١
تعريف معماري:
به منظور به ميان آوردن عرصه اي گسترده و ژرف براي پرداختن به معماري به هر دو معناي خاص و عام اين واژه كمك
كند تا به سخني كوتاهتر به نتيج هاي كه نياز داريم دست يابيم؟
در يك بررسي اوليه چنين بنظر م يرسد كه تعريف ارائه شده از سوي "گالوانودلّاولپه" را مي توانيم به معناي تعريف معماري
معماري، ايده ها و ارز شهايي را به وسيله منظوم هاي از عناصر بصري بيان » : به معناي خاص بكار بريم. دلاولپه مي گويد كه
براي شناخت كامل و دقيقي از اين تعريف پنج واژة كليدي را به ترتيبي كه آورده شده اند مورد توجه قرار مي دهيم: .« مي كند
- ايده ها: افكار يا نظراتي تعميم يافته نزد همگان كه از راه كاربرد ابزارهاي كالبدي در فضا، در معماري اعمال
مي شوند.
- ارزش ها: كه خاستگاهي جمعي دارند و به موضوعي خاص تعلق دارند كه در تكميل و در نيز در تقابل با ايده ها
مي آيند.
- منظومه: دستگاهي از داده هاي كالبدي و خاص است، به زمان راه مي دهد و زمان در نفس و ذات آن وجه
ملموس و قابل تعيين پيدا مي كند.
- عناصر بصري: هم ابزارهاي كالبدي زندگي واقعي و حقيق ياند و هم در داخل و نيز از خارج زيست مي شوند و
به كمك هندسه و فضاي هندسي قابل فهم هستند به گون هاي كه براي روشن تر كردن مفهوم مي توان آن را
عناصر سه بعدي ناميد.
- بيان: نمايان كنندة سليقة معمار سازنده است و محفل خاصي براي وي، كه در وجه ظاهري و شكلي آن، تشخص
و توان آفرينشي اش به جهان خارج ارائه م يشود.
سه مرحله معماري:
معماري كنايي
معماري كلاسيك
معماري رومانتيك
٢
ھان عماری
اول- معماري كنايي
خصوصيت اصلي معماري كنايي اين است كه در هر ساختماني به منزلة هدفي مستقل براي خود وجود دارد و در پي هيچ
مقصودي نيست. بر عكس معماري دوره كلاسيك نه براي خود بيكه براي آن ساخته شده اند كه حريمي براي تنديس
خدايان باشند. كهن ترين نمونة اساطيري اين نوع معماري، برج بابل است كه به كار هيچ عملي نمي آمد و از اين رو اثر
هنري مستقل بود و مظهر يگانگي افراد سازندة آن شمرده مي شود.
دوم- معماري كلاسيك
اين معماري برخلاف معماري كنايي نيازمند و وابسته است زيرا هدف آن ساختن حريم براي تندي سهاي خدايان و
انجمنگاهي براي جماعت نمازگذاران است. اين خاصيت وابستگي را در همة جزئيات و دقايق ساختمان هاي آن دوره
مي شود. اين پرستشگاهها كنايه از هيچ معنايي نيستند، .... « كرنتين » « دوريك » مي توان آشكار ديد. اشاره به بناها يا معابد
بلكه يكسره تابع همان مقصود اصلي خويش در فراهم آوردن محوطه اي و محيطي مناسب براي تنديس خدايا ناند.
سوم- معماري رمانتيك
اروپاي معاصر يافت. خصوصيت اصلي هنر « گوتيگ » نمونه هاي اصلي اين معماري را مي توان در كليساهاي شيوة
رومانتيك همين كناره گيري از جهان محسوس و خارجي و توجه آن به عوالم ذهني باطن خويش است. پرستشگاه يوناني
با راهروها و رديف ستون هايش رو به جهان گشاده دارد و مردمان را به ورود و خروج فرا مي خواند، شادمانه و دلپذير است و
برخلاف كليساها كه بلند و تنگ اند، مسطح و ك مارتفاع و فراخ است. مسطح بودن و گستردگي افقي آن از گسترش جهان
خارج حكايت مي كند. همة اين ويژگي ها در كليساي گوتيك نمايان است: ستون ها نه بيرون بلكه درون ساختمان اند. تمامي
ساختمان همچون كلي واحد پيچيده و محصور است .
٣
ھان عماری
معماري تمدن هاي اژه اي:
براساس دسته بندي انجام شده در معماري جهان غرب اگر از دلتاي نيل به سوي شمال مديترانه پيش برويم، نخستين
منطقه گوشة شرقي جزيره كرت است. پيش از آن نوبت به گروه پراكنده اي از جزاير كوچك موسوم به سيكلاد مي رسد كه
چون دايره اي در ميان درياي اژه گرد هم قرار گرفت هاند. به همين دليل نام سيكلاد از واژه يوناني "كوكلوس" به معني دايره
بر آنها گذاشته شده است. و كمي بالاتر از آن سرزمين اصلي يونان در سمت شرقي درياي اژه كنارة خاك آسياي صغير قرار
دارد. تمدن اژه اي از نقطه نظر باستان شناسان تنها واژة جغرافيايي نيست بلكه به سه تمدني اطلاق مي شود كه طي
هزاره هاي سوم و دوم پيش از ميلاد مسيح قبل از پيدايش تمدن يونان بوجود آمده اند.
اين تمدن معماري هاي بعدي از آن تأثير پذيرفته اند و سومين تمدن در اروپاي امروزي است.
-1 تمدن مجمع الجزاير بعد از كرت كه از تاريخ 2000 ق.م شروع و تا تاريخ 1700 ق.م ادامه پيدا مي كند و تمدن
كرتي كه به پيروي از نام پادشاه افسان هاي معروفش تمدن مينوسي خوانده مي شود.
-2 تمدن جزاير كوچك واقع در شمال كرت كه از 2000 ق.م شروع و تا 1400 ق.م ادامه دارد كه تمدن سيكلادي
نام دارد.
-3 تمدني كه در سرزمين اصلي يونان قرار دارد و به تمدن هلاسي معروف است.
هر كدام از اين تمدن ها به سه دوره تقسي مبندي شد هاند: پيشين(كهن)، ميانه و پسين (جديد) كه بطور تقريبي مقارن است با
پادشاهي هاي كهن، ميانه و جديد كشور مصر. بيشترين پيشرف تهاي هنري اين تمدن ها متعلق به انتهاي دوره هاي مياني و
پسين (جديد) مي باشد.
تمدن مينوسي:
اين تمدن شگفت انگيزترين تمدن اژه اي محسوب مي شود ولي به دليل عدم دوام و يكپارچگي معماري آن متأسفانه چيز
زيادي در دسترس نيست و نم يتوان از رويش يا سير تكاملي آن سخن به ميان آورد.
الف) دوره مينوسي كهن: تنها چيزي كه از اين دوره برجاي مانده يكسري ابزارآلات و سفالينه هاي گلين ساخته دست بشر
است. برجسته ترين و جالب ترين آفريده اين تمدن مقدار بسيار زيادي پيكرهاي كوچك اندام مرمرين از جزاير سيكلاد است.
در اين دوره آثار معماري قابل توجهي وجود ندارد و به دوره پيش از كا خها معروف است.
۴
ھان عماری
ب) دوره مينوسي ميانه: نخستين تحول غيرمترقبه اين تمدن حدود 2000 ق.م به وقوع پيوست. در اين دوره كرتيها تمدن
شهري را بوجود آوردند كه هسته مركزي آن هم از تأسيس كاخ هاي بزرگ كهن تشكيل مي شد. ساختمان سازي در جزيره
كرت برخلاف ساير تمدن هاي بعدي بر معابد و مقابر تكيه نمي كرد بلكه به كا خهاي ويژه پادشاهان توجه داشت كه
شهرهاي سلطنتي هم گرداگرد همين كا خها ساخته مي شدند ولي متأسفانه در 1700 ق.م تمامي كا خها در اثر زلزله شديد از
بين رفت و همانطور كه قبلاً توضيح داده شده به دليل عدم استحكام كه ويژگي بارز معماري اين دوره است، اين بناها از
بين رفتند.
ج) دوره مينوسي پسين (جديد): اين دوره در فاصلة زماني 1600 تا 1500 ق.م آغاز شد و به دورة بازسازي كاخ ها معروف
است. اين دوره به عصر طلايي تمدن كرت معروف است يعني نخستين تمدن بزرگ مغرب زمين.
كاخ ها: گفته شد معروفترين بناهاي اين تمدن كاخ ها است كه براي پادشاهان و خدمه ايشان ساخته شدند كه در اين دوره
بازسازي گرديد. معروفترين اين كا خها شامل: كاخ مليا، كنسوس و فايستوس مي باشد.
كاخ مليا: نخستين كاخ شهر كرت است كه ويژگي بارز آن وجود حياط در ميان اين كاخ است كه ساير مجموعه ها پيرامون
همين حياط شكل مي گيرد. عنصر حياط در معماري مينوسي يك ميدان، يا يك آگورا بود كه داراي يك ارزش مشخص و
نشان دهنده ساختمان هاي اطراف آن مي باشد.
