art air

پرواز هنر

 

                       

براد بردBrad Bird* شاید خلاق ترین و درخشان ترین کارگردان هالیوود نباشد، اما مسلما یکی از درخشان ترین و با استعداد ترین کارگردانان در زمینه مدیریت و بهینه سازی عملکرد تیمش است. به تازگی او در مورد 9 نکته عملی و سرنوشت سازی صحبت کرده است که با عمل به آنها، او و تیمش تبدیل به موفق ترین تیم انیمیشن در هالیوود و بلکه جهان شده اند . 9 نکته ای که مستقیما از ذهن و نبوغ بی نظیر براد برد سرچشمه گرفته است و در اصول مدیریت تیمی کلاسیک جایی ندارد! شما را به کلاس درس براد برد دعوت می کنم:

درس اول: گاوهای پیشانی سفیدتان** را یکجا جمع کنید!

من وقتی که برای اولین بار به پیکسار رفتم (برای پروژه باورنکردنی ها) ، به اونا گفتم من گاوهای پیشونی سفیدتونو میخوام ! اونایی رو به من بدید که همه رو از خودشون نامید کردن! اونایی رو به من بدید که دوست دارن کارها رو به روش دیگه ای انجام بدن و هیچکس حاضر نیست به ایده هاشون حتی توجه کنه! من اونایی رو میخوام که احتمالا درآستانه اخراج شدن هستند! خیلی از این آدما یاغی و سرکش تلقی میشدند به این دلیل که اونا میخواستند کارها رو به روش های تازه و نامعمول انجام بدن اما هیچکس حاضر نبود چنین فرصتی به اونا بده ، چرا که شیوه های قدیمی هنوز هم خیلی خوب جواب میدادند. من به این آدمای یاغی و سرکش فرصتی دادم تا تئوری هاشونو به اثبات برسونن و ما تونستیم عملکرد هایی را در استودیو تغییر بدیم.

درس دوم: کمال ، دشمن نوآوریست!

من مجبور شدم بعضی از اعضای تیمم رو که اصرار داشتند همیشه و در همه حال بهترین کارشونو انجام بدن کمی تکون بدم. با گفتن اینکه استفاده از تقلب های کثیف در بعضی موارد مجازه، به اونا شوک وارد کردم! من به اونا گفتم : ببینید، کی گفته که ما مجبوریم آب و امواج رو تو کامپیوتر بسازیم؟ ما میتونیم از امواج آب توی استخر فیلم بگیریم و از اون توی فیلممون استفاده کنیم! البته من هرگز چنین کاری نکردم .اما با اشاره کردن به این موضوع، به افرادم حالی کردم که لازم نیست همیشه و در همه جا کامل ترین نوع کار رو ارائه بدهند. تمام نماهای یک فیلم قرار نیست که باهم برابر باشند. نماهای اصلی باید کامل و عالی و بی نقص باشند، باقیشون باید خیلی خوب باشند، و چند تایی هم خب…کافیه که انقدر خوب باشند که یکدستی فیلم به هم نخوره!

درس سوم: دنبال سختی و مشکل بگردیم

کسانی را انتخاب کنید که از سختی و مشکل لذت ببرند. این آدمها وقتی که درگیر کار میشن خلاقیت و نوآوری را با خودشون میارند. اینجور آدما میتونن آدمای ساکت یا پرهیاهو و یا یه چیزی بین این دو مورد باشند . اما همه شون یک نکته مشترک دارند و اونم اینکه روح بیقرار و کاوشگری دارند.اونا همیشه میگن: میخوام با مشکل دست و پنجه نرم کنم، حتما یه کاری هست که من بتونم انجام بدم. اگه همون موقع دما سنج داشته باشید میتونید گرما و حرارتی رو که از این آدما بیرون میزنه رو به چشم ببینید!

درس چهارم: نوآوری در خلاء اتفاق نمی افتد

من همه رو توی یه اتاق جمع کردم. این بر خلاف روشی بود که مدیر قبلی انجام میداد. اون عادت داشت که افرادو دونه به دونه و جداگانه ملاقات میکرد، طرح ها و نوشته هاشونو میدید، اصلاحیاتشو انجام میداد و بعد اونا رو به اون فرد بر میگردوند. من همه رو یه جا جمع کردم و بهشون گفتم: ببینید، ما یه تیم جوون هستیم . تشکیل شده از هنرمندایی که هرکدوم نقاط قوت و البته ضعف هایی هم داریم. اما اگه با هم متحد بشیم میتونیم قوی ترین تیم انیمیشن در تمام دنیا بشیم. خوب من از شما بچه ها میخوام که بیایید جلو، در مورد ایده هاتون صحبت کنید و طرح هاتونو نشون بدید. هرکسی ممکنه همزمان مورد نقد واقع بشه و تشویق هم بشه… ماقراره باهم کار کنیم…

درس پنجم: تشویق، خلاقیت را مقرون به صرفه میکند

برحسب تجربه من فهمیدم که نکته ای که بسیار در پایین آوردن هزینه ها موثره، اما هرگز در صورتحسابها قید نمیشه، تشویقه، دلگرمی و روحیه دادنه! اگه به افرادت دلگرمی و روحیه ندی، در ازای هر یک دلاری که خرج میکنی، فقط 25 سنت گیرت میاد! اما اگه تشویق و تایید در کار باشه، اونوقت در ازای هر یک دلار، 3 دلار بدست میاری! استودیو ها خیلی بیشتر باید به دلگرمی دادن و روحیه دادن توجه کنند.

درس ششم: از خودتان در برابر موفقیت محافظت نکنید!

نخستین قدم در دستیابی به یک هدف غیرممکن، اینه که باور داشته باشیم که غیر ممکن به دست آمدنی است. اما شما اینو آسون به دست نمیارید . شما باید برای دست یابی به موفقیت ، جرات و جسارت خطر کردنو داشته باشید. جرات خطر کردن، مرز موفقیت شماست. جایی است که ممکنه سقوط کنید یا بالا برید. فکر و انگیزه ایست که هرروز صبح شما رو از خواب بیدار میکنه.

درس هفتم: یادگیری را تشویق کنید

چیزی که ما همیشه در پیکسار تشویق میکنیم، یادگیری فرا تر از حیطه تخصصه. اگر کسی در بخش نورپردازی در پیکسار کارمیکنه و دلش میخواد که متحرک سازی رو یاد بگیره، خیلی خوب، میتونه بره و در کلاسهای متحرک سازی پیکسار شرکت کنه. ما در پیکسار کلاسهای زیادی داریم. کلاسهای داستان نویسی، فوتوشاپ، حتی دفاع شخصی! یادگیری و آموزش یکی از نکاتیه که آدمها رو کاملتر میکنه و خلاقیت رو افزایش میده.

درس هشتم: از شر آدمهای کم مایه و ضعیف خلاص بشوید

آدمهای منفعل و ضعیف و یا آدمهای سلطه طلب و متجاوز، آدمهایی که ماهیت خودشونو در جمع نشون نمیدند اما بعد در خلوت و در پشت صحنه شروع به فعالیت میکنند، اینطور آدمها سمی هستند. من همیشه این آدمها رو خیلی زود تشخیص میدم و حذفشون میکنم.

درس نهم: پول درآوردن نباید هدف باشد

وقتی که من سالها پیش وارد استودیوی دیزنی شدم، استودیوی دیزنی درست مثل یک کادیلاک زیبای کلاسیک بود که زیر بارون رها شده باشه. طرز فکر مدیران در اون زمان این نبود که بگن: ما چه امکانات عالیی در اختبار داریم. امکاناتی که ما داریم درست مثل موشکیه که میشه باهاش تا مریخ رفت، بیااید ببینیم چه کارهای زیادی میشه با این امکانات کرد…. نه! برعکس اونا در حال ناله کردن چنین جملاتی بودند: ما اصلا والت دیزنی رو نمیشناسیم! ما نمیدونیم که اون چیکار میکرد! دیگه نباید کاری انجام بدیم، بذارید استودیو رو همینطوری که هست حفظش کنیم، کارهای جدید ممکنه همه چیزو خراب کنه…

خوب حالا من به شما میگم، کلام جادویی دیزنی این بود: من انیمیشن نمیسازم که پول دربیارم، من پول درمیارم که انیمیشن بسازم! این بزرگترین تفاوت در استودیو های دیزنی، در زمان حیات او و پس از مرگ او بود. و این حقیقت پیکسار و بسیاری دیگر از استودیو های تولید انیمیشن است. ممکنه برای خیلیها دور از ذهن باشه،اما راه موفقیت دراز مدت برای تمام کمپانی هایی که کار خلاقه میکنند اینه که پول درآوردن نباید هدف باشه…

*****************

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:30  توسط  soheil  | 

هفت قدم طلائی برای تولید ثروت از فناوری نانو

اگر می خواهیم با غرور سر خویش را بالا بگیریم و به رقبای خارجی فخر بفرشیم، اگر می خواهیم در رقابت برگ برنده داشته باشیم، اگر می خواهیم ... باید قدم های هفتگانه زیر را همیشه مد نظر داشته باشیم.

اگر می خواهیم با غرور سر خویش را بالا بگیریم و به رقبای خارجی فخر بفرشیم، اگر می خواهیم در رقابت برگ برنده داشته باشیم، اگر می خواهیم ... باید قدم های هفتگانه زیر را همیشه مد نظر داشته باشیم.


این مسیر بخشی از موفقیت را تضمین خواهد كرد. فراموش نكنید هفت قدم باید بروید. شش قدم رفتن شما را نزدیك مقصد كرده است اما هنوز نرسیده اید.


اگر می خواهید با دیگران متفاوت باشید، خاص باشید، اگر علاقمند هستید كه كسب و كار پردرآمد داشته باشید، اگر علاقمند هستید از جدیدترین فناوری استفاده كنید، اگر می خواهید با غرور سر خویش را بالا بگیرید و به رقبای خارجی فخر بفرشید، اگر می خواهید در رقابت برگ برنده داشته باشید، اگر می خواهید ... قدم های هفتگانه زیر را همیشه مد نظر داشته باشید. این مسیر بخشی از موفقیت شما را تضمین خواهد كرد. فراموش نكنید هفت قدم باید بروید. شش قدم رفتن شما را نزدیك مقصد كرده است اما هنوز نرسیده اید. اگر قدمی را درست برندارید، قدم های دیگر نیز چندان به نتیجه نخواهد رسید.


خشت اول گر نهد معمار كج                                                        تا ثریا می رود دیوار كج

 
این مقاله برای بهتر كار بستن فناوری نانو در كسب و كار شما نوشته شده است.


۱) قدم اول: معنا و مفهوم كلی فناوری نانو را یاد بگیرید.


مهمترین ویژگی مدیران دنیای امروز یادگیری است. هر مدیر یا كارشناسی باید اطلاعات اولیه در مورد فناوری نانو را بیاموزد. نباید از آموختن واهمه داشت یا خجالت كشید. مدیران موفق، همواره یادگیرندگان موفق هستند. متاسفانه بعضی از مدیران اعتقاد دارند راهی كه می‌روند، درست است و همیشه هم از همان راه می روند. به راه های جدید خوش بین باشید و امیدوار. مطمئن باشید كه ایده‌های جدید و فناوری های نو به درد شما می‌خورد. در پشت هر كدام از آنها گنج هائی نهفته است كه ما كمتر به آنها دست یافته ایم و آنها را برای رقبایمان گذاشته ایم! بیاموزید. آموختن لذت بخش است. ایجاد و بهینه سازی یك كسب و كار آن هم با فناوری های پیشرفته مثل فناوری نانو همیشه منجر به یادگیری و رضایت خاطر می شود.


در فكر فرو رفتم فكری عمیق. گرچه خیلی گرفتارم اما در لحظه لحظه شب و گوشه و كنار روز به حرف های شما فكر می كنم. جواب نزدیك است. آن را پیدا خواهم كرد. او مدیر توانای یك شركت پلاستیكی است، در نزدیكی شهر گلاب و گل های محمدی. می شناسیدش، مشهور است، اسم و آوازه اش در كار خودش همه جا را فراگرفته است. توان بالائی دارد.


كسب و كار پلاستیك را می شناسد و بازار خوبی هم دارد هم در ایران هم در صادرات به كشورهای دیگر. طرح های بزرگی هم برای توسعه كسب و كار خود دارد. خودش می گفت: در نمایشگاه های خارج از كشور بارها و بارها محصولات شركت های خارجی را دیده بودم. محصولات پلاستیكی آنها سبك تر و بسیار مستحكم تر از محصولات ایرانی اند. دائم در این اندیشه بودم كه چطور می شود پلاستیك با وزن كمتر و استحكام بیشتر تهیه كرد. توان بالای فناوری آنها، بازار بهتری برایشان فراهم كرده است. در نمایشگاه ها ما نظاره گر بودیم در حالیكه آنها معامله می كردند. ما تماشا می كردیم و آنها قرارداد امضا می كردند.


وقتی از فناوری نانو برایش گفتم، احساس می كرد جواب مساله اش را می تواند در این فناوری جستجو كند و یا حداقل با این فناوری جدید می تواند محصولاتی با كیفیت بهتر تولید كند تا نه تنها بازار را از دست ندهد، بلكه بازارهای بزرگتری را نیز بگشاید. این داستان برای شما هم اتفاق می افتد. چه بسا جواب بسیاری از مشكلات تكنولوژیك كسب و كار شما با فناوری نانو قابل حل باشد چرا كه فناوری نانو عرصه تاثیرگذاری زیادی در حوزه ها و صنایع مختلف را دارد.


برای یافتن اطلاعات اولیه می توانید به سامانه اطلاعاتی ستاد ویژه توسعه فناوری نانو یا سایت فناوری نانو به زبان ساده مراجعه كنید. همچنین فیلم های آموزشی مختلفی و زیبائی آماده شده كه برای دریافت آن می توانید اینجا را كلیك و درخواست خود را اعلام كنید:


۲) قدم دوم: سریع عمل كنید.


زمان گرانبهاترین كالاست. اگر دیر بجنبید، سرتان بی كلاه می ماند و دیگری از شما جلو می زند. در حوزه فناوری های جدید باید سریع و دقیق عمل كرد و گرنه بازار از دست می رود و افسوس و ناراحتی بر جای می ماند. پس سریعا مستندات فناوری نانو را تهیه كنید تا خودتان و كارشناسان تان اطلاعات كافی در مورد كاربرد فناوری نانو در حوزه كاری مربوطه داشته باشید. خوب است یك جستجوی ساده اینترنتی هم انجام دهید. احتمالا اطلاعات خوبی پیدا خواهید كرد. قسمتی زیادی از كار را از نیروهای خودتان بخواهید. افراد پر تلاش، علاقمند، جاه طلب و پرتحرك برای چنین كارهایی بسیار مناسبند.

 فقط سریع عمل كنید. فردا دیر است، همین امروز بلكه همین الان، بسم الله.


اگر فعالیت قدم دوم را خوب انجام دهید، دانش مناسبی در مورد فناوری نانو و كاربردهای آن در حوزه خود خواهید داشت. كارشناسان شما نیز با جدیدترین فناوری ها آشنا شده اند. باید كم كم به تشخیص و تصمیم نزدیك شوید.


۳) قدم سوم: ده مشكل اساسی كسب و كار خود را فهرست كنید یا ده آرزوی بزرگتان در حوزه كسب و كار خود را بنویسید.


مشكلات كسب و كار خود را از ریز و درشت، كوچك و بزرگ فهرست كنید. از همه كارمندانتان بخواهید در این كار كمكتان كنند. حتی برایشان جایزه قرار دهید تا انگیزه بیشتری پیدا كنند. مهمتر از كارمندان، مشتریان شما هستند. متواضعانه از آنها بخواهید انتقادات خود را به شما بگویند و معایب محصولات و خدمات شما را بازگو كنند. به خاطر زحمتشان از آنها قدردانی كنید. اكنون تمامی مشكلات را روی كاغذ بنویسید. فهرست ذهنی كافی نیست. مسائل و مشكلات باید شفاف و تك به تك بر روی كاغذ نوشته شوند. تلاش كنید اولویت مناسبی به مشكلات بدهید. مشكلات مهمتر را از مشكلات معمولی جدا كنید. ده مشكل مهمتر را به ترتیب اهمیت فهرست كنید. یك راه برای اولویت دهی به مشكلات ارزش دهی آنها است. برای هر مشكل یك ارزش مالی تعیین كنید. این باعث می شود تكلیف خودتان را با مشكلتان حل كنید و بفهمید هر مشكلی تا چه حد برایتان ارزش دارد. برای مثال تعیین كنید كه حل فلان مشكل ده میلیون ارزش دارد و ... .
برای مجموعه های مترقی كه مشكلات خود را به سرعت حل می كنند، شایسته است رویای بزرگ كسب و كار خود را بنویسند، برای آنها ارزش گذاری كنند و آنها را به ترتیب اولویت فهرست نمایند. همان روندی كه برای مشكلات در نظر می گیرید برای رویاهای خود نیز باید طی نمائید. از این به بعد برای این گروه افراد هر جا مشكل دیدید جایش را بار ویاهای بزرگ كسب و كار عوض كنید. عده ای كه دنبال حل مشكل اند راه خود را بروند و مشكل خود را با فناوری نانو حل كنند و آنها كه دنبال به دست آوردن رویاهای بزرگ كسب و كاری هستند نیز راهكارهای رسیدن به رویاها را باید طی كنند.
۴) قدم چهارم: ده مشكل اساسی (ده رویای بزرگ كسب و كار) خود را به درستی اطلاع رسانی كنید.
به تمامی كارشناسان خود اعلام نمائید كه مشكلات كسب و كارتان (یا رویاهای بزرگ شما) چیست و آنها را تشویق كنید برای مشكلات (یا راه رسیدن به رویاهای بزرگ) راه حل پیدا كنند. جوایز مناسبی با توجه به ارزش آنها تعیین كنید. حتی می توانید مشكل خود را فریاد كنید و داد و بیداد راه بیندازید تا دیگران نیز از آن مطلع شوند شاید بتوانند كمكی به شما بكنند. تعداد زیادی متخصصین در دانشگاه ها و صنعت وجود دارند كه اگر مشكل و مساله شما را بدانند، می توانند آن را با كمترین هزینه حل كنند. به هر كس دستتان می رسد، مشكلات و مسائلتان را اطلاع دهید. مثلا مشكلات خود را به سایت ستاد ویژه فناوری نانو بفرستید و از آنها بخواهید به متخصصین مشكلات شما را اطلاع دهند تا شاید فناوری نانو راه حل مشكل شما را پیدا كند. این كار آنقدر ساده است كه حد ندارد. هم ساده است و هم زیبا و لذت بخش. بگذارید دیگران برای حل مسائل شما تلاش كنند. این ترجمه زیبائی از برون سپاری نیز هست. كاری كه تمامی شركت های بزرگ و بین المللی آن را انجام می دهند.


۵) قدم پنجم: مشكلاتتان (رویاهایتان) را از هر راهی كه می توانید حل كنید.


فناوری نانو یكی از راه ها است و چون در همه حوزه ها گسترده است، می تواند گره گشا باشد. نباید ترسید. باید همه راه ها و مسیرها را آزمایش كرد. مثل غریقی كه در حال غرق شدن است و تقلا می كند، تلاش كنید. از هر پیشنهادی استقبال كنید، از هیچ راه (البته درست) برای حل مشكلتان پرهیز نكنید. اتفاقا بعضی مسیرهای به ظاهر نامعمول می تواند به مسیرهای ویژه تبدیل شود و مشكل شما را حل كند.


بسیاری از اصول عادی زندگی ما زمانی نامعمول و غیر متداول بوده اند. زمانی برای شركت در یك كنفرانس به خارج از كشور رفته بودم. موقعیت مكانی كه باید كارم را ارایه می كردم، مناسب نبود و تقریبا وقتی مراجعه كنندگان به من می رسیدند، خسته و كوفته عبور می كردند. دریغ حتی از یك نگاه خشك و خالی. تصمیم خود را گرفتم. از آن به بعد هر كس كه وارد سالن كنفرانس می شد اولین نكته ای كه متوجه می شد سر و صدای من بود كه با زبان الكن انگلیسی شكسته بسته مردم را دعوت می كردم برای دیدن كار من بیایند. با چند بار سر و صدا كردن، آنقدر فضا تغییر كرد كه جریان حركت بازدید كنندگان از سمت كار من آغاز می شد. هر كس وارد سالن می شد و خیل جمعیت را در سمت دیگر می دید، به طرف من می آمد. دیگر به علت هجوم مخاطبین توان پاسخگوی آنها را نداشتم.

 فردای آن روز مشاور تبلیغی بقیه ارایه كنندگان شده بودم!


۶) قدم ششم: استفاده از اختراعات و اكتشافات و حق امتیازها (پتنت ) مشابه در كشورهای دیگر و رصد و پیگیری تحولات مربوط


یك قدم بسیار مهم دانستن آخرین وضعیت اختراعات و اكتشافات در حوزه كاری است كه بسیاری از مشكلات و دغدغه های شما را حل و فصل می كند و همچنین افق های بسیاری را پیش روی شما و كسب و كارتان باز می كند. همانطور كه می دانید در بسیاری از كشورها وقتی، كسی به نتایج جدید علمی و صنعتی می رسد آن را به اسم و مشخصات خود ثبت می كند تا اگر كس دیگری خواست از نتایج آن استفاده كند، حق و حقوق ثبت كننده حق امتیاز (پتنت) را بدهد. به احتمال قوی بسیاری از مشكلات شما، مشابه كشورهای دیگر هستند و تعداد زیادی حق امتیاز یا اختراع وجود دارد كه متن آنها در اینترنت در دسترس است و برای هر كسی قابل استفاده می باشد. استفاده از پتنت ها، هم دید شما را باز می كند و آخرین تحولات حوزه های مختلف را نشان می دهد و می تواند باعث تولید ثروت برای شما شود. ستاد ویژه توسعه فناوری نانو در مورد پتنت ها مشاوره مناسبی را در اختیار شما قرار خواهد داد. استفاده از پتنت ها برای كشوری چون ایران در اغلب موارد، مشكلی ندارد. در فرصت های آتی نیز بیشتر در مورد حق امتیازها صحبت خواهیم كرد.


۷) قدم هفتم: به كار بستن راه‌حل‌ها با احتیاط لازم


تنها مرحله ای كه وسواس و احتیاط لازم دارد، مرحله به كار بردن راه حل ها است. شاید دانستن قوانین، مقررات، تسهیلات و حمایت های دولتی بتواند ریسك به كار بردن راه های فناوری نانو را به حداقل برساند. پس اطلاع كامل از حمایت های دولت (اطلاعاتی، خدماتی، مشاوره ای و حتی مادی) می تواند شما را در به كار بردن یك ایده كاربردی یا راه حل تشویق كند. نقطه اوج رسیدن به هدف دقیقا همین جا است. باید دقت داشت كه در این نقطه شكار، شكار می شود. نباید كمین كرد، اما در لحظه شلیك با بی تدبیری، شكار را فراری داد. اوج كارایی و نبوغ شركت در این لحظه و مرحله نهفته است.

 دوست داشتنی‌ترین لحظه، لحظه چیدن محصول و رسیدن به نتیجه تلاش های بی وقفه است. هدف دست یافتنی است اما در قبال تدبیر درست، احتیاط معقول، جسارت زیاد، قدرت ریسك، جاه طلبی فكورانه و تلاش بی نهایت.


دلایل زیادی وجود دارد كه چه بسا نتوانید به این مرحله برسید اما ناامید نشوید. كار خود را شروع كنید و ادامه دهید، برای یك فرد توانمند، مزایای و امتیازات داشتن یك كسب و كار با فناوری پیشرفته نانو به خطرات موجود در آن می ارزد. كار سخت و طولانی است اما مزایای آن برای شماست و سود آن به شما و فرزندانتان می رسد. به دست آوردن پول و ثروت و رشد كاری بسیار لذت بخش است، آن هم در یك حوزه جدید و نو. خود اقدام به كار مخاطره آمیز نیز بسیار جذاب است. نترسید. البته شاید شكست بخورید. آن وقت دلایل شكست را باید بدانید. باید بدانید كه موفقیت در كسب و كار هیچگاه به صورت خود به خودی ویا بر اساس شانس نیست. موفقیت به دانش، سازمان دهی، مدیریت و بصیرت فرد فرد مدیران وابسته است. هر تحول و تغییری در كسب و كار، ریسك دارد.


مهم داشتن تجربه و دانش كافی، پیگیری و تلاش بی وقفه، كنترل قوی، سرمایه گذاری مناسب، انتظارات معقول، افزایش توان رقابت و فروش می باشد. نویسنده مقاله با تعداد زیادی از مدیران كسب و كارهای ایرانی به رایزنی پرداخته است و همه آنها موفقیت خود را مدیون تلاش، فكر و تجهیز منابع و توان لازم می دانند. ناچیز پنداشتن مشكلات و بزرگ دانستن نتایج به دست آمده، صبر، سخت كار كردن، استفاده از راهنمایان و با تجربه ها، مقدمه بدون چون و چرای موفقیت هستند. شكار موفقیت در حوزه فناوری نانو با توجه به سیاست ها و برنامه های دولت دست یافتنی تر و محسوس تر و البته پردرآمدتر می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:29  توسط  soheil  | 

مديريت تکنولوژي يک مبحث بين‌رشته‌اي است که علوم، مهندسي، و مديريت را به‌هم پيوند مي‌زند. از ديدگاه مديريت تکنولوژي، تکنولوژي اصلي‌ترين عامل توليد ثروت است و ثروت چيزي بيشتر از پول است که مي‌تواند عواملي همچون ارتقاء دانش، سرمايه‌ي فکري، استفاده‌ي موثر از منابع، حفظ منابع طبيعي و ساير عوامل موثر در ارتقاء استاندارد و کيفيت زندگي را شامل شود.

مديريت تکنولوژي، در واقع مديريت سيستمي است که خلق، کسب، و به‌کارگيري تکنولوژي را ممکن مي‌سازد و شامل مسووليتي است که اين فعاليت‌ها را در راستاي خدمت به بشر و برآورده ساختن نيازهاي مشتري قرار مي‌دهد.

تحقيق، اختراع، و توسعه، اساسي‌ترين مولفه‌هاي خلق تکنولوژي و وقوع پيشرفت‌هاي تکنولوژيک هستند. اما در مسير توليد ثروت، مولفه‌ي مهم‌تري نيز وجود دارد که همان به‌کارگيري يا تجاري‌سازي تکنولوژي است.

به بيان ديگر، مزاياي تکنولوژي هنگامي تحقق مي‌يابند که نتيجه‌ي آن به دست مشتري برسد. مشتري مي‌تواند فرد، شرکت، يا يک نهاد دولتي همچون سازمان‌هاي دفاعي باشد.

اختراعي که در قفسه نهاده شود، ثروت توليد نمي‌کند و ايده‌اي که بروز مي‌کند و به کار بسته نمي‌شود ـ حتي اگر به‌عنوان اختراع به ثبت برسد ـ بازده مالي ندارد.

تکنولوژي هنگامي به توليد ثروت منجر مي‌شود که يا تجاري شود و يا در مسير تحقق اهداف استراتژيک يا عملياتي يک سازمان به کار بسته شود.

هر چند در مبحث مديريت تکنولوژي فرض براين است که تکنولوژي مهم‌‌ترين عامل در سيستم توليد ثروت است ولي عوامل ديگري نيز در اين سيستم دخيل هستند. مثلاً، تشکيل سرمايه و سرمايه‌گذاري، نقش مهمي در رشد اقتصادي ايفا مي‌کنند. نيروي کار، عامل موثر ديگري در رشد اقتصادي است.

ملاحظات اجتماعي، سياسي و محيطي نيز برفرايند توليد ثروت تأثير مي‌گذارند. در مبحث مديريت تکنولوژي با تکنولوژي به‌عنوان بذر اوليه‌‌ي توليد ثروت برخورد مي‌شود. با پرورش صحيح و محيط مناسب، اين بذر اوليه به درخت تنومندي تبديل مي‌شود.

ساير عوامل موثر در توليد ثروت ـ شامل سرمايه، نيروي کار، منابع طبيعي، سياست‌هاي عمومي، و غيره ـ در واقع محيط حاصلخيز و ساير مايحتاج اين گياه را تشکيل مي‌دهند. هر يک از اين عوامل، داراي رشته‌ي تخصصي و آموزش‌ها و پژوهش‌هاي خاص خود هستند.

مديريت تکنولوژي، به‌عنوان يک مبحث بين‌رشته‌اي، دانش موجود در تمامي اين رشته‌ها را با هم ترکيب مي‌کند. يک دوره‌ي يادگيري مديريت تکنولوژي در سطح پيشرفته به مطالعه‌ عميق هر يک از اين عوامل نياز دارد.

مديريت تکنولوژي داراي ابعاد ملي، سازماني و فردي است. در سطح ملي يا دولتي (سطح کلان)، مديريت تکنولوژي به شکل‌گيري سياست‌هاي عمومي کمک مي‌کند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ايجاد و تثبيت بنگاههاي رقابت‌پذير مي‌انجامد. در سطح فردي، به ارتقاء ارزش فرد در جامعه کمک مي‌کند.

  • مديريت تکنولوژي در سطح بنگاه

شوراي تحقيقات ملي آمريکا، مديريت تکنولوژي را چنين تعريف کرده است: "يک حوزه‌ي بين‌رشته‌اي که با طرح‌ريزي، توسعه و پياده‌سازي توانمندي‌هاي تکنولوژيک براي شکل دادن و تحقق اهداف استراتژيک و عملياتي يک سازمان سروکار دارد."

مديريت تکنولوژي به اين دليل يک حوزه‌ي بين‌رشته‌اي محسوب مي‌شود که دانش حاصل از رشته‌هاي علوم، مهندسي و مديريت اجرايي را ترکيب مي‌کند.

مديريت تکنولوژي بر بسياري از اجزاء کارکردي سازمان همچون تحقيق و توسعه، طراحي، توليد، بازاريابي، مالي، پرسنلي، و اطلاع‌رساني تأثير مي‌گذارد.

گستره‌ي آن، هم مقولات استراتژيک و هم مقولات عملياتي سازمان را شامل مي‌شود. ابعاد عملياتي با فعاليت‌هاي روزمره‌ي سازمان سروکار دارند و ابعاد استراتژيک بر موضوعات بلندمدت متمرکز هستند. سازمان بايد به هر دو بعد توجه داشته باشد.

بررسي‌ها نشان داده‌اند که اکثر مهندسان و مديران صرفاً به ابعاد عملياتي و نتايج کوتاه‌مدت توجه دارند و به مقولات استراتژيک بي‌توجه هستند. اين کوته‌بيني موجب شده است که تأثيرات اقدامات امروز خود را بر آينده‌‌ي سازمان ناديده بگيرند.

مديريت تکنولوژي با تأکيد بر اهداف استراتژيک سازمان، به حذف اين نارسايي از سيستم مديريت کمک مي‌کند. مديريت تکنولوژي، مديران را در تلاش‌هايشان براي بهبود بهره‌وري، افزايش اثربخشي، و تقويت جايگاه رقابتي بنگاه هدايت مي‌کند.

در دهه‌‌ي 1970 و 1980، صنايع آمريکا به تدريج جايگاه رقابتي خود را در مقابل محصولات ژاپني و حتي محصولات برخي ديگر از کشورهاي آسيايي از دست دادند. اين رويداد، بسياري از سازمان‌هاي آمريکايي را تحت تأثير قرار داد و آن‌ها را برآن داشت که رويکردهاي گوناگوني را براي کمک به صنايع آمريکا و بازيافت جايگاه رقابتي آنان در پيش گيرند.

از ميان اين سازمان‌ها مي‌توان به شوراي تحقيقات ملي، فرهنگستان ملي مهندسي، بنياد ملي علوم، بسياري از سازمان‌هاي صنعتي، و نهادهاي آموزشي آمريکا اشاره کرد.

تلاش اين سازمان‌ها، آنان را متوجه جهان نمود. در گزارش شوراي ملي تحقيقات که در سالي 1987 منتشر گرديد، پيشنهاد شده بود که بايد شکاف دانش و عملکرد را بين مهندسي و علوم از يک طرف، و بين کسب‌و‌کار، و کشاندن تکنولوژي در قالب محصولات و خدمات به صفحه‌ي بازار، به توليد ثروت مي‌انجامد.

به نظر مي‌رسيد که در پارادايم‌هاي صنعتي، سياست‌هاي دولتي، و نهادهاي آموزشي، ارتباط بين تکنولوژي و کسب‌وکار ناديده گرفته شده است. برنامه‌هاي آموزشي در رشته‌هاي مهندسي و مديريت، و ساختارها و نهادهاي صلب مرتبط با آن‌ها، کارايي خود را از دست داده بودند و به بازنگري‌هاي جدي نياز داشتند.

علاوه‌براين، معلوم شده بود که به برنامه‌هاي آموزشي دست اولي نياز است که مديران و مهندسان را براي برخورد با تحولات تکنولوژيک و نفوذ در بازارهاي جهاني آماده سازد. روش‌هاي جديدي براي تفکر درباره‌ي اين برنامه‌ها و محتويات آن‌ها پيشنهاد گرديد. ظهور برنامه‌هاي جديد تخصصي در زمينه‌ي مديريت تکنولوژي، يکي از دستاوردهاي اين خودارزيابي است.

  • مديريت تکنولوژي در سطح ملي يا دولتي

از ديدگاه کلان، مديريت تکنولوژي به تعريف کلي‌تري همچون تعريف زير نياز دارد:

"حوزه‌اي از دانش که با تعيين و اجراي سياست‌هاي لازم براي توسعه و به‌کارگيري تکنولوژي، و طبيعت سروکار دارد و هدف آن، ترغيب نوآوري، ايجاد رشد اقتصادي، و رواج کاربرد مسوولانه‌ي تکنولوژي براي رفاه بشر است."

مديريت تکنولوژي در سطح ملي بيشتر بر نقش سياست‌هاي عمومي در پيشبرد علم و تکنولوژي متمرکز است و تأثيرات کلي تکنولوژي بر جامعه ـ و به‌ويژه نقش آن در توسعه‌ي اقتصادي پايدار، را مورد بحث قرار مي‌دهد.

مديريت تکنولوژي در سطح ملي مقولاتي همچون تأثير تحولات تکنولوژيک بر مردم، نيازهاي آموزشي آنان در ارتباط با تکنولوژي، تأثير تکنولوژي بر سلامتي و ايمني، و پيامدهاي زيست محيطي تکنولوژي را در برمي‌گيرد.

سياست‌هاي تکنولوژي در سطح دولت و سازمان در واقع چارچوبي براي استفاده از تغييرات تکنولوژيک در جهت منافع جامعه و کارکنان سازمان هستند.

 

 

 

  • چارچوب مفهومي مديريت تکنولوژي

شکل زير مفهوم اساسي مديريت تکنولوژي را به‌عنوان يک حوزه‌ي بين‌رشته‌اي ـ براي مطالعه و کاربرد عملي ـ نشان مي‌دهد. چنانکه از اين شکل بر مي‌آيد، مديريت تکنولوژي يک حلقه‌ي ارتباطي بين رشته‌هاي علوم، مهندسي و مديريت ايجاد مي‌کند.

از ديدگاه دانشگاهي، شکل فوق نشان مي‌دهد که رشته‌هاي مرسوم در علوم و مهندسي در اکتشافات علمي و خلق تکنولوژي دخيل هستند. رشته‌هاي مرسوم مديريت نيز با مقولات مديريت بنگاه و مباحث اقتصادي، مالي، و بازاري و همچنين سياست‌‌هاي عمومي سروکار دارند.

  • دانش مبتني بر رشته
  • دانش بين‌رشته‌اي
  • دانش مبتني بر رشته
  • حسابداري
  • مالي
  • مديريت
  • بازاريابي
  • اقتصاد
  • حقوق تجارت
  • مقولات استراتژيک بلندمدت مرتبط با تکنولوژي
  • سياست علم و تکنولوژي
  • فرآيند نوآوري‌هاي تکنولوژيک
  • مديريت تحقيق و توسعه
  • زيرساخت‌هاي تحقيق و توسعه و تحولات تکنولوژيک
  • کارآفريني تکنولوژيک و ايجاد شرکت‌هاي جديد
  • چرخه‌ي عمر فرآيند و محصول
  • پيش‌بيني و طرح‌ريزي تکنولوژي
  • انتقال تکنولوژي (درون‌بنگاهي)
  • انتقال بين‌المللي تکنولوژي و نقش شرکت‌هاي چند مليتي
  • تحليل و ارزيابي ريسک تکنولوژيک
  • تحليل اقتصادي تکنولوژي
  • مقولات انساني، اجتماعي و فرهنگي مرتبط با تکنولوژي
  • آموزش و تحصيل درزمينه‌ مديريت تکنولوژي
  • مديريت تکنولوژي در صنايع ساخت و توليد
  • مديريت تکنولوژي در صنايع خدماتي
  • تکنولوژي اطلاعات و ساير تکنولوژي‌هاي در حال ظهور
  • بازاريابي ساخت و ارتباطات پس از فروش
  • تحولات تکنولوژيک و ساختار سازماني
  • مديريت پروژه‌هاي فني
  • تأمين منابع مالي تکنولوژي و تصميم‌گيري مالي
  • مقولات کيفيت و بهره‌وري
  • روش‌شناختي‌هاي مديريت تکنولوژي
  • راندمان و پايداري زيست‌محيطي
  • رشته‌هاي علوم
  • تکنولوژي مواد
  • تکنولوژي محصول
  • تکنولوژي توليد يا فرايند
  • تکنولوژي اطلاعات
  • تکنولوژي محيطي

مديريت تکنولوژي، رشته‌هاي ناظر بر خلق تکنولوژي را به رشته‌هاي ناظر بر تبديل تکنولوژي به ثروت پيوند مي‌زند. در مباحث مديريت تکنولوژي تلاش مي‌شود به سوالات زير پاسخ داده شود:

  • تکنولوژي چگونه خلق مي‌شود؟
  • چگونه مي‌توان آن‌را براي ايجاد فرصت‌هاي کسب‌و‌کار به کار بست؟
  • چگونه مي‌توان استراتژي تکنولوژي را با استراتژي کسب‌وکار يکپارچه نمود؟
  • چگونه مي‌توان از تکنولوژي براي کسب مزيت رقابتي استفاده کرد؟
  • تکنولوژي چگونه مي‌تواند انعطاف‌پذيري سيستم‌هاي توليدي و خدماتي را بهبود بخشد؟
  • چگونه مي‌توان سازمان‌هايي طراحي نمود که با تحولات تکنولوژيک سازگار باشند؟
  • چه‌وقت بايد به سراغ تکنولوژي رفت و چه‌وقت بايد آن‌را کنار نهاد؟

در ايالت متحده، جلسات منظمي توسط شوراي تحقيقات ملي، بنياد ملي علوم، دانشگاه ميامي، و چندين دانشگاه و سازمان تخصصي ديگر براي بحث پيرامون مديريت تکنولوژي منعقد گرديد. نتيجه‌ي اين جلسات، تعيين مهم‌ترين موضوعات يا سرفصل‌هاي مديريت تکنولوژي بود. اين سرفصل‌ها در شکل صفحه‌ قبل (ذيل مديريت تکنولوژي) فهرست شده اند.

سياست‌هاي علم و تکنولوژي، تأثيرات عمده‌اي بر رقابت‌پذيري کشورها دارند. ازاين‌رو، فرايند، نوآوري‌هاي تکنولوژيک بايد به خوبي درک شود.

زيرساخت و مديريت تحقيق و توسعه، موضوعي کليدي است و کارآفريني نيز براي توسعه تکنولوژي‌هاي جديد ابزاري حياتي به‌شمار مي‌آيد. چرخه‌‌ عمر تکنولوژي و نيز چرخه‌هاي عمر محصول و فرايند روزبه‌روز کوتاه‌تر مي‌شود و از ‌اين‌رو نقش پيش‌بيني تکنولوژي در طرح‌ريزي تکنولوژي اهميت بيشتري پيدا کرده است. ساير مباحث مهم در شکل مشخص شده‌اند.

تمامي اين سرفصل‌ها در يکديگر تنيده‌اند و بافت مديريت تکنولوژي را تشکيل مي‌دهند. اين مقولات داراي پيامدهاي مهمي براي مديران و مهندسان هستند.

مهندسان با مولفه‌هاي فيزيکي تکنولوژي سروکار دارند ولي بايد بتوانند تکنولوژي را با سيستم‌هاي اقتصادي و بازار مرتبط سازند. مديران نيز بايد بتوانند پيامدهاي تکنولوژي را براي کسب‌وکار خود پيش‌بيني کنند.

ضروري است که همه‌ي دست‌اندرکاران درک کاملي از ارتباط تکنولوژي با بازار و توليد ثروت داشته باشند و مفاهيم پايه‌ي آن‌را بشناسند.

  • ضرورت مديريت تکنولوژي

دنيا در حال تغيير است و سرعت اين تغيير روزبه روز بيشتر مي‌شود. تکنولوژي‌هاي جديدي ظهور مي‌کنند و معادلات بازرگاني را برهم مي‌زنند. سيستم‌هاي مديريت نيز بايد بتوانند با اين تغييرات کنار بيايند.

مهمترين تفاوت دنياي امروز با ديروز، سرعت تحولات تکنولوژيک عنوان شده است. اين موضوع با تغيير در قلمرو به‌کارگيري تکنولوژي همراه است.

رقابت جهاني نيز تقريباً مقوله‌ي جديدي است. در دهه‌هاي 1980 و 1990، با ظاهر شدن کشورهاي جديدي در صحنه‌ي بين‌الملل، رقابت جهاني شدت گرفت. از آن به بعد، موازنه‌ي قدرت اقتصادي دائماً در حال تغيير بوده است.

هم‌اکنون اکثر کشورهاي جهان تجارت آزاد جهاني را تجربه مي‌کنند و شکل‌گيري بلوک‌هاي تجاري به يکي از ويژگي‌هاي بارز عصر حاضر تبديل شده است.

به‌عنوان جمع‌بندي مي‌توان گفت که مهمترين دلايل توجه به مديريت تکنولوژي در دنياي کنوني عبارتند از:

  • سرعت گرفتن تحولات تکنولوژيک
  • تغيير در قلمرو (از توليد انبوه به انبوه‌سازي طبق سفارش)
  • تغيير در رقابت (حضور کشورهاي جديد در صحنه‌ي رقابت و تغيير قوانين رقابت)
  •  شکل‌گيري بلوک‌هاي تجاري

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:27  توسط  soheil  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

                  

مقدمه  

هر کدام از شهرهای باستانی کشور عراق ، دوره ای از ادوار تاریخی را با سیر تطور و تحول شتابان تمدن پشت سر نهاده است. الحضراء (هاترا) نیز عصر درخشانی را در شرایط منحطی که در آن بود ، در صحنه تاریخ آن زمان سپری نموده  ، با آنکه در اقطار جنوب غربی آسیا تمدنهای اعراب و آرامی و آشوری و ایرانی و یونانی و رومی ومصری حضور داشتند. در آن دوره پرآشوب که کشورهای مقتدر و متخاصم راه انداختند و صدمات آن به  اکثر مناطق رسید، حضر (هاترا)  همچنان از این حوادث خانمان برانداز برحذر بود و لذا به هنر و صنایع خود (در آن بحبوحه حوادث) رنگ و شکلی تازه بخشید ، و اعتقاد و باورهای خود را بر روی بناها و حجاریهای بسیار بر سنگ به نمایش گذاشت. همه این هنرنمایی حاصل فکر وقاد  و آگاه و روشن و محرب ، و نیز برخواسته از روح و روانی صاف و بی آلایش و آرام مردمانی بود که در چنان محیطی استعدادها را بر می انگیزاند و با جان و دل در فضای بادیه احساس می شود. محیطی که نه مرزی و حدودی برای آن وجود داشت و نه بیگانه ای بر آن حکم می راند.

شهر حضر (هاترا) با موقعیت جغرافیایی ویژه خود در بادیه های سرزمین عراق ، در دوردست ترین مناطق نفوذ کشورهای متخاصم واقع بود ، که با داشتن قلعه ها و باروها و خندقهای عمیق در اطراف آن ، از حوادث دوران محفوظ و مصون ماند. در وسط این شهر معبد باشکوهی قرار داشت که به اطراف شهر محیط و با صخره های سنگی عظیم بنا شده ، و داخل معبد را مجسمه های بزرگ شهر و بتهای بزرگترین خدایان مزین کرده بود.  هنگامیکه اوضاع سیاسی در کشورهای مشرق زمین در نیمه قرن سوم میلادی (باظهور ساسانیان) دستخوش تحول گشت ، دوران تمدن درخشان حضر (هاترا) نیز افول و پایان یافت و همه آثار تمدن فروکش نمود و به بوته فراموشی رفت تا زمانیکه آثار باستانی کشور به سال 1951 میلادی بر آن شد که آثار باقیمانده تمدن هاترا را کاوش کند. در مراحل اولیه کاوش ، پیوسته به خاک برداری بناهای برجای مانده مشغول بودند و سپس تدریجاً به بازسازی و احیاء ابنیه هاترا اقدام شد.                                                                                               

            

 

دیباچه

شهر حضر (هاترا) درسه قرن نخست میلاد مسیح به اوج مجد و عظمت دست یافت. در آن هنگام که حضر به عنوان یک شهر بزرگ در سرزمین عراق مطرح بود ، هر صاحب مقصدی بدانجا می رفت و هر جستجوگری معابدش را زیارت می نمود ، در این اوضاع و شرایط ثروتهای زیادی از هر سوی به طرف آن سرازیر می گشت.

این شهر با این موقعیت چنان پیشرفت کرد که وجودش به عنوان« دولت شهری» یگانه ، وارد مرحله ای از تاریخ آن روزگار گردد که بتواند در برابر دست درازی رومیان مقابله نماید و در مقابل توطئه ها و حملات دشمنان که می خواستند بر آن شهر استیلا یابند مقاومت کند.

حضر شهریست مدور با دروازه های بزرگ و بناهای عالی و با شکوه که معبد کبیر درست در وسط آن جای دارد. طراحان حضر با این اسلوب مدور ، شهر را با نقشه ای از پیش فراهم آمده خط کشی نموده و اهداف مهم و ویژه ای را دنبال می کردند از جمله ساختن حضار و دیوار بلند دایره ای شهر که بزرگترین مساحت در کوتاهترین خط و زاویه را برداشت و همچنین برجها و قلعه هایی که بر روی این دیوار ضخیم دایره ای برای دفاع از شهر (در حالت اضطراری) ساخته شده بود با آن موقعیت چشم انداز که داشت از داخل نیز شیارها و کنگره هایی بر آن برجها درست کرده بودند که از زاویه ای به حالت منفرجه و گشاد برخوردار بودند. همچنین از مزایا و منافع مهم این نوع دروازه های بلند که متصل و مرتبط به قسمت داخلی شهر بودند این بود که در ایام محاصره ، دشمن را بسیار خوب تشخیص می دادند و بر آن سیطره داشتند و گشودن این دروازه ها بسیار سخت تر از گشودن دروازه های مستقیم بود.آنان معبد کبیر را به عنوان مرکز شهر در وسط و نقطه دایره شهر قرار دادند ، زیرا معبد به عنوان محلی برای گردهمایی ها و اجتماعات این  شهر ، به سهولت قابل دسترسی بود زیرا هنگامیکه از سوی دشمنان بر آن حمله میشد، درست در مرکز تدبیر و اداره دفاع از شهر قرار داشت.

حضر با داشتن این ویژگیها به عنوان نمونه شهری محبوب و دوست داشتنی درآمده بود ، درست همانند وصفی که برای شهر بغداد به صورت دایره ای شکل گزارش شده که توسط ابوجعفر منصور خلیفه عباسی بنیاد نهاده شد پس از قریب شش قرن (از شهر حضر) که آن هم به شکل مدور ساخته شد و در مرکز آن کاخ و مسجد جامع قرار گرفت و دروازه های آن را نیز به شکل برج دار و کنگره دار ساختند.

شهر حضر پیشرفت زیادی نمود و چنان در محیط بادیه توسعه پیدا کرد که حتی رودخانه ای نیز در آن جاری نبود و نه باران کافی هم برای کشت و زرع داشت. از مهمترین عوامل پیدایش و گسترش این شهر ، در این مکان بیابانی و دوره افتاده ، همانا اعتقادات دینی بود به صورتی که معابد و آرامگاههای بسیاری در شهر وجود داشت. عامل دیگر رشد و توسعه حضر دفاع از شهرهای تحت حکومت پارتیان علیه رومیها بود و نیز تجارت و بازرگانی اهالی شهر که بر یکی از شاهراههای مهم تاریخی و تجاری که کالاهای وارداتی را از چین و هند به آسیای صغیر و اروپا می بردند ، تسلط و نفوذ کامل داشتند.                                                                                                                  

حضر مانند سایر شهرهای تدمر و بتراء و جرش و دورایوروبس از شهرهای بیابانی (بادیه) محسوب می شد که برخی از صاحبنظران به آنان « شهرهای کاروانی» اطلاق می کردند . ساکنین این نوع شهرها بسیار متحرک و پرجنب و جوش بوده و رفت و آمد به سایر مناطق زیاد داشتند و به غیر از آنچه که خودشان نیز برخوردار از صفات و خصلتی ویژه در رفت و آمد بودند و هنر مخصوص آنان بود که از این حیث برخی پژوهشگران آن را در اصطلاح جدید «هنر شهرهای مرزی» می نامند زیرا این شهرها در صحراها و بیابانهایی واقع شده که مرز بین امپراطوری روم و اشکانی محسوب می شدند.

با استیلاء حکومت ساسانی بر عراق ، عوامل تحکیم و تمکن شهر حضر تضعیف گشت،هنگامیکه شاپور اول در سال 240/241 میلادی بر حضر چیره گشت ،شهر در این برهه از تاریخ یکدفعه رو به ضعف و نابودی نهاد که تا روزگار ما ادامه یافت.

حضر امروزه به سبب عملیات بازسازی و مرمت گسترده و مستمر که توسط مدیریت کل آثار باستانی از سال 1951 م آغاز گردید و مراحل کاوشهای باستان شناسی و مرمت و حفظ و احیائ بناهای شهر بر عهده این مدیریت گذاشته شد مجدداً عظمت و شکوه گذشته اش را بدست آورد. حضر برای باستان شناسان خارجی و داخلی به سبب موقعیت خاص آن در قلب بیابان و به دور از شهرهای جنجالی جدید ، جذابیت شیرینی داشت ،بویژه همگی را برای مشاهده بناهای عظیمش و کثرت مجسمه ها و بت هایی که آنجا به سبک خاصی قرار داده شده اند به سوی خود فرا می خواند و شیفته خود می ساخت.

موقعیت

حضر شهری پهناورست که بناهای سنگی عظیم آن با نقش برجسته ها و نگاره ها و مجسمه ها آراست و تزیین شده است . شهر در 110 کیلومتری جنوب غربی موصل واقع شده و منطقه اطراف آن بیابانی بوده که حوزه های آبریز و زراعتهای چشمگیر در آن زیاد نیست.

موقعیت شهر حضر دقیقاً مانند شهر «تدمر» و «البتراء» و سایر شهرهای بیابانی است که به مرور زمان به تناسب وضعیت ویژه ای که در مناطق دوره افتاده داشته اند رشد و توسعه پیدا کردند. این شهرها در کنار بیابانهای مرزی و نیز بین مرزهای دو امپراطوری بزرگ آن روز (رم – ایران) که جهان را به دو  بخش مجزا ، در قرون اولیه میلادی تقسیم کرده ، و بر سر تسلط بر ممالک و بسط و نفوذ و گسترش قدرت سیاسی همواره در جنگ بودند ، قرار داشتند .

این دو امپراطوری در این جنگها تمام امکانات مادی و انسانی خود را برای رسیدن به هدف بکار می گرفتند و هر کدام از  این دو قدرت تلاش بسیار می نمودند تا دل قبایل عرب بیابان نشین را از طریق تطمیع و امتیازات مالی بدست آوردند. از این دو قطب سیاسی نخست امپراطوری روم بود که دایره نفوذش را تا آسیای صغیر بسط داده و بویژه از زمان محکومت بوبیوس (به  سال 66 ق.م) سیاستی توسعه طلبانه را در بلاد بین النهرین دنبال می کرد ،دو دیگر امپراطوری پارتیان بودند که سرزمین اصلی این قوم بلاد ماوراء النهر بود ، پارتیان پس از تسخیر و تسلط بر برخی مناطق و ممالک در شمال فلات ایران مستقر شدند و بعد از آن نیز به کشورگشایی و تسخیر نواحی دیگر جهت گسترش و بسط حکومت خود پرداخته تا اینکه در سال 139 ق.م تحت رهبری مهرداد شاه اشکانی بر سرزمین عراق نیز استیلاء یافتند ، و دست سلوکیان را از آن نواحی کوتاه کرده و بالاخره تا آنجا پیش رفتند که بر دیوار و حصارهای شهر سلوکیه هم دست یافتند و سپس کاخهایی در مقابل آنان در شهر تیسفون بر بلندیهای شرق رود دجله بنیاد کردند . به هر حال آنچه که در شکوفایی و توسعه این «شهرهای بیابانی» بسیار موثر بود همانا روی آوردن مردم آنها به تجارت و بازرگانی می باشد که کالاهای تجارتی را بین «موان» خلیج فارس و شهرهای سواحل شرقی به دریای مدیترانه که به مانند پلی بین آسیا و اروپا بود ، نقل و انتقال می دادند.

این قریه (حضر) مهمترین و مشهورترین مرکز تجمع قبایل بود که در کویر بیابانی شمال جای داشت وبه مرور زمان بواسطه کثرت مراتع و چراگاهها در اطراف آن وفور نعمت آب در فصلهای بهار ، در حوالی آن مردم سکنی گزیدند . بعد از آن مردم بنایی را برای بتها و خدایان خود بنیان کردند و نذورات خود را به آنان پیشکش کرده و در عیدها به زیارت و طواف آن می شتافتند و مردگان خویش را نیز در کنار آن بتها به خاک می سپردند.

شمس (خورشید) والاترین و مشهورترین خدای آنان بود که عربها به اسامی گوناگون آن را پرستش می کردند: در کعبه حجاز (شهر مکه) او را به نام «هبل» و در بتراء بنام «ذی الشری» و در حضر به اسم «شمش» یا «شمشا» می شناختند.

شهر حضر پس از آن بتدریج توسعه و پیشرفت نمود و بویژه بعد از فتوحات اسکندر مقدونی (331-321 قبل از میلاد) در کشورهای مشرق زمین و آنچه بعد از (در دوره سلوکیان) از تاسیس شهرها و ساختن راهها و جاده هایی که از شهر بابل به سایر نقاط منشعب می شد. در گسترش این شهر بسیار موثر بود. احتمالاً نخستین معبدی که در حضر با سنگ بنا گردید متعلق به دوره شاهان سلوکی باشد که جانشین اسکندر مقدونی در حکومت بر عراق و سایر کشورهای شرقی بودند . هنگامیکه قسمتهایی از ستونهای بلند و ضخیم و اجزایی از نمونه های حجاری و ظروف گلی کشف گردید، احتمال زیاد می رفت که این آثار متعلق به قرن دوم قبل از میلاد باشد یعنی به اواخر دوره سلوکی بر میگردند.

حضر در مسیر یکی از شاهراههایی قرار داشت که دو پایتخت سلوکی را به هم می پیوست : سلوکیه که در سرزمین مدائن در کنار رود دجله واقع بود و انطاکیه در سرزمینهای هموار اسکندریه در فلات سوریه .

حضر به سبب آشکار گشتن موقعیت نظامی آن برای دفاع از امپراطوری پارتی وسعت زیادی پیدا کرد و بویژه از هنگام جنگهای فرسایشی در آسیای صغیر با رومیان ، در زمان شاه اشکانی فرهاد سوم (69-57 ق.م) و پسرش ارد اول (57-36 ق.م) تبدیل به شهر بزرگی شد.

در این هنگام همچنان خطر رومیها در دوره پارتیان باقی بود . در نتیجه این خطر بزرگ ، اهمیت قبایل عرب (با داشتن موقعیت استراتژیکی) بیش از پیش آشکار تر شده و در این میان حضر که به عنوان بزرگترین مراکز این قبایل در آمده بود ، روی قوای اصلی نظامی آن در دفاع از حملات دشمنان و هجوم بر آنان ، حساب قابل ملاحظه ای می شد.

آثار تاریخی

شهر حضر تقریباً دایره ای شکل و میزان مساحت آن نزدیک به دو کیلومتر است . خندقی عمیق که از هر جانب استحکام بخشی شده شهر را احاطه کرده و دیواری بر آن با 163 برج و تعدادی قلعه ساخته شده است. این حصار از دو دیوار بلند تشکیل شده که عرض هر کدام از آننها 3 متر و 5/2 متر و مسافت (فاصله) بین دو دیوار 12  متر در بخش دروازه شمالی شهر میباشد. در فاصله 500 متری خارج از دیوار اصلی شهر باقیمانده دیواری کشف شده که از جمیع جهات شهر را دبر گرفته ولی به هر حال معلوم نیست که آیا دیوار خارجی شهر بوده یا اینکه توسط دشمن دیواری ساخته اند که مانند حلقه ای شهر را در  محاصره خود داشته است؟ در  امتداد و بر روی دیوار شهر چهار دروازه بلند و باز متصل به قسمت دخالی شهر ساخته اند که تقریباً مهمترین چشم انداز را دارا بوده و در قسمتهای چهارگانه عمده شهر جای دارند. عملیات کاوش در باب یکی از دروازه های شمالی رو به طرف راه سنجار ، آغاز شد و سپس کاوش از دروازه خیابانهای شهر تا وسط شهر ادامه پیدا کرد تا جایی که معبد کبیر در آن برپاست ، محلی که دیوارهای بلند آن بلندتر از خرابه های آثار بر جای مانده است لذا از مسافت بسیار دور نیز از همه جهات دیده می شود.

در شهر حضر معابد کوچک زیادی بطور پراکنده وجود دارند و تاکنون کاوش یازده معبد از آنها به اتمام رسیده است که در این معابد مجسمه های زیادی از اشخاصی که معابد را ساخته بودند یا افرادی که ساکنین حضر احترام و ادب زیادی برای آنها قائل بودند و همچنین تعداد بسیاری از بتهای خدایان حضر کشف گردید. بنابراین معابد کوچک در حقیقت به مثابه خانه های بتها محسوب می شدند که بلاد عرب در دوره های قبل از اسلام با داشتن این نوع ساختمانها مشهور بودند .

آثار زیر خاکی کثیری نیز در حضر بویژه جبهه شرقی شهر کشف شدند که به شکل برجهای سنگی ساخته بودند.

در قسمت دروازه شمالی شهر ، قصر مجللی بنا شده که برای کشف کامل سایر قسمتهای آن ، عملیات کاوش ادامه دارد و نیز در بخش جنوب غربی شهر میدان وسیعی است که آبگیری دائم دارد. در اطراف معابد کوچک  ، بین معبدها و در فاصله معبد  کبیر مجموعه ای از آثار مخروبه وجود دارد که ظاهراً از بقایای خانه های مسکونی بوده اند وآن محدوده و میدان را به اندازه صد هکتار اشغال کرده است. در آنجا هیچ خانه ای بدون چاه نمی باشد ، زیرا ساکنین شهر در آب آشامیدنی تنها به آب چاهها اعتماد داشتند ، همچنانکه در کنار چاهها ، آب انبارهای مخروطی شکل نیز که با ردیف تخته سنگها بنا شده بود برپا کرده که آب باران را در آن ذخیره می کردند.

 

                                                                

 

 

 

 

خصوصیات معماری حضر

معماری حضر بطور کلی در شیوه ساخت و ساز و استفاده از مواد و مصالح و نوع سبک معماری و هنرهای تزیینی و آرایشی بناها اسلوب های ویژه خود را داراست.

در آثار معماری حضر ، معمولاً از سنگهای تفته و گچ به کثرت استفاده شده و نیز در ساخت ایوانها که یکی از عنصرهای اصلی سبک معماری آن بشمار می آید. تزیینات بر روی ایوانهای معبد کبیر با ساختن مجسمه ها و آرایشهای هنری و ستونها و نیمه ستونهای نهاده شده با اسلوب معینی از معماری دقیق آن حکایت می کند.ابنیه حضر در مرحله اول به دو نوع تقسیم می شود : یکدسته که با خشت خام و ملاط گچ ساخته شده اند و دسته دیگر از ابنیه که ارتفاع بلندی را دارا هستند که با تخته سنگهای بزرگ و تفتیده همراه با استفاده از گچ ساخته شده اند. بر این اساس شهر حضر از کهنترین شهرهای معروفی است که در ابنیه آن گچ به طور وسیعی بکار گرفته شده است. البته ملاط در آثار و بناهای شهرهای قدیمی مثل آشور و نینوا و بابل که از گل ساده و احیاناً از قیر بوده کاربرد داشته است.

ساختمانهای مسکونی و معابد کوچک از ابنیه نوع اول است که معمولاً با خشت خام و گچ ساخته شده اند البته قسمت زیربنایی دیوارها را بطور بسیار قلیل از قطعه سنگهای مرتب و به اندازه ساخته اند . و پس از آن ساختمان را به همین شیوه به اتمام رسانده و اطاقها و دیوارهای آن را با خشت خام و گچ محکم می کردند . از دوره  سکونتهای اولیه ، در جبهه شرقی شهر در وسط آن ، قسمت بیرونی حیاط خانه ای کشف گردید که اطرافش را اطاقها و تاسیسات سکونتگاههای دیگر تشکیل داده بود. اگر این خانه بنای وسیعی بوده باید بیش از یک حیاط داشته باشد و در حین حال مشتمل بر قسمتی ویژه برای پذیرایی مهمانان نیز باشد. البته موقعیت این ساختمان به گونه ای است که کسی نمی تواند به داخل آن راه پیدا کند بلکه از لابلای خلال گذرگاهی که دارد می توان به آن راه پیدا نمود.

از بناهای دیگری که با خشت خام بزرگ ساخته شده اند معابد کوچکی هستند که تاکنون با توجه به کاوشهای باستان شناسی بالغ بر یازده معبد شده اند. این معابد از حیث سبک معماری شبیه به هم هستند. یکی از آن معابد از مصلی مستطیل شکلی تشکیل شده در قسمت وسطی یکی از ضلعهای طولی مصلی ، اطاق چهارگوش کوچکی به آن متصل بوده که خلوتگاه «ایزدی» است که مجسمه اش را درآنجا نصب کرده اند ، و در جلوی مصلی حیاط بزرگی واقع شده که در اطراف آن ساختمانهای مسکونی و یا خانه های کوچک و نیز ایوانهائی با شبستان برای خدمات ویژه معبد ساخته اند یکی از این معابد کوچک که همان معبد هشتم است دارای دو مصلی و یا خانه برای بتان می باشد که  یکی از آنها پس از تخریب آن دیگری بنا گردیده و آن مصلای قدیمی را طایفه بنوتیمو و بنوبلعقب در سال 98 میلادی برای عبادت نرگول (نرجول) ساخته اند این مصلی دارای اطاقکی چهارگوش بوده که از طریق درب ورودی وسط یکی از ضلعهای طولی معبد به آن داخل می شوند. روبروی این درب ورودی در ضلع طولی معبد محرابی تعبیه شده که در آن بت خدای نرگول (نرجول) قرار داده شده است.در مصلای دومی معبد هشتم مشاهده می شود که اطاقک چهارگوش کوچکی برای محل این محراب ساخته شده است. این اطاق دیوارهایش به خارج از ساختمان اصلی بیرون زده است به صورتی که مصلی از بخش بیرونی به شکل مستطیلی چسبیده به چهارگوش کوچکی (در قسمت وسطی طول معبد) خود را نشان میدهد ، و این سبک معماری برای همه معابد کوچک در حضر مرسوم گردید.

شکوه و زیبندگی این شکل معماری همچنین با افزودن آن به خلوتگاه شمس نیز که پشت ایوانهای همردیف قرار دارد ، مشاهده می گردد. خلوتگاه شمس را تقریباً شبیه به شکل معابد کوچک ساخته اند. معبدی نیز با سبک و شیوه معابد کوچک حضر در شهر دورااورپوس نیز وجود دارد که این معبد مخصوص پرستش «جد» الهه خوشبختی است.

اما نوع دوم از ابنیه حضر که با تخته سنگها ساخته شده اند بلندترین و بزرگترین این آثار دیوار و باروی قدیمی شهر است ، و نیز همراه با برجها و دروازه های آن و همچنین معبد کبیر که در وسط شهر حضر بنا شده است ، و همچنین گورها و قبرها و آرامگاههای مخصوصی که در داخل شهر پراکنده می باشند بویژه در جبهه شرقی شهر .

