که از گرانیت سرخ بودند در تاریکی باقی می ماندند». در مورد معابد یونانی هم می توان گفت که بیشتر این معابد مجسمه وار بودند و اثر آن ها می بایستی بیشتر بر فضای پیرامون معبد باشد. تنها وظیفه داخلی معبد نگاهداری  مجسمه های مذهبی بوده است. در بسیاری از معابد یونانی با روشی شبیه به معبد خون با استفاده از یک آب نما که در فاصله بین مجسمه و در ورودی ساخته می شد نورپردازی مجسمه را اصلاح  می کردند. نوری که به داخل می تابید با برخورد به سطح آب منعکس می شد و مجسمه را روشن می ساخت. در فضاهایی که احتیاج به نور بیشتری داشتند، یونانیان از نور سقف استفاده می کردند: بخشی از سقف را با ارتفاع بیشتر ساخته و از فضایی که به این ترتیب به وجود       می آمد برای تاباندن نور به داخل استفاده می کردند. در معماری آغاز مسیحیت و نیز در معماری بیزانس همواره تلاش می شده است هر چه بیشتر به فضای داخلی جنبه روحانی داده شود و فضایی رﺅیایی بیافرینند و روشن است که نورپردازی در این راه نقشی عمده داشته است.حال به بررسی عناصر نورگیری در معماری سنتی ایران می پردازیم.

عناصر نورگیری در معماری سنتی

این عناصر در معماری سنتی ایران از دو جهت مورد مطالعه قرار می گیرند، گروه اول به عنوان کنترل کننده های نور مانند انواع سایه بان ها و دسته دوم نورگیر ها.

گروه اول نقش تنظیم نور وارد شده به داخل بنا را به عهده دارند و به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول آنهایی که جزو بنا هستند مانند رواق و دسته دوم آنهایی که به بنا افزوده شده و گاهی حالت تزئینی دارند مثل پرده. عناصری که به عنوان نورگیرها مطرح می شوند نام های مختلفی دارند ولی همه نورگیر هستند و عبارتند از: روزن، شباک، در و پنجره مشبک، جام خانه، هورنو، ارسی، روشندان، فریز و خوون، گلجام، پالکانه، فنزر، پاچنگ و تهرانی. در مقابل عناصری مانند رواق، پرده، تابش بند، سایه بان ها، سرادق و ساباط قرار دارد که نقش کنترل کننده نور و تنظیم آن برای ورود به داخل بنا را به عهده دارند.

کنترل کننده های نور

رواق: فضایی است مشتمل بر  سقف و ستون که حداقل در یک طرف مسدود باشد و انسان را از تماس با بارش و تابش نور آفتاب مصون می دارد و در مناطقی که شدت نور و حرارت خورشید زیاد باشد نور مناسب و ملایمی را به داخل عبور می دهد و در این صورت روشنائی از طریق غیرمستقیم یا باواسطه خواهیم داشت.

تابش بند: تابش بند یا تاووش بند یا آفتاب شکن تیغه هایی  به عرض ۶ الی ۱۸ سانتی متر است که گاهی ارتفاعی تا حدود ۵ متر دارد و با کمک گچ و نی آنها را می ساختند. معمولاً در بالای در و پنجره کلافی می کشیدند که در واقع تابش بند افقی بوده و اصطلاحاً به آن سرسایه می گفتند و توسط آن ورود آفتاب به درون فضا را کنترل می کردند.

سایه بان ها: ایجاد سایه بر روی پنجره ها از تابش مستقیم آفتاب به سطح پنجره جلوگیری کرده و در نتیجه حرارت ایجاد شده ناشی از تابش آفتاب در فضای پشت آن به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. سایه بان ها ممکن است اثرات گوناگونی از قبیل کنترل تابش مستقیم آفتاب به داخل، کنترل نور و تهویه طبیعی داشته باشند. کارایی سایه بان ها متفاوت بوده و به رنگ و محل نصب آن ها نسبت به پنجره و همچنین شرایط تهویه طبیعی در ساختمان بستگی دارد. سایه بان ها به انواع ثابت، متحرک و همچنین سایه بان های طبیعی مثل درختان تقسیم می شوند.

سرادق: سایه بنا بر سرا که پرده آن بر خرپاهایی که بر بالای سرا نشانیده بودند کشیده می شد و بدین ترتیب مانع تابش بند خورشید به درون سرا می شد.

ساباط: کوچه ای سر پوشیده که هم در شهرهای گرمسیری و هم سرد سیری به چشم می خورد. در شهرهای گرمسیری مجبور بودند کوچه را تنگ و دیوار را بلند بگیرند و برای ایجاد سایه ساباط می گذاشتند.

پرده: استفاده از پرده های ضخیم برای جلوگیری و تنظیم نور خورشید برای ورود به ساختمان از دوره صفویه معمول بوده و همچنین در دوره قاجار نیز از آن استفاده می شد. این پرده ها معمولاً از جنس کرباس و یا ابریشم بوده و به صورت یک لا و دولا استفاده می شدند و به طور معمول در جلو ایوان ها و یا پنجره ها و ارسی ها نصب می شد. بالا کشیدن این پرده ها توسط قرقره و بند هایی بوده که ب طور هماهنگ تمام قسمت های آن ها را یکنواخت جمع می کرده است چون این پرده ها معمولاً ضخیم و سنگین بوده و غیر از این نمی شد آن ها را بالا کشید.