كاخ كنسوس (كنوسوس): پرشوكت ترين و بزرگترين كاخ مينوسي است. اين كاخ بر روي تپ هاي كم ارتفاع و پرشيب در
انتهاي يك دشت حاصلخيز ساخته شده است. اين بنا به قدري اتاق هاي تو در تو دارد كه در افسان ههاي يونان به نام معبر
معروف است. اين شيوه حلقه زدن ساختمان ها به دور هم حكايت از اين دارد كه « معبر هزار خم » هزارخم مينوتاوروس
نقشه اش از پيش طراحي نشده بلكه چندين هسته مركزي ساختماني همراه با هم رشد كرده اند. دو عنصر مهم در اين كاخ
كه نقش عامل سازما ندهندة اصلي را ايفا مي كنند:
-1 حياط
-2 دو دالان دراز
گفته شده است كه در زير اين كاخ، شبكه كارآمدي براي فاضلاب از لول ههاي سفالي ساخته شده است و به همين دليل
كنوسوس يكي از بهداشت يترين شهرهاي جهان تا پيش از سده بيستم بوده باشد. اين كاخ از سه طبقه ساخته شده است كه
از طريق پلكانهاي داخلي به يكديگر راه دارند. يكي از ويژگي هاي بارز اين كاخ ستو نهاي مينوسي آن است كه در ابتدا از
جنس چوب ساخته شده بود ولي در اين دوره با سنگ بازسازي شد. مشخصات اين ستون ها سرستون هاي پيازي شكل و
۵
ھان عماری
بالشتكي، مخروطي شدن تنة ستون در سمت قاعده و په نتر شدن آن در رأس بود. اين ستون ها از لحاظ مذهبي براي
كرتي ها داراي ارزش و اهميت بود و آن به دليل موقعيت مركزي آن در دروازة شيران ميسن است كه دور تا دور قاعدة
ستون در يكي از دو طبقة پاييني كاخ كنوسوس را مانند طغاري گرفته بود كه براي ساغرريزي به كار م يرفته است.
كاخ فايستوس: تالارها و محوطه هاي اين كاخ با تالارها و قصرهاي كنوسوس برابري مي كند، پلكان آن چهل و پنج پا
عرض دارد و حياط مركزي آن چهار گوش هاي به مساحت نهصد و سي متر مربع م يباشد.
بدين ترتيب اوج قدرت و اقتدار ميسني ها كه با دورة كاخهاي جديد در كرت همزمان بود ادامه پيدا كرد تا اينكه در قرن
شانزدهم ق.م وضعي عجيب به خود گرفت كه علائم بارز آن عبارت بود از:
- پذيرش نفوذ شديد و ناگهاني مصر يها از لحاظ آداب تدفين.
- افزايش فوق العاده ثروت مادي، چنانكه از وفور اشياء زرين متعلق به آن دوران برم يآيد.
ميان سال هاي 1700 و 1580 ق.م مصريان در صدد بودند خود را از شر هيكسوسها كه دلتاي نيل را اشغال كرده بودند رها
سازند و بدين منظور از جنگجويان ميسني كمك خواستند. ميسنيان پس از همكاري با مصريان بار گراني از زر ناب از كشور
مصر هديه گرفتند و همچنين تحت تأثير عميق مناسك تدفين آن قوم قرار گرفتند. همچنين مينوسي ها كه در كار
كشتيراني خبره بودند ميسنيان را در عبور از خاك يونان به مصر كمك كردند و با كشت يهايشان آنان را از دريا عبور دادند.
بدين ترتيب روابط نزديكي ميان كرت و ميسن برقرار شد. ولي ميسنيان در اثر پيروزي در جنگ با مينوس و يا در اثر پيوند
ازدواج شاهي، بر فرمانروايي كرت دست يافتند. به همين دليل برخلاف كرتيها، پيدايش معماري دژسازانه را به يك ضرورت
تبديل كردند.
كاخ ميسني در خاك يونان بر بلندي تپه ها قرار داشت و در حقيقت چون قلعه اي بود محصور در ديوارهاي مستحكم دفاعي
كه با قاب سنگهاي بزرگ ساخته م يشد. اما سالم ترين و گيراترين بقاياي معماري ميسني آثاري هستند كه از كا خهاي
ميسن بدست آمده است. « تيرونزو » مستحكم
ارگ تيرونزو: اين ارگ حكومتي در فاصله 15 كيلومتري ميسن واقع شده است. ديوارهاي اين ارگ به قدري اهميت دارد
آنها را به اندازة اهرام مصر جالب و تماشايي مي داند. اين ديوارها به دليل « پارسانياس » كه يكي از سياحان باستان به نام
استحكام زيادي كه دارند جنبه دفاعي داشته اند. تالاري كه در داخل اين ارگ حكومتي قرار دارد شيوه معماري آن گواه اين
مطلب است كه تجسمي از نخستين نمونة معابد كلاسيك يونان است. يونانيان در دوره هاي بعد ديوارهاي مستحكم و تناور
۶
ھان عماری
تيرونز و ديگر نقاط تاريخي ميسن را كه از سنگ نتراشيده يا نيم تراشيده ساخته شده بودند، كار سيلكوپها (غولان
اساطيري يك چشم) دانستند.
دروازة شيران: يكي ديگر از بناهاي مهم ميسن دروازة شيران است كه دروازة بيروني دژ ميسن محسوب مي شود. از
جمله خصوصيات مهم اين دروازه كه با سنت مينوسي كاملاً مغايرت دارد، نق شبرجستة سنگي بالاي درگاه آن است. دو
شيري كه در دو طرف ستون رمزي – از اصل مينوسي- قرار گرفته اند همان شوكت و وقار رعب انگيز را بر چهره دارند.
خاصيت وجودي آنها در مقام نگهبانان دروازه، بدنهاي كشيده و عضلانيشان و طرح متقارني كه از هيكلهايشان به وجود
آمده بار ديگر نفوذ هنر خاور نزديك باستاني (بين النهرين) را آشكار مي سازد.
ساختمان كا خهاي يونان از سه قسمت تشكيل شده بود: 1- اتاقي بزرگ و مستطي لشكل با سكوي آتشدان گردي
- در وسط آن و چهار ستون در چهار طرفش براي نگهداري نيروي سقف 2- هشتي گودافتاده اي با دو ستون 3
اتاق كفش كن بين ورودي و تالار بزرگ. اين طرح كلي همان نقشة سادة خانه هاي مسكوني نسل هاي قديمي را
در ذهن تداعي م يكند. و در اصل سرمشق معماري دورة هلاسي قرار گرفته و تجسمي از نخستين نمونة معابد
كلاسيك يونان مي باشد.
گنج خانة آترئوس (مقبرة تئولوس): اين نامي است كه توسط هانريخ شليمان به اشتباه روي اين بنا گذاشته شده
است. چون وي گمان م يكرد اين بناي باشكوه مخزن گن جخانة آترئوس قرار دارد. اين بنا در دل يك تپة طبيعي واقع شده و
راه ورودي آن از يك گذرگاه طولاني به نام دروموس است. شكل لانه زنبوري اتاقك داير هاي يا گنبد تدفيني، با روي هم
چيدن رج هاي پيش آمده سنگ ها بر قاعده اي مدور پديد آمده است و باعث پديد آمدن گنبدي مرتفع گشته كه ارتفاعش به
12 متر مي رسد. اين بزرگترين ساختمان بدون استفاده از تيرهاي داخلي در كل جهان باستان تا پيش از ساخت هشدن معبد
پانتئوم روم 1500 سال بعد بود.
نكته حائز اهميت در معماري ميسني ها، تكامل سيستم تريليت است. ميسني ها با سبك كردن بار روي تير و
ايجاد روزنه اي مثلثي شكل، عمل تخلية بار روي دو ستون را آسانتر نموده و در حقيقت اين سيستم پاية فرم
سنتوري هاي يوناني است كه علامت مشخصة معماري يونان بشمار م يرود.
٧
ھان عماری
معماري يونان:
موقعيت جغرافيايي آن، كشوري است كوچك در جنوب قارة اروپا كه از شرق به كشور تركيه و ايران و از شمال به
بلغارستان، روماني و از غرب يك مرز آبي دارد. از جنوب يك ارتباط آبي با تمدن بزرگ مصر دارد. قبل از شروع يونان دو
تمدن مبناي شك لگيري يونان هستند: اژه اي و كرت
قبل از مهاجرت آريائيها اين دو تمدن را داريم. مينوسي در جزيرة كرت و ميسني يك منطقة حاشيه دريا مابين يونان و روم
كه سرزمين اصلي يونان بوده و در خاك اصلي يونان قرار دارد. اين دو تمدن همزمان با دورة عصر مفرغ بوده. هرچه زمان
مي گذشت دو تمدن به هم نزديكتر مي شدند و كاملاً شبيه به هم مي شوند و در تاريخ 1100 ق.م تمدن يونان شروع به
شكل گيري مي كند. بطور كلي تمدن يونان در سه عنصر ثابت خلاصه م يشود كه عبارتند از: انسان، طبيعت و عقل.