معبد کبیر با شکوهترین و بزرگترین بناهای شهر حضر است و مهمترین بنای معبد ساختمان مستطیلی شکلی است که دیوارهای سنگی آن را احاطه کرده اند که معبد را به  دو بخش مجزای صحن و حرم معبد تقسیم می کند، داخل  معبد کبیر ، شش معبد مشخص یا عبادتگاه (مصلی) پراکنده که هر کدام  مخصوص عبادت یکی از خدایان است قرار دارد دیوارهای این بناها با شیوه و سبک خاصی ساخته شده اند . سطح نمای هر دیواری را با تخته سنگهایی صاف و مرتب بنا کرده اند و قسمت و روی داخلی دیوار را با قلوه سنگها ساخته اند . و جاهای خالی دیوارها را با ملاط گچ و خرده سنگها پر کرده اند ، با توجه به ضرورت ربط و پیوند قسمت بیرونی و درونی دیوار در فاصله های مناسب با سنگهای پهن و دراز ، همان کاری را که میخ در به هم وصل کردن چوب دارد همان را نیز این سنگهای دراز انجام می دهند.

از ویژگیهای معماری حضر عدم جمع ابنیه ، داخل یک معبد واحد در مرکز واحد معینی می باشد ، لذا ابینه و آثار داخل و محدوده معبد کبیر پراکنده هستند و به همین گونه این قضیه در مورد معابد کوچک نیز صادق است، از آنجا که ما مشاهده میکنیم که خانه های ساخته شده در اطراف حیاط یا عبادتگاه همگی از هم فاصله دارند و به هم متصل نمی باشند.

در هر بنایی از بناهای شهر حضر که کاوش و مورد بررسی قرار گرفته است تقریباً دارای ایوان می باشند . و ایوان در کلیه معابد و کاخها و خانه های مسکونی به عنوان یک عنصر معماری حضور دارد. و این عنصر معماری متداول در حضر ، بناهای آن را از آثار و بناهای هلنی و رومی متمایز و متشخص می گرداند . زیرا که در بناهای هلنی و رومی ستونهای سنگی به وفور به جای ایوان بکار گرفته می شود بویژه در شهرهایی که معاصر دوره معماری حضر هستند.

ایوان در معماری حضر برای یکی از دو هدف یا دو هدف اصلی زیر برپای می شد: یکی اینکه برای افزونی ضخامت و بزرگی و زیبایی و تزیین بنا ساخته می شد. دو دیگر اینکه برای افزودن و زیاد کردن مکان و فضای ساختمان اصلی و ایوان به صورت سقف دار نیز ساخته می شود که این ایوان همان کاربردی را دارد که صفه و پیش سراها در کاخها دارند . ایوان در وقت خودش عبارت بوده از یک فضای سرپوش که از بارش باران و اشعه و نور خورشید به داخل ساختمان اصلی محافظت و جلوگیری می کرده است.

 

هنرهای تزیینی در معماری حضر در درجه نخست بر روی قسمتهای بیرونی ایوانها در نیم ستونهایی که به بنای اصلی متصل بودند انجام می گرفت . و نیز بر روی ستونهایی که در بالاترین ارتفاع و بهترین قسمت بنا قرار می گرفتند . و نیز تزئینات بر روی مجسمه ها و پیکره های تراشیده شده ازسنگهای قوسی در قسمت جلویی ایوانها که  مجموعه ای از خدایان و موجودات اسطوره ای و احیاناً اشخاصی که درساخت بنا نقش داشته اند را ناشن می داد. و همچنین از تزیینات و هنرهای بکار گرفته شده در قسمت بیرونی بنا عبارتند از: 1-شکلهای حیوانی

2- شکلهای گیاهی

3- شکلهای هندسی

 

معرفی فضاها و کاربری آن

 

معبد کبیر (معبد شمس = خورشید)

باشکوهترین و بزرگترین بنای شهر حضر معبد کبیر است ، این معبد با پارچه سنگهای عظیم مدور و مواد و مصالحی چون گچ بنا گردیده و درست در وسط شهر قرار گرفته که همه خیابانهای عریض و طویل شهر بدان منتهی می شود.

ساختمان معبد رو به سوی مشرق ساخته شده برای اینکه در درجه نخست جهت عبادت خورشید اختصاص یافته است. معبد نزد ساکنین حضر به «هیکلاربا» یعنی معبد کبیر مشهور است یا «بیت الها» به معنی خانه خدایان

معبد کبیر تقریباً مستطیلی شکل است که با دیوارهایی احاطه شده است ابعاد این دیوارها از آغاز ضلع شمالی قسمت داخلی معبد به ترتیب اینگونه است : 435متر ، 5/321 متر ، 438 متر (ضلع جنوبی) ،  310 متر .

معبد دروازه ای اصلی و بزرگ ، در دیوار شرقی داشته و علاوه بر آن یازده دروازه دیگر نیز دارد معبد بطور کلی با دیواری که دو دروازه بزرگ در آن تعبیه شده به دو بخش تقسیم می شود : 1-حرم معبد  2- صحن معبد.

در بخش حرم ، ردیفی از  ایوانهایی قرار دارد که رو به شرق دارند و پشت ایوانها نیز خلوتگاه شمس قرار گرفته، و آن اطاقی چهارگوش که با راهروهایی که به آن منتهی می شود احاطه شده است و در مقابل ردیف ایوانها عبادتگاه رب النوع «شحیرو» قرار دارد که در روبروی این عبادتگاه نیز عبادتگاهی از آن خدایی مجهول و ناشناس ساخته شده است . در حرم دوبنای دیگر نیز وجود دارد که تابحال در مورد آنها هیچگونه

کاوشی انجام نگرفته است.یکی از آن دو ، آنسوی عبادتگاه «شحیرو» بوده و دومی از آن در زاویه جنوب شرقی حرم می باشد.

اما در صحن معبد مهمترین و بارزترین اثری که در آن ساخته شده معبد «مرن» است که در عقیده تثلیث ساکنین حضر سید و سرور همه می باشد. این معبد به دو ردیف از ستونهای بلند احاطه گشته است. در صحن همچنین قربانگاهی بزرگ و مرده شوی خانه و خانه سقایت (آبرسانی و آبدهی زائران)همگی در زاویه جنوب غربی احداث شده اند.

برای استحکام بخشی و مقاومت دیوارهای داخلی معبد در برخی از جاهای معین و مشخصی ، بناهایی ساخته اند که گمان می رود سقف آنها با چوب پوشانده شده و ستونهایشان را هم از سنگ و گچ بوده است.

 

 

                                                     

 

 

 

 

 

خلوتگاه شمس (معبد چهارگوش)

این خلوتگاه پشت ایوانهای همردیف واقع شده ، خلوتگاه از یک اطاق چهارگوش در ابعاد 96/11م × 75/77 م شکل یافته و از هر چهار طرف بوسیله دهلیزهایی احاطه شده است.  این بنا نسبت به سایر بناها در زمان متاخرتری احداث گردیده ، جز اینکه اساساً فکر ساختن چنین خلوتگاهی از بدو شروع احداث ایوانهای همردیف مطرح بوده است. پس از آن برای ساخت خلوتگاه محاسبه و پیش بینی لازم را انجام داده اند با توجه به اینکه قسمتی از ساخت و ساز دروازه ای که در آغاز ایوان جنوبی قرار گرفته رها کرده اند. این خلوتگاه مخصوصاً برای خدای خورشید (شمس) ساخته شده است . زیرا تصویر این ایزد بر روی آستانه در خلوتگاه که منتهی به اطاق چهارگوش می شود پیدا شده است . این تصویر چهره جوانی را که حول سرش هاله ای ازنور است نشان می دهد. اطاق اصلی با گنبدی ( طاق ضربی) سرپوش شده که این گنبد تا حدودی ارتفاعش بلندتر از سایر گنبدهای طاقهای دهلیزهایی است که در اطراف اطاق اصلی ساخته شده است . بر روی دیوارهای بیرونی این بناء کنگره هایی ساخته اند که تا ارتافع سطح بالای اطاق ادامه دارد.

این بنا از نظر شکل مکعبی آن نسبت به سایر آثار معماری حضر تقریباً منحصر به فرد است. این  کعبه شیوه ساخت کعبه های مرسوم در نزد عرب جاهلی را القاء می نماید. خلوتگاه در هنگام کاوشهای باستان شناسی خالی از آثار و اشیاء نفیس و قیمتی بود و سطح زمین آن را قبلاً برای یافتن گنج و طلا و زیورآلات قیمتی حفاری کرده بودند که گمان می رفته که در آنجا مدفون کرده اند .

اما دهلیزهایی که در خلوتگاه ساخته شده  مشتمل بر چهار مجسمه بزرگ مرمری بوده که دو مجسمه آن متعلق به دو پادشاه حضر «سنطروق اول» و «سنطروق دوم» بوده که با  کتیبه ای که روی آنها نقر شده می توان از هم تشخیص داد. دو مجسمه دیگر احتمالاً از آ« کاهن بزرگ «نصر و مریا» و عبد سیما شاه حضر باشد. این مجسمه های مرمت شده در دهلیز جلویی پیدا شدند.

 

 

 

 

 

 

معبد شحیرو

معبد کبیر از بناهایی است که به سبک معماری هلنی – رومی ساخته شده است. بر اساس این نوع سبک معماری : عبادتگاه مسطتیلی آن در ابعاد 58/11×62/7 متر بنا شده که بر بالای آن نیز گنبدی ساخته اند و در بخش جلویی (سطح نما) معبد ، طاقی به ارتفاع 35/5 متر زده اند . این عبادتگاه به شکل ایوان مانندی است که در بخش جلویی آن ، سایه بانی با شش ستون مدور و دو پایه چهارگوش برافراشته شده است.

در جانب چپ عبادتگاه حیاط مستطیلی شکل در ابعاد 10/10× 10/5 متر  وجود دارد که به بنای کوچک چهارگوش منتهی می شود . در محوطه زمین این حیات ، سردابی قرار گرفته که سقف آن با پارچه سنگهایی پوشانده شده که با پله ای می توان به داخل آن وارد شد. گمان می رود این سرداب شاید آرامگاهی بوده است . در جانب راست عبادتگاه هم ، بنایی به شکل سایبان در دو طبقه ساخته اند که ستونهای طبقه زیرین آنها بزرگ و سرستونهای آن به سبک یونانی می باشد.

سایبان ، طبقه بالایی ستونهایش کوچک و سرستونهایش به سبک «کورنتی» است . با عبور از پله های زیادی از کف تا معبد می توان به طبقه دوم سایبان رسید در این معبد چهارمرحله مرمت و بازسازی انجام  گرفته که تا حد زیادی چهارچوب اصلی معبد را بر اساس طرح اولیه تغییر داده ، این چهار مرحله عبارتند از :

1-عبادتگاه در اصل دارای سقف بوده و با سقفی چوبی به شکل کوهان شتر پوشیده و همچنین سایبانی نیز در بخش جلویی (سطح نما) معبد وجود داشته است.

2-سقف چوبی را به سقف گنبدی سنگی  تبدیل  کرده اند بعد از آنکه دیوار پهنی در طول ضلع غربی ساخته اند تا گنبد را نگه دارد.

3-سایبانی دو طبقه نیز در ضلع غربی آن بر اصل بنا اضافه کرده اند .

4-همچنین پله های ورودی (جلویی) معبد نیز تغییر کرده و بجای آن پله های کوچک دیگری کار گذاشته اند . و مضاف بر اینها دو دیوار معبد از قسمت داخلی آن سوراخ شده و سپس خیلی دقیق و هنرمندانه گچ کاری شده اند و دیوارها را هم با انواع نقوش هندسی رنگارنگ ، تزیین کرده اند .

در داخل معبد «شحیرو» دو مجسمه از آن دو شخص به نامهای «مکی» و «یملک» نیز کشف شدند . کتیبه ای که بر روی یکی از این پیکره ها نقر شده نشان می دهد که احتمالاً این معبد برای الهه ای بنام «شحیرو» برپا شده باشد ، چون در سایر  متون کتیبه های حضر نیز از آن سخن رفته است . البته این موضوع قریب به صحت است زیرا متنی منقوش که در محدوده معبد «مرن» کشف گردیده این قضیه را تایید می کند.

 

معبد سمیا ؟

معبد «سیما» درست روبروی معبد «شحیرو» رو به سمت شمال شناخته شده است. در وسط آن ایوان بلند و بزرگی بنا شده که در دو طروف آن دو ایوان کوچکتر را که به دو اطاق مستطیلی شکل در پشت آن راه دارند، ساخته اند. این نمونه معماری از کهن ترین سبک معماری در حضر است که از یک ایوان بلند در وسط و دو ایوان کوچک نیز به مانند دو بال پرنده در جوانب آن شکل گرفته است . روی هر کدام از دو ایوان کوچک طبقه دیگر نیز بنا شده که ارتفاع آن تا سطح دیوار ایوان بزرگ می رسد. کارشناسان در باب قدمت آن نسبت به سایر ایوانها در برخی از ویژگیهای معماری اختلاف کرده اند که اهم آن عبارتند از اینکه اولاً در طاق ایوان ، نقش برجسته ای وجود ندارد لذا خالی از نقشه برجسته است و ثانیاً سطح نمای معبد خالی از نیم ستونهایی است که معمولاً در دو سوی ایوانها کار می گذاشتند ، و تنها بجای این  نیم ستونها ، ستونهای کم نمایی را با کرانه های منقوش بالای آن به شکل مدور و پهن یونانی آن ، کار گذاشتند.

در بخش جلویی (روبروی) ایوان بزر گ، قربانگاهی که از سطح زمین 97 سانتیمتر ارتفاع دارد ، ساخته شده که با پله هایی که از روبروی و جوانب آن ساخته اند می تواند بالا رفت.  بالای قربانگاه و درست در وسط آن دیواری ساختند که ارتفاعش 109 سانتیمتر است . و پوششی است برای مخفی نگه داشتن آنچه در اطراف قربانگاه صورت می پذیرد. و در داخل دیوار عقبی نیز حفره و سوراخی تعبیه شده که عمقش 55 سانتیمتر و عرض ان یک متر و ارتفاعش 2 متر است و سطح آن همسطح با پوشش دیوار قربانگاه می باشد. و برخی بر این باور رفته اند که شاید آن محلی برای پرچم (رایت) و یا بت بوده است.

در دو طرف ایوان، دو مجسمه بزرگ هم قرار دارد که یکی «سنطروق ثانی» (دوم ) است و آنرا روی طاقچه ای که در دیوار شرقی ساخته اند قرار داده و دومی از آن پادشاهی دیگر که گمان می رود«عبد سیما» باشد ، بر روی پایه ستونی به حالت ایستاده در مجاورت دیوار غربی معبدکار گذاشته اند.

در قربانگاه پشت دیوار پوشش ، روی آن سرمجسمه ای از مرمر  کشف گردید که بعضی بر این باورند که از آن «تراژان» (تراجان) امپراطور روم باشد  و احتمال هم دارد که بخشی از مجسمه ای شکسته شده او باشد که روی پوشش قربانگاه گذاشته اند برای اهانت به او که در تلاش برای تسخیر و استیلا بر شهر حضر ناکام ماند . به هر حال معلوم نیست این معبد برای کدام خدا ساخته شده و شاید برای «سمیا» ساخته باشند که به سبب پیدا شدن پرچمی که زنگوله های مسی بر آن آویخته بودند این پرچم در میان آثار مخروبه ای که روبروی بنا واقع شده کشف گردید. و شاید علت وجودی این بنا ، تعبیری برای کمک و نصرت و پیروزی باشد با توجه به آنچه که سرمجسمه تراژان نیز بر آن صحه می گذارد. همچنین محل برپای داشتن پرچم نیز بسوی شمش (خدای بزرگ) است که به ویژگی حامی و حافظ شهر و ضامن نصرت و پیروزیشان معروف است این موضوع را دقیقاً لوحی که از جنس مرمر که در این بنا کشف شده تایید می کند.

                            

معبد مرن

معبد مرن با سبک معماری یونانی یا هلنی قدیم ساخته شده که در آن ردیفی از ستونها را بجای دیوار بکار می گرفتند این معبد یک ساختمان مستطیل شکل است (با ابعاد 8/9× 9/6 متر) و رو به سوی شرق دارد و روی یک سکو بنا شده  است (به ارتفاع 2/15× 5/10 متر) معبد مرن با 24 ستون  مدور کوچک  با شیوه و سبک معماری یونانی احاطه شده است و تقریباً بر روی شکافهای این سکو سوار هستند . همه ستونها در فاصله واحدی قرار گرفته اند به جز دو ستون که در جلوی دروازه ساختمان اصلی کار گذاشته اند علاوه بر این ستونها ستونهای دیگری نیز سکوی معبد را احاطه کرده اند که از نظر حجم بزرگتر بوده و بر روی قسمتهای پست زمین قرار گرفته اند و شمار این ستونها 25 عدد است . ارتفاع سرستونها تقریباً موازی با سرستونهای کوچک می باشد. و این سر ستونها با ترکیب دو سبک معماری کورنتی و یونانی برپا شده اند . در جلوی معبد پلکانی ساخته اند که با آن می توان به سطح سکوی معبد رسید. البته ظاهراً ستونهای بزرگ تا جلوی معبد ادامه نمی یابند به سبب اینکه فضایی برای بالا رفتن از پله ها راخالی از ستون گذاشتند.

معبد به شکل افقی از دو جبهه شمالی و جنوبی بین ستونهای کوچک و بزرگ با سقف چوبی سرپوش شده است.

بالای ساختمان اصلی در قسمت وسط سقف را به شکل کوهان شتر در آورده اند . سقف معبد از جلو و عقب با پشت بندهایی استحکام بخشی شده اند ، و سقف قسمت جلویی آنها روی ستونهای کوچک قرار دارد و سقف قسمت عقبی نیز بر روی ستونهای بزرگ واقع شده اند . چهار پشت بندسنگی بالای ستونهای بزرگ و سایر ستونها ، آنها را به هم مرتبط می سازد و این از قسمت پایینی حائل و اسیر پشت بندها و برآمدگیهای بنا آغاز می شود. و بر هر کدام از اینها نقش و نگارهای خاص خودش بکار گرفته شده اما آن قسمت از سقف که به شکل کوهان شتر درآمده تنها نوعی آرایش برآمدگی و بیرون زدگی در آن بکار رفته است (تقریباً به شکل افریز) قسمت مسطح سقف در بین ستونها از دو طرف معبد ، بوسیله کاشیهای مرمر مربع شکل که از سنگ مرمر رنگارنگ شکل یافته و با نقوش گوناگون مذهبی ، آرایش و تزیین شده اند ، این کاشیکاری طوری بکار رفته اند که همانند آرایشهای کمربندی چوبی در سقف معبد خودنمایی می کنند.

داخل اطاق معبد ، چیزی به شکل کرسی ساخته اند که ظاهراً چیزی بر روی آن می نهادند و احتمالاً بت «مرن» را روی آن نصب می کردند .

در کنار دیوارهای اطاق معبد از بخش بیرونی آن نه دریچه (برای ورود هوا و نور به داخل پیدا شده و در سه طرف آن حجاری و کنده کاری شده است.

برای تزیین معبد از مجسمه های خدایان دیگر نیز استفاده شده و از اجزای این مجسمه ها که پیدا شدند متعلق به پنج الهه بوده از جمله بوسایدن ، کیوبید (خدای  محبت) آپولو و هرمز را نشان می دهد . مجسمه پنجمی هویت آن شناخته نشد در دوره مرمت و بازسازی دیگری که در معبد انجام  گرفته است دو دیوار اطاق اصلی معبد را از بخش بیرونی با سنگ مرمر رنگارنگ ، بسته اند.

 

 

معبد سقایه

بقایای معبد سقایه در زاویه جنوب غربی صحن معبد «کبیر» می باشد . برای رسیدن به سطح معبد باید از شش پله بالا رفت. این پله ها در قسمت ورودی (سطح نمای ) دروازه معبد واقع شده اند . سقف معبد با چوب پوشانده شده بنحوی که همچون کوهان شتر برآمده اند و در دو طرف بر ستونهای سنگی سوار هستند، و معبد از عقب و جلو به شکل زنبیل یا سبد چوبینی خود را نشان می دهد. همچنین در سه قسمت محوطه معبد ، سکوهایی ساخته شده در انتهای ضلع جنوبی آن سکوی «قربانی» قرار دارد. همچنین در قسمتی از این معبد اطاقی ساخته شده که درونش سکوهایی قرار داده اند که متصل به سه ضلع دیوار جانبی آن اطاق است.در وسط این اطاق برکه ای به شکل حوض مستطیلی سنگی قرار گرفته است. و علاوه بر آن در مجاورت اطاق ، در وسط این اطاق برکه ای به شکل حوض مستطیلی سنگی قرار گرفته است. و علاوه بر آن در مجاورت اطاق ، چاهی وجود دارد که رویش را بوسیله سرپوشی پوشانده اند . احتمال می رود این مجموعه فراهم آمده از معبد و اطاق ویژه و چاه، یک ویژگی وخصوصیت دینی و اعتقادی واحدی را القاء کند.

در محوطه همین ضلع ، چهار دیواری دیگری نیز ساخته شده که به دروازه معبد راه دارد. در این اطاق الواح کثیری کشف گردید. و در هر کدام از این لوحه ها برای تنظیم اسناد و ثبت خمی از خمهای آب آشامیدی حفره و سوراخهای ایجاد شده است.

 

دروازه های معبد کبیر

از مجموعه بناهای مجلل و باشکوه معبد«کبیر» سه دروازه بزرگ هستند که یکی از آنها بر روی دیوار شرقی معبد جای دارد ، و این دروازه ، ورودی اصلی معبد «کبیر» است . دو دروازه دیگر از صحن معبد به حر معبد راه دارند ، هر کدام از این دروازه های سه گانه دارای شکافها یادربی متوسط باشندکه یکی بزرگتر و دو درب دیگر کوچکتر هستند ، و آن دو درب در دو طرف دروازه قرار گرفته اند.

دروازه اصلی معبد از چهار برج چهارگوش شیاردار تشکیل شده ، که داخل هر کدام از برجها با استثناء برج  جنوبی ، پلکانی از سنگ برای بالا رفتن به سطح برج ساخته اند . درهای سه گانه ای که بین این قرار دارد ، طاقهایی آنها را نگه داشته که بر روی سرستونهای یونانی قرار  گرفته اند .

اما دو دروازه ای که از صحن معبد در امتداد حرم را پر کرده اند در قسمت جنوبی قرار دارند شکافی در وسط آن ، طاقی را که بالای آستانه در زده شده بر پای داشته ، و برای هر کدام از شکافهای جانبی دو دروازه آستانه ای بدون طاق وجود دارد.

 

معبد اول

معبد اول در ضلع جنوبی معبد کبیر واقع شده و خیابانی پهن این دو معبد را از هم جدا می سازد. این معبد از عبادتگاهی کوچک (70/12× 20/2 متر) تشکیل شده که در وسط یکی از ضلعهای طولی آن ، به سمت خلوتگاهی به شکل ایوان(30/4×70/4 متر) باز می شود و در مقابلش دروازه معبد قرار دارد در دوره های متاخر تاریخ حضر ایوانی بزرگ (6 متر × 30/7 متر) در قسمت جلویی عبادتگاه الحاق و اضافه شده است و همچنین اطاقهایی نیز برای محکم ساختن گنبد این ایوان در اطرافش ساخته شده است.

این معبد در اصل چسبیده و داخل در بنایی بزرگتر متعلق به دو دوره همزمان بوده است که بنای آخری به زمان «عجا» و «رفشا» روی ستونهای دروازه بیرونی این  معبد نقش شده است معبد اول همچنان در سطح ارتفاع خود باقی مانده در حالیکه سطح بنای مجاور آن را به اندازه دو متر بالا آورده اند که به حالت سراشیبی به خیابان منتهی می شود.

در معبد اول بتهای زیادی کشف گردید که معلوم نشد  برای کدام یک از بناها ساخته شده اند ، زیرا این بتها و مجسمه ها در دوره های متاخر تری بدانجا منتقل شده اند ولی به هر روی اشکار است که مجسمه ای را از روی نخست روی یک پایه مجسمه مستطیلی پهن ، نصب کرده بودند که در وسط خلوتگاه در نزدیکی دیوار جنوبی معبد به حالت ایستاده پیدا شد، و روبرویش نیز بخوردان قرار دارد با این حال از برجسته  ترین و مهمترین آثاری که در این معبد کشف گردید لوحی است که به احتمال قوی تصویر رب النوع نرگول رابر آن دارد و لذا همین مورد احتمال اینکه این معبد در اصل مخصوص عبادت نرگول (نرجول) بوده باشد تایید می کند . این لوح را که در کنار دیوار خلوتگاه نزدیک زاویه جنوب غربی گذاشته بودند کشف گردید و روبروی آن بخوردانی هم قرار داشت. همچنین مجسمه های مرمری کوچک بسیاری روی زمین در بناهای ساخته شده پیدا شدندکه در اصل آنها را روی پایه مجسمه کوچک نصب کرده بودند که بعضی از این پایه مجسمه ها را در جبهه شرقی عبادتگاه (مصلی ) کشف کردند.

اما در ایوانی که به این معبد اضافه و الحاق شده است دو لوح کشف گردید که در مجاورت هم در دیوار جنوبی معبد نصب کرده بودند. همچنانکه مجسمه شیری به حالت نشسته (چهار دست و پا) در نزدیک رکن شرقی معبد پیدا شد به احتمال قوی این شیر و مشابه آن در رکن دوم معبد ، ورودی معبد را حراست و حفاظت می کرده اند . ساختمان معبد تا ارتفاع قریب 70 سانتیمتر در دو ردیف کمی با سنگهای صیقلی شده و صاف ساخته شده است و پس از آن از خشت خام و ملاط کچ استفاده کرده اند . گنبد و طاق معبد را نیز با خشت و گچ زده اند.

علیرغم  اینکه نشان می دهد که بنایی که در مجاورت این  معبد قرار دارد بعدها نیز کامل نشده ولی مستقل و جدا بودن این بنا کاملاً پیداست. کتیبه های اندکی نیز روی دیوارهای این بنا منقوش و کنده کاری شده اند زیرا که اینها متعلق به (وصف) اصل معبد بوده و یا آنکه ویژگیهای مذهبی و دینی معبد بوده اند.

 

 

معبد دوم

ساختمان معبد دوم بسیار محکم و زوایای آن قائمه بوده و دیوارهایش راست و مستقیم که با  تخته سنگها ساخته شده است. احتمالاً این معبدی گنبدی داشته که آن را نیز با سنگ ساخته اند.

تعمیراتی در دوران حکومت ملک سنطروق ثانی روی معبد انجام گرفته است زیرا در لابلای شکافهای دیوار بخشی از کتیبه ای کشف شد که روی دو لاشه سنگ از لاشه سنگهای معبد ، نقر شده بود و در آن نام ولیعهد شاه پسر سنطروق ثانی ذکر شده است.

(معبد دوم از عبادتگاهی به هیئت فضایی مستطیلی تشکیل شده (2/16 متر × 90/5متر) که از طریق دروازه ای که در وسط ضلع شمالی واقع شده می توان بدان راه یافت. این دروازه در جهت حیاط متصل به خیابان پهنی قرار  گرفته که این بنا را از معبد کبیر جدا می سازد در وسط ضلع جنوبی عبادتگاه یک راه ورودی وجود دارد که به خلوتگاه چهارگوش منتهی می شود (15/5 متر ×5 متر) مساحت این خلوتگاه به اندازه مساحت زمین عبادتگاه است ولی زمین آن را به وسیله پارچه سنگهای مرمری سنگ فرش کرده در حالیکه کف ساختمان عبادتگاه را گچ کاری کرده اند . در ضلع جنوبی دو دروازه ساخته شده که منتهی به دو اطاق می شود که به معبد اضافه شده است و در پایان این دو دروزه را مسدود کرده اند زیرا که در نزدیک آن سکوی مرتفعی برای بنا ساخته اند که بر معبد احاطه دارد.

معبد سوم

دیوار معبد سوم تا ارتفاع تقریباً دو متر با سنگ های صیقلی شده و صاف ساخته شده است. پس از آن بقیه بنا را با خشت خام و ملاط گچ ساخته اند . عبادتگاه سقفی گنبدی داشته که بوسیله دو قوس برجسته از داخل به سه قسمت تقسیم شده که در استحکام بنا نقش مهمی دارند . اما خلوتگاه را همچون عبادتگاه بنا کرده و طاق های آن را با لاشه سنگ های آهکی ساخته اند و کف آن را نیز با پارچه سنگهای مرمری سنگ فرش کرده اند . ابعاد عبادتگاه 5/16× 10/7 متر و خلوتگاه 35/2× 35/4 متر میباشد. خلوتگاه یک ورودی سقف دار (طاق ضربی) داشته که ابعاد آن 70/2× 2 متر است.

 

معبد چهارم

معبد چهارم را با لاشه سنگهای بزرگ صیقلی شده ساخته اند که گچ کاری هم شده است . ابعاد خلوتگاه آن 85/3×90/3 متر و عبادتگاهش 80/4× 90/5 متر می باشد . این معبد نیز دقیقاً باسبک بکار گرفته شده در معبد سوم دارای سقف است.

در زاویه جنوب غربی هر کدام از معبدهای سوم و چهارم انباری قرار دارد که با گچ و سنگ ساخته اند و گمان می رود که خزانه ای بوده باشد. در معبد سوم در زاویه جنوب شرقی دو دریچه کشف گردید که در وسطشان سکویی به ارتفاع تقریباً 70 سانتیمتر نیزی درست کرده اند . در کف ساختمان این معبد ، حوضی کوچک مربعی شکل ساخته شده از سنگ وجود دارد.

 

معبد پنجم (معبد اشربل)

کاوشهای باستان شناسی هنوز در همه آثار معماری این معبد به اتمام نرسیده است . اما قسمت ظاهری این بنا از عبادتگاه و خلوتگاهی تشکیل شده که در صحنی بزرگ در جبهه شمالی آن ردیفی از ایوانها قرار گرفته اند و در جبهه جنوبی آن نیز عبادتگاهی کوچک قرار دارد که در پشت آن مجموعه ای اتاق ساخته  اند.ورودی اصلی این معبد دو دروازه دارد که مقابل هم در قسمت بیرونی و داخلی قرار دارند. و آن نیز به حیاط نزدیک زاویه شمال شرقی در فضای باز متصل به خیابانی پهن منتهی می شود که در میان دروازه شمالی شهر و معبد کبیر قرار دارد.

در جبهه شمالی معبد پنجم ، خیابانی دیگر متصل به خیابان قبلی بطور مستقیم و سرراست کشیده شده است در آنجا خیابان سومی نیز  کشیده اند که معبد را از جهبه غربی محدود میکند. بین این خیابان و عبادتگاه ، حیاط بزرگ دیگری نیز وجود دارد که بدین معنی است که معبد پنجم دو حیاط جلویی و عقبی دارد. اما اتاق های بزرگ مجاور معبد در ضلع شرقی به هم متصل نبوده و به احتمال قوی باقیمانده ساختمانی جداگانه از معبد بوده اند.

عبادتگاه اصلی معبد ، مستطیلی بوده و طول آن 21 متر و عرضش 90/7 متر است و خلوتگاه چهارگوش آن نیز در ابعاد  90/5×90/5 متر می باشد و با چهار پلکان به سطح آن بالا می روند . و در آنجا یکنوع سکو و کرسی از آن الهه اشربل قرار دارد. و روبروی آن دکه «بخور» واقع شده است . برای ورود به عبادتگاه از سه دروازه استفاده می شودکه بزرگترین آن در وسط معبد قرار دارد و در دو طرف این دروازه دو سکو ساخته اند که در میانشان سه پلکان تعبیه شده که بواسطه آن به سطح عبادتگاه می روند . به این دو سکو نیز دو پایه ستونی چسبانده اند که مجسمه دو شیر برای نگهبانی معبد ، بر آن نصب شده که اجزای  آن در این محل کشف شد.

دیوارهای عبادتگاه رابا سنگ صیقلی شده و صاف ساخته اند و بر سقف آن گنبد و طاقی زده اند که از پاره سنگها و گچ ساخته شده است . کف عبادتگاه را با پارچه سنگهای مرمری سنگفرش کرده اند و در اطراف آن نیز سکویی ساخته شده که ارتفاع آن 16سانتیمتر است. در عبادتگاه دروازه ای تعبیه شده که پلکانی به سطح آن منتهی می شود.

اما خلوتگاه ، دیوارها و همچنین طاقهایش را با لاشه سنگهایی ساخته و با پارچه سنگهای مرمری سنگفرش کرده اند.

در معبد پنجم نزدیک دروازه اصلی عبادتگاه ، سنگهای باقیمانده از قوس طاق و سه لوح سنگی دراز و بلند پیدا شدند که عبارتند از تزیینات سر در آستان و افریز و سردردی که اینها آستانه در را تشکیل می دهند. افریز مزین به نقش برجسته ای است که شکل «نصرو» کاهن بزرگ بر آن ترسیم شده کسی که بنای معبد پنجم را عزیز و گرامی می دارد وی به حاالت درازکش و لمیده روی بالشی تکیه داد و در دستش نیز کاسه ای نیز قرار دارد و روبرویش نیز جوانی بنام ولجش (بلاش)ایستاده است.

 

معبد ششم

معبد ششم در بخش شمالی شهر واقع و به شکل مستطیلی ساخته شده (با ابعاد 13×20/25)متر از قسمت بیرونی معبد) در باب نوع سبک معماری آن با توجه به آنچه در نمای خارجی بناهای دیگر بتها و خدایان مشاهده می شود ، کارشناسان اختلاف کرده اند .

به ساختمان معبد یک حیاط مستطیلی شکل نیز اضافه  گردیده (در ابعاد 7/10× 15متر) که حیاط از هر دو جانب در عرض معبد به دو اطاق منتهی می شود معبد دارای دروازه ای بزرگ در وسط ضلع شرقی می باشد که در قسمت جلویی دروازه ، سرپوشی با چهار ستون برپای داشته شده است.

برای ورود به داخل محوطه معبد ، باید از چهار پله بالا رفت و نیز در مقابل دروازه اصلی عبادتگاه خلوتگاهی به شکل محراب ساخته اند که در ورودی این خلوتگاه ، پایه ستونی قرار  گرفته که دو بت از آن رب النوع مرد (مذکر) و رب النوع بانو بر آن به حالت نشسته کار گذاشته اند علاوه بر این پشت این پایه ستون حائلی به شکل دیواری از سنگ قرار داده شده است.

 

معبد هفتم (معبد نرگول)

روبروی آن حیاط معبد که هنوز کاوش های باستان شناسی در آن انجام نگرفته واقع شده این حیاط متصل به خیابانی بوده که در موازی دیوار جنوبی معبد کبیر واقع شده است و طول عبادتگاه 25/14 متر و عرض 15/7 متر و ضخامت دیوارش 75/1 متر و از بخش داخلی عبادتگاه سکویی با ارتفاع حدود 12 سانتیمتر و عرض 10/1 متر سرتاسر عبادتگاه رامحاط کرده است . خلوتگاه کوچک معبد نیز سطحش نسبت به سطح عبادتگاه 91 سانتیمتر بیشتر است . و از آنجا با یک پلکان جانبی با سه پله (ساخته شده از سنگ مرمر واحد)  می توان بالا رفت.

روبروی خلوتگاه معبد ، ستونی سنگی برای بتهای معبد قرار داده اند  در وسط عبادتگاه حوض مستطیل شکل کوچکی از سنگ واقع شده است.

(معبد دارای یک دروازه است که با دو ستون کنده کاری شده تزیین شده در دو طرف درب معبد از قسمت بیرونی دو برج بزرگ قرار گرفته است که هر کدام از آنها دارای سرستون و پایه ستونهایی است که به شکل گرد کنده کاری شده  اند . و در قسمت بیرونی زاویه شمال غربی پله هایی برای رسیدن به سطح برج تعبیه کرده اند . دیوارهای معبد با قطعه سنگهای ناتمام به اندازه و مرتب ساخته شده است و نیز تا ارتفاع حدود دو متر از گچ استفاده شده و پس از آن روی آن را با خشت خام (نه با سنگ) با استفاده از گچ بالا کشیدند البته برای ساختن دیوار در معبد و خلوتگاه معبداز سنگ تفتیده استفاده کرده اند . در معبد هفتم سه مجسمه از مجسمه های هرکول (نرگول) پیدا شد که یکی ازآنان که بزرگ است به اندازه قد یک آدم معمولی است . سایر اجزای این مجسمه داخل خلوتگاه معبد کشف گردید در نزدیکی همان مجسمه ، پیکره دیگری متوسط الحجم از آن شاهزاده خانمی که نشسته است و گمان می رودهمسر هرکول باشد قرار گرفته همچنین سه مجسمه کوچک مرمری با ارزش و نفیس دیگر نیز در این  اطاق پیدا شدند.

معبد هشتتم

معبد هشتم در خیابانی که روبروی دیوار جنوبی معبد کبیر واقع شده است و در جلوی معبد صحن و حیاط معبد قرار داشته و بین این معبد و معبد اول آثار و بناهای تاریخی دیگر  قرار داشته که کاوشهای باستان شناسی جز در چند مورد از اطاقهای آن انجام نگرفته است و آن نیز ظاهراً یک ساختمان بزرگ و یا بیشتر از یک ساختمان بوده و این ساختمان دروازه کوچکی دارد که در قسمت صحن معبد واقع شده است.

این معبد دو بنای جداگانه برای بتها داشته که یکی از آنها قدیمی تر و در جهت شرقی بوده و ارتفاع کف ساختمان این بنای قدیمی از کف بنای دیگر به اندازه 180 سانتیمتر کوتاهتر است . این بناها تقریباً مهجور و خراب شده هستند و همه سنگهای مرمری کف ساختمان آن تقریباً فرسوده شده و برای سنگ فرش سکوهای ساختمان جدید استعمال شده بودند که احتمالاً این بتها و سایر مجسمه ها و حجاریهای دینی دیگر را نیز بدانجا منتقل کرده اند . دروازه ساختمان قدیمی آستانه ای دارد که از چوبهای تزیینی و پیش آمدگی سردرب که از سنگ های صاف و صیقلی تشکیل شده است . این ساختمان از عبادتگاهی مستطیلی (در ابعاد 5/13× 35/5) تشکیل یافته که با  خشت خام و گل روی پایه ها و زیر بنای سنگی آن ساخته اند و دیوارهایش هم گچ کاری شده است. در وسط ضلع غربی عبادتگاه ، خلوتگاهی به شکل محرابی کوچک که با سنگهای برجسته و نمایان بنا شده در داخل عبادتگاه ساخته اند . کف ساختمان خلوتگاه به اندازه 95 سانتیمتر از کف ساختمان عبادتگاه بلندتر است.

مشاهده می شود که برای پر کردن ارتفاع ایجاد شده در سطح و کف خیابان و صحن معبد ، آستانه دروازه این ساختمان ، سطح ارتفاعش سه بار تغییر و تبدیل یافته است. در آنجا تصویر چهره دو نفر بر روی لوحی مسی بر جای  مانده است . و همچنین قسمتهایی از مجسمه ای کوچک هرکول که همان نرگول (نرجول) است که ساختمان قدیمی برای وی بنا شده است.

اما ساختمان جدید بتها که تقریباً رو به سوی شمال دارد ، شامل عبادتگاهی است که در دو طرف آن دو اتاق قرار دارد و با این سبک شبیه معبد ششم است . عبادتگاه مستطیلی شکل (در ابعاد 14×25/9 متر) بوده و بوسیله سه گنبد و طاق ضربی که بر روی دو دیوار هم عرضه زده شده سرپوشیده گشته و دو طاق دیگر هم زده اند که از سمتی بر روی دو ستون (در دو طرف خلوتگاه) استوار شده اند و از سمت دیگر روی ضلع شمالی عبادتگاه قرار دارد. ارتفاع این دو طاق نسبت به سطح زمین تا 205 سانتیمتر می رسد جهت اینکه مجالی برای ساخت و ساز گنبد و طاقهای ضربی روی قوسها باشد.

عبادتگاه دروازه بزرگی داشته که دو سکو و برج آن را احاطه کرده اند که طاق ها بر آن سوار هستند و همچنین این دروازه با دو دیواری ضخیم و برآمده از سنگ که آستانه در (با تزیینات چوبی و برآمدگی سردر) بر آن استوار می باشد.

خلوتگاه نسبتاً بزرگ است ابعادش 3×3 متر بوده و دربی دارد که بوسیله سه پله به آستانه آن می رسند.

معبد نهم

معبد نهم تقریباً در فاصله دویست متری ضلع جنوبی معبد  کبیر واقع شده است و رو به سمت شرق(در جهت طلوع خورشید) دارد و در جلوی معبد فضایی مستطیل شکل است که از جهات مختلف به خیابانها محدود می شود.

این خیابانها در میان خانه های مسکونی واقع در فضای مستطیلی و حیاط معبد  فاصله انداخته اند اتاقهایی از این خانه ها را که در ضلع شمالی واقع شده اند کاوش  کرده اند و نیز اتاق جداگانه ای که در ضلع جنوبی به تنهایی ایجاد شده نیز کاوش گردیده است و گمان می رودکه این اتاق عبادتگاهی کوچک بوده که قبل ازدوره های پایانی معبد ویران و خرابه شده است ، کف ساختمان این اطاق به اندازه 82 سانتیمتر  کوتاهتر از سطح کف ساختمان جدید معبد می باشد.

ابعاد عبادتگاه معبد نهم 19×7/6 متر بوده و سه دروازه دارد که درب وسطی بین دو برج واقع شده و دروازه معبد آستانه ای با تزیینات چوبی و برآمدگی های ویژه سردربها را دارد و روی هر کدام از آنها نام «شمش» (خورشید) را نوشته اند که ساختمان معبد نهم برای بزرگداشت و تقدیس وی برپا شده است

خلوتگاه معبد درست مقابل دروازه وسطی عبادتگاه قرار گرفته است که در آن سکویی در موازی دیوارهای غربی ساخته اند که ارتفاع آن از کف خلوتگاه به 55 سانتیمتر می رسد در دوره های بعدی روی آن لوحی مرمزی قرار داده اند که کتیبه ای تاریخدار به سال 476 حضری بر آن کنده کاری شده است . این کتیبه مربوط به زمنی است که «عبدملیک» پسر «وهوبا» و فرزندش «عقوب شمش» در سال 165 میلادی اقدام به تعمیر و بازسازی معبد کردند.

معبد یازدهم

معبد یازدهم تقریباً در 300 متری جبهه غربی معبد کبیر واقع شده است و در وسط آن راهی است که به معبد دهم منتهی می شود. این معبد رو به سمت جنوب دارد و در جلوی معبد میدانی وسیع واقع شده که در آن آثار و باقیمانده سکونتگاهها بر جای است که شاید بعضی از آن خانه ها متعلق به خادمان و کاهنان این معبد باشند. همچنین خیابانهای فرعی دیگری نیز در هر چهارگوشه معبدکه به میدان و  حیاط معبد منتهی می شوند وجود دارند.

معبد یک دروازه بزرگ و وسیع داشته که در دو طرف آن دو برج ساخته اند. ابعاد عبادتگاه معبد 15/17×30/6 متر و کف ساختمان آن بوسیله قلوه سنگهای درشت و گچ ، سنگفرش شده است . همچنین سکویی که عرضش 110 سانتیمتر و ارتفاعش 14  سانتیمتر بوده آن را احاطه کرده است.

خلوتگاه معبد مستطیلی شکل بوده و در ابعاد 62/4×3 متر که با پارچه سنگهای مرمری سنگفرش شده است کف ساختمان خلوتگاه 22 سانتیمتر بلندتر از کف ساختمان عبادتگاه است.

در دو طرف ورودی خلوتگاه ، دو ستون سنی ساخته اند که آستانه دروازه بر آن استوار است و از تزیینات چوبی و سر در (بدون کتیبه) تشکیل شده است . در قسمت نمای  خلوتگاه انباری در داخل دیوار ساخته شده که روبروی آن سکویی بزرگ و پهن قرار دارد که باسه پله می توان به سطح آن رسید. روبروی این سکو نیز قربانگاهی بزرگ که حفره و شکافی میان تهی دارد قرار داشته و روی سکو نیز پایه مجسمه ای نصب کرده اند .

داخل خلوتگاه قسمتهایی از مجسمه بزرگ مرمری هرکول را پیداکردند و همچنین قسمتهایی دیگر از مجسمه ربه النوع بانو که بر کرسی نشسته است گمان می رود که این معبد در درجه نخست برای عبادت نرجول و همسرش ساخته شده باشد احتمالاً این دو مجسمه قبلی در اصل روی سکو قرار داشته است.

اما در عبادتگاه دو مجسمه نیمه تمام (از نظر حجاری) بر جای مانده که یکی از آنها در سمت چپ داخل معبد و آن دیگری را درسمت راست عبادتگاه گذاشته اند . در نزدیکی این دو مجسمه ، دو مجسمه بزرگ دیگر که یکی از آن«ملک سنطروق ثانی» و دیگری از آن عابدی ناشناخته که در دستش برگ نخلی است و کمی آن طرفتر یک لوح سنگی مرمری که بر آن کتیبه ای بزرگ کنده کاری شده قرار دارد.

این لوح سنگی ظاهراً پایه مجسمه سنطروق بوده است. در قسمت شرقی دروازه عبادتگاه دو مجسمه مرمری دیگر نیز قرار دارند یکی از آن کاهنی به نام «قفا»  است دیگری از آن « عبد عجیلو» پسر «کود» در قسمت غربی خلوتگاه نیز مجسمه پیرمردی قرار دارد که گمان می رود در  موازی و مقابل دو مجسمه «سنطروق دوم» و مرد عابد قرار داده اند .در وسط عبادتگاه ، حوضی مربع شکل از سنگ آهکی قرار داشته که به حالت افتاده در نزدیک زاویه جنوب شرقی عبادتگاه پیدا شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:54  توسط  soheil  | 

معماري آئين هندو:

در زماني كه آئين بودايي در اوج اقتدار بود آئين هندو ب تدريج قدرت و نيروي لازم را براي در هم شكستن آئين بودا فراهم

آورد. از حدود قرن دوم، يا اول ق.م آئين هندو مجدداً به اوج خود رسيد. هندوان بهترين دستاورد هنري خويش را در جزيرة

الفانتا در سدة ششم ميلادي به وجود آوردند.

معماران نوآور هندو، با همان نيروي خلاقي كه به آفرينش معابد غاري انجاميده بود، به ساختن نخستين نيايشگاه سنگي

است كه در اوايل قرن ششم ميلادي در زمان سلسلة « معبد ويشنو » ، پرداختند. يكي از اين معابد كه اكنون نيز برپاست

پادشاهي و امپراطوري گوتپا در دئوگيري واقع در شمال هند ساخته شد. اين معبد تالاري براي نيايش دست هجمعي نيست

بلكه اقامتگاه خداست. يگانه شرطي كه رعايتش الزامي است، ساختن اتاقكي براي تمثال يا نماد مورد پرستش است. اين

ناميده مي شود ديوارهاي جسيم و سقف سنگيني دارد تا بتواند خدا را در « اتاقك شكم » يا « گاربهاگريها » مكان مقدس كه

خود نگهدارد و حفظش كند.

از آثار معماري هندو كه در جنوب اين كشور است، گروه بي نظيري از پنج معبد كوچك و مستقل در راتهاها وجود دارد كه

احتمالاً به عنوان مد لهاي معماري، از برخي تكه سنگهاي عظيمي كه در آن منطقه پراكند هاند، تراشيده شده اند. يكي از اين

معابد مذب حدار است، ديگري به شكل يك ناو طاق دار طولاني با سقف گهوار هاي است كه در انتهاي آن منحن يهايي كه

مقصورة مكع بوار ساده اي مشابه مقصورة « دهاراماراجا » قدمتي طولاني در معماري باستاني هند دارد ديده م يشود. معبد

٢٦

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معبد دئوگيري دارد. از ديگر معابد هندو مي توان نيايشگاههاي موكت شوار و بهووانشوار، كه از نظر معماري اهميت قابل

توجهي را دارد بايد نام برد.

معماري آئين جين:

يكي از آئين هاي هند باستان، آئين جين است. جين ها به فن معماري علاقه و دلبستگي فراواني داشتند. در طي سد ههاي

يازده و دوازدهم ميلادي، معابدشان زيباترين معابد هند بود. شايد بتوان گفت كه آنها سبكي خاص در معماري پديد نياوردند.

بلكه نخست از نقشة معابد بودايي، كه در دل كوه كنده شده بود، تقليد كردند، سپس نقشة معابد محصور ويشنو يا شيوا را

گروه گروه بر فراز تپه اي برپا داشتند كه نماي ساد هاي هم دارند اما از درون بسيار پيچيده و فني بودند.

است كه به شكل مخروطهاي مطبق روي يكديگر، با ارتفاع عظيمي برآورده اند. « نيايشگاه پارشوناته » كامل ترين معابد جين

نماهاي صيق لخورده آن، جايگاه شهري واقعي از پارسايان جين است.

كه 1220 متر ارتفاع دارد، معابد بسياري ساخته اند، كه سه معبد از آنها باقي مانده است. « مونت آبو » علاوه بر اين جين ها در

كه بزرگترين دستاورد اين فرقه در اين حوزه از هنر است. در اين معابد و معابد « آديناتا » و « تيجپالا » و « ويملا » معابد

هم عصرشان، انتقال از شك لهاي مدور نيايشگاههاي سبك بودايي به سبك برج دار هند قرون وسطي قابل ملاحظه است.

« اورسيا » در ايالت « بوونيشوره » معابد هندو در شمال براساس همين نقشه ساخته م يشد. چشمگيرترين اين معابد، گروه

است. زيباترين اين گروه معبدي است كه آن را در قرن 11 ميلادي براي ويشنو ساخته اند. اين معبد برج عظيمي است

متشكل از ستونهاي نيمه مدور كه پهلوي هم قرار گرفته و پوشيده از مجسمه است و سطوح سنگي آن هر چه بالاتر مي رود

كوچكتر م يشود. برج رو به درون انحنا دارد و به يك تاج و يك منار ختم م يشود.

هنديها تقوي و روح پرهيزگار خويش را نه فقط باشكوه و جلال معابد خود، بلكه، پرداختن به جزئيات بسيار دقيق و ظريف

نشان م يدهند. براي خداوند هيچ چيز بهتر از اين نيست.

اگر به تاريخ پرفراز و نشيب هند نظري بيفكنيم، خواهيم ديد كه بزرگترين دستاوردهاي آن را جهل و تعصب از 

با توحش تمام مجسمه ها و نقش برجسته هارا خرد « الفانتا » بين برده و مابقي را هم ويران كرده است. پرتغاليها، در

كردند و هنديها بر همين اساس هرگاه دست هر بيگانه اي به معابد مي رسيد آن را ترك مي نمودند چون تصور

مي كردند كه معبد آلوده شده است.

٢٧

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

در شمال هند آثار معماري بيشتر دستخوش نابودي گرديد. ولي از روي بناهاي عظيمي كه در جنوب باقي مانده به حدس

مي توان دريافت كه در شمال نيز اين عظمت و شكوه برقرار بوده است.

طرح جنوبي معابد جنوبي متشكل از سه عنصر بود: دروازه، ايوان ستوندار و برج ويمانه كه تالار اصلي يا زاويه را در خود

داشت. جز چند نمونه كاخ استثنايي، معماري هندي سراسر در خدمت دين بود. مردم به خود زحمت نمي دادند كه براي

خودشان بناهاي باشكوه بسازند، اما هنر خود را وقف خدمت به روحانيون و خدايان مي كردند. هيچ مثالي بهتر از اين

نمي تواند نشان دهد كه حكومت واقعي هند، خود به خود، حكومت دين بود.

چين:

سرزمين چين در دورترين قسمت شرقي آسيا قرار گرفته و از هندوستان بوسيله كوهستان هاي بلند جدا گرديده است. اين

سرزمين از مناطق وسيعي، پوشيده از كوهستانها تشكيل شده است. نواحي جلگ هاي بيشتر در شمال شرقي قرار دارند و

حاصلخيزترين بخش چين در همين نواحي است كه از قديمي ترين ايام مسكوني بوده است. دو رودخانة عمدة چين رود زرد

(هوانگ هو) و رود آبي (تسي يانگ) هستند و اقيانوس كبير در شرق اين كشور واقع شده است. كشور چين به دليل داشتن

تاريخ و تمدن بسيار كهن و غني و آثار هنري برجسته از شهرت خاصي برخوردار است. همچنين اين كشور بزرگترين كشور

آسيايي و پرجمعيت ترين كشور جهان است.

سابقة تاريخي:

چيني ها از جمله اقوام نادري هستند كه ظاهراً هميشه در همين سرزمين بومي خويش زندگي كرد هاند. آنها از نژاد مغول

محسوب مي شوند كه از دور ههاي پيش از تاريخ، تمدني در درة هوانگ هو (زرد) را بوجود آوردند. تاريخ اولية اين سرزمين با

افسانه ها آميخته است. چيني ها قدمت تمدن خويش را 5000 سال م يدانند كه البته يافته هاي باستان شناسي خاصي بر تأكيد

اين نظريه وجود ندارد. قدمت قطعي و مستند اين تمدن مربوط به سلسله شانگ است.

٢٨

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

جامعة چين از روزگاران كهن جامعه اي طبقاتي بوده است و بيشتر مردم آن سرزمين را دهقانان فقير تشكيل م يداده است.

مهمترين سلسله هاي پادشاهي چين عبارتند از:

- شانگ: در مناطق خشك و بياباني بودند كه چينيان در آن منطقه كمتر زندگي مي كردند. از آثار معماري اين دوره

چيز قابل توجهي باقي نمانده است.

- جو: فئوداليسم در چين بنيان نهاده شد و قدرت سياسي بين بيشمار زيادي از زمينداران بزرگ تقسيم شد.

- هن: كشور چين در اين عصر كشوري مستقل بود.

- تانگ: درخشانترين دوره چين بود كه آن كشور را به صورت مركز سياسي، اقتصادي و فرهنگي آسيا در آورد.

در اين چهار دوره، هرج و مرج سراسر چين را فرا گرفت و سپس سلسلة سونگ بار ديگر كشور را يكپارچه ساخت.

در قرن 13 م. مغولها ضمن عبور از ديوار چين و شهر پكن را تصرف كردند. در قرن 14 م. يك راهب بودايي به نام

رهبري قيامي عليه مغولان را بر عهده گرفت و سلسلة مينگ را تأسيس نمود. « هونگ وو »

- كاخ امپراطوري در پكن

- بيشتر بخش ديوار چين

در عصر اين امپراطور ساخته شد. آخرين سلسله چين، دودمان چينگ بود و همانند مغولها يك خاندان خارجي شمرده

مي شدند.

آئين هاي چين:

تفكر و هنر غالب چين در طول تاريخ تحت تأثير سه نظام فكري و اعتقادي يعني تعاليم كنفوسيوسي، دائوئي (تائوئي) و

يعني عواطف مهر و « ذن » بودايي شكل گرفته است. كنفوسيوس مبلغ وفاداري و نظم و احترام بود، فلسفة او بر بنيان

محبت انساني قرار داشت.

بنيان گرديده است. به عقيدة لائوزي، « دائودجينگ » لائوزي (قرن 6 ق.م) بنيانگذار دائويسم بود و انديش ههاي او در كتاب

و « يين » انسان در حقيقت جزئي از كائنات است و بايد به طور تام و تمام با آن همساز و همنوا باشد. كائنات تابع اصول

٢٩

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

است. يين نيروي مؤنث و يانگ نيروي مذكر است. نماد دائوئيسم بيانگر اتحاد يين و يانگ است و آن داير هاي « يانگ »

شامل دو بخش است. بخش سياه نشانة يين و بخش سفيد نشانة يانگ است. در عين حال هر بخش نقطه اي از ضد خود را

نيز در بر دارد. در اطراف دايره 8 عنصر آسمان، زمين، رعد، هوا، آب، آتش، كوه، درياچه نشان داده شده است.

آئين بودايي در حدود قرن 2 م. از طريق جاده ابريشم كه راهي بازرگاني بود از هند به چين رسيد و پيروان بسيار يافت و

بخشي از معماري معابد چين مربوط به آئين بودايي است.

هنر چين:

هنر چين از جمله هنرهاي شاخص جهان است كه از ديرباز هويت خاص چيني خود را حفظ نموده است. اين كشور

همچنين به خاطر اختراعات ارزنده اي چون تهيه ابريشم از پيله كرم ابريشم، ساخت ظروف چيني بسيار مرغوب، ساخت

كاغذ و نيز صنعت چاپ شهرت دارد.

آثار هنرهاي تجسمي چين را اجمالاً م يتوان به خطاطي، نقاشي و مجسم هسازي تقسيم نمود.

در سنت هنري چين والاترين جايگاه را دارد. خطاطي نه تنها به عنوان يك هنر بلكه به عنوان سنگ محك « هنر خط »

شخصيت افراد در چين مورد توجه و عنايت است. از اي نرو آموزش خط به عنوان يك پديدة تربيتي بنيادين از دوران كودكي

آغاز مي گردد. يك فرد چيني اهل فرهنگ مي بايست همواره توان خويش را در خوشنويسي حفظ نموده، بتواند به اثبات

برساند. اهميت خوشنويسي به حدي بوده كه حتي محققان و اهل علم براي احراز يك مقام رسمي دولتي مي بايست امتحان

خوشنويسي را با موفقيت پشت سر م يگذاشتند و در غير اين صورت به مسند مورد درخواست گمارده نم يشدند.

ابزار خطاطي چيني عبارت بودند از: قلم مو، كاغذ، مركب و سنگ مركب. خوشنويسي از كهن ترين هنرهاي چين است. اين

هنر با تعاليم لائوتسه ارتباط مستقيم دارد. بنابراين تعاليم حركت قلم مي بايست داراي نيروهاي حيات بخش كيهان و جهان

شامل نيروي نهان در كوهها، رودخانه ها، صخره ها، درختان، حشرات و ديگر جانداران باشد. هنرمند مي بايست با ممارست

دائم بتواند با جزئي ترين حركات فشار، نرمي و كشش قلم مو قادر به القاي نيروهاي مذكور باشد. او در طي اين رياضت

مطبوع و طولاني نه تنها به شناخت قواي طبيعت دست م ييابد بلكه به شناخت حقيقت خويش نيز نائل مي گردد.

٣٠

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

نگاه به يك اثر خطاطي به مثابه ملاقات رودرور با خطاط » به همين دليل است كه چيني ها در مورد خط بر اين عقيد هاند كه

.« و درك تمام و كمال هويت و عواطف اوست

در چين نزديكي بسياري با خطاطي دارد. ابزار هر دو يكي است و زمينة كار نيز كاغذ يا ابريشم است. « هنر نقاشي »

طبيعت از موضوعاتي است كه بسياري از نقاشان را تحت تأثير خود قرار داده است. اما مفهوم طبيعت در تفكر هنري چين با

طبيعت در ديدگاه نقاشان طبيع تگراي غرب كاملاً متفاوت است. نقاش اصيل چيني هيچگاه به تقليد از طبيعت نم يپردازد

چرا كه مقصود او چيزي وراي ظاهر طبيعت است. او به يگانگي با روح و جوهر طبيعت مي انديشد و مي كوشد تا با ايجاد

فضاهايي به كمك حركت مواج قل ممو و با حداقل پرداختن به جزئيات، تخيل خود را از طبيعت تصوير نمايد.

وقتي به يك نقاشي منظرة چيني نگاه مي كنيم عظمت طبيعت را بدون نياز به مشاهدة جزئيات حس م يكنيم. كوهها،

رودها، درختان و... همه با آن نيروي ذاتي خود در تصوير حضور دارند. انسانها اغلب چون ذرات ناچيزي در گوشه و كنار

ديده مي شوند. اين نوع تصويرگري با تعاليم لائوتسه كه انسان را در قياس با عناصر طبيعت عنصري كوچك و حقير

مي داند، ه مسويي و هم نوايي كامل دارد.

صورت گري و تصاوير انسان محورانه نيز بخشي از آثار نقاشي تاريخ چين را تشكيل مي دهد. تصاوير انسا نهاي شاخص چون

نيز در طيف وسيعي از آثار مشاهده مي شوند. در تكنيك « بودا » امپراطوران، شعرا، هنرمندان و شخصيتهاي مذهبي چون

اين گونه از آثار م يتوان تأثير فرهنگهاي همجوار چين چون هند، آسياي ميانه، ايران و حتي برجست هنمايي شيوه غربي را

مشاهده نمود. برخي از نقاشان نيز مجذوب زندگي روزمره مردم عامي گشتند و وقايع و اتفاقات روزمره را بي پيرايه به تصوير

كشيدند. اينگونه آثار اسناد زيبايي است كه فرهنگ عامه مردم عصر خود را به نمايش م يگذارند.

در چين طيف وسيعي از جنس ها، اندازه ها و موضوعات را در بر مي گيرد. قديمي ترين تنديس هاي « هنر پيكرتراشي »

بدست آمده، مجسمه هاي كوچكي از جنس سفال بسيار مرغوب (نزديك به چيني) و يا پيكر ههاي كوچكي از جنس سنگ

يشم سبز يا مرمر سفيد است. بسياري از اين تندي سها مقبرة پادشاهان سلسلة شانگ يافت شده كه از آيين به خاكسپاري

اشياء و لوازم مختلف همراه با مردگان در آن عصر حكايت مي كند.

اما هنگامي كه سخن از مجسمه سازي – آن هم در مقياس هاي بزرگ- به ميان مي آيد، هنر بودايي است كه يكه تاز اين

ميدان است. لازم است بدانيم كه هنر بودايي در سده هاي نخستين خود عاري از هر گونه شمايلي است. با گسترش آيين

بودايي و همزمان با اوج گيري داد و ستد ملل و اقوام از طريق جاده ابريشم سنن ديني هم از يكديگر تأثير پذيرفتند،

٣١

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

هنرمندان با آثار هنري اقوام ديگر آشنا شدند و از يكديگر بهر هها گرفتند و رو شها آموختند. رفته رفته تصوير كردن بودا و

ساختن شماي لهاي او رواج يافت. از حدود قرن اول ميلادي نيايش شماي لهاي بودا اشاعه يافت و جالب است بدانيم كه با

گسترش جغرافيايي آيين بودايي نه تنها بر تعداد تنديس هاي بودا افزوده شده بلكه ابعاد مجسم هها نيز رشد كرده است.

مجسمه هاي غول پيكر بودا در باميان افغانستان و بوداهاي عظي مالجثه بي شماري كه در غارهاي هزار بوداي نواحي مختلف

چين ديده م يشوند نمونه هاي خوبي در اين زمين هاند.

ايران و چين:

ايران و چين از ديرباز از طريق جاده ابريشم با يكديگر مرتبط بوده اند و گروههاي زيادي از ايران بزرگ و آسياي ميانه به

چين مهاجرت كردند و در آنجا رحل اقامت افكندند. ايالت شين جيانگ (سين يانگ) در شمال غربي چين موطن اين جمعيت

مسلمان است. البته مسلمانان ديگري هم از راههاي دريايي و مسيرهاي متفاوت به چين وارد شده اند. لذا تأثيرات اسلام را

تقريباً در اكثر مناطق چين مي توان مشاهده كرد. شهرهاي مهم و تاريخي كاشغر و ختن در ايالت داراي آثار معماري

ارزنده اي است كه با سبك معماري و كاشيكاري ايراني و با الفاظ فارسي آراسته شد هاند. مسلمانان چيني تحت تأثير فرهنگ

و مذهب ايران تعداد زيادي از واژ ههاي فارسي را خصوصاً در مضامين مذهبي بكار مي برند. از آن ميان است: آبدست (وضو)،

بانگ نماز (اذان)، نماز بامداد (نماز صبح) و ...

متأسفانه تعداد زيادي از آثار هنر و معماري اسلامي در طي انقلاب فرهنگي چين تخريب گشته ليكن هنوز بناهاي زيباي

اسلامي كه سندهاي گوياي اين ارتباط فرهنگي و مذهبي هستند به جاي ماند هاند. ايران نيز از بسياري از جهات از هنر چين

خصوصاً ساخت و تزئين ظروف چيني تأثير پذيرفت. چين هنوز هم پس از گذشت قرون و اعصار به ساخت ظروف چيني

ظريف و زيبا شهرت دارد.

معماري چين:

معماري چين نيز مانند ساير هنرهاي آن از گستردگي و تنوع فراوان برخوردار است. چيني ها مردماني هوشمند و هنرمند

بوده اند كه هر چند آثار معماري آنان گاه به علت استفاده از مصالح كم دوام از بين رفته اند، وليكن آنچه از اين آثار باقيمانده ،

گوياي اين حقيقت است كه آثار چيني در حد معماري هاي مصر و بين النهرين و ايران باستان است. بطور كلي معماري چين

٣٢

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

شامل معابد (كنفوسيوسي، لائوتسه، بودايي) پاگودا، قصر، ديوار بزرگ چين، خانه و ديرها و آرامگاهها و معابد صخر هاي

(غاري) است.