نورگیرها

شباک: هوای متغیر ایران، آفتاب تند و روشن، باد و باران، توفان و گردباد و عقاید خاص ملی و مذهبی ایجاب می کرده که ساختمان علاوه بر در و پنجره، پرده ای یا شباکی برای حفاظت درون بنا داشته باشد.درون ساختمان با روزن ها و پنجره های چوبی یا گچی و پرده محفوظ می شد و بیرون آنرا با شبکه های سفالی یا کاشی می پوشاندند، این شبکه ها شدت نور را گرفته و نور ضعیف تری از لا به لای آن ایجاد می شود. انحراف پرتوهای نور در اثر برخورد با کنارهای منقوش شبکه سبب پخش نور شده و به یکنواختی و پخش روشنایی کمک می کرد. ضمناً علی رغم آنکه تمام فضای بیرون از داخل به راحتی قابل رﺅیت بود از بیرون هیچگونه دیدی در طول روز به داخل نداشت.

در و پنجره های مشبک

پنجره معمولاً برای دادن نور، جریان هوا و رﺅیت مناظر بیرون بدون بر هم زدن خلوت اهل خانه است. در مناطقی که نور خورشید شدید است، پنجره باید متناسب با شدت نور ساخته شود.  پنجره های مشبک تعادلی بین نور خارج و داخل ایجاد می کند، تعادلی که وقتی از داخل نگاه کرده شود جلوی نور شدید آفتاب را می گیرد و مانع خسته شدن چشم در مقابل نور شدید خارج می شود.طرح هایی که در ساختن پنجره های مشبک به کار برده می شود اغلب به گونه ای است که نور داخل اتاق را تنظیم می کند. پنجره های مشبک نور شدید خارج را پخش کرده و آن را تعدیل می کنند و وقتی نور بیرون شدید نیست همه ی آن را به داخل اتاق عبور می دهند. گاهی برای در و پنجره های مشبک شیشه نیز به کار برده می شود. (به درهای مشبک، در و پنجره گفته می شود). در و پنجره و روزن های مشبک چوبی، سفالین و گچین در زمستان با کاغذ روغن زده مسدود و در تابستان ها باز می شد.

روزن

روزن و پنجره را نمی توان از هم تفکیک کرد. در واقع روزن را می توان یک پنجره کوچک دانست که معمولاً در بالای در و گاهی در دو سوی آن برای گرفتن روشنایی و تأمین هوای آزاد برای فضاهای بسته به کار می رفته است. به عبارت دیگر روزن به سوراخهائی اطلاق می گردید که در کلاله و یا شانه طاق ها تعبیه می شده است. روزن گاهی با چوب و گاه با گچ و سفال ساخته می شده و اغلب ثابت بوده است. در بناهایی که دارای بافت مرکزی و درونگرا بودند و از سقف هشتی یا از نقطه ای دیگر نور کافی برای هشتی تأمین می شد، در بالای در ورودی روزن قرار می دادند.

ارسی

ارسی پنجره مشبکی است که به جای گشتن روی پاشنه گرد، بالا می رود و در محفظه ای که در نظر گرفته شده جای می گیرد. ارسی معمولاً در اشکوب کوشک ها و پیشخان و رواق     ساختمان های سردسیری دیده می شود. نقش شبکه ای ارسی، معمولاً مانند پنجره و روزن های چوبی است.

جامخانه

در کلاله گنبد ها و کلمبه های گرمابه ها و غلامخانه ی رباط ها و رسته ها و بازارها هنوز هم روزن هایی وجود دارد که با چند حلقه سفالین به صورت قبه یا کپه ی برجسته ای درآمده اند. در این قسمت حلقه های سفالین را در کنار هم چیده اند و در زمستان ها جام های گرد شیشه ای مانند ته قرابه در میان حلقه ها کار می گذارند و تابستان ها یک یا کلیه آن ها را بر می دارند، امروزه هم برای روشنایی سرپوشیده هایی که به مناسبت فصل باید گاهی سرد و گاهی گرم باشد مناسبترین وسیله است و بر فراز بام گرمابه ها جای خود را حفظ کرده است.

هورنو

به نورگیری بالای سقف گفته می شود. چون در نزدیکیهای تیزه گنبد امکان اجرا به صورت   بقیه ی قسمت ها میسر نیست، لذا در نزدیکیهای تیزه، سوراخ را پر نمی کنند تا در بالای طاق کار نور رسانی را انجام دهد. مثلاً در پوشش بازارها اکثراً سوراخ هورنو باز است تا عمل روشنایی و تهویه صورت پذیرد.

در بناهایی که استفاده از پنجره در دیوارها ممکن نبوده مثل بازارها و سایر بناهای عمومی، معماران در قسمت «خورشیدی کاربندی» روزن هایی ایجاد کرده اند که عبور مناسب و تهویه را به بهترین وجه میسر می ساخته است و به آن روشندان می گویند. روشندان ها معمولاً به شکل یک کلاه فرنگی بوده و عمود بر قسمت خورشیدی کاربندی ساخته می شوند و برخی از آن ها دارای شیشه بوده، بعضی از آن ها زمینه چند ضلعی دارد، مثل روشندان حوضخانه کاخ هشت بهشت اصفهان.

فریز و خوون در ساختمان

خوون یک نقش تزئینی است که با تکه های آجر تراشیده و موزائیک آن را پدید آورده اند، آن گاه روی آن را با خاک و سریشم  رنگ هائی که در آب حل  کرده اند به رنگ های گوناگون رنگرزی می کنند و در پیشانی ساختمان، میانه ستون ها و «فریز در» چیده می شود. برای ورود روشنایی و هوا به اتاق ها لوله های گلچین را سوراخ کرده و نقش هایی پدید آورده و آن لوله ها را در بالای درها و پنجره ها می نشانیدند.