در جهان بيني اومانيستي (انسان گرايي) يونان آنچه اهميت داشته، انسان بوده و انسان محور مقياس همه چيز بوده است.
علاوه بر همه اينها، آنچه كه در تفكرات يوناني، انسان را از ساير موجودات متمايز كرده عقل اوست. طبيعت و زيبايي نيز در
تمدن يوناني جايگاه خاصي داشته است. عوامل طبيعي و وجود طبيعت خاص يونان در شكل گيري آثار معماري و ساير
هنرها نقش اساسي و تعيي نكننده اي را بازي كرده است.
شيوه هاي معماري يونان:
بطور كلي آثار معماري يوناني براساس شيو ههاي خاص ساختماني بنياد شده اند. كهن ترين اين شيو هها عبارتند از: دوريك،
ايونيك (ايونيايي) و شيوة كرنتي. اين شيوه ها براساس تناسبهاي اجزاء از يكديگر متمايز هستند. هر سبكي براي هدف
خاصي بكار گرفته مي شد و هر يك مفاهيم متفاوتي را مجسم مي كرد. حال ويژگي هر كدام از اين شيوه هاي معماري را به
اختصار توضيح مي دهيم.
الف) شيوه دوريك (دوريسي): نام خود را از سرزمين مركزي يونان گرفته است. اصلي ترين شيوة معماري يونان است
زيرا هم قديمي تر و هم مشخص تر از ساير شيوه ها است. مشخصات اين شيوه: بدنه ستون كه داراي قاعده دايره است و از
پايين به بالا از قطر دايره كاسته م يشود. سطح بدنه ستون با شيارهاي كم عمق عمودي به نام قاشقي ها تزئين شده است.
در انتها بدنه با يك بخش افقي به نام گلوبند يا گلويي به سرستون متصل م يشود. سرستون از بالشتك و تاوه چهارگوش
واقع بر روي آن تشكيل يافته است. اسپر كه شامل قرنيز (لبة برجسته به بيرون خود كه سطح سنتوري را احاطه م يكند)،
افريز (چهارگوشي با تزئينات)، فرسب (رديف سنگهاي صيقل خورده و افقي كه مستقيماً بر روي سرستون ها تكيه دارد)
مي باشد. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون شيوه دوريك 4 به 1 بوده ولي در دوره كلاسيك به پنج و يك دوم و پنج و
سه چهارم و بعد در دوره هلني نسبت 7 به 1 مي شود.
٨
ھان عماری
ب) شيوه ايونيك (ايونيايي): اين شيوه به سرزمين ايونيا واقع در ساحل آسياي صغير (تركيه) منسوب بوده و از صلابت
كمتري نسبت به شيوه دوريك برخوردار است. نخستين بقاياي اين شيوه شامل پرستشگاههايي است كه متعلق به قرن
ششم ق.م است. از ويژگي هاي اين شيوه: ستوني باريك و بلند با سرستوني پيچ خورده (حلزوني شكل)، نسبت ارتفاع به قاعده
ستون 9 به 1 و 10 به 1 مي باشد و اين نشان دهنده اين است كه ارتفاع ستون اين شيوه نسبت به شيوه دوريك بلندتر است
و تعداد شيارهاي روي ستو نها 24 عدد است. مهمترين مشخص هاي كه اين شيوه ايونيك را كاملاً از شيوه دوريك مجزا
مي كند، تغيير شكل سرستون هاي آن است. ستون سنگي در اين شيوه به جاي اينكه مستقيم روي سكوي پله دار
(استيلوبات) قرار گيرد بر روي پايه ستون دايره شكلي كه از سنگ يكپارچه تراشيده شده قرار مي گيرد. اين سنگ
حجاري شده روي يك لوحة سنگي مرب عشكل قرار دارد كه به اين نوع پايه ستون در شيوه ايونيك (توروس) گفته مي شود. از
جمله معابد يوناني كه به اين شيوه ساخته شد هاند مي توان به معبد ارختئوم در آتن و معبد آرتميس در افسوس اشاره كرد.
ج) شيوه كرنتي: اين شيوه در اواخر سده پنجم ق.م توسط معمار يوناني به نام كاليماخوس ابداع و بكار گرفته شده
است و متعلق به ناحية كرنيت واقع در جنوب شرقي بخش مركزي يونان است. براي نخستين بار از ستونهاي كرنتي در
داخل معابد استفاده گرديد ولي اوج گسترش اين شيوه در ستونهاي بيروني ساختما نها متعلق به حدود سال 300 ق.م به بعد
است. ويژگي اين شيوه شامل: سرستوني به شكل كاسة زنگ رو به بالا با آرايش برگ كنگري به گرد آ است. بدنه ستون از
بدنه ستونهاي دوريك باريك و بلندتر است ولي قطر آن مانند ستون ايونيك، از روي پايه ستون به يك ميزان بالا مي رود.
چيزي كه اين شيوه را از دو شيوة ديگر مجزا م يكند، سرستون آن است كه با ظرافت بسياري تزئين شده و بيشتر به عنوان
يك المان تزئيني مورد توجه قرار گرفته و دقت بسيار زيادي كه در حجاري پيكره ها بكار رفته، در سرستون هاي اين شيوه
نيز ديده مي شود. سرستون كرنتي در واقع كمال مطلوب يونانيان است از جمله بناهاي يوناني كه داراي اين شيوه مي باشد،
معبد آپولون مي باشد.
تاريخ يونان، دوره هاي اصلي زير را به عنوان فضاهاي زمان ياي كه، در هر يك به طريقي خاص شاهد رشد معماري يونان
است، عرضه م يكند:
-1 دوره سرآغازها (هنر دورة هندسي): از سدة دوازدهم پيش از ميلاد شروع شده و سرآغاز زندگي يونانيان اوليه
مي باشد كه دسترسي به خبرهاي دقيقي دربار هاش ناممكن است. تنها چيزهايي كه برجاي مانده ظروف سفالي
است كه روي سطوح آن از طرح هاي منظم هندسي استفاده شده است.
-2 دوران كهن (دوره آركائيك): كه دربرگيرندة زبده ترين تجارب است. اين دوره از اواخر قرن هفتم پيش از ميلاد
آغاز شده و تا شروع جنگهاي ايران و يونان در زمان خشايارشاه هخامنشي ادامه داشته است. چون عناصر تازه اي
از هنر، با هنر اصيل يوناني پيوند خورد و شي واي جديد پديد آورد كه سبب بنيان و پيشرفت هنر يونان گرديد. از
٩
ھان عماری
اين دوره شهرنشيني در يونان باستان شروع مي شود كه تجارت هم به همراه دارد كه عامل داد و ستد باعث
مي شد كه به شهرها مسافرت كنند. يونانيان بيشتر به طرف ايران، مصر و سوريه م يرفتند و با اين رفت و آمد و
شروع روابط جديد با شرق از هنر و معماريشان الگوبرداري مي كردند از جمله: جانوران و هيولاهاي مركب متعلق
به خاور زمين در سطح ظروف يوناني پديدار شد. همچنين نقشه هاي منظم خيابانهاي شبكه مانند كه به دورة كهن
در تاريخ يونان مربوط م يشوند و شهرهاي مهمي مانند پرگاموم در آسياي صغير، اسكندريه در مصر و انطاكيه در
سوريه ساخته شدند. در همين دوره بود كه خان هسازي انجام شد يك نمونه خان هاي در شهر پرينه كه با ديوار
محصور مي شد و آنرا از فضاي خيابان و كوچه جدا مي كرد، كشف شده است. به همين دليل اين دوره به دورة
بي مشهور است. از جمله هنرهايي كه وابسته به معماري يونان در اين دوره است و جزو تزئين ساختمان Ĥ خاورم
معابد محسوب مي شود، هنر پيكرتراشي است كه به صورت نق شبرجسته استفاده شده است.
عمده ساختمايه هايي كه در معماري اين دوره در بناها مورد استفاده قرار گرفته، استفاده از قطعات سنگهاي
تراشيده شده و بدون ملات، چوب در ساخت ستونها و پوشش سقفها و سنگ نيز صرفاً براي پي ساختمان استفاده
شده است. از جمله بناهاي اين دوره شامل: معبد هرا، معبد آپولو، باسيليكاي پستئوم، گن جخانه سيفنوسيها و معبد
آرتميس مي باشد كه ويژگي هر كدام از اين بناها به اختصار توضيح داده م يشود.
معبد هرا:
به شيوه دوريك ساخته شده، سقف شيرواني آن سفالي است. پلان آن داراي مقصوره كه دو رديف ستون در داخل
آن قرار دارد و از خشت و سنگ و بويژه در پي آن از سنگهاي نتراشيده استفاده كرده اند.