خانه چيني: اولين سكونتگاههاي چيني گودال هايي هستند كه به صورت دايره ساخته شده اند و روي آن را با شاخ و برگ

درختان پوشانده اند. سپس با پيشرفت در فن خان هسازي، خانه ها از گودال به خانه هايي در روي زمين و از جنس خشت و گل

تغيير يافت. اين خانه ها در حدود 3 تا 5 بلوك با هم در يك رديف قرار م يگرفتند. نمونه اي از خان ههاي دورة هان كه همانند

خانه هاي جديد به صورت تعدادي حياط بود و در اطراف آنها عمارت جداگانه اي وجود داشت و هر يك به اتاق هاي كوچكي

تقسيم م يشد، اشاره نمود. سقف بلند و ستوندار آنها با سفال پوشش يافته است و فقط انحناي بام تغيير كرده است.

از نظر تزئيني نمونه هاي خانة گلي دورة هان كاملاً شبيه سب كهاي موجود در چين است. مدخل اصلي در داخل توسط

ديواري در مقابل مدخل) حفاظت مي شود، به طوريكه حياط از داخل خانه از نظر پنهان است. براساس عقايد ) « مانع ارواح »

چيني، شياطين و ارواح پليد در خط مستقيم حركت م يكردند و اين ديوارها در مقابل مدخل مانع ورود آنان به خانه ها

مي شده است.

ساختمان معماري خانه امروز چين دقيقاً به نمونة اوليه خويش در به بيان دقيق تر نيمرخ مسلط بر سقف كه بخش

مربوط مي شود. اجزاي « شانگ » يا « چو » بزرگي از خصوصيات معماري چيني از آن سرچشمه مي گيرد، احتمالاً به دورة

ضروري اين ساختما نها عبارتند از: يك تالار چهار گوشه زير يك بام نوك تيز با قرنيزهاي برآمده، بر روي يك شبكه

نگهدارنده و ستون هاي چوبي كه ديوارها هيچ نقشي در نگهداري از سقف ندارند بلكه در حكم پرده ها يا تيغ ههاي جدا كننده

هستند.

معماري چين در چهارچوب اين فرمول محدود توجهش را بر نماي ساختمان متمركز مي كند، بام بسيار اهميت دارد و جنس

آن از آجر و كاشي است و رنگ آن اگر بر سريرهاي سلطنتي سايه افكند، زرد در غير اينصورت؛ سبز، ارغواني، سرخ يا آبي

است. چه در دامن طبيعت و چه در خيابا نهاي شهر.

٣٣

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معابد چيني:

در معماري هر كشوري پرستشگاهها از اهميت و جايگاه خاصي برخوردارند. سرزمين پهناور و باستاني چين با داشتن

آيين هاي مختلف داراي معابد درخور توجهي است. معابدي از كنفوسيوس، لائوتسه و بوداييان به جاي مانده است كه هر

يك از انواع پرستشگاههاي اديان مورد اشاره حائز ويژگ يهاي خاص هستند.

معابد بودايي:

خرابه هاي معابد بودايي چينيان اخيراً در تركستان كشف شده است. به اين معابد راههاي طبيعي زيبايي منتهي مي شود كه

مشخص گرديده است. براي « پاي لوش » معمولاً بر سرازيرهاي پيچ در پيچ كشيده شده و با دروازه هاي آراست هاي بنام

رهانيدن شيطان در بعضي مدخ لها پيكره هاي كراهت انگيز گذاشته شده است. يكي از بهترين زيارتگاههاي بودايي، معبد

در نزديكي كاخ تابستاني خار جپكن قرار دارد. « بوداي خفته »

رواج آيين بودايي ظاهراً تغيير مهمي در طرح معابد چيني بوجود نياورد. چون معابد تائويي و بودايي را از روي يك نقشه

مي ساختند كه در واقع همان نقشة خانه چينيان بود و آن را براي مقاصد مذهبي آماده مي كردند. ترتيب حياط سازي، با

تالارهاي مجاور شبيه خان ههاي مسكوني بود. تالارهاي عمده واقع در حياطهاي جلو اختصاص به پرستش خدايان يا بودا

داشت. در صورتي كه نقاط مسكوني در پشت معبد محل اقامت راهبان بود. در آرايش و تزئين تالارهاي اصلي، عواملي وارد

شد كه اصلاً بودايي بود و نفوذ يوناني – هندي را نشان م يداد.

عمدة مصالح معابد بودايي چوب و سنگ است. سقف شيرواني است و از پوشش سفالي يا چوبي ساخته م يشد. در بيشتر

معابد روي سقف بنايي به شكل كشتي قرار دارد كه از نظر هنر بودايي سمبليك است و بطور كلي سقف اين بناها داراي

سقف پركاري است. تجسمي از اژدها و سيمرغ، طاووس، نقش انسان و بعضي از حيوانات مورد علاقة بودا مثل اسب،

ميمون، فيل گاهي از شيشه هاي رنگين در اين نوع تزئينات استفاده شده است. در معبد رنگ مسلط بر مجموعة بنا رنگ

قرمز است.

٣٤

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معابد كنفوسيوس:

دلاويزترين معابد چين آنهايي است كه در پكن به دين ملي و رسمي آن كشور اختصاص داده شده است. اين معابد داراي

طاق هاي باشكوهي است كه با ظرافت بسيار كنده كاري شده ولي خود معبد بيشتر نمودار حالت فلسفي دارد تا هنري. اين

معابد در قرن 13 ساخته شده اند و از آن پس بارها تغيير شكل داده و تعمير شده است.

بطور كلي ستون معابد چوبي و سنگي است و غالباً به صورت ستون پيكره اي از اژدها و سيمرغ كه در روبروي مدخل معبد

قرار داده شده است. نقشه مصور معبد كنفوسيوس در جوفو شانتونگ اين واقعيت را نشان مي دهد كه چيني ها به آئين ملي و

ميهني خويش تا چه اندازه اهميت داد هاند.

پاگودا:

از آثار برجسته و شاخص هنر معماري چين پاگودا است. اين بناهاي چتري شكل، چند طبق هاند كه تعداد طبقات آنها فرد

است. چون عدد زوج در نزد چين يها نحس است. پاگودا از درون داراي پله هاي مارپيچي و گردان است. هر چتر به ايوان

گردي ختم مي شود كه مأموران حكومتي در اين ايوان ها مسائل مملكتي را بررسي مي كردند. دوم اينكه جهت دعا و نيايش

بوده و سوم پيشگويان چين در آن بخش طالع بيني مي كردند و از طرفي جهت وزش باد را مشخص نمود. گاهي بعنوان ميل

راهنما هم مورد استفاده قرار مي گرفته است و بر روي طبقه بالايي آن احتمالآً چراغي روشن مي كردند.

اين يناها به نماد چين تبديل شده است و بيشتر در روستاها برافراشته شده اند و جزء طبيعي آن نقاط به نظر مي رسند و از

استوپاي هندي تقليد شد هاند. منشاء اين پاگوداها قندهار است. بيشتر پاگوداهاي چوبي، با تعداد زياد قرنيزهاي بالدارشان،

دارند. در قندهار يك زماني گون ههاي پيوسته و رفيع استوپا، « امراواتي » يا « سانچي » تشابهي اندك به گنبدهاي يكپارچه

زائران چيني را تحت تأثير عظمت خويش قرار داده بود. چينيها با چنان سرعتي ساختمان استوپا را تقليد كردند كه حتي

كهن ترين پاگوداها (سده ششم تا سدة هشتم) نشانه هاي اندكي از منشاء هندي خويش دارند.

٣٥

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

ژاپن

موقعيت و اوضاع اقليمي:

مجمع الجزاير ژاپن كه در فراسوي كرانه هاي شرقي آسيا قرار دارد، مشتمل بر چهار جزيرة اصلي و تقريباً 3900

جزيرة كوچكتر است. آب و هواي ملايم، بدليل قرار گرفتن در منطقة معتدل در تابستان و آب و هواي سرد در

بعضي مناطق در زمستان، وضع طبيعي و شگف تانگيز سرزمين ژاپن نمايانگر تبايني با آب و هواي نسبتاً دلپذير

آن است. خط ساحلي اين كشور سنگستاني و شامل بنادر كوچك ولي عالي است، كوهساران، در هها،

رودخانه هاي تندآب و درياچ ههاي آب زلال از الهام ها و دلپذيرترين آسايشگاهها در جوار چشمه هاي آب گرم

معدني براي مردم ژاپن است.

پيشينه تاريخي:

براساس افسانه هاي ژاپني، ژاپنيان از تبار الهة خورشيدند، از اين گذشته سرزمين ژاپن نيز مقدس و آسماني به

شمار م يرود. ريشه هاي نژادي مردم ژاپن درهم و مبهم است. پيش از رسيدن ژاپني ها به اين سرزمين نژادهاي

ديگري در آنجا مي زيستند، يكي از آنها نژاد آينو است.

سه عنصر در نژاد ژاپني راه دارند:

است. « آينو » -1 عنصر سفيد ابتدايي همان

-2 عنصر زرد يا مغولي كه از قرن 7ق.م از طريق كره وارد ژاپن شدند.

-3 عنصر قهوه اي كه از شبه جزيره مالايا و اندونزي برخاست كه از اختلاط آنها ملت ژاپن پديد آمد.

به طور كلي م يتوان تاريخ فرهنگ ژاپن را به پنج دوره تقسيم كرد: دوره باستان، دوره آغاز تاريخ، قرون وسطي،

دورة قبل از مدرنيزه شدن، دوره جديد.

٣٦

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

خلاقيت هنري ژاپن در دوران پيش از تاريخ در حدود ( 7000 ق.م) آغاز گرديد كه ظروف سفالي از نوع

و گنبدهاي بسيار عظيم در دورة كوفون يا تومولي ساخته شد. نفوذ فرهنگ آسيا در اين زمان به ژاپن « يايويي »

كاملاً مشخص است. آغاز تاريخ را مي توان دورة پيدايش فرهنگ بودا نام گذارد، با اينكه ژاپن قبلاً زير نفوذ

فرهنگ قاره آسيا بود، ولي در اين زمان با ورود آيين بودا فرهنگ آسيايي هم گسترش يافت. اين دوران (فرهنگ

بودا) به سه دوره: آزوكا، هاكوها و تمپيو تقسيم م يشود كه دوران تغيير و تحول تفكر و برخورد ژاپني با فرهنگ

كره و چين است.

آيين هاي ژاپني:

ژاپني ها آيين هاي متعددي دارند كه عبارتند از: مذهب شينتو، كنفوسيوسي، بودايي. مذهب شينتو، مذهب بومي

ژاپن است كه ريشه اش در باورهايي است كه ژاپني هاي باستان به اصالت و پايندگي روح داشتند.

شينتو: همراه با معابد خانوادگي و رب النوع هاي محافظ به شكل يك مذهب در جامعه گسترش يافت، مردم تا

قرن ها از قهرمانان و رهروان برجسته، خدا م يساختند و ارواح خانوادة خود را پرستش م يكردند. سرانجام، افسانه

مبدأ الوهيت خاندان امپراطوري يكي از عقايد اساسي شينتو گرديد و در اوايل سدة نوزدهم يك جنبش شينتوني

ميهن پرستانه رواج يافت. از آن تاريخ شينتوئيسم به مقام يك مذهب رسمي ارتقا ء يافت و امروزه بسياري از

ژاپني ها مراسم ازدواج خود را مطابق اين آيين برگزار مي كنند.

كنفوسيوسي: ژاپني ها به اصول كنفوسيوسي بيشتر به ديدة قوانين اخلاقي م ينگرند تا يك مذهب. اين اصول

كه در آغاز قرن ششم از طريق چين وارد ژاپن شد بر اصول ثابتي نظير عق لگرايي، زندگي ساده، وفاداري به

گروه و شجاعت استوار بود كه با انديشه و رفتار ژاپني تأثير عمده اي داشته است.

بودايي: دين بودا در اواسط سدة ششم م. از هندوستان وارد ژاپن شد و پس از حمايت امپراطور در سراسر كشور

انتشار يافت و پيروان بسياري يافت و همين امر موجب شد تا عصر نويني را در آن كشور پديد آورد. دين بودايي

دين بودا است، بطور كلي رستگار شدن در بهشت را براي هر كس بيشتر « ماهايانايي » ژاپني كه وابسته به شاخة

٣٧

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

تلقين مي كند تا تكامل نفس را. شاخص هاي بودايي موجود در ژاپن عبارتند از: بودو، جودوشين، ميچرن،

شينگون، ذن و تندايي.

هنر ژاپن:

نقاشي ژاپن به طور كلي تأثيرات هنر چيني را منعكس م يكند. اما از نيمه سدة نهم م. به واسطة تيره شدن

روابط چين و ژاپن، هنرمند ژاپني از منعكس كردن شيو ههاي چيني در كار خويش بازماند و خود شروع به ابداع

شكل هاي خاص خويش كرد: بعدها نوعي شيوه نقاشي تزئيني روي پرده در ژاپن متداول شد كه تا سال 1875 م.

دوام يافت. در سدة نوزدهم تأثيرات هنر چيني مجدداً در هنر ژاپني ظاهر شد.

در دهة اول سدة هفدهم م. نوعي نمايش به نام كابوكي در ژاپن به وجود آند. اين نوع نمايش شكلي رو حدار و

عامه پسند از تئاتر بود كه در برابر نمايش هاي اشرافي قد علم كرد و همين تئاتر كابوكي بود كه موضوعات و

« تصويرهاي جهان گذرا » مضامين بي پاياني را براي نوعي نقاشي عاميانه فراهم ساخت. اين شيوة نقاشي كه به

موسوم شد، بعدها در سدة نوزدهم هنر غربي را بطور قابل ملاحظ هاي تحت تأثير قرار داد. يكي از عوامل گرايش

هنرمندان غربي به اينگونه نقاشي خصوصيت تزئيني آن بود. سطوح صاف و يكدست رنگ و خطوط مشخص

طراحي ها در نقاشي چاپي ژاپني از جمله خصوصياتي بود كه مثلاً لوترك، نقاش فرانسوي را به خود جلب كرد و

او از آنها براي پوسترهاي خود به ميزان قابل نوجهي استفاده كرد.

توكيو فعلي) منتقل شد و ) « ادو » بود، اما در اواخر سدة هفدهم به « كيوتو » مركز توليد نقاش يهاي چاپي ابتدا در

طريقة چاپ با قال بهاي چوبي براي تكثير نقاش يها انتخاب شد. در اين طريقة چاپ طراح طرح مركبي خود را

مي كشيد و رن گهاي مورد نظر خويش را روي آن مشخص مي كرد، آنگاه متخصص كند هكاري روي چوب خطوط

طراحي را به روي قالب منتقل مي كرد و بعد از اين مرحله يك شخص سوم كار چاپ را انجام مي داد.

است. البته هنرمندان « كيوتادا » از جمله هنرمنداني كه چاپ هاي ايشان طراوت و زندگي چشمگيري دارند

مشخص ترين چهره بود. « هوكوساي » بيشماري به توسعة نقاشي چاپي ژاپني كمك كردند، اما در قرن نوزدهم

٣٨

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

ممنوعيت هاي روزافزون سياسي و اخلاقي، كه مي رفت به زوال هنر بيانجامد، هوكوساي را به سوي منظره سازي

است كه جزء مجموع هاي است موسوم به س يوشش منظره « موج عظيم » چاپي سوق داد. يك نمونه از كارهاي او

از كوههاي فوجي.

معماري ژاپن

معماري در ژاپن هم مانند چين از گودالهاي (چاله) اوليه آغاز مي شود و ساختمانهاي ساده با بام كاهگلي و بر

روي پايه هاي خيزراني محدود مي گرديد. معماري اين سرزمين قطعاً بايستي همگون با اقليم آن باشد كه

چنين امري صورت گرفته است، يعني وجود جنگلهاي بسيار و همچنين بارش باران دو عامل هستند كه نقش

اساسي در معماري، بويژه استفاده از مصالح داشته اند، كاربرد چوب به عنوان مصالح اصلي و ايجاد سقفهاي شيب

دار در مقابل بارانهاي سيل آساي آن سرزمين حائز اهميت است. نمونه هاي خانه هاي اوليه (گودالي) از دوره

((يايويي)) يافت شده است.

معماري ژاپن همانند ساير هنرها مثل نقاشي و پيكرتراشي از مدلهاي چيني پيروي كرده كه سبك دوره تانگ را

مي توان از روي مجموعه هاي معابدي مانند((هوريوجي))، ((كندو))يا ((توداي بي)) كه هنوز در ژاپن پابرجا هستندف

بازسازي نمود.

معماري ژاپن پيوندي عميق و منطقي با طبيعت برقرار كرده است. تقريباً تمام مواد ساختماني ريشه گياهي

دارند. چونكه درجه حرارت، آب و هواي مرطوب باعث شده كه 90 % جزاير ژاپني تحت پوشش گياهي قرار

گيرند. الوارهاي گونه هاي بخصوصي همانند گياهان مخروطي همچون سدر، كاج، سرو صنوبر براي ساخت

اسكلت و استخوان بندي ساختمان و از درختاني برگ ريز چون: بلوط، شاه بلوط براي تزئينات منزل در معماري

سنتي استفاده مي شده است.

كاغذ ساخته شده درخت توت براي كاغذ درهاي كشويي (شوجي) مورد استفاده قرار مي گرفت. چوب خيزران

براي ديوارهاي خراطي شده كه روي آن را تركيبي از خاك رس، ماسه و كاه فرا مي گرفت. بوريا (كف پوش)

٣٩

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

تاتامي مهمترين كفپوشي بود كه از پوشال برنج كوبيده شده و در درون بورياي بافته شده از ني قرار مي گرفت،

بكار مي رفت.

از سنگ در پي و پايه ستونهاي چوبي استفاده مي كردند. از گل رس استفاده هاي فرارواني مي شد،علاوه بر

كاربرد در روكش ديوارها، براي ساخت يك نوع كاشي جهت سقف نيز مورد استفاده قرار مي گرفت.

همانطوريكه اشاره گرديد معماري ژاپني داراي انواع معابد، قصرها، مقابر (آرامگاه) و منازل شخصي است. معماري

خانه ژاپني ويژگي خاصي دارد و در كنار آن معماري معابد از جمله بودايي و شينتو هم داراي اصول و قواعد

مخصوص به خود هستند. البته ناگفته نماند كه با ورود آيين بودا در سال 552 ميلادي بسياري از سنتهاي كهن

ژاپن، از هم گسست. و اكثراً هنرهاي ژاپني با هنر چيني در هم آميخت، به ويژه در معماري اين اتفاق

چشمگيرتر است.

معابد بودايي: همانطوري كه اشاره شد با ورود آيين بودايي خود به خود معابدي هم براي اين دين پديدار شدند

و معماري بودايي ژاپني چنان ازمدلهاي چيني پيروي كرد كه سبك گمشده دوره تانگ را مي توان از براي

مجتمع هاي معابدي مانند هوريوجي بازسازي نمود. از طرفي با قبول آيين بوداساختن تپه هاي تدفين از ميان

رفت و معابد جايگزين آنها گرديد. زمين ساختماني اين معابد را طوري انتخاب مي كردند كه معبد از جهان

دنيوي متمايز باشد. اما در عين حال آنها را نزديك محل اقامت مردم مي ساختند، تا آنها براحتي بتوانند به

معابد رفت و آمد كنند و ساخت معابد بيست سال وقت لازم داشت مانند ((هوريوجي)) در جنوب غرب ((نارا)) و در

نزديكي ((ايكاروگا))مي توان نام برد.

لازم بذكر است كه دسترسي به معابد يا انتخاب زمين معبد كه توسط مكاتب سري و مخفي بودايي مثل فرقه

هاي تيداي و شينگون عصر هيان و فرقه ذن در قرون وسطي انجام مي گرفت. اكثر اين فرقه ها معبدهايشان در

دل كوه مخفي بود و احتياجي به حياط نداشتند. معبد ((موروجي)) يك معبد كوهستاني بود كه متعلق به سبك

شينگون است سقف آن به صورت يك شيرواني پنج طبقه است با يك سالن اصلي كه در قرن ششم آن را

ساختند، ساخت شيروانيهاي سه گوش براي معابد خود يكي از علائم فرقه بودايي است كه در قرن دهم اين

شيروانيهاي پنج طبقه مي ساختند.

٤٠

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

در دوره هاي بعدي طراحي معبد طوري بود كه نخست فضاي آن بزرگتر باشد و دوم تنديس بودا طوري در

وسط قرار گيرد كه عبادت كنندگان بتوانند دور آن حلقه بزنند. از سري كارهايي كه در اين جا انجام شد،

بامهاي دولايه است بطوري كه بام حقيقي در زير بام دوم قرار مي گرفت.

در اواخر قرن دوازدهم ميلادي دو نوع سبك جديد معماري معابد رواج يافت 1- ذن شويو 2- تنجيكويو. سبك

سنتي ژاپني ساخت معبد به عنوان ((واي يو)) شناخته شد و به تدريج فاصله ميان سه سبك مزبور از بين رفت، و

بعدها مي توان تركيبي از سه سبك را ديد. براي مثال ويژگي معماري سبك ذن شويو عبارتند از: الف)ظرافت

ساختماني، ب)ستونهاي دور معبد، ج)ايجاد يك پنجره يا قاب چوبي.

معابد شينتويسم: بطوريكه در بالا اشاره گرديد شينتو يكي از آيين هاي باستاني ژاپن به معني اخص واژه، بايد به

معابد شينتو ژاپن اشاره نمود. اين معابد به شيوه معمول هر بيست سال يكبار نابود مي شدند و رونوشت هايي

برابر اصل به جايشان ساخته مي شد. اين روند از سده سوم ميلادي تاكنون تكرار شده است.

50 مترمربع را در بر مي × معبد ايزه: بزرگترين معبد آيين شينتو است. اين معبد در زميني به مساحت 115

گيرد و با چهار پرچين متحدالمركز حصاربندي شده است.

شودن (يابناي اصلي معبد) روي صفه اي با ستونهاي چوبي بنا شده و بام كاهگلي دارد. ستونهاي جسيم زرين

فام، كه از درخت سرو است، بدنه يا ديوار از همان چوب ولي بقدري صيقل خورده اند كه به سطوحي بي نقص

تبديل شده اند و رنگ بافتشان تضادي دلنشين با شنهاي پخش شده در حياط اين مجموعه مقدس بوجود آورده

اند. بام كاهگلي، شيوه مخصوص هنرمند ژاپني، از يك عنصر كارايي ساده به عنصري تغيير شكل داد كه زيبايي

كه بنا را تابع خود كرد.

كاهگل كه در مراحل مختلفي دود داده مي شد به صورت بسته مياني، لايه لايه و با احتياط روي هم قرار مي

گرفت و تعداد لايه ها از سمت قرنيز به سمت تيرك افقي بام كاسته مي شد. سپس خط پشت بام، با استفاده از

عنصر تزئيني (چيگي) تيرهاي عمودي در نقطه تلاقي شيروانيها، وزنه هاي چوبين استوانه اي كه عمود بر ديرك

افقي مي شدند، بالاتر برده مي شد.

٤١

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

تكرارهاي پژواك بخشهاي مختلف بناي اصلي وابسته، پژوهشي آرام در عرصه شكل موزون به شمار مي روند. اين

معبد و ساير معابد از اين گونه با محيط طبيعي خود، بيان خواص و وقاري است كه به سادگي فوق العاده تناسب

ها، بافت و شكلهاي دقيقاً بر گزيده معماري تأكيد دارد.

زيارتگاههاي ژاپني: در ژاپن بناهايي وجود دارد به نام هاشيرا كه از قديم براي نگاهداري اشياء ساخته مي شدند.

از جمله آنها ستونهايي است كه دست سازند و سمبل حاصلخيزي. از اين گونه زيارتگاهها مي توان به ((اُميوا)) و

((مياره)) اشاره كرد كه در هر يك از آنها اشيايي نگهداري مي شود.

زيارتگاهها معمولاً از سه بخش عمده ساخته شده اند: 1- محراب 2- سالن عبادت 3- دالاني مرتبط با دو فضاي

فوق. بام مركبي كه اين سه فضا را به هم مرتبط مي كرد نمونه اي از سبك ((گونيكونوك)) است. براي نمونه مي

توان به معبدي از اين نوع بناها در ((نيككو)) اشاره كرد.

خانه ژاپني: خانه ژاپني اعم از محقرانه يا با شكوه تا همين اواخر مطابق اصول ساختماني و هنري معابد شينتو و

چايخانه طراحي مي شد. خانه ژاپني، تقريباً هميشه ارتباطي فشرده با محيط اطرافش دارد و به عبارتي به خلاف

معماري ايراني برونگر است، و در هر جا كه ميسر باشد در داخل يك باغ حصاربندي شده با پرچينهاي خيزراني

كه خود يك عنصر زيبايي آفرين است، قرار داده شده است و بدين ترتيب، حتي در شلوغ ترين محيط ها، گونه

اي احساس خلوت، و صميميت به ساكنانش القاء مي كند. يكنواختي و هماهنگي تناسب ها با استفاده از زيرانداز

(تاتامي) سنتي بعنوان واحدي براي ابعاد اتاق ها تأمين مي شود.

اين ساختمان ها اساساً از چند تير عمودي تشكيل مي شود كه بام را روي خود نگاه داشته اند. ديوارها به جاي

آنكه نقش باربر را داشته باشند بصورت تيغه هاي چوبي در آمده اند و كشويي حركت مي كنند. اين تصور،

تئوري معماري غربي را دستخوش انقلابي كرد.

اتاق و مراسم چاي خوري ژاپني: نفوذ آيين ((ذن)) از مرزهاي نقاشي بسي فراتر رفت و در دوره ((آشيكاگا)) به

پيدايش چاي خوران (چايونو) كمك كرد. اين رسم يگانه، دريچه تازه اي براي عرضه محصولات هنرمندان و

٤٢

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

صنعت گران ژاپني و در اندك زماني بدل به نهاد اجتماعي بزرگي شد كه در اختيار اشراف قرار گرفت. در باغهاي

اين دوره چايخانه هاي مخصوص ساخته مي شد.

اتاق چاي بسيار كوچك طراي شده بود و سادگي از هر گوشه اش را احساس كرد.حتي نماي بيروني آن را طوري

طراحي كرده بودند كه با فضاي طبيعي باغ متناسب باشد. غالباً يك راه سنگفرش از ميان قنديل هاي خزه

پوشيده سنگي مي گذشت و به دري مي رسيد كه در آنجا ميهمانان پس از شستن دستهايشان در يك چشمه

طبيعي از درگاه كوتاهي وارد مي شدند. در آنجا ميزبان و گروه چهار نفره ميهمانان در فضايي آكنده از سادگي

بي پيرايه، كنار هم مي نشستند و اين اتاق كه براي ايجاد احساس صميميت مناسب بود. شكلي چهارگوش

داشت و تنها شكستگي اش شاه نشيني بود كه با يك نقاشي تزئين شده بود.

در تزئين اتاق سعي بر احترام به طبيعت دعايت مي شد. اتاق را از چوب رنگ نشده مي ساختند. تيرهاي

نگاهدارنده، را طوري مي آراستند كه شكل طبيعي خود را از دست ندهد و گردي و گره هاي طبيعي خود را

داشته باشد. بقيه سطوح چوب را بقدري مي سائيدند و صيقل مي دادند كه زيبايي رگه ها و بافت هاي چوب

ظاهر مي شد. سادگي، رنگ، لعاب و بافت ظروف احساس معصومانه اي به نمايش گذاشت.

مراسم چاي نوشي مجموعه اي از حالات و موضوعات را بر همه حاضران تحميل مي كرد. و ازختلافات جلوگيري

مي كرد. و هر شيئي كه در اين مراسم بكار برده مي شد با نهايت دقت برگزيده شده بود. ميزبان يك جام

چايخوري، يك ظرف گلي، يك سيني لاكي يا ظرف مخصوص ديگر را ترجيح مي داد.

كن (مدولار فضاهاي ژاپني): درم عماري ژاپني مقياس يا پيموني وجود دارد كه براساس آن ساختمان را بنياد

مي گذارد. شاكو واحد اندازه گيري سنتي ژاپن در اصل از چين آمده است. اين واحد تقريباً معادل پاي (فوت)

انگليسي بوده و قابل تقسيم به واحدهاي اعشاري است. كن واحد ديگر سنجش در نيمه دوم قرون وسطي در

ژاپن بود، اين واحد در ابتدا براي فاصله بين دو ستون بكار مي رفت. كن اندازه هاي مطلق و غير مشروط بود.

اين واحد نه تنها براي سنجش ابعاد و فضاها بلكه به صورت مدولي زيبا در سازه، مصالح و نماي معماري بكار مي

رفت و به آنها نظم مي بخشيد.

٤٣

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

دو روش طراحي با شبكه مدوله كن توسعه يافت:

الف) روش ايناكا- ما: شبكه كن ( 6شاكو) فواصل آكس تا آكس ستونها را تعيين مي كرد. بنابراين اندازه مقرر

2/1 كن)به خاطر احتساب ضخامت ستونها فرق مي كرد. × 3 شاكو يا 1 × حصير كف اتاق تاتامي ( 6

15 شاكو)و فاصله ستون (مدول كن) بر حسب اندازه اتاق × 6/ ب) كيوما: حصير كف ثابت باقي مي ماند ( 30

6 شاكو تغيير مي كرد. / 6 تا 7 / بين 4

ابعاد اتاق توسط تعداد حصيرهاي كف آن تعيين مي شدند. اندازه حصير كف در اصل براي جاي دادن به دو

انسان در حالت نشسته يا يك انسان در حالت خوابيده طراحي مي شد. ارتفاع سقف (شاكو براي هر اتاق برابر

0 (تعداد حصيرهاي موجود در اتاق) در نمونه خانه ژاپني كن، سازه و همچنين رديف اتاقهاي تو در توي / است: 3

الحاقي را تنظيم مي كند. اندازه نسبتاً كوچك مدول به فضاهاي مستطيل شكل امكان مي دهد كه آزادانه به

صورت خطي، نامنظم يا مجموعه اي آرايش يابند.

معماري ژاپني را نم يتوان به صفت بزرگ توصيف كرد، زيرا ديو زلزله چنين اراده نموده است. ژاپني، ديوارها و

بامهاي سنگي بلند نمي سازد، تا مبادا هنگامي كه زمين، چيني بر جبين خود مي اندازد، عمارت فرو ريزد. از

اين جهت خانه ها از چوب ساخته مي شود و بندرت از يك يا دو طبقه در م يگذرد. بر اثر آتش سوزي هاي پياپي

و اوامر مكرر دولت، شهرنشيناني كه بينه مالي دارند، سقف كلبه ها و كاخ هاي چوبين خود را سفالپوش م يكنند.

اشراف، كه از داشتن عمارت بلند، آسمان خراش محرومند،در ساختن خانه هاي عريض و طويل م يكوشند، هر

چند كه، بنا بر يك فرمان امپراتوري، وسعت مسكن نبايستي از 200 متر مربع بيشتر باشد. كاخي كه از يك

عمارت تشكيل شده باشد در ژاپن نادر است. هر كاخ معمولاً شامل يك ساختمان اصلي و چند ساختمان فرعي

است، و راهروهايي سرپوشيده اين ساختمانها را، كه براي واحدهاي متفاوت خانواده گسترده شده اند، به يكديگر

مي پيوندند. براي غذاخوري و خفتن و نشستن، اطا قهاي متعدد به كار نم يرود. هر اتاق براي هر كار مناسب

شمرده مي شود، زيرا مي توان در عرض چند دقيقه ميز غذا را بر كف حصيرپوش اتاق قرارداد، يا رختخواب را از

نهانگاه بيرون آورد و در اتاق گسترد. ديوارهاي اتاق قابل حركتند. حتي ديوارهاي خارجي اتاق را م يتوان از جا

بركند و از آفتاب يا هواي خنك شامگاهي استفاده نمود. پرده هاي كركره مانند زيبايي از جنس خيزران اتاقها را

٤٤

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

از سايه برخوردار مي كند، و از نگاههاي ديگران محفوظ مي دارد. پنجره نوعي تجمل بشمار مي رود، و در خانه هاي

فقيران، آفتاب فقط از شكا فها و روزنه هايي كه در زمستان با كاغذ روغني پوشانيده مي شود، به درون م يآيد.

بناهاي ژاپن ناظر را به اين فكر مي اندازد كه معماري ژاپني از مناطق استوايي برخاسته و به جزاير ژاپن، كه تا

منطقه هايي سردسير چون ((كامچاتكا))گردن كشيده است، آمده است. خانه هاي ظريف و ساده شهرهاي جنوبي،

زيبايي و سبكي خاص دارند و براي فرزندان خورشيد، كه روزگاري مردمي پرنشاط بودند، مساكني شايسته

محسوب مي شدند.

از ديگر فضاهاي معماري ژاپن بايد به كندو كه تالاري طلايي و از معماري چيني تقليد شده است اشاره كرد و

همچنين به كاخها و دژهاي ژاپني كه معماري در خور توجهي دارند مي توان به كاخ ناگويا كه در دوره موموياما

ساخته شده اشاره نمود. در پايان بايد از پاگوداها هم در معماري ژاپني ياد كرد زيرا از اهميت خاصي برخوردارند.

پاگودا شرقي معبد ياكوشوجي از اين نمونه ها هستند.

قلعه ژاپني كاملاً متأثر از معماري بومي و سنتي ژاپن است. دژسفيد يكي از اين بناها است كه در پي سازي آن

عمده ترين مصالحي كه بكار گرفته شده سنگ است و بنا پنج طبقه است كه نماي آن به رنگ سفيد اندود شده و

به همين دليل آن را دژ سفيد نامگذاري كرده اند.__

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:52  توسط  soheil  | 

 

معماري خلق فضاست. اين تجربه يا فعاليت بشري پيشينه اي به اندازه تاريخ دارد. همه آنچه كه در عالم معماري پديد آمده

است دستاورد تجربه هاي گذشتگان در باب فن ساختمان و چگونگي ساماندهي فضا مي باشد. اين دستاورد امروزه بگونه

ساختمانهايي كه از گذشته بجا مانده، در دسترس ماست و ما م يتوانيم با بررسي آنها به انباني از تجربه و فن ساختمان

دست پيدا كنيم.

نخستين انگيزه براي بررسي معماري گذشته و كار گذشتگان بهره گيري از تجربه هاي آنها مي باشد. ولي ما مي دانيم كه

سده هاي كنوني فناوري ساختمان بسيار پيشرفت كرده و روشهاي سنتي امروزه كاربردي ندارند. ساختمايه هاي نو و فناوري

نو نيازمند به پنداش تهاي نو در باب معماري هستند. پس بررسي فنون گذشته به چه كار ما م يآيد؟

در پاسخ به اين پرسش مهم بايد گفت بيشتر پيشرفتهاي امروزي بر پايه تجربيات گذشتگان پي ريزي شده اند. براي

دانشمندان، گذشته ما هرگز بدور افكنده نمي شود. گام هاي نخستين همين پيشرفتها در گذشته برداشته شده است. براي

پيشرفت و ساختن آينده اي بهتر نيازي به طرد گذشته نيست.

پرسش دوم در اين باره اين است كه دگرگوني هاي نو در زندگي امروزي ما را نيازمند ساختمانهايي نو با كاركردهاي تازه

كرده است و ساختمان هاي كهن آيا ديگر كاركردي ندارند؟ چرا بايد بدانها توجه كنيم؟

براي پاسخ به اين پرسش چهار انگيزه مهم مورد توجه قرار م يگيرد:

- انگيزه اول: ساختمانهاي كهن اساساً بر پايه كاركردي ويژه طراحي و ساماندهي نمي شده اند. بلكه كاركردهاي

اساسي در آنها ديده مي شده و از اينرو با دگرگوني كاركردها اهميت خود را از دست نمي دادند براي همين است كه

مي توان بيشتر آنها را باززند هسازي كرد.

- انگيزه دوم در بررسي تاريخ معماري درك بهتر معماري است. ما تلاش مي كنيم بفهميم گذشتگان چه بينشي و

چه پنداشتي از معماري و ساماندهي فضا داشته اند و اين بينش ما را نيز گسترش مي دهد. آنها چگونه ميان اهداف

و چگونگي ساماندهي فضا در يك ساختمان رابط هاي پديد آورد هاند؟

٢

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

است و اين مسأله به عامل مهم زمان بر مي گردد. هنگامي كه « پيوستگي و حفظ پيوستگي با گذشته » - انگيزه سوم

كسي گذشته خود را فراموش كند، هويت خود را گم م يكند. گذشته بخشي از هويت امروز است. هويت معماري

گذشته ما هنگامي پيوسته و برجا م يماند كه مطرح باشد و باز هم پاسخگوي نيازهاي ما باشد.

و چيرگي بر گونه ها و الگوهاي ساماندهي فضا مي باشد كه « حافظه بصري » - انگيزه چهارم گسترش و غني سازي

با بررسي نمونه هاي ارزشمند معماري گذشته م يتوان بدان دست يافت. پس اين بررسي مي تواند مستقيماً در كار

طراحي معماري كه اصلي ترين كار معماران شمرده م يشود بسيار سودمند باشد.

بنابراين بررسي تاريخ معماري جهان و همچنين فرهنگ و هنر هر منطقه از خاور نزديك و دور گاه به دستاوردهاي

سودمندي براي كاركردهاي تازه كمك مي كند و براي همين ما را سوق مي دهد به تجزيه و تحليل هر كدام از اين

فرهنگ ها.

-1 معماري كهن

-2 معماري بي نالنهرين

-3 معماري اورارتو

-4 معماري هند

-5 معماري ژاپن

-6 معماري چين

بين النهرين:

يكي از مراكز تمدن قديم در آسيا، بين النهرين است. اين تمدن در فاصله 3500 تا 3000 ق.م يعني همزمان با مصر كه زير

حكومت فرعون به صورت كشوري واحد در مي آمد قد برافراشت. سرزمين ميانرودان مركز يكي از كهن ترين تمدنهاست. در

واقع با اين توصيف مي توان گفت كه تمدن هاي اين منطقه نه تنها تأثير عميقي بر اقوام و ملل همجوار داشت هاند، بلكه از

طرفي هم ب يتأثير از آنها نبود هاند و نخستين تمدن شناخته شده اين سرزمين را سومريان تشكيل دادند. سومريان تمدن خود

را از جنوب درياي خزر با خود آورده بودند. سرزمين اصلي آنها كوهستاني بوده و براي همين خدايانشان را در حالي كه روي

٣

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

كوهها ايستاده اند نمايش مي دادند. سومريان در بالاي خليج فارس و پيرامون رودها زندگي مي كردند به همين دليل حرفه

اصلي آنها كشاورزي بود. آنان طرز مهار كردن سيل را آموختند و شهرهايي دژمانند ساختند از جمله: اروك يا واركاي

امروزي و لاگاش يا تلوه امروزي. پس از گذشتن چند سده، شبانان چادرنشين سام ينژاد از صحراي غربي به سوي سومريان

آمدند و كشاورزي و ديگر دستاوردهاي فرهنگ سومري را فرا گرفتند و شهرهاي خود را در شمال ميانرودان ساختند. مانند

كيش، بابل، آكد. در طي چند صد سال فرمانروايي دو پادشاه سارگون، آكدي و حمورابي، بابلي شهرت بيشتري داشتند.

باستان شناسان بر اين باورند كه اختراع خط و وضع قوانين براي نخستين بار از سومريان است و علوم و صنايع از آنها به

ملل ديگر رسيده است. بخش بندي ساعت به 60 دقيقه و 60 ثانيه و بخش بندي سال به 12 ماه و 365 روز از نوآور يهاي

آنهاست. همزمان با پديدار شدن سومريان و آغاز تاريخ مدون، باورهاي جادويي از بين رفت و جاي خود را به دين خدايان

نيكخواهي و بدخواهي داد كه تجسمي از نيروهاي طبيعت بودند و غالباً به گونه اي ويرانگر با آدمي در ستيز بودند. دين

سومريان بر پايه خدايان طبيعت بود و شكل جامعه و روابط اجتماعي را تعيين م يكرد. كشور – شهرهاي سومري هر كدام

خداي ويژ هاي داشتند و فرمانروايي هم داشتند به نام پاتسي كه مردم را به خدا دعوت م يكرد.

كانون اداري جامعه نيايشگاه بود كه بر توزيع نيروي كار و منابع مادي نظارت مي كرد. اسناد يافت شده در نيايشگاهها كه

لوح هاي گلي هستند نشا ندهنده اين امر هستند.

در پايان هزاره چهارم پيش از ميلاد، تقريباً در 5200 سال پيش، با گمان 100 سال بيش و كم سومريان آغاز به نوشتن

كردند. تا هزاره پنجم آنها توانستند نشان ههايي آوايي پديد آورند و جملاتي بنگارند. نظام نگارش سومري توسط تير ههاي

ديگر خاور نزديك يعني ايلاميان، اكديان و مصريان تقليد شد و سرانجام به هند و چين راه گشود. هر چند خط اين تير هها

كاملاً متفاوت است زيرا همه آنان نشانه هاي ويژه خود را اختراع كردند ولي شك نيست كه همه اين خطوط از سومريان

گرفته شده است.

سومريان نخستين تيره اي بودند كه ميان پيش از تاريخ و تاريخ، و ميان توحش و تمدن پل زدند. آنان نخستين مردمي بودند

كه يك سامانه (سيستم) پيشرفته خط نويسي و حساب داشتند. آنان داراي واحد شمارش بودند و دو نظام شمارشي خود را

يكي بر پايه دهدهي و ديگري بر پايه 60 پديد آورده بودند. اين عدد پايه گاهشماري و زما نبندي قرار گرفت. امروزه بشر

اين پاي هها را كه از سومريان آغاز شده بكار م يگيرد.

٤

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معماري:

كشور- شهرهاي سومري از سوي خداي شهر پشتيباني م يشد و پادشاه، نماينده او روي زمين بود. بنابراين معبد (نيايشگاه)،

هسته ساختماني سومريان بود. اين نيايشگاه افزون بر آن، كانون داد و ستد و بازرگاني نيز بود. در واقع هر نيايشگاه يك

مجتمع بود كه وظايف و نقشهاي بيشمار داشت و از همين رو نياز به نوشتن و نگهداري حسا بها در آن به اختراع خط و

حساب انجاميد. هر مجتمع شامل معبد، كارگاه، انبارهاي غذا و جايگاه كاتبان بود. خانه هاي مردم گرداگرد مجتمع ساخته

مي شد. بنابراين مي توان مي گفت معماري سومريان در خدمت مذهب بود. در حقيقت معماري و هنر را مذهب تعيين

مي كرد. برجسته ترين ساختمان نيايشگاه، زيگورات نام داشت، كوههايي دست ساخت كه شايد آنها را جايگاه خدايان

مي دانستند. زيگوراتها سكوهايي بودند كه بر روي هم ساخته م يشدند و هر سكو كوچكتر از زيرين بوده و ساختمان را پل هپله

و همانند كوه مي كرد. در بي نالنهرين پرستشگاه نمودار كوشش انسان عظيمي بود كه كه براي ساختن آن بصورت تعاوني و

داوطلبانه انجام مي شد. فرم و نام زيگورات كه در دوره هاي بعد مشخص شد در زمان سومريان به معناي كوه بوده است و

بعدها نيز مورد استفاده بابل يها قرار گرفت و در لغت (زبان) بابلي به معناي سكو يا بناي پل هپله اي كه كه طول و عرض هر

طبقه از اشكوبه پايي نتر كمتر است.

سازه:

به گمان فراوان سومريان از روش ساخت آسمانه هاي خميده آگاهي داشته اند و از آن بهره گيري مي كرده اند. ساختمايه

زيگورات ها از خشت بود كه نماي آن را با آجر و ملات قيري م يپوشاندند. گمان مي رود اشكوبهاي زيگورات در اصل به

رنگ هاي گوناگون با معني نماديني ساخته م يشده اند و در روي سكوها درختكاري م يشد. بلندي سكوها و پلكان دستيابي

به آنها، نمادي از راه دشوار پالايش روح بوده است.

بايد گفت آثار بازمانده از تمدن سومري بسيار كمتر از تمدن مصر كهن است. شايد علت آن نبود سنگ در ميانرودان بوده كه

آنان را وادار به ساخت ساختمان با آجر و خشت و چوب مي كرده كه به پايداري سنگ نبودند. از معماري سومريان بجز

شالوده ساختمانها چيز ديگري بر جاي نمانده است. ولي از ديد نيرويي كه صرف ساختمان مي كردند و تأثيري كه بر سير

تكامل معماري داشتند با مصريان قابل قياس هستند. اريدو تنها شهري بود كه در آن و پيرامون آن سنگ و سنگ گچ يافت

مي شد. در نماي معابد شهر و پوشش ديوارها سنگ بكار رفته است و براي آرايه آن از سنگ گچ با روكش مسي صيقلي

شده بهره گيري شده است.

٥

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

نمونه ها:

سومريان به عالم پس از مرگ توجهي نداشتند. البته تعدادي گور زيرزميني با تا قآهنگ در شهر اور يافت شده است. بيشتر

شهرهاي ويران شده سومري ها مانند اور، واركا، لارسا، اريدو همچنان در پاي زيگورات هاي نابود شده جاي دارند. نمونه هايي

از معماري سومري اينها هستند:

زيگورات اور: اور (عراق). حدود 2100 پيش از ميلاد

ساختمان سكومانند با سه مهتابي بر روي هم كه هر كدام از زيري كوچكتر است. ساختمايه از خشت و نماسازي از آجر

است. نقشه ساختمان، مربع است و سكوها مركز واحدي دارند. سه رديف پلكان در يك نما از سه سو بدون پاگرد به يك

چهار اتاق م يرسند و از آنجا با يك رديف پلكان به مهتابي بالاتر دست م ييابند.

معبد سفيد: الورقاء (عراق). حدود 3000 پيش از ميلاد.

پشته اي با پله ها و شيب هاي گوناگون. اين زيگورات چون داراي نماي آجري با اندود گچ بوده، معبد سفيد نام گرفته است.

ساختمان آن داراي تالاري دراز در ميان و اتاق هايي در دو سوي طولي آن است. ورودي معبد نيز در جهت طولي تالار و در

ميان اتاق هاست. بدين گونه مردم از يك راه پيچاپيچ به معبد م يرسيدند. اين برخلاف معابد مصري بود كه در آن دسترسي

به درون در محوري مستقيم است.

هنر سومريان:

در انواع هنرهاي تجسمي سراسر بين النهرين، تأثير بنيادي هنر سومري از جهت مضامين و شيوه ها مشهود است. اين هنر

در ماهيت اصلي خود هنري بود ديني و تشريفاتي، مبتني بر نيايش رب النوعهاو نيز بزرگداشت فرمانرواي روحاني مقام كه

همان مباشر بت بزرگ هر دولتشهر بر روي زمين شمرده مي شد؛ و از اين رو در وهلة نخست موجب برپا شدن پرستشگا هها

و كا خها و زينتكاري آنها م يشد.

در حدود 2500 ق.م پيكره سازي با اجراي شكل هاي طبيعي ليكن در چهارچوب مقررات و موازيني رسمي و انعطاف ناپذير

رواج و تكامل يافت. حالت قائم و استوار اندام در جامه اي سر راست و قالبي كه صلابتي خاص به پيكره مي بخشد، همراه با

اندك شيار و چين خوردگي رو به پايين دامن، و دستهاي تاخورده بر سينه به علامت احترام يا نيايش و چشمان بسيار درشت

٦

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

كه جاي مردمكشان را سنگي رنگين پر مي كرده و اكنون آن سنگها همه افتاده و حدق ههاي گشاد خود را خالي گذارده اند، از

عمده نكاتي است كه دربارة پيكر هسازي سومري به طور خلاصه ياد م يشود.

آكد:

بنيانگذار اين سلسله سارگون بود كه در سال 2300 ق.م به سلطنت رسيد. با روي كار آمدن وي جامعة سوسياليستي مبتني

بر خداسالاري در دولتشهرهاي سومري رو به زوال گذارد. سارگون بر ساكنان سامي نژاد شمال بين النهرين حكومت مي كرد.

آنان بصورت گرو هگروه و با شمارشي روزافزون رو به جنوب سرازير م يشدند تا حدي كه در پار هاي نقاط جمعيت ايشان بر

ساكنان محلي بيشتر شد. اين تاز هواردان تمدن سومري را پذيرفتند ولي كمتر خود را ملزم به پيروي از سنت دولتشهرها

مي دانستند. در اين دوره فرمانروايي آكديان وظيفه نوين داشتند و آن تجليل مقام شخص پادشاه بود (حاكميت مطلق).

جالب ترين اثري كه تجسمي است از مفهوم جديد حاكميت مطلق پيكرة مفرغي چهرة پادشاهي باابهت از نينوا است. اين

چهره با وجود حدقه هاي خالي مانده چشمانش كه زماني با اجسام گرانبها پر بوده است باز حاكي از شباهتي اطمينان بخش

است كه در عين حال هيبت سلطاني و حساسيت انساني را در نظر مجسم م يدارد. در اين تنديس آكدي وحدت شك لهاي

طبيعي و غير طبيعي كه وجه مشترك همه هنرهاي بي نالنهرين است با وضوح بيشتري ديده م يشود.

اقتدار خداگونه اي كه پادشاهان آكدي مدعي آن بودند در نمونه اي از آثار آكديان به خوبي تجسم يافته است. نوة سارگون به

نام نارامسين لوح سنگي بزرگي از خود به يادگار گذارده كه بر آن تصوير خود وي و سپاه پيروزش به صورت نقش برجسته

جاوداني شده است و اين تخته سنگي صاف و عمودي است كه ابتدا چون نشانة مرزي بر زمين نصب شده بود. سالم ماندن

لوح پيروزي نارامسين مرهون اين واقعيت است كه در زماني بعد دشمنان آن را چون غنيمت جنگي به شهر شوش بردند، و

ضمن كاوشهاي آن مكان تاريخي بود كه باستان شناسان معاصر لوح مزبور را از زير خاك باز يافتند. در اين اثر خط زمين

معني و رسميت خود را از دست داده است و در نتيجه ما شاهد پيشروي سپاهيان شاهي از ميان درختان واقع بر بلندي

كوهسار مي شويم. بالاي سر آنها نارامسين تنها و پيروزمندانه ايستاده است، در حاليكه افراد لشكر شكس تخورده در برابر او

به تضرع در آمده اند. وي به همان اندازه نيرومند و كوشا است كه مردان سپاهش، ليكن هيكل درشت و باابهت او را در مقام

فوق بشري قرار داده است. به علاوه سر نارامسين با تاجي شاخدار تزئين يافته است كه تا آن زمان در انحصار خدايان بود.

بالاتر از هيكل نارامسين چيزي وجود ندارد جز قله كوه و اجرام سماوي، يا ستار ههاي نيكبختي اش. اين لوحه سنگي

نخستين بناي يادبودي است كه به منظور تجليل از مقام كشورگشايي برپا شده است.

٧

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معماري:

اطلاعات ما درباره معماري آكدي ها كام لاً محسوس است. گرچه بسياري از مناطق آن ادامه معماري دوره سومري كاملاً

52 سانتيمتر استفاده مي كردند. اجراي پي × محسوس است. آكديان در بناهاي خود از آجرهاي بزرگ راستگوشه به ابعاد 52

كه پيش از آكد آغاز شده بود در اين زمان تداوم يافت.

در دوره آكد معماراني بودند كه نقشه خان ههاي مسكوني شهروندان را طبق نظر آكديان تهيه م يكردند. نمونه آن لوح گلي

است كه از تلوه بدست آمده و روي آن نقشه يك منزل مسكوني طراحي شده است و اين كه نترين نقشه ساختماني است

كه موجود مي باشد. در روي اين نقشه قسمتهاي خانه به خط ميخي آكدي نوشته شده است.

نمونه:

كاخ نارامسين: اين كاخ در ت لبراك قرار دارد و هر ضلع آن حدود 100 متر است. داراي ديوارهاي ضخيم به قطر 10 متر

است. تنها راه ورود به بنا در ديوار غربي قرار دارد كه دروازه اي با دو برج بزرگ در دو سوي آن واقع شده است. داراي دو

حياط كوچك و يك حياط بزرگ و هشتي و اتا قهاي جانبي است.

كاخ قديمي: اين كاخ در آشور قرار دارد ولي دليل انتساب اين كاخ به دوران آكد وجود كتيبه اي بود كه به هنگام حفريات

از زير پي ديوارها بدست آمده است. پلان اين بنا شبيه كاخ نارامسين است.

بابل:

هزارة دوم ق.م در بين النهرين دوراني آميخته به آشوب و آشفتگي بود.در اين سرزمين حكومتي مركزي كه توسط

فرمانروايان محلي به وجود آمده باشد فقط در فاصلة حدود 1760 تا 1600 ق.م برقرار ماند. يعني زماني كه بابل همان

موقعيتي را بدست آورد كه قبلاً آكد و سومر داشتند. حمورابي باني سلسلة بابلي بزرگترين و درخشانترين قيافة آن دوران

است كه به خاطر وضع مجموعه قوانين مضبوط و مرتبي كه به طرز شگفت آوري بر موازين عقل و انسانيت تدوين يافته

براي شهرهاي بين النهرين شهرت يافت. او گرچه نخستين پادشاهي نبود كه براي وضع قانون تلاش كرد ولي اولين كسي

بود كه در اين زمينه به موفقيت رسيد.

٨

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

لوح سياهرنگي كه از جنس سنگ ديوريت است، متن قوانين حمورابي به طرزي زيبا بر آن كنده شده است شامل نقش

برجسته اي از حمورابي است كه خود را چون چوپاني برگزيدة شاماش (خداي خورشيد) مي دانست. در دورة فرمانروايي او و

جانشينانش بابل مركز فرهنگي كشور سومر شد؛ مقامي كه تا هزار سال پس از زوال قدرت سياسي حمورابي براي آن شهر

محفوظ ماند. در اين لوح دست راست فرمانروا در حركتي چون به هنگام سخن گفتن از آرنج به طرف بالا خم شده است،

گويي كه وي گزارش تدوين قوانين خويش را به سمع خدا مي رساند. در حقيقت نقش هيكل هاي روي اين لوح به انداز هاي

برجسته و قطور است كه در مقايسه با تصويرپردازي لوح نارامسين چون پيكره هاي كاملي م ينمايد كه از ميان به دو نيم

شده باشد. درنتيجه پيكرتراش توانسته است چشمها را در گردي صورت در آورد، به طوري كه مشاهده م يكنيم حمورابي و

شاماش با چنان قدرت و صراحتي بر يكديگر مي نگرند كه در نوع خود بي همتاست.اين ديدگان تماشاگر را به ياد پيكره هاي

تل اسمر م ياندازد كه درشتي حدق هشان نشاني بود از همين كوشش به برقرار ساختن رابطة نزديك ميان انسان و خدا.

فرهنگ و هنر:

تمدن بابل اختلاف زيادي با تمدن سومر يها نداشت. زبان بابلي غير از زبان سومري بود ولي با همان خط نوشته م يشد. در

هنر و مذهب آنها تفاوتي نبود و چنين بنظر مي رسد كه فقط خدايان را به نامهاي تازه اي مي خواندند مانند: مردوك كه

بزرگترين خدايان بابل بود و شاماش كه خداي خورشيد بود و ...

معماري:

معماري دوره بابل كهن به دو دسته عمده تقسيم م يشود:

الف) معابد: از اين دوره تنها تعداد كمي از بناهاي مذهبي شناخته شده است. معبد آشور يكي از اين بناهاست كه به خداي

تعلق دارد و به دست شمشي – ادد اول ساخته شده است. اين بنا كاملاً از بين رفته ولي از روي « آشور » بزرگ ملي آشوريها

پي آن م يتوان پلان آن را تهيه نمود. اين معبد بر فراز بلندترين نقطه شهر قرار دارد.

بوسيله اپيق – ادد دوم بنا گرديده است. اين معبد به يك نوع الهه « اور » معبد ايشچالي: كه پس از سقوط سلسله سوم

هديه شده است. با اين كه ساختمان معبد بر روي يك مصطبه قرار گرفته اما محراب اصلي « ايشتاركي كي توم » مادر بنام

كه در انتهاي بخش غربي آن قرار دارد، بر روي سكويي بلندتر قرار دارد.

٩

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

ب) كاخ ها: يكي از بزرگترين آثار معماري كه در بين النهرين باستان به انجام رسيده، كاخي است در شهر باستاني

اين بنا يكي از معتبرترين آثاري است كه اطلاعات جامعي از كا خهاي دوران حمورابي در اختيار ما م يگذارد. اين .« ماري »

كاخ بر روي مصطبه واقع شده و داراي تزئينات نقاش يهاي ديواري در شرح وقايعي كه در دوران حكام بين النهرين رخ داده

است.

آشور:

فرصت يافتن دولتشهر آشور در ناحية علياي رودخانة دجله حاصل يك سلسله وقايع شگف تآور بود. آن زمان به دليل اقتدار

پادشاهي هاي جنوب (سومر، آكد، بابل) و غرب (ميتاني) كه پادشاهي مستقلي در ناحية سوريه و بين النهرين شمالي داشتند

نتوانسته بودند به قدرت برسند. ليكن پس از تضعيف حكومتهاي مذكور، آشوريان فرصت ابراز وجود يافتند. در فاصلة حدود

1000 تا 612 ق.م آشور به اوج قدرت خود رسيد و امپراطوري بزرگي تشكيل داد كه شامل فرماندهان نظامي بود و توانست

وسعت خاكش را از دجله تا نيل و از خليج فارس تا آسياي صغير برساند و حتي در سال 617 ق.م توانست پيروزمندانه بر

خاك مصر سفلي دست يابد. آشوريان در برابر سومريها چون روميان در برابر يونانيها بود هاند.

هنر آشوريان اساساً هنر كنده كاري روي سنگ و نق شبرجسته است و برخلاف ساير تمدن هاي بين النهرين، از آشوريان

تنديس هاي استوانه اي و گرد به ندرت باقي مانده است. حتي چهارپايان بالدار هم تنديس هاي نقش برجسته اي هستند كه

در بستر سنگي خود گرفتار مانده و به صورت نقش برجسته در سه سطح هستند. روايت جشنها به صورت تصوير به سطوح

صاف و يكدستي احتياج داشت كه بر روي آن لشكركشي ها، محاصره ها، فتوحات، كشتارها و شكار حيوانات وحشي كه

تمامي اوقات پادشاهان را اشغال مي كرد، تقريباً بدون پايان و انجام تكرار شود. يعني موضوعاتي كه حول محور فرمانروا دور

مي زد استفاده م يشد. در كتيبه ها معمولاً صحن ههايي از جنگ يا شكار ديده م يشود و بايد دانست كه پادشاهان آشور در

ايامي كه جنگ در كار نبود وقت خود را به شكار بويژه شكار شير مي گذراندند. براي نمونه م يتوان به موضوع نقش برجسته

و كاشي هاي نما و درون كاخ آشور نصيرپال در نينوا اشاره كرد.

آمچه در اين ميان درخور توجه است رواني و انجام بيان است كه به رغم توالي نداشتن منطقي صحنه ها و عدم رعايت بعد

نمايي (پرسپكتيو) حفظ شده است. طراوت و سرزندگي حالتها و حركات، به گونه اي استثنايي، زيبا و متقاعد كننده مي نمايد.

عليرغم شك لهاي خشك و تشريفاتي كه عموماً در هنر بي نالنهرين در كنار شك لهاي نزديك به طبيعت ديده مي شوند، در

١٠

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

اينجا تدابير فضاسازي آگاهانه اي به چشم مي خورد. يكي از اين تدابير، رويهم انداختن پيكرها براي القاي دوري و نزديكي

آنهاست.

معماري:

فرارواني سنگ در آشور موجب شد كه بناهايي محكمتر از ساختما نهاي بابل ايجاد شود. در بناهاي آشور گذشته از سنگ،

آجر نيز بكار مي رفت و شهرها را با ديوارهاي عريض محصور م يكردند و معابدي چند طبقه م يساختند. ارگ ناتمام

سارگون دوم پادشاه آشور كه در خرساباد ساخته شده است، با نقشه بلندپروازان هاي كه دارد بازتابي از اطمينان پادشاهان

به قدرت خود است. اين كاخ بيش از 200 حياط و اتاق داشت و شهري كه اين ارگ حكومتي در آن ساخته شده بود روي

تپه اي قرار داشت با بلندي 15 متر. با اينكه معماران كاخ در صدد ايجاد تقارن بود هاند ولي خود كاخ نقش هاي آشفته و پرت

دارد.

نكته حائز اهميت در معماري اين بنا اينست كه اتا قها با تاق گهواره اي خشتي پوشانده شده اند و اين مفيدترين و علمي ترين

روش مسقف كردن ساختمانها در منطق هاي بود كه نه الوار كافي داشت نه سنگ مناسب.

احتمالاً هفت « خرساباد » علاوه بر فضاهايي كه اين ارگ دارد، معبد اصلي زيگورات در آن واقع شده است. اين زيگورات

طبقه داشته است كه چهار طبقه آن تا به امروز حفظ شده است و هر يك رنگي متفاوت با ديگري دارد. براي دستيابي به

اين زيگورات پلكان خرپشته اي حلزوني شكل پيوسته اي دورتادور ساختمان از كف پايين ترين طبقه تا نوك بالاترين طبقه

ساخته شده بود.

شايان ذكر است كه معماري زيگورات از دوره سومريان تا زمان آشور تحول چشمگيري را طي كرده است. بخصوص از نظر

ارتفاع، تعداد طبقات و همچنين نحوه دسترسي از طريق پلكان ها.

بابل جديد (كلده):

حاكم بابل جديد كه عليه آشوريها سر يه مخالفت برداشته بود، پس از سقوط نينوا، دومين امپراطوري بابل را « ناپولازار »

تشكيل داد. پسر وي بخت النصر در نتيجه فتوحاتي كه در جنگ با مصريان، اقوام يهود و فنيق يها داشت موجب شد كه در

دوره سلطنت او تمدن كلده شهرت و اعتبار خاص پيدا كند. تا آنجا كه بابل جانشين نينوا شد و از بزرگترين و زيباترين

شهرهاي دنيا محسوب شود.

١١

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

معماري:

آثار معماري دوران بابل جديد (كلداني) نه تنها از نظر عظمت و زيبايي بسيار باارزش و ب ينظيرند، بلكه از نظر رابطه آنها با

هنر قديم بين النهرين و بازگشت به هنر اصيل اهميت داشت. مثلاً آشوريها نقش زمين محراب را از سيستم عرضي كه

مشخصه معبدسازي دوران قديم بين النهرين بوده به فرم طولي تغيير دادند. اما در اين دوره با ساختن معابد جديد از فرم

معابد عرضي قديم پيروي كردند و مهمترين اثر اين دوران معبد نين ماه در بابل است.

نمونه:

برج بابل: اين برج در 7 طبقه به ارتفاع 200 متر از خشت ساخته شده بود و فرم آن حلزوني مي باشد.

باغ هاي معلق بابل: اين باغ ها بدستور بخت النصر براي همسرش (آميتيس) ساخته شده است. طراحي اين باغ از تركيب

گياهان و مجسمه ها مي باشد و از معماري كنايي برخوردار است كه داراي ظرافت خاصي مي باشد. يكي از ويژگ يهاي اين

باغ، وجود سيستم پمپاژ آب است كه براي آبياري مورد استفاده قرار م يگيرد.

دروازه ايشتار: يكي از آثار برجسته معماري شهر بابل در دوران جديد است. بيرون نماي اين بنا با كاشي لعابدار به رنگ

آبي تيره پوشيده شده است و نقوش تزئيني آن عبارت است از جانوراني مانند گاو و اژدها.

در معماري اين دوره از آجرهاي پخته و لعابدار استفاده مي كردند. اين آجرها ابتدا در آشور به وجود آمد بعد در اين دوره چه

براي تزئينات و چه براي نقش برجسته ها از اين آجرها استفاده م يكردند.

١٢

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

اورارتو:

يعني مادها كه احتمالاً در منطقه كردستان و آذربايجان « آماداي » با توجه به كتيبه هاي پادشاه آشور، براي اولين بار به اسم

زندگي م يكرده اند بر م يخوريم. پاره اي از محققان، سرزمين مادها را به سه ايالت تقسيم كرد هاند:

1) سرزمين ماد كبير

2) ماد آتروپاتن و يا آذربايجان كنوني

3) ماد راجيانا و يا اطراف تهران (راجيانا بايد همان راگيانا و يا راگ و يا ري امروزي باشد).