کار بندی و مقرنس

در فضاهایی که نورگیری و در نتیجه روشنائی فضا از طریق سقف انجام می شود، نور به طور مستقیم وارد فضا شده و فقط بخشی از آن را روشن می نماید. کاربندی و مقرنس به غیر از زیبائی برای بهره گیری هر چه بیشتر از نور خورشید نیز استفاده می شود. بدین ترتیب که موجب      می شود در جهات مختلف از مسیر خود منحرف شده و آن را به صورت پخش شده به داخل راه می دهد، در این صورت در داخل بنا روشنائی یکنواخت و غیرمتمرکزی خواهیم داشت، که حجم بیشتری را در بر می گیرد.

نقش هشتی در نور رسانی به بنا

بعد از ورود به ساختمان به علت شدید بودن نور در بیرون می بایست نور شکسته شود، تا داخل ساختمان حالت نامطلوبی از نظر وارد شونده نداشته باشد. یکی از عوامل مهم معماری در تقسیم و شکست شدت نور، هشتی های ورودی هستند که گرد و یا چند ضلعی ساخته می شدند. در بالای هشتی معمولاً نورگیری وجود دارد که نور متمرکز ملایمی را در ساعات مختلف روز به داخل انتقال می دهد، به کار بردن این شیوه برای تنظیم و متعادل کردن نور و حرارت از ویژگیهای معماری سنتی، به ویژه در حاشیه کویر است.

انواع طاق ها، قوس ها و فیلپوش ها نیز در چگونگی نورگیری در داخل بنا سهم به سزایی دارند. وجود فیلپوش منجر به ایجاد سه منطقه متمایز ساختمانی در قسمت گنبد ها شده است. منطقه سوم همان گنبد اصلی است که گاهی در محورهای آن پنجره های کوچکی باز می شد و به نورگیری بنا کمک می کرد. ابداع شیوه طاق و تویزه باعث شد تا بار سقف مستقیماً بر روی جرزها عمل کند و دیوارها و طاق ها سبک شده و آن ها را شکافته و پنجره در آن قرار دهند و بدین طریق نور فراوان و غیر مستقیم حاصل می شود. طاق های آهنگ نیز یا دارای پنجره های جانبی است و یا در بالای آن ها گنبد های کوچکی با پنجره تعبیه شده است. در طاق چهار بخش نیز که از تقاطع دو «طاق آهنگ» هم ارتفاع و هم عرض حاصل می شود نیز می توان روزنه های وسیعی ایجاد کرد. طاق گهواره ی نیز به معمار اجازه می دهد که در فاصله میان دو قوس پنجره تعبیه کرده و روشنایی طبیعی داخل بنا را ایجاد کند. عمل نورگیری در بناهای مختلف به اشکال گوناگونی صورت می گرفت، از جمله اینکه در حمام ها از طریق روزنه های متعدد و یا جامخانه ها بر حسب درونگرا یا برونگرا بودن، نورگیری متفاوت بود.

هر چند که نور خورشید همیشه برای ایجاد روشنایی طبیعی در یک ساختمان مورد نیاز است اما از آنجا که این نور سرانجام به حرارت تبدیل می شود باید میزان تابش نور مورد نیاز برای هر ساختمان با توجه به نوع ساختمان و شرایط اقلیمی آن تأمین شود. چون اهمیت تابش آفتاب به نوع اقلیم منطقه و فصول مختلف سال بستگی دارد. در شرایط سرد حداکثر انرژی خورشیدی مورد نیاز بوده و ساختمان باید در جهتی قرار گیرد که بیشترین تابش آفتاب را دریافت نماید، بر عکس وقتی هوا گرم است جهت ساختمان باید به نحوی باشد که شدت آفتاب در دیوارهای آن به حداقل رسیده و نیز امکان نفوذ مستقیم اشعه خورشید به فضاهای داخلی وجود نداشته باشد، به همین دلیل نحوه نورپردازی بنا در اقلیم های مختلف مثل گرم و خشک و حاشیه کویر و اقلیم گرم و مرطوب و سردسیر با هم متفاوت است و هر کدام در این مناطق بر حسب اقلیم خاص خود نحوه ی نورگیری و نور پردازی خاصی را می طلبد.

ابزار و وسایل روشنائی

بعد از به پایان رسیدن روشنائی روز، انسان در تاریکی شب نیز نیازمند نور بوده است. لذا پس از استقرار دائم و تشکیل شهر ها و ساخت خانه های مسکونی وجود یک وسیله بعنوان عامل نور مصنوعی که بتوان آن را از جایی به جایی حمل کرده؛ و یا اینکه بتوان از آن در هر جایی از ساختمان استفاده کرده حس شد. بنابراین از این زمان تأمین نور مصنوعی با وسایلی که عوامل نوری نامیده می شوند آغاز شد و بشر به ساخت وسایل گوناگونی در این زمینه روی آورد. این وسایل که در مجموع وسایل روشنائی نامیده می شوند جهت تأمین نور مصنوعی برای روشنائی بخشیدن محیط اطراف در هنگام تاریکی شب بودند. این وسایل عبارت بودند از: پیه سوزها، شمعدان ها، چراغ دان ها، پایه چراغ ها، قندیل ها، فانوس ها، مشعل ها، شمع ها و چراغ های روغنی.