ويژگي معابد يوناني:
پلان اغلب معابد يوناني مستطيل است و در مركز آن بخش اصلي معبد قرار دارد كه يك اتاق مستطيل شكل است و هسته
اصلي معبد م يباشد كه مقصوره (پرونائوس) ناميده م يشود. دور تا دور اين فضا را ستون احاطه كرده است كه به آن
پريستيليون مي گويند. در پشت اين مقصوره يك رواق خلفي وجود دارد كه به پيشخان معروف است. انتهاي ديوارهاي رواق
مذكور به پاي ههاي مرب عشكل پايان مي پذيرد كه آنرا "آنتا" مي گويند.
١٠
ھان عماری
معبد آپولو:
يكي از بناهاي قديمي يونان است به شيوه دوريك در قرن ششم ق.م ساخته شده است. اين معبد در شهر كورينت
واقع شده است.
باسيليكاي پستئوم:
پژوهندگان اوليه به دليل تشابهي كه اين بنا به باسيليكاي روم دارد آن را باسيليكا ناميدند. ولي اين بنا معبد
مي باشد. باسيليكا نام بنايي است مستطي لشكل كه داراي دو يا چند مذبح ني مدايره مي باشد و محل معاملات ارزي،
دادگاهها، دفاتر تجاري، بازرگاني و ادارات دولتي م يباشد. و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري است.
گنج خانه سيفنوسيها:
اين بنا در شهر دلفي قرار دارد، با آنكه هيچ شباهتي به ستونهاي ايونيك ندارد و حمل و نگهداري سقف توسط
ستون پيكره ها (كارياتيدها) است ولي جزء سبك ايونيك محسوب مي شود. از ويژگ يهاي متمايز و مشخص كنندة
ديگر بنا در شيوة ايونيك، كتيبة پيوست هاي است كه به عنوان بخشي از يك اسپر سنگين دورة كهن است.
معبد آرتميس:
در شهر افسوس آسياي صغير واقع شده است. به شيوة ايونيك ساخته شده است. در بخش سنتوري معبد
جنگجويان الهة آرتميس با سپري در دست نقش شده است.
-3 دوران كلاسيك: يعني از سال تسلط يونانيان بر ايرانيان تا سال مرگ اسكندر. اين عصر دوران ثبات و شكوفايي
تمدن و هنر يونان است. قرن پنجم و چهارم را بايد بهترين ايام تحول و تكامل معماري يونان به شمار آورد. در
اين دوره جز موازنه و اعتدال و هماهنگي چيزي ديده نمي شود. مركز فعاليتهاي هنري اين دوره شهر آتن بوده
است. معماري اين دوره به رهبري و پشتيباني فيدياس كه مقام وزير هنر را داشت به اوج و رونق خود رسيد. شهر
آكروپل يا ارگ آتن كه بر روي تپ هاي ساخته شده از اقدامات بزرگ معماري اين دوره است. معماري اين دوره از
جنبه هاي فني نيز پيشرفت كرد. سنگهاي مورد استفادة ديوارها بطور كامل تراش خورده و با بستهاي فلزي با دقت
بسيار نسبت به دوره كهن در كنار هم قرار گرفتند. نصب سفالهاي بامپوش نيز بر همين منوال پيشرفت كرد.
ساختمان معابد داراي پلان سه بخشي بود كه مشتمل بود بر: 1- رواق ورودي (پيشخان) 2- تالار (اتاق) قرارگاه
پيكرة الهه 3- پستو براي نگهداري نذورات. پلان اصلي بناها چهارگوش بود به جز چند پرستشگاه كه با نقشة
مدور ايجاد شده و دورستوني بودند كه بهترين نمونة آن معبد تولوس است كه در شهر دلفي قرار دارد.
١١
ھان عماری
بجز اينگونه از بناها، شهرسازي نيز پيشرفت كرد و انواع بناهاي عمومي مانند: تالار اجتماعات به شكل آمفي تئاتر،
گذرگاههاي سرپوشيده و ستونهاي يادبود در خيابانها، ورزشگاهها و باشگاههاي پرورش اندام پهلوانان، ميدانهاي
اسب سواري با رديف جايگاههاي پلكاني براي تماشاگران كه اينگونه آمفي تئاترهاي سرگشاده بر شيب تپه و
گرداگرد ميدان ورزش، ساخته م يشد. بناهاي درخور توجه اين دوره شامل:
آكروپليس:
يكي از مجموعه بناهاي باشكوه يونان است. اين مجموعه به رهبري پريكلس در اواخر قرن پنجم ق.م يعني
هنگامي كه آتن به دورة قدرت رسيده بود احيا گرديد. اين مجموعه شامل بناهاي: معبد آرتنون، دروازة پروپالايا،
معبد ارختئوم، معبد آرتميس، معبد الهة پيروزي نيكه و چند بناي كوچك است. از مهمترين اين بناها معبد پارتنون
است كه به توضيح آن م يپردازيم.
معبد پارتنون:
مهمترين بناي اين مجموعه است. اين بنا در عصر كلاسيك براي الهة آتنا (خداي پيروزي) ساخته شده است. بنا
بر روي بلندترين نقطة آكروپليس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحي اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفيد
مصالح عمدة بناست و ساختمان به شيوة دوريك ساخته شده است. معماران بنا كاليكراتيس و ايكتينوس است كه
در ساختمان نقش اصلي داشتند. بنا دورستوني است برخلاف ساير پرستشگاهها در ايوان جنوبي معبد بجاي شش
ستون از هشت ستون و براي طول آن هفده ستون استفاده شده است. در اين بنا دو شيوة دوريك و ايونيك با هم
تلفيق شده است. فضاي داخلي از دو بخش تشكيل شده: فضاي كوچكتر (اتاق باكره يا پارتنون) با پلاني تقريباً
مربع شكل و فضاي بزرگتر (مقصوره) با پلان مستطيل شكل كه مجسمة الهة آتنا در آن قرار دارد. و ستونهاي اين
بخش به شيوة دوريك است در صورتي كه ستونهاي نگهدارندة بخش اتاق باكره به شيوه ايونيك است. ستونهاي
نماي معبد انحناي ملايمي به درون دارند و فاصل ههاي ميان آنها يكسان نيست، اين فاصله ها در گوشه هاي معبد
كمتر مي شوند. همچنين ستونهاي كناري داراي ضخامت بيشتر هستند كه علت اين امر جلوگيري از خطاي ديد
است. زيرا ضخامت بيشتر ستونهاي كناري از تغيير شكل يافتن آنها در اثر خطاي ديد جلوگيري مي كند.
دروازة پروپالايا:
مدخل ورودي آكروپليس است. اين بنا ساختن آن 5 سال طول كشيده و هيچگاه تكميل نشده. معمار آن
منسيلكس مي باشد.
١٢
ھان عماری
معبد آتنا (الهة پيروزي):
در كنار سردر ورودي قرار دارد. اين پرستشگاه نخستين و كه نترين نمونه از شيوة معماري ايونيك است كه توسط
يونانيها ساخته شده است.
معبد ارختئوم:
اين معبد از نظر پلان با ساير معابد يوناني متفاوت است و بنظر بسياري از پژوهندگان هنر در ميان ساير آثار
معماري يونان شاخص تر است. شايد علت اصلي تغيير پلان آن ناهمواري زمين زيربناي آن و يا عملكرد چندگانه
اين معبد بوده است. احتمالاً اين ساختمان براساس نقشه پيش بيني نشده است. اين معبد به شيوة ايونيك ساخته
شده و پيكره ها با پوشاكهاي چين دارشان طوري قرار گرفته اند كه سنگيني بار ساختمان را بر روي پاهايشان
بخوبي القاء مي كنند، پايي كه زير بار نيست از زانو خم شده برعكس پاي ديگر عمودي است.
-4 دوره هلنيسم: اين دوران به عصر گسترش فرهنگ و زبان يونانيان بر سرزمين هاي دور و نزديك شناخته م يشود.
بي (هلنيسم) نام گرفته است و آن به دليل اين است كه با پيروزي اسكندر مقدوني نيمي Ĥ هنر اين دوره به يوناني م
از جهان را زير سلطة خود قرار داده بود و باعث شده بود كه هنر اصيل يونان، تعميم و اعتبار خود را از دست بدهد
و در اغلب موارد منحصراً براي عظمت مادي و شكوه و جلال كاخهاي حاكمان مقتدر بكار رود و از طرفي هنر اين
دوره تحت نفوذ عناصر فرهنگي و هنري مشر قزمين قرار گرفت.
فعاليتهاي ساختماني از مراكز قديمي واقع در سرزمسن اصلي يونان به شهرهاي پررونق پادشاهان هلني در آسياي
صغير (تركيه) كه مركزيت بيشتري براي دنياي هلني داشتند، انتقال يافت. مقياس بزرگ و گسترش استادانه
فضاهاي دروني بناها، كه اين يكي از ويژگ يهاي معماري هلني بود، معماري خانگي را گسترش م يدهند كه
پليس هاي سنتي اين شرايط را ايجاد نم يكردند. بناهاي اين دوره شامل:
معبد آپولون:
اين بنا در شهر ديدوماي آسياي صغير واقع شده است. اين معبد به شيوه ايونيك و دور ستوني بر روي پايه اي
هفت پله اي در ارتفاع تقريبي 4 متر واقع شده است. مقصوره آن فاقد سقف داراي تالاري گود پر از ستون ساخته
شده است.