خلاصه اينكه مادها از اقوام هندوآريايي محسوب مي شدند كه در حين حركت بسوي شمال غربي ايران و چين هاي زاگرس،

از يك طرف با دولت ايلام، از طرفي ديگر با امپراطوري بزرگ آشور مستقر در بين النهرين و از سوي غرب با دولت جوان و

تازه به قدرت رسيدة اورارتو كه در شرق آسياي صغير حكمراني مي كرد مواجه شدند و چون در آن زمان مادها قدرت مقابله

با دولت هاي فوق را نداشتند، به ناچار در شمال غربي ايران استقرار يافته و به تدريج اقوام بومي را تابع خود نمودند.

همانطوري كه در تاريخ ماد دو دورة متفاوت وجود دارد دارد، يعني يكي قبل از تشكيل پادشاهي بزرگ ماد و ديگري بعد از

آن، فرهنگ و هنر مادها را نيز م يتوان به دو دورة جداگانه تقسيم كرد:

1) دوره اي كه با استقرار اقوام هند و ايراني در دو طرف درياچه اروميه به ويژه ناحيه آماداي آغاز گرديده و تا زمان

امپراطوري مادها يعني 712 پيش از ميلاد ادامه پيدا مي كند.

2) دوره اي كه از تشكيل امپراطوري ماد تا انقراض آن يعني تا سال 550 ق.م ادامه مي يابد.

با استقرار اقوام هندوآريايي در دو طرف درياچه اروميه بويژه بخش شرقي آن يعني آماداي، پايه هاي تشكيل اولين

امپراطوري ايراني كه قدرتمندترين امپراطوري سلط هگر آن زمان يعني آشور يها را به زانو در م يآورند، ريخته م يشود. اين

اقوام بومياني بودند كه پيش از كوچ آرياي يها در ايران بودند. تمدن آنها از تمد نهاي آشوري و بابلي تأثير پذيرفته است.

يا « وانيك » اورارتو به باستاني ترين دولت قفقاز گفته م يشود. مركز آن سرزمي نهاي جنوبي قفقاز بوده است. زبان آنها به نام

بود. اورارتوها خود را فرزندان هالدي يا خالدي كه نام سرور خدايانشان بوده مي ناميدند. نام اورارتو برابر واژه « هالديان »

آرارات است و در سالنامه هاي آشوري از زمان آشور نصيرپال در سال 883 پيش از ميلاد از آن نام برده شده است. مردم

١٣

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

مي ناميدند كه شايد پيرامون درياچه وان در تركيه باشد. آنها تا اواخر سده هفتم پيش « بياينا » اورارتو سرزمين كانوني خود را

از ميلاد كه تيره هاي ارمني از نژاد هندواروپايي حكومتشان را برانداختند برجاي بودند. از آن پس مردم اورارتو كم كم جذب

آريايي ها شدند كه در ميانه راه كوچ به سرزمين هاي كانوني ايران از كشور اورارتو مي گذشتند.

معماري

گمان مي رود كشور اورارتوها بگونه شديداً نظامي و متمركز رهبري مي شده و اين ويژگي از معماري دژمانند آنها برداشت

شده است. بازمانده معماري آنها در پيرامون درياچه وان، پيرامون ايروان در ارمنستان و شمال غرب ايران نزديك درياچه

اروميه، در كنار شبكه اي از راههاي نظامي امن يافت شده است. اين راهها در مسير رودخانه ها هستند و در كنار آنها دژها و

زيستگاهها پراكنده شده اند. ويژگي هاي آب و هوايي سخت، بارش برف و كوهستاني بودن سرزمين، معماري را تحت تأثير

قرار داده است. از همين رو ساختمانها در دامنه كوه و تپه با پي سنگي و ديوارهاي خشتي ستبر ساخته شده است.

بكارگيري تيرهاي ستبر و دراز براي آسمانه به اورارتويان اين توانايي را مي داد كه تالارهايي بزرگ بسازند و فضاهايي براي

گردهمايي عمومي همچون نيايشگاه بر پا دارند كه كمتر تا پيش از اين ساخته شده بود. برخي از تالارها كه داراي دو رديف

ستون در ميان خود هستند و يك فضاي مياني بزرگ را پديد آورده اند جالب توجه هستند. اينگونه نقشه ساختمان بسيار

همانند نيايشگاه مهرپرستان كهن ايراني م يباشد.

١٤

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

در معماري اورارتو بيشتر فضاها راست گوشه هستند و هندسه ساده اي دارند. به گفته استاد پيرنيا يكي از گونه هاي خانه ميان

آنها، كلاوه بود كه ساختماني دو اشكوبه و چهارگوشه بوده و تنها از اشكوب دوم آن به دليل امنيت بهره گيري مي شده آنهم

با نردباني كه تنها براي اهل خانه بوده. شايد همين گونه ساختمان الگوي ساختمانهاي هخامنشي مانند كعبه زرتشت در

نقش رستم شده است. شهرهاي اورارتويي ساختمانهاي بلندي داشته و گون هاي معماري كه مردمان ميانرودان از آن آگاهي

نداشته اند. برخي ساختمانها داراي بام شيبدار بود هاند.

ساخت تالار ستوندار با پوشش دو پوسته تيرپوش، پس از اسلام نيز دنبال شد. نمونه هايي از آن در مسجد جامع ابيانه،

مسجد گزاوشت و مسجد ميدان دربناب يافت مي شود.

سازه

پيش از ساختما نسازي م يبايد روي هاي هموار در دامنه پديد آورده م يشد. اين روش پيش از آن در زمان هيتي ها در هزاره

دوم پيش از ميلاد بكار برده م يشد. ساخت ساختمان بر روي سكوهاي پلكاني با بلنداي گوناگون كه گرداگرد آن يك

گذرگاه آبي براي زهكشي بر سنگ كنده مي شد تا نم به ساختمان نفوذ نكند. بر روي پي ها، ديوارهايي با سنگ نتراشيده

بگونه خشكه چيني و بدون ملات م يساختند و روي آن سنگ چين با تكه هاي ريز م يشده و سپس روي آنها را با يك لايه

1/ آهك پوشيده مي شده است. باروي دژها نزديك به پنج متر ستبرا داشتند و پهناي ديوارهاي دروني ساختمان نزديك به 5

متر بوده است.

ساختمانهاي اورارتويي بيشتر با تير و ستون و آسمانه تخت پوشيده مي شدند. گرچه از نگاره هاي سنگي آنها چنين بر مي آيد

كه آنها با تاق خميده نيز آشنا بود هاند و درگاه و درواز هها را چنين نشان داد هاند. در نگاره هاي برنزي يافت شده دژهايي نشان

داده شده كه چند اشكوبه هستند و بر ديوارهاي بام آنها كنگره ها و برجهايي ساخته شده است. در برخي نگارند هها

ساختمانهايي با آسمانه شيبدار نشان داده شده كه شايد از چوب ساخته م يشدند.

ساختمايه

خشت، سنگ تراشيده و نتراشيده، تير و الوار.

١٥

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

آرايه

ساختمانهاي اورارتويي داراي نماسازي با تاقچ ههاي پل هپله بوده اند. ساختمانهاي عمومي شايد داراي جرزهايي جلو آمده براي

نماسازي بود هاند كه بكار پش تبند هم نمي خوردند. ديوارها با اندود گل پوشيده مي شدند و برخي ساختمانهاي مهم داراي

نگارگري (نقاشي) بوده اند.

نمونه ها:

دژ عقرب تپه: دژي با 35 متر درازا و 30 متر پهنا همچون يك پايگاه نظامي كه داراي يك دروازه و دو برج دفاعي در دو

سوي آن است. اين دژ در آذربايجان غربي شهرستان نقده واقع شده است.

دژ دانالو: اين دژ از زمان سده هشتم پيش از ميلاد بر جاي مانده با بر جهاي پيش نشسته از باروها، نزديك ماكو است.

خانه هاي بسطام: خانه هاي ارارتويي داراي اندامهاي راست گوشه و گوناگون ديوارها به دقت بالا رفته و به گمان فراوان،

خانه ها دواشكوبه بوده اند. خانه ها داراي نشيمنگاه، انبار آذوقه و ميانسرا هستند. نماي آنها ساده و بدون پي شنشستگي

ديوارها م يباشد. در حاليكه ساختمانهاي همگاني داراي نماسازي بود هاند.

نيايشگاهها: نيايشگاه ساختماني چهار گوشه و با پي شنشستگي در گوشه ها بوده است. ديوارها نزديك به 4 متر ستبرا

داشته اند. برجي مكعب شكل با آسمانه اي چهار شيب يا دو شيب همراه با برج هاي كوچكتر در گوشه ها. اين كالبد ويژه شايد

الگويي براي معماري هخامنشيان شده باشد.

در يك نگاره برجسته آشوري كه غارت معبد هالدي در موساسير در شمال غربي درياچه اروميه بدست آشوري ها را نشان

مي دهد مي توان ريخت كلي نيايشگاهها را دريافت. ساختمانها بر روي سكو ساخته شده اند. شش ستون در نماي ورودي و

يك سنتوري كه نشان دهنده آسمانه اي دو شيبه مي باشد.

دژ بسطام: بسطام گمان مي رود پايتخت ارارتويان بوده و متعلق به سده هفتم پيش از ميلاد مي باشد و نزديك به 590

600 متر است. × پيش از ميلاد بدست مادها ويران شد. اندازه دژ 400

١٦

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

تپه حسنلو: اين تپه در دشت سلدوز در جنوب غربي درياچه اروميه جاي دارد. دژ روي تپه از 800 تا 1000 پيش از ميلاد

باز مانده است. داراي ميانسرايي است سنگفرش و يك ايوان با دو ستون چوبي كه به اتاقي چهارگوش مي رسد. دژ داراي

25 متر است، داراي دو رديف ستون چوبي در هر رديف شش ستون داشته كه آسمانه چوبي را نگه × تالاري به اندازه 19

مي داشتند. در پيرامون اين تپه برج و بارويي از خشت خام روي پ يهاي سنگي ساخته شده است. خانه هاي پراكنده بيرون دژ

بوده و به هنگام جنگ مردم به درون دژ پناه م يبردند. ديوارها 9 متر بلندا و 3 متر پهنا داشتند.

١٧

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

مقبره هاي صخره اي:

مهمترين و بارزترين بازمانده هاي دوره پادشاهي ميانه، مقابر متعدد صخر هاي در بن يحسن است. يكي از سالمترين اين مقابر،

است. مقابر صخره اي در بيشتر موارد جانشين آرامگاههاي هرمي متعلق به پادشاهي كهن گرديدند. از « خنوم حوتپ » مقبره

آنجا كه با هزينه فراوان ساخته مي شدند و از طرفي مورد دستبرد دزدان هم قرار مي گرفتند همين امر موجب ايجاد اين آثار

سنگي گرديد، اين مقابر در نقاط دوردست و در صخره ها كنده م يشد. در جلوي آنها يك سرسراي ستو ندار كوتاه قرار

مي گرفت واحدهاي بنيادي معماري مصر محسوب م يشدند و شامل اين بخش ها بودند: دهليز، تالار ستوندار، اتاقك مقدس.

در داخل تالار مقبرة مزبور ستونهايي در داخل تالار ديده م يشود كه هيچگونه نقشي در نگهداري سقف ندارند، بلكه مانند

ستونهاي سرسرا بخشي پيوسته با بافت صخره اي است و ديوار مقبره با انواع نقاشي و نقش برجسته رتگين با موضوعاتي

مشابه تزئين شده است.

معبد منتوحوتپ:

يكي از بناهايي است كه از دوران پادشاهي ميانه به جاي مانده است. اين معبد در ديرالبحري واقع شده و در دامنه كوه

جاسازي شده و تركيب موفق و هيجان انگيزي را با معماري و طبيعت بوجود آورده است. محل دفن فرعون در خارج از

مجموعه در دل كوه جاي داده شده بود. اين معبد تركيبي از عظمت اهرام دوره پيشين و تالارهاي ستوندار چند طبقه است.

مقبره حتشپ سوت:

اين بنا متعلق به ملكه اي به همين نام بوده است. از سطح كف دره تا سه طبقه ستوندار با خرپشته هاي اتصالي از پايين به

بالا قد برافراشته است. تناسب ديد كاملاًدر اين معبد رعايت شده است. تناسب ديد كاملاً در اين معبد رعايت شده است.

تقريباً 200 پيكره نقش برجسته همه جانبي در ارتباط با معماري اين معبد ساخته شده بودند. موضوع نقش برجسته ها عبارت

بود از نمايش تولد تاجگذاري و كارهاي بزرگ حتشپ سوت.

١٨

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

هنر هند:

شبه قاره هند كه در مرزهاي شمالي به سرزمين اصلي قارة آسيا متصل مي شود. سه منطقة مشخص جغرافيايي دارد: شمال

شرقي كه در آن كوههاي عظيم هيمالايا همانند مانعي سر برافراشته اند، منطقة حاصلخيز واقع در شمال غربي و جنوب

كوههاي هيمالايا كه در آن دره هاي سند و گنگ دامن گسترد هاند.

نخستين فرهنگ هند در هزارة سوم پيش از ميلاد در اطراف بخش علياي درة سند متمركز شده بود. موهنجودارو و هاراپا در

پاكستان امروزي از مناطق اصلي گسترش اين فرهنگ بود. اما اخيراً مراكز مهم ديگري نيز در جنوب اين رودخانه در

راجستان (هند) و كراچي (پاكستان) يافت شده اند كه با اين فرهنگ در رابط هاند. بعضي از تندي سهاي مربوط به اين تمدن

تأثيرات هنر بين النهرين را منعكس م يكنند در حاليكه بعضي ديگر حاكي از حضور يك سنت كاملاً هندي هستند.

تعداد زيادي از مهرهاي حكاكي شده سنگي، كه در موهنجودارو به دست آمده اند، تداخل عناصر هند و خاور نزديك را به

نمايش م يگذارند. در حقيقت كشف يكي از همين مهرهاي موهنجودارو در يك ناحية باستان شناسي بين النهرين بود كه

باستان شناسان را در تعيين قدمت و تاريخ تمدن هاي هندي ياري داد. نقش چهارپايان روي اين مهرها نمودار گاو كوها ندار

هندي، كرگدن و فيل هستند. در روي يكي از مهرها پيكر نشست هاي ديده م يشود كه حالت نشستن او نمايانگر يكي از

حركتهاي آيين هند است كه تا به امروز هم مرسوم است و يوگا نام دارد. تدبير سه كله نشان دادن اين پيكر (دو نيمرخ و

يك تمام رخ) از جمله تدابيري است كه دو هزار سال بعد نيز براي نمايش يكي از خدايان هندي موسوم به شيوا به كار

گرفته م يشود. اين تداوم و پيوستگي در طرز نمايش پيكرها، ريش ههاي عميق سنن مذهبي را در هندوستان نشان مي دهد.

هنر هند تا ورود اقوام آريايي به آن سرزمين به صورت ممتد ادامه داشت و در زمينه هاي گوناگون، پيشرفت قابل توجهي

نموده بودند، هجوم آرياييها كه در حدود 1800 ق.م. آغاز شد م يتوان علت بروز گسست در هنر هندي دانست.

موهنجودارو:

در كشور پاكستان آثار و بقايايي از معماري دوران باستان وجود دارد كه از جملة آنها، بقاياي موهنجودارو است. ويرانه هاي

مانهاتن عصر » شهر موهنجودارو، در 400 كيلومتري شمال كراچي واقع است. از نام هايي كه بر اين شهر كهن اطلاق شده

است و اين نام به سبب طرح شهرسازي مدرن و علمي ك منظيري است كه داشته است. « برنز

١٩

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

خيابان هاي قسمت پايين شهر بصورت شطرنجي و عمود بر هم احداث گرديده و بلواري عريض به پهناي بيش از 90 متر

در جهت شمالي – جنوبي كشيده شده كه بوسيلة خيابان هاي فرعي شرقي – غربي قطع مي گردد و ارتباط ساختمانهاي

مسكوني كه در اين ميان قرار گرفت هاند، بوسيله كوچه هاي باريكي برقرار م يشود.

در طرح ساختمان منازل دو اصل اساسي رعايت شده است:

1. امنيت

2. آسايش

براي رفت و آمد سنگين خيابان هاي اصلي معمولاً خانه ها را طوري ساخته اند كه درها در گذرگاههاي فرعي باز شود و نور و

هوا از حيات خلوتها تأمين گردد. پنجره ها از شبكه هاي سنگي يا كاشي ساخته شده است. ضخامت ديوارها حاكي از دو طبقه

بودن خانه ها است كه در آنها از پلكان استفاده شده است. هم در پاكستان و هم در جاهاي ديگر از اينگونه بناها وجود دارد.

در اين خانه ها چاههاي آجري آب تعبيه شده است، دهانه چاهها داراي دريچه اي است كه مانع از افتادن حيوانات و كودكان

به درون آن مي شود. اينگونه توجه و دقت حتي تا زمان روم و يونان ديده نشده است.

شهر موهنجودارو داراي سيستم فاضلاب سرپوشيده مي باشد كه ابتدا فضولات فاضلا بها را در خود جاي مي دادند و آب

كثيف و اضافي بوسيلة كانا لهاي شبكه فاضلاب اصلي كه در امتداد خيابا نةا و زير پياده روها كشيده شده بود، هدايت

مي شده است. اين سيستم به كانال هاي اصلي فاضلاب برون شهري متصل بوده است. اين شهر داراي حمامي بزرگ و روي

تپه اي مصنوعي از 7 تا 14 متر ارتفاع ساخته شده است.

از تأسيسات ديگر اين شهر انبار غلة شهر است كه داراي سقف چوبي بوده است. سومين بناي مهم در اين شهر سالني است

مشتمل بر 20 ستون كه در داخل آن حياط خلوت كوچكي قرار دارد و احتمالاً به عنوان دفتر مركزي مورد استفاده قرار

مي گرفته است.

از موارد شگفت انگيز تمدن موهنجودارو:

6/35 سانتيمتر. ×13/42×27/ 1. پيشرفت در زمينه استاندارد آجرهايي به ابعاد 9

2. شبكه فاضلاب براساس اصول فني و استاندارد.

3. خانه هايي براساس نقشه و اندازه يكسان

٢٠

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

4. برقراري عدالت اجتماعي با توجه به وضع ساختما نهاي شهر موهنجودارو.

زبان هند:

هند داراي چندين زبان و لهجه و گويش است خط و زبان اوليه آنها سانسكريت است كه كتابهاي زيادي به اين زبان وجود

دارد. مهمترين زبان عصر حاضر هند زبان اردو است كه تشكيل شده است از لغات فارسي – عربي، تركي، انگليسي و لغات

محلي. كلمه هند از نام بومي سيندهو كه نام يك رودخانه بومي هند است و ايرانيها سيندهو را به هندو بدل كردند و هند را

به نام هندوستان يعني سرزمين رودخانه ها خواندند.

آئي نهاي هند:

آرياييان دين ودايي را با خود به هند بردند. اين اصطلاح از سرودها (وداهاي) آنان مشتق شده است كه تا به امروز باقي

مانده اند. اين سرودها خطاب به خداياني سروده شد هاند كه مظاهر شخصيت يافتة طبيعت به شمار مي روند. در اين مذهب

خدايان متعدد و عناصر طبيعي مورد ستايش بودند. خدايان عمدة آنان: وارونا (آسمان، شب)، آگي (آتش)، ايندرا (آسمان) و...

بودند.

در طي سدة ششم ق.م. دو دين بزرگ در هند ظهور كردند، يكي آيين بودايي كه از سدة سوم ق.م. تا سدة ششم يا هفتم

- پ.م. بر هنر و فرهنگ هندي تأثير عميق گذاشت و ديگري هندو است كه در هندوئيزم به سه خداي مهم بر مي خوريم: 1

برهما 2- شيوا 3- ويشنو

1. برهما كه خالق كل است و هندي ها اعتقاد زيادي به اين خدا ندارند چرا كه با خلقت، مردم را به رنج و عذاب

انداخته است.

٢١

وار 􀡝􀢠 ی ھ 􀭓 ر􀶴􀷉 گ و 􁁁􀦘􀶼􀻈 ی با 􀨪 نا􀦤 آ

2. شيوا يكي از بزرگترين خدايان هند است كه يك حالت پيچيده دارد. خداي كشنده و فنا كننده است قهار و جبار

است و اگر برگ خشكي از درخت بيفتد معلول قدرت اوست و مردم قديم عقيده داشته اند او در كوهستان زندگي

مي كند و از قله كوهها مي آيد و باعث نابودي مي شود و براي اين باعث نابودي مي شود كه زمينه را براي زنده

كردن آماده كند و اين دليل آب و هواي هند است و در اين سرزمين نابودي مطلق نيست و اگر چنين فكر را

بررسي كنيم مي بينيم كه شيوا خداي بدي نيست بلكه نمادي از تولد و تناسل است پيرها بايد بروند تا جوانان

بيايند و او را بصورت رقص نشان مي دهند. در روي مجسمه شيطان دروغ و او داراي چهار تا بازو است در يكدست

طبل كوچك است و در ديگري شعله فروزان و شكل هلالي ماه روي سرش است و چشمي در پيشاني و آب رود

گنگ از موهاي او جريان دارد و سر تا پاي وجودش نيروي حيات است و رقص شيوا رمز چرخش زائيدن و مردن

است. يكي بدنيا م يآيد و با سرعت بسوي مرگ مي رود و چشم پيشاني نشانه قدرت بيشتر اوست و رنگ صورت او

كبود است و گردنبندي از مار به گردن دارد و صورت ديگري كه از شيوا نشان مي دهند، در حال تفكر است و

اطراف او خاكستر است و موهايش پريشان است و به همين دليل او را حامي مرتا ضها مي دانند و براي شيوا چند

همسر قائل هستند و حتي پرستش همسرهاي شيوا در هند خودش يك مكتبي را بوجود مي آورد. يكي از فرزندان

شيوا سرفيل و پيكر انسان دارد و ديگري بصورت گاو تجسم شده است.

رقص شيوا رمز زادن و مردن است بطوريكه رقص در هند جنبه مذهبي دارد و رقاص سعي م يكند با تنظيم

حركات بدن خودش را به خدا نزديك كند و شيوا بر طبل مي نوازد و آغاز حيات را اعلام مي كند و آتش كه به

دست دارد رمز مردن و تباهي است و همسر شيوا مهمترين رقص مذهبي را انجام مي دهد و بر خاكستر شيوا

مي رقصد. يكي از سمب لهاي مهم شيوا مار است رقص شيوا با مار كبري به اين ترتيب است كه اگر رقاص از گزند

نيش مار رهايي يابد توانسته است با حركات رقص او را سحر كند و به مرتبه خدايي برسد. (رقص همسر شيوا بر

روي خاكستر شيوا معروف است).

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:47  توسط  soheil  | 

ويژگي معماري دخمه هاي زيرزميني:

پس از آنكه قطعه زميني براي گورستان برگزيده مي شد، دالاني به پهناي 90 تا 130 سانتيمتر و با فاصله مناسب از سطح

زمين، در گرداگرد آن حفر مي كردند. در سطح ديوارهاي جانبي اين دالان ها، تورفتگي هايي به موازات محور دالان براي

مي گويند. مانند طاقچه هايي است كه در روي « لوكولوس » نگهداري از اجساد مردگان گشوده مي شد. به اين تورفتگي ها

به عنوان نمازخانة تدفيني در ديوارها ساخته مي شدند « كوبيكولوم » يكديگر كنده مي شدند. معمولاً اتاقكهاي كوچكي به نام

كه طاق بندي متفاوتي داشتند. هنگامي كه دالان هاي پيراموني نخستين، پر از لوكولوس و كوبيكولوم م ي شدند، دالا ن هاي

ديگري عمود بر آنها حفر مي كردند و اين روند تا جايي كه فضاي جانبي اجازه م يداد ادامه پيدا م ي كرد . آنگاه سطوح با

لايه هاي پايين تر و از طريق پلكان هايي به يكديگر متصل مي شدند و تعداد طبقات مزبور در بعضي از شبكه ها تا پنج طبقه

مي رسيد. سقف بسياري از كوبيكولوم ها را با نقاشي ديواري به شيوة آييني رومي تزئين مي كردند و اين نقاشي ها با اعتقادات

آنان كاملاً سازگاري داشتند. موضوعات اين نقاشي ها بيشتر دربارة زندگي حضرت مسيح (ع) و ياران او بود كه وي را در

لباس هاي ساده و عاري از هر گونه زيور به تصوير م يكشيدند.

دورة بازشناسي:

اين دوره از زماني كه كنستانتين مسيحيت را دين رسمي امپراطوري روم قرار داد آغاز و تا حدود 500 ميلادي يعني وقتي

كه ايالتهاي غربي امپراطوري در زير سيطرة شاهان بربر قرار گرفت، ادامه مي يابد. با اينكه بعضي از مراسم و جشن ه ا در

مقابر دخمه اي برگزار مي شد، وليكن احتمالاً عبادات و تجمع ها در خانه هاي انجمني يا تالارهاي ستوندار ساده برگزار

مي شدند. بقاياي يكي از اين خان هه اي اوليه نيز بدست آمده و شبيه به يك باسيليكا بوده است.

نكته قابل تأمل و توجه در معماري اين دوره اين است كه به طور مؤثر تحت تأثير معماري رومي قرار گرفته است. 

زيرا دين مسيح به عنوان ايدئولوژي نو به يكباره رسميت يافته و طبيعتاً در زمينه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي

تجربه قبلي نداشته است و در زمينه معماري نمي توانسته سبك خاصي را ارائه نمايد.

٢٧

ھان 􀤗 عماری 􀥚

در چنين جامعه اي كليساي مسيحي در قالب و فرم باسيليكاي رومي شكل مي گيرند. عناصر معماري رومي در ساخت اين

كليسا مورد استفاده قرار مي گيرد. نخستين كليساي مسيحي كه با اين اجزا پديد آمد، كليساي سن پيترو در رم است كه

تركيبي است از خانه هاي حياط دار پيشگفته و باسيليكاي رومي. براي مسقف نمودن اين كليسا بر خلاف معماري رومي از

طاق و قوس استفاده نشده است و از آسمانة چوبي شيب دار كه موجب سبكي و سرعت در ساخت بوده بهره گرفته شده

است. شكل و فرم اين كليسا ها قابل مقايسه با يك باسيليكا است با اين تفاوت كه ستون هاي گرداگرد محوطه داخلي فقط

در خطي طولي به كار گرفته شده اند و علاوه بر آن تعداد محرابهاي رومي در اينجا تقليل يافته است و تنها يك محراب در

سمت شرق تعبيه شده است. ورودي هاي جناحين طولي باسيليكا، به ضلع عرضي مقابل محراب انتقال يافته است و

همچنين بازوهاي بيرون زده از بدنه اصلي از مشخصه هاي معماري كليساي مسيحي است كه بعدها در روند تكاملي كليساها

شاهد تغيير مكان اين بازوها به قسمت مركزي پلا نها خواهيم بود.

در واقع اساس پلانهاي كليساي مسيحيت كه به شكل صليب است از اينجا آغاز گرديده است. در حقيقت معماري 

صدر مسيحيت اگرچه در زير سطرة معماري رومي بود ولي در جهت گيري ايدئولوژيك خود گذر از دنياي مادي و

معنوي را در معماري خود به نمايش گذاشت.

بطور كلي در بررسي معماري صدر مسيحيت م يتوان دو نوع پلان عمده تشخيص داد:

1. پلان باسيليكايي كه به عبارتي به كليساي با پلان طولي معروف است.

2. پلان مدور كه به تقليد از پلان هاي رومي در ساخت كليساها رواج يافته است. اين پلان هاي مدور ريشه در حالت

روحاني دارد كه در اين فضاها ايجاد مي شود. ايجاد اين كليساها با پلان هاي مدور به تدريج جاي خود را به مقابر و

آرامگاههايي در كنار كليساي طولي داد. و بيشتر مورد علاقه و توجه مردم ناحيه شرق امپراطوري قرار گرفت.

كليساي سانتاكوستانستا (آرامگاه دختر كنستانتين):

در خارج شهر بود. در اين بنا فضاي اصلي به دو قسمت مشخص و « سنت آنيس » اين بنا در اصل منضم به كليساي رومي

متمايز تقسيم شده است:

1. تالار گرد و گنبددار مركزي است كه بوسيلة رديف پنجرة زير سقف روشني مي گيرد و در واقع به منزلة شبستان

كليساي طولي است.

2. غلامگردشي با طاق گهواره اي است كه همچون حلقه اي به دور تالار مركزي قرار گرفته است . در اينجا تزئينات

موزائيك كاري در بوجود آوردن فرم داخلي و تزئينات آن نقش مهمي دارد.

٢٨

ھان 􀤗 عماری 􀥚

پلان اصلي كاملاً متأثر از پلان معبد پانئون روم است. فقط در اينجا از ديوار نازك به جاي ديوار ضخيم و از راهروي جانبي

استفاده شده است. وزن گنبد بر روي جفت ستون ها وارد مي شود و نيروي رانشي گنبد نيز بوسيلة قوس هاي راهروي جانبي

به ديوارهاي بيروني كه به عنوان پشت بند عمل مي كند متصل مي شود.

كليساي مزار مقدس:

تركيب پلان مدور و باسيليكايي كه يكي براي جاودان ساختن كسي و ديگري به منظور تجمع در طرح بازسازي شده

كليساي مزار مقدس مشاهده مي شود. امپراطوري در نامه اي به اسقف اورشليم قاطعانه مي گويد كه مايل است اين باسيليكا

زيباتر از تمام باسيليكاها در جاهاي ديگر باشد. از ساختمان اصلي اين باسيليكا چيز زيادي باقي نمانده است . ساختمان اين

بنا پيش از 333 ميلادي آغاز شد و در سال 613 ميلادي تخريب گرديد و در سا لهاي بعد دوباره بازسازي گرديد. پلان اين

بنا از دو قسمت باسيليكايي و پلان مدور تشكيل شده كه با توجه به عملكرد آييني شان به هم متصل م ي شوند و از لحاظ

معماري بوسيلة يك ديوار پيراموني به هم مربوط مي شوند. بخش گنبد اين كليسا شبيه به كليساي سانتاكونستانتا است ولي

به طور كلي اين بنا تركيبي از دو نقشه طولي و مركزي است. اين وضعيت با زيبايي و انسجام بيشتر در حدود دويست س ال

بعد در كليساي صوفيه در شهر قسطنطنيه در زمان بيزانس تكرار شد.

پس از شكست جانشينان شالماني، حكومت اين ناحيه بدست اوتوني ها افتاد. كه معماري اوتوني مسير اسلاف كارولنژي

خويش را دنبال كرد، يكي از بناهاي شاخص اين دوره كليساي (( ديرسن ميكائل در هيلدسهايم)) است كه در فاصله 1001

تا 1031 ميلادي ساخته شده است تقسيم بندي برجها و بدنه جسيم آن كاملاً مشخص است . در اين كليسا مراكز ثقل

ساختماني در شرق و غرب به خوبي مشهود است و صحن اصلي در حكم تالاري است كه اين دو برج (مراكز ) را به هم

متصل مي كند.

در اين كليسا و بناهاي فوق الذكر مقدمات معماري رومانسك را مي توان ملاحظه كرد ولي آنچه در اين گفتار قابل

توجه است، تفكرات و انديشه هايي است كه بر جامعه رومانسك حاكم بوده و در آثار معماري بويژه در كليساها مشهود

است.

٢٩

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري بيزانس

بيزانس شهر بندري مهمي كه به دليل قرار گرفتن در منطقه اي كه كوتاهترين مسير غرب به مشرق زمين بود، اهميت

تجاري خاصي داشت و از تمدن چشم گيري برخوردار بود. بيزانس شهري بود با ويژگي هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي

خاص كه ابزارهاي لازم را فراهم آورد تا با فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي سرزمين هاي مجاور آشنا شود و از اين

راه آثار هنري را به جهان عرضه كرده كه هم جهاني هستند و هم از سنتها و فرهن گهاي بومي و منطقه اي مايه گرفته اند .

اين شهر با اينكه قبلاً مركز حكومتي به بزرگي امپراطوري روم نبوده وليكن به تمدن هاي روم و يونان در غرب، بابل، ايلام،

اورارتو، هيتي و ايران در شرق دسترسي داشت، به همين دليل بسياري از پژوهشگران معتقدند كه هنر و معماري بيزانس

بي تأثير از هنر و معماري مشر قزمين نيست.

در پديد آمدن هنر بيزانس و شكل گيري آن سه عنصر عمده نقش داشته:

-1 ضرورت اداري

-2 تأثيرات هلنيستي

-3 فرآيند تأثيرگذاري هاي معاصر از پادشاهي ساساني در ايران.

معماري:

هنر معماري در روم شرقي (بيزانس) تا قرن ششم ميلادي تحت تأثير مسيحيت آغازين بود، اين هنر در قرن ششم ميلادي

به وجود آمد. او در هنرپروري همتاي كنستانتين بود و آثاري را كه وي مورد حمايت و ،« ژوستي نيانوس » با آغاز حكومت

« نخستين عصر طلايي » تشويق قرار داد، همه شكوه و عظمتي شاهانه داشتند تا جايي كه دوران فرمانروايي او را به حق

هنر امپراطوري روم شرقي نامگذاري كرده اند.

اكنون در خاك ايتاليا – كه در شهر راونا « نخستين عصر طلايي » بايد به اين نكته اشاره نمود كه بهترين گنجينة يادگاري

كشف شده- جلوگيري مي كنند، نه در شهر كنستانتينوپل (استانبول). شهر راونا كه در اصل پايگاه نيروي دريايي در ساحل

درياي آدرياتيك بود، از سال 402 م. به بعد پايتخت امپراطوران روم غربي و پس از آن در پايان همان قرن مقر فرمانروايي

تئودوريك پادشاه استروگوتها شد، كه همه چيز را به سبك و سياق هنري كنستانتينوپل مي پسنديد و به همين علت در زمان

ژوستي نيانوس شهر راونا به صورت پايگاه عمد هاي براي گسترش و نفوذ سلطة بيزانس بر ايتاليا در آمد.

٣٠

ھان 􀤗 عماری 􀥚

است . اين ساختمان معرف « كليساي سان ويتاله » ، 527 م. ساخته شد - مهمترين بنايي كه در آن شهر در سال هاي 47

معماري بيزانس است كه در قلمرو روم غربي ساخته شد، و به طور قطع از آثار كنستانتينوپل اقتباس شده است . پلان آن

هشت ضلعي است و گنبدي بر روي اين هشت ضلعي قرار گرفته است.

لازم بذكر است، اين بنا به خوبي نشان مي دهد كه ادامه معماري بناي آرامگاه سانتاكوستانستا در شهر رو م است . با اين

تفاوت كه مراحل تحول ميان آن دو بنا در امپراطوري روم شرقي به وقوع پيوسته است. چون در همين جا (بيزانس) در طول

يك قرن ساختمان هاي گنبددار و گسترش يافته بودند، از طرف ديگر از نظر مقياس كليساي سانتاكوستانستا، كوچكتر از

سان ويتاله است، فضاي دروني سان ويتاله بيشتر و با تزئينات غني تري آراسته شده است. در كليساي سان ويتاله بر اثر اصول

ساختماني تازه اي كه در تاق بندي به كار گرفته شده اين امكان بوجود آمده است كه در هر منطقه پنجر ه اي وسيع در بنا

تعبيه گردد و داخل ساختمان را غرق در نور سازد.

در اين ساختمان ساده ترين عناصر محور طولي كليساي مستطيل شكل يعني محوطه اي كه با سقف متقاطع براي محراب در

نظر گرفته شده و همچنين يك دهليز طولي در مقابل ساختمان به چشم مي خورد. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه

با پلان مستطيل شكل ساخته شده و اين نشانگر اين مسأله است كه كليساي « كليساي سان آپوليناره » مثلاً در شهر راونا

مركزي و بويژه سان ويتاله تا چه حد در قلمرو روم غربي مي نمايد. پس به اين نتيجه مي رسيم كه از زمان ژوستي نين به بعد

كليساي گنبددار، با نقشه اي متمركز (مركزي) در قسمت اصلي بنا رواج يافت و بر دنياي مسيحيت ارتد وكس حكمفرما

گرديد. درست همانطور كه نقشه محوري كليساي مستطيل شكل بعدها معماري قرون وسطايي مغرب زمين را تحت تأثير و

به عبارتي زير سلطة خود آورد.

به طور كلي بايد گفت بناهايي كه در طول دوران حكومت بيزانس كه از سال 330 م. تا سال 1453 م. ساخته شده اند، متنوع

و تعدادشان فراوان و اين به دو علت بستگي داشته است:

-1 وجود مل تهاي مختلف كه تابعة امپراطوري بودند

-2 طولاني بودن دوران حاكميت بيزانس

همين مسأله موجب گرديده كه ناميدن تمامي آنها به يك شكل، منطقي به نظر نرسد و از اين روي است كه اين دوره زماني

از ديدگاه پژوهندگان به بخش هايي تقسيم شده كه هر يك داراي ويژگي هاي معيني هستند. ساختمانهايي كه در هر يك از

مناطق تحت قلمرو امپراطوري ساخته شده اند در مصالح ساختماني تابع امكانات محلي است و البته بر اساس برنامه اي مدرن

ساخته شده اند. در شمالغربي ايتاليا، آجر، در شهرهاي ساحلي و روي زمين هاي صخره اي در سوريه و فلسطين و بخشي از

٣١

ھان 􀤗 عماری 􀥚

آسياي صغير (تركيه) از سنگ استفاده شده است. كليساهاي بيزانس از نظر پلان پيش از دورة بيزانس پسين به سه گروه

عمده تقسيم شده كه عبارتند از:

الف) كليساهايي كه با پلان باسيليكايي (پلان محوري) ساخته شد هاند.

ب) كليساهايي كه بر اساس يك پلان مركزي ساخته شد هاند.

ج) كليساهايي كه بر اساس تركيب دو پلان محوري و مركزي شكل گرفت هاند.

پلان باسيليكايي:

اين ساختمانها در طول يازده قرن حاكميت روم شرقي (بيزانس) ساخته شدند و شباهتهاي آشكاري به پلان باسيليكاهاي

رومي داشتند. محور طولي كه مدخل ورودي را به محراب كليسا متصل مي كند، در هر سمت خود با يك يا دو رديف دالان

سرپوشيده فرعي فرا گرفته شده است و معمولاً قسمت فوقاني همين محور، به دهليزها يا اتا ق هايي حفاظت شده منتهي

مي گردد. در اينگونه بناها، محور طولي تعيين كننده شالودة فضايي كليسا محسوب مي گردد، نه تقاطع آن با محور عرضي كه

از روي فضاي وسيع تجم عهاي مشرف به محراب عبور م يكند و نه وجود پوششي بلندتر و شكوهمندتر كه در محل تقاطع

در محور طولي و عرضي بنا مي شود، از قدر تعيين آن م يكاهد. اين نوع پلان تفاوت اساسي اي كه با باسيليكا دارد، وجود

محور عرضي ثانوي است كه عمود بر محور طولي است در نقطه ورودي اصلي قرار گرفته است.

پلان مركزي:

اين نوع بناها يكي از پلا نهاي بارز و مشخص بيزانس است كه در جا يجاي قلمرو امپراطوري ساخته شده است . در اين

بناها به جاي توجه به محور طولي، توجه و تأكيد ب نقطه مركزي است. منشاء اين گروه ساختماني را بايد از ساختمانهاي

رومي قديمي دانست وليكن كليساها را با اين سبك ايجاد نمودن، از دوره صدر مسيحيت آغاز و در اين دوره به مرحله

تكامل رسيده است. دربارة اين پلان بايد به اين نكتة مهم در مقايسه با پلان محوري اشاره نمود، كه به طور معمول مانعي

بر سر راه گذر مستقيم از اين فضا به مركز بنا وجود ندارد. در اين نوع بناهاي آييني مسحيت، محراب كه قطب بنا، محسوب

مي شود، با همة زيبايي و شكوهي كه از آرايش آن حاصل م يشود روي به فضايي مركزي دارد، فضايي كه مؤمنان را مانند

گروه نخست در طول محور طولي كليسا مستقر نمي كند، بلكه آنان را گرداگرد يكديگر مي خواهد تا در مقابل مقدس ترين

مكان كليسا يعني محراب بايستند. از نمونة بارز اين گروه مي توان به كليساهاي : سان ويتاله در راونا، سن گريگوري در

زروانتس و سانتاسرجيوس در استانبول اشاره كرد.

٣٢

ھان 􀤗 عماری 􀥚

بناهاي با پلان تركيبي محوري و مركزي:

بناهاي مذهبي كه مي توان آنها را جزو اين گروه قرار داد، عموماً ويژگي هاي نخستين خود را از دست داده اند . اين طرح

نشان بر وجود كارآيي دو محور اصلي عمود بر يكديگر (يكي طولي و تعيين كننده و ديگري عرضي و فرعي ) نيست، اين

شهر استانبول است كه « اياصوفيه » گروه تركيبي از دو پلان محوري و مركزي است. يكي از بناهاي شاخص آن كليساي

در حقيقت يكي از شاهكارهاي معماري بيزانس است.

كليساي اياصوفيه:

مهمترين بناي به جاي مانده از دوران فرمانروايي ژوستي نين در استانبول كليساي اياصوفيه است كه از اصل يوناني

532 م. ساخته شده است . نام معماران - به معني كليساي حكمت مقدس است. اين بنا كه در سالهاي 7 « هاگياصوفيا »

را در خاطره ها و يادها حفظ كرده است . ابعاد حير ت انگيز اين « اسيدروس ميلوتوسي » و « آنتيموس ترالسي » برجسته اش

72 متر، قطر گنبدش 31 × ساختمان كه در بناهاي فلزي قابل تصور نيست، توجه انسان را به خود جلب مي كند. ابعاد آن 91

متر و ارتفاع گنبدش از سطح زمين نزديك به 56 متر است. از لحاظ مقياس با ساختمان هايي كه تاكنون در بررسي معماري

روم پيش از مسيحيت و روم دوران مسيحيت ديديم همانند: پانتئون، حمام هاي كاراكالا و باسيليكاي كنستانتين رق ابت

مي كند. در نماي بيروني، گنبد عظيم آن بر كل بنا مسلط است، ولي اجزاء و شكل بيروني آن پس از تكميل بناي اوليه تا

كنون شديداً دگرگون شده است. با افزودن پشت بند عظيم بر طرح اصلي و چهار منارة رفيع تركي پس از پيروزي عثمانيها

در سال 1453 م. و تبديل اياصوفيه به يك مسجد، اين بنا در سدة بيستم از حالت يك بناي مذهبي در آمد و امروزه بصورت

موزه در معرض ديد مردم سراسر جهان قرار دارد.

نقشه ساختمان اياصوفيه نمايشگر تركيبي منحصر بفرد از عناصر گوناگون است، بدين معني كه بنا داراي محور طولي

كليساهاي مستطيل شكل صدر مسيحيت است و قسمت مركزي يا صحن از محوطه اي چهارگوش واقع در زير گنبدي

عظيم تشكيل يافته است. در حاليكه در دو طرف آن دو نيم گنبد ضميمه شده و صحن را به شكل بيضي بزرگ در آورده

است. متصل بر اين نيم گنبدها، تاقچه بندي هاي نيم مدور با رديف كليساي مستطيل شكل گنجانده شده است. گنبد بر روي

چهار طاق قوسي كه سنگيني آن به چهار جرز كوه پيكر واقع در چهار گوشه مربع مركزي منتقل م يسازد، قرار گرفته است،

به طوري كه ديوارهاي واقع در چهار گوشه مربع مركزي منتقل مي سازد، قرار گرفته است، بطوري كه ديوارهاي واقع در زير

تاق ها به هيچ وجه خاصيت حمال يا نگهدارنده وزن بنا را ندارد. انتقال تدريجي از بدنة چهارگوش متشكل از اين تاق ها به

لبة مدور گنبد بوسيله سه گوشي هاي كروي شكل موسوم به تاسچه انجام مي پذيرد و از اين دو واحد ساختماني چون گنبدي

متكي به تاسچه ها بنا مي گردد. اين تدبير تازه در معماري كه موجب مي شد گنبدهاي بلندتر و سبك وزن تر از گنبدهاي

قديمي بر روي شالوده اي گرد مانند معبد پانتئون يا چند ضلعي منظم نصب گردد، مقبول افتاد. بناي اياصوفيه نخستين نمونه

٣٣

ھان 􀤗 عماری 􀥚

به مقياس بزرگ است كه از آن شيوة معماري بر جاي مانده است. مسلماً اين روش ساختماني در زمان خود اهميت بسزايي

داشته است و در عالم معماري عنصري نوين به ميان آورده است. زيرا مي دانيم كه از آن پس گنبدهاي متكي به تاسچه ها

در معماري بيزانس عنصر و عاملي اساسي گرديد و بعلاوه چندي بعد معماري روم غربي را نيز به زير سلطة خود گرفت .

عوامل ديگري كه در بناي اياصوفيه تأثير داشتند در واقع عبارت بودند از: نقشة ساختماني، روش شمع زني به بدنه، جرزهاي

اصلي و نيز مقياس بزرگي كه در ايجاد آن مجموعه بكار رفته است. همة اينها يادآور باسيليكاهاي كنستانتين است كه

بلندپروازانه ترين اقدام امپراطور روم به استفاده از معماري تاق نيم دايره و عظيم ترين يادگار ساختماني باقيمانده از فرمانروايي

كه مورد احترام خاص ژوست ينين قرار داشت (كنستانتين) شمرده مي شد.

در اين بنا آنچه بيننده را بيش از هر چيز تحت تأثير قرار مي دهد، كيفيت و كميت نوري است كه وارد بنا مي شود . چهل

پنجره اي كه زير گنبد تعبيه شده است، چنان مي نمايد كه گنبد با چنين عظمتي روي نوار استوار است كه از طريق پنجره

وارد مي شود.

در ميان آثار معماري موجود در هنر بيزانس، بيشتر بناها مذهبي هستند، كاخ هاي شاهي خيلي زياد نيستند و تنها بناهاي

مذهبي به جاي ماند هاند، زيرا مردم به كاخ توجه چنداني نداشتند.

در قلمرو امپراطوري بيزانس در جنوب تركيه امروزي به قلعة جالبي از نظر معماري بر مي خوريم كه درست براساس همان

وسعت جزيره، قلعه اي با برج هاي ديده باني سنگي ساخته اند و وسعت آن به حالتي است كه تصور مي شود قلعه از درون آب

سر در آورده است. اين قلعه به قلعة دختر معروف است كه احتمالاً نام آن از ايران الهام گرفته شده است، زيرا در دورة

ساساني در فيروزآباد فارس نيز قلعه اي به همين نام و مشخصات موجود است. بطور كلي و خلاصه مي توان گفت كه هنر

بيزانس ريش هاي شرقي داشت و ساية آن بر هنر غرب گسترده گرديد.

معماري دورة بيزانس پسين:

در فاصلة اواخر قرن دهم، سدة دوازدهم با حمايت پادشاهان مقدوني، پديده اي در جامعه هنري بيزانسي رخ داد كه در واقع

بايد آن را دومين شكوفايي يا دومين عصر طلايي بيزانس ناميد. فرهنگ بيزانسي يكبار ديگر با هنر هلني مواجه گرديد كه

تا رسيدن به سب كهاي به ارث رسيده از دورة ژوست ينين يا روزگار نخستين عصر طلايي (شكوفايي__________) با آنها توأم گرديد.

در معماري اين دوره سلسله تنوعاتي در صحن گنبددار مركزي پديدار گرديد . ساختمانهاي اين دوره از بيزانس (بيزانس

پسين) به شكل مكعب گنبددار است و مكعب بر روي نوعي استوانه يا بدنه مدور نهاده شده و بالا رفته است. كليساها از نظر

٣۴

ھان 􀤗 عماری 􀥚

حجم، كوچك، عمودي و چهار دهان هاند و برخلاف ساختمان هاي پيشين بيزانسي، سطوح ديوار بيرون يشان با نقش برجسته

تزئين شده اند. در يكي از اين نمونه بناها، كليساي تئوتوكس كه در حدود 1040 م. در شهر هوسيوسلوكاس يونان ساخته

شده مي توان شكل يك صليب گنبددار را ديد كه چهار بازوي هم اندازه، چهار بازوي تا ق دار (صليب يوناني ) است . طرح

معماري بيزانسي در كنار اين واحد و با مضاعف كردن آن، فضاهاي پيچيد هاي آفريده است.

در كليساي كاتوليكون كه به كليساي فوق الذكر متصل است سقفي گنبدي بر بالاي يك هشت ضلعي، احاطه گرديده در يك

متر مربع و درنتيجه عناصري به نام سه كنج كه مربع را جمع كرده به يكديگر وصل مي كنند. اين شيوه كار با استفاده از

طرح هاي قديمي تري همانند پلان مدور سانتا كوستانستا، پلان هش تضلعي سا نويتاله و گنبد متكي بر ني م گنبدهايي روي

يك مربع در كليساي اياصوفيه و از همه مهمتر در نتيجه مراوده با شرق است كه نوع گنبد زدن در بنا به اين صورت

مقتبس از معماري چهارتاقي ساساني است. فضاي گنبددار كليساي كاتوليكون در ميان فضاهاي چهارگوش محاط شده

است. ارتفاع داخل كليساي كاتوليكون بازتابي از نقشة پيچيدة آن است. به اين ترتيب به نظر مي رسد كه معماران بيزانسي

ميانه و پسين در صدد پديد آوردن فضاهاي داخلي پيچيده اي بوده اند كه در سطوح بالاتر به گنبدهايي چندگانه منتهي

مي شوند.

در شهر ونيز ايتاليا است. بناي اصلي اين كليسا « كليساي سان ماركو » يكي ديگر از كليساهاي برجستة دوره بيزانس پسين

در سدة يازدهم ميلادي ساخته شده است، در سطوح پايين با افزود ههاي رومانسك و گوتيك تغيير شكل يافته است ولي

نقشه يا منظرة هوايي گنبدها كه در امتداد صليبي با بازوهاي برابر شكل گرفته اند، منشاء بيزانسي آن را آشكار مي سازد .

پوسته هاي داخلي گنبدها با شكل هاي برآمده چوبي و كلاهخود مانندي پوشيده شده اند كه سطح بيروني شان با ورقه هاي

مس طلاكاري شده است.

فضاي داخلي كليسا همانند پلانش، اساساً بيزانسي است. يكي از ويژگي هاي بارز ساختمان، روش تأمين روشنايي و سلسله

موزائيك هاي روايتي آن، تماماً بيزانسي است. در پايان بايد اشاره كرد كه دو نوع پلان عمده در دورة بيزانس پسين رايج

بود كه به نمون ههايي از آنها اشاره شد. « صليب بسته » و ديگري پلان « صليب باز » گرديد كه يكي پلان

موزائيك كاري:

يكي از هنرهاي ويژة بيزانس هنر موزائيك كاري است. اين هنر سابقة طولاني در سرزمين هاي شرقي، بخصوص در تمدن

سومري دارد. در دورة بيزانس بهترين نمونه هاي موزائيك بر سطح ديوارة داخلي كليساها كار شده است. در اين دوره سطوح

ديوارها را با سنگ هاي الوان و ريز در طرح هاي متنوع موزاييك كاري مي كردند. به عبارتي موزائيك قرار دادن قطعا ت ريز

٣۵

ھان 􀤗 عماری 􀥚

سنگ الوان و ايجاد نقش هاي مختلف در ديوارها. از نمونه هاي شاخص موزائيك كاري بايد به موزائي كهاي داخلي كليساي

اياصوفيه اشاره نمود كه در آن روزگار نخستين تلألو زرين فام موزائيك كاري ها، داخل كليساي سان ويتاله در راونا است كه

ژوستي نين و ملازمان او را نشان مي دهد و همچنين موزائيك كاري داخل كليساي سان ماركو است كه صحنه هاي سفر

آفرينش را نمايش مي دهد. هنر موزائيك به حدي در بيزانس رايج گرديد و به تكامل رسيد كه به عنو.ان يكي از اصلي ترين

هنرهاي اين امپراطوري شناخته شده است.

همزمان با اين دوره در ايران دورة ساساني هم موزائيك هاي جالب توجهي در ايوان موزائيك شهر بيشاپور يافت شده است

كه احتمالاً نشاني است بر تأثيرگذاري متقابل.

نقاشي بيزانسي:

نقاشي اين دوره را بايد در بحثي جداگانه بررسي كرد وليكن بطور مختصر بايد اشاره نمود كه در مقايسه با معماري از

پيشرفت چنداني برخوردار نبوده و به عبارتي تا حدودي فراموش شده بود (البته در قرن هشتم و نهم ميلادي)، در اين زمان

عقايد شمايل شكني فوق العاده مورد توجه قرار گرفت. چون در كتاب مقدس نقاشي و ساختن تندي سها در خانة خدا مغاير با

آيين مسيحيت بود. به همين علت بسياري از هنرمندان بيزانس را به سوي غرب تر گفته و برخي نيز به اجبار حرفة خويش

را تغيير دادند. لذا آثار نقاشي در زمينه غير مذهبي بسيار اندك و توسط افراد گمنام انجام مي شد، تا اينكه در قرن يازدهم

ميلادي نخستين آثار بيزانس را در كليساي دافنه (دافني) در يونان مشاهده مي كنيم كه نشا نگر سادگي، افتخار و شكوه

كلاسيك است و توسط هنرمند بيزانسي به نمايش در آمده است و باز هم با ايمان بيزانسي مخلوط شده است.

٣۶

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري رومانسك (رومي وار)

اوضاع و احوال اجتماعي پيش از قرون وسطي در دوره هاي يونان و روم موجب شده بوده كه آثار هنري، بطور كلي هنر

معماري به رشد و تداوم و ماندگاري قابل ملاحظ هاي برسد. اين وضعيت تا چند قرن بعد هم در اروپا دوام آورد، اما در نتيجه

جنگها و كشمكشها فترتي پديد آمد، تا اينكه در اين برهه از زمان هنر و سبك رومانسك پا به عرصه گذاشت. چون در دوره

امپراتوري كارولنژي و اتوني مدتي ثبات سياسي حاكم گرديد كه به طور مختصر به آن اشاره كرديم.

با آغاز نخستين دوره جنگهاي صليبي در اوايل سده دهم ميلادي در اروپا، جمعيت هاي عظيمي از نقاط و شهرهاي

اروپاي غربي به شهرهاي مختلف مهاجرت كرده و پناهنده شدند، از جمله اين شهرها، شهر اورشليم بود . اين مكان در آن

موقع سرزمين مقدس خوانده مي شد.

پيش از جنگهاي صليبي دو طبقه اجتماعي در سراسر اروپا از قدرت و نفوذ بسياري برخوردار بودند كه دسته اول فئودالها،

ملاكين و بارون هاي ثروتمند بودند و هر كدام به فراخور ميزان پول و زمينهايي كه در تملك خويش داشتند از نفوذ و

قدرت خاصلي برخوردار بودند و گروه دوم روحانيون مسيحي و مبلغين مذهبي و متوليان ديرهاي بزرگ كليساها بودند كه در

ميان مردم و همچنين در نزد حكومت هاي زمان خود مورد احترام و صاحب نفوذ بودند. پس از نخستين جنگ صليبي در

عرصه هاي مختلف ممالك اروپايي تحولاتي ايجاد شد كه منجر به تثبيت مقام كليسا به عنوان رهبر مردم، و ديگر ايجاد

وضعيتي مناسب براي برقراري روابط تجاري با شرق گرديد و سوم، آزادي و استقلال شهرها، و اين امتياز در صورتي حصول

مي گرديد كه شهروندان در كمك به جنگ مبالغي را پرداخت مي كردند تا بتوانند براي شهر استقلال و آزادي نسبي به

ارمغان آورند، و چهارم راههاي ارتباطي تجاري با كشورهاي مشرق زمين همانند شريانهاي اصلي انتقال انديشه ها و علوم

جديد به اروپا قلمداد مي گرديد و اين عوامل موجب گرديد كه اروپائيان نگرشي تازه به هنر و انديشه هاي يونان باستان

داشته باشند. كه در خلال اين تغييرات، تحولات هنري در اروپا پديد آمد كه آن را رومانسك يا رومي وار ناميده اند در حالي

كه وامدار اصولي از هنر رومي بود، اما خود به تنهايي هنري محض و اصيل قلمداد مي شد.

اگر زماني را براي پديد آمدن معماري رومانسك در نظر بگيريم بايد به يك دوره دويست ساله اشاره كنيم يعني سده

هاي يازده و دوازده ميلادي. در معماري رومانسك نكته قابل توجه و تأمل احترام و جايگاه ويژه معنوي و مذهبي كليساها

است و همچنين عملكردهاي مختلف اين بنا براي سخنراني و مواعظ، محل تجمع ها و تصميم گيري ها است. همين امر

موجب شد كه افزايش شگفت انگيزي در فعاليتهاي ساختماني پديد آيد. يكي از رهبانان قرن يازدهم به نام (( رائول گلابر ))

در اين باره گفته است كه دنيا، خود را به جبه اي سفيد از كليسا مي آراسته است. اين كليساها نه تنها با تعداد فراوانتري به

وجود آمدندف بلكه عمدتاً از كليساهاي آغاز قرون وسطي بزرگتر و پرتجمل تر ساخته شدند، و به ويژه بيشتر آنها نماي

رومي داشتند. زيرا شبستان آنها بر خلاف سقف چوبي، تاق قوسي داشت و بدنه خارجيشان برخلاف كليساهاي صدر

٣٧

ھان 􀤗 عماری 􀥚

مسيحيت و بيزانسي و كارولنژي و اوتوني با تزئينات معماري و پيكرتراشي تزئين مي گرديد . از لحاظ جغرافياي بناهاي

عمده اي به شيوه رومي در سراسر دنياي مسيحيت بوجود آمد. از شمال اسپانيا تا ناحيه رودخانه راين، و از مرز انگليس و

اسكاتلند تا قسمت مركزي ايتاليا. در اين ميان بهترين و متنوع ترين نمونه هاي معماري محلي و متهورانه ترين ابتكارات

فني در فرانسه به منصه ظهور رسيد. اگر عمده ترين ويژگيهاي معماري رومانسك را بيان كنيم، بكارگيري قوسهاي نيم

دايرده رومي در سقف ها، همچنين استفاده از جرزهاي سنگين بوده است.

نكته قابل توجه در معماري رومانسك اين است كه تغييرات پردامنه اي پيدا كرده و تنوعات منطقه اي فراواني را شامل

مي شود و همين امر موجب گرديد مورخان معماري، آنرا سبكي في نفسه كامل پنداشته و معتقد نيستند كه پيش درآمد

ناقصي براي سبك گوتيك بوده باشد. بدين ترتيب معماري رومانسك عليرغم تنوعاتش، به سهولت قابل شناخت است و

نخستين معماري حقيقي متعلق به سده هاي مياني به شمار مي رود. از ديگر ويژگيهاي سبك رومانسك مي توان به حجم

هاي كليساها از بعد معماري اشاره داشت كه همگي از گروهي از احجام هندسي ساده و بزرگ و با زوايه قائمه نظير مكعب،

مكعب مستطيل، استوانه و نيم استوانه تشكيل يافته اند.

گسترش و اعتلاي معماري سبك رومانسك در اروپا به طور مشخص در چهار كشور: فرانسه، انگلستان، آلمان و اسپانيا

قابل بررسي اند، در هر يك از اين چهار كشور معماران سبك رومانسك با ظرافت و نوآوري هاي خاصي معماري اين دوره

را با شرايط، مقتضيات و خصوصيات كشور خود وفق داده و همين امر سبب شد تا ويژگيهاي خاصي در سبك رومانسك هر

يك از اين كشورهاي قابل ملاحظه باشد.

در هر يك از كشورهاي فوق الذكر، معماري رومانسك به شيوه هاي گوناگون و متنوع اجرا گرديده است و در مناطق

مختلف هر كشور روش ساخت بناهاي اين سبك بويژه كليساها، بنا به ابتكارات معماران متمايز مي گرديد، چنانچه فقط در

كشور فرانسه بيش از ده شيوه (سبك__________) از اين معماري (رومانسك) وجود دارد. اينك به طور مختصر به ويژگيهاي معماري

رومانسك در هر يك از كشورهاي مذكور مي پردازيم:

سبك رومانسك در فرانسه:

يكي از سرزمينهايي كه از نظر معماري پس از ايتاليا قابل اهميت و توجه است كشور فرانسه است. با اينكه تا زمان آغاز

سبك معماري رومانسك اين كشور هنوز از نظر سياسي حاكميت مستقلي نيافته بود، اما با توجه به شرايط خاص بومي،

معماري رومانسك در اين كشور به فرمها و اشكال مختلفي تقسيم گرديده كه در ميان آنها مي توان هفت نوع مختلف از

كليساهاي رومانسك را در سراسر فرانسه شناخت.

٣٨

ھان 􀤗 عماری 􀥚

در معماري رومانسك فرانسه مي توان به دو كليساي ((سن مارتين تورس)) كه در محراب آن فضاهايي بنام نمازخانه به

شكل يك نيم دايره كه نيم استوانه هايي به آن الحاق گرديده، و دوم كليساي ((كلوني دوم)) كه محراب آن داري نمازخانه

هاي دندانه اي است اشاره كرد.

به طور كلي در باب علت پديد آمدن نمازخانه هاي مذكور مي توان به توسعه و گسترش مراسم مذهبي اشاره كرد كه در

آن كاردينالها نمازخانه هاي جداگانه مي طلبيدند. اين فضا به طور طبيعي در محراب كليسا كه مخصوص انجام مراسم

توسط مقامات كليسا است، گسترش بيشتري يافت و علت طويل شدن محراب در اين ساختمانها نيز وجود همين نمازخانه

هاست كه براي دسترسي به آنها وجود راهرو هايي كه پيرامون محراب را فراگرفته برطول و درازاي اين نوع بنا افزوده

است.

نكته ديگر درباره سبك رومانسك فرانسه اين است كه براي جلوگيري از رانش ديوار تالار مركز ي و اصلي كليسا،

ديوارهاي راهروهاي جانبي را مرتفع تر ساخته اند و همين امر موجب گرديده كه داخل كليسا تاريك شود، چون اين امر مانع

از ايجاد پنجره در روي تالار مركزي مي گرديد. از اين نمونه ها مي توان به كليساهاي : (( سان مارتين درليموگز ))،

((كليساي سن فوي))، ((كليساي سرنن)) در تولوز، ((كليساي سانتياگو))، ((كليساي سن اتين)) در كان فرانسه اشاره كرد.

سبك رومانسك در ايتاليا:

معماري رومانسك در ايتاليا تحت تأثير عوامل مختلف داراي تفاوتهايي است كه بطور كلي مي توان اين سبك را در

مناطق مختلف ايتاليا به شرح زير خلاصه نمود:

الف شمال ايتاليا: معماري رومانسك در اين ناحيه به خصوص در ايالات لومباردي به كليساهاي رومانسك

اروپايي و به طور واضح تر به معماري رومانسك آلمان نزديكتر هستند و علت اين مسئله شايد اين باشد كه آلمان و ايالت

((لومباردي)) ايتاليا از زمان كارولنژ روابط سياسي و فرهنگي نزديكي با يكديگر داشته اند كه از نظر هنري نيز بر يكديگر

تأثير گذارده اند. شايد دقيقاً نتوان تأثيرات معماري رومانسك آلمان و لومباردي بر يكديگر را مشخص نمود. سبكهاي تزئيني

بكار گرفته شده در نماي ((كليساي اشپاير آلمان)) به شيوه لومباردي و بويژه از ((كليساي سن آمبرجو )) در ميلان (مركز

ايالت لومباردي) اقتباس شده است. به عنوان مثال قوسهاي زير قرنيز هر طبقه از برجهاي كليسا اشپاير و همچنين پنجره

هاي قوسي در اين كليسا منشأ لومباردي دارند. به عبارتي از كليساي سنت آمبرجو تقليد شده اند چون كه اين قوسهاي

متقاطع در مقياس كوچك توسط معماران لومباردي در سراسر نخستين سالهاي سده ميان استفاده شده است.

٣٩

ھان 􀤗 عماری 􀥚

ب ) مركز ايتاليا: كليساهاي منطقه جنوبي ايتاليا هنوز از سقفهاي خرپايي چوبي كه از سنتهاي مسيحيت آغازين بود،

استفاده مي كردند. اين مسئله در قسمتهاي مركزي ايتاليا چشمگير بود و نمونه بارز اين سبك جنوب ايتاليا كليساي پيزا

است.

در اين كليسا كه روحيه بناهاي صدر مسيحيت مانند سقف خرپايي و پلان باسيليكايي در آن هويدا است، به خاطر

موقعيت جغرافيايي خاص شهر پيزا در كنار دريا و ارتباط اين شهر با نقاط ديگر بويژه شرق، عناصر معماري بيزا نس و

معماري اسلامي در معماري كليساي جامع اين شهر با هم در آميخته اند . اين كليسا در سده هاي يازدهم و دوازدهم

ميلادي ساخته شده و نقشه آن همانطوريكه اشاره شد متأثر از باسيليكاي رومي است.در اين كليسا، برج و راهروي اصلي يا

صحن اصلي با تأثير از شيوه هاي معماري مسيحيت آغازين از سقف هاي خرپايي چوبي ساخته شده و اين سقف فشارهاي

محوري بر راهروهاي جانبي با تاقهاي قوسي متقاطع فراهم آمده است. رديف ستونهاي كورنتي در صحن كليسا بيانگر

تسلط معماري رومي و پايبندي ايتاليائيها به عناصر معماري كلاسيك است.