تصاویر زیر مربوط به مسجد شیخ لطف الله هستند که یکی از شاهکارهای معماری در دوره ی صفویه است. در این مسجد ورود نور از راه روزنه هایی است کوچک، بر فراز گنبد خانه که حالت های متغیر و گوناگونی را در طول روز ایجاد می کند. از آنجا که - به علت گردش نور خورشید- تابش نور در طول روز فقط بر تعدادی از این روزها صورت می گیرد، فضای داخلی مسجد در هر ساعت روز حال و هوایی متفاوت و مخصوص به خود (به همان زمان) پیدا می کند.

بررسی بهره گیری از نور طبیعی در چند نمونه از بناهای غربی در دوره های مختلف

ابتدا به چگونگی بهره گیری از نور طبیعی در کلیسای گوتیک می پردازیم. ایده اصلی سبک گوتیک که «ساختن بخشی از آسمان در روی زمین » بود فضایی غیر مادی طلب می کرد. دو عامل در حل این مشکل کمک می کردند. عامل اول انتقال سازه باربر ساختمان به بیرون و عامل دوم نورپردازی مناسب را می توان دانست. ابعاد عناصر سازه ایدر درون را تا حد امکان کم کردند و به این ترتیب توانستند که در سطوح آزاد شده پنجره های بسیار بزرگ به کار گیرند. نوری که از بخش بالای دیوارهای ناومیانی به داخل می تابد چنان شدید است که در این بخش هیچ قسمت تاریکی باقی نمی ماند. بیننده واقعاً خیال می کند که سقف میانی بالای سر او معلق است. به عکس بخش پائین ناومیانی نیمه تاریک است. دو ناو کناری با داشتن ابعاد لازم برای عناصر سازه ای در قسمت پائین دیوارهایشان امکان چنین نورپردازی ای را نمی دهد. انسان در این قسمت خیال می کند که در فضای نیمه تاریک زمینی ایستاده است و وقتی به بالا نگاه می کند«آسمان» روشنی را که جایگاه هر آنچه که خدائی است می بیند. سقف کلیسا می بایستی «سقف بلند و معلق» آسمان را القا کند.

در سبک باروک فضا پر از تضا بوده و حواس را می فریبد. در اینجا نیز نورپردازی بسیار مهم است، ترتیب دادن متناوب بخش روشن بخش هایی که در سایه هستند باعث می شود که تصور عمق تقویت گردد. بیننده خیال می کند که فضا تا بینهایت ادامه دارد. سازه ساختمان با نورپردازی مناسب به صورتی «غیرخوانا» در می آید و تمامی ساختمان حالتی خیال انگیز به خود می گیرد. در این دوره بخصوص در بناهای آخر دوران باروک استفاده از نور غیر مستقیم نیز رایج بود. اغلب در این ساختمان ها بیننده تقریباً نمی توانست پنجره ها را ببیند و روشنایی فضای داخلی از انعکاس نور روی دیوارها تأمین می شد.

لوئی کان به دلیل حساسیتش نسبت به ارزش نور در طراحی ساختمان «شاعر نور پردازی» نامیده شده است و موزه هنری کیمبل که توسط او طراحی شده چکیده تمام طراحی های خوب نورپردازی با نور روز می باشد. این ساختمان می بایست در زمره کلاسیک های تمام دوران ها قرار گیرد.

از قدیم نورپردازی موزه های هنری با شک و تردید فراوان همراه بوده، زیرا اشعه ماوراء بنفش موجود در نور روز، بخصوص بر نقاشی ها، می تواند تأثیر مخرب داشته باشد. کان ملایم ترین سطح نور روز را برای روشنائی محیط در موزه کیمبل انتخاب کرد، با تصور اینکه تأثیر مخرب وجود نداشته یا حد اقل بسیار کم خواهد بود. او انتظار داشت با نور روز احتیاجات بیولوژیکی را ارضا نماید، و ایجاد احساس آرامش از طریق آگاهی به زمان، و فراهم نمودن حالت ها و احساس های بسیاری دیگر. این موزه از یک سری طاق های مدور بتنی متصل به یکدیگر به طول ۳۰ متر و به عرض ۷ متر با یک نورگیر سقفی شفاف در امتداد برآمدگی هر طاق ساخته شده است. نور روز از طریق «اتصالات نور طبیعی معلق» «natural light fixlure » که در زیر نورگیر سقفی قرار دارد بازگردانده و تصفیه می شود. اتصالات نور روز شامل قابی است که صفحه ای فلزی به آن متصل شده است، و دارای سوراخ های ریز می باشد که اجازه نفوذ مقداری از نور روز را داده تا هر گونه کنتراست شدید ممکن بین قسمت تحتانی اتصالات و اطراف آن را تعدیل نماید. تصاویر زیر بخش هایی از این موزه هنری را نشان می دهند.

از دیگر بناهایی که از نور روز به زیبائی هر چه تمام تر در آن بهره گیری شده ساختمان جدید «بانک هنگ کنگ و شانگهای» اثر نورمن فاستر است. در این ساختمان سعی شده تا با استفاده از یک آئینه مقعر غول آسا سالن ورودی را که در داخل ساختمان قرار دارد و بیش از سی متر ارتفاع دارد روشن کنند. با استفاده از یک آئینه که در بیرون ساختمان است ابتدا نور به داخل ساختمان منعکس می شود و سپس با استفاده از آئینه دوم نور ۹۰ درجه تغییر جهت پیدا کرده و از بالا به داخل سالن ورودی تابانده می شود.