شهر پرگاموم در آسياي صغير با داشتن معابد و پيكر ههاي بسيار، شهر بزرگ عصر هلني محسوب مي شود. در اين
شهر به تقليد آكروپليس آتن، مجموعه اي برپا گرديد كه داراي معابدي براي خدايان يوناني بود.
١٣
ھان عماری
معبد زئوس:
بناي باشكوهي است كه پسر و جانشين آتالوس اول به عنوان مذبح باشكوهي به ياد پيروز يهاي پدر بر بالاي تل
مشرف به شهر پرگاموم بنا كرد. خود مذبح در مركز حياطي مستطيل شكل قرار دارد و اطرافش را رديفي از
ستونهاي ايونيايي واقع بر صفه اي بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه كرده است. احتمالاً بناهاي مذبحي با
اين عظمت يادگار سنت معماري ايونيايي از دوره اي كهن بوده است. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شكوه بر
همة آنها برتري دارد و نيز تنها مذبحي است كه بقاياي عمد هاي از آن برجا مانده است. برجسته ترين خصوصيت
اين معبد كتيبة بزرگ منقوش آن م يباشد.
تئاتر اپيداروس:
نمونة ديگري از طراحي ماهرانه فضاي روباز يوناني است. اين بنا با وجود اينكه در دوره هلني ساخته شده ولي به
سبك كلاسيك مي باشد. به اين دليل نام آن را در اينجا ذكر كرديم كه تمام واحدهاي كاركردي و ترتيب ظاهري
تئاترهاي بعدي را داراست.
آثار معماري يوناني:
در يونان باستان برخلاف بسياري تمدن هاي كهن و باستاني كمتر توجهي به ساخت كاخ ها و آرامگاههاي شاهان شده
است، بلكه توجه آنها بيشتر معطوف به ساختمانهايي بوده كه جنبه ديني و كاربردي داشته است. بطوري كه اين مسئله
در ساخت معابد و قربانگاهها، تئاترها، گن جخانه ها، تولو سها (بناهاي دايره شكل) و ساختمانهايي مانند ادئون مشخص
است.
قربانگاهها: قربانگاه يا مذبح، در ساد هترين شكل شبيه به يك اجاق بود كه بر روي صفه يا سكويي بلند از سنگ
ساخته مي شد. در داخل آن حيواني كه جهت قرباني هديه شده بود، سوزانده مي شد تا دود آن به سوي خدايان در
آسمان نظاره گر انسانها بودند، متصاعد گردد. اين مذبح ها معمولاً در مقابل در ورودي معابد ايجاد م يگرديد.
گنج خانه: بناهايي دولتي يا خصوصي بودند براي يادبود و نگهداري اشياء كه در كنار پرستشگاهها ساخته م يشدند.
اين بناها متشكل از يك اتاق داراي رواقي با چند ستون بود.
١۴
ھان عماری
تولوس: بناهاي معبد هستند كه شكل پلانشان دايره است. و در واقع ستونهايي گرداگرد يك اتاق دايره شكل تعبيه
شده است. معمولاً پوشش سقف اينگونه بناها گنبدي مي باشد. در ساختمان اينگونه معابد بيشتر مواقع از هر سه شيوة
معماري يوناني استفاده مي گرديد.
تئاترها: تئاتر را بايد اختراع يوناني ها (البته پيش از آنها مينوسيها) به معناي واقعي دانست. يونانيان اجتماعات ورزشي
بزرگي مانند المپيك داشتند كه از قرن هفتم ق.م در بين ورزشكاران دول تشهرهاي يوناني برگزار مي گرديد. يونانيان
تئاتر را اكثراً در دامنه كوه يا شيب تپه طبيعي به شكل ني مدايره احداث كرده اند كه در آغاز مكاني براي خداي شراب،
آوازها و رقص هايي را در آن ترتيب دادند كه مردم در آن شركت مي كردند. در وسط سالن تئاتر معمولاً جايي براي
نمايش به صورت دايره ساخته شده بود. جايگاه تماشاچيان به صورت پله هايي در سنگ صخره اي ايجاد شده و گاهي
روي آنها را با روكش سنگ مرمر مي پوشاندند. تئاترهاي يوناني فاقد سقف بودند. براي تعويض پوشاك بازيگران
مي گفتند. « اسكن » نمايش در بخش ورودي اتاقي به ساختمان تئاتر الحاق شده بود كه آنرا
قديمي ترين تئاتر يونان در آكروپل آتن كشف شده است. ولي بهترين آنها تئاتر سرگشادة اپيداروس است.
ادئون: بناي كوچكي است براي برگزاري مراسم، مسابقات و محافل ادبي. داراي پلان دايره يا چهارگوش كه هميشه
مسقف مي باشند. اطراف آنرا ستونهايي احاطه كرده كه گاهي ستونها به شكل ني مستون در ديوار تعبيه شده است.
آگورا: ميدان عمومي شهر مي باشد كه نخستين بار در منطقه اي كه به طور طبيعي چند خيابان به هم مي رسند شكل
گرفت. اين بنا هيچ فرم هندسي خاصي را دنبال نمي كرد بلكه با گذشت زمان به شك لهاي منظم هندسي رسيد.
ساختمانهاي عمومي در داخل اين ميدان ساخته م يشدند. آگورا در سه دوره: 1- كلاسيك قرن پنجم ق.م 2- دورة
هلنيسي قرن سوم ق.م 3- دورة رومي قرن دوم ميلادي ساخته شده اند.
خانه: در خانه هاي يوناني تمام اتاق ها به حياط مركزي متصل و راه دارند كه ساختمان و عملكرد هر يك از آنها نسبت
به فضاي خارجي را دارا بوده است. علت اين است كه معماري مسكوني يونان درونگرا بوده است چون خواستار آن
بودند كه زندگي خصوصي خود را حفظ نمايند.
١۵
ھان عماری
معماري روم
موقعيت جغرافيايي: كشور روم از جنوب به صحرا، از شمال به رود راين و دانوب و از خاور به درة دجله و فرات محدود
بود. روم تسلط خود را بر سرزمين تمد نهاي كهن، يعني مصر، سومر، بابل، فلسطين، فينيقيه و يونان برقرار ساخت و در
بي (هلني) را Ĥ خاور كاري را كه اسكندر آغاز كرده بود، يعني بر زندگي و انديشه اقوام آن ناحيه تأثير ويژگي هاي يوناني م
ادامه داد.
يكي از مراكز مهم تمدني روم شبه جزيره ايتاليا بود كه از موقعيتي مركزي برخوردار است و از همه سو به سهولت به درياي
مديترانه دسترسي داشت. همچنين به دليل اوضاع جغرافيايي كه داشت؛ توانست دنياي مديترانه را يه سوي خود جذب كند.
در دوره باستان همه راهها به روم ختم مي شد و اكنون نيز راههاي فرهنگي نوين به روم باستان باز مي گردد. به اين ترتيب
ايتاليا شبه جزيره بلند و باريكي بود كه مانند يونان كوهستاني و جلگ ههاي ك موسعت و كوچكي داشت و رشته جبال آپتين با
قله هايي كوتاهتر از 3000 متر سراسر آن را فرا گرفته بود.
پيش از حاكميت روميها اقوامي بنام اتروسك (آترورياييها) در سرزمين هاي تحت تسلط ساكن بودند كه در تاريخ آن منطقه
حائز اهميت است..
اتروسك ها (آترورياييها):
در حدود هزارة اول پيش از ميلاد، اتروس كها كه مدتها از منشاء و سابقة آنها اطلاعي در دست نبود، به ايتاليا هجوم آوردند.
اين اقوام كه مورد هجوم يونانيها قرار گرفته بودند، از آسياي صغير و از راه دريا به حدود ايتاليا آمده در زمين هايي كه به نام
را به كوهستان راندند. اتروسك ها از نژاد مديترانه اي « امبري ها » آنها معروف گرديد، مستقر شدند و سكنة آن ناحيه را يعني
بودند.
فرهنگ و مذهب اتروسك ها:
مذهب آنها، مبهم، اسرارآميز، سخت و خشن بود. يك خداي بزرگ داشتند و سه خداي عمده و بعد از آنها دوازده خداي
ديگر و سپس ارباب شرير و خوفناك و ديوسان قرار داشتند. فرهنگ اتروسك ها تأثير بسزايي در فرهنگ و هنر رومي
گذاشت، علاوه بر اين فرهنگ و تمدن رومي متأثر از تمدنهاي ديگري گرديد كه از جملة آنها م يتوان به سومر، بابل، ايران،
فنيقيها و... اشاره كرد.
١۶
ھان عماری
معماري اتروسكها:
معماري اتروسكي شامل انواع مختلفي از جمله: معابد، مقابر و ... بوده است. يكي از نمون ههاي بارز اين معماري، مقبر هاي
صخره اي است كه متعلق بهقرن سوم ق.م است. اين مقبره در ناحيه اي به نام جروتري واقع است. ديوارها داراي نقوش
برجسته گچبري شده است. شكل اين مقبره صخر هاي بيشتر شبيه به خان هاي است كه سقفش داراي الوار و ستون هاي
چهارگوش بوده است.