4 متر از خط قائم انحراف دارد و به خاطر نشت پي اش، به اين شكل / درباره برج ناقوس معروف اين كليسا نيز كه 2

درآمده، بايد متذكر شد كه از برجهاي كليسا شهر راونا تأثير گرفته است كه تكرار قوسها در طبقات اين برج از ظرافت جالبي

برخوردار است و به طور كلي تكرار قوسها در نماي كل مجموعه ارتباط و پيوند جالبي به كل مجموعه داده است.

ج- جنوب ايتاليا:

جنوب ايتاليا در اين مقطع زماني زير سيطه حكومت ((نرمانها)) اداره مي شد و معماري رومانسك در اين بخش تحت

تأثير معماري ايالات ((نرماندي)) فرانسه بود و در معماري اين منطقه تأثير معماري نرماندي به وضوح نماي ان است و

مهمترين ويژگي آن سقفهاي شيبدار چوبي است.

در جزيره سيسيل نيز كه تا قرن نهم ميلادي تحت سلطه اعراب مسلمان بوده و سپس بدست نرمانها افتاده است . نفوذ

معماري بيزانس و اسلامي بخوبي نمايان است. در كليساي ((سن جوواني دلي ارميتي)) وجود گنبدهاي با قوس نعل اسب ي و

ديگر ويژگيهاي معماري اسلامي بيانگر اين مسئله است. به اين نكته بايد اشاره كرد كه در بخشهاي شمال شرق ايتاليا

((ونتوو)) يكي از مهمترين شهرهاي ايتاليا يعني ونيز كه از مراكز مهم تجاري آن دوران بوده معماري رومانسك شديداً تحت

تأثير معماري بيزانس قرار گرفته است.

به طور كلي بايد اشاره نمود كه ايتاليائيها رومانسك را بيش از همه جا مورد توجه قرار دادند و اين به آن دليل بود كه

اين سبك و شيوه معماري كاملاً متأثر از معماري رومي بود و آنرا ((رومي وار)) بناميم بهتر است.

۴٠

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري رومانسك در انگلستان:

معماري رومانسك در اين سرزمين تا پيش از فتح اين كشور در سال 1060 بدست گوگوليوم و نرماندي به شكل

معماري كارولنژي بوده است كه سپس تحت تأثير معماري ايالت نرماندي فرانسه قرار گرفت. فرم معماري رومانسك در اين

كشور به سرعت تغيير و تداوم يافت و به سبك نرماندي در انگلستان بهترين و بزرگترين بناهاي رومانسك را پديد آروده اند

كه اين سبك فرانسوي با خصوصيات بومي اين كشور پيوند خورد. ويژگيهاي معماري رومانسك در انگلستان را مي توان،

ديوارهاي ضخيم و ستونهاي داخلي قطور كه اغلب استوانه اي هستند و از نظر پلان اين بناها داراي پلاني طولي و به

عبارتي بسيار كشيده اند و بازوهاي عرضي آنها نسبت به بناهاي ديگر سبك رومانسك بيش از حد معمول بيرون كشيده

اند، محراب در اين كليساها به شكل ادامه پلان و بسيار طولاني است، وجود نمازخانه هاي راديالي در برخي از اين كليساها

نشانه نفوذ معماري كلوني است. همچنين برجهاي مربع با سقفهاي مسطح بر روي محل تقاطع در صحن و بازوهاي عرضي

از ديگر ويژگيهاي معماري رومانسك در انگلستان است. ويژگي ديگر اين معماري اين است كه برخلاف كليساهاي

باسيليكايي در ايتاليا و ديگر نقاط، نماي كليساها در پشت برجها مخفي مي شوند و وضعيت داخلي كليسا را نمي توان از

نماي بيروني تشخيص داد.

كليساي دورم: از بناهاي دوره رومانسك است كه در شمال انگلستان واقع شده است. اين كليسا به خاطر داشتن نوع

قوسهايي كه در تاق بندي آن بكار گرفته شده معروف است. نخستين بنايي است كه قوسهاي متقاطع در آن از حالت

قوسهاي نيم دايره خارج گرديده است و شكل قوسهاي نوك تيز گوتيك را به خود گرفته است.

البته ((كليساي كائن)) در شمال فرانسه نيز داراي چنين قوسهايي است. در آلمان هم معماري رومانسك با معماري

لومباردي ايتاليا ويژگيهاي مشتركي دارند. كليساي دورم كه بارها دستخوش تغيير شده، داراي يك صحن اصلي و د و

راهروي جانبي و محفظه زير گنبد اصلي (مربع متقاطع) است و نقشها و طرحهاي مورد استفاده در اين بنا انتزاعي هستند.

سبك معماري رومانسك:

همانطوري كه اشاره گرديد، معماري رومانسك در هر يك از كشورهاي اروپايي داراي ويژگيهاي خاصي بود، و همين

امر موجب گرديد كه سبكهايي در اين معماري پديد آيد كه به اختصار به بررسي هر يك از آنها مي پردازيم . البته شايد در

اين سبكها به ويژگيهايي اشاره شود كه در معماري هر يك از كشورها پرداخته شده است. ولي براي شناخت و تمايز سبكها

اشاره مختصر ضروري است.

-1 سبك لومباردي: قسمتهاي شمالي آلمان در سده هاي ميانه به لومباردي مشهور بود . از ويژگيهاي معماري

رومانسك لومباردي مي توان به عناصر تزئيني نظير رديف قوسهاي زير قرنيز لبه بام، بالكانه پله پله قوسدار زير شيرواني و

۴١

ھان 􀤗 عماری 􀥚

گچبريهاي مشخص كننده طبقات برج ها و همچينن تاقهاي متقاطع در سراسر راهروهاي جانبي صحن و ... اشاره كرد . از

كليساهاي معروف اين سبك مي توان ((كليساي اشپاير)) در آلمان و ((سان آمبروجو)) در ايتاليا نام برد . در كليساي اشپاير

پس از بازسازي و ايجاد سقف قوس دار آن، براي هدايت نور بيشتر به داخل كليسا از تاق جناغي چهاربخش متقاطع

استفاده كردند كه اين تاقها بر روي قوسها نيم دايره اي سوار مي شدف و در اين قوس امكان تعبيه پنجره در زير تاق وجود

داشت.

در كليساي سن آمبروجو با دهليز سرگشاده اي روبرو مي شويم كه با يك هشتي دو طبقه در قسمت ورودي و يك برج

هشت ضلعي، در انتهاي شرق صحن قرار دارد و داراي دو برج كوتاه و بلند است كه برج كوتاه در سده دهم و برج بلند در

سده دوازدهم ساخته شده اند.

-2 سبك نرماندي: به مناطق جنوبي آلمانف نورمان (نرمان ) گفته مي شده است . شيوه اي كه از معماري

رومانسك در اين مناطق معمول بود موجب شد كه آثارمعماري ديگري نيز به همين شيوه در كشورهاي ديگر نظير فرانسه و

انگلستان بوجود آيد. البته اين سبك دوران تكامل خود را در فرانسه طي نمود پس از اينكه وايكينگها به آيين مسيحيت

گرويدند در شمال ماندگار شدند و تقريباً به طور ناگهاني نشان دادند كه مديراني ماهر و شايسته اند و به سرعت رموز

معماري را آموختند و بناهايي در سبك رومانسك ايجاد كردند و چند سبك رومانسك را با نوآوري هايشان به اعتلاء

رساندند كه اين سبك ها بعداً منبع اصلي سبك گوتيك گرديدند. از جمله مهمترين اين سبك ها، سبك نرماندي بود كه

كليساي باارزشي همانند ((سنت آتين)) در كان فرانسه پديد آوردند.

در كليساي سنت آتين كه طرح فوق العاده جذابي دارد، پيش درآمدي بر نماهاي دو برجي كليساهاي گوتيك است. چهار

ديوار با جرز پشت بند، نماي مزبور را به سه بخش عمودي نقسيم كرده است كه همگي با طرح صحن و راهروهاي جانبي

در داخل كليسا مطابقت دارند. برجها نيز در بالاي ديوارهاي پشت بند خود داراي يك تقسيم بندي سه بخشي اند، و دريچه

هاي ايجاد شده در ديوارهاي آنها به ترتيب از طبقه پائين به بالا بزرگتر مي شوند . كلاهكهاي برجها از مختصات بعدي

(گوتيك) هستند. اين بنا همانند كليسا اشپاير در ابتدا بايستي داراي يك سقف چوبي مي شد، ولي ديوارها از همان آغاز كار

شيوه تناوبي (نيم ستونهاي ساده كه يك در ميان در مجاورت ميله هاي متصل به ستونهاي نيم دايره در بدنه نما قرار گرفته

اند) به صورت بند بند تقسيم شده اند و اين بازتابي از طراحي مربع وار دقيق نقشه ساختماني است. اين روش ستون بندي

متناوب تا مدتها پس از سال 1110 ميلادي به طرزي موثر و نتيجه بخش، بويژه از زمان ساخته شدن كليساي اشپاير، كه

تصميم به پوشاندن صحن با تاق گرفته شده، مورد استفاده بود . ليكن احتمال زيادي مي رود كه نخستين بار در اثر

ملاحظات زيبايي شناختي به كار رفته شده باشد نه نيازهاي ساختماني. به هرحال جرزهاي مركب يك درميان يكراست تا

نقطه پاكارقوس بالا مي روند ورگه هاي شاخه شاخه شان بلوكهاي بزرگ وچهارگوشه تاق را به شش بخش تقسيم م يكنند

وبدين ترتيب يك تاق شش بخشي بوجود مي آورند. ارتفاع و خيراين قوسها كوتا هتر گرفته شده است تا مانند تاقهاي

۴٢

ھان 􀤗 عماری 􀥚

كليساي سان آمبروجو برجسته به نظر نيا يند. به اندازه اي كه امكان گنجاندن يك رديف پنجره زير گنبدي را به معماران

داده است. همچنين منظره ظاهري آنها به برخي از نخستين تاقهاي جناغي شباهت دارد. در اين نوع تاق رگه هاي اريب و

عرضي تشكيل يك استخوان بندي ساختماني مي دهند، كه تا اندازه اي قادر است قابهاي تزئيني نسبتاً سنگين بين آنها را

تحمل كند.

اين نوع تا قزني جناغي را بايستي يكي از ويژگيهاي معماري سبك نورمان محسوب نمود . در كليساي سنت اتين

عناصري همانندي، جرزهاي مركب كه هسته هاي مركزي آنها در زير ستونهاي نيم دايره متصل به بدنه از نظر پنهان

مانده، پيش درآمدي بر جرزهاي خوشه اي گوتيك هستند. كاسته شدن از سطوح ديوارهاي داخلي در اثر استفاده از دريچه

هاي بزرگ قوسي، سرآغازي براي كاربرد پنجره هاي وسيع گوتيك است.

-3 سبك توسكان: يكي ديگر از سبكهاي رايج در معماري رومانسك توسكان است كه در ابتدا د ر بخشي از

ايتاليا آغاز گرديد و همين نام خوانده شد. معماران اين سبك به آساني ويژگيهاي سنتي معماري خود را رها نكردند و در واقع

خصوصيات معماري رومانسك را با آن در آميختند، چنانكه بناهايي كه با شيوه هاي توسكاني ساخته شدند، بسيار تحت

تأثير ويژگي هاي باسيليكاهاي صدر مسيحيت هستند، به همين دليل رومانسك سبك توسكان به رومانسك محافظه كار

مشهور است.

از بناهاي بارز اين سبك مي توان به گروه كليساي پيزا در شهر پيزاي ايتاليا و كليساي ((سن مينياتوآل مونته )) در

فلورانس اشاره كرد. كليساي جامع پيزا داراي پنج دالان است. در نگاه نخست به كليساي مسيحيت آغازين شباهت دارد،

ولي بازويي برآمده گنبد بالاي تقاطع پوسته مرمرين غني و بالكانه هاي چند قوسي نماي ان ويژگيهايي هستند كه به

سبك رومانسك تعلق دارد.

كليساي سن مينياتوآل مونته در فلورنس به سبكي خاص معماري مسيحيت آغازين را زنده كرده است. هر چند كه قوس

بندي ديوار و پوشش ظريف و هندسي آن از مرمر، چنان تزئيني زيبايي به نماي آن داده است كه با نماي ساختماني پيشين

فاصله دارد، سقف اين كليسا همانند بسياري از كليساهاي توسكاني چوبي است، اما صحن آن با داشتن قوسهاي ديافراگمي

از بالاي جرزهاي مركب به سه بلوك برابر تقسيم شده است. نماي اين كليسا به بخشهاي مختلفي تقسيم شده و در قسمت

بالا يك سنتوري با تاق نماهاي نيم دايره اي تعبيه گرديده است.

-4 سبك آكتين: آكتين نام منطق هاي در جنوب فرانسه است. در اين منطقه معماري رومانسك ويژگ ي هايي را

شامل است كه آن را قابل تفكيك و تشخيص م يكند، از جمله اين ويژگ يها، ايجاد گنبد بر روي كليساها متأثر از معماري

بيزانس و عدم وجود راهروهاي جانبي است، همچنين سقف اصلي اغلب كليساهاي اين سبك چوبي بوده و سقف هاي

گنبدي به عنوان پوشش زيرين و دوم اجرا مي شده است. كليساهاي اين سبك و اين ناح يه از نظر ارتفاع كوتاهتر از

۴٣

ھان 􀤗 عماری 􀥚

كليساي واقع در فرانسه هستند،يكي از بناهاي اين شيوه (( كليساي سن پيرانگلوم)) است، كه سده دوازدهم ساخته شده و

روي مربعهاي تقاطع گنبدهايي ايجاد گرديده است. اين كليسا يك بازوي عرضي نسبتاً بلند دارد كه از ويژگيهاي بارز اين

كليسا و سبك آكتين است.

-5 سبك كلوني بورگوني: (( كليساي سن سرنن)) فرانسه يكي از بناهايي است كه به اين سبك ساخته شده

و شرايط لازم براي ايجاد يك سقف سنگي با استفاده از تاق گهواره اي نيم دايره اي را داشته است . اينگونه كليساها در

بيشتر بخشهاي جنوبي فرانسه ساخته شده اند و پيوند تنگاتنگي با كليساهايي دارند كه در امتداد جاده زائران به ((سانتياگو ))

و ((كومپوستلا))در اسپانياي شمالي ساخته شده اند.

نقشه ساختماني كليساي سن سرنن از نظم و دقت هندسي فوق العاده اي برخوردار است. مربع تقاطع كه در دو سوي آن

جرزهاي بزرگ قرار دارند و خود با قوسهاي سنگين مشخص مي شود، به عنوان يك واحد براي سراسر كليسا قرار گرفته

است. در اين طرح اندازي مربع وار هر بند صحن برابر يك چهارم مربع تقاطع است، اين نسبت در ديگر بخشهاي ساختمان

نيز رعايت شده است. نخستين نمونه اينگونه طرح اندازي، تقريباً سيصد سال پيشتر در نقشه ((كليساي ديرسن گال )) ديده

شده است. در منظره داخل كليساي سن سرنن مي بينيم كه نقشه هندسي طبقه همكف به طور كامل در ديوارهاي صحن

بازتاب يافته است. اين ديوارها بوسيله نيم ستونهايي از يكديگر مجزا شده اند كه از گوشه هاي هر بند صحن به صورت

قوسهاي عرضي ادامه مي يابند. اين گونه مفصل بندي فضاي دروني كليساي سن سرنن بر سازماندهي هندسي نقشه

ساختمان منطبق است و جنبه اي بصري به آن مي دهد و اين امر در مفصل بندي ديوارهاي بيروني ساختمان تجلي يافته

است. كليساي مزبور در مقياس بزرگي ساخته شده است و آنهم دلايلي مختلف داشته كه در مقدمه معماري رومانسك ذكر

كرديم. در همين كليسا بالكانه هاي دو طبقه، براي جاي دادن جمعيت مسيحي و همچنين ايجاد نمازخانه هاي مجزا فضاي

وسيعتر و بيشتري براي عبادت كنندگان در مراسم نماز و دعا فراهم آورده است. در كليساهاي رومانسك چنين نبوده است و

همين مشخص شدن نمازخانه در نماي بيرون ساختمان كه حجمي مشخص را نمايان كرده است از ويژگيهاي معماري

سبك كلوني – بورگوني است. تاقهاي گهواره اي پيوسته از سنگ تراشيده در كليساي سن سرنن فشار ثابتي را بر كل بنا

آورده است. كليساي سن سرنن را به حق بايد يكي از شاهكارهاي معماري رومانسك محسوب نمود، به خاطر ويژگيهايي

كه به ذكر آن پرداختيم.

۴۴

ھان 􀤗 عماری 􀥚

پيكرتراشي و نق شبرجسته سازي:

پيكر تراشي و نقش برجست هسازي در معماري رومانسك: پيكر تراشي وابسته به معماري كه مدتي نزيدك به 600 سال

متروك و از ياد رفته بود، در دوران رومانسك مجدداً رواج يافت و بيشتر در قالب نقش برجسته سازي روي سنگ در بخش

هاي مناسب همانند سرستونهاف بالاي سردرها (اطراف سردرها) و حاشيه و قاب بنديهاي تزئيني جلوه گر شده است.

پيكره ها در اين دوره براي تعريف بنا بوده و بيشتر جنبه قديس سازي داشته تا واقع گرايي، زيرا كه تمام پيكره هاي اين

دوره از ظرافت بالايي برخوردار نبوده است. معروفترين پيكره هاي اين دوره را مي توان پيكره ((آرمياي نبي )) و يا نقش

مسيح را در پادشاهي نام برد.

مضامين نقش برجسته ها عموماً ديني و تمثا لها در روايت انجيلي بود، تزئينات و بدنهاي انسانها و حيوانات هم از نقوش

هندسي قبايل وحشي شمالي و هم از صورتها و نگارهاي به جا مانده از تمدن كلاسيك روم باستان الهام گرفته است . در

اين دوره مجسمه به طور منفرد آنچنان رونقي نيافت و صرفاً مجسمه هاي انسان و حيوانات از جنس مفرغ و يا چوب در

آلمان طرفداراني داشت. از نمونه هاي كليساهايي كه نقش برجسته سازي در نماي آنها به اين سبك و روش كار شده، سر

در ورودي ((كليساي سن سرنن تروفيم))، سر در (( كليساي گيل دوگارد ))، سر ستون ((كليساي سن پير )) و سرستون

((كليساي سن بنين)) را مي توان نام برد. آنچه كه در نقش برجسته سردر كليساي گيل دوگارد چشم گير است تا ثير ستون

پيكره هاي يوناني است، ولي در اينجا با مضموني ديگر ظاهر شده است اگر ستون پيكره يوناني است، اما اين ستون پيكره

نقش مردان است.__

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:39  توسط  soheil  | 

١

تعريف معماري:

به منظور به ميان آوردن عرصه اي گسترده و ژرف براي پرداختن به معماري به هر دو معناي خاص و عام اين واژه كمك

كند تا به سخني كوتاهتر به نتيج هاي كه نياز داريم دست يابيم؟

در يك بررسي اوليه چنين بنظر م يرسد كه تعريف ارائه شده از سوي "گالوانودلّاولپه" را مي توانيم به معناي تعريف معماري

معماري، ايده ها و ارز شهايي را به وسيله منظوم هاي از عناصر بصري بيان » : به معناي خاص بكار بريم. دلاولپه مي گويد كه

براي شناخت كامل و دقيقي از اين تعريف پنج واژة كليدي را به ترتيبي كه آورده شده اند مورد توجه قرار مي دهيم: .« مي كند

- ايده ها: افكار يا نظراتي تعميم يافته نزد همگان كه از راه كاربرد ابزارهاي كالبدي در فضا، در معماري اعمال

مي شوند.

- ارزش ها: كه خاستگاهي جمعي دارند و به موضوعي خاص تعلق دارند كه در تكميل و در نيز در تقابل با ايده ها

مي آيند.

- منظومه: دستگاهي از داده هاي كالبدي و خاص است، به زمان راه مي دهد و زمان در نفس و ذات آن وجه

ملموس و قابل تعيين پيدا مي كند.

- عناصر بصري: هم ابزارهاي كالبدي زندگي واقعي و حقيق ياند و هم در داخل و نيز از خارج زيست مي شوند و

به كمك هندسه و فضاي هندسي قابل فهم هستند به گون هاي كه براي روشن تر كردن مفهوم مي توان آن را

عناصر سه بعدي ناميد.

- بيان: نمايان كنندة سليقة معمار سازنده است و محفل خاصي براي وي، كه در وجه ظاهري و شكلي آن، تشخص

و توان آفرينشي اش به جهان خارج ارائه م يشود.

سه مرحله معماري:

معماري كنايي 

معماري كلاسيك 

معماري رومانتيك 

٢

ھان 􀤗 عماری 􀥚

اول- معماري كنايي

خصوصيت اصلي معماري كنايي اين است كه در هر ساختماني به منزلة هدفي مستقل براي خود وجود دارد و در پي هيچ

مقصودي نيست. بر عكس معماري دوره كلاسيك نه براي خود بيكه براي آن ساخته شده اند كه حريمي براي تنديس

خدايان باشند. كهن ترين نمونة اساطيري اين نوع معماري، برج بابل است كه به كار هيچ عملي نمي آمد و از اين رو اثر

هنري مستقل بود و مظهر يگانگي افراد سازندة آن شمرده مي شود.

دوم- معماري كلاسيك

اين معماري برخلاف معماري كنايي نيازمند و وابسته است زيرا هدف آن ساختن حريم براي تندي سهاي خدايان و

انجمنگاهي براي جماعت نمازگذاران است. اين خاصيت وابستگي را در همة جزئيات و دقايق ساختمان هاي آن دوره

مي شود. اين پرستشگاهها كنايه از هيچ معنايي نيستند، .... « كرنتين » « دوريك » مي توان آشكار ديد. اشاره به بناها يا معابد

بلكه يكسره تابع همان مقصود اصلي خويش در فراهم آوردن محوطه اي و محيطي مناسب براي تنديس خدايا ناند.

سوم- معماري رمانتيك

اروپاي معاصر يافت. خصوصيت اصلي هنر « گوتيگ » نمونه هاي اصلي اين معماري را مي توان در كليساهاي شيوة

رومانتيك همين كناره گيري از جهان محسوس و خارجي و توجه آن به عوالم ذهني باطن خويش است. پرستشگاه يوناني

با راهروها و رديف ستون هايش رو به جهان گشاده دارد و مردمان را به ورود و خروج فرا مي خواند، شادمانه و دلپذير است و

برخلاف كليساها كه بلند و تنگ اند، مسطح و ك مارتفاع و فراخ است. مسطح بودن و گستردگي افقي آن از گسترش جهان

خارج حكايت مي كند. همة اين ويژگي ها در كليساي گوتيك نمايان است: ستون ها نه بيرون بلكه درون ساختمان اند. تمامي

ساختمان همچون كلي واحد پيچيده و محصور است .

٣

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري تمدن هاي اژه اي:

براساس دسته بندي انجام شده در معماري جهان غرب اگر از دلتاي نيل به سوي شمال مديترانه پيش برويم، نخستين

منطقه گوشة شرقي جزيره كرت است. پيش از آن نوبت به گروه پراكنده اي از جزاير كوچك موسوم به سيكلاد مي رسد كه

چون دايره اي در ميان درياي اژه گرد هم قرار گرفت هاند. به همين دليل نام سيكلاد از واژه يوناني "كوكلوس" به معني دايره

بر آنها گذاشته شده است. و كمي بالاتر از آن سرزمين اصلي يونان در سمت شرقي درياي اژه كنارة خاك آسياي صغير قرار

دارد. تمدن اژه اي از نقطه نظر باستان شناسان تنها واژة جغرافيايي نيست بلكه به سه تمدني اطلاق مي شود كه طي

هزاره هاي سوم و دوم پيش از ميلاد مسيح قبل از پيدايش تمدن يونان بوجود آمده اند.

اين تمدن معماري هاي بعدي از آن تأثير پذيرفته اند و سومين تمدن در اروپاي امروزي است.

-1 تمدن مجمع الجزاير بعد از كرت كه از تاريخ 2000 ق.م شروع و تا تاريخ 1700 ق.م ادامه پيدا مي كند و تمدن

كرتي كه به پيروي از نام پادشاه افسان هاي معروفش تمدن مينوسي خوانده مي شود.

-2 تمدن جزاير كوچك واقع در شمال كرت كه از 2000 ق.م شروع و تا 1400 ق.م ادامه دارد كه تمدن سيكلادي

نام دارد.

-3 تمدني كه در سرزمين اصلي يونان قرار دارد و به تمدن هلاسي معروف است.

هر كدام از اين تمدن ها به سه دوره تقسي مبندي شد هاند: پيشين(كهن)، ميانه و پسين (جديد) كه بطور تقريبي مقارن است با

پادشاهي هاي كهن، ميانه و جديد كشور مصر. بيشترين پيشرف تهاي هنري اين تمدن ها متعلق به انتهاي دوره هاي مياني و

پسين (جديد) مي باشد.

تمدن مينوسي:

اين تمدن شگفت انگيزترين تمدن اژه اي محسوب مي شود ولي به دليل عدم دوام و يكپارچگي معماري آن متأسفانه چيز

زيادي در دسترس نيست و نم يتوان از رويش يا سير تكاملي آن سخن به ميان آورد.

الف) دوره مينوسي كهن: تنها چيزي كه از اين دوره برجاي مانده يكسري ابزارآلات و سفالينه هاي گلين ساخته دست بشر

است. برجسته ترين و جالب ترين آفريده اين تمدن مقدار بسيار زيادي پيكرهاي كوچك اندام مرمرين از جزاير سيكلاد است.

در اين دوره آثار معماري قابل توجهي وجود ندارد و به دوره پيش از كا خها معروف است.

۴

ھان 􀤗 عماری 􀥚

ب) دوره مينوسي ميانه: نخستين تحول غيرمترقبه اين تمدن حدود 2000 ق.م به وقوع پيوست. در اين دوره كرتيها تمدن

شهري را بوجود آوردند كه هسته مركزي آن هم از تأسيس كاخ هاي بزرگ كهن تشكيل مي شد. ساختمان سازي در جزيره

كرت برخلاف ساير تمدن هاي بعدي بر معابد و مقابر تكيه نمي كرد بلكه به كا خهاي ويژه پادشاهان توجه داشت كه

شهرهاي سلطنتي هم گرداگرد همين كا خها ساخته مي شدند ولي متأسفانه در 1700 ق.م تمامي كا خها در اثر زلزله شديد از

بين رفت و همانطور كه قبلاً توضيح داده شده به دليل عدم استحكام كه ويژگي بارز معماري اين دوره است، اين بناها از

بين رفتند.

ج) دوره مينوسي پسين (جديد): اين دوره در فاصلة زماني 1600 تا 1500 ق.م آغاز شد و به دورة بازسازي كاخ ها معروف

است. اين دوره به عصر طلايي تمدن كرت معروف است يعني نخستين تمدن بزرگ مغرب زمين.

كاخ ها: گفته شد معروفترين بناهاي اين تمدن كاخ ها است كه براي پادشاهان و خدمه ايشان ساخته شدند كه در اين دوره

بازسازي گرديد. معروفترين اين كا خها شامل: كاخ مليا، كنسوس و فايستوس مي باشد.

كاخ مليا: نخستين كاخ شهر كرت است كه ويژگي بارز آن وجود حياط در ميان اين كاخ است كه ساير مجموعه ها پيرامون

همين حياط شكل مي گيرد. عنصر حياط در معماري مينوسي يك ميدان، يا يك آگورا بود كه داراي يك ارزش مشخص و

نشان دهنده ساختمان هاي اطراف آن مي باشد.

كاخ كنسوس (كنوسوس): پرشوكت ترين و بزرگترين كاخ مينوسي است. اين كاخ بر روي تپ هاي كم ارتفاع و پرشيب در

انتهاي يك دشت حاصلخيز ساخته شده است. اين بنا به قدري اتاق هاي تو در تو دارد كه در افسان ههاي يونان به نام معبر

معروف است. اين شيوه حلقه زدن ساختمان ها به دور هم حكايت از اين دارد كه « معبر هزار خم » هزارخم مينوتاوروس

نقشه اش از پيش طراحي نشده بلكه چندين هسته مركزي ساختماني همراه با هم رشد كرده اند. دو عنصر مهم در اين كاخ

كه نقش عامل سازما ندهندة اصلي را ايفا مي كنند:

-1 حياط

-2 دو دالان دراز

گفته شده است كه در زير اين كاخ، شبكه كارآمدي براي فاضلاب از لول ههاي سفالي ساخته شده است و به همين دليل

كنوسوس يكي از بهداشت يترين شهرهاي جهان تا پيش از سده بيستم بوده باشد. اين كاخ از سه طبقه ساخته شده است كه

از طريق پلكانهاي داخلي به يكديگر راه دارند. يكي از ويژگي هاي بارز اين كاخ ستو نهاي مينوسي آن است كه در ابتدا از

جنس چوب ساخته شده بود ولي در اين دوره با سنگ بازسازي شد. مشخصات اين ستون ها سرستون هاي پيازي شكل و

۵

ھان 􀤗 عماری 􀥚

بالشتكي، مخروطي شدن تنة ستون در سمت قاعده و په نتر شدن آن در رأس بود. اين ستون ها از لحاظ مذهبي براي

كرتي ها داراي ارزش و اهميت بود و آن به دليل موقعيت مركزي آن در دروازة شيران ميسن است كه دور تا دور قاعدة

ستون در يكي از دو طبقة پاييني كاخ كنوسوس را مانند طغاري گرفته بود كه براي ساغرريزي به كار م يرفته است.

كاخ فايستوس: تالارها و محوطه هاي اين كاخ با تالارها و قصرهاي كنوسوس برابري مي كند، پلكان آن چهل و پنج پا

عرض دارد و حياط مركزي آن چهار گوش هاي به مساحت نهصد و سي متر مربع م يباشد.

بدين ترتيب اوج قدرت و اقتدار ميسني ها كه با دورة كاخهاي جديد در كرت همزمان بود ادامه پيدا كرد تا اينكه در قرن

شانزدهم ق.م وضعي عجيب به خود گرفت كه علائم بارز آن عبارت بود از:

- پذيرش نفوذ شديد و ناگهاني مصر يها از لحاظ آداب تدفين.

- افزايش فوق العاده ثروت مادي، چنانكه از وفور اشياء زرين متعلق به آن دوران برم يآيد.

ميان سال هاي 1700 و 1580 ق.م مصريان در صدد بودند خود را از شر هيكسوسها كه دلتاي نيل را اشغال كرده بودند رها

سازند و بدين منظور از جنگجويان ميسني كمك خواستند. ميسنيان پس از همكاري با مصريان بار گراني از زر ناب از كشور

مصر هديه گرفتند و همچنين تحت تأثير عميق مناسك تدفين آن قوم قرار گرفتند. همچنين مينوسي ها كه در كار

كشتيراني خبره بودند ميسنيان را در عبور از خاك يونان به مصر كمك كردند و با كشت يهايشان آنان را از دريا عبور دادند.

بدين ترتيب روابط نزديكي ميان كرت و ميسن برقرار شد. ولي ميسنيان در اثر پيروزي در جنگ با مينوس و يا در اثر پيوند

ازدواج شاهي، بر فرمانروايي كرت دست يافتند. به همين دليل برخلاف كرتيها، پيدايش معماري دژسازانه را به يك ضرورت

تبديل كردند.

كاخ ميسني در خاك يونان بر بلندي تپه ها قرار داشت و در حقيقت چون قلعه اي بود محصور در ديوارهاي مستحكم دفاعي

كه با قاب سنگهاي بزرگ ساخته م يشد. اما سالم ترين و گيراترين بقاياي معماري ميسني آثاري هستند كه از كا خهاي

ميسن بدست آمده است. « تيرونزو » مستحكم

ارگ تيرونزو: اين ارگ حكومتي در فاصله 15 كيلومتري ميسن واقع شده است. ديوارهاي اين ارگ به قدري اهميت دارد

آنها را به اندازة اهرام مصر جالب و تماشايي مي داند. اين ديوارها به دليل « پارسانياس » كه يكي از سياحان باستان به نام

استحكام زيادي كه دارند جنبه دفاعي داشته اند. تالاري كه در داخل اين ارگ حكومتي قرار دارد شيوه معماري آن گواه اين

مطلب است كه تجسمي از نخستين نمونة معابد كلاسيك يونان است. يونانيان در دوره هاي بعد ديوارهاي مستحكم و تناور

۶

ھان 􀤗 عماری 􀥚

تيرونز و ديگر نقاط تاريخي ميسن را كه از سنگ نتراشيده يا نيم تراشيده ساخته شده بودند، كار سيلكوپها (غولان

اساطيري يك چشم) دانستند.

دروازة شيران: يكي ديگر از بناهاي مهم ميسن دروازة شيران است كه دروازة بيروني دژ ميسن محسوب مي شود. از

جمله خصوصيات مهم اين دروازه كه با سنت مينوسي كاملاً مغايرت دارد، نق شبرجستة سنگي بالاي درگاه آن است. دو

شيري كه در دو طرف ستون رمزي – از اصل مينوسي- قرار گرفته اند همان شوكت و وقار رعب انگيز را بر چهره دارند.

خاصيت وجودي آنها در مقام نگهبانان دروازه، بدنهاي كشيده و عضلانيشان و طرح متقارني كه از هيكلهايشان به وجود

آمده بار ديگر نفوذ هنر خاور نزديك باستاني (بين النهرين) را آشكار مي سازد.

ساختمان كا خهاي يونان از سه قسمت تشكيل شده بود: 1- اتاقي بزرگ و مستطي لشكل با سكوي آتشدان گردي 

- در وسط آن و چهار ستون در چهار طرفش براي نگهداري نيروي سقف 2- هشتي گودافتاده اي با دو ستون 3

اتاق كفش كن بين ورودي و تالار بزرگ. اين طرح كلي همان نقشة سادة خانه هاي مسكوني نسل هاي قديمي را

در ذهن تداعي م يكند. و در اصل سرمشق معماري دورة هلاسي قرار گرفته و تجسمي از نخستين نمونة معابد

كلاسيك يونان مي باشد.

گنج خانة آترئوس (مقبرة تئولوس): اين نامي است كه توسط هانريخ شليمان به اشتباه روي اين بنا گذاشته شده

است. چون وي گمان م يكرد اين بناي باشكوه مخزن گن جخانة آترئوس قرار دارد. اين بنا در دل يك تپة طبيعي واقع شده و

راه ورودي آن از يك گذرگاه طولاني به نام دروموس است. شكل لانه زنبوري اتاقك داير هاي يا گنبد تدفيني، با روي هم

چيدن رج هاي پيش آمده سنگ ها بر قاعده اي مدور پديد آمده است و باعث پديد آمدن گنبدي مرتفع گشته كه ارتفاعش به

12 متر مي رسد. اين بزرگترين ساختمان بدون استفاده از تيرهاي داخلي در كل جهان باستان تا پيش از ساخت هشدن معبد

پانتئوم روم 1500 سال بعد بود.

نكته حائز اهميت در معماري ميسني ها، تكامل سيستم تريليت است. ميسني ها با سبك كردن بار روي تير و 

ايجاد روزنه اي مثلثي شكل، عمل تخلية بار روي دو ستون را آسانتر نموده و در حقيقت اين سيستم پاية فرم

سنتوري هاي يوناني است كه علامت مشخصة معماري يونان بشمار م يرود.

٧

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري يونان:

موقعيت جغرافيايي آن، كشوري است كوچك در جنوب قارة اروپا كه از شرق به كشور تركيه و ايران و از شمال به

بلغارستان، روماني و از غرب يك مرز آبي دارد. از جنوب يك ارتباط آبي با تمدن بزرگ مصر دارد. قبل از شروع يونان دو

تمدن مبناي شك لگيري يونان هستند: اژه اي و كرت

قبل از مهاجرت آريائيها اين دو تمدن را داريم. مينوسي در جزيرة كرت و ميسني يك منطقة حاشيه دريا مابين يونان و روم

كه سرزمين اصلي يونان بوده و در خاك اصلي يونان قرار دارد. اين دو تمدن همزمان با دورة عصر مفرغ بوده. هرچه زمان

مي گذشت دو تمدن به هم نزديكتر مي شدند و كاملاً شبيه به هم مي شوند و در تاريخ 1100 ق.م تمدن يونان شروع به

شكل گيري مي كند. بطور كلي تمدن يونان در سه عنصر ثابت خلاصه م يشود كه عبارتند از: انسان، طبيعت و عقل.

در جهان بيني اومانيستي (انسان گرايي) يونان آنچه اهميت داشته، انسان بوده و انسان محور مقياس همه چيز بوده است.

علاوه بر همه اينها، آنچه كه در تفكرات يوناني، انسان را از ساير موجودات متمايز كرده عقل اوست. طبيعت و زيبايي نيز در

تمدن يوناني جايگاه خاصي داشته است. عوامل طبيعي و وجود طبيعت خاص يونان در شكل گيري آثار معماري و ساير

هنرها نقش اساسي و تعيي نكننده اي را بازي كرده است.

شيوه هاي معماري يونان:

بطور كلي آثار معماري يوناني براساس شيو ههاي خاص ساختماني بنياد شده اند. كهن ترين اين شيو هها عبارتند از: دوريك،

ايونيك (ايونيايي) و شيوة كرنتي. اين شيوه ها براساس تناسبهاي اجزاء از يكديگر متمايز هستند. هر سبكي براي هدف

خاصي بكار گرفته مي شد و هر يك مفاهيم متفاوتي را مجسم مي كرد. حال ويژگي هر كدام از اين شيوه هاي معماري را به

اختصار توضيح مي دهيم.

الف) شيوه دوريك (دوريسي): نام خود را از سرزمين مركزي يونان گرفته است. اصلي ترين شيوة معماري يونان است

زيرا هم قديمي تر و هم مشخص تر از ساير شيوه ها است. مشخصات اين شيوه: بدنه ستون كه داراي قاعده دايره است و از

پايين به بالا از قطر دايره كاسته م يشود. سطح بدنه ستون با شيارهاي كم عمق عمودي به نام قاشقي ها تزئين شده است.

در انتها بدنه با يك بخش افقي به نام گلوبند يا گلويي به سرستون متصل م يشود. سرستون از بالشتك و تاوه چهارگوش

واقع بر روي آن تشكيل يافته است. اسپر كه شامل قرنيز (لبة برجسته به بيرون خود كه سطح سنتوري را احاطه م يكند)،

افريز (چهارگوشي با تزئينات)، فرسب (رديف سنگهاي صيقل خورده و افقي كه مستقيماً بر روي سرستون ها تكيه دارد)

مي باشد. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون شيوه دوريك 4 به 1 بوده ولي در دوره كلاسيك به پنج و يك دوم و پنج و

سه چهارم و بعد در دوره هلني نسبت 7 به 1 مي شود.

٨

ھان 􀤗 عماری 􀥚

ب) شيوه ايونيك (ايونيايي): اين شيوه به سرزمين ايونيا واقع در ساحل آسياي صغير (تركيه) منسوب بوده و از صلابت

كمتري نسبت به شيوه دوريك برخوردار است. نخستين بقاياي اين شيوه شامل پرستشگاههايي است كه متعلق به قرن

ششم ق.م است. از ويژگي هاي اين شيوه: ستوني باريك و بلند با سرستوني پيچ خورده (حلزوني شكل)، نسبت ارتفاع به قاعده

ستون 9 به 1 و 10 به 1 مي باشد و اين نشان دهنده اين است كه ارتفاع ستون اين شيوه نسبت به شيوه دوريك بلندتر است

و تعداد شيارهاي روي ستو نها 24 عدد است. مهمترين مشخص هاي كه اين شيوه ايونيك را كاملاً از شيوه دوريك مجزا

مي كند، تغيير شكل سرستون هاي آن است. ستون سنگي در اين شيوه به جاي اينكه مستقيم روي سكوي پله دار

(استيلوبات) قرار گيرد بر روي پايه ستون دايره شكلي كه از سنگ يكپارچه تراشيده شده قرار مي گيرد. اين سنگ

حجاري شده روي يك لوحة سنگي مرب عشكل قرار دارد كه به اين نوع پايه ستون در شيوه ايونيك (توروس) گفته مي شود. از

جمله معابد يوناني كه به اين شيوه ساخته شد هاند مي توان به معبد ارختئوم در آتن و معبد آرتميس در افسوس اشاره كرد.

ج) شيوه كرنتي: اين شيوه در اواخر سده پنجم ق.م توسط معمار يوناني به نام كاليماخوس ابداع و بكار گرفته شده

است و متعلق به ناحية كرنيت واقع در جنوب شرقي بخش مركزي يونان است. براي نخستين بار از ستونهاي كرنتي در

داخل معابد استفاده گرديد ولي اوج گسترش اين شيوه در ستونهاي بيروني ساختما نها متعلق به حدود سال 300 ق.م به بعد

است. ويژگي اين شيوه شامل: سرستوني به شكل كاسة زنگ رو به بالا با آرايش برگ كنگري به گرد آ است. بدنه ستون از

بدنه ستونهاي دوريك باريك و بلندتر است ولي قطر آن مانند ستون ايونيك، از روي پايه ستون به يك ميزان بالا مي رود.

چيزي كه اين شيوه را از دو شيوة ديگر مجزا م يكند، سرستون آن است كه با ظرافت بسياري تزئين شده و بيشتر به عنوان

يك المان تزئيني مورد توجه قرار گرفته و دقت بسيار زيادي كه در حجاري پيكره ها بكار رفته، در سرستون هاي اين شيوه

نيز ديده مي شود. سرستون كرنتي در واقع كمال مطلوب يونانيان است از جمله بناهاي يوناني كه داراي اين شيوه مي باشد،

معبد آپولون مي باشد.

تاريخ يونان، دوره هاي اصلي زير را به عنوان فضاهاي زمان ياي كه، در هر يك به طريقي خاص شاهد رشد معماري يونان

است، عرضه م يكند:

-1 دوره سرآغازها (هنر دورة هندسي): از سدة دوازدهم پيش از ميلاد شروع شده و سرآغاز زندگي يونانيان اوليه

مي باشد كه دسترسي به خبرهاي دقيقي دربار هاش ناممكن است. تنها چيزهايي كه برجاي مانده ظروف سفالي

است كه روي سطوح آن از طرح هاي منظم هندسي استفاده شده است.

-2 دوران كهن (دوره آركائيك): كه دربرگيرندة زبده ترين تجارب است. اين دوره از اواخر قرن هفتم پيش از ميلاد

آغاز شده و تا شروع جنگهاي ايران و يونان در زمان خشايارشاه هخامنشي ادامه داشته است. چون عناصر تازه اي

از هنر، با هنر اصيل يوناني پيوند خورد و شي واي جديد پديد آورد كه سبب بنيان و پيشرفت هنر يونان گرديد. از

٩

ھان 􀤗 عماری 􀥚

اين دوره شهرنشيني در يونان باستان شروع مي شود كه تجارت هم به همراه دارد كه عامل داد و ستد باعث

مي شد كه به شهرها مسافرت كنند. يونانيان بيشتر به طرف ايران، مصر و سوريه م يرفتند و با اين رفت و آمد و

شروع روابط جديد با شرق از هنر و معماريشان الگوبرداري مي كردند از جمله: جانوران و هيولاهاي مركب متعلق

به خاور زمين در سطح ظروف يوناني پديدار شد. همچنين نقشه هاي منظم خيابانهاي شبكه مانند كه به دورة كهن

در تاريخ يونان مربوط م يشوند و شهرهاي مهمي مانند پرگاموم در آسياي صغير، اسكندريه در مصر و انطاكيه در

سوريه ساخته شدند. در همين دوره بود كه خان هسازي انجام شد يك نمونه خان هاي در شهر پرينه كه با ديوار

محصور مي شد و آنرا از فضاي خيابان و كوچه جدا مي كرد، كشف شده است. به همين دليل اين دوره به دورة

بي مشهور است. از جمله هنرهايي كه وابسته به معماري يونان در اين دوره است و جزو تزئين ساختمان Ĥ خاورم

معابد محسوب مي شود، هنر پيكرتراشي است كه به صورت نق شبرجسته استفاده شده است.

عمده ساختمايه هايي كه در معماري اين دوره در بناها مورد استفاده قرار گرفته، استفاده از قطعات سنگهاي

تراشيده شده و بدون ملات، چوب در ساخت ستونها و پوشش سقفها و سنگ نيز صرفاً براي پي ساختمان استفاده

شده است. از جمله بناهاي اين دوره شامل: معبد هرا، معبد آپولو، باسيليكاي پستئوم، گن جخانه سيفنوسيها و معبد

آرتميس مي باشد كه ويژگي هر كدام از اين بناها به اختصار توضيح داده م يشود.

معبد هرا:

به شيوه دوريك ساخته شده، سقف شيرواني آن سفالي است. پلان آن داراي مقصوره كه دو رديف ستون در داخل

آن قرار دارد و از خشت و سنگ و بويژه در پي آن از سنگهاي نتراشيده استفاده كرده اند.

ويژگي معابد يوناني:

پلان اغلب معابد يوناني مستطيل است و در مركز آن بخش اصلي معبد قرار دارد كه يك اتاق مستطيل شكل است و هسته

اصلي معبد م يباشد كه مقصوره (پرونائوس) ناميده م يشود. دور تا دور اين فضا را ستون احاطه كرده است كه به آن

پريستيليون مي گويند. در پشت اين مقصوره يك رواق خلفي وجود دارد كه به پيشخان معروف است. انتهاي ديوارهاي رواق

مذكور به پاي ههاي مرب عشكل پايان مي پذيرد كه آنرا "آنتا" مي گويند.

١٠

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معبد آپولو:

يكي از بناهاي قديمي يونان است به شيوه دوريك در قرن ششم ق.م ساخته شده است. اين معبد در شهر كورينت

واقع شده است.

باسيليكاي پستئوم:

پژوهندگان اوليه به دليل تشابهي كه اين بنا به باسيليكاي روم دارد آن را باسيليكا ناميدند. ولي اين بنا معبد

مي باشد. باسيليكا نام بنايي است مستطي لشكل كه داراي دو يا چند مذبح ني مدايره مي باشد و محل معاملات ارزي،

دادگاهها، دفاتر تجاري، بازرگاني و ادارات دولتي م يباشد. و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري است.

گنج خانه سيفنوسيها:

اين بنا در شهر دلفي قرار دارد، با آنكه هيچ شباهتي به ستونهاي ايونيك ندارد و حمل و نگهداري سقف توسط

ستون پيكره ها (كارياتيدها) است ولي جزء سبك ايونيك محسوب مي شود. از ويژگ يهاي متمايز و مشخص كنندة

ديگر بنا در شيوة ايونيك، كتيبة پيوست هاي است كه به عنوان بخشي از يك اسپر سنگين دورة كهن است.

معبد آرتميس:

در شهر افسوس آسياي صغير واقع شده است. به شيوة ايونيك ساخته شده است. در بخش سنتوري معبد

جنگجويان الهة آرتميس با سپري در دست نقش شده است.

-3 دوران كلاسيك: يعني از سال تسلط يونانيان بر ايرانيان تا سال مرگ اسكندر. اين عصر دوران ثبات و شكوفايي

تمدن و هنر يونان است. قرن پنجم و چهارم را بايد بهترين ايام تحول و تكامل معماري يونان به شمار آورد. در

اين دوره جز موازنه و اعتدال و هماهنگي چيزي ديده نمي شود. مركز فعاليتهاي هنري اين دوره شهر آتن بوده

است. معماري اين دوره به رهبري و پشتيباني فيدياس كه مقام وزير هنر را داشت به اوج و رونق خود رسيد. شهر

آكروپل يا ارگ آتن كه بر روي تپ هاي ساخته شده از اقدامات بزرگ معماري اين دوره است. معماري اين دوره از

جنبه هاي فني نيز پيشرفت كرد. سنگهاي مورد استفادة ديوارها بطور كامل تراش خورده و با بستهاي فلزي با دقت

بسيار نسبت به دوره كهن در كنار هم قرار گرفتند. نصب سفالهاي بامپوش نيز بر همين منوال پيشرفت كرد.

ساختمان معابد داراي پلان سه بخشي بود كه مشتمل بود بر: 1- رواق ورودي (پيشخان) 2- تالار (اتاق) قرارگاه

پيكرة الهه 3- پستو براي نگهداري نذورات. پلان اصلي بناها چهارگوش بود به جز چند پرستشگاه كه با نقشة

مدور ايجاد شده و دورستوني بودند كه بهترين نمونة آن معبد تولوس است كه در شهر دلفي قرار دارد.

١١

ھان 􀤗 عماری 􀥚

بجز اينگونه از بناها، شهرسازي نيز پيشرفت كرد و انواع بناهاي عمومي مانند: تالار اجتماعات به شكل آمفي تئاتر،

گذرگاههاي سرپوشيده و ستونهاي يادبود در خيابانها، ورزشگاهها و باشگاههاي پرورش اندام پهلوانان، ميدانهاي

اسب سواري با رديف جايگاههاي پلكاني براي تماشاگران كه اينگونه آمفي تئاترهاي سرگشاده بر شيب تپه و

گرداگرد ميدان ورزش، ساخته م يشد. بناهاي درخور توجه اين دوره شامل:

آكروپليس:

يكي از مجموعه بناهاي باشكوه يونان است. اين مجموعه به رهبري پريكلس در اواخر قرن پنجم ق.م يعني

هنگامي كه آتن به دورة قدرت رسيده بود احيا گرديد. اين مجموعه شامل بناهاي: معبد آرتنون، دروازة پروپالايا،

معبد ارختئوم، معبد آرتميس، معبد الهة پيروزي نيكه و چند بناي كوچك است. از مهمترين اين بناها معبد پارتنون

است كه به توضيح آن م يپردازيم.

معبد پارتنون:

مهمترين بناي اين مجموعه است. اين بنا در عصر كلاسيك براي الهة آتنا (خداي پيروزي) ساخته شده است. بنا

بر روي بلندترين نقطة آكروپليس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحي اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفيد

مصالح عمدة بناست و ساختمان به شيوة دوريك ساخته شده است. معماران بنا كاليكراتيس و ايكتينوس است كه

در ساختمان نقش اصلي داشتند. بنا دورستوني است برخلاف ساير پرستشگاهها در ايوان جنوبي معبد بجاي شش

ستون از هشت ستون و براي طول آن هفده ستون استفاده شده است. در اين بنا دو شيوة دوريك و ايونيك با هم

تلفيق شده است. فضاي داخلي از دو بخش تشكيل شده: فضاي كوچكتر (اتاق باكره يا پارتنون) با پلاني تقريباً

مربع شكل و فضاي بزرگتر (مقصوره) با پلان مستطيل شكل كه مجسمة الهة آتنا در آن قرار دارد. و ستونهاي اين

بخش به شيوة دوريك است در صورتي كه ستونهاي نگهدارندة بخش اتاق باكره به شيوه ايونيك است. ستونهاي

نماي معبد انحناي ملايمي به درون دارند و فاصل ههاي ميان آنها يكسان نيست، اين فاصله ها در گوشه هاي معبد

كمتر مي شوند. همچنين ستونهاي كناري داراي ضخامت بيشتر هستند كه علت اين امر جلوگيري از خطاي ديد

است. زيرا ضخامت بيشتر ستونهاي كناري از تغيير شكل يافتن آنها در اثر خطاي ديد جلوگيري مي كند.

دروازة پروپالايا:

مدخل ورودي آكروپليس است. اين بنا ساختن آن 5 سال طول كشيده و هيچگاه تكميل نشده. معمار آن

منسيلكس مي باشد.

١٢

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معبد آتنا (الهة پيروزي):

در كنار سردر ورودي قرار دارد. اين پرستشگاه نخستين و كه نترين نمونه از شيوة معماري ايونيك است كه توسط

يونانيها ساخته شده است.

معبد ارختئوم:

اين معبد از نظر پلان با ساير معابد يوناني متفاوت است و بنظر بسياري از پژوهندگان هنر در ميان ساير آثار

معماري يونان شاخص تر است. شايد علت اصلي تغيير پلان آن ناهمواري زمين زيربناي آن و يا عملكرد چندگانه

اين معبد بوده است. احتمالاً اين ساختمان براساس نقشه پيش بيني نشده است. اين معبد به شيوة ايونيك ساخته

شده و پيكره ها با پوشاكهاي چين دارشان طوري قرار گرفته اند كه سنگيني بار ساختمان را بر روي پاهايشان

بخوبي القاء مي كنند، پايي كه زير بار نيست از زانو خم شده برعكس پاي ديگر عمودي است.

-4 دوره هلنيسم: اين دوران به عصر گسترش فرهنگ و زبان يونانيان بر سرزمين هاي دور و نزديك شناخته م يشود.

بي (هلنيسم) نام گرفته است و آن به دليل اين است كه با پيروزي اسكندر مقدوني نيمي Ĥ هنر اين دوره به يوناني م

از جهان را زير سلطة خود قرار داده بود و باعث شده بود كه هنر اصيل يونان، تعميم و اعتبار خود را از دست بدهد

و در اغلب موارد منحصراً براي عظمت مادي و شكوه و جلال كاخهاي حاكمان مقتدر بكار رود و از طرفي هنر اين

دوره تحت نفوذ عناصر فرهنگي و هنري مشر قزمين قرار گرفت.

فعاليتهاي ساختماني از مراكز قديمي واقع در سرزمسن اصلي يونان به شهرهاي پررونق پادشاهان هلني در آسياي

صغير (تركيه) كه مركزيت بيشتري براي دنياي هلني داشتند، انتقال يافت. مقياس بزرگ و گسترش استادانه

فضاهاي دروني بناها، كه اين يكي از ويژگ يهاي معماري هلني بود، معماري خانگي را گسترش م يدهند كه

پليس هاي سنتي اين شرايط را ايجاد نم يكردند. بناهاي اين دوره شامل:

معبد آپولون:

اين بنا در شهر ديدوماي آسياي صغير واقع شده است. اين معبد به شيوه ايونيك و دور ستوني بر روي پايه اي

هفت پله اي در ارتفاع تقريبي 4 متر واقع شده است. مقصوره آن فاقد سقف داراي تالاري گود پر از ستون ساخته

شده است.

شهر پرگاموم در آسياي صغير با داشتن معابد و پيكر ههاي بسيار، شهر بزرگ عصر هلني محسوب مي شود. در اين

شهر به تقليد آكروپليس آتن، مجموعه اي برپا گرديد كه داراي معابدي براي خدايان يوناني بود.

١٣

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معبد زئوس:

بناي باشكوهي است كه پسر و جانشين آتالوس اول به عنوان مذبح باشكوهي به ياد پيروز يهاي پدر بر بالاي تل

مشرف به شهر پرگاموم بنا كرد. خود مذبح در مركز حياطي مستطيل شكل قرار دارد و اطرافش را رديفي از

ستونهاي ايونيايي واقع بر صفه اي بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه كرده است. احتمالاً بناهاي مذبحي با

اين عظمت يادگار سنت معماري ايونيايي از دوره اي كهن بوده است. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شكوه بر

همة آنها برتري دارد و نيز تنها مذبحي است كه بقاياي عمد هاي از آن برجا مانده است. برجسته ترين خصوصيت

اين معبد كتيبة بزرگ منقوش آن م يباشد.

تئاتر اپيداروس:

نمونة ديگري از طراحي ماهرانه فضاي روباز يوناني است. اين بنا با وجود اينكه در دوره هلني ساخته شده ولي به

سبك كلاسيك مي باشد. به اين دليل نام آن را در اينجا ذكر كرديم كه تمام واحدهاي كاركردي و ترتيب ظاهري

تئاترهاي بعدي را داراست.

آثار معماري يوناني:

در يونان باستان برخلاف بسياري تمدن هاي كهن و باستاني كمتر توجهي به ساخت كاخ ها و آرامگاههاي شاهان شده

است، بلكه توجه آنها بيشتر معطوف به ساختمانهايي بوده كه جنبه ديني و كاربردي داشته است. بطوري كه اين مسئله

در ساخت معابد و قربانگاهها، تئاترها، گن جخانه ها، تولو سها (بناهاي دايره شكل) و ساختمانهايي مانند ادئون مشخص

است.

قربانگاهها: قربانگاه يا مذبح، در ساد هترين شكل شبيه به يك اجاق بود كه بر روي صفه يا سكويي بلند از سنگ

ساخته مي شد. در داخل آن حيواني كه جهت قرباني هديه شده بود، سوزانده مي شد تا دود آن به سوي خدايان در

آسمان نظاره گر انسانها بودند، متصاعد گردد. اين مذبح ها معمولاً در مقابل در ورودي معابد ايجاد م يگرديد.

گنج خانه: بناهايي دولتي يا خصوصي بودند براي يادبود و نگهداري اشياء كه در كنار پرستشگاهها ساخته م يشدند.

اين بناها متشكل از يك اتاق داراي رواقي با چند ستون بود.

١۴

ھان 􀤗 عماری 􀥚

تولوس: بناهاي معبد هستند كه شكل پلانشان دايره است. و در واقع ستونهايي گرداگرد يك اتاق دايره شكل تعبيه

شده است. معمولاً پوشش سقف اينگونه بناها گنبدي مي باشد. در ساختمان اينگونه معابد بيشتر مواقع از هر سه شيوة

معماري يوناني استفاده مي گرديد.

تئاترها: تئاتر را بايد اختراع يوناني ها (البته پيش از آنها مينوسيها) به معناي واقعي دانست. يونانيان اجتماعات ورزشي

بزرگي مانند المپيك داشتند كه از قرن هفتم ق.م در بين ورزشكاران دول تشهرهاي يوناني برگزار مي گرديد. يونانيان

تئاتر را اكثراً در دامنه كوه يا شيب تپه طبيعي به شكل ني مدايره احداث كرده اند كه در آغاز مكاني براي خداي شراب،

آوازها و رقص هايي را در آن ترتيب دادند كه مردم در آن شركت مي كردند. در وسط سالن تئاتر معمولاً جايي براي

نمايش به صورت دايره ساخته شده بود. جايگاه تماشاچيان به صورت پله هايي در سنگ صخره اي ايجاد شده و گاهي

روي آنها را با روكش سنگ مرمر مي پوشاندند. تئاترهاي يوناني فاقد سقف بودند. براي تعويض پوشاك بازيگران

مي گفتند. « اسكن » نمايش در بخش ورودي اتاقي به ساختمان تئاتر الحاق شده بود كه آنرا

قديمي ترين تئاتر يونان در آكروپل آتن كشف شده است. ولي بهترين آنها تئاتر سرگشادة اپيداروس است.

ادئون: بناي كوچكي است براي برگزاري مراسم، مسابقات و محافل ادبي. داراي پلان دايره يا چهارگوش كه هميشه

مسقف مي باشند. اطراف آنرا ستونهايي احاطه كرده كه گاهي ستونها به شكل ني مستون در ديوار تعبيه شده است.

آگورا: ميدان عمومي شهر مي باشد كه نخستين بار در منطقه اي كه به طور طبيعي چند خيابان به هم مي رسند شكل

گرفت. اين بنا هيچ فرم هندسي خاصي را دنبال نمي كرد بلكه با گذشت زمان به شك لهاي منظم هندسي رسيد.

ساختمانهاي عمومي در داخل اين ميدان ساخته م يشدند. آگورا در سه دوره: 1- كلاسيك قرن پنجم ق.م 2- دورة

هلنيسي قرن سوم ق.م 3- دورة رومي قرن دوم ميلادي ساخته شده اند.

خانه: در خانه هاي يوناني تمام اتاق ها به حياط مركزي متصل و راه دارند كه ساختمان و عملكرد هر يك از آنها نسبت

به فضاي خارجي را دارا بوده است. علت اين است كه معماري مسكوني يونان درونگرا بوده است چون خواستار آن

بودند كه زندگي خصوصي خود را حفظ نمايند.

١۵

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري روم

موقعيت جغرافيايي: كشور روم از جنوب به صحرا، از شمال به رود راين و دانوب و از خاور به درة دجله و فرات محدود

بود. روم تسلط خود را بر سرزمين تمد نهاي كهن، يعني مصر، سومر، بابل، فلسطين، فينيقيه و يونان برقرار ساخت و در

بي (هلني) را Ĥ خاور كاري را كه اسكندر آغاز كرده بود، يعني بر زندگي و انديشه اقوام آن ناحيه تأثير ويژگي هاي يوناني م

ادامه داد.

يكي از مراكز مهم تمدني روم شبه جزيره ايتاليا بود كه از موقعيتي مركزي برخوردار است و از همه سو به سهولت به درياي

مديترانه دسترسي داشت. همچنين به دليل اوضاع جغرافيايي كه داشت؛ توانست دنياي مديترانه را يه سوي خود جذب كند.

در دوره باستان همه راهها به روم ختم مي شد و اكنون نيز راههاي فرهنگي نوين به روم باستان باز مي گردد. به اين ترتيب

ايتاليا شبه جزيره بلند و باريكي بود كه مانند يونان كوهستاني و جلگ ههاي ك موسعت و كوچكي داشت و رشته جبال آپتين با

قله هايي كوتاهتر از 3000 متر سراسر آن را فرا گرفته بود.

پيش از حاكميت روميها اقوامي بنام اتروسك (آترورياييها) در سرزمين هاي تحت تسلط ساكن بودند كه در تاريخ آن منطقه

حائز اهميت است..

اتروسك ها (آترورياييها):

در حدود هزارة اول پيش از ميلاد، اتروس كها كه مدتها از منشاء و سابقة آنها اطلاعي در دست نبود، به ايتاليا هجوم آوردند.

اين اقوام كه مورد هجوم يونانيها قرار گرفته بودند، از آسياي صغير و از راه دريا به حدود ايتاليا آمده در زمين هايي كه به نام

را به كوهستان راندند. اتروسك ها از نژاد مديترانه اي « امبري ها » آنها معروف گرديد، مستقر شدند و سكنة آن ناحيه را يعني

بودند.

فرهنگ و مذهب اتروسك ها:

مذهب آنها، مبهم، اسرارآميز، سخت و خشن بود. يك خداي بزرگ داشتند و سه خداي عمده و بعد از آنها دوازده خداي

ديگر و سپس ارباب شرير و خوفناك و ديوسان قرار داشتند. فرهنگ اتروسك ها تأثير بسزايي در فرهنگ و هنر رومي

گذاشت، علاوه بر اين فرهنگ و تمدن رومي متأثر از تمدنهاي ديگري گرديد كه از جملة آنها م يتوان به سومر، بابل، ايران،

فنيقيها و... اشاره كرد.

١۶

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري اتروسكها:

معماري اتروسكي شامل انواع مختلفي از جمله: معابد، مقابر و ... بوده است. يكي از نمون ههاي بارز اين معماري، مقبر هاي

صخره اي است كه متعلق بهقرن سوم ق.م است. اين مقبره در ناحيه اي به نام جروتري واقع است. ديوارها داراي نقوش

برجسته گچبري شده است. شكل اين مقبره صخر هاي بيشتر شبيه به خان هاي است كه سقفش داراي الوار و ستون هاي

چهارگوش بوده است.

معابد: از معابد اتروريايي فقط پ يهاي سنگي بر جاي مانده است. اتروسك ها در فن ساختما نسازي با سنگ به انواع

مختلف مهارت كامل داشتند و طرح عمومي معابد خود را از معابد ساده تر يوناني استفاده مي كردند. ولي اين شكل و فرم

بيشتر به معماري روم منضم است كه مشخصات آن شامل:

ساختمان معابد بر روي يك شالوده يا صفه سنگي استوار مي شد، عرض معبد بيش از عرض مقصورة مركزي نبود و فقط با

يك پلكان جنوبي به زمين متصل مي شد و در مقابل پلكان، رواق ورودي عريض با دو رديف ستون بندي جانبي، هر رديف

مشتمل بر چهار ستون قرار داشت و انتهاي آن به مقصوره يا تالار اصلي معبد مي پيوست. مقصوره معمولاً به سه بخش

جداگانه تقسيم م يشد؛ زيرا عقيده به خدايان س هگانه كه پيشگامان خدايان روميان بودند؛ پايه و اساس اصلي دين آنها را

پديد آورد.

معابد اتروسكي از نظر شكل و فرم در مقام و مقايسه با معابد يوناني، خو شتناسب و زيبا نبودند، در اين معابد برعكس معابد

يونان جايي براي تزئينات باقي نم يماند.