نتیجه گیری

نور، غیر مادی ترین عنصر محسوس طبیعت، همواره در معماری ایرانی وجود دارد و در واقع نشانه ی عالم والا و فضای معنوی است. در دوران معماری سنتی نحوه ی نگاه به نورتحت تأثیر تفکر اسلامی به عالی ترین درجه ی خود می رسد و مظهر تقدس و عالم معنوی شناخته می شود. معماری ایرانی معماری ای حقیقت جوست، حقیقت در معماری کمال است و کمال از آن باریتعالی است و هر چه در این معماری حضور دارد، عضوی از آن است که جداناپذیر است و روی به سوی حقیقت دارد. نور نشانی از حرکت به سمت حقیقت است که حالت فیزیکی و مادی ندارد و این موضوع در کنار عوامل دیگر مانند اقلیم و موقعیت قرارگیری یک بنا، و نحوه ی استفاده از نور، مطرح می شود. در صورتی که این امر در معماری غرب به شکل دیگری است. اصول حاکم در معماری معاصر چیزی به غیر از حقیقت است، حتی اگر خلاف آن باشد. معماری مدرن روی به سادگی و خلوص دارد که با عناصر شکلی و فرمال به کمال خود می رسد و این غیر از خلوص معنوی است. با این نگرش و تفکر نور در معماری حضور مستقیم دارد، در صورتی که در معماری ایرانی نور همیشه تعدیل شده دریافت می شده است و این امر همانطور که قبلاً هم به آن اشاره شد از طریق عناصر تشکیل دهنده ی معماری، مانند انواع روزن ها، نورگیرها، گلجام و شیشه های رنگی و ارسی ها تأمین می گردید. نا گفته نماند که گرچه در معماری غرب ساختمان کاملاً در مقابل نور گسترده می شود و یا مزاحمت های مستقیم نوری کاملاً منع می گردد، ولی می توان آن را به طریق نورپردازی های مصنوعی جبران و تأمین کرد که از نظر نگرش آنها به حضور عینی نور مورد قبول و بسیار جالب توجه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:48  توسط علی  | 

 



در آشپزخانه های قدیم كه مانند امروز دارای كابینت های ثابت و جاسازی شده و محل مشخصی برای اجاق گاز، یخچال و دیگر وسایل آشپزخانه نبودند ، نورپردازی اغلب به وسیله یك چراغ آویز سقفی كه در مركز سقف آشپزخانه نصب می شد انجام می گرفت. چرا كه اغلب فعالیت های داخل آشپزخانه ( مانند آماده سازی مواد غذایی ) بر روی میز وسط آشپزخانه انجام می شد. اما آشپزخانه های امروزی با ردیفی از كابینت ها ، اجاق و یخچال جاسازی شده به موازات و در كنار دیوارهای آشپزخانه نیازمند شیوه دیگری از نورپردازی هستند. در آشپزخانه های امروزی قسمت اعظم كار در آشپزخانه بر روی سطح كابینت ها در كنار اجاق گاز و یا شیر آب و سینك ظرفشویی انجام می شود كه در اغلب آشپزخانه ها همگی در كنار دیوار قرار دارند اما هنوز چراغ های سقفی از وسط سقف آشپزخانه آویزان هستند ، در نتیجه افراد اغلب پشت به منبع نور و در زیر سایه خود مشغول به كار هستند و هنگام كار از نور كافی برخوردار نیستند. با توجه به تغییرات ساختار آشپزخانه های امروزی نسبت به گذشته ، ما در بخش هایی از آشپزخانه كه اغلب محل انجام كار محسوب می شود به نور كافی نیاز داریم. مانند سطح روی اجاق گاز، سینك ظرفشویی و سطوح روی كابینت ها كه برای آماده سازی وسایل آشپزی و مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرند. علاوه بر نیاز به روشنایی در این اماكن، فضای كلی آشپزخانه نیز باید از نور كافی برخوردار باشد. همچنین در بسیاری از آشپزخانه ها بعضی از كابینت ها با درهای شیشه ای و به صورت ویترین ساخته شده اند تا از آنها برای به نمایش گذاشتن ظروف زیبا و تزئینی استفاده شود. این كابینت ها نیز نیاز به نورپردازی داخلی دارند. به این ترتیب ما نیاز به یك مجموعه منابع نوری داریم كه هریك به صورت جداگانه قابل كنترل باشند.


 


نور كافی برای سطح روی اجاق گاز در آشپزخانه هایی كه دارای یك هواكش یا هود در بالای اجاق گاز هستند به راحتی توسط چراغ هواكش تأمین می شود. اگر بالای اجاق گاز، هواكش مجهز به چراغ وجود ندارد باید یك چراغ قابل تنظیم در بالای اجاق گاز نصب شود. همچنین بالای سینك ظرفشویی نیز به یك چراغ نیاز تا شب هنگام نور كافی برای شست و شوی ظروف و مواد غذایی را برای ما فراهم كند. ترجیحاً هر یك از این چراغ ها باید دارای كلید كنترل مجزا باشند تا فقط در مواقع لزوم مورد استفاده قرار گیرند.

 

برای تأمین نور كافی در سطح روی كابینت ها از آنجا كه اغلب این سطوح در زیر كابینت های دیواری قرار دارند به راحتی می توان از چراغ های مهتابی كه در زیر كابینت ها نصب می شوند بهره گرفت. به این ترتیب چراغ های نصب شده در زیر كابینت های دیواری بی آنكه دیده شوند و یا موجب آزار چشم باشند نور كافی را بر سطح روی كابینت ها می تابانند. چنانچه كابینت های زمینی عمیق باشند و نور محیط به اندازه كافی درون آنها را روشن نكند برای دسترسی راحت به وسایل داخل این نوع كابینت ها می توان چراغ های كوچكی در آنها نصب كرد كه با كلیدهای اتوماتیك كنترل شوند و با باز و بسته شدن در كابینت ها روشن و خاموش شوند.
 