معابد: از معابد اتروريايي فقط پ يهاي سنگي بر جاي مانده است. اتروسك ها در فن ساختما نسازي با سنگ به انواع
مختلف مهارت كامل داشتند و طرح عمومي معابد خود را از معابد ساده تر يوناني استفاده مي كردند. ولي اين شكل و فرم
بيشتر به معماري روم منضم است كه مشخصات آن شامل:
ساختمان معابد بر روي يك شالوده يا صفه سنگي استوار مي شد، عرض معبد بيش از عرض مقصورة مركزي نبود و فقط با
يك پلكان جنوبي به زمين متصل مي شد و در مقابل پلكان، رواق ورودي عريض با دو رديف ستون بندي جانبي، هر رديف
مشتمل بر چهار ستون قرار داشت و انتهاي آن به مقصوره يا تالار اصلي معبد مي پيوست. مقصوره معمولاً به سه بخش
جداگانه تقسيم م يشد؛ زيرا عقيده به خدايان س هگانه كه پيشگامان خدايان روميان بودند؛ پايه و اساس اصلي دين آنها را
پديد آورد.
معابد اتروسكي از نظر شكل و فرم در مقام و مقايسه با معابد يوناني، خو شتناسب و زيبا نبودند، در اين معابد برعكس معابد
يونان جايي براي تزئينات باقي نم يماند.
اتروسكها استاد مسلم فنون مهندسي و طراحي شهري و نقش هبرداري بود هاند حتي در اين زمينه بر يونان يها هم تقدم داشتند
و در اين شكي نيست كه روميان بسياري چيزها را از اتروسكها آموختند. به طور قطع معبد رومي بسياري از عناصر معماري
اتروسكي را گرفته و به خود منضم نموده است. بطور مثال؛ خاستگاه دهليز سرگشاده خانه رومي اتروريايي بوده است.
همچنين بايد اشاره كرد كه اتروسكها روش هاي پل سازي و احداث دژها و فاضلاب ها و آبروها را به روميان آموختند. از
معماري اتروسكي متأسفانه چيز زيادي باقي نمانده است. فقط دروازة اگوست در پروجا است كه دروازه اي با عظمت و
استوار است كه در سدة دوم ق.م ساخته شده است. اين دروازه داراي دو برج مربع سنگي بزرگ است كه در دو طرف قرار
گرفته است. اين دروازه به نوعي يادآور درواز ههاي بزرگ هيتي، آشور و بابلي در مشر قزمين است.
دروازة اگوست بعدها در طاق نصرتها با مقياسي كوچكتر و ظريفتر و دگرگون شده در نماي ظاهري نمودار گشت.
١٧
ھان عماری
روم
قدرت روم كه پس از اتروسك ها بر ايتاليا حاكم گرديد، اقوام و گروههاي ستيزجو را مطيع حكومت واحد گردانيد و سرانجام
ملت هاي اروپاي غربي، مديترانه و خاور نزديك زير پرچم امپراطوري روم قرار گرفت.
شكل گيري و تكامل هنر و تمدن و حكومت روم باستان در سه دوره تقسي مبندي مي شود:
- پادشاهي
- جمهوري
- امپراطوري
دورة پادشاهي جنبة افسان هاي داشت و فرمانروايي آن با پادشاهي مستبد در رأس قدرت برپا بود. و دورة جمهوري ملت به دو
طبقة اشرافيان يا خاصان و طبقة عوام يا زيردستان تقسيم مي شد و دورة امپراطوري كه دوران غرور و افتخار است در
نخستين سده هاي پس از ميلاد كشور روم در ايجاد سازمان هاي ديواني و اجتماعي و لشكري و نيز در معماري شكوهمند و
شهرسازي و احداث بناهاي عمومي و ميدان هاي اجتماع و دادوستد و جايگاههاي ورزش هاي قهرماني و راه و آبروها و
حمام هاي پرتجمل و آمفي تئاترها و طاق نصرتها و ستو نهاي يادبود تاريخي و كاخ و مقابر اشرافي و مانند آن به مرتب هاي
رسيد كه ك منظير بوده است.
معماري روم
معماري رومي نيز به غايت متنوع بود. هنر و معماري رومي اختلاط و التقاطي است از هنر اتروسكي، يوناني، آسياي غربي،
مصري و بومي. اين هنر ابتدا تحت تأثير هنر و معماري اتروسكي و پس از آن متأثر از هنر يوناني شد. در حقيقت تمدن و
هنر غربي در يونان متولد و بوسيلة روميها تقويت و گسترش يافت. هنر رومي به واقع انتشار دهنده و نگهدارندة ميراث هنر
يونانيان بوده است. پس از آن هنر رومي الگوي هنرمندان دورة رنسانس گرديد. و علاوه بر اين هنر روم بر دوران صدر
مسيحيت و تا سد ههاي ميانه تأثير شگرفي بر فرمها و طرح هاي معماري داشت. قرن ها كليساهاي دوران مسيحي از پلان
باسيليكاي رومي استفاده كردند و محراب آنها متأثر از المان ني مدايره اي بود كه روميها در انتهاي دو بازوي عرضي باسيليكا
تعبيه كرده بودند.
١٨
ھان عماری
معماري روم در دوره جمهوري
اين دوره از زمان پيروزي روميها بر اقوام مختلف ايتاليك و اتروسك ها در سدة پنجم ق.م آغاز و تا قتل ژوليوس سزار ادامه
يافت. اين دوره را مي توان دورة نفوذ قابل توجه هنر يوناني قلمداد نمود. استقلال هنر رومي از هنر ايده آ لجو و آرمان گراي
يوناني در جريان كپيه سازي از تنديس هاي يوناني و علاقة خاص روميها به شبيه سازي چهره رهنمون نموده و اين آغاز
رئاليستي كاملاً متضاد با هنر كمال گراي يوناني است. روميها علاقة فراواني به نگهداشتن تصاوير (تنديس موميايي صورت)
اجداد خود در خانه داشتند و به ويژه علاق همند بودند كه اين مجسم هها بيشتر شباهت به صاحبانشان داشته باشند در اين
زمينه هنرمندان رومي م يكوشيدند كه چهرة مورد نظر را واقع يتر بازسازي كنند، به اين سبب زشتي يا زيبايي صاحب چهره
براي آنها چندان اهميتي نداشت و اين درست برخلاف ايد هةاي زيبايي پرستانه و كمال مطلوب يونان بود و از همين جا هنر
رومي از هنر يوناني متمايز م يگردد.
معماري اين دوره بيشتر متوجه شهرسازي و برنامه ريزي شهري بود. معبد موضوع خاصي براي معماران رومي نبود،
بلكه موضوع اصلي كارهاي ايشان در ساختن ساختمانها و ابنيه بزرگ و عمومي خلاصه م يشد. از بناهايي كه در اين دوره
كه در اواخر سدة دوم ق.م در شهر رم ساخته شده اشاره نمود كه « فورتاناويريليس » ساخته شدند، مي توان به معابدي همانند
يك نمونه از اين نوع معماري است. اجزاي ساختماني اين بنا تركيبي از عناصر هنر معماري اتروسكي و يوناني است.
ويژگي معماري دوره جمهوري
- ساختن معبد بر سكو
- تأكيد بر مسير محور ورودي بوسيلة پل ههايي كه به رواق مقابل منتهي مي گردند
- سازماندهي شهرها
- ساختن بناهاي عظيم و به يادماندني
نمونه:
معبد سيبول: اين معبد در سدة نخست ق.م در شهر تيولي ساخته شده است. در اين معبد ستونهاي كورنتي بر خلاف
ستونهاي يوناني كه از چند قطعه سنگهاي استوانه اي تشكيل مي يافتند يكپارچه هستند و ديوار مقصوره اصلي كه يوناني ها
آن را با سنگ مي ساختند در اين معبد از بتن ساخته شده است و در تزئين كتيبه آن برخلاف كتيب ههاي معابد يوناني كه با
پيكره ها تزئين مي شدند از حلقه هاي گل كه مورد علاقة روميها بوده استفاده شده است.
١٩
ھان عماری
يكي از موفقيت هاي عمده در معماري روم دستيابي به ملاتي جديد بود كه آن را م يتوان بتن ناميد. اين ماده از
تركيب آهك، آب و خاك آتشفشاني كه در آن منطقه وجود داشته، ساخته شده است و خاصيت چسبندگي بالايي
داشته كه روميان از آنها در بناها استفاده شاياني برده اند. اين ملات به روميها اين امكان را مي داد تا بتوانند
دهانه هاي بزرگ و فضاهاي وسيع را بدون استفاده از ستون و تير بپوشانند و براي نخستين بار مسئله فضاهاي
داخلي از طرف روميها بود كه مورد تأكيد قرار گرفت. بنابراين در معماري مصر و يونان بازي با احجام مطلوبست
بويژه در معماري مصري كه معماري جرمي است در حاليكه معماري رومي، معماري فضاسازي است.