اتروسكها استاد مسلم فنون مهندسي و طراحي شهري و نقش هبرداري بود هاند حتي در اين زمينه بر يونان يها هم تقدم داشتند

و در اين شكي نيست كه روميان بسياري چيزها را از اتروسكها آموختند. به طور قطع معبد رومي بسياري از عناصر معماري

اتروسكي را گرفته و به خود منضم نموده است. بطور مثال؛ خاستگاه دهليز سرگشاده خانه رومي اتروريايي بوده است.

همچنين بايد اشاره كرد كه اتروسكها روش هاي پل سازي و احداث دژها و فاضلاب ها و آبروها را به روميان آموختند. از

معماري اتروسكي متأسفانه چيز زيادي باقي نمانده است. فقط دروازة اگوست در پروجا است كه دروازه اي با عظمت و

استوار است كه در سدة دوم ق.م ساخته شده است. اين دروازه داراي دو برج مربع سنگي بزرگ است كه در دو طرف قرار

گرفته است. اين دروازه به نوعي يادآور درواز ههاي بزرگ هيتي، آشور و بابلي در مشر قزمين است.

دروازة اگوست بعدها در طاق نصرتها با مقياسي كوچكتر و ظريفتر و دگرگون شده در نماي ظاهري نمودار گشت.

١٧

ھان 􀤗 عماری 􀥚

روم

قدرت روم كه پس از اتروسك ها بر ايتاليا حاكم گرديد، اقوام و گروههاي ستيزجو را مطيع حكومت واحد گردانيد و سرانجام

ملت هاي اروپاي غربي، مديترانه و خاور نزديك زير پرچم امپراطوري روم قرار گرفت.

شكل گيري و تكامل هنر و تمدن و حكومت روم باستان در سه دوره تقسي مبندي مي شود:

- پادشاهي

- جمهوري

- امپراطوري

دورة پادشاهي جنبة افسان هاي داشت و فرمانروايي آن با پادشاهي مستبد در رأس قدرت برپا بود. و دورة جمهوري ملت به دو

طبقة اشرافيان يا خاصان و طبقة عوام يا زيردستان تقسيم مي شد و دورة امپراطوري كه دوران غرور و افتخار است در

نخستين سده هاي پس از ميلاد كشور روم در ايجاد سازمان هاي ديواني و اجتماعي و لشكري و نيز در معماري شكوهمند و

شهرسازي و احداث بناهاي عمومي و ميدان هاي اجتماع و دادوستد و جايگاههاي ورزش هاي قهرماني و راه و آبروها و

حمام هاي پرتجمل و آمفي تئاترها و طاق نصرتها و ستو نهاي يادبود تاريخي و كاخ و مقابر اشرافي و مانند آن به مرتب هاي

رسيد كه ك منظير بوده است.

معماري روم

معماري رومي نيز به غايت متنوع بود. هنر و معماري رومي اختلاط و التقاطي است از هنر اتروسكي، يوناني، آسياي غربي،

مصري و بومي. اين هنر ابتدا تحت تأثير هنر و معماري اتروسكي و پس از آن متأثر از هنر يوناني شد. در حقيقت تمدن و

هنر غربي در يونان متولد و بوسيلة روميها تقويت و گسترش يافت. هنر رومي به واقع انتشار دهنده و نگهدارندة ميراث هنر

يونانيان بوده است. پس از آن هنر رومي الگوي هنرمندان دورة رنسانس گرديد. و علاوه بر اين هنر روم بر دوران صدر

مسيحيت و تا سد ههاي ميانه تأثير شگرفي بر فرمها و طرح هاي معماري داشت. قرن ها كليساهاي دوران مسيحي از پلان

باسيليكاي رومي استفاده كردند و محراب آنها متأثر از المان ني مدايره اي بود كه روميها در انتهاي دو بازوي عرضي باسيليكا

تعبيه كرده بودند.

١٨

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري روم در دوره جمهوري

اين دوره از زمان پيروزي روميها بر اقوام مختلف ايتاليك و اتروسك ها در سدة پنجم ق.م آغاز و تا قتل ژوليوس سزار ادامه

يافت. اين دوره را مي توان دورة نفوذ قابل توجه هنر يوناني قلمداد نمود. استقلال هنر رومي از هنر ايده آ لجو و آرمان گراي

يوناني در جريان كپيه سازي از تنديس هاي يوناني و علاقة خاص روميها به شبيه سازي چهره رهنمون نموده و اين آغاز

رئاليستي كاملاً متضاد با هنر كمال گراي يوناني است. روميها علاقة فراواني به نگهداشتن تصاوير (تنديس موميايي صورت)

اجداد خود در خانه داشتند و به ويژه علاق همند بودند كه اين مجسم هها بيشتر شباهت به صاحبانشان داشته باشند در اين

زمينه هنرمندان رومي م يكوشيدند كه چهرة مورد نظر را واقع يتر بازسازي كنند، به اين سبب زشتي يا زيبايي صاحب چهره

براي آنها چندان اهميتي نداشت و اين درست برخلاف ايد هةاي زيبايي پرستانه و كمال مطلوب يونان بود و از همين جا هنر

رومي از هنر يوناني متمايز م يگردد.

معماري اين دوره بيشتر متوجه شهرسازي و برنامه ريزي شهري بود. معبد موضوع خاصي براي معماران رومي نبود،

بلكه موضوع اصلي كارهاي ايشان در ساختن ساختمانها و ابنيه بزرگ و عمومي خلاصه م يشد. از بناهايي كه در اين دوره

كه در اواخر سدة دوم ق.م در شهر رم ساخته شده اشاره نمود كه « فورتاناويريليس » ساخته شدند، مي توان به معابدي همانند

يك نمونه از اين نوع معماري است. اجزاي ساختماني اين بنا تركيبي از عناصر هنر معماري اتروسكي و يوناني است.

ويژگي معماري دوره جمهوري

- ساختن معبد بر سكو

- تأكيد بر مسير محور ورودي بوسيلة پل ههايي كه به رواق مقابل منتهي مي گردند

- سازماندهي شهرها

- ساختن بناهاي عظيم و به يادماندني

نمونه:

معبد سيبول: اين معبد در سدة نخست ق.م در شهر تيولي ساخته شده است. در اين معبد ستونهاي كورنتي بر خلاف

ستونهاي يوناني كه از چند قطعه سنگهاي استوانه اي تشكيل مي يافتند يكپارچه هستند و ديوار مقصوره اصلي كه يوناني ها

آن را با سنگ مي ساختند در اين معبد از بتن ساخته شده است و در تزئين كتيبه آن برخلاف كتيب ههاي معابد يوناني كه با

پيكره ها تزئين مي شدند از حلقه هاي گل كه مورد علاقة روميها بوده استفاده شده است.

١٩

ھان 􀤗 عماری 􀥚

يكي از موفقيت هاي عمده در معماري روم دستيابي به ملاتي جديد بود كه آن را م يتوان بتن ناميد. اين ماده از 

تركيب آهك، آب و خاك آتشفشاني كه در آن منطقه وجود داشته، ساخته شده است و خاصيت چسبندگي بالايي

داشته كه روميان از آنها در بناها استفاده شاياني برده اند. اين ملات به روميها اين امكان را مي داد تا بتوانند

دهانه هاي بزرگ و فضاهاي وسيع را بدون استفاده از ستون و تير بپوشانند و براي نخستين بار مسئله فضاهاي

داخلي از طرف روميها بود كه مورد تأكيد قرار گرفت. بنابراين در معماري مصر و يونان بازي با احجام مطلوبست

بويژه در معماري مصري كه معماري جرمي است در حاليكه معماري رومي، معماري فضاسازي است.

معبد فورتانا پريمجينا (پالسترنيا): آنچه كه اين معبد را به صورت چشمگير و باابهت جلوه گر مي سازد تنها بزرگي

حجم آن نيست، بلكه انطباق كامل و شايستة آن با اوضاع طبيعي مجاور است، پشته اي بلند با موقعيت جالبي همانند

آكروپليس آتن.

در اين دوره فورو مهايي در شهرهاي رومي ساخته شده كه مجموعه ميداني با فضاي بازي كه اطراف آن ستون گرفته و

محل اجتماع عمومي و دادوستد بود. اين فضاها محل مهمترين مراكز شهري مثل معابد، دادگستري، بازارها و غيره بوده

اشاره كرد. كه فوروم پمپئي در سال 79 ميلادي در زير « پومپئي » است كه مي توان به دو نمونة فوروم شهرهاي رم و

قرار گرفت. « وزيوس » لايه اي از گدازه هاي آتشفشاني كوه

نقشة اين شهر از نوع نقشه هاي نامنظم يك شهر رشديافته است. فوروم اين شهر يكي از فوروم هاي حائز اهميت دوران

جمهوري روم است كه در آن پرستشگاه، بازار، تالار انتخابات، معبد آپولون، باسيليكا و معبد ژوپيتر به خوبي مشهود است.

اين شهر شايد پس از فوروم شهر روم مهمترين فوروم دورة جمهوري است.

در واقع فوروم مركز فعاليتهاي ديني، بازرگاني و اداري بوده و قلب تپنده شهر به شمار مي رفته است. 

معماري روم در دورة امپراطوري

دورة جمهوري با قتل ژوليو سسزار به دست سناتورها به پايان رسيد. دورة 150 سالة امپراطوري توأم با صلح و آرامش بود و

همين امر موجب شد كه روم به اوج اعتلاي خود برسد. در اين دوره طرح هاي بزرگ و بلندپروازانه بيش از هر دورة ديگري

رايج گرديد. روميها با استفاده از دوران صلح و ثبات اجتماعي توانستند مناطق تحت سيطره و قلمرو خود را بيش از هر زمان

تحت تأثير قرار دهند و برنام هريزي و شهرسازي بسيار موفق تري نسبت به گذشته در شهرهاي روم پديد آوردند. با گسترش

شهرها خانه هاي ويلايي در اطراف شهرها ساخته شدند و در عوض در شهرها ساختن بناهاي چند طبقه بصورت بلوكهاي

آپارتماني متداول گرديد كه اكثر جمعيت شهر رم در اين آپارتما نها زندگي م يكردند. خانه هاي شهرهاي رومي عبارتند از:

٢٠

ھان 􀤗 عماری 􀥚

-1 دوموس

-2 دستگاه عمارت

-3 ويلا

-1 دوموس: دوموس يا سراي رومي خانه اي اعياني براي سكونت يك خانواده كه براساس سنت كهن سرزمين

است كه داخل و « نوعي حوضخانه » يا « دهليز سرگشاده » ايتاليا ساخته مي شد. علامت مشخصة اين سراها

ورودي مستطيل شكلي در مركز بنا بدون سقف بود و در اطراف آن اتاقهاي ديگر خانه قرار داشت كه اين خانه

روستايي آتروريايي ها بود كه روميها آن را شهر يساز كردند.

-2 دستگاه عمارت: اين نوع كه محقرتر و بي تجمل تر از سراي رومي است، ساختمان عمومي براي اقامت مردم

بوده كه مسلماً از همان آغاز پيدايش نياز شهري بوده است. اين واحد ساختماني مسكوني عمومي پيشقدم واقعي

آپارتمانهاي امروزي است. اين ساختمانها در اطراف حياطي مركزي به صورت چند طبقه كه داراي مغازه و

ميخانه هايي رو به خيابان بوده، احداث م يگرديده و در چنين خان ههايي اجاره نشيني مرسوم بوده است.

-3 ويلا_1610 ي: نوعي از خانه بوده كه افراد متشخص در آنها زندگي مي كردند.

در اين دوره با استفاده از نيرو و ثروت و تجربه غني ملل تابعه امپراطوري بناهاي عمومي و بزرگي ساخته شدند كه در نوع

خود كم نظيرند و از جملة آنها م يتوان به آمفي تئاترها اشاره نمود، كه در حقيقت شكل تكامل يافته تر ني مدايره يوناني است.

كولوسئوم (آمفي تئاتر فلاويوس):

اين بنا يكي از باشكو هترين و بزرگترين آمف يتئاترهاي رومي است كه هنوز هم در ميان شهر روم پابرجاست. نمايش خانه

بناي سرگشاده اي كه براي انواع ورزش ها و مسابقات بوده است. اين نمايش خانه گنجايش بيش از 50 هزار نفر را داشته

است. در اين مجموعه بزرگ امپراطوري رم شاهد فجيع ترين جنايات به شكل نمايش كشتار بردگان و مسيحيان بوده است.

اين بناي بزرگ داراي پلاني بيضي شكل است كه قطر بزرگ آن 190 متر و قطر كوچك 165 متر و ارتفاع 48 متر است.

در اين بنا هم تاق گهوار هاي عادي و هم تاقي مختلط به نام متقاطع كه از تداخل دو تاق گهوار هاي با زاويه قائمه تشكيل

مي يابد به كار رفته است. سه نوع ستون يوناني برحسب سنگيني بر روي يكديگر سوار شده اند. نماي آن از سنگ ساخته

شده و بلوكهاي سنگ تراشيده را بدون استفاده از ملات بر هم قرار داده و براي اتصال سنگها از بستهاي فلزي استفاده

كرده اند. قوسها، نوع تاق ها و نيز استعمال ساروج مخلوط با خرد هسنگ به روميان اجازه داد كه فضاهايي بزرگ پديد آورند.

٢١

ھان 􀤗 عماری 􀥚

در زير ميدان فضاهايي جهت نگهداري قف سهاي حيوانات درنده و گلادياتورها وجود داشته و شبكه راهروهاي پيچيد هاي

نيز به شكل شعاعي و با تاق هاي قوسي بتوني در زير تريبون ها واقع بوده است كه در حقيقت استراكچر اين تريبون ها بوده

است.

معبد پانتون:

اين معبد در سال 118 م. و در زمان آدريانوس ساخته شد. اين بنا با پلان دايره اي و بدنه اي استوانه اي شكل نمون هاي بارز از

تحول معماري رومي در استفاده از گنبد و قوس است. گنبدي به شكل نيمكره بر روي بدنه استوانه اي شكل قرار گرفته

1 متر مي رسد. در رأس، / است كه ارتفاع آن 43 متر و ضخامت گنبد 6 متر در قسمت پايين و در رأس، اين ضخامت به 40

1 متر مي رسد. ديوارها ضخيم هستند و براي سبك كردن حجم آنها، در بدنه ديوارها پستوهايي به فرم / اين ضخامت به 40

4 متر هم / نيم دايره و مستطي لشكل يك در ميان ايجاد شده است. ضخامت اين ديوار در پي ها 7 متر است كه در حدود 50

از زمين پي دارد.

در بخش جلوي معبد يك رواق مستطيل به شكل روا قهاي معابد يوناني قرار دارد كه به سبك هش تتايي و با ستو نهاي

عظيم بسيار بلند كرنتي به بدنه استوان هاي معبد متصل است.

باسيليكا:

يكي ديگر از ابتكارات معماري رومي پديد آوردن ساختمانهاي باسيليكا بود، پلان اين نوع بنا مستطيل شكل و دو يا چند

مذبح نيم دايره داشت. مدخل ورودي در يكي از ضل عهاي طولي قرار داشت. سبك باسيليكا سه بخشي يا هف تبخشي بوده

است. از باسيليكاهاي معروف رومي مي توان به باسيليكاي اولپيا و باسيليكاي كنستانتين در شهر رم اشاره كرد.

باسيليكاي اولپيا: از بناهاي مشرف به فوروم ترايانوس است. اين بنا كه ساختماني بزرگ بود؛ محل معاملات 

ارزي، دادگاهها، دفترهاي تجاري و بازرگاني و ادارات دولتي بود و احتمالاً مركزي براي خدمات شهري مانند

مراكز چند طبقه و بزرگ خدمات شهري امروز. بعدها تا قرن چهارم مسيحيان كليساهايي با سقف چوبي با پلان

باسيليكا ساختند. در يكي از مذبح هاي باسيليكاي اولپيا زيارتگاه آزادي ساخته شده بود كه بردگان را براي آزاد

كردن به اين زيارتگاه م يآوردند.

نمايش خانه و آمف يتئاتر:

در ميان بناهاي شهري نمايش خانه و آمف يتئاتر از جايگاهي مهم برخوردار است كه از قرن اول ق.م از سنگ ساخته شد هاند

و به تدريج با عناصر تزئيني مانند رديف ستون و قوسها و... تزئين مي شدند. تالارهاي نمايش به شكل ني مدايره و ميدان

٢٢

ھان 􀤗 عماری 􀥚

آمفي تئاتر ورزشي به شكل بيضي بود. نخستين نمايش خانة روم به فرمان قيصر در شهر پمپئي و بزرگترين آمف يتئاتر در

شهر رم با نام كولوسئوم به فرمان امپراطور وسپازين در سال 80 ميلادي برپا شدند.

تاق نصرت:

اين نوع بنا از ابتكار خاص روميان است و براي بزرگداشت امپراتور يا سرداري نام آور و يا به يادبود پيروزي هاي ملي برپا و

به نقوش برجسته و سنگ نبشته هاي تاريخي مزين شده است. از نمونه هاي برجسته مي توان به تاق نصرتهاي سپتيموس،

تيتوس و تراژان اشاره نمود. تاق نصرت تيتوس كه در شهر رم قرار دارد ويژگي اصلي آن داشتن يك طاق بزرگ در وسط

است. در صورتي كه بسياري تاق نصرتهاي ديگر رومي در طرفين تاق بزرگ دو تاق كوچك نيز به صورت قرينه تعبيه شده

است.

ستون هاي يادبود:

سابقه ستون يادبود و سنگ يادبود بسيار طولاني است و به پيش از روم باز م يگردد. از لوح پيروزي نارامسين آكدي و

لوح هاي پيروزي ديگر در بين النهرين و ايران م يتوان نام برد كه روي آنها نق شبرجسته ها و نوشته هايي از فتوحات وجود

دارد. ستونهاي يادبود رومي هم شايد از نظر شكل و فرم با لوح ها متفاوت باشد ولي از نظر عملكرد، مشابه و بي تأثير از

استل ها نيست بطوري كه روي سطح ستونهاي يادبود نق شبرجسته هايي از شرح پيروزي ها و افتخارات ملي نقش بسته

37 متر ارتفاع دارد و فتوحات امپراطوري به / است. از نمونه ستونهاي يادبود مي توان به ستون يادبود تراژان اشاره كرد كه 5

صورت نق شبرجسته در 150 تصوير و از جنس سنگ مرمر ساخته شده است.

حمام هاي رومي:

حمام در روم جنبة تقدس داشته و حما مها عموماً داراي كتابخانه، باغ و ورزشگاه نيز بود هاند. حمام كاراكالا، در روم

نمونه اي از اينگونه حما مها است.

آبروها:

ساختن آبروها يكي از شاهكارهاي مهندسي و معماري در روم باستان محسوب م يگردد. روميها براي رساندن و انتقال آب

از مناطق دوردست به شهرها اكثراً از چشمه سارهاي كوهستاني با استفاده از كانال هايي با شيب كاه شيابنده كه گاه تا ده ها

كيلومتر طول داشته، آب را از سرچشمه به شهر م يرسانده اند. اين كانالها يا جويها را بر فراز ديواري از قو سهاي ممتد و

چند طبقه قرار مي داده اند كه خراب ههاي اين آبروها هنوز در شهرهاي رومي و به خصوص در بعضي شهرهاي ايتاليا به جا

٢٣

ھان 􀤗 عماری 􀥚

مانده است. يكي از نمون ههاي عالي اين نوع بناها، آبرو فو ندوگار در شهر نيس فرانسه است كه در سدة نخست ق.م ساخته

شده است.

در اواخر دورة امپراطوري ساختن كا خهاي بزرگ و مستحكم، بيانگر آغاز زوال قدرت امپراطوري روم است. كاخ بزرگ

امپراطور ديوكلسين در اسپالاتو نمونة جالبي از اين تحولات است. در يكي از حياطهاي اين كاخ ما شاهد يك سنتوري كاملاً

نويي هستيم كه تركيب سنتوري يوناني است و قوس آن تكيه بر ستون دارد.

قوس تكيه بر ستون كه از ويژگي هاي معماري قرون وسطاست براي نخستي نبار در اين كاخ ديده مي شود.

معماري روم در دوره باستاني پسين:

در اواخر سده سوم ميلادي امپراطوري روم دچار هرج و مرج و ضعف حكومت مركزي گرديد، از يك طرف مدعيان قدرت و

از طرف ديگر حملات ايرانيان و قبايل بربر از شمال قدرت امپراطوري را به شدت تهديد مي نمودند، در چنين شرايطي

امپراطور ديوكلسين به قدرت رسيد و او توانست اندكي از اغتشاشات و ناامني را كاهش دهد.

ديوكلسين براي ادارة قلمرو امپراطوري و مقابله با حملات ايرانيان و بربرها، سرزمين هاي گسترده و پهناور روم را به دو

بخش شرقي و غربي تقسيم نمود. او خود را به عنوان اوگوستوس بر سرزمين هاي غربي و يكي از فرماندهان اعظم روم را

نيز به عنوان اوگوستوس به فرمانروايي سرزمين هاي شرقي امپراطوري گماشت. اين تقسيم را مي توان شكاف عمده بين

بر امپراطور ماسنزيوس به عنوان « كنستانتين » تجزيه سرزمين روم به دو بخش شرقي و غربي دانست. زيرا پس از غلبه

نخستين امپراطور مسيحي روم و تغيير مركز امپراطوري از شهر روم به شهر نوبنياد كنستانتينوپل (استانبول كنوني) كه در

محل شهر باستاني بيزانس يونان به دستور كنستانتين ساخته شد؛ عملاً دو مركز قدرت در امپراطوري پديد آمد كه هر يك

مدتي داراي قدرت مطلقه بودند. امپراطوري غربي به زودي بين اقوام مختلف اروپايي همانند فرانكها، بورگونيها، انگلو و

ساكسونها،... و واندالها تقسيم شد و رفته رفته ملتهاي امروزي اروپا شكل گرفتند، ولي روم شرقي زير نام امپراطوري بيزانس

تا دوران رنسانس يعني 1453 ميلادي كه شهر قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح فتح گرديد به حياط خود ادامه داد.

در دنياي مسيحيت دو مركز پر قدرت مسيحي در تمام قرون وسطي وجود داشت. يكي شهر رم مركز ايالت پاپي و ديگر

قسطنطنيه مركز امپراطور بيزانس كه از نظر سياسي و مذهبي مستقل بوده و به طور طبيعي معماري و هنرها در اين دو

سرزمين داراي ويژگي هاي اجتماعي و منطقه اي بوده است.

امپراطور كنستانتين در سال 325 ميلادي به مسيحيت گرويد و دين مسيح را به عنوان مذهب رسمي امپراطوري قرار داد.

٢۴

ھان 􀤗 عماری 􀥚

ويژگي هاي معماري:

تحولات چشمگيري كه در معماري اين عصر پديد آمد، به خوبي زوال قدرت امپراطوري را مجسم مي نمايد . ويژگي هاي

مهم تاريخ معماري سده هاي ميانه در حياط ستون دار كاخ ديوكلسين ظاهر مي گردد. سنتوري انتهايي با زدن طاقي كه اسپر

را بر خود نگه داشته از وسط گسسته است، يا شايد بهتر است آن را همچون اسپري توصيف كنيم كه ناگهان در نماي

سنتوري به صورت طاق در مي آيد. اين نوع سنتوري شكسته در ايالتهاي شرقي امپراطوري مانند سردر يا نماي معابد بزرگ

بعلبك لبنان ديده مي شود.

در اينجا ما شاهد تغيير از معماري تير عمودي و افقي متعلق به يونان و روم باستان به معماري طاق و ستوني سده هاي ميانه

هستيم. ولي تاق بندي كاخ ديوكلسين نخستين جايي است كه اين ويژگي يعني قوس تكيه بر ستون (از ويژگي هاي معماري

قرون وسطي است) به شكل و مقياس بزرگ ظاهر مي شود. ظهور تدريجي اين ويژگي از شيوة طاق زني رومي و تقسيم بندي

سه بخشي نما بسيار جالب است.

باسيليكاي كنستانتين:

با اينكه پايتخت از رم به بيزانس انتقال يافت، اما كنستانتين در شهر روم طرح هاي ساختماني ديگري نيز اجرا كرد كه يكي

رقيب كنستانتين آغاز شد و در نهايت « ماكسنتيوس » از آنها باسيليكاي كنستانتين بود كه در قرن چهارم ميلادي توسط

توسط كنستانتين به پايان رسيد. از اين ساختمان سه دهانه طاق گهواره اي از جبهه شمالي و ديوارهاي بتني با نماي آجري

و با ضخامت 6 متر براي نگهداشتن تاق بندي باقي مانده است. اندرون اين ساختمان با سنگ مرمر و گچ بري هاي زيبا مزين

شده است. يكي از ويژگي هاي ديگر اين ساختمان، داشتن ديوارهاي پشتبند براي تقويت قوس هاست كه مانع از رانش

قوس ها مي گردند. اين پش تبندها پيش درآمد پشتبندهاي معماري گوتيك گرديد.

٢۵

ھان 􀤗 عماری 􀥚

معماري صدر مسيحيت

از زماني كه امپراطور كنستانتين به مسيحيت گرويد و آيين مسيحيت(ع) به عنوان آيين رسمي امپراطور روم اعلام گرديد .

پيروان مسيحيت توانستند آزادانه به تبليغ آيين خويش بپردازند، اما پيش از اين در دوران سختي به سر مي بردند و در اين

دورة پرالتهاب و بسيار طاقت فرسا، در خفا و در زيرزمين ها به تبليغ آيين مسيحيت پرداختند . در ابتداي كار مسيحيان با

روميان از نظر ايدئولوژي در تضاد شديد بودند و روميان كه پيرو مذاهب چندگانه و پرستش عناصر طبيعي و به عبارتي

خدايان متعدد بودند، تعصب شديدي از خويش نشان دادند و به اذيت و آزار پيروان مسيح پرداختند، مسيحيان در بدترين

شرايط توانستند مردم را با آيين خويش آشنا و نزديك نمايند.

معماري:

هنر مسيحيت آغازين را مي توان از روي موضوعاتشان شناخت نه از روي سبك آنها. معماري صدر مسيحيت را بطور كلي

مي توان به دو بخش پيش از كنستانتين و پس از كنستانتين تقسيم نمود . كه دوره اول را دوره پيگرد و دورة دوم را دورة

بازشناسي مي گويند.

دورة نخست (دورة پيگرد):

معماري مسيحيان را به علت تعقيب و كشتار ايشان بدست روميها، دورة پيگرد مي نامند. تمام هنر اين دوره در مخفي گاه ها و

در زيرزمين شكل گرفته است. مهمترين و بارزترين نمونه آثار معماري اين دوره، مقبر ههاي زيرزميني است و به همين دليل

مقابر دخمه اي ناميده مي شوند. اين مقابر شبكه هاي گسترده اي از دالان ها و اتاقك هاي زيرزميني در زير شهر رم و

شهرهايي هستند كه به عنوان گورستان هايي پنهايي براي دفن مردگان مسيحي - كه بيشترشان در رديف شهداي اوليه

مسيحيت به شمار مي روند- طراحي شده بودند. مقابر دخمه اي از سدة سوم تا سدة چهارم پيوسته مورد استفاده قرار گرفته

بودند و ظاهراً در آنها حدود چهار ميليون جسد دفن شده است.

مقابر دخمه اي در ابتدا به عنوان مخفيگاه براي پناهندگان مورد استفاده قرار م يگرفتند. مدارك اثبات اين قضيه:

1. وجود پلكانهاي مسدود و مجزا

2. تورفتگي ها و گذرگاههاي مخفي

٢۶

ھان 􀤗 عماری 􀥚

3. درهاي مخفي نگ هداشته ورودي و خروجي.

در اين دخمه ها آيين هاي مسيحي اجرا مي شده و نقش اصلي آنها جاي مردگان است . از نمونه مقابر دخمه اي، مقبرة

دخمه اي كاليكستوس در رم م يباشد كه در سدة دوم ميلادي ساخته شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 13:37  توسط  soheil  | 





به نام خداوند جان وخرد

طراحی تالار اطاق های عمل بیمارستان


بیمارستان به عنوان محل درمان بیماران ، همواره با شاخص اطاق های عمل مقایسه و دارای معنی و مفهوم خواهد بود. از اولین بیمارستان هایی که داریوش کبیر به واسطه احداث آنها درسرزمین های باستانی تحت نفوذ ایران عزیز ،در کتیبه های مصری لقب ،نیکو کار بزرگ ، را از آن خود کرد ، تا بیمارستان افتخار آمیز جندی شاپوردر زمان ساسانیان ، وهمچنین از بیمارستان ها ی مشهورقرون سوم وچهارم ایرانیان تا ..... به امروز ،تعریف بیمارستان بعنوان محل درمان بیماران ،ثابت بوده لیکن درباره اطاق های عمل همواره تغییراتی را در تعاریف ،ظرفیت ،جانمایی ،اختصا صا ت ، معماری داخلی ،ارتباطات با سایر بخش ها ،اندازه ها ،پارت بندی های عملکردی ،تجهیزات ومنصوبات پزشکی و غیر پزشکی ثابت و پرتابل ، .... شاهد بوده و هستیم . ازهمه مهمتر چگونگی طراحی فضا ی نهایی اطاق های عمل، بدون آنکه چیزی فدای چیز دیگر شده و قابلیت اجرایی ونگهداری این مجموعه را درطول بهره برداری ، حفظ نماید ، اصلی ترین هدف بیمارستان سازان بوده است .

اگر به تمامی پیچیده گی های ذکر شده دربالا ،اهمیت منظور نمودن امکان توسعه در ابعاد مختلفی که بعضی از آنها هنوز در آن مقطع ،کشف ویا اختراع هم نشده است ، را بیافزاییم ، سختی وجامع نگری الزامی کار بیشتر روشن خواهد شد .

درحال حاضر منابع مطالعاتی طراحان بیمارستانی در کشورمان ،منحصر به چند کتابی است که اساتید بزرگواروپیشکسوتی همچون استاد دکترصدقیانی ،استاد دکتر آصف زاده ، و ... آنها رامنطبق با شرایط بومی ایران تالیف نموده وهمچنین تعداد زیادتری ترجمه های کتب خارجی که دیگر زحمتکشان این عرصه ،آنهارا به جامعه علمی کشورتحویل داده اند .اما در بخش خاص اطاقهای عمل ،بدلیل اهمیت و پیچیده گی های طراحی واجرای فنی آن ،بغیر از آثار جزوه ای دوران طلایی شرکت خانه سازی ایران ،متاسفانه کارمطالعاتی که حاصل بررسی های متخصصین رشته های مختلف جراحی ( به عنوان بهره برداران نهایی ) ومهندسین ساختمان وتاسیسات (بعنوان سازندگان این فضای خاص تخصصی وپیچیده ) بوده باشد ، کمتر وجود دارد . این مهم باعث گردیده گرانترین ، مهمترین ، واصلی ترین بخش بیمارستان ، دراکثر پروژه ها ،شاهد تغییرات الزامی بوده وتقریبا کمتر بیمارستانی یافت شود که در آن در طول سال شاهد کار اکیپ های بنایی وتاسیساتی نباشیم .

قصد ما به عنوان سا یت تخصصی صنعت بیمارستان سازی در ایران ،ارائه مطالب تخصصی وتیمی از این منظر ،بوده وانشاءا... با پیشنهادات و انتقاد های سازنده تمامی اساتید و دست اندر کاران بیمارستانی خطا های احتمالی را کاهش ومطالب ارائه شده را استغناء دهیم .

از آنجائیکه بحث « چگونگی احداث و ساخت » و نیز « تعمیر ونگهداری » وهمچنین موضوع « توسعه وبازسازی » اطاقهای عمل ، خود جوانب وملاحظات خاص خود را دارد ، توجه همگان را به این نکته جلب مینمائیم که این مقاله صرفا ، موضوعات و شا خص های بحث طراحی را ارائه مینماید .همچنین بدلیل حجم مطا لب وسرفصل ها ، به صورت سلسله وار ، این مطالب روی سایت رفته وشما انشا ء ا... به مرور سرفصل ها را در دنباله صفحه قبلی ، مشاهده خواهید فرمود .



فصل اول : محل جانمائی اطاق های عمل در بیمارستان

محل قرار گرفتن اطاق های عمل در بیمارستانها از مهمترین شاخص های اثر گذار بر بهره وری ونیز رعایت اصولی سیکل درمان بیماران وهمچنین مقوله های دیگری ازجمله کنترل عفونت های بیمارستانی و مهندسی ارزش درمنابع تاسیساتی و ... میباشد .

از طرفی محل قرارگرفتن اطاق های عمل در طرح هر بیمارستانی نیاز به مطالعات خاص همان بیمارستان نیز دارد به گونه ایکه با تعاریف و اهداف احداث بیمارستان مذکور نیز همخوانی لازم را داشته باشد .

حال با توجه به موارد بالا به شرح فاکتورهای مهم طراحی برای جانمایی اطاقهای عمل می پردازیم :

1 - اطاق های عمل را تا حدود دو دهه قبل به بالاترین طبقات ساختمان اصلی بیمارستان منتقل می نمودند و برای این کار نیز دلا یلی به این شرح داشتند : دور بودن از مسیر رفت و امد عمومی ؛ دور بودن از جریان هوای الوده بین بخش ها ؛ نزدیکتر بودن به دستگاه های تهویه روی پشت بام که منجر به تهویه اسانتر وخطر خرابی کمتر و هزینه انتقال انرژی ارزانتر خواهد بود ؛ امکان بهتر توسعه وتغییرات در تجهیزات ولوازم مورد نیاز اطاقهای عمل در دراز مدت بدلیل نزدیکی به پشت بام و قدرت مانور روی بام که بسیار سهل تر از طبقات زیرین قابل اجراء خواهد بود ؛ و جزییات دیگری مانند ارامش کامل ونبود مزاحم پیرامونی از قبیل سروصدای محوطه وخیابان- سر وصدای بخش ها- . . . .

2 - امروزه تفکر طراحان بیمارستانی همگام با تبلور تجهیزات وتکنولوژی جدید وهمچنین تغییر استاندارد های درمانی ، بناچار تغییراتی رادر جانمایی بیمارستان ها پدید اورده است . از جمله الزاماتی که در حال حاضر نمی توان از انها چشم پوشی کرد عبارتند از :

- اطاق های عمل برای سهولت دسترسی همه بخشها به ان ، بایستی در طبقات میانی ساختمان اصلی گنجانده شود ؛

- وجود اسانسور های اختصاصی اطاق عمل وبرای منظور های مختلف (تخت بیماران-پرسنل بخش-سی اس ار کثیف - سی اس ار تمیز -اختصاصی بخشهای ویژه مثل اورژانس وای سی یو و ....) تقریبا الزامی میباشد ؛

- با توجه به وقوع کشور ما در نیمکره شمالی زمین ، برای عدم استفاده از نور شدید افتاب و همچنین امکان الزامی استفاده از یک نور یکنواخت وملایم درطول روز ، اطاق های عمل در یال شمالی ساختمان قرار گیرند ؛

- اطاق های عمل بایستی کمترین فاصله را با سی .اس . ار یااسترلیزاسیون مرکزی داشته باشد ؛

- دسترسی اطاق های عمل با بخش بستری جراحی بایستی کوتاه و سریع و حتی الامکان مستقل باشد ؛

- اورژانس بیمارستان و ای .سی . یو . و سی.سی.یو با اطاق های عمل کمترین فاصله ممکنه را داشته باشد ؛

- امکان گسترش وتغییرات در اینده هم از نظر ابعاد ، وهم از نظر بکار گیری تجهیزات جدید را با کلیه جوانب تاسیساتی مورد نیاز ان روز ، حتی الامکان داشته باشد ؛

- در مسیر تردد داخلی بیمارستان باشد . یعنی جهت دسترسی بخش های مختلف به مجموعه اطاق های عمل ،نیاز به تردد به خارج از ساختمان اصلی بیمارستان وجود نداشته باشد ؛

-بخش اطاق های عمل ، کاملا بسته وایزوله بوده ودر مسیر تردد وعبور مرور دیگر بخش ها قرار نگیرد ، حتی برای استفاده از پله فرار و یا تعمیرات نوبه ای امکانات تاسیساتی بیمارستان ؛

3 - گذشته از جوانب کلی ذکر شده در بالا ، در بعضی پروژه های بیمارستانی ، نوع کاربری واهداف تاسیس ان بیمارستان خاص الزاماتی را در تعیین جانمایی مجموعه اطاقهای عمل همان بیمارستان ، از قبل تعیین می نماید که به چند نمونه از انها اشاره میکنیم :

- در بیمارستان های خاص در مانی با تعاریف خاص در مانی ، محل قرار گرفتن مجموعه اطاقهای عمل الزامات خاص خود را دارد که با اصول کلی ذکر شده در بالا همخوانی ندارد مانند بیمارستان های روانپزشکی یا بیمارستان های تخصصی خاص مانند فقط پوست ویافقط چشم و .....

- در بیمارستان های نظامی ، محل قرار گرفتن مجموعه اطاق های عمل تعاریف خاص خود را براساس ملا حظات طرح دفاعی ( طرح پدافندی ) مورد نظر ان بیمارستان ودر ان سرزمین ماموریتی ، و .... خواهد داشت که الزامآ مطابق تعاریف ذکر شده در بالا نخواهد بود ؛ مثلآ اطاق های عمل بیمارستان های نظامی بیشتر گرایش به طبقات زیرین همکف دارد و ...

- اگر چنانچه مراکز جراحی محدود فعلی کشورمان را ، که تقلید ناقص وکاسبکارانه ای از دی کلینیک های اروپا میباشد ، به دلیل وجود اطاق عمل وبخش های بستری و.... جزء مراکز بیمارستانی محسوب نماییم ( که بایستی بنماییم ولی نمی نمایند ؟؟ ) جون روابط بین بخشی وسیکل درمانی انها تفاوت هایی با بیمارستان ها دارد ، جانمایی اطاق عمل انها نیز ویژه گی های خاص خود را دارد .



فصل دوم : جانمایی اجزاء داخلی در مجموعه اطاقهای عمل

در داخل خود مجموعه اطاق های عمل در یک بیمارستان هم ، اجزاء مختلفی وجود دارد که تقسیم بندی ونحوه ء قرار گرفتن انها در کنار هم نیز بر کل بهره وری و یا تاثیر گذار تر بودن سیکل درمانی بیمارستان و ....موءثر خواهد بود . این مجموعه شامل اطاقهای بیهوشی ، اطاقهای اسکراب ، سالن ریکاوری ، اطاق های عمل ، پذیرش ، اطاق تعویض تخت ، اطاق اماده سازی بیماران ، اطاق های نگهداری وسایل ، اطاق استریل ، اطاق گچ گیری ، اطاق استراحت پرسنل ، اطاق منشی بخش ،اطاق شستشو وسایل ، دفتر کارکنان ، اطاق گزارش نویسی پزشکان ، و . . .میباشد .

از طرفی اهمیت عملیات ضدعفونی در اطاقهای عمل با جان بیماران و میزان موفقیت جراحی , پیوند ناگسستنی دارد ؛ به همین دلیل درداخل مجموعه اطاق های عمل یک خط بندی و تقسیم بندی براساس سیکل کاری ونیز نوع ضد عفونی مورد نیاز وجود دارد که بایستی با درک صحیح ان کادربندی ؛ اجزاء مختلف را در طراحی براساس ان در کنار هم قرار داد . این خط بندی ها بشرح ذیل میباشند :

1 - منطقه ورودی بیماران و کارکنان و وسایل : این منطقه در حقیقت خارجی ترین ناحیه از اطاق های عمل بوده وبایستی از ورود افراد غیر به ان جلوگیری وبه عبارتی تحت حفاظت باشد . این منطقه الزاماُ نیاز به استریل ندارد و صرف رعایت تمیزی بیشتر در ان کافی است . معمولاُ این منطقه را در طراحی ها با یک کریدور عریض ویا یک سالن 4×4 الی 5×8 (بستگی به تعداد اطاقهای عمل وتعداد جراحی در ساعت پیک دارد ) از دیگر قسمتهای داخلی وخارجی اطاقهای عمل جدا مینمایند . بهترین نوع طراحی این منطقه بگونه ایست که سیکل امد وشد کارکنان ووسایل وبیماران , ازقبل مشخص ومسیر این ترددها حتی الامکان یک طرفه باشد ؛ در این صورت مسیر داخل به خارج وبالعکس از هم مجزا ولی درکنارهم هستند . اگر چنانچه اسانسور های اختصاصی برای اطاقهای عمل وجود دارند, محل باز شدن درب انها همین منطقه خواهد بود . قسمت پذیرش بیماران , اطاق تعویض تخت بیماران ,ودر بعضی مواقع اطاقهای مربوط به پرسنل اطاق عمل ( رختکن ها ,استراحت شیفت ) در این قسمت قرار دارند .

2 - منطقه داخلی تالار اطاقهای عمل : این منطقه همان منطقه تمیز یاخط زرد است که در بیشتر بیمارستان های کشور یا با کم توجهی ان رابرابرمنطقه تحت حفاظت میدانند ویا با وسواس بیمورد ان را با خط قرمز یکی میدانند . در صورتی که هردو مورد غیر علمی واتفاقاُ هردو مورد به یک اندازه موجب ریسک عفونت های بیمارستانی خواهند شد . بایستی کاملاُ توجه نمود که خط زرد در تالار اطاقهای عمل همان محلی است که بایستی لباس های مخصوص اطاق عمل را پوشید ( شال وگان و دمپاپی و کلاه ) . دراین منطقه کل وسایل وکارکنان وبیماران تحت کنترل قرار گرفته و کاملاُ بایستی تمیز وغیر الوده باشند ؛ لیکن این بدان معنی نیست که این منطقه ضد عفونی واستریل باشد . درطراحی ها , این منطقه را به صورت یک سالن اصلی مستطیل یا دایره شکل درنظر میگیرند که می تواند درب تمامی اطاقهای عمل واسکراب به داخل ان باز شو د . انبار های وسایل و تجهیزات ونیز انبارهای دارو های مصرفی همگی دراین منطقه قرار دارند .اطاق منشی واطاق گزارش نویسی پزشکان و بعضی مواقع اطاقهای شستشوی وسایل جراحی (واشینگ و پکینگ ست های جراحی ) نیز در این منطقه بایستی منظور گردند . اخرین محل تلاقی این منطقه بامنطقه سوم را ( یعنی به عبارتی دورترین محل از منطقه اول را ) بایستی برای محل سالن ریکاوری در نظر بگیریم .

3 - منطقه اصلی درتالار اطاقهای عمل : این منطقه را ناحیه سترون شده یا ناحیه ضدعفونی شده یا ناحیه خط قرمز میگویند ؛ همه چیز دراین منطقه بایستی ضد عفونی شده یا به عبارتی استریل شده باشد .کلیه اقلام , تجهیزات پزشکی وغیر پزشکی , پرسنل , بیماران , حتی سطوح دیوارها و کف وسقف , دراین منطقه حتی الامکان استریل شده وجود خواهند داشت . تک تک اطاق های عمل حتی الامکان دارای سیستم سیرکولاسیون هوا به صورت مستقل از دیگر فضاهای بیمارستان ومجهز به فیلتر های مختلف به خصوص < هپا > خواهند بود . در طراحی این فضا بیشترین نقش مربوط به امور تاسیساتی خواهد بود . الزامات تاسیساتی درکف ( مانند شبکه ارت زیر کفپوش ها , بعضی از اتلت های گازهای طبی از کف , شبکه برق مورد نیاز تخت جراحی از کف )و همچنین نیاز های تاسیساتی در بالای سقف کاذب (شبکه گازهای طبی , شبکه کانال های هدایت هوای سرمایش وگرمایش , شبکه برق روشناپی , شبکه برق مصارف تجهیزاتی , فضای مورد نیاز نصب پلیت چراغ سیالتیک , و . . ) اجبارآ ارتفاع این قسمت از بیمارستان را با دیگر نواحی بیمارستان متمایز میکند , به همین دلیل در جا نمایی داخلی در تالار اطاق های عمل , از همان ابتدای طراحی بایستی فضای منطقه اصلی ویا استریل را , در کل کار مشخص ومابقی قسمت های تالار اطا ق های عمل و بدون اغراق ,حتی مابقی بیمارستان را , بعد از تعیین تکلیف این منطقه , تکمیل و نهایی نمود . منطقه اصلی در تالار اطاق عمل بیمارستان ها میتواند خود یک سالن مستقل که درب تمامی اطاق های عمل به ان باز گردد باشد ویا اصلا سالن مجزایی در کار نبوده وتک تک اطاق های عمل به سالن منطقه داخلی ( بند 2 بالا ) وصل باشند ؛ دراینصورت صرفآ هر اطاق عمل یک خط قرمز خواهد داشت . ولی در هر حالتی خواه به صورت منطقه قرمز کلی ویا چند خط قرمز (البته کلی بهتر از چند منطقه ای میباشد ) در طراحی سیکل هوا , نبایستی فشار هوا بگونه ای باشد که امکان ورود هوا ی غیر استریل به داخل اطاق عمل وجود داشته باشد .

4 - منطقه خروج کارکثیف از تالار اطاقهای عمل : این منطقه را راهرو ان استریل ویا راهرو دفع هم میگویند . اصلی ترین نقش در کنترل الودگی محیط ویا کنترل عفونتهای بیمارستانی , را , در نحوه طراحی و از ان مهمتر چگونگی استفاده از این منطقه ,بایستی جستجو کرد . این منطقه بهتر است به صورت یک کمر بند تمام اطاق های عمل را در بر گرفته , تا بتوانند ابزار و وسایل ومواد استفاده شده ویا زاپد ونیز اقلام کثیف را , از این طریق از منطقه خط قرمز خارج نمایند . دراین صورت دیگر خط قرمز محل عبور اجسام ان استریل نخواهد بود

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 19:39  توسط  soheil  | 

 
در حالی که بیمارستان‌ها در گذشته آگاهانه جهت مصارف پزشکی، جراحی طراحی می‌‌شدند امروزه می‌توان شاهد تغییر جهت به سوی انسانگرایی در امکانات بیمارستانی بود. بیمارستانهای امروزی بیشتر به هتل شبیه هستند. وجود فضای اقامتی دارای اهمیت بیشتری نسبت به طرح‌های سرد بهداشتی در بیمارستانهای گذشته است. مدت زمان بستری و اقامت بیمار به طور پیوسته کوتاهتر می‌شود و علاقه به اتاق‌های یک تختی یا دو تختی (در خصوص بیمارهای خصوصی) بیشتر شده است.]
1 قسمت بندی و تعین محدوده
2 انواع بیمارستانها
2.1 بیمارستانهای دانشگاهی
3 مفهوم طرح ریزی
4 مسیریابی
5 اتاقهای جراحی اصلی
5.1 اتاق بیهوشی
6 داروخانه
7 آبریزگاه
8 رعایت نکات ایمنی در جراحی
9 استریل‌سازی مرکزی
10 بخش مراقبتهای ویژه
11 بخش‌های مراقبت
12 دپارتمانهای مراقبت
13 منابع



[ویرایش]
قسمت بندی و تعین محدوده
یک بیمارستان عمومی به بخشهای مراقبت، معاینه و درمان، انبار و محل نگهداری موقت زباله، اداری و فن آوری تقسیم می‌شود. قسمت‌های اقامتی و احتمالا بخش‌های آموزشی و پژوهشی و همچنین بخشهای حمایتی برای عملیاتهای خدماتی نیز در یک بیمارستان عمومی وجود دارند.

[ویرایش]
انواع بیمارستانها
بیمارستانها را می‌شود به گروههای زیر تقسیم کرد: کوچکترین (تا 50 تخت)، کوچک (تا 150 تخت) استاندارد (تا 600 تخت) و بزرگ. حمایت کنندگان مالی بیمارستانها ممکن است دولت، بنیادهای نیکوکاری یا خصوصی یا ترکیبی از اینها باشند. بیمارستانها را می‌توان از جهت نوع فعالیت به بیمارستانهای عمومی، تخصصی و دانشگاهی تقسیم کرد.

[ویرایش]
بیمارستانهای دانشگاهی
بیمارستانهای دانشگاهی با بیشترین ظرفیت خدماتی را می‌توان برابر با دانشکده‌های پزشکی و بیمارستانهای عمومی بزرگ دانست. آنها امکانات تشخیص و درمانی گسترده‌ای دارند و به طور اصولی پژوهش و آموزش را به پیش می‌‌برند.سالنهای سخنرانی و اتاقهای تشریح بایستی طوری گنجانده شوند که فعالیت بیمارستان توسط ناظرین مختل نشوند. بخشها باید بزرگ باشند تا هم ملاقات کنندگان و هم ناظران را در خود جای دهند. امکانات و نیازهای ویژه بیمارستانهای پزشکی ایجاب می‌کند اتاقها به صورت ویژه‌ای طراحی شوند.

[ویرایش]
مفهوم طرح ریزی
موقعیت: محل پروژه باید دارای فضای کافی برای بخشهای اقامتی مستقل و دپارتمانهای مختلف بیمارستان باشد. بایستی در منطقه آرام باشد و در آینده نیز احتمال ساخت و ساز در اطراف آن وجود نداشته باشد مگر اینکه توسط محلهای مجاور تفکیک و مستثنی شده باشد. تجهیزات نبایستی بر اثر مه گرفتگی، باد شدید، گرد و غبار، دود، بو و حشرات آسیب ببیند. زمین نباید آلوده باشد و برای گسترش فضا، زمینهای آزاد اطراف نیز در نظر گرفته شوند.
جهت:
بهترین جهت برای اتاق درمان و جراحی بین شمال غربی و شمال شرقی است. نمای بخش پرستاری در جهت جنوب به جنوب شرقی مناسب است آفتاب صبحگاهی دلپذیر، گرمای کم، مزاحمت کم نور آفتاب (احتیاج به تاریک کردن اتاق نیست)، هوای ملایم در عصر ها، اتاقهایی که رو به شرق و غرب هستند به نسبت دارای آفتاب گیری بیشتر هستند اگر چه از آفتاب زمستانی بهره کمتری می‌‌برند. جهت بخشهای بیمارستان که دارای اقامت متوسط کوتاهی هستند مهم نیست برخی مقررات انظباطی تخصصی حکم می‌کنند که بیماران در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند که اتاقهای رو به شمال برای آنها مناسب است.

تصویر:
یک بیمارستان قرار است گسترش یابد، طراحی آن شامل چهار فاز سازندگی می‌شوند یک محیط بسته بزرگ که شامل یک پارک ساخته خواهد شد که پنجره‌ها بتوانند رو به آن باز شوند بدون آنکه صدا مزاحمت ایجاد کند.

اشکال ساختمانی درمانگاه بیماران سرپایی:
محل درمان بیماران سرپایی دارای اهمیت ویژه‌ای است. جداسازی مسیر بیماران سرپایی و بیماران بستری شونده باید در اوائل برنامه ریزی مد نظر قرار گیرد.با این حال راه دسترسی به دپارتمانهای پرتو ایکس و جراحی بایستی نزدیک باشد. امور مربوط به بیماران سرپایی هر روز مهمتر می‌شوند. بنابراین به اتاق‌های انتظار بزرگتر و اتاقهای درمان بیشتری نیاز است.

راهروها:
راهروها باید برای بیشترین جریان گردشی طراحی شوند. در کل، راهروهای دسترسی بایستی حداقل دارای 50/1 متر پهنا داشته باشند. راهروهایی که بیماران را با تخت متحرک جابجا می‌کنند باید حداقل دارای پهنای موثر 25/2 متر باشند. سقف معلق در راهروها می‌توانند تا 40/2 متر ارتفاع داشته باشند. پنجره‌های نورگیر و هواگیر نبایستی بیش از 25 متر از یکدیگر فاصله داشته باشند. پهنای مفدار راهروها نباید توسط برآمدگیهای دیوار، ستونها و عناصر دیگر ساختمان مختل و محدود شود. در را هروهای بخش باید با توجه به مقررات داخلی در برای خروج دود سیگار تعبیه شود.

درها:
در طراحی درها بهداشت باید در نظر گرفته شود. لایه سطحی در بایستی دارای مقاومت بلند مدت در برابر نظافت مداوم توسط تمیزکننده‌ها و میکروب کشها باشد و بایستی طوری طراحی شود که مانع انتقال صدا، بوهای نا مطبوع و جریان هوا باشند. درها نیز بایستی دارای همان استاندارد عایق بندی در برابر صدا باشد که دیوارهای اطراف از آن برخوردارند. چوب دوروکشه در باید حداقل توانایی کاهش صدا تا25 دسی بل را داشته باشد. ارتفاع دقیق دربها به نوع و عمل آنها بستگی دارد.

درهای معمولی m 20/2 -10/2
دروازه‌های عبور وسایل نقلیه m 50/2
ورودی انتقالات m 80/2- 70/2
حداقل ارتفاع در جاده‌های ورودی m 50/3
پله ها:
به خاطر دلایل سلامتی، پله‌ها بایستی طوری طراحی شوند که در مواقع لزوم ظرفیت تمام گردش عمومی را داشته باشند البته مقررات ساختمان سازی ملی نیز بایددر نظر گرفته شوند. پلکانها باید در هر دو طرف نرده داشته باشند و بدون بر آمدگی پیشبن باشند(بدون لبه برآمده) پله‌های پیچ دار (حلزونی) نمی‌توانند در مقررات مربوط به پله‌ها گنجانده شوند.پهنای موثر عرض پله‌ها و پاگردها باید حداقل دارای 50/1 متر باشند واز50/2 متر تجاوز نکنند. درها نباید پهنای مفید پاگردها را اشغال ومحدود کنند و با توجه به مقررات بیمارستان، درهای رو به راه‌پله باید به طرف خروجی باز شوند. می‌توان پله‌هایی با ارتفاع m m170 داشت و حداقل عمق پاگذار آن mm280 باشد. بهتر است نسبت ارتفاع/ عمق پاگذار 300تا150 میلی متر باشد.

آسانسور ها:
آسانسورها انسانها، دارو ها، ملحفه‌ها و تختهای بیمارستانی را بین طبقات جابجا می‌کنند و به خاطر مسائل بهداشتی و زیبایی بهتر است آسانسورهای جداگانه‌ای را برای هر کدام این اهداف در نظر گرفت. در ساختمانهایی که مراقبت، معاینه و درمان در طبقات بالایی انجام می‌‌گیرند حداقل دو آسانسور برای انتقال تخت لازم است. اتاقک آسانسور باید به اندازه‌ای باشد که جا برای یک تخت ودو همراه وجود داشته باشد. سطوح داخلی کابین باید صاف، قابل شستشو و به راحتی قابل ضد عفونی باشد. کف آن نباید سر باشد چاه آسانسور باید ضد آتش باشد. برای هر صد تخت یک آسانسور چند منظوره باید تعبیه شود و تعداد این آسانسورها در بیمارستانهای کوچکتر حداقل دو دستگاه باید باشد، بعلاوه حداقل بایستی دو آسانسور کوچکتر برای تجهیزات قابل حمل، کارکنان وملاقات کنندگان وجود داشته باشد:

ابعاد دقیق آسانسور: m 20/1 × 90
ابعاد دقیق چاه آسانسور: m 50/1 × 25/1
[ویرایش]
مسیریابی
برای جلوگیری از انتقال میکروب بر اثر تماس، فعالیتهای مختلف جداگانه‌ای می‌‌بایست صورت گیرد. سیستم تک راهرویی که در آن بیماران جراحی شده و بیماران آماده جراحی، کارکنان آماده جراحی و کارکنان پس از انجام عمل و حمل وسایل تمیز و کثیف از یک راهرو استفاده می‌کنند دیگر استاندارد نیست. بهتر است سامانه دو راهروی داشته باشیم که در آن بیماران و کارکنان یا بیماران و وسایل غیر تمیز از یکدیگر جدا باشند. هنوز بهترین نوع این موارد مشخص نشده است و بنابراین به صورت جداگانه در نظر گرفته می‌شوند. یک راهبرد موثر، جدا کردن جریان بیماران از محل کار مورد استفاده کارکنان گروه جراحی است.

[ویرایش]
اتاقهای جراحی اصلی
تعدادی اتاق ملزومات و کار در مجاورت مستقیم اتاق جراحی هستند. اتاق جراحی باید به گونه‌ای طراحی شود تا هر چه بیشتر به شکل مربع شباهت داشته باشد تا کار در هر جهت از تخت جراحی به راحتی انجام گیرد. اندازه مناسب می‌تواند 50/6 × 50/6 متر با ارتفاع 3 متر و اضافه ارتفاع 70/0 m برای تهویه و خدمات دیگر باشد. اتاقهای جراحی بهتر است یکسان باشد تا حداکثر انعطاف پذیری را داشته باشند و عملها روی میز قابل حملی صورت گیرد که بر روی پایه‌ای ثابت در وسط اتاق سوار شده باشد. نور طبیعی از نظر روانشناختی دارای امتیاز خاصی است که جلوگیری از آن تقریبا غیر ممکن می‌‌نماید. واگر هم امکان آن وجود داشته باشد باید سیستمی وجود داشته باشدکه به طور کامل جلوی نفوذ این نور را بگیرد(برای مثال عملهای جراحی چشم در فضای خیلی تاریک انجام می‌گیرد) امروزه اتصالات خدماتی و وسایل فنی معمولا از طریق تجهیزات بیهوشی معلق تأمین می‌شود. در غیر این صورت ،اتصالات خطوط خلاء، اکسید نیتروس و برق اضطراری بایستی حداقل 20/1 متر بالاتر از سطح کف اتاق قرار گیرند. جدا کردن بخشهایی که در حد بالای میکروب زدایی شده اند(استریل) و وسایل استریل نیز به آنجا ارسال می‌شود بسیار مهم است. تقسیم اتاق عمل به دو قسمت عفونی و غیر عفونی یک بحث پزشکی است اما عمل هوشیارانه و منطقی است. کف اتاق و سطح دیوارها باید بسیار صاف و قابل شستشو باشند از نصف برآمدگیهای تزئینی و سازه‌ای باید جلوگیری کرد.

[ویرایش]
اتاق بیهوشی
اندازه اتاق بیهوشی باید تقریبا 80/3×80/3 متر باشد و درهای آن نیز کشویی و برقی باشد و به اتاق عمل باز شوند(پهنای 40/1 متر)این درها باید دارای دریچه و شیشه‌ای باشند تا بتوان با اتاق جراحی ارتباط تصویری داشت. اتاق بایستی مجهز به یخچال ،سینک آب ،لوله دستشویی و آبکشی، کابینت جهت نگهداری لوله هلی جراحی ،اتصالات تجهیزات بیهوشی. برق اضطراری باشد.

اتاق ترخیص بیهوشی:
این اتاق به اتاق بیهوشی شباهت دارد در ورودی به راهروی کاری باید لولایی و بدون چفت با عرض 25/1 متر باشد.

اتاق شستشو:
تقسیم اتاق شستشو به بهداشتی ومعمولی ایده ال است اما از نقطه نظر بهداشت یک اتاق تکی کافی است. حداقل پهنای اتاق باید80/1 متر باشد. برای هر اتاق جراحی بایستی سه دست و صورت شویی (سینک) که آب را به اطراف نمی‌پاشد وجود داشته باشدکه از طریق پدالهای پایی کنترل شوند .بایستی دارای دریچه دید باشند و اگر هم برقی هستند بایستی با پدالهای پایی باز شوند. اگر صرفه جویی در الویت دارد می‌توان از درهای لولایی چرخش استفاده کرد.

اتاق اشیاء استریل:
اندازه این اتاق دارای انعطاف پذیری بیشتری است اما بایستی به اندازه کافی فضای قفسه و کابینت وجود داشته باشد و بتوان به طور مستقیم از اتاق عمل به آن دسترسی داشت. به ازای هر اتاق عمل اشیاء استریل به مساحت تقریبی ده متر مربع نیاز است.

اتاق تجهیزات:
اگر چه دسترسی مستقیم به اتاق عمل ارجح است این کار همیشه ممکن نیست اگر دسترسی مستقیم امکان‌پذیر نباشد اتاق تجهیزات بایستی تا حد امکان نزدیک اتاق عمل باشد تا مدت انتظار کمتر شود. اتاقی به اندازه 20متر مربع باید در نظر گرفته شود.

اتاق زیر مجموعه استریل:
این اتاق را می‌توان مستقیم یا غیر مستقیم به بخش استریل اتاق عمل مرتبط کرد. این اتاق شامل یک بخش بهداشتی برای اشیاء استریل شده و یک بخش معمولی برای اشتباه غیر استریل است. تجهیزات آن بایستی شامل سینک، سطح انبار، سطح کار و استریل کننده‌های بخار باشد. وصل کردن یک اتاق زیر مجموعه استریل (ساب استریل) به چندین اتاق عمل می‌تواند مشکلات بهداشتی بوجود آورد که این کار نباید صورت گیرد. توجه داشته باشید که ابزار جراحی در واحد استریلیزه مرکزی آماده می‌شوند که خارج از محوطه جراحی قرار دارد.

اتاق گچ گیری:
به خاطر مسائل بهداشتی، این اتاق نباید در محوطه جراحی باشد بلکه در محوطه بیماران سرپایی بایستی قرار گیرد در واقع اورژانس بیمار بایستی از لابی‌های مختلف عبور کند تا به اتاق عمل برسد. تجهیزات شرایط پس از عمل فناوری اتاق بهداشت و تهویه هوا: سیستم تهویه هوا جزئی حیاتی از فناوری اتاق بهداشت است نمونه معمولی آن از جابجایی کم،لزرش با سرعت ثابت حرکت هوا (m /s 45/0)استفاده می‌کند که تمام میکروبها و ذرات رها شده را به خارج می‌‌راند. یک سیستم دمنده جهت دار هوا نیز برای به حداقل رساندن لرزش هوا و یکنواختی آن هوا را به داخل اتاق عمل می‌‌دمد. بنابراین می‌توان به مقدار زیاد از ترکیب هوای آلوده و هوای تازه (هوای اتاق بهداشت) جلو گیری کرد. برای حفظ بهداشت و تمیزی تجهیزات جراحی به مسافتی به ابعاد تقریبی 00/3×00/3 متر نیاز است. همچنین سیستم تهویه هوا پیش از آماده کردن مقدار هوا مورد نیاز، از طریق تصویه، رقیق و فشرده کردن هوا سطح اجرام زنده هوایی را می‌‌کاهد. برای مثال برای اطمینان از آلودگی زدایی هوا بین اتاقهای عمل به15تا20 بار تعویض هوا در ساعت نیاز است. برای ایجاد منطقه‌ای در اتاق عمل که تا حد امکان فاقد جرم/ذره باشد از ورودی کنترل نشده هوا از طریق اتاقهای مجاور به داخل اتاق عمل بایستی جلوگیری کرد.این کار را می‌شود از طریق هوا بندی اتاق عمل (تمام درزها در طی ساخت بایستی پر شوند) و با تغییر فشار انجام داد (یعنی بالاترین فشار که در اتاق عمل است به تدریج در اتاق بیهوشی کمتر ودر اتاقهای دیگر به حداقل می‌‌رسد تا با بوجود آمدن تفاوت فشار هوا از اتاق عمل به اتاقهایی که به مراقبت کمتر احتیاج دارند حرکت کند) بنابراین پنجره‌های اتاق عمل بایستی دارای دریچه‌های مشبک تهویه هوا با قابلیت هوابندی کامل باشند .

فعالیتهای جنبی:
اتاقهای فعالیت‌های جنبی ضروری نیست که در نزدیکترین مجاورت اتاقهای عمل قرار گیرند. این اتاقها بوسیله راهرویی که مورد استفاه بیمار نباشد جدا شوند.

اتاق پرستارها:
ابعاد این اتاقها بستگی به بزرگی دپارتمان جراحی بیمارستان دارد. باید فرض شود که در هر تیم جراحی هشت عضو دارد(پزشکها،پرستارهای اتاق عمل، پرستارهای بیهوشی) اگر واحد جراحی دارای بیش از دو اتاق عمل باشند مناسب است که سیگاریها را از غیر سبگاریها جدا کرد. این اتاق راحتی باید دارای تعداد صندلی کافی، کابینت و یک سینک باشد.

محل کار پرستارها:
این اتاقها می‌‌بایستی دارای موقعیت مرکزی باشند و دارای شیشه‌های بلند تا راهروی کاری از آن طریق دیده شود. علاوه بر میز تحریر آنها باید دارای کمد و کابینت و دیوارهای بلند برای نصب برنامه‌ها باشند.

اتاق گزارشات:
این اتاقها که نیاز آنها مطلق نیست نباید بیش از 5 متر مربع باشنددر این اتاقها جراحان پس از عمل گزارش آن را تهیه می‌کنند.

[ویرایش]
داروخانه
یک داروخانه به مساحت 20 متر مربع می‌تواند انواع مواد بیهوشی ،داروهای جراحی و مواد دیگر را در خود جای دهد بخصوص که دارای قفسه‌های گردشی باشد.