اگر آشپزخانه شما محل صرف غذا نیز هست استفاده از چراغ های سقفی كه ارتفاعشان قابل تنظیم است درست در بالای میز غذاخوری ایده خوبی است. این چراغ ها می توانند هنگام صرف غذا روی میز را به خوبی روشن كنند و در مواقعی كه از میز استفاده نمی شود فضای كلی آشپزخانه را روشنایی ببخشند.

نورپردازی در فضای حمام و دستشویی از اهمیت كمتری برخوردار است و به سادگی با نصب چراغ های سقفی قابل اجرا است. در حمام و دستشویی علاوه بر چراغ های سقفی كه برای تأمین روشنایی محیط مورد استفاده قرار می گیرند نصب یك چراغ دیواری در بالای آینه نیز ضروری است اما توجه داشته باشید كه برای این منظور از چراغ های فلوئورسنت استفاده نكنید زیرا نور این چراغ ها موجب تغییر برخی از رنگ ها شده و تصویر شما را با رنگ های غیرواقعی در آینه منعكس می كنند.

 

نورپردازی قسمت های مختلف خانه ، هال ورودی، راهروها و راه پله ها را نیز فراموش نكنید. این اماكن در هر خانه ای باید از نور فراوان برخوردار باشند به خصوص راه پله ها كه در حفظ ایمنی و سلامتی خانواده و میهمانان اهمیت به سزایی دارد. در اینجا ایمنی مهم تر از زیبایی است و بهترین روش نورپردازی روشن كردن مسیر حركت و سطح روی پلكان با چراغ هایی است كه به دیوار نصب می شوند و نور را به طرف پایین می تابانند. استفاده از چراغ های دیواری كار تعویض لامپ را نیز ساده تر می كند

آنچه تاكنون بیان شد در جهت تأمین نور كافی و روشنایی لازم برای انجام فعالیت های گوناگون در هر یك از اتاق ها بود ؛ اما نورپردازی می تواند در جهت زیباسازی و جلب توجه بیننده به سوی اشیای تزئینی و ویژگی های زیبای یك اتاق نیز باشد. برای این منظور بهترین انتخاب چراغ های قابل تنظیمی هستند كه به صورت تك، دوتایی و سه تایی در بازار موجودند و پس از نصب در یك نقطه از دیوار می توان هر یك از آنها را به سمت دلخواه تنظیم كرد به صورتی كه محل مورد نظر ما را روشن كند. نور این چراغ ها را می توان به راحتی بر روی یك دیوار، یك تابلو و یا یك مجسمه دلخواه تنظیم كرد و یا حتی بخشی خاص از اتاق ( مانند محل قرارگیری شومینه و یا یك آرك در سقف ) را به وسیله آنها روشن كرد.

طبقات داخل كابینت های در شیشه ای را نیز می توان با استفاده از روش های گوناگون روشنایی بخشید. اما یكی از بهترین راه ها نصب چراغ های كوچك در زیر هر یك از طبقات ، و یا در مواقعی كه طبقات شیشه ای هستند نصب یك لامپ در قسمت بالا و یا پایین كابینت است.


توجه: با سلام دوستان هرکس که علاقه داشت به فرستادن عکس یا مقاله و گذاشتن آن در سایت با نام خودش با emaile زیر میتونه در ارتباط باشه و مطلب یا عکس خود را بفرسته.


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:45  توسط علی  | 

 

 

طراحی یک سراسری ورودی به نحوی که شخصیت و هویت مستقل داشته باشد مشکل به نظر می رسد. وجود محوطه ی ورودی وسیع در یک خانه، ساکنان را وسوسه می کند که از اسباب و اثاثیه ی زیاد استفاده کنند، اما چیدن لوازم زیادی، این فضا را شلوغ و به هم ریخته می کند؛ در عین حال به کارگیری مبلمان خیلی کم نیز محوطه ی هال ورودی منزل را غیرصمیمی و بی جلوه می سازد. طراحان داخلی، به زیبا بودن محوطه ی ورودی آپارتمان یا خانه اهمیت زیادی می دهند، زیرا اولین مکانی است که افراد ناآشنا به آن قدم می گذارند، و به طبع دلچسب بودن این محیط بر طرز تلقی آنان از شخصیت ساکنان خانه بسیار مؤثر است. با این همه، طبیعی است که ساکنان منزل به دلیل تکرار رفت و آمد، معایب این فضا را نبینند و بر اثر عادت، نسبت به ناهماهنگی موجود در این مکان بی توجه باشند.
در عکس بالا ، پیش تر، فضای ورودی این منزل گرم و صمیمی نبود، اما حالا در بدو ورود تأثیر شدید و هیجان انگیزی روی انسان می گذارد. با استفاده ی دقیق از رنگ ها، این هال ساده ی کرم رنگ به یک فضای زنده و پویا تبدیل شده است، با رعایت نکات زیر :
- قرار دادن یک بوفه ی پایه دار در مجاورت دیوار، ترفندی هوشمندانه و بجاست. با چیدن گلدان های تزیینی رنگارنگ و ارزان قیمت می توان علاوه بر افزودن عنصر رنگ، به فضای اتاق روح بخشید.
- مجسمه های چوبی دواردک، که با رنگی همخوان با سایر آرایه ها رنگ آمیزی شده اند، حس بودن در طبیعت را ایجاد می کنند و در نقطه ی تمرکز دید واقع می شوند.
- پرده های حریر با نقش گل های جذاب و ملیح، باعث تعدیل نور شدیدی می شوند که از خلال پنجره های بزرگ به درون می تابد. این امر سبب می شود در طول روز، نوری رنگین و ملایم در فضا گسترده شود و بر زیبایی محیط بیفزاید.
- چند رنگ هم پایه از لحاظ شدت رنگ، وقتی در کنار یکدیگر قرا گیرند احساس آرامش ایجاد می کنند؛ در حالی که رنگ های متضاد و شدید، یک فضای برانگیزاننده و تحریک کننده به وجود می آورند.
- پلکان منتهی به طبقه ی بالا، پش از نصب تابلوها به دیوار و افزودن کناره ی راه راه، بی روح و بدون هویت به نظر می رسید.
ایده هایی برای رنگ آمیزی:
احتیاجی نیست حتماً هنرمند باشید تا خانه ای زیبا فراهم آورید؛ کافی است این چند روش ابتکاری را امتحان کنید.
- برای ساختن تابلویی چشمگیر در کم ترین زمان و با هزینه ای اندک، پارچه های زیبا یا کاغذ دیواری های طرح دار را قاب کنید و آن ها را به صورت سه تایی، با کمی اختلاف سطح، از دیوار آویزان کنید.
- عکس های خانوادگی یا تصویر فرزندان تان را به کمک امکانات جدید رایانه ای روی بوم چاپ کنید، تا از ویژگی منحصر به فردی برخوردار شوند.
اگر می خواهید خودتان دیدی متفاوت و مبتکرانه به دست آورید، به فروشگاه های عرضه ی مبلمان و دکوراسیون مراجعه نموده، با مشاهده ی ترکیب بندی رنگ ها و چیدمان متناسب، تجربه و اطلاعات مفید کسب کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:43  توسط علی  | 