معبد فورتانا پريمجينا (پالسترنيا): آنچه كه اين معبد را به صورت چشمگير و باابهت جلوه گر مي سازد تنها بزرگي
حجم آن نيست، بلكه انطباق كامل و شايستة آن با اوضاع طبيعي مجاور است، پشته اي بلند با موقعيت جالبي همانند
آكروپليس آتن.
در اين دوره فورو مهايي در شهرهاي رومي ساخته شده كه مجموعه ميداني با فضاي بازي كه اطراف آن ستون گرفته و
محل اجتماع عمومي و دادوستد بود. اين فضاها محل مهمترين مراكز شهري مثل معابد، دادگستري، بازارها و غيره بوده
اشاره كرد. كه فوروم پمپئي در سال 79 ميلادي در زير « پومپئي » است كه مي توان به دو نمونة فوروم شهرهاي رم و
قرار گرفت. « وزيوس » لايه اي از گدازه هاي آتشفشاني كوه
نقشة اين شهر از نوع نقشه هاي نامنظم يك شهر رشديافته است. فوروم اين شهر يكي از فوروم هاي حائز اهميت دوران
جمهوري روم است كه در آن پرستشگاه، بازار، تالار انتخابات، معبد آپولون، باسيليكا و معبد ژوپيتر به خوبي مشهود است.
اين شهر شايد پس از فوروم شهر روم مهمترين فوروم دورة جمهوري است.
در واقع فوروم مركز فعاليتهاي ديني، بازرگاني و اداري بوده و قلب تپنده شهر به شمار مي رفته است.
معماري روم در دورة امپراطوري
دورة جمهوري با قتل ژوليو سسزار به دست سناتورها به پايان رسيد. دورة 150 سالة امپراطوري توأم با صلح و آرامش بود و
همين امر موجب شد كه روم به اوج اعتلاي خود برسد. در اين دوره طرح هاي بزرگ و بلندپروازانه بيش از هر دورة ديگري
رايج گرديد. روميها با استفاده از دوران صلح و ثبات اجتماعي توانستند مناطق تحت سيطره و قلمرو خود را بيش از هر زمان
تحت تأثير قرار دهند و برنام هريزي و شهرسازي بسيار موفق تري نسبت به گذشته در شهرهاي روم پديد آوردند. با گسترش
شهرها خانه هاي ويلايي در اطراف شهرها ساخته شدند و در عوض در شهرها ساختن بناهاي چند طبقه بصورت بلوكهاي
آپارتماني متداول گرديد كه اكثر جمعيت شهر رم در اين آپارتما نها زندگي م يكردند. خانه هاي شهرهاي رومي عبارتند از:
٢٠
ھان عماری
-1 دوموس
-2 دستگاه عمارت
-3 ويلا
-1 دوموس: دوموس يا سراي رومي خانه اي اعياني براي سكونت يك خانواده كه براساس سنت كهن سرزمين
است كه داخل و « نوعي حوضخانه » يا « دهليز سرگشاده » ايتاليا ساخته مي شد. علامت مشخصة اين سراها
ورودي مستطيل شكلي در مركز بنا بدون سقف بود و در اطراف آن اتاقهاي ديگر خانه قرار داشت كه اين خانه
روستايي آتروريايي ها بود كه روميها آن را شهر يساز كردند.
-2 دستگاه عمارت: اين نوع كه محقرتر و بي تجمل تر از سراي رومي است، ساختمان عمومي براي اقامت مردم
بوده كه مسلماً از همان آغاز پيدايش نياز شهري بوده است. اين واحد ساختماني مسكوني عمومي پيشقدم واقعي
آپارتمانهاي امروزي است. اين ساختمانها در اطراف حياطي مركزي به صورت چند طبقه كه داراي مغازه و
ميخانه هايي رو به خيابان بوده، احداث م يگرديده و در چنين خان ههايي اجاره نشيني مرسوم بوده است.
-3 ويلا_1610 ي: نوعي از خانه بوده كه افراد متشخص در آنها زندگي مي كردند.
در اين دوره با استفاده از نيرو و ثروت و تجربه غني ملل تابعه امپراطوري بناهاي عمومي و بزرگي ساخته شدند كه در نوع
خود كم نظيرند و از جملة آنها م يتوان به آمفي تئاترها اشاره نمود، كه در حقيقت شكل تكامل يافته تر ني مدايره يوناني است.
كولوسئوم (آمفي تئاتر فلاويوس):
اين بنا يكي از باشكو هترين و بزرگترين آمف يتئاترهاي رومي است كه هنوز هم در ميان شهر روم پابرجاست. نمايش خانه
بناي سرگشاده اي كه براي انواع ورزش ها و مسابقات بوده است. اين نمايش خانه گنجايش بيش از 50 هزار نفر را داشته
است. در اين مجموعه بزرگ امپراطوري رم شاهد فجيع ترين جنايات به شكل نمايش كشتار بردگان و مسيحيان بوده است.
اين بناي بزرگ داراي پلاني بيضي شكل است كه قطر بزرگ آن 190 متر و قطر كوچك 165 متر و ارتفاع 48 متر است.
در اين بنا هم تاق گهوار هاي عادي و هم تاقي مختلط به نام متقاطع كه از تداخل دو تاق گهوار هاي با زاويه قائمه تشكيل
مي يابد به كار رفته است. سه نوع ستون يوناني برحسب سنگيني بر روي يكديگر سوار شده اند. نماي آن از سنگ ساخته
شده و بلوكهاي سنگ تراشيده را بدون استفاده از ملات بر هم قرار داده و براي اتصال سنگها از بستهاي فلزي استفاده
كرده اند. قوسها، نوع تاق ها و نيز استعمال ساروج مخلوط با خرد هسنگ به روميان اجازه داد كه فضاهايي بزرگ پديد آورند.
٢١
ھان عماری
در زير ميدان فضاهايي جهت نگهداري قف سهاي حيوانات درنده و گلادياتورها وجود داشته و شبكه راهروهاي پيچيد هاي
نيز به شكل شعاعي و با تاق هاي قوسي بتوني در زير تريبون ها واقع بوده است كه در حقيقت استراكچر اين تريبون ها بوده
است.
معبد پانتون:
اين معبد در سال 118 م. و در زمان آدريانوس ساخته شد. اين بنا با پلان دايره اي و بدنه اي استوانه اي شكل نمون هاي بارز از
تحول معماري رومي در استفاده از گنبد و قوس است. گنبدي به شكل نيمكره بر روي بدنه استوانه اي شكل قرار گرفته
1 متر مي رسد. در رأس، / است كه ارتفاع آن 43 متر و ضخامت گنبد 6 متر در قسمت پايين و در رأس، اين ضخامت به 40
1 متر مي رسد. ديوارها ضخيم هستند و براي سبك كردن حجم آنها، در بدنه ديوارها پستوهايي به فرم / اين ضخامت به 40
4 متر هم / نيم دايره و مستطي لشكل يك در ميان ايجاد شده است. ضخامت اين ديوار در پي ها 7 متر است كه در حدود 50
از زمين پي دارد.
در بخش جلوي معبد يك رواق مستطيل به شكل روا قهاي معابد يوناني قرار دارد كه به سبك هش تتايي و با ستو نهاي
عظيم بسيار بلند كرنتي به بدنه استوان هاي معبد متصل است.
باسيليكا:
يكي ديگر از ابتكارات معماري رومي پديد آوردن ساختمانهاي باسيليكا بود، پلان اين نوع بنا مستطيل شكل و دو يا چند
مذبح نيم دايره داشت. مدخل ورودي در يكي از ضل عهاي طولي قرار داشت. سبك باسيليكا سه بخشي يا هف تبخشي بوده
است. از باسيليكاهاي معروف رومي مي توان به باسيليكاي اولپيا و باسيليكاي كنستانتين در شهر رم اشاره كرد.
باسيليكاي اولپيا: از بناهاي مشرف به فوروم ترايانوس است. اين بنا كه ساختماني بزرگ بود؛ محل معاملات
ارزي، دادگاهها، دفترهاي تجاري و بازرگاني و ادارات دولتي بود و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري مانند
مراكز چند طبقه و بزرگ خدمات شهري امروز. بعدها تا قرن چهارم مسيحيان كليساهايي با سقف چوبي با پلان
باسيليكا ساختند. در يكي از مذبح هاي باسيليكاي اولپيا زيارتگاه آزادي ساخته شده بود كه بردگان را براي آزاد
كردن به اين زيارتگاه م يآوردند.
نمايش خانه و آمف يتئاتر:
در ميان بناهاي شهري نمايش خانه و آمف يتئاتر از جايگاهي مهم برخوردار است كه از قرن اول ق.م از سنگ ساخته شد هاند
و به تدريج با عناصر تزئيني مانند رديف ستون و قوسها و... تزئين مي شدند. تالارهاي نمايش به شكل ني مدايره و ميدان
٢٢
ھان عماری
آمفي تئاتر ورزشي به شكل بيضي بود. نخستين نمايش خانة روم به فرمان قيصر در شهر پمپئي و بزرگترين آمف يتئاتر در
شهر رم با نام كولوسئوم به فرمان امپراطور وسپازين در سال 80 ميلادي برپا شدند.