اتاق نظافت:
مساحت 5 متر مربع برای چنین اتاقی کافی است این اتاقها بایستی به اتاق عمل نزدیک باشند زیرا پس از عمل میکروب‌زدایی (ضد عفونی) و تمیز کردن ابزار صورت می‌گیرد.

جایگاه تختهای تمیز:
در نزدیکی محدوده لابی بیماران بایستی فضای کافی جهت قرار دادن تختهای تمیز شده و آماده وجود داشته باشد. مقدار مورد نیاز عبارتست از یک تخت تمیز اضافی برای هر میز جراحی.

[ویرایش]
آبریزگاه
به خاطر مسائل بهداشتی مستراح‌ها بایستی خارج از محدوده جراحی و فقط در سرسرای (لابی) بیماران قرار گیرد.

ملزومات اتاق بازگشت هوشیاری:
اتاق بازگشت هوشیاری باید بتواند چندین بیمار عمل شده از اتاقها ی جراحی مختلف را در خود جا دهد. تعداد تختهای محاسبه شده باید5/1 برابر تعداد اتاقهای عمل باشند. اتاق مجاورآن اتاق شستشو با چند سینک است. پرستاری می‌‌بایستی دارای یک جایگاه نظارتی باشد که از آن بتواند بر همه بیمارها تسلط داشته باشد. طراحی اتاق باید طوری باشد که نور طبیعی بتواند وارد آن شود تا بیمارها بتوانند خود را با ساعات شبانه روز تطبیق دهند.

[ویرایش]
رعایت نکات ایمنی در جراحی
اتاق جراحی باید از طریق درهای کشویی برقی به اتاقهای بیهوشی، ترخیص شستشو واشیاء استریل ارتباط داشته باشند. این درها بایستی در خارج از اتاق عمل نصب شوند تا فضای اتاق را اشغال نکنند. به خاطر مسائل بهداشتی، سیستم باز کردن درها باید با پدالهای پایی کنترل شود در اتاق فعالیتهای جنبی درهای محوری (بدون جفت) با پهنای یک متر تا 1.25 متر کافی است این نکته بایستی در نظر گرفته شود که اتاقهای اصلی بیهوشی دارای ترکیبی انفجار کننده از گازها هستند (بخارها، اکسیژن، اکسید نیتروژن) این گازها ممکن است به محدوده جراحی اتاقهای آماده کردن بیمار و گچ گیری رخنه کنند برای مقابله با جمع شدن گازهای بیهوشی در اتاق اتصالات الکتریکی و الکتروپزشکی بایستی حداقل در ارتفاع 1.20 متر از سطح کف اتاق قرار گیرند. به وسیله کف رسانای اتاقها را با هم برابر کنید. رطوبت هوا را بین 60% تا 65% حفظ کنید. اتاقهایی که جهت نگهداری مواد بیهوشی به کار می‌‌روند بایستی ضد آتش باشند و به اتاقهای عمل، زایمان و بیهوشی راه نداشته باشند.

روشنایی
روشنایی در اتاق عمل بایستی قابل تنظیم باشد تا با توجه به موقعیت برش جراحی، نور را بازاویه‌های مختلف بتاباند. متداول‌ترین سیستم روشنایی چراغهای جراحی سقفی متحرک هستند این سیستم متشکل از یک روشنایی اصلی است که دارای حرکت چرخشی و زاویه‌هایی است و یک لامپ جنبی که بر روی یک بازوی ثانوی سوار است. روشنایی اصلی از تعداد زیادی لامپ کوچک ساخته شده است تا از ایجاد سایه‌های خیلی تاریک جلوگیری شود. امروزه اتاقهای عمل تخم مرغی شکل با روشنایی داخل سقفی نیز گاهی ساخته شوند مقررات روشنایی بیمازستانها شدت اسم روشنایی برای اتاقهای عمل را LUX 1000 و اتاقهای جنبی عمل را LUX 500 معرفی می‌کنند.

[ویرایش]
استریل‌سازی مرکزی
این مکان جایی است که تمام ابزار بیمارستان را آماده می‌کند. بیشتر این وسایل توسط دپارتمان جراحی (40%) و مراقبتهای ویژه، جراحی و داخلی (هر کدام 15%) استفاده می‌شود. به همین دلیل اتاق استریل‌سازی و مرکزی بایستی در نزدیکی این حوزه‌های تخصصی قرار گیرد توصیه می‌شود که مکانهای استریل‌سازی در جاههایی که دارای رفت‌وآمد کم (انسان و مواد) است قرار گیرند. تعداد استریل‌سازها بستگی به بزرگی بیمارستان و دپارتمانهای جراحی دارد و ممکن هست مساحت تقریبی 120-40 متر مربع را اشغال کنند.

[ویرایش]
بخش مراقبتهای ویژه
وظیفه بخش مراقبتهای ویژه (ICU) جلوگیری از اختلالات خطرناک فعالیتهای حیاتی بدن است: برای مثال ،اختلالات تنفسی، دگرگشت (سوخت‌و‌ساز بدن) و قلب وعروق ،عفونتها،دردشدید و ازکارافتادگی اعضاء (کبد، کلیه) خدمات بخش مراقبتهای فشرده کنترل ودرمان وهمچنین مراقبت از بیمار است. در بیمارستانهای عادی که فاقد تخصص پزشکی خاصی هستند مرسوم است که مراقبتهای ویژه را به دوبخش جراحی وپزشکی داخلی تقسیم بندی کنند.

ترتیب:
دپارتمان مراقبتهای ویژه بایستی یک بخش جداگانه باشد که فقط (بخاطر مسائل بهداشتی)از طریق لابی‌ها قابل دسترس باشد. توجه داشته باشید که براساس قوانین بیمارستان ،هر بخش مراقبتهای ویژه ،بایستی دارای بخش آتش‌نشانی جداگانه باشد. به غیر از سرسرای کارکنان و بیماران ،ملاقات کنندگان فقط بایستی از طریق سرسرای ملاقات کنندگان (اتاق انتظار) به این واحد دسترسی داشته باشد. درمرکز یک واحد مراقبتهای ویژه بایستی یک جایگاه کاری باز پرستاری قرار داشته باشد که به همه اتاق‌ها مشرف باشد .اتاق بازگشت هوشی بخش جراحی معمولا در قسمت مراقبتهای ویژه قرار دارد تا بیماران تحت مراقبت همان کارکنان قرار گیرند (توجیه اقتصادی) تعداد بیماران هر بخش مراقبتهای ویژه می‌‌بایستی بین شش تا ده باشد تا از انباشته شدن حجم کارکنان پزشکی و پرستاری جلوگیری شود وبهترین خدمت به بیماران ارائه شود. برای هرواحد (که دارای شش تا ده تخت است) میبایستی جایگا ه وظیفه پرستاران، جایگاه استریل (داروها و آماده سازی خون) یک اتاق مواد ویک اتاق تجهیزات در نظر گرفته شود. فضای لازمه تختها را می‌توان در ترتیب باز، بسته یا ترکیبی از ان دو قرار دارد. در ترتیب باز فضای کف اتاق بایستی بسیار زیاد باشد. تمام تختها بایستبی در معرض دید و نظارت جایگاه پرستارها باشند و دیوارهای (پارتیشن هایی) سبک ومتحرک، بیماران را از یکدیگر جدا می‌کند. این دیوارها بایستی دارای سبکی و ارتفاع آنها نصف سقف اتاق باشد. در ترتیب بسته اتاق‌ها ی جداگانه‌ای برای بیماران در نظر گرفته می‌شود که باز هم می‌‌بایستی تحت نظارت جایگاه مرکزی پرستارها باشند. از نقطه نظر بهداشتی و و روانشناختی ترجیح داده می‌شود زیرا بیماران در این مرحله بسیار آسیب‌پذیر هستند. یک را ه حل میانی که بسیار متداول است قرار دادن دو یا سه تخت در اتاقهای جداگانه است. ایده ال‌ترین طرح نقشه ستره‌ای است که در آن اتاق بیمار از جایگاه پرستاران در مرکز منشعب می‌شود.اما به خاطر محدودیت فضا روشهای سنتی متداولتر است. وظایف جانبی: برای وظایف جانبی بخشهای زیر بایستی در نظر گرفته شود. اتاق عمل برای جراحی‌های جزئی(m 30-25) فضای آزمایشگاهی ،آشپزخانه ،ساب است(20m) اتاق مواد بهداشتی، اتاق معمولی، اتاق بهداشت، اتاق مهمانها،اتاق پزشک وظیفه، اتاق مدارک و در صورت امکان یک اتاق مشاوره و امکانات بهداشتی (با هماهنگی بخش بهداشت) بخش جراحی از نظر امکانات پزشکی می‌‌بایستی خود کفا و مستقل باشد.در کنار تمام تخت‌ها بایستی لوله، اکسیژن ،هوای فشرده وپمپ خلاء وجود داشته باشدو علاوه بر پریزهای برق متداول، پریزهای کم ولتاژ (برای سیستم فراخوانی پرستاران)و پریزهای پر فشار (مثلا برای تجهیزات پرتو ایکس) نیز بایستی تعبیه شود. بخش جراحی ویژه باید نزدیک و تا آنجا که می‌شود همسطح با دپارتمانهای جراحی و بخش پزشکی داخلی ویژه باشد. این بخش همچنین بایستی به پذیرش ومرکز خدمات عملیات اورژانس نیز نزدیک باشد. می‌‌بایستی با بخشهای بیماران سرپایی و جراحی مرتبط باشد همچنین توصیه می‌شود راههای دسترسی به آزمایشگاه کلینکی و بانک خون کوتاه باشد.

[ویرایش]
بخش‌های مراقبت
بخش‌های مراقبت بیماران بایستی در فضای بسته باشد و ترافیک انسانی‌ آن با طرح ریزی درست راهها به حداقل برسد. بخشها بایستی دارای پنجره‌هایی جهت ورود نور طبیعی باشد اما بخش‌های درمان ،اتاق پرستارها، داروخانه و غیره را می‌توان با چراغ روشن کرد.

[ویرایش]
دپارتمانهای مراقبت
دپارتمان‌های مراقبت هر کدام به تخصصی ویژه تقسیم می‌شوند و اینها نیز دارای زیر مجموعه‌های خود می‌‌باشند. برای ایجاد مراقبت و نظارت کافی تعداد تختها هر بخش نبایستی بیش از 16 تا 24 عدد باشد به خاطر استفاده صحیح از کارکنان معمولا دو جایگاه کاری در کنار هم قرار داده و به بخش بزرگی از ناحیه خدماتی پرستاران متصل می‌کنند (برای مراقبت حدود 30 تا34 بیمار). ترتیب اتاقها به وضعیت، نوع و درجه حاد بودن بیماری بستگی دارد. نواحی پرستاری زیر نیز بایستی متمایز باشند: پرستاری عادی، مراقبت ویژه و فشرده تعداد تختها برای هر گروه مراقبتی در بخش مراقبت ویژه و فشرده کمتر است (بین 6 تا 12 تخت بسته به بزرگی بیمارستان)اتاق‌ها بایستی به گونه‌ای قرار گیرد که در کناره‌های تخت (دو طرف و قسمتهای تحتانی) فضای کافی برای حرکت و دسترسی وجود داشته باشد. تعداد کابینت‌ها و کمدها برای وسایل شخصی بیمار بایستی کافی باشد. (همچنین فضای کافی برای وسایل و تجهیزات مراقبتی مانند سینی متحرک و کمد وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 19:38  توسط  soheil  | 

 

]بخش اورژانس بیمارستان یکی از بخش های مهم و اصلی آن محسوب می گردد به گونه ای که فعالیت سایر قسمت های بیمارستان تأثیر گذار است. این بخش موظف است تمام بیمارانی را که با هر نوع بیماری و هر سبک به آن مراجعه می کنند، پذیرش کرده و اقدامات درمانی را برای ایشان انجام دهد. بویژه باید آمادگی کامل را جهت پذیرش و کاهش خطر برای بیمارانی که دچار حادثه و یا هر گونه وضعیت حاد و فوری شده اند داشته باشد.
]فضا های اصلی اورژانس ]
] فضاهای اصلی بخش اورژانس با توجه به وظایف و عملکرد آن به قسمت های زیر تقسیم می گردد.[/font]
1- اطلاعات و هدایت بیماران [/font]
- پذیرش، غربالگری و یا تریاژ و قسمت های انتظار[/font]
- واحد احیاء- مراقبت از بیماران حاد که وضعیت فوری دارند. (اتاق های تحت نظر)[/t]
f']4- مشاوره و گرفتن شرح حال از بیمارانی که وضعیت حاد ندارند.[/font]
[]5-ایستگاه پرستاری[/font]
6- فضاهای اختصاصی دیگر نظیر اتاق ویژه (مراقبت از بیمارانی که از نظر تنفسی –قلبی دچار مشکل شده اند.)،اتاق گچ، اتاق پانسمان، ایزوله و اتاق مسمومین، اتاق آماده سازی داروها و غیره[/font]
7- واحد آموزشی شامل اتاق های درس و مطالعه[/font]
[8- بخش های پشتیبانی شامل، انبارها، اتاق های البسه تمیز و کثیف ، حمام ، دستشویی، اتاق کارکنان ، محل نگه داری ترالی ها،قسمت نگه داری تجهیزات و دستگاه های متحرک[/font]
[9- اتاق تی و نگه داری وسایل نظافت10- محل استراحت پرسنل ، تریا و آبدارخانه[/11- اتاق مربوط به مدیر و سوپروایزر بخش [/font]
[12- اتاق های لازم جهت بستری کوتاه مدت بیماران [13- فضا های لازم جهت گردش کارها نظیر راهروها، درهای ورود و خروج قسمت ها وغیره.[/font]


] مساحت کلی بخش[/font]
[]عواملی نظیر تعداد بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس ، طرح های توسعه بخش، پیش بینی پیشرفت فناوری و تغییرات در نوع بیماری ها، میزان توقف بیماران در اورژانس و تعداد و ترکیب نوع پرسنل آن در طراحی و انتخاب مقیاس بخش اورژانس مؤثر است. با توجه به بررسی های به عمل آمده کل فضای بخش اورژانس باید به ازای هر هزار نفری که سالیانه در این بخش ارائه خدمت می بینند 50 متر مربع و یا به ازای هر هزار نفر مراجعه کننده به این بخش (خواه ارائه خدمت شوند یا خیر) 145 متر مربع برآورد شود. در صورتی که احتساب این دو مقیاس اختلاف داشته باشد باید مقیاس بزرگتر جهت طراحی بخش در نظر گرفته شود. حداقل فضای مورد نیاز این بخش به طوری که وظایفش در بخش های اصلی آن خلاصه شود 700متر مربع می باشد.[/font]
]موقعیت مکانی و جغرافیایی[/font]
]بهترین مکان برای استقرار بخش اورژانس، محدوده جلوی بیمارستان می باشد. محل استقرار باید به گونه ای باشد که از هرگونه رفت و آمد و ترافیک بیهوده و متقاطع خودداری گردد و دسترسی به آن از اطراف و راه های مختلف به سهولت امکان پذیر باشد. یکی از موارد مهم در سهولت دسترسی به بخش اورژانس که باید به آن توجه خاص داشت مسیر ویژه منتهی به این بخش است که تردد وسایل نقلیه عمومی در آن غیر مجاز شناخته شده و تابلوهای راهنما در آن به حد کافی وجود داشته باشد.در ضمن از اتاق های بستری نباید به اورژانس و مسیر آن دید داشت.[/font]
] موقعیت بخش اورژانس باید به گونه ای باشد که بطور شبانه روزی ارتباط مؤثری با بخش های ویژه، اتاق های عمل، آزمایشگاه، بانک خون، رادیولوژی، بخش های بستری، دارو خانه، بایگانی مدارک پزشکی اورژانس و دیگر بخش های سرپایی و قسمت سرد خانه جسد برقرار نماید.[/font]
f']پارکینگ بخش[/font]
[FONT='Times New Roman','serif']پارکینگ بخش اورژانس باید منحصراً به بیماران و کسانی که در انتقال بیماران دخالت دارند و همچنین کارکنان این بخش به ویژه کادر درمانی اختصاص یابد. موقعیت مکانی آن باید به گونه ای باشد که در مواقع فوری بتوان ارتباط سریع کارکنان را با داخل بخش فراهم نمود . برای ایجاد نظم و جلوگیری از هرج و مرج باید فضای داخلی پارکینگ را به قسمت های مختلف به ترتیب زیر تقسیم نمود و هر قسمت را با استفاده از تابلو های راهنما مشخص نمود:[/font]
rif'] -محل پارک آمبولانس ها : در این قسمت باید تعدادی آمبولانس قرار گیرند که فقط در موارد اورژانسی استفاده شود . در واقع آمبولانس های این قسمت باید از آمبولانس های دیگر بخش ها مجزا باشد.[/font]
[] -محل پارک وسایل نقلیه خصوصی یا تاکسی که در انتقال بیمار به بخش اورژنس دخالت داشته اند.[/font]
[f'] -محل پارک اتومبیل پلیس و مأموران آتش نشانی[/font]
[FONT='Times New Roman','serif'] -محل پارک وسایل نقلیه متخصصین و کادر تخصصی اورژانس [/font]
[]علائم راهنما[/font]
تابلوی راهنمای ورودی این بخش باید در تمامی ساعات شبانه روز خوانا و قابل دیدن باشد بهتر است در این تابلو علاوه بر نوشته از علائم درج شده در تابلو باید در صفحه سفید نورانی و به رنگ قرمز به وضوح مشخص شده باشد. [/font]
[-آدرس و شماره تلفن های تماس با بیمارستان و اورژانس به طور خوانا و در معرض دید نصب گردد.[/font]
[] -همه قسمت های داخلی و خارجی بخش اورژانس باید دارای تابلو های راهنما باشد.[/ -نوع خدمات تخصصی قابل ارائه در این بخش باید به وضوح در ابتدای در ورودی نصب شده باشد.[/font]
[] -آخرین درجه ارزشیابی بخش اورژانس و بیمارستان در معرض دید قرار گیرد.[/font]

[ورودی بخش [/font]
[درب ورودی باید به اندازه کافی عریض بوده به نحوی که دوتخت و یا برانکارد به راحتی و بدون هیچ برخوردی از آن به طور همزمان عبور نمایند. درهایی که اتوماتیک باز و بسته می شوند مناسب می باشند در غیر این صورت حتماً باید حالت باد بزنی درها رعایت گردد. باید با در نظر گرفتن سطح شیبدار مناسب، اختلاف سطح آمبولانس با زمین را جبران و با تدوین سقفف، ورودی را از عواملی نظیر باران، برف، باد،و آفتاب و... محافظت کرد. ضروری است که ورودی جداگانه ای برای بیمارانی که با آمبولانس آورده می شوند با سایر بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس در نظر گرفته شود و فضای کافی برای حرکت و پارک سه آمبولانس در یک زمان پیش بینی گردد.[/font]
f'] قسمت تریاژ [/font]
] بیمارانی که به بخش فوریت های پزشکی مراجعه می کنند بر حسب نوع بیماری و شدت آن به دسته های مختلفی تقسیم می شوند. این عمل در قسمتی به نام تریاژ (جهت تسریع در ارایه مراقبت های فوری و جلوگیری از اتلاف وقت در موارد تهدید کننده) صورت می گیرد. حداقل مساحت مورد نیاز این قسمت 9 متر مربع و بهترین موقعیت مکانی آن بعد از درب ورودی و قبل از پذیرش می باشد . تجهیزات مورد نیاز در این قسمت عبارتند از: تخت معاینه ، سینی معاینه ، فشار سنج دیواری (نصب شده بر دیوار) اتوسکوپ ، آفتالموسکوپ ، ترالی حمل بیماران ، تلفن و زنگ اخبار ، سطل ها و جعبه های دفع مواد زائد و باطله ، دستشویی ، و یک عدد توالت فرنگی.[/font]
] پذیرش[/font]
f']بعد از اینکه بیماران در واحد تریاژ دسته بندی شدند، در صورتی که بیمار قادر به مراجعه به پذیرش باشد باید به این بخش هدایت شود تا جهت تشکیل پرونده و یا اخذ سوابق قبلی ایشان اقدام گردد. این اتاق به ابعاد 4/2*6 متر و یا 1/8 متر مربع به ازای هر هزار فردی که سالیانه خدمت دریافت می کنند با تجهیزات لازم(مثل میز، صندلی، لوازم التحریر، تلفن، نمابر،رایانه، دستگاه چاپ، و سایر وسایل اداری) جهت ارایه خدمت به دو بیمار به طور هم زمان در کنار سالن انتظار قرار می گیرد. بیماران بعد از تریاژ و پذیرش جهت ادامه فعالیت و شروع درمان به یکی از قسمت های احیاء ، مراقبت از بیماران حاد(قسمت بیماران تحت نظر) ، اتاق مشاوره و معاینه پزشک، اتاق اخذ شرح حال بیشتر از بیماران(که در فرهنگ اورژانس ایران از آن به عنوان ادمیت نام برده می شود).[/font]
f']اتاق احیا[/font]

f']این اتاق جهت ارایه خدمات به بیمارانی که دچار اختلال در دستگاه های تنفسی و قلبی شده اند و زندگی آنها در معرض تهدید است تجهیز گردد. حداقل مساحت مورد نیاز برای اتاق احیاء 25 تا 35 متر مربع می باشد. در صورتی که در این اتاق بیشتر از یک تخت احیا برای هر تخت فضای متناسب با متراژ فوق منظور گردد.موقعیت مکانی فضای احیاء باید به گونه ای باشد که دسترسی سریع از ورودی بخش اورژانس و سایر قسمت های آن فراهم و قدرت چرخش و حرکت را بدون ترافیک کاذب برای نیروی مربوطه ایجاد نماید، در واقع دسترسی ایستگاه پرستاری نیز به این اتاق باید به سهولت انجام گیرد.[/font]
if']اتاق بیماران تحت نظر [/font]

f'] بیمارانی که دارای بیماری های جدی و خطرناک هستند که در صورت عدم رسیدگی به موقع ، در معرض خطر جدی بوده و یا احتمال وارد شدن به وضعیت حاد دارند در این قسمت مراقبت می شوند. حداقل فضای لازم بین هر تخت و یا بین تخت و پارتیشن4/2 متر و برای طول اتاق 3 متر می باشد؛ به طور کلی حداقل فضای لازم برای هر تخت تقریباً 10 متر مربع می باشد. همه تخت ها به وسیله پارتیشن از یکدیگر مجزا شده و ورودی هر یک در مواقع ارائه مراقبت با پارتیشن و یا پرده متحرک پوشانده می شود. روشنایی این قسمت باید به اندازه 30000 لوکس تأمین گردد. ایستگاه پرستاری باید تسلط کافی بر همه تخت های این اتاق داشته و دسترسی مناسبی جهت برقراری ارتباط سریع با اتاق عمل سرپایی ، داروخانه و یا استوک دارویی بخش اورژانس داشته باشد. همچنین ارتباط با محل جمع آوری البسه تمیز و کثیف و سرویس های بهداشتی را فراهم نماید.[/font]

[f']اتاق معاینه و مشاوره بیماران سرپایی[/font]
if']بعد از پذیرش بیمارانی که وضعیت حاد و فوری ندارند و خطر جدی آنها را تهدید نمی کند جهت معاینه و تصمیم نهایی به این قسمت هدایت می شوند. حداقل فضای فیزیکی مورد نیاز برای هر یک از اتاق های معاینه و مشاوره 10 متر مربع می باشد. [/font]
]اتاق ایزوله[/font]
if']این اتاق برای ارائه خدمات و مراقبت از بیماران عفونی و یا مشکوک به عفونت طراحی می شود و مجهز به سرویس بهداشتی ، رختکن و حمام مجزا با کف و دیوار های کاملاً قابل شست و شو می باشد و دارای یک پیش ورودی نیز می باشد. هر بخش اورژانس باید حداقل دارای دو اتاق ایزوله باشدو یا به ازای هر 1000 نفری که سالیانه خدمت دریافت می کنند یک اتاق طراحی شود. فشار داخلی هر اتاق باید منفی باشد تا محیط بخش را دچار آلودگی ننماید. تجهیزات مورد نیاز در این اتاق مانند تجهیزات اتاق بیماران تحت نظر است.[/font]
f']اتاق گچ گیری[/font]
]بیماران دچار شکستگی، ترک خوردگی و یا در رفتگی استخوان و مفاصل ، جهت دریافت خدمت با بی حسی موضعی و یا سایر روش های کاهش درد به اتاق گچ گیری منتقل می شوند. مساحت مورد نیاز این قسمت به جز انبار نگه داری آتل ها، چوب های زیر بغلو..+کمد حداقل 16 متر مربع می باشد.[/font]
if'] اتاق عمل سر پایی[/font]
f']بیمارانی که نیاز به اعمال جراحی سرپایی نظیر کشیدن مایع نخاع و... به اتاق عمل سر پایی هدایت می شوند. مساحت لازم برای این اتاق حداقل 16الی20متر مربع می باشد.میزان نور و روشناییاتاق عمل باید نوری به اندازه 80000 لوکس داشته باشد.[/font]
[]ایستگاه پرستاری [/font]
[] محل استقرار این ایستگاه جهت کنترل و نظارت دائم بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است. مراقبت دائم از بیماران حاد ضرورت مجاورت و تسلط کافی ایستگاه پرستاری را برای این بخش اجتناب نا پذیر کرده است. البته ایستگاه باید به صورتی طراحی شود که علاوه بر کنترل بیماران تحت نظر (حاد) به سایر قسمت ها مانند اتاق احیاء و تریاژ نیز احاطه داشته باشدهمچنین رابطه ی مستقیم با استراحت کارکنان و در صورت لزوم طراحی فضایی برای استراحت+آبدارخانه و سرویس[/f']بهداشتی .[/font]
]فضای مورد نیاز برای ایستگاه پرستاری بخش اورژانس 10 متر مربع و یا به ازای هر هزار نفری که سالیانه خدمت دریافت می کنند یک متر مربع می باشد. [/font]


]اتاق انتظار بیماران[/font]
f'] این اتاق باید فضای کافی جهت پذیرش و انتظار بیماران و همراهان ایشان داشته باشد و به راحتی با پذیرش و تریاژ ارتباط برقرار نماید. صندلی هایی که در این قسمت مستقر می شود باید کاملاً راحت بوده و فضای بین آنها به گونه ای طراحی شود که اجازه پارک و توقف ویلچر، کالسکه نوزاد و... را فراهم نماید به نحوی که مانع عبور و مرور سایر افراد نشود. در این فضا باید امکانات رفاهی مانند تلویزیون، وسایل بازی و سرگرمی کودکان فراهم باشد.دسترسی اتاق انتظار بیماران به قسمت های تریاژ ، پذیرش، تلفن های عمومی و پارکینگ وسایل نقلیه از اهمیت خاصی برخوردار است. در برخی از بیمارستان ها ، فضای انتظارکودکان با تمام امکانات تفریحی و رفاهی آنها از محل انتظار اصلی (که باید به تریاژ و پذیرش دسترسی سریع داشته باشد) مجزا شده است؛ این کار گردش سریع کار ها را بدون ایجاد آلودگی صوتی و ترافیک نامناسب فراهم می آورد . فضای مورد نیاز برای اتاق انتظار بیماران طبق برآوردهای به عمل آمده 4/4 متر مربع به ازای هر 1000 نفری که سالیانه خدمات دریافت می کنند می باشد و به ازای هر 1000 نفری که سالیانه خدمات دریافت می کنند یک عدد صندلی انتظار مورد نیاز است.[/font]


[] اتاق سوپر وایزر و مدیر [/font]
]این اتاق برای مدیر بخش اورژانس جهت برنامه ریزی، نظارت و کنترل کیفیت، تنظیم برنامه های آموزشی و هدایت پرسنل منظور می شود . مساحت مورد نیاز آن 4 متر مربع به ازای هر 1000 نفر خدمت می گیرند در سال می باشد. به عبارت دیگر می توان گفت هر پرسنل در این قسمت نیاز به 9 متر مربع فضا به انضمام تلفن، رایانه و... دارد.[/font]

__________________

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 19:36  توسط  soheil  | 

 

 

 

فرهنگ معماري ايران تحت تاثير تغييرات و تحولات سريع و حساب نشده اي که در يک قرن پيش رخ داده دچار پريشاني بسيار شده و اين امر در هرج و مرجي که در محيط شهر برقرار است بخوبي مشهود مي باشد .

 

اگر در گدشته در چهار چوب فرهنگ ملي ، نظام مشخصي در امور زندگي مطرح بوده و اين نظام به گوبه اي در معماري و شهر سازي انعکاس مي يافتند ديگر اين مطلب صادق نيست .سرعت تغييرات و تحولات بحدي است که جذب آن در اجتماع به نحوي مطلوب وايجاد فرهنگ نويني در رابطه با سنن ملي ديگر ميسر نيست ودر چنين جوي معماري نيز به عنوان پديئه اي اجتماعي – فرهنگي تحت تاثير عوامل مختلف مانند سود جويي، شتابزده گي و بي اطلاعي عامه مردم و متخصصين از ادبيات معماري ،از مسير اصلي خود منحرف شده و مي بايد مسبب بسياري از زشتيها و نا بسامانيهاي محيطي به شمار آيد .

 

در چنين شرايطي ضروري است که هر اقدام عملي معمارانه علاوه بر جوابگويي به احتياجات برنامه اي از پيروي کورکورانه نمونه هاي غربي پرهيز کرده ودر عوض آگاهانه به جستجوي راه حلي برخوردار از سنن و فرهنگ معماري ملي بپردازند ودر ايجاد فرهنگي جديد منطبق با احتياجات و خواسته هاي امروزي اجتماع قدمي به جلو بر دارد.

 

اين افدام در عمل با مشکلات فراواني رو به رو است . ابتدا اينکه تسلسل فرهنگي در زمينه معماري از دوران صفوي به اين طرف قطع شده است و در اين فاصله بعلل گوناگون فرهنگ سازنده ديگري بوجود نيامده است . بنا بر اين در اين زمينه طراحان با يک خلا فکري و فرهنگي روبرو هستند و چنانکه ديده شده است ساده ترين عکس العمل (رايج ترين) اين بوده است که به راه حلهاي غربي رو آورده و از آنها ،گرچه در محيط ما غريبه باشند ، استفاده کنند . ديگر اينکه رجوع به فرهنگ معماري گذشته ايران و توجه به ماهيت آن و نه به ظاهر  آن کار ساده اي نيست ودر اکثر موارد کساني که تحت تاثير صحبتهاي ملي گرايانه اقدام به اين کار نموده ا ند در درجه آخر تنها به ساختن نمايي به شيوه قديم اکتفا کرده اند.

 

نتيجه اين کار ساختما نهايي است که در نهايت بي ذوقي و بي سليقگي از يک پوسته خارجي متشکل از کاشي کاري و آرکهاي کاذب به عنوان نوعي تزئين استفاده برده ا ند و نه تنها به ايجاد فرهنگي نوين کمک ننموده ا ند بلکه با ترويج افکار پوچ و بي ارزش به آن لطمه نيز زده اند.

 

سوم اينکه معماري ضمن اينکه هنري مختص به خود است يک پديده اجتماعي نيز مي بايد به حساب آيدو مفهوم کامل و جامع هر ساختماني تنها در رابطه با عملکرد خاص ان و عملکرد شهري آن به دست مي آيد .بنابراين چنانچه اجتماع دستخوشن نوعي آشفتگي باشد اين امردرمعماري وشهرسازي نيزا نعکاس خواهد يافت وگواه آن محيطي است  که در اطراف خود مي بينيم . وبالاخره براي باز زنده ساختن فرهنگ معماري چه در مقياس يک مجمو عه بزرگ وچه در مقياس يک واحد مسکوني ، گروهي که دست اندرکاران هستند(کار فرما  –  طراح - سازنده)ميبايد با اعتقاد راسخ و وقف کامل امکانات خود در اين جهت کوشا باشند .

 

آنچه از معماري گذشته باقي مانده به کيفيتي معمارانه دارد از چنين شرايط مطلوبي برخوردار بوده است که نه فقط  به ايجاد يک مجموعه ويا يک ساختمان زيبا انجاميده بلکه نقش عمده اي دراعتلاي فرهنگ ومعماري ايران نيز داشته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کانسپت نهايي پروژه

 

 

توجه به طبيعت و افليم و معماري بومي همان طور که در فصول گذشته بيان شد.

رعايت مواردي همچون نحوه قرارگرفتن ساختمانها در مرحله نخست و استفاذه از ديدو منظر مناسب بخصوص براي اتاقهاي ميهمانان در مرحله بعد ، مواردي است که در آغاز طراحي تاثير بسزايي داشته است.

 

ساختمان بر بالاي صخره اي بلند قرار داردکه در غرب آن درهاي به عمق بيش از 25متر و در سمت شرق آن جنگلي است که در  شيب تندي قرار دارد.

 

شکل گيري ارتفاعي ساختمان هم به اين صورت است يعني طبقه پايين به صورت سکو وپايه اي براي طبقات فوقاني درآمده است . به علت محدود بودن عرض سايت ساختمان قسمت اعظم آن را پوشانيده است.

 

 

قبل از طراحي يک مجموعه بايد مطالبي راکه دررسيدن به يک طرح ايد ه ال وجود داردبررسي کنيم . مثلا طرح در چه محيطي واقع شده واز چه نوع داده هاي زير بنايي متاثر است ودر مجاورت آن چه ميگذرد ضمن اينکه خود چه کاربردي خواهد داشت . تا با سعي در موزون نمودن ترکيبات فضايي آن باهم جواري و بکارگيري يک نوع ساختمان مناسب، شکل گيري نهايي را بتوان درآن به روال خاصي انجام داد ويا بدان هويت خاصي بخشيد .

 

تمامي پديده هاي پيرامون ما در جهان گوناگون ، ازقوانين و الگوهاي خاص براي وجود ارتباط با ساير پديده هاتبعيت مي کنند شناخت پديده هادر بررسي دقيق درقالب الگوهايي قابل درک حاصل ميشود . از ديد گاه معماري به عنوان پديده اي که براي شکل دادن مصنوع به محيط زندگي ما مطرح است از سا ده ترين تا پيچيده ترينشکل خود از قوانين والگو هاي جامع تا ثير مي پذيرد وساده کردن مسئله به شناخت الگوي حاکم بر آن به معرفي بستر طرح کمک ميکند .

 

شناخت نيازهاي انساني و بررسي دقيق فضا هاي اصلي و ابعاد مختلفان دسته بندي عوامل پاسخ دهنده به اين نيازها وفراهم سازيقالبي براي عناصر پاسخ دهنده به شکل يک فضا ودر نهايت ترکيب بندي کلي عناصر فصايي با يک ساختار مشخص ما را به مرحله توليدطرح مي رساند رعايت اين نکته اهميت دارد که اين مجموعه هم چنان که از اجزاي متعددي تشکيل يافته است حالت يکپارچه و منسجمي داشته باشد ودر واقع تمامي اجزا. يک کل را تداعي کند . يک هندسه قوي در مجموعه علاوه برايجاد و نظم وکمک به خوانايي و ساده بودن مطلب ميکند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

1- اقليم و معماری - کسمايی

2- پهنه بندی اقليمی ايران - کسمايی

3- ضوابط و استانداردهای هتلها-وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

4- طرح جامع اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی استان لرستان- سازمان برنامه و بودجه

5- فصلنامه جهانگردی شماره 7و8و9

6- اطلاعات معماری، نويفرت- ارنست

7-هفته نامه فرمنگی ، توريستی سير وسياحت

8-کتاب جغرافيای استان لرستان

9- گزارش طرح مرحله اول هتل پنج ستاره يزد

10-هتل چهار ستاره ملاير- پيرحياتی – مهدی-پايان نامه کارشناسی معماری 1382

11- مجله معماری و شهر سازی، شماره

12- برنامه ريزی و طراحی هتل – دفتر تحقيقات و معيارهای فنی

 

 

13-  Architecture design Hotel

14- Hotels

15- Hotel planning and design; Walter A.Rutes.Faia and Richard

 

 

www.Hotels. com

www.Tehranhotels. com

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:11  توسط  soheil  | 

 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام

 

موضوع:

لوئی کان: پیشرفت یا بازگشت به گذشته

 

استاد :

جناب آقای افشار

محقق:

پویان یدی

آذر ماه 87


لوئی کان: پیشرفت یا بازگشت به گذشته

 معماری کان هنگامی به شکوفایی رسید که نوعی سکون بر معماری مدرنیسم حکمفرما شده بود. البته دلایلی چند برای  این سکون می توان بر شمرد ولی گذشت زمان و برآمدن نسل جوانتری از معماران از اهم این دلایل است. از سه ستارة درخشان و تقریباًَ بلامنازع مدرنیسم نیز رایت بدرود حیات گفته بود و میس و لوکوربوزیه نیز آخرین سالهای عمر را می گذرانند. به علاوه ، میس مدتها بود همان بود که بود و لو کوربوزیه نیز به نظر می رسید که نمی­خواهد شعری تازه بسراید یا یارای آن را ندارد. این هر سه البته در قرن نوزدهم زاده شده و اوج تواناییشان در نیمة نخستین  قرن بیستم به منصة بروز رسیده بود.

لوئی کان چندین سال از این هر سه معمار جوانتر بود و اگر چه اندکی با تأخیر، در نخستین سالهای نیمة دوم قرن بیستم به سنی رسیده بود که بتواند اظهار وجود کند. وی که درست در نخستین سال قرن حاضر (1901) زاده شده بود، ظاهراً تا سالهای پنجاه، مانند  بسیاری از معماران جوان و با استعداد زمان خودگاه محسور و گاه مقهور این سه استاد، تقریباً لب فرو بسته بود. تا این زمان که کان متجاوز از پنجاه سال داشت، از وی کار برجسته ای ثبت نشده است. طرحی از او که برای خانه سازی کوی کارور (البته به اتفاق دو معمار دیگر) موجود است اگر از اعتبار وی نکاهد چیزی بر آن نمی افزاید. هنگامی هم که کان در حدود آغاز سالهای پنجاه لب به سخن گشود، جو معماری ایالات متحده، بل سراسر جهان، چنان تحت تأثیر سه ستارة درخشان معماری مدرن بود که کان تقریباً گفتار آنان را تکرار می کرد، البته گفتاری که در آسیاب فیلسوفانة وی  نرم شده و با سخنان دو پهلو در عین حال اندیشه های او را مطرح می کرد.

در این زمان اگر آسمانخراشهای دفاتر معماری مانند اس . اُم. اِم (SOM) به تبعیت آشکار از معماری میس در سراسر امریکا و بسیاری از شهرهای جهان قدبر می افراشت یا اگر فیلیپ جانسن به سال 1949 در نیوکانئان (کنعان نو؟) در ایالت  کانه تیکان، «خانة شیشه ای» (شکل 2-42 و 6- آلبوم) را به تبعیت کامل از میس ساخت ( شکل 2-43) چندان شگفت نبود؛ چون دفاتری چون SOM و نظیر  آن شرکتهای معماری تجاری بودند که در پی فروش متاع خویش، دنباله رو جو غالب زمانه اند و به علاوه پاره ای از  شاگردان و مریدان میس در این سالها در این دفاتر معماری، طراح ارشد بودند.

فیلیپ جانسن ساختمانش مصداق کامل سخت معروف میس بود که در اشاره به معماری خوب می گفت ساختمان باید تقریباً هیچ باشد. او از آغاز شاگرد وفادار میس و چنان شیفتة کارهای استاد بود که به آلمان به دیدار او رفت و کتاب «سبک جهانی» را به اتفاق «هیچکاک» در معرفی آثار میس و سایر نهضتها  و معماران سرشناس این زمان اروپا، حتی به بهای نادیده گرفتن رایت نوشت. از این رو، طبیعی بود که جانسن از اصول میس سر سوزنی عدول نکند .

 


اما جالب است که در همین سالها معماری نسبتاً مستقل چون اروسارینن که به ظاهر مستغنی از گرایشهای میس ون در رو است در طرح خود برای مرکز فنی کارخانجات جنرال موتور (شکل 2-43) همان نوع عرضه کردن عوامل فرساختی و سادگی و نظم هندسی و ریتمیک نماهای میس ون دررو را دنبال می کند. به تأثیر چنین جوی، سخنان کان در این زمان شنیدنی است:

«گرایشهای طراحی که راه به پنهان کردن عوامل سازه می برد، جایی در این نظم [ نظم مطلوب و مورد تحسین کان] ندارد. چنین گرایشهایی مانع بسط و گسترش هنر هستند. به اعتقاد من، در معماری ، مانند هر هنر دیگری، هنرمند به مدد ذائقه و قریحة خویش تمام نشانه هایی را که نشانگر طرز ساخته شدن کار است در اثر باقی نگاه می دارد... اگر ما خود را چنان تعلیم دهیم که طرح معماری خود را همان گونه ترسیم کنیم که ساختمان را می سازیم، یعنی شالودة طرح را از پی به بالا آغاز کنیم ... آنگاه تزیین، صرفاً از علاقة ما برای آشکار داشتن ساختمان و شیوه های آن منبعث خواهد شد. نتیجه آنکه پنهان داشتن عوامل نور و تأسیسات و مانند آن در ساختمان سخت ناصواب و تحمل ناکردنی خواهد شد.»

 


این نکات که کان به بیان خویش ذکر می کند همانها است که در سخنان و نوشته های معماران مدرنیست و در این جا هنگام نزدیکتر از همه به کان، در معماری میس ون دررو منعکس بود و بعدها در ساختمانهایی چون مرکز پمپیدو که نشانة آشکار گرایشهای مرحلة نهایی مدرنیسم (لیت مدرنیسم) است به منصة بروز رسید.

در نخستین ساختمانی هم که کان در سرآغاز موفقیت خود ساخت: گالری هنری دانشگاه ییل (شکل 2-44) ، وی یک مدرنیست محتاط است که از خود کلامی بر زبان معماری روز نمی افزاید . نخستین ساختمانی که کان را بلند آوازه ساخت و نمودار انشعاب پژوهشهای پزشکی ریچاردز (شکل 2-45 ، 2-46 و 7- آلبوم) در دانشگاه پنسیلوانیا بود، دانشگاهی که کان خود در آن کرسی تدریس داشت.

چه چیز این ساختمان را از روند کلی مدرنیسم زمانة خود متمایز می کند؟ به نظر می رسد در این ساختمان کان هم از رایت متأثر باشد و هم از لوکوربوزیه و میس ون دررو؛ و از همین رو تابع هیچ کدام ، و روندی تازه را خود آغاز کرده باشد. بی تردید تجزیة حجمهای ساختمان و تأکید آنها  در جهت عمودی یادآور ساختمان لارکین (شکل 2-47) کار فرانک لوید رایت است که به سال 1904 ساخته شده، یعنی نیم قرن بیشتر از ساختمان آزمایشگاههای لوئی کان قدمت دارد. خود رایت نیز محتمل است از ساختمان وین رایت لوئیس سالیوان که به سال 1890 ساخته شد متأثر شده باشد که این درست ما را به قرن نوزدهم می برد که در رابطه با معماری کان در سطور آینده از آن صحبت خواهیم داشت.

اما این ساختمان در عین حال هم سادگی و ایجاز معماری میس ون دررو دارد و هم در آن بر اساس اصول پسندیدة میس به اجزاء توجه شده و هر یک از بخشهای ساختمان (هم آزمایشگاهها و هم لوله های تأسیسات هویت خود را یافته اند. شمرده گویی ساختمان نیز یادآور کارهای میس است.

علاوه بر رایت و میس، ویژگی آثار لوکوروبوزیه نیز در این ساختمان مشهود است. بیش از همه ، ناآرامی و پویایی ساختمان و تجزیة حجمهای ساختمان به  فرمهای سادة اصلی هندسه مسطحه (چهار گوشه و راست گوشه) و پاره ای مظاهر دیگر چون به کارگیری مصالح ساختمانی به صورتی عریان که در این زمان از اصول پذیرفته شدة تمام مدرنیستها بود.

همین تأثر ساختمان از همه است که آن را تابع هیچ کس نمی سازد. به علاوه باید بین تأثر و تبعیت فرق گذاشت، چون تمام نشانه های  تأثرات نکان از سه بازیگر اصلی معماری مدرن که بر شمردیم به تعبیر کان درآمده و به زبان خود وی بیان شده است و همین نمته طعمی خاص به این ساختمان می دهد که در عین مدرن بودن تا اندازه ای کلکتیک است، یعنی هم خوشه چین است و هم نگاهی به گذشته دارد.

از تأثر کان از ساختمان لارکین رایت و ریشه های آن در قرن نوزدهم سخن گفته ایم ولی نزدیکتر از آن ، اشاره ای که در این مورد می توان به دست داد ساختمانی است موسوم به کوپ و استو واردسون که به سبک زمان الیزابت (ملکة انگلستان) ساخته شده (شکل 2-48) و چندان فاصله با ساختمان کان ندارد. البته کلاهکهای گنبدار ساختمان اخیر، قدمت آن و تعلق آن را به سبک الیزابت معلوم می دارد ، ولی غیر از این کلاهکها  حجمهای اصلی این دو

ساختمان کاملاً به هم شباهت دارند.

البته بر ما معلوم نیست که کان از ساختمان لارکین رایت و یا از این ساختمان آگاهانه متأثر شده باشد، ولی این نکته در بحث اصلی ما که توجه کان به گذشته باشد تغییری نمی دهد. به یاد آوریم در زمانی که کان خون در دانشکدة معماری دانشگاه پنسیلوانیا محصل بود، این دانشکده هنوز سیستم آموزشی بوزار را داشت و به نظر نمی رسد مفاهیم این نوع آموزش هرگز کان را ترک کرده باشد. تأثر کان از بوزار نکته ای است که تقریباً به توجه تمام منتقدانی که دربارة آثار وی سخن گفته اند آمده است؛ اما به نظر می رسد نکته ای که فراموش شده است این باشد که بوزار نیز نسبت به  تبعیت از اصول گذشته دگم و تغییر ناپذیری باقی نماند.

بررسی پلنشهای بوزار به ویژه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم نشان این انعطاف پذیری بوزار سخن گفته ایم و اکنون تکرار مطلب در می گذریم، ولی باید دانست که در این زمان  هم تحصیل کردگان بوزار (البته به درجات مختلف) و هم بوزار و هم بیشتر مدارسی که روزی سیستم تدریس معماری بوزار را داشتند (ایلی نوی، ام. آی . تی.تهران. به عنوان مثال) نوعی لیبرالیسم مدرنیسم در پیش گرفته بودند و در نزد آنان مدرنیسم امری انجام شده (fait accompli) و از آن بالاتر پذیرفتنی بود. در این رفتار لیبرالیسم مدرنیسم بود که هم معماری رایت ستودنی بود و هم معماری میس و لوکوربوزیه و دهها معمار مدرن سرشناس دیگر . در انطباق با همین رفتار نبود که کان تأثرات رایت ، میس و لوکوربوزیه  را یکجا در یک گرد آورد.

لیبرالیسم مدرنیسم اجازه می داد که هر ایدة خوب جذب معماری مدرن شود؛ نگاه به گذشته و الهام از آن نیز کاملاً مجاز بود، به شرط آنکه این الهام از روح و معنی باشد و نه از فرم و ظاهر. در عین حال ، این طرز فکر و شیوة کار پیشرفته ترین ایده ها را تشویق می کرد و به ویژه در تکنیک ساختمان و سازه در پی به کارگیری آخرین سیستمهای اکتشافی مهندسان بود.

این نکات نیز عیناً در معماری کان منعکس بود. در ساختمان آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی، مانند تمام کارهای این دوران کان، از پیشرفته ترین روشهای سازه استفاده شده است.(شکل 2-49) فی المثل اساس ساختمانی برجهای آزمایشگاهها را (که به اشکال چهار گوشة  بزرگ در پلان آنها را مشاهده می کنیم)

دو نوع بتن مسلح پیش ساخته ، پیش کشیده و پس کشیده ، به وجود می آورد که در نوع خود و در ساختمانی بدین عظمت در این زمان تقریباً بی­سابقه بود. ساختن قاب ساختمانی (چارچوب به هم پیوسته ای مرکب از تیر و ستون) و نهادن بخشهای ساختمان به صورت قالبی معکب مانند که بعدها سفدی زیرکانه از آن در ساختمان هبیتات سود جست در اینجا تحقق یافته و قدمی پیشتر در پیش ساختن است.

چند  سالی بعد، روشهای سازه و ساختمانی در کارهای کان پیشرفت بیشتری کرد- البته به مدد مهندسی مبتکر موسوم به کمانداران – تا جایی که در مجموعة معماری دیگری که کان برای مؤسسه جوناس سالک (که کارش مطالعات زیست شناسی است)ساخت، در ساختمان هر  آزمایشگاه سراسر کف و سقف و دیوارهای یک طبقه، مانند یک عامل سازه – تیر – نقش تحمل بار را به عهده می گیرد.

در عین استفاده از سیستمهای بسیار پیشرفتة سازه در این ساختمان ، جالب توجه شیوة تبیین و معرفی این پروژه است که بی شباهت به راندو های بوزارنیست (شکل 2-51) و یاد آور هنگامی است که کان جوان بدین شیوه با مفاهیم معماری آشنا می شد.

البته وجود کیفیت بوزار در این اثر کان – مانند بیشتر آنها – صرفاً به دلیل طرز معرفی پروژه (راندو) نیست، بلکه از آن بسی فراتر می رود. فی المثل راه ورود به این مجموعه (شکل 2-52) با پلکانی عریض و درهای آهنی پر طمطراقی آغاز می شود و بلافاصله بعد از آن خیابانی است که در دو جانب آن ساختمانهای مجموعه  گسترده می شوند. این خیابان که محور اصلی پروژه را به وجود می آورد راه به یک میدانچه می برد و در ورای آن ادامه می یابد. میدانچه شبیه حیاط تشرف (= کوردونور) کاخهای فرانسوی است و با خیابان محوری مجموعه، یادآور طنطنه و شکوه قصور فرانسوی و روزگاری است که مفاهیم قدیمی معماری در بوزار چیره بود.

کان؛ به اقتضای اینکه خود به تدریس طراحی  معماری اشتغال داشت، بر فلسفة معماری تسلط داشت و کارهایش همواره با توضیحات و توجیهاتی فیلسوفانه همراه بود.

نظرش را دربارة معماری نیز فیلسوفانه ابراز می کرد که به عادت  فیلسوفان از تناقض و سفسطه خالی نبود و در عین حال گرمی و گیرایی داشت. سخنان زیر از او است:

«چرا» را طبیعت معلوم می دارد.

«چه چیز» را نظم باز می گوید و

«چگونه» را طرح.

یافتن کیفیت قدرت گرا در معماری امروز نباید کسی را به شگفت آورد. به راستی باید انتظار چنین کیفیتی را در معماری امروز داشت، زیرا معماری حقیقی در سر آغاز درک نظم جامع نوینی است که تجلی و بیان هنرمندانه ای را به همراه  دارد. این نظم نیز به نوبة خود از درون وظایف جامع تازه ای که جامعه به عهدة معمار نمی گذارد و می روید.

معماری باید نخست از قدمت گرایی آغاز کند. قدمت گرایی را می توان از توجه به بنایی چون پائستوم آغاز کرد. پائستوم به نظر من زیبا است، چون پارتنون از آن زیباتر است و چون پارتنون از آن منبعث شده است.

لوئی کان با این سخنان و با آثار معماری خود سکوت را شکست و بر سکون تفوق یافت  و به نسلی جوانتر از خود آموخت که در ارزشهای حاکم بر زمان نیز می توان تردید کرد و می­توان پیشرفت را در تداوم گذشته در آینده جستجو کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:10  توسط  soheil  | 

 

الف- جاذبه هاي طبيعي

1-آب و هوا

يكي از مهمترين عاملي كه ايران را از نظر جلب جهانگرد در دنيا ممتاز كرده است تنوع آب و هواست كشور ايران از نظر آب و هوا داراي موقعيت بي نظيري است كه كمتر كشوري مي تواند با آن در اين مورد رقابت نمايد . مثلاً در فصل زمستان در نقطه اي ايران هوا تا 20 درجه سانتيگراد زير صفر مي رسد ولي در نقطه اي ديگر با صرف دو ساعت پرواز به 20 تا 30 درجه سانتيگراد بالاي صفر مي رسد . بنابراين جهانگردي كه در زمستان به آب و هواي گرم نياز دارد مي تواند به جنوب ايران و كساني كه مايل باشند در مناطق سردسير بسر برند به نقطه شمال غربي و شمال شرقي و كساني كه خواهان آب و هواي متعدل هستند مي تواند به مناطق شمالي مشور مسافرت نمايند .

 

 

 

 

2- دريا

ايران از طرف شمال به بحر خزر و از جنوب به بحر عمان و خليج فارس محدود است . آب و هواي شمالي معتدل ولي جنوب ايران داراي آب و هواي كاملاً گرم است . درياهاي جنوب ايران با سواحل مسطح و شني و آب تميز و شفاف عامل بسيار مؤثري براي استراحت و استفاده از تعطيلات مي باشد . اين سواحل آرام و مفرح داراي محيط بسيار دلپذير و با صفاست كه براي تمدد اعصاب و استراحت طولاني بسيار مناسب است.

 

 

3- شكار و صيد ماهي :

از جاذبه هاي مهم ديگر جهانگردي در ايران شكار و صيد ماهي مي باشد . صيد ماهيهاي متنوع در درياي خزر و خليج فارس و بعضي رودخانه ها وسيله خوبي براي تفريح و گذراندن ايام تعطيلات است . در ساير نقاط ايران نيز رودخانه هاي پر آب وجود دارد كه اغلب داراي ماهيهاي متنوع است و جهانگرداني كه به صيد ماهي علاقه دارند مي توانند در اين رودخانه ها به صيد ماهي بپردازند . در مناطق كوهستاني و دشتها و همچنين در جنگلهاي ايران جانوران مختلف زندگي مي نمايند . آن دسته از جهانگرداني كه به شكار علاقه دارند در هر شهري كه وارد شوند مي توانند به شكارهائي كه مورد علاقه باشد اقدام نمايند .

4- جنگلها :

جنگلهاي شمال و غرب ايران با تنوع زيستي و گياهي فراوان ، اقليم مطبوع و چشم اندازهاي بديع از جمله جاذبه هاي مهم طبيعي براي گردشگري ييلاقي در فصل تابستان هستند همچنين سرو هزار ساله هرزويل در منجيل ، رويشگاه گل نادر سوسن چلچراغ در گيلان و غار خفاش در دهلران كه از آثار طبيعي ملي كشور به شمار مي روند ، از جمله جاذبه هايي هستند كه مشتاق خاص خود را دارند

5- درياچه ها :

وجود درياچه هاي آب شيرين با ماهي قزال آلا مانند درياچة گهر در لرستان ، لار در تهران ، نئور در اردبيل و درياچة  شور در اروميه با جزاير و حيات وحش فراوان ، به همراه تالاب انزلي و ميانكاله در سواحل درياي خزر و درياچه هاي زيباي زريوار در مريوان كردستان ، مهارلو ، پريشان و … از مجموعة زيبايي هاي طبيعت ايران به شمار مي روند .

6- غارها :

غارهاي متنوع كارستي مانند غار عليصدر در همدان ، با محيط درياچه اي پيچ پيچ و چكنده ها و چكيده هاي بي شمار از ديگر جاذبه هاي طبيعي ايران به شمار مي روند .

7- آبهاي معدني :

در ايران آبهاي معدني گرم و سرد كه براي درمان بسياري از امراض جلدي و روماتيسم مؤثر است به تعداد زياد وجود دارد هر ساله بسياري از جهانگردان داخلي و خارجي در فصول مختلف سال براي معالجه و استراحت به اين نقاط مسافرت مي نمايند .

براي رعايت بهداشت اين آبها بوسيله دوتر و يا واننهاي يك نفري مورد استفاده قرار   مي گيرد . اغلب اين آبها از شهر دور هستند ولي وجود راههاي شوسه و آسفالته و وجود وسائل نقليه كافي آمد و رفت در اين نواحي را آسان كرده است و جهانگرد در كمال راحتي و با صرف هزينه كمي مي تواند از آنها استفاده نمايد .

آبهاي معدني معروف در ايران عبارتند از :

آبهاي معدني سرعين در نزديكي اردبيل در استان آذربايجان شرقي

آب گرم لاريجان و آبهاي حوالي دماوند و رامسر

آب گرم محلات

آب گرم سگزي

آب گرم مهارلو

8- كوهنوردي :

نواحي كوهستاني ايران براي ورزشهاي زمستاني در اطراف تهران «تپه كوههاي ابهر و دماوند» ، اصفهان ، تبريز ، همدان و شهر كرد از قابليتهاي بالايي برخوردارند .

9- اسكي :

به فاصله يك ساعت تا يك ساعت و نيم از تهران سه پيست اسكي وجود دارد كه هر سال تقريباً از اواسط آذر تا اواسط ارديبهشت داراي برف بوده و مورد استفاده كساني كه به ورزش اسكي علاقمند هستند قرار مي گيرد اين سه پيست عبارتند از :

پيست آبعلي – پيست شمشك – پيست گاجره

در ديگر نقاط كوهستاني ذكر شده نيز پيست اسكي وجود دارد.

10- دشتهاي ايران :

دشت كوير يا بزركترين بيابان نمكي ايران و دشت لوت از جمله سرزمين هاي شگفت آور طبيعي اين سرزمين محسوب مي شوند . بقاياي كاروانسراها ، راه هاي كاروانروي قديمي ، آب انبارها و علايم راهنماي كاروانيان كه از دوران هاي گذشته بر سر راه ابرايشم بر جاي مانده اند ، از زيبايي هاي اكوسيستم طبيعي ايران هستند .

با توجه به اقبال فراواني كه براي گردشگري فرهنگي و بوم گردشگري در دنيا وجود دارد ، سازمان ايرانگردي و جهانگردي ايران در نظر دارد در مسير راه هاي كاروانروي قديمي گروه هاي گردشگري را راه اندازد تا بدين وسيله اين بخش از سرزمين را به علاقه مندان طبيعت و فرهنگ معرفي كند و از اين طريق در احياي مناطق طبيعي و بياباني كشور گامهاي مؤثرتري بردارد .

ب- جاذبه هاي فرهنگي و اجتماعي :

زندگي عشاير چادر نشين به شيوه معاش و زيست آنان يادگار قرنها تلاش براي سازگاري با محيط تلقي مي شود ، يكي از زيباترين جاذبه هاي فرهنگي و اجتماعي ايران است . آنان با برخورداري از آداب و سنن خود كه سنتي بسيار ديرين دارد ، مردماني سخت كوش ، شجاع ، مهمانواز و بسيار مقيد به سنتهاي ديرينه خود هستند . عشاير ايران كه در دفاع از كشور ، پيوسته پيش قدم بودند ، يادگار نظام اجتماعي دير پايي هستند ، كه معيشت آنها با مكاني كه در آن جابجا مي شوند ، عميقاً پيوند خورده است . دامداري ، صنايع دستي و توليد انواع فرش ، گليم ، گبه و فراورده هاي دامي اساس معيشت آنها را تشكيل مي دهد .

به همين نسبت روستاهاي ايران نمادهاي نظام اجتماعي يكجا نشيني هستند كه هنوز در مقابل فرهنگ شهر نشيني به سختي مقاومت مي كنند . ارزشهاي اجتماعي حاكم در جامعه روستايي هنوز از هم نگسسته است . نظام هاي سنتي آبياري تعاوني كشت ، همياري ، آداب و سنن ، ازدواج و عروسي ، جشنها و مراسم ملي ، سوگواري ، همبستگيهاي خويشاوندي و حتي تعصبات خانوادگي و همخوني از جمله ويژگيهاي اجتماعي بسياري از روستائيان ايران است .

 

ج- جاذبه هاي زيارتي :

يكي از فعالترين بخشهاي دوستي در ايران ، گردشگري زيارتي است . دليل اصلي آن هم وجود تعداد زيادي از زيارتگاههاي ديني و مذهبي در سرتا سر ايران است . مشهد كه بارگاه امام رضا (ع) ، امام هشتم شيعيان در آن قرار دارد ، بزرگترين شهر زيارتي ايران است و سالانه حدود 15 ميليون زائر از اين شهر ديدن مي كنند . پس از آن شهر زيارتي و مذهبي قم دومين شهر زيارتي ايران است كه آرامگاه حصرت معصومه (ع) ، خواهر امام رضا (ع) در آن قرار دارد .

در ايران بيش از 4774 زيارتگاه مذهبي ، اسلامي توسط سازمان اوقاف و امور خيريه كشور ثبت و شناسايي شده است . علاوه بر زيارتگاههاي اسلامي ، تعداد زيادي از زيارتگاههاي اديان ديگر در ايران وجود دارد كه همه ساله پذيراي زوار و مسافران زيادي هستند . كليساي وانك در اصفهان ، كليساي تاتاوس يا قره كليسا در آذربايجان ، زيارتگاه چك چكو و آتشكده زرتشتيان در يزد و از پيامبران بني اسرائيل ، مقبره دانيال نبي در شوش و حبقوق نبي در تويسركان ، نمونه هايي از اين زيارتگاه هاي مذهبي در ايران هستند .

ايران امروزه با توان هاي بالقوه و با لفعل توريستي خود ، چهره و پهنة سرزمين وسيع يا طبيعي متنوع و مردماني خونگرم و صميمي را ارائه مي دهد كه علاقه مند است ، پيوندهاي ديرينه خود را با دنياي خارج ، بر اساس روابطي منطقي و برخوردار از احترام متقابل ، مجدداً برقرار سازد . كشوري كه پل ارتباطي ميان شرق و غرب دنياي قديم بوده ، امروزه نيز بر همان نقش تاريخي و فعال خود در جامعه جهاني تأكيد مي ورزد و اميد وار است كه بتواند ارتباطات اجتماعي و فرهنگي خود را ، در كنار مناسبات سياسي ، با تمام ملتهاي جهان برقرارساخته و از فرايند آن براي فرهنگ و تمدن بشري استفاده نمايد . به همين دليل توسعه جهانگردي را به عنوان راهكاري عملي براي گفتگوي تمدنها ، در برنامه كاري خود قرار داده است .

د- موزه يكي ديگر از جاذبه هاي ايران :

از جاذبه هاي مهم ديگر جهانگردان خارجي در ايران وجود موزه هايي است كه در شهرهاي مختلف ايران وجود دارد . كشور ايران به علت موقعيت خاص خود و مهمتر از همه به علت دارا بودن سابقه تاريخي آثار جالب توجه و گنجينه هايي است كه به تدريج جمع آوري و در موزه هاي مختلف نگهداري شده است . ديدن اين آثار براي جهانگردان خارجي بسيار جالب و سرگرم كننده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:8  توسط  soheil  | 



 

 

 

جابجایی ساختمان ها را می توان در دو قسمت دسته بندی نمود :

1- جابجایی افقی 2- جابجایی عمودی

در مورد جابجایی عمودی ،چندین مورد استثنایی در دو دهه 1980-2000 انجام گرفته است که کل ساه در راستای قائم به طرف بالا و پایین جابجا شده است و منظور از این جابجایی افزون به سطح زیربنای سازه بوده است .ولی جابجایی عمودی در طی 30 سال اخیر رونق فزاینده ای یافته است به طوری که در بیشتر کشورهای صنعتی اروپایی امی عای و بدون ریسک جلوه می کند .

در این روش ابجایی بدون اینکه در سازه تخریبی (در سازه و نا سازه) به وجود آید ,عملیات جابجایی صورت می گیرد. قبل از جابجایی ساختمان می بایست کل وزن ساختمان را توسط سیستمی کنترل نمود که این سیستم تشکیل یافته است از مجموعه ای از تیرها و قرارگیری تیرهای به صورت طولی و عریضی و نیز غلتکها و جکهایی که زیر شبکه تیرها قرار می گیرند .البته قبل از ایجاد این سیستم کل وزن ساختمان به یک سری جکهای اصلی منتقل خواهد شد که در حقیقت نقش اصلی را در تحمل بارهای ساختمان جکهای هیدرولیکی اصلی به عهده دارند . در این جکها که هرکدام به تنهایی قادرند تا 500 تن را تحمل نمایند پیش بینی هایی در مورد حرکت جانبی و نیروی زلزله شده است تا در حین حرکت و جابجایی آسیبی به ساختمان وارد نگردد . به همین دلیل جکها را همواره با قدرت بالا و بیش از تحمل بار در نظر می گیرند تا از اطمینان کافی برخورداد شوند . معمولا این نمونه کارهای اجرایی را شرکتهای با تخصص و با تجربه ای که نمونه هایی از این قبیل را انجام داده باشند برعهده می گیرند که هم فن آوری دقیق آن را دارند و هم مطالعات و بررسی های زیادی در مورد بارگذاری و جزییات خاک در محل اولیه و در محل ثانویه ساختمان انجام می دهند.

محدودیت خاصی در این روش وجود ندارد و فقط بایستی محل جابجایی و مسیر جابجایی فراهم شود یا به عبارتی یازه مورن نظر بتواند در مسیر پیش بینی شده حرکت کند.