 


 

وظايف و مسؤليت هاي طراح داخلي

یک طراح داخلی مسئول طراحی،دکوراسیون و عملکرد فضای کارفرماست خواه فضا تجاری باشد یا صنعتی یا مسکونی.او همکاری نزدیکی با معماران و کارفرمایان برای تصمیم گیری در مورد ساختار یک فضا،نیاز کاربران آن و بهترین سبک مناسب هر دو مورد دارد.این حرفه ترکیبی از مهندسی و هنر می باشد و مستلزم داشتن ذهنی منحصر به فرد برای بکارگیری مناسب هر دو رشته می باشد.

علاوه بر شناسایی رنگ و محصولات و مصالح و مبلمان باید مهارت گفتگو با کارفرما و قبول سفارشات را داشته باشد و روشهای اجرا و نگهداری عناصر معرفی کننده ی فضا را بداند.همچنین باید ساختار فضارا بشناسد.این عوامل از دانش مورد نیاز برای طراح ،او را از دکوراتور متمایز می کند .

طراح داخلی باید قابلیت برنامه ریزی و اجرای پروژه ،تصمیم های عملکردی را داشته باشد و با پیمانکار و کارفرما همکاری کند و تمام کارها بنا به نظر خود آنها انجام شود.برای این منظور باید بین سلیقه ی خود و کارفرما تعادل برقرار کند و بیشتر سلیقه ی کارفرمای خود را در نظر داشته باشد. این عامل شاید در ابتدا برای کسانی که می خواهند وارد این حرفه شوند نا امید کننده باشد بخصوص کسانیکه می خواهند قبل از اینکه یک ینا تمام شود طراحی خودشان را شروع کنند.این دو موضوع بیانگر این نکته است که آنها بایددر مورد طراحی اولیه و پردازش اطلاعات و زمانبندی کارها مهارت داشته باشد.این اصل موجب تعجب بسیاری از طراحان واقعی می شود که انتظار دارند تاثیرپذیری کمتری از قواعد اجرایی و فنی در مورد پیدایش یک فضا و حس کلی آن داشته باشد.


 

 


 


 

هفت اصلی در طراحی

تاقچه ها،رف ها،ارسی ها،هشتی ها،حوض هاو باغچه ها تنها شماری از عناصر کالبدی طراحی داخلی در ایران هستند.روش معماران گذشته ایرانی در به کارگیری این عناصر،در راستای آن بوده تا از جذابیت فرم کاسته شود و به غنای افزوده گردد.این همان هندسه هماره تزئینات است.

به نظز می رسد طراحی داخلی در ایران ، از یک سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها،رف ها و ارسی های قدیم گرفتار ماند و از سوی دیگر به دکوراسیون و ابعاد دراماتیک و تزئینی فضاها تقلیل یافته است.با تمام اینها ،طراحی داخلی فرایندی است که همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملکردی را سامان دهد.طراحی داخلی یک ساختمان داستانی است که شخصیت اصلی آن خود انسان است؛در این بین حضور او در این فضا ،چگونگی آن و ویژگی های فضایی که انسان در آ« قرار می گیرد می تواند تداعی کننده اصولی باشد که در ادامه در هفت اصل از آنها را می خوانید..


 


 


 


 

 

1_نور را دریاب:نور عنصری است که با آن دیدن اشیاء ممکن می شود.نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یک فضای داخلی ببخشد.بدون نور ،نه فرم احساس می شود نه رنگ را و نه بافت. نور پردازی در یک فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد،چه بسا نورپردازی مناسب یک فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز کند.نورپردازی در کنار ابعاد زیباشناختی ،بعد عملکردی هم دارد.نور مناسب در طول شب در یک فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف کند .نور مناسب یک اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی کند.به کمک نورپردازی می توان یک فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل کرد.

2_فرم را بشناس:فرم ،توده فیزیکی یک شی است که سه بعدی بوده و وزن دارد.فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود،در حالی که در فضای داخلی هم فرم خاصخود را تشکیل می دهد . معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است ..دسترسی ها و سیرکولاسیون مهمترین این عوامل هستند.هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یک بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یک شکل نباشد.