تاق نصرت:
اين نوع بنا از ابتكار خاص روميان است و براي بزرگداشت امپراتور يا سرداري نام آور و يا به يادبود پيروزي هاي ملي برپا و
به نقوش برجسته و سنگ نبشته هاي تاريخي مزين شده است. از نمونه هاي برجسته مي توان به تاق نصرتهاي سپتيموس،
تيتوس و تراژان اشاره نمود. تاق نصرت تيتوس كه در شهر رم قرار دارد ويژگي اصلي آن داشتن يك طاق بزرگ در وسط
است. در صورتي كه بسياري تاق نصرتهاي ديگر رومي در طرفين تاق بزرگ دو تاق كوچك نيز به صورت قرينه تعبيه شده
است.
ستون هاي يادبود:
سابقه ستون يادبود و سنگ يادبود بسيار طولاني است و به پيش از روم باز م يگردد. از لوح پيروزي نارامسين آكدي و
لوح هاي پيروزي ديگر در بين النهرين و ايران م يتوان نام برد كه روي آنها نق شبرجسته ها و نوشته هايي از فتوحات وجود
دارد. ستونهاي يادبود رومي هم شايد از نظر شكل و فرم با لوح ها متفاوت باشد ولي از نظر عملكرد، مشابه و بي تأثير از
استل ها نيست بطوري كه روي سطح ستونهاي يادبود نق شبرجسته هايي از شرح پيروزي ها و افتخارات ملي نقش بسته
37 متر ارتفاع دارد و فتوحات امپراطوري به / است. از نمونه ستونهاي يادبود مي توان به ستون يادبود تراژان اشاره كرد كه 5
صورت نق شبرجسته در 150 تصوير و از جنس سنگ مرمر ساخته شده است.
حمام هاي رومي:
حمام در روم جنبة تقدس داشته و حما مها عموماً داراي كتابخانه، باغ و ورزشگاه نيز بود هاند. حمام كاراكالا، در روم
نمونه اي از اينگونه حما مها است.
آبروها:
ساختن آبروها يكي از شاهكارهاي مهندسي و معماري در روم باستان محسوب م يگردد. روميها براي رساندن و انتقال آب
از مناطق دوردست به شهرها اكثراً از چشمه سارهاي كوهستاني با استفاده از كانال هايي با شيب كاه شيابنده كه گاه تا ده ها
كيلومتر طول داشته، آب را از سرچشمه به شهر م يرسانده اند. اين كانالها يا جويها را بر فراز ديواري از قو سهاي ممتد و
چند طبقه قرار مي داده اند كه خراب ههاي اين آبروها هنوز در شهرهاي رومي و به خصوص در بعضي شهرهاي ايتاليا به جا
٢٣
ھان عماری
مانده است. يكي از نمون ههاي عالي اين نوع بناها، آبرو فو ندوگار در شهر نيس فرانسه است كه در سدة نخست ق.م ساخته
شده است.
در اواخر دورة امپراطوري ساختن كا خهاي بزرگ و مستحكم، بيانگر آغاز زوال قدرت امپراطوري روم است. كاخ بزرگ
امپراطور ديوكلسين در اسپالاتو نمونة جالبي از اين تحولات است. در يكي از حياطهاي اين كاخ ما شاهد يك سنتوري كاملاً
نويي هستيم كه تركيب سنتوري يوناني است و قوس آن تكيه بر ستون دارد.
قوس تكيه بر ستون كه از ويژگي هاي معماري قرون وسطاست براي نخستي نبار در اين كاخ ديده مي شود.
معماري روم در دوره باستاني پسين:
در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج و مرج و ضعف حكومت مركزي گرديد، از يك طرف مدعيان قدرت و
از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراطوري را به شدت تهديد مي نمودند، در چنين شرايطي
امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و ناامني را كاهش دهد.
ديوكلسين براي ادارة قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها، سرزمين هاي گسترده و پهناور روم را به دو
بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمين هاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را
نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمين هاي شرقي امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين
بر امپراطور ماسنزيوس به عنوان « كنستانتين » تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از غلبه
نخستين امپراطور مسيحي روم و تغيير مركز امپراطوري از شهر روم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در
محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد؛ عملاً دو مركز قدرت در امپراطوري پديد آمد كه هر يك
مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها، بورگونيها، انگلو و
ساكسونها،... و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس
تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي كه شهر قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح فتح گرديد به حياط خود ادامه داد.
در دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي و ديگر
قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنرها در اين دو
سرزمين داراي ويژگي هاي اجتماعي و منطقه اي بوده است.
امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد و دين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد.
٢۴
ھان عماری
ويژگي هاي معماري:
تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد، به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد . ويژگي هاي
مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد. سنتوري انتهايي با زدن طاقي كه اسپر
را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آن را همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي
سنتوري به صورت طاق در مي آيد. اين نوع سنتوري شكسته در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ
بعلبك لبنان ديده مي شود.
در اينجا ما شاهد تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري طاق و ستوني سده هاي ميانه
هستيم. ولي تاق بندي كاخ ديوكلسين نخستين جايي است كه اين ويژگي يعني قوس تكيه بر ستون (از ويژگي هاي معماري
قرون وسطي است) به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوة طاق زني رومي و تقسيم بندي
سه بخشي نما بسيار جالب است.
باسيليكاي كنستانتين:
با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت، اما كنستانتين در شهر روم طرح هاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي
رقيب كنستانتين آغاز شد و در نهايت « ماكسنتيوس » از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در قرن چهارم ميلادي توسط
توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان سه دهانه طاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي آجري
و با ضخامت 6 متر براي نگهداشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با سنگ مرمر و گچ بري هاي زيبا مزين
شده است. يكي از ويژگي هاي ديگر اين ساختمان، داشتن ديوارهاي پشتبند براي تقويت قوس هاست كه مانع از رانش
قوس ها مي گردند. اين پش تبندها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيك گرديد.
٢۵
ھان عماری
معماري صدر مسيحيت
از زماني كه امپراطور كنستانتين به مسيحيت گرويد و آيين مسيحيت(ع) به عنوان آيين رسمي امپراطور روم اعلام گرديد .
پيروان مسيحيت توانستند آزادانه به تبليغ آيين خويش بپردازند، اما پيش از اين در دوران سختي به سر مي بردند و در اين
دورة پرالتهاب و بسيار طاقت فرسا، در خفا و در زيرزمين ها به تبليغ آيين مسيحيت پرداختند . در ابتداي كار مسيحيان با
روميان از نظر ايدئولوژي در تضاد شديد بودند و روميان كه پيرو مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبيعي و به عبارتي
خدايان متعدد بودند، تعصب شديدي از خويش نشان دادند و به اذيت و آزار پيروان مسيح پرداختند، مسيحيان در بدترين
شرايط توانستند مردم را با آيين خويش آشنا و نزديك نمايند.
معماري:
هنر مسيحيت آغازين را مي توان از روي موضوعاتشان شناخت نه از روي سبك آنها. معماري صدر مسيحيت را بطور كلي
مي توان به دو بخش پيش از كنستانتين و پس از كنستانتين تقسيم نمود . كه دوره اول را دوره پيگرد و دورة دوم را دورة
بازشناسي مي گويند.
دورة نخست (دورة پيگرد):
معماري مسيحيان را به علت تعقيب و كشتار ايشان بدست روميها، دورة پيگرد مي نامند. تمام هنر اين دوره در مخفي گاه ها و
در زيرزمين شكل گرفته است. مهمترين و بارزترين نمونه آثار معماري اين دوره، مقبر ههاي زيرزميني است و به همين دليل
مقابر دخمه اي ناميده مي شوند. اين مقابر شبكه هاي گسترده اي از دالان ها و اتاقك هاي زيرزميني در زير شهر رم و
شهرهايي هستند كه به عنوان گورستان هايي پنهايي براي دفن مردگان مسيحي - كه بيشترشان در رديف شهداي اوليه
مسيحيت به شمار مي روند- طراحي شده بودند. مقابر دخمه اي از سدة سوم تا سدة چهارم پيوسته مورد استفاده قرار گرفته
بودند و ظاهراً در آنها حدود چهار ميليون جسد دفن شده است.
مقابر دخمه اي در ابتدا به عنوان مخفيگاه براي پناهندگان مورد استفاده قرار م يگرفتند. مدارك اثبات اين قضيه:
1. وجود پلكانهاي مسدود و مجزا
2. تورفتگي ها و گذرگاههاي مخفي
٢۶
ھان عماری
3. درهاي مخفي نگ هداشته ورودي و خروجي.
در اين دخمه ها آيين هاي مسيحي اجرا مي شده و نقش اصلي آنها جاي مردگان است . از نمونه مقابر دخمه اي، مقبرة
دخمه اي كاليكستوس در رم م يباشد كه در سدة دوم ميلادي ساخته شده است.