3_فضا را احساس کن :فضا را محدوده در دسترس کاربران دانسته اند.در طراحی داخلی معمولاً استفاده موثر از فضا و ارتباط آن با محیط ،مهم است.مساله ای که در رابطه با فضا مطرح می شود،رعایت ابعاد انسانی در طراحی داخلی است.

4_بافت را لمس کن:بافت مشخصه ای از یک شی است که با لمس کردن یا دیدن به چشم می آید.در طراحی داخلی پوسته ها و سطوح فضایی معمولاً بسته به عملکرد هر فضا تغییر می کند.چه بسا طراحی داخلی یک خانه نیازمند سطوحی نرم و منعطف باشد اما فضای داخلی یک سینما چنین سطوحی را برنتابد.

5_شکل را بیازمای:شکل خط بیرونی یک شی را تشکیل می دهد.در معماری معمولاً شکل و فرم با هم اشتباه می گیرند.شکل یا صورت معادل کلمه            Shape   فرنگی است:در حالی که فرم املای فارسی همان          Form    است.معمولاًشکل ها یا طبعی هستند یا غیر قابل مشاهده یا هندسی. در ترکیب بندی یک فضا شکل اشیاء عامل تعیین کننده ای است.طراحان داخلی به کمک این عامل می توانند ترکیبات بصری گوناگونی پدید آورند.

 

6_رنگ را در هم بیامیز:در تعریف رنگ آن خاصیت بصری فرم دانسته اند.در حقیقت عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد.رنگ در طراحی داخلی احساس آدمی را تحت تاثیر قرار داده و روی فرم تاکید می کند، ضمن آنکه رنگ،حس مقیاس را هم موجب می شود.کاربرد رنگ هم از یک فضای داخلی به  فضای دیگر فرق می کند ودر کاربرد رنگ توجه به خصلت های روانی آدمی ضرورت تام دارد.

7_حجم را بشناس:حجم عنصر مهم طراحی داخلی است.در معماری سنتی ایران ،شاهد فضاهای پر و خالی احجام معماری هستیم.مقرنس ها و گوشواره ها خود بخشی از احجام خالی هستند.در این معماری مسایل حجمی اهمیت زیادی دارد .ما فضای داخلی را به واسطه لایه بیرونی بنا درک  می کنیم.این لایه بیرونی در حقیقت همان حجم کلی بناست.در معماری مدرن معمار به انتزاع و جدایی پوسته و حجم بنا از درون آن می اندیشدو اینجاست که دیوارها و سقف ها فضای تاکیدی ایجاد می کنندو خود را از قید و بند های فضای داخل رها می کنند.


 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:43  توسط علی  | 

یكی از مساجد تاریخی جهان اسلام در كشور بنگلادش كه توسط یكی از امپراطوران مغول ساخته شده، به‌دلیل ۳۰ سال نبود حفاظت كافی، در آستانه‌ی نابودی است.
مسجد تاریخی آتیا (Atia) كه یكی از شاهكارهای معماری جهان اسلام است و از جاذبه‌های گردشگری كشور بنگلادش به‌شمار می‌رفت، به‌دلیل نبود حفاظت در آستانه‌ی نابودی كامل قرار دارد.
این مسجد كه حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد، به‌دلیل داشتن یك نمای خارجی زیبا ساخته‌شده از نقش‌برجسته‌های سفالی و آجرهای رنگی، شهرت جهانی دارد.
به گفته‌ی یكی از مسؤولان فرهنگی كشور بنگلادش، این مسجد در سال ۱۶۰۹ میلادی در كرانه‌ی رودخانه توسط یكی از امپراطوران مغول ـ جهانگیر ـ ساخته شده است.
این بنا در كنار آرامگاه یكی از افراد مقدس منطقه‌ی شبه‌قاره هند ـ شاهنشاه (Shahan Shah) ـ كه سال‌ها از عمر خود را صرف ترویج اسلام در بنگلادش فعلی كرده، بنا شده است.
مسجد آتیا یك‌بار براثر زلزله‌ای كه حدود سال ۱۸۰۰ میلادی به‌وقوع پیوست، به‌شدت صدمه دید تا این‌كه توسط یك تاجر زن در سال ۱۸۳۷ میلادی به‌طور اساسی بازسازی شد. این مسجد یك‌بار دیگر نیز در سال ۱۹۰۹ میلادی بازسازی شد، ولی از سال ۱۹۷۸ به‌حال خود رها شده است.
در ۳۰ سال گذشته، هیچ حفاظتی از این مسجد تاریخی نشده و حتا بخش‌هایی از آن به محل تجمع افراد ولگرد و معتاد تبدیل شده كه این امر، به‌نوبه‌ی خود صدمه‌های جبران‌ناپذیری را به بنا وارد كرده است. ازسوی دیگر، نبود قوانین قوی با ضمانت اجرایی درباره‌ی افراد‌ آسیب‌رسان به آثار تاریخی بر مشكلات حفاظت از این بنا افزوده است.
باستان‌شناسان كشور بنگلادش قصد دارند با فرستادن نامه‌هایی به سازمان‌های بین‌المللی از جمله یونسكو از روند تخریب این مسجد تاریخی كه از آن به‌عنوان یكی از شاهكارهای معماری جهان اسلام نام برده می‌شود، جلوگیری و شرایط لازم را برای بازسازی این بنای تاریخی با استفاده از كمك‌های بین‌المللی فراهم كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:41  توسط علی  |