سازه های فلزی و سازه های بتنی و حتی سازه های قدیمی بدون فونداسیون با چندین طبقه می توانند با این روش جابجا شوند . به طوریکه سازه مورد نظر با افراد ساکن در آن قادر است جابجا شود بدون این که ارتعاش و لرزه ای به یاختمان وارد گردد . . معمولا کل زمان عملیت جابجایی حدود یک ماه می باشد .خوشبختانه یک نمونه از این جابجایی در ایران و در مشهد مقدس صورت گرفته است . منظور از این جابجایی حفظ آثار باستانی در منطقه پنجراه مشهد که یک سردر قدیمی به نام عباسقلی خان که دهانه ای که حدود 15 متر داشت ،و ایجاد یک راه جدید بود . بارارئه فیلمی در این زمینه سعی خواهد شد تا لزوم توجه به چنین فن آوری در ایران بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد چرا که یکی از راه های حفظ آثار باستانی در ایران است.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:7  توسط  soheil  | 

 

 

Park Hyatt Sydney Hotel Australia

 

 

موقعيت:

اين هتل واقع در هايت پارک در سواحل بندرگاه سيدنياسترالياداراي صخره هاي مشهورو بديع و مناظري زيبا از اپراي سيدني به فاصله پنج دقيقه از مرکز تجاري شهر سيدني و بيست وپنج دقيقه رانندگي از فرودگاه سيدني.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

اتاقهاي ميهمان :

اين هتل داراي 158 اتاق ميهمان با فضاهاي لوکس و بالکنهاي خصوصي باديدي عالي از مناظر سيدنيو همچنين مناظر زيبايي از اپراي سيدني و پل بندري آن مي باشد. اين هتل تنها هتل استرالياست که پرسنل آن به طور 24 ساعته در خدمت ميهمانان هستند.

 

اينها نمونه هايي از استانداردهاي اتاق ميهمان هتل هايت هستند . اتاق آرايشهاي آن مجزا با گنجه هاي وسيع و قابل داخل شدن، حمامهاي آن از سنگ مرمر مي باشد.سيستم تهويه آن نيز air condition مي باشد .

 

رستوران و قهوه خانه :

آشپز خانه و قهوه خانه رو به بندر آن که در سمت راست ساحل بندرگاه سيدني واقع است ، داراي طراحي داخلي شيک و جديد مي باشد .

 

تفريح و سر گرمي :

تجهيزات ورزشي آن شامل سالنهاي بدنسازي ، سونا بخار و سرويسهاي زيبايي و ماساژ ميباشد. در پشت بام آن نيز نيمکتهايي جهت حمام آفتاب و همچنين استخر و جکوزي واقع است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

قسمت ملاقات mitting :

 

 

اين هتل داراي 6 اتاق با ظرفيت بالغ بد 30 نفر ميباشد ، که داراي تجهيزاتي شامل : سيستم مولتي مديا و سيستم روشنايي قابل تنظيم ، ديوارهاي عايق و دربهاي حسي مي باشد .سيستم اجرا کننده کتابخانه آن داراي اسپيکر و ميکروفون و نور پردازي بسيار عالي و همچنين سيستم ضبط و پخش صوت و تصوير مي باشد ، اتاق آهنگ و اتاق لنگرگاه ان نيز داراي ديدي به بندر گاه و نيز ديوارهاي عايق و آخرين تجهيزات مولتي مديا مي باشد .

 

 

 

Abbasi Hotel Isfahan Iran

 

 

 

هتل عباسي ــ اصفهان

 

هتل عباسي شايد يکي از هتل هاي جالب در سر تا سر جهان باشد . و براي ديدار کنندگان از اصفهان خاطره خوبي است . اين هتل با استفاده از ساختمان يک کاروانسراي قذيمي متعلق به دوره صفويه و افزودن قسمتهايي به ان بنا شده است .

 

اتاقها و فضاهاي عمومي در اطراف يک حياط قرار گرفته ، مجموعه اي در چهار طبقه و يک طبقه زير زمين به شکل نيمه گيترده به وجود آورده است .

 

 

 

 

 

 

اين هتل داراي 225 اتاق که شامل 23 سوويت و7 آپارتمان ميباشد . اين هتل قابليت ايجاد شرايط مطلوب را براي توريستهاي داخلي و خارجي را بصورت گروهي يا انفرادي دارا مي باشد .

 

 

 

 

 

 

 

از ميان تجهيزات اين هتل انچه که قابل ذکر است تالار شنوندگان ان مي باشد که به اخرين سيستم صوتي و تصويري روز دنيا مجهز شده است و قابليت پذيرش 500 ميهمان

را دارا مي باشد از ديگر تسهيلات اين هتل ميتوان به اتاقهاي چند منظوره اشاره نمود که مناسب تشريفات و سمينارها مي باشد .

 

 

تسهيلات و خدمات :

داراي رستورانهاي دو اشکوبه متعددي ميباشد و خدمات ان شامل رستورانهاي تجملي ، ايجاد تسهيلات براي بازديد از مکانهايي همچون نقش جهان  ، چهلستون ، مسجد امام ، مسجد شيخ لطف الله و ... ميباشد

 

 

 

 

 

 

 

 

     هتل صخره ای خرم آباد

 

 

هتل بين المللی خرم آباد روی صخره ای موسوم به پارک صخره ای در شمال شهر خرم آباد واقع است .

ايده پروژه بر اساس الگوئی دو  سيستمي شکل گرفته است. پوسته اوليه يا هسته اصلی- که فضاهای عملکردی را شامل می شودو پوسته ثانويه يا نمای ساختمان که در مجاورت آن است .

هسته اصلی اين ساختمان هفت طبقه دارد که در سه طبقه پائين عملکردهای عمومی ودر چهار طبقه فوقانی اتاقهای اقامت ميهمانان قراردارد در پايين ترين طبقه فضاهای خدماتی مربوط به ميهمانان و خدمه ، سالن اجتماعات وگالری ، مجموعه استخر ، در طبقه بعد فضاهای تجاری عمومی و خصوصی ، آشپزخانه وفضاهای اداری ، سرسرا وپذيرش ، ودر سومين طبقه فضاهای مربوط به تالارهای جشن ، سالن کنفرانس ، کتابخانه وبخش اداری قرار دارد.

طرح نمای ساختمان تجريدی ازبنای تاريخی شهر خرم آباد (قلعه فلک الافلاک) است ودر تقابل با فرم و آناليز فضای آن قراردارد.

ساختمان بر بالای صخره ای بلند قراردارد که در غرب آن دره ای به عمق 25متر ودر سمت شرق آن جنگلی است که در شيب تندی قرار دارد.  

 

 

 

 

 

 

 

 


 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                                                                                        

 

                                                                                                           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

                                                              

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                      

نمونه هايي از تركيب اتاقهاي هتل در يك طبقه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:5  توسط  soheil  | 

 :

 

هتلها :

  در شهرها ويا اماكن تفريحي احداث ميشود وداراي اتاقهاي متعدد،براي اجاره وپذيــرش

مسافران، وسالنهائي براي جشنها ،ميهمانيها ،كنفرانسها ،سينما ورستوران ،تريا واستخــر ، وفروشگاهها ونمايندگي فروش بليط وغيره مي باشد و وسايل راحتي مسافريــن درآن مهيا ميگردد .

متل :

  در خارج شهر ومعمولاً دور از شهر قرار ميگيرد . وعلاوه بر كليه وسايل موجود يــك هتل ,داراي پمپ بنزين ،فضاهاي سبز وسيع ، ساندويچ فروشي وسوپرماركت نيز مـــي باشـــد وساختمان آن بيشتر يك طبقه وديدني است. در اتاقها ,حمام وآشپزخانه كوچكي وجـــود دارد ودر بعضي از متلها ، مسافران از آشپزخانه مشترك وعمومي استفــــــاده ميكنند .در قسمتي از متل محوطه بزرگي براي كساني كه چادر همراه آورده اند اختصاص داده شــده است و از افرادي كه در اين محوطه چادر مي زنند وايامي را مي گذرانند،مبلغي كـم بــــه عنوان كرايه وصول مي شود.كساني كه ازاين محوطه استفاده مي كنند ازسايرامكاــــــات

متل مثل سوپــر ماركت ,رستوران وغيره مي توانند استفاده كنند .در متلها علاوه بــــــر ساندويچ فروشي ، رستوراني هم با نرخ مناسب و ارزان داير مي كنند . متلها بــه علت دور بودن از شهرووسعت محيط اطراف آن ولزوم ايــاب وذهاب مكرر،متحمـل هزينه هـــــاي بيشتري ميشوند .حتي بايد انبارهاي متعدد براي ذخيره مـــواد غذايي ولوازم ومايحتـــاج ديگر داشته باشند .چون هر اتاق ، آشپزخانه مخصوص به خود رادارد . كــارقسمت خانــه داري نيز از لحاظ نظافت وغيره ،زيادتر از كار يك هتل خواهدبود .هزينــه آب و بــرق آن هم به علت داشتن قسمت بازوزياد ، بيشتر از مخارج هتلها است .

هتل پانسيون :

   اين نوع هتلها در شهر واقع شده اند و تعدادي اتاق وسالن غذاخوري بـه اندازه اي كـــه بتواندغذاي ساكنين اتاقها را تأمين نمايد ،كتابخانه وسالن مطالعه وپذيـــرائي و اتــــــاق تلويزيون در آن پيش بيني وآماده شده است . پانسيون ،معمولاً اتاق رابـــه صورت ماهانـه اجاره مي دهد ومشتريان ديگري را از خارج هتل بــراي صرف غذا نمي پذيرد ،و روي اين اصل است كه سالن غذاخوري پانسيون ،فقط بـه اندازه احتياج اتاقها در نظــر گرفته مــي شود . در پانسيون ،ضرورت خاص وجود دارد ودر ساعت معيني بايد بـــراي صرف صبحانه وناهار وشام سر ميز حاضر شوند تا ساعت مشخص نيز درب پانسيون باز است .

 

رسورت هتل :

به هتلهائي اطلاق مي شود كه نزديك چشمه هاي مواد معدني قرار دارند (هتلهــاي مخصوص  استراحت ) .                                                                                

 

هتل هاي كوچك :

دردنياي ما ،تعداد زيادي هتلهاي كوچك ومتوسط وجود دارد كــــه غالباًداراي 20 الي70

تخت مي باشند اين قبيل هتلها بيشتر به وسيله افرادي اداره مي شوندكـــه با سرمايــــه كمتربه شغل هتل داري اشتغال ورزيده اند. كـــار هتلهاي كوچك درمقابل هتلهـــــــاي متوسط وبزرگ ,كمتر است معذالك بايد از نظر بـــرنامه ريزي صحيح واسلوب هتـل داري موازين كل رادرنظر بگيرند وبه نظامي كه بـــر جريان وگردش كار منظم حاكم است پـاي بند ومقيد باشند .

 

هتل هاي جوانان :

بايد در اين هتلها جنبه هاي رفاهي ومتنوع،و ديگـــر احتياجات طبقات مختلف مسافريـن ومهمانان مورد اعمال نظر قرار مي گيرد . يكي از اي،،،ن اهداف ،تأسيس هتلهائي اســــت براي پذيرش جوانان وكودكان با تخصيص قسمتي از هتلهاي موجود براي اين منظور ،بـــا تأمين امكانات وكليه وسايل ولوازمي كه بدانها اشاره مي گردد .

افرادي كه اين نوع هتلها براي آنان در نظرگرفته مي شود بين 6 تا 16 سال سن دارند . اين گروه به همراه والدين يا سرپرستان خانواده ها عازم مسافرت هستند .قسمت عمــــده سال را به زندگي عادي و روزمره خود پرداخته يا در مهدكودكها ومدارس بـــه ادامــــــه تحصيل يا انجام تكاليف وبرنامه ها مشغول بوده اند ,موقعي كه بـــه سفر مي آينــــد ودر هتلي اقامت مي گزينند،خصوصاً درفصل تابستان علاقه ودلبستگي آنان به اين است كـه از مسافرت،حداكثر استفاده را ببرند وبه منظور جبران زحمـــــات در طول سال ورفــــــع خستگيها و دلتنگيها،ازهر نوع امكانات ووسايل بازي وورزش وتفنن سالم برخوردار شـــوند اين نوع ،علاوه بر وسايل وتأسيسات وتجهيزات وتشكيلات يك هتل عادي،بـــه وسايــل و امكانات ديگر نيز كـــه مورد علاقه ونياز خردسالان ونوجوانان مي باشدمجهز هستنــد ودر فضاي باز يا بسته، از آن تجهيزات استفاده مي شود ازقبيل وسايل ورزشــــي وبازيهــــاي سرگرم كننده مانند پينگ پنگ ،ژيمناستيك،تاب ،سرسره،چرخ فلك، نمايش فيلــم و...

كه در خور ذوق وعلاقه وطبع افراد كم سن وسال مي باشد واز اين نوع هتلها در مــواردي خاص استفاده ميگردد .

اتاق خواب آنها تناسبي سني بارعايت تناسب جدا از هم باشد وتختخواب آنها از رنگ بـــاز

وروشن انتخاب شود تنوع برنامه ها براي كم سالان ونوجوانان بايد طوري باشد كـــه باعث شادي آنها گردد .

هتل روي چرخ :

امروزه با توجه به رواج روز افزون مسافرت وتوسعه دامنه سياحت وجهانگردي عـــلاوه بــر اينكه هتل داران علاقمند به هتل داري بر تعداد وگنجايش هتل ها افزوده وبـــه طــــرق گوناگون وشيوه هاي خاصي ،وسايل رفـــاه وآسايش واستراحت ميهمانان و مسافــــرت را فراهم مي نمايند مرتباً نيزدرمورد ايجادوسايل جديد رفاهي هستند وبـــه طرق مختلـــف مي كوشند در اطراف وجوانب كار پديده هاي تازه ارائه دهند وبـــر مشكلات مسافـــــران غلبه كرده وآن را عملاًبصورت مطلوب ودلچسب و لـــذت بخش در آورند .از جمله اينكــه هتلهاي ايجاد كرده اند كــه روي چرخهاي قرار دارد و داراي18 متر طول و5 /2 متر عرض و4متر ارتفاع مي باشند ، و ظرفيت هـر يك از اين هتلها عبارت است از :8 آپارتمــــان دو نفره كه چهارتاي آپارتمان آن نسبتاً بزرگ و چهارتاي ديگـر اندكي كوچك تر است و هــر كــدام داراي حمام آب سردوگرم ، توالت ، وسايــل نشيمن بــراي چهـارنفر ، دو يـــا سه تخـــت براي خواب ، راديو ، تلويزيون ، كمد جالباسي ، اشكاف ، تهويه مطبوع وميـزي در وســط مــي باشد . قسمت مجزائي هم دارد كه چنانچه مسافري درآپارتمان خود صبحانه يـاغذاخورده باشد از اين قسمت با داشتن صندليهاي راحت استفاده كند .سقف اين قسمت ،شيشــه اي است ومي تواند مسافران را از مناظر ديدني برخوردار سازد اين نـــــوع هتلها علاوه بـــر موضوع مسافرت در موارد لزوم مي تواند به منزله بيمارستان سيار بــراي كمك بـــه آسيب ديدگان وقايع واتفاقات و حوادث غيرمترقبه مورد استفاده قرار گيرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:15  توسط  soheil  | 

 

 [1] 

 

در ضوابط و مقررات ساختماني و شهرسازي شهرهاي مختلف، ديدگاه‌ها و نظرات متفاوت و گاه متضادي درباره‌ي مساله پيش‌آمدگي وجود دارد. پيش‌آمدگي در بعضي از شهرها ممنوع، و در برخي ديگر با اعمال محدوديت‌هايي مجاز شناخته شده است. شايد بتوان گفت: تنوع اقليمي در نقاط مختلف، ايران سبب پديد آمدن ديدگاه‌هاي مختلف در اين باره است.
در مقدمه كتاب پهنه‌بندي اقليمي ايران، مسكن و محيط‌هاي مسكوني آمده است: ”توجه به ويژگي‌هاي اقليمي و تاثيري كه اين ويژگي‌ها در شكل‌گيري ساختمان، به خصوص ساختمان‌هاي مورد استفاده انسان، و به طور كلي محيط‌هاي مسكوني مي‌گذارند، از نظر افزايش عمر مفيد ساختمان، بالا بردن سطح كيفي آسايش و بهداشتي در فضاهاي داخلي، و همچنين از نظر صرفه‌جويي در مصرف انرژي مورد نياز جهت كنترل شرايط محيطي اين فضاها بسيار اهميت دارد. مورد اخير، به خصوص در دهه جاري، از نظر كاهش آلودگي هوا و سالم‌سازي محيط‌زيست اهميتي ويژه و بعدي جهاني يافته است.
موقعيت و وضعيت خاص طبيعي جغرافيايي ايران ـ اختلاف حدود 15 درجه عرض جغرافيايي بين شمالي‌ترين و جنوبي‌ترين نقاط شهري كشور و اختلاف بيش از 2500 متر بين ارتفاع مرتفع‌ترين و پست‌ترين اين نقاط، وجود ديوار بلند و يكپارچه رشته كوههاي البرز در شمال و رشته كوههاي مرتفع زاگرس در امتداد شمال غربي و جنوب‌شرقي و وجود درياي مازندران در مرز شمالي و خليج‌فارس و درياي عمان در مرز جنوبي ـ شرايط آب و هوايي كاملاً متفاوتي را در نقاط مختلف اين كشور پهناور پديد آورده است. طبيعي است كه اين تنوع آب و هوايي لزوم پيش‌بيني شكل خاصي از محيط‌هاي انسان ساخت را براي هر يك از مناطق اقليمي مختلف ضروري مي‌سازد.“
تنوع اقليمي بر معماري نقاط مختلف ايران اثر گذاشته است. تحقيق درباره معماري نقاط مختلف كشور و بررسي ويژگي‌هاي هر يك، كه به صورت پراكنده انجام شده، وجوه مشترك و مميز فراواني را در آنها نشان مي‌دهد كه پرداختن به آنها نيازمند فرصتي ديگر است .اين گزارش تنها به پيش‌آمدگي بخشي از ساختمان به صورت بالكن، سايبان و ساباط مي‌پردازد و توجهي خاص به اين پيش‌آمدگي‌ها در داخل معابر و گذرها دارد.
 

اقليم سرد

 

در اقليم سرد مناطق سرد كوهستاني و بسيار مرتفع مانند اردبيل، آذربايجان، كردستان و لرستان و همدان، كه بارش برف و باران، و نيز شمار روزهاي يخ‌بندان فراوان است، تابش پرتوهاي خورشيد اصولاً اهميت بسيار دارد. اما در بسياري از روزهاي زمستان، اشعه خورشيد آن قدر ضعيف و كم‌انرژي است كه بود و نبود آن اثري ندارد و جلوگيري از ايجاد سايه به آب كردن يخ و برف كمكي نمي‌كند و تاثير منفي و مثبتي نيز بر وضعيت معابر شهري و حتي واحدهاي مسكوني ندارد و در روزهاي زمستان بهترين راه مبارزه با سرما پناه بردن به فضاهاي دروني و عايق كردن آنهاست. اين روشي است كه از ديرباز در اردبيل به كار گرفته مي‌شد؛ بدين سان كه پنجره‌ها را دو جداره مي‌ساختند و يك جدار آن از شيشه و جدار ديگر از چوب بود. به كار گرفتن اين شيوه نشان مي‌دهد كه حتي سايه‌اندازي ساختمان مقابل روي خانه و محل سكونت اهميتي ندارد و به هر حال براي مقابله با سرما پنجره‌هاي چوبي ساختمان بسته مي‌شود.
بنابر آنچه گفته شد، در اين مناطق در فصول گرم سال هم نيازي به سايه نيست و طبيعتاً در معماري اين مناطق تمهيداتي كه در نقاط گرم براي ايجاد سايه به كار مي‌بستند، مشاهده نمي‌شود.
 

اقليم گرم

 

در مناطق گرمسير، چه مناطق گرمسير كويري و چه مناطق گرمسير و نيمه مرطوب حاشيه شمالي درياي عمان و خليج فارس، يعني استان‌هاي خوزستان و بوشهر و بنادر جنوبي و هرمزگان، گرمي هوا در تابستان گاه چنان غيرقابل تحمل مي‌شود كه بوميان اين مناطق هر چند قاعدتاً بدان خو گرفته‌اند، براي فرار از آن به فضاهاي چندين طبقه زيرزمين به نام شبستان و شوادان پناه مي‌برند. در چنين اقليمي در فصول گرم سال حتي سايه تير چراغ هم غنيمت است، چه رسد به فضاهاي بزرگ‌تر سايه‌دار. به همين سبب معابر بافت‌هاي قديم اين مناطق بسيار باريك و پيچ در پيج است كه به جز دلايل امنيتي، براي ايجاد سايه در معبر و بدنه‌هاي ساختمان ساخته شده است، معماري بسته و درون گراي ايران مركزي و جنوبي و محدوديت‌هاي سازه‌اي آن مانع از ساختن بالكن و كنسل (پيش‌آمدگي يا طره) در اين بافت‌هاست، اما ساباطهاي مكرر، يا حتي طاقنماهاي تيغه‌اي، كه در مسير كوچه‌ها و به فاصله چندمتري هم ساخته مي‌شوند، به جز جلوگيري از رانش ديوارهاي گلي به داخل كوچه، بر معبرها و گذرگاه‌ها نيز سايه مي‌اندازد. ساباط در شهرهاي كويري مانند يزد، كرمان، كاشان، بيرجند، خوسف، ... و شهرهاي گرم و نيمه مرطوب جنوبي مانند دزفول و شوشتر به فراواني ديده مي‌شود.

 

اقليم معتدل و مرطوب

 

منطقه شمالي ايران داراي آب و هواي خاص و بسيار متفاوت با شهرهاي جنوبي رشته كوه البرز است. در اين منطقه زمستان‌ها نسبتاً معتدل، و تابستان‌ها گرم و مرطوب است. رطوبت فراوان و بارش بسيار و گاه سيل‌آسا در اين مناطق استفاده از سقف‌هاي شيبدار را در معماري آن ديار جاي داده است بارندگي در اين مناطق سبب شده است كه سقف‌ها با پيش‌آمدگي ساخته شوند و از اين روست كه پيش‌آمدگي سقف در اين منطقه بسيار، و گاه به صورت مطبق است. در اين منطقه پيش‌آمدگي حياتي است و از ورود آب باران به داخل فضاي خانه جلوگيري مي‌كند. در اين شهرها، كه برف و يخ‌بندان زمستان معضلي براي ساكنان آن به وجود نمي‌آورد، فضاي سرپوشيده‌اي كه از بارش باران و تابش آفتاب محافظت كند، اهميت بسيار دارد.

 

ساباط و پيش‌آمدگي در ديگر كشورها

 

جز نمونه‌هايي كه در ايران نام برده شده است، در شهرهاي كشورهاي ديگر نيز پيش‌آمدگي به صورت بالكن يا قسمتي از ساختمان، و نيز ساباط به فراواني ديده مي‌شود.
شهر ونيز پر از ساباط‌هاي زيبايي است كه بخشي از ديدنيهاي اين شهر به شمار مي‌رود. در بافت قديم ونيز اتومبيل از اين ساباط‌ها عبور نمي‌كند، ولي در ميدان مايور مادريد، كه فضاي محصور بزرگي است، اتومبيل‌ها تنها پس از گذر از چند ساباط در گوشه‌ها مي‌توانند به محوطه درون آن راه يابند.
در اين نمونه‌ها، كه مربوط به بافت قديم اين شهرهاست، تاسيسات شهري وارد شده‌اند و استفاده مي‌شوند. ولي پيش‌آمدگي ـ كه شكل كامل آن ساباط است ـ در ساختمان‌هاي نوساز ديگر كشورها نيز به فراواني ديده مي‌شود.
سرپوشيده‌ترين و طويل‌ترين و رايج‌ترين معابري كه در بافت‌هاي قديم شهرها مي‌توان نام برد. بازارهاي سرپوشيده هستند كه هنوز در اغلب شهرها فعال‌ترين منطقه تجاري محسوب مي‌شوند و از تاسيسات شهري نيز استفاده مي‌كنند، ولي گذر اتومبيل از آنها ممكن نيست.
از آنچه گفته شد مي‌توان نتيجه گرفت كه گاه پيش‌آمدگي مانعي بر سر راه عبور اتومبيل به شمار مي‌رود؛ يعني در معابر كم‌عرض مي‌تواند سبب دردسر راننده و ساكنان منطقه شود، اما در معابر عريض داراي پياده‌رو ، چنانچه پيش آمدگي با سواره تداخل نداشته باشد، در دو سوي معبر مشكل آفرين نخواهد بود.
پيش‌آمدگي و بالكن در معماري دوران مياني ( پهلوي اول و دوم ) به شكل‌هاي مختلف ساخته شده و در همه‌ي شهرها نمونه‌هاي بسياري از آن ديده مي‌شود و مهم‌ترين انواع آن مربوط به تهران است.

 

 

اختصاصي كردن فضاهاي تفريحي - ورزشي مطلوب يا نامطلوب

 

 



امروزه در كشور ما ارائه بسياري از طرحها و پيشنهادات گرفتار موج گسترده افراط و تفريطهاست، و در اين ميان يا از دايره تنگ نظريها عبور مي‏كنند و يا گرفتار تجدد مآبي افراطي مي‏گردند اگر چه در عصر كنوني غلبه با شق دوم است. و شايد از يك آفت مشترك برخوردار باشند و آن سياست زدگي شديد حاكم بر آنهاست. چندي قبل طرح اختصاصي نمودن فضاهاي تفريحي جهت ورزش بانوان در شوراي شهر تهران به تصويب رسيد، و اين امر مخالفتهائي را بدنبال داشت از جمله آنچه كه در نظرخواهي گروه اجتماعي روزنامه ايران مورخ 23 شهريور 79، ازدكتر سيد يعقوب موسوي ذكر شده‏است. و مقاله حاضر در موافقت با طرح مذكور و در جهت شفاف سازي فضاي حاكم بر طرح ارائه مي‏شود تا از جهات مختلف نظر مخالفان را در ترازوي نقد قرار داده و به پيشگاه جوانان عزيز كشورمان تقديم نمايد.
الف) جدا سازي مكانهاي تفريحي - ورزشي از ديدگاه ديني
جدا سازي و ايجاد محدوديت در روابط نامحرم مطلوب و مورد تاكيد شرع مقدس مي‏باشد، و به يقين در كمال و ترقي معنوي آدميان تاثيرات فراواني دارد و اين حكم گرچه ممكن است مطابق ميل نفساني انسان نباشد، ولي در واقع به سود بشر و براي تعالي روح او است چنانكه خداوند مي‏فرمايد «وعسي ان تكرهوا شيئاً وهو خير لكم وعسي ان تحبوا شيئاً وهو شرّ لكم»(1) «فعسي ان تكرهوا شيئاً ويجعل اللَّه فيه خيراً كثيراً»(2).
و چه بسا مفاسد و مضراتي كه در اثر ناديده گرفتن حدود و احكام شرعي متوجه فرد و جامعه مي‏شود و بدينسان خسران در دنيا و آخرت را نصيب مروّجان وحريم شكنان مي‏كند. اينكه طرح جدا سازي مطابق احتياط شرعي است، شكي در آن نيست چه آنكه در اثر بي‏احتياطي و غلبه هواي نفس روح و جان آدميان تباه مي‏شود و شهوت بر جسم و عقل و روح آدمي حكم مي‏راند و او را گرفتار و اسير در بند شيطان مي‏كند و سايه شوم خود را در همه عرصه‏هاي زندگي مي‏گستراند. و به همين دليل است كه جهاد با نفس را جهاد اكبر ناميده‏اند، چه آنكه بسيارند كساني كه در كشاكش با نفس خود مبارزه را وا مي‏گذارند، و از اين روي است كه رسول گرامي اسلام‏صلي الله عليه وآله فرمودند: «اشجع الناس مَن غَلبَ هواه»(3) و مولانا جلال الدين رومي چه زيبا شرح حديث نفس را مي‏سرايد:
«نفس اژدرهاست او كي مرده است از غم بي‏آلتي افسرده است
... مات كن او را و ايمن شو زمات رحم كم كُن نيست او ز اهل صلات»(4)
و همه آنچه در اين نوشتار آمد هرگز به معني بي‏اعتمادي به نسل جوان... مردم متدين، متشرع و بسيار خوب كشورمان نيست بلكه صرف بيان نظر شارع مقدّس و داراي جنبه احتياطي و پيشگيرانه است، چه آنكه جوانان غيور ايران زمين جزء بهترين جوانان دنيا هستند، جواناني با نشاط، متدين و دلير مرداني كه هشت سال دفاع مقدس را با حضور پر شور خود رهبري نمودند، و محبوبترين انسانهاي عصر نزد خدا و رسول‏صلي الله عليه وآله او هستند كساني كه حكومت اسلامي به وجود آنان مباهات مي‏كند و در نگه داشتن حرمت و عزت آنان كوشش مي‏كند و خدمت به آنان را افتخار مي‏داند. و نيز چنين طرحي نبايد به معناي افراط و سخت‏گيري در امر جدا سازي تلقي شود.
ب) جدا سازي مكانهاي تفريحي - ورزشي از ديدگاه روانشناسي
امروزه از ديدگاه روانشناسي ثابت شده‏است كه امر جدا سازي بر آرامش رواني جامعه كمك شاياني مي‏كند، خصوصاً تشويش، احساس ناامني و تعرض به حقوق را در بانوان از بين مي‏برد و به آنان امكان تحرك، فعاليت و نشاط لازم را فراهم مي‏كند و از نظر سالم سازي محيط رواني و اجتماعي نيز تأثير بسزايي دارد و نشانه اين امر اجراي طرح جدا سازي در بسياري از كشورهاي ديگر از جمله كشورهاي غربي است و چنانكه در خبرها هم آمده بود اكثر خانمها از اين طرح استقبال كرده و نوعاً از سرويسهائي استفاده مي‏كنند كه مجري طرح هستند - ملتهاي اختصاصي - سرويسهاي حمل و نقل اختصاصي - مراكز ورزشي و تفريحي اختصاصي نمونه‏اي از آنها هستند. پس چگونه است كه عده‏اي در جامعه ما با گنده‏گوئي حقايق علمي روز را مخفي مي‏كنند و با وارونه جلوه دادن آن القاء نامناسب به جامعه را وجهه همت خود مي‏نمايند؟!
بعلاوه اگر پارك و فضاهاي تفريحي - ورزشي براي گذراندن اوقات فراغت و تفريحات سالم و مناسب طراحي شده‏اند پس طرح جدا سازي در راستاي هدف آنهاست و هيچ گونه منافاتي با تعاريف آنها ندارد بلكه در جامعه امروزي اين فرصت را براي بانوان فراهم مي‏كند تا بتوانند بدور از دغدغه و تشويش خاطر و با آرامش كامل، و آزادي به فعاليت، ورزشي و تفريح بپردازند. چنانكه طرح جدا سازي زن و مرد در اتوبوسهاي شركت واحد خللي در امر رفت و آمد ايجاد نكرد بلكه موجبات رضايت افكار عمومي خصوصاً بانوان محترم را فراهم نمود.
ج) آيا طرح با اعتماد عمومي ناسازگار است؟
بي‏مبناترين بخش استدلال اينست كه بگوئيم طرح اختصاصي كردن مكانهاي تفريحي - ورزشي با اصل اعتماد به مردم در تضاد است، چه آنكه اصل اعتماد في نفسه نافي اصل احتياط نيست، از بين بردن زمينه فساد و تباهي و لو احتمال آن كم باشد مطابق احتياط عقلي است و هيچ منافاتي با اعتماد عمومي ندارد - و اگر بنا باشد اين دو اصل در تضاد با همديگر باشند و اصل اعتماد عمومي نافي - اصول پيشگيرانه باشد پس مي‏توان هر گونه قانون، حدود و مقيدات را با تمسك به اصل اعتماد عمومي مورد خدشه قرار داد و آنها را برداشت و حال آنكه هر قانون، طرح و اصلي جايگاه خود را دارد و افراط در بكارگيري هر اصلي بدور از منطق و خرد است چه آنكه در قلمرو عقل آدمي و قلمرو حدود شرعي، آزادي اعتماد - اصل برائت هر كدام و... معناي خاصي خود را دارند و نبايد طوري تعريف شوند كه جامعه را بسوي ابتذال و بي‏بندوباري سوق دهند.
و با تأسف بايد اذعان كرد كه متأسفانه طراحان اين نظريه‏ها در صددند با تهمت و شايعه پراكني، مردم، خصوصاً نسل جوان كشور را كه همه به وجودشان افتخار مي‏كنيم به خادمان خود بد بين كنند و با القاء نامناسب جلو طرحهائي كه به سالم سازي جامعه كمك مي‏كنند را بگيرند و نشانه آنهم اينكه اصولا مصاحبه و تيتر منتخب آن با خبر مربوطه در مورد مصوبه شوراي شهر مطابقت ندارد - مصوبه شوراي شهر در جهت جدا سازي فضاي تفريحي براي ورزش بانوان است و عناوين مطروحه در مصاحبه فوق به طرح جدا سازي مطلق پاركها و مكانهاي تفريحي توجه كرده و اشاره‏اي به ورزش ننموده(5) و بيان نكرده كه آيا به نظر جريده و مصاحبه كننده محترم ورزش بانوان در انظار عمومي بي ‏اشكال و مطلوب است؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:9  توسط  soheil  | 

برنامه‌ريزي و طراحي فضاي سبز شهري [1] 

 

در ساماندهي به هر محيط بايستي شناخت بين مناظر و محيط طبيعي هماهنگي پديده‌هاي طبيعي و غير طبيعي در نظر گرفته شود. بنابراين در طراحي فضاي سبز به دو نكته بايد توجه كرد: اول چارچوب و اسلوب طرح؛ دوم ـ كه اهميت زيادي در كار طراحي دارد ـ ويژگي‌هاي خود طرح.
درك واقعي و درست از موقعيت‌هاي مكاني و اقليمي و داشتن اطلاعات كافي و دقيق از تغييرات آب و هوايي و ارتباطات زيست محيطي و بوم شناختي، ضروري است. از همين دست است داشتن ديدي همه جانبه و سيستمي بر محيط براي ايجاد تعادل در كار طراحي و دارا بودن قدرت خلاقيت، نوآوري و ابتكار و آميزش طرح‌هاي مختلف به صورتي زيبا و دلپذير؛ و از طرفي هم داشتن قدرت تفكر، استعداد و انديشه، هوش و ادارك، ذوق و سليقه و در نهايت توجه به فطرت و تمايل ذاتي بشر. طراح مي‌تواند با رعايت مسائل مختلفي همچون نحوه طراحي، ادغام گونه‌هاي بومي و غير بومي، شرايط اجتماعي حاكم بر جامعه، سنت‌ها، اعتقادات مذهبي، تاريخ شكل‌گيري باغ‌ها و تفرجگاه‌ها و مسائلي از اين قبيل طرح مناسبي ارائه دهد.
رسيدن به مبنا و الگويي براي طراحي فضاي سبز متضمن درك اهداف صحيح و شناخت پيشينه‌ي آن است. ديدن طبيعت و ظرافت‌هاي آن و چگونگي رابطه‌اش با انسان و سپس ارائه تصويري هماهنگ از هر دو به گونه‌اي جذاب، با الهام از طراحي‌هاي متفاوتي كه حتي در ساير كشورها مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مي‌تواند طراح را در بسياري از موارد كمك كند.
بدين منظور در اينجا ابتدا انواع پارك‌ها و طرح‌ها به گونه‌اي گذرا ذكر مي‌گردد و سپس طراحي فضاهاي سبز مورد بررسي قرار مي‌گيرد. پارك‌ها را مي‌توان از لحاظ خطوط طراحي به چند قسمت تقسيم كرد:
1ـ پارك‌هاي منظم: اين گونه پارك‌ها، همان‌گونه كه از نام‌شان پيداست، نوعي نظم و يكنواختي در خود دارند. استفاده از خطوط هندسي و قرينه‌سازي در اين شيوه طراحي پايه اصلي كار را تشكيل مي‌دهد.
2ـ پارك‌هاي غير منظم: به كارگيري اشكال غير منظم بدون تقارن و با استفاده از خطوط غيرمنظم ولي مرتبط به هم، از ويژگي‌هاي اين طرح است و به همين دليل به آن طرح نامتقارن نيز مي‌گويند.
مناظر زيباي طبيعت بيشتر نامتقارن‌اند ولي توازني بين دو سوي محور برقرار است. بنابراين در طراحي نامتقارن انسان به طبيعت نزديك مي‌شود... در اينجا از مناظر طبيعي اطراف مي‌توان الهام گرفت.
3ـ پارك‌هاي مختلط: اينها در واقع تلفيقي‌اند از دو سبك قبلي، به اضافه يك سري ضوابط ديگر، امروزه اكثر پارك‌هايي كه احداث مي‌شوند از اين سبك پيروي مي‌كنند. اصولاً طرح پارك‌هاي مختلط براي پارك‌هاي عمومي، پارك‌هاي نباتيك و پارك‌هاي وحش است.
به غير از پارك‌هاي ياد شده اقسام ديگري هم مانند پارك فانتزي، مدرن و ژاپني وجود دارد. پارك‌هاي فانتزي بيشتر براي ارائه و نشان دادن مواد يا تركيبات تجارتي با ايجاد هماهنگي و تنوع بين قسمت‌هاي مختلف طراحي مي‌شوند.
4ـ پارك‌هاي مدرن: اشكال طراحي براي اين گونه پارك‌ها ظاهراً از ضوابط معين و خاصي پيروي نمي‌كند؛ ولي عملاً طراحي و خطوط آن جلوه‌اي از پارك‌هاي مختلط را به همراه دارد. بنابراين استفاده از خطوط مستقيم و با قوس‌هاي كمي پيچ و خم‌دار، همراه با نمايش زوايا در جلوه دادن اين پارك‌ها موثر است. معمولاً براي تزيين و فضاسازي در اطراف ساختمان‌هاي چندين طبقه و مجتمع‌هاي ساختماني نيز از اين سبك‌ طراحي استفاده مي‌شود. شايد بتوان گفت كه سبك مذكور نوعي الهام و اختلاط از باغ‌هاي ژاپني است كه با ديگر خصوصيات طرح هماهنگي دارد.
نكته در خور توجه در تمام طرح‌هاي ياد شده، كاربرد گياهان در طرح است و بايد از مناظر موجود به بهترين شكل استفاده شود.

 

هدف‌گذاري

 

هر طرحي كه ارائه مي‌شود بايد داراي اهداف مشخص باشد كه عمده‌ترين آنها در امر فضاي سبز عبارتند از:
1ـ ايجاد هماهنگي و تعادل و توازن در محيط زيست براي حفظ روابط انسان و محيط.
2ـ كاهش آلودگي و حفظ محيط‌زيست
3ـ افزايش جاذبه‌هاي زيبايي در محيط زندگي
4ـ اولويت دادن به فضاهاي سبز
5ـ انتخاب مناسب‌ترين، مفيدترين و در عين حال مقاوم‌ترين يا ماندگارترين گونه‌هاي گياهي كه علاوه بر زيبايي و سرسبزي، مقاوم به آفات نباتي باشند.

 

ايمني فضاهاي سبز

 

پارك‌ها به عنوان مأمني كه در همه فصول سال پذيراي اقشار مختلف مردم، كودكان و نوجوانان و سالمندان هستند، احتياج به ايمن‌سازي دارند، و اين از وظايف طراحان و متوليان فضاي سبز است.
از جمله مسائل و مشكلاتي كه مي‌تواند در پارك‌ها ايجاد خطر كند، انتخاب مصالح كفپوش معابر از لحاظ شدت يا ضعف صيقلي بودن آنهاست كه به مجرد خيس شدن بر شدت صيقلي بودن‌شان افزوده مي‌شود. خصوصاً در قسمت‌هاي پر تردد، به خاطر اصطكاك و ساييدگي، لزوم تيشه‌اي كردن سطوح سنگ در هر چند سال يك بار امري ضروري است.
بارش برف و يخبندان در فصل سرد سال از جمله مشكلات ديگري است كه مي‌تواند براي شهروندان حادثه‌آفرين باشد. براي رفع اين مشكل مي‌توان از المنت‌هاي برق استفاده كرد. بدين‌معني كه در لايه‌هاي مياني بتون كفپوش از سيم‌هاي مقاومت‌دار ـ كه هنگام عبور برق انرژي گرمايشي توليد مي‌كنند ـ استفاده مي‌شود.
توجه به چنين مسائلي خصوصاً در مورد كودكان، معلولان و جانبازان جنگي اهميت بيشتري دارد. بدين ترتيب از يك طرف از زمين‌خوردن و آسيب‌ديدگي بدني در آنها جلوگيري مي‌شود و در عين حال با رعايت جزييات ديگري از قبيل طراحي و ساخت‌وساز پله‌ها، زواياي شيب‌ها و پرتگاه‌ها امكان استفاده بيشتر آنها فراهم مي‌آيد. وجود لبه‌هاي تيز و برنده مانند جداولي كه در كناره‌هاي پياده‌روها و تقسيمات پارك‌ها به چشم مي‌خورند، يا لبه‌هاي تيز نرده‌هاي كوتاه، فواره‌هاي سنگي، جداول جوي‌هاي آب و نظاير اينها همگي عوامل خطرناك و پرحادثه در پارك‌ها هستند، كه در صورت طراحي دقيق مي‌توان شدت خطر را تا حد زيادي كاهش داد.
در طراحي فضاي سبز ايجاد اختلاف سطح از روش‌هاي طراحي در سطوح شيبدار است ولي نبايد فراموش كرد كه تعداد زيادي از مراجعه‌كنندگان كودكان و سالمندان‌اند و اين اختلاف سطوح و جزييات درگيري آن با پياده‌روها بسيار اهميت دارد.
امنيت رواني در كنار ايمني فيزيكي داراي اهميت ويژه‌اي است؛ بدين‌معنا كه در فضاهايي كه روشنايي مناسبي ندارند، زمينه بروز رفتارهاي ناهنجار و حتي ترس برخي از مراجعه‌كنندگان از فضا به وجود مي‌آيد. البته تودة انبوه‌ گياهي در كنار پياده‌روها كم رفت‌وآمد و نيز نورپردازهايي كه سايه‌هاي هراس‌انگيز ايجاد مي‌كنند، مي‌تواند بر شدت چنين چيزي بيفزايد.
بدين‌ترتيب مساله روشنايي و نورپردازي در طراحي‌هاي فضاي سبز امري لازم‌الاجراست، به شرط آنكه تأسيسات برق ناشي از آن در كنار محيط‌هاي مرطوب و آبي و نزديك به زمين ـ يعني دقيقاً جايي كه دسترس كودكان است ـ قرار نگيرد.
به غير از عوامل ياد شده، مساله مهم ديگري كه در ايمني پارك‌ها موردنظر است، رفتار گروه‌هاي اجتماعي متفاوتي است كه پارك‌ را براي آسايش خود انتخاب كرده‌اند.
تردد وسايل نقليه سنگين براي تعمير يا ترميم قسمتي از فضا از عوامل ديگري است كه در پارك‌ها باعث ايجاد سروصدا و به خطر انداختن سلامتي كودكان مي‌شود.
وسايل بازي كودكان اگر غير استاندارد طراحي شوند، يا اگر مصالحي كه در قسمت پارك بازي بچه‌ها استفاده شده خشن و سخت باشد، باز ايجاد خطر و حادثه مي‌كند. مي‌توان با از بين بردن زوائد و لبه‌هاي تيز و به كارگيري مصالح مناسب مانند ماسه و ماسه بادي به عنوان كفپوش، در پيشگيري از چنين حوادثي كمك كرد.
 

تجهيزات پارك

 

ضرورت ارائه خدماتي چون در نظرگيري مكان‌هاي ورزشي، فرهنگي و تفريحي به مردم در پارك‌ها از جمله مسائل ديگري است كه بايد در طراحي پارك‌ها در نظر گرفته شود. وجود ساختمان‌هاي خاص براي مقاصدي چون برگزاري نماز، سكوهاي نشيمن، مبلمان پارك‌ و سازه‌هايي از اين قبيل با در نظر گرفتن هماهنگي آن با ساير اجزاي پارك‌ مي‌تواند هر گونه نوآوري و ابتكار را پذيرا باشد. به عنوان نمونه، در ساخت سكوهاي نشيمن مي‌توان از مصالح مختلفي چون چوب، فلز، بتن، سنگ يا پلاستيك استفاده كرد؛ منتهي توجه به شرايط آب و هوا، معماري پارك‌، علاقه ذاتي انسان و مدت دوام و عمر اين مصالح با در نظر گرفتن استفاده مجدد آن به صورت بازيافت بايد مورد دقت قرار گيرد. چوب و سنگ به خاطر ويژگي‌هايي كه دارند مناسب‌ترند، اما پلاستيك در صورت فرسودگي و تغيير فرم قابليت كمتري براي استفاده مجدد دارد و همچنين نسبت به تغييرات دمايي حساسيت بيشتري دارد و زودتر در معرض خرابي و شكستگي قرار مي‌گيرد.
 

پيشنهادها

 

به منظور رسيدن به فضايي سبز، آرام‌بخش و روح‌افزا در شهر، طراحان و مهندسان فضاي سبز بايد براي دستيابي به اصول نكات ياد شده اهتمام بيشتري ورزند و بكوشند با توجه به موقعيت‌هاي جغرافيايي، اقليمي و رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مردم حتي الامكان موارد ياد شده را در طراحي خود مدنظر قرار دهند. هر چند كه در برخي موارد امكان ايجاد همه آنها وجود ندارد. ولي ابداع و نوآوري‌ها مي‌تواند خلاء‌هاي موجود را پر كند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:6  توسط  soheil  | 

 

پلکان بزرگترين گنبد شمالغرب ايران پيدا شد

 

 

دو رديف از پله هاي گنبد سرخ مراغه که در زير خاک مدفون شده بودند، در جريان مرمت و بازسازي اين اثر پيدا شدند.


نقشه معماري گنبد سرخ

 

 


تهران – ميراث خبر
گروه استان ها- احسان صفاپور: در جريان مرمت و بازسازي بناي تاريخي گنبد سرخ مراغه دو رديف از پله هاي اين اثر که سال ها در زير خاک مدفون بودند آشکار شدند.
"ناصر زواري" رئيس ميراث فرهنگي و گردشگري مراغه درباره کشف اين پله ها به ميراث خبر گفت :«هنگام خاکبرداري از محوطه گنبد سرخ دو رديف از پله هاي بنا با ارتفاع 2 متر و عرض 40 سانتي متر پيدا شد که نياز به دوباره سازي و احيا دارند.»
گنبد سرخ به عنوان قديمي ترين برج مقبره شمال غرب ايران در جنوب غربي مراغه واقع است که در سال592 هجري به دستور عبدالعزيز بن محمودبن سعد يديم، رئيس آذربايجان و به وسيله بني بكرمحمد بن بندان بن المحسن معمار ساخته شده است .
در معماري اين بنا براي نخستين بار از تلفيق آجر و کاشي استفاده شده و از اين بابت طليعه سبک معماري رازي شناخته مي شود.
رئيس ميراث فرهنگي و گردشگري مراغه با بيان اينکه مرمت و بازسازي گنبد سرخ مراغه از 5 سال پيش شروع شده است گفت :« سال هاي پيش محوطه سازي،ساخت جدول هاي سنگي،آبنماها و حوض مياني بنا ،اجراي سنگفرش محوطه گنبد و ساخت و احياي تاسيسات روشنايي و لوله کشي آن به انجام رسيده و سال گذشته نيز با کمک شهرداري مراغه تملک زمين هاي اطراف بنا به منظور احداث ديوار بتني به نام اداره ميراث فرهنگي و گردشگري مراغه ثبت شده است.»

 

فروردين 1383

داده نما ویژه چکیده ونمایه مقالات

ICIC

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:3  توسط  soheil  | 

فهرست

 

فصل اول-توريسم                                                                              صفحه   

        1-  توريسم                                                                                                                2- اركان صنعت توريسم                                                                                

2-1 منابع طبيعي                                                                                               2         2-2 عوامل زير بناي                                                                                               2    

2-3 تجهيزات حمل و نقل                                                                                        3

         2-4 مسائل فرهنگي وروحيه ميهمان نوازي                                                                   3           3- توريست                                                                                                                 3                                                                                                                 

4-فوايد سياحت                                                                                                              

4-1  سياحت وفرهنگ                                                                                                     4

4-2 سياحت وجامعه شناسي                                                                        5

4-3  سياحت وسلامت                                                                               5     

4-4 سياحت واقتصاد                                                                                                   5

4-5 سياحت وفراغت                                                                                                  5

5- كليات راجع به توريست داخل

5-1 ناگواريهاي سياحت در زمينه فرهنگي                                                                     7

5-2 عوامل بازدارنده فرهنگي صنعت توريسم در ايران                                                        9

5-3 توسعه جهانگردي چه لطمه هاي به كشورهاي در حال توسعه مي زند                              9        

5-4 ارزشهاي اقتصادي سياحت                                                                                  10

5-5 توسعه جهانگردي براي رشد اقتصادي و اجتماعي                                                              12

5-6 جهانگردي صادرات نامرئي خدمات ومحصولات                                                    14

 5-7 جهانگردي صنعت بدون آلودگي                                                                        14

5-8 شرايط لازم در تهيه يک برنامه ريزی توريستی                                                    15

6- سياست هاي دولت در زمينه گسترش توريسم                                                   17   

7- سياست هاي كلي ايران در زمينه صنعت توريسم                                             19

8- مشكلات صنعت توريسم                                                                                                 22            

9-1 ضعف شبكه ارتباطات و راهها                                                                                       22  

9-2 نارسائيهاي اقامتي                                                                                              23                      

9-3 كمبود راهنمايان توريستي                                                                                  24       10- راه رفع مشكلات                                                                                   24

     11- نقش جهانگردي در استراتژي ملي                                                              25

    11-1 ارز آوري وايجاد اشتغال                                                                                 26

  11-2 صنعت جهانگردي صادرات نامرئي كالا وخدمات                                                    28

           12- نارسائيهاي بهره برداري از صنعت جهانگردي                                               30

  13- تسلط بر درآمد نفت                                                                             33

14   - نقش ورسالت دولت در توسعه جهانگردي                                                  34

14-1 دولت در توسعه جهانگردي چه وظيفه اي دارد                                                       36

14-2 در آمد ارزي هر توريست مترادف 60 بشگه نفت                                                    7 3

15- جاذبه هاي توريستي ايران

15-1 جاذبه هاي طبيعي                                                                                         39

15-2 جاذبه هاي فرهنگي واجتماعي                                                                          43

15-3 جاذبه هاي زيارتي                                                                                         44

15-4 موزهها                                                                                                       45             

 

 

فصل دوم-توريسم در لرستان

1-  معرفی اجمالی استان لرستان                                                              47                                                                     

50                   تأثيرات صنعت گردشگري بر استان                                                              2-

3--امكانات زيرساختي صنعت گردشگري                                                                  52

4- تاسيسات و تجهيزات گردشگري در استان لرستان                                                52             

 

فصل سوم-مطالعات معماری ، برنامه ريزی فيزيکی

 

1- انواع هتل                                                                                                             63

2- معماري هتل وانواع فضاهاي تشكيل دهنده آن                                                     

3 - فضاهاي عمومي                                                                                                66          

4- فضاهای خصوصی                                                                                               76

5- فضاهاي خدماتی                                                                                                82

6- فضاهاي اداری                                                                                                   93  7- فضاهای تجاری                                                                                                95   8- فضاهای تفريحی- ورزشی                                                                    96

 9-   موارد مهم در طرح ساختمان هتل                                                                       98   10- بررسی چند نمونه مشابه                                                                                  102

                                                                                              

                                                                 

 

فصل چهارم -شناخت محيط طرح

 

1- ويژگيهای طبيعی                                                                              113

2- ويژگيهای انسانی                                                                               123

3- جغرافيای تاريخی                                                                                                 129

137

                                                                        4- ويژگي هاي فرهنگي و هنري

 

 

فصل پنجم -طراحی

 

1- تجزيه و تحليل سايت                                                                         139

2- مبانی نظری                                                                                    145

3- کانسپت نهايي                                                                                 147

 

منابع                                                                                                  149

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:2  توسط  soheil  | 




 

 

"

 

مهندس علی اصغر هوشمند، کارشناس مکانیک سیالات
مهندس امیرحسین تمجیدی، کارشناس برق و الکترونیک

 

مقدمه
کلیه آسانسورهای نصب شده در کشور بر اساس مصوبه شورای استاندارد از تاریخ 1/1/82 (بر مبنای تاریخ صدور پروانه ساختمان) تحت پوشش استاندارد ملی ایران و دستورالعملهای آن قرار دارد. این موضوع به کلیه شهرداریهای ایران جهت لحاظ در صدور پروانه و پایان کار ابلاغ گردیده است. در این مقاله جهت آشنایی بیشتر مهندسین مشاور و ناظر، کلیاتی از استانداردهای موجود، ارائه می گردد تا در استانداردسازی آسانسور، مورد استفاده قرار بگیرد.
کلیات موضوع در مبحث 15 مقررات ملی ساختمان و ضمائم آن و نیز در جزوه منتشره از موسسه استاندارد ملی- نصب آسانسور- شماره 1-6303 ، منتشره از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، درج گردیده است. نظر به اینکه متولی استانداردسازی آسانسور، در قانون، موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران تعیین گردیده، لذا این موسسه نیز وظایف خود را به دو شرکت تعیین صلاحیت شده در سطح کشور، واگذار نموده است. شرکت های مذکور پس از طی بازرسیها و مراحل قانونی تشکیل پرونده، در صورت مطابقت با استانداردهای موجود، تاییدیه لازم را صادر  می نمایند. از جمله وظایف شرکت های مذکور، تعیین صلاحیت فروشندگان و نصابان آسانسور، از نظر فنی بوده و فروشندگان و نصابان اقدامات لازم را انجام داده از جمله مدارک خواسته شده در واحد بازرسی اینگونه شرکتها الزام آسانسور موظف به ارائه پروانه طراحی و مونتاژ از وزارت صنایع و معادن می باشند.

 

کلیات
آسانسور وسیله ای است دائمی که برای بالا و پایین بردن بین دو سطح و یا بیشتر، بکار می رود. این وسیله شامل کابین برای حمل مسافرین و یا بار بوده و در داخل ریل های راهنمای صلب بصورت عمود یا مورب، زاویه کمتر از 15 درجه نسبت به محور قائم، حرکت می کند. در حال حاضر یکی از مشکلات مهم ساختمان های بلند مرتبه، عدم پیش بینی فضای لازم برای آسانسور بوده و لازم است در ابتدای طراحی ساختمان این فضا متناسب با تعداد آسانسور، ظرفیت و سرعت مناسب، با توجه به ارتفاع ساختمان، جمعیت ساکن و کاربری ساختمان ها پیش بینی گردد. در غیر اینصورت، پس از اجرای ساختمان، معمولا افزایش فضای چاه آسانسور، بسیار مشکل و در اکثر موارد غیر ممکن می باشد. مطالب یاد شده را می توان به دو بخش عمده تقسیم کرد:
قسمت اول: حداقل فضای لازم برای انتخاب تعداد، ظرفیت و سرعت آسانسور برای ساختمان های مسکونی بایستی در نظر گرفته شود. این حداقل ها بر مبنای زمان اسمی طول مسیر(40 ثانیه)، از استانداردهای بین المللی ایزو 4190 برگرفته شده است.
بدیهی است تعیین دقیق آسانسورهای موردنیاز در ساختمان ها باید بر مبنای نمودارها و استانداردهای جهانی معتبر، توسط شرکت های متخصص انجام گیرد.
قسمت دوم: شامل جداول اندازه های چاه و اتاقک(کابین) و موتورخانه با توجه به ظرفیت آسانسورها برای ساختمان های مسکونی، غیر مسکونی و بیمارستانها همینطور آسانسورهای خودروبر می باشد.
لازم به ذکر است که در طراحی آسانسور و تعیین اندازه های چاه آن، تکیه بر استانداردهای معتبر جهانی، بخصوص استاندارد EN81 بوده که مورد قبول اکثر کشورهای اروپایی است. این استانداردها در ایران در قالب استاندارد ملی ایران با جزئیات مربوطه تعریف شده است.

 

راهنمای انتخاب آسانسور برای ساختمان های مسکونی

 

1.  در ساختمان های با بیش از 8 طبقه بالای ورودی اصلی یا با طول مسیر اصلی حرکت بیش از 23 متر بالای ورودی اصلی، باید حداقل دو دستگاه آسانسور پیش بینی گردد که یکی از آنها با حداقل ظرفیت 1000 کیلوگرم مناسب حمل برانکارد باشد و به کلیه طبقات نیز سرویس دهد.

تبصره: موضوع حمل برانکارد در حال حاضر استاندارد ملی ایران جزو الزامات نمی باشد.
حداقل سرعت آسانسورهای مسافربر با توجه به ارتفاع ساختمان از کف پایین ترین تا کف بالاترین طبقه مطابق جدول زیر می باشد:

 

8 طبقه یا تا 23 متر طول مسیر حرکت

 

حداقل سرعت 0.63 متر بر ثانیه

 

9 طبقه تا 12 طبقه یا تا 36.5 متر طول مسیر حرکت

 

حداقل سرعت 1 متر بر ثانیه

 

از 13 تا 20 طبقه یا تا 63 متر طول مسیر حرکت

 

حداقل سرعت 1.6 متر بر ثانیه

 

از 21 تا 25 طبقه یا تا 80 متر طول مسیر حرکت

 

حداقل سرعت 2 متر بر ثانیه

 

از 26 تا 30 طبقه یا تا 95 متر طول مسیر حرکت

 

حداقل سرعت 2.5 متر بر ثانیه

 

تبصره(1) موارد فوق الذکر راهنمای ساده ای برای تعیین حداقل سرعت مورد نیاز در طراحی و انتخاب آسانسور برای ساختمان های مسکونی می باشد. بدیهی است برای رسیدن به زمان انتظار مناسب، برای ساختمانهای بیشتر از 30 طبقه، برای ساختمان های غیر مسکونی(تجاری، اداری و غیره) و با ساختمان های با کاربری خاص، حتی برای انتخاب دقیق آسانسور جهت ساختمانهای مسکونی، لازم است بر مبنای استاندارد ملی ایران و استاندارد جهانی ایزو 4190 ، با توجه به سطح زیربنا و جمعیت ساکن در ساختمان، محاسبات ترافیکی، انتخاب تعداد آسانسور، ظرفیت، سرعت و سایر مشخصات آن تعیین گردد.
مطالب فوق گذری اجمالی بر مقررات ملی می باشد. علاقه مندان می توانند جهت اطلاع بیشتر از آرشیو سازمان نظام مهندسی(استاندارد ملی- مبحث 15 مقررات ملی ساختمان) و یا با هیات تحریه فصلنامه طاق، کسب اطلاع نمایند.
مراجع:

 

1.  پیوست1، استاندارد ملی توصیه هایی برای انتخاب آسانسور و راهنمایی برای تعیین اندازه ها

2.  طراحی آسانسور تالیف لابیر جانوسکی

3.  جزو استاندارد ملی( شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران)

 





 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 12:1  توسط  soheil  | 

 


ارگونوميک چيست ؟

ارگونوميک (ERGONOMICS) شاخه اي از علم مهندسي است که به طراحي ابزار و لوازمي براي حفظ سلامت فيزيکي بدن در هنگام کار مي پردازد. درد، غالبا در اثر حفظ مداوم يک حالت نادرست قرارگيري بدن ايجاد مي‌شود. مثال‌هاي رايج آن شامل: تايپ همزمان با صحبت تلفني با نگه داشتن گوشي تلفن در گودي گردن، چرخاندن مداوم سر از چپ به راست هنگام تايپ از روي يک متن و نگاه کردن به صفحه کامپيوتر و يا نشستن به مدت طولاني هستند.


ميز كار کامپيوتر:

يكي از شاخص هاي استقرار تجهيزات، ميز كار رايانه است. ميز كار را مي توان به سه قسمت تقسيم كرد:

ناحيه اول: ناحيه اي كه به ندرت از آن استفاده مي شود (قسمت عقب سطح ميز كار).

ناحيه دوم: ناحيه اي كه گه‌گاه از آن استفاده مي شود (قسمت وسط سطح ميز كار).

ناحيه سوم: ناحيه اي كه همواره از آن استفاده مي شود (قسمت جلويي سطح ميز كار).


نحوه استقرار ميز كار کامپيوتر:

ناحيه اول يا قسمت اول كه سطح انتهايي ميز كار است و به ندرت از آن استفاده مي شود، مكاني است كه فقط جهت نمايش است. اشيايي همچون مانيتور، عكس، ساعت، گلدان، جاي مداد و خودكار، بلندگو يا اسپيكر در اين ناحيه قرار مي گيرند. ناحيه يا قسمت دوم، سطح مياني ميز كار است. در اين ناحيه، اشيايي قرار مي گيرند كه گهگاه از آنها استفاده مي شود؛ لوازمي همچون تلفن، ماشين حساب، سيني و... . ناحيه يا قسمت سوم، سطح آغازين يا جلويي ميز كار است. در اين منطقه ادواتي قرار مي گيرند كه همواره كاربرد دارند؛ ادواتي همچون كي برد، موس و موس پد. در مورد ميزكار ذكر اين نكته الزامي است كه ميزهايي كه صفحات جداگانه اي براي صفحه كليد و موس دارند، به هيچ عنوان مناسب كار كاربران نيستند.


نحوه استقرار مانيتور

مانيتور بايد به صورتي استقرار يابد كه اولاً در ناحيه اول باشد و در ثاني دقيقاً روبه روي صورت باشد. به گونه اي كه هنگام كار با آن، بتوان بالاترين نقطه مانيتور را مشاهده كرد يا به عبارتي ديگر، چشم كاربر به موازات بالاترين قسمت مانيتور باشد و فاصله مانيتور از چشم كاربر نيز بين چهل و هفتاد سانتي متر باشد.


نحوه استقرار صفحه کليد

ذكر اين نكته بسيار مهم است كه صفحه كليد هرگز نبايد در ارتفاعي بالاتر يا پايين تر از سطح ميز كار باشد. به عبارت ديگر، صفحه كليد بايد دقيقاً روي ميز كار و در قسمت سوم و روبه روي مانيتور باشد. در اين حالت زاويه بين بازو و ساعد در هنگام كار نبايد از نود درجه تجاوز كند. نكته ديگر در مورد صفحه كليد، نحوه استقرار مچ دست ها روي آن است. خيلي مهم است كه هر دو مچ كاملاً به موازات هم روي صفحه كليد به نحوي قرار بگيرند كه هر يك سهمي از صفحه كليد را به گونه مساوي تقسيم كند. جمع شدن مچ دست به سمت داخل يا خارج، هرگز اصولي نيست. زاويه گرفتن كف دست از مچ نيز باعث آسيب خواهد شد. نكته بسيار مهم و قابل اشاره، اين است كه ديده شده بسياري از كاربران، پايه هاي زير صفحه كليد را باز مي كنند تا به كي برد زاويه بدهند؛ اين كار بدترين حالت براي مچ دست است. بهترين حالت براي كي برد آن است كه صفحه كليد، كمترين زاويه را داشته باشد.


نحوه استقرار موس

مانند صفحه کليد يا همان كي برد بيشترين كاربرد را دارد. محل استقرار آن براي كاربران چپ دست، سمت چپ و براي كاربران راست دست، سمت راست و در ناحيه سوم است. ديده شده كه بسياري از كاربران، موس و موس پد را در ناحيه دوم ميز قرار مي دهند و اين باعث مي شود كه زاويه بين بازو و ساعد بيش از نود درجه شود. در مورد مچ دست نيز به اين نكته بايد اشاره كرد كه هنگام كار با موس، دست بايستي با موس در يك امتداد باشد. يعني خم شدن مچ به سمت چپ يا راست يا بالا و پايين صحيح نيست. محل استقرار انگشتان روي موس نيز به اين قرار است كه سه انگشت وسطي بر روي موس و انگشت هاي شست و كوچك در دو طرف موس قرار مي گيرند.


صندلي کامپيوتر

يک نکته مهم و اساسي اينکه برخي از عزيزان پس از خريداري يک رايانه در منزل يا محيط کار به منظور صرفه جويي اقتصادي اقدام به خريد صندلي کامپيوتر يا صندلي مهندسي نمي کنند و از صندلي هاي معمولي منزل بهره مي برند اين موضوع وقتي خطرناک مي شود که از صندلي چوبي و صندلي ايستا و غير متحرک بهره مي بريد. اگر از نگاه اقتصادي به اين موضوع نگاه مي کنيد مطمن باشيد با استفاده از صندلي هاي چوبي و غير استاندارد در آينده دچار بيماري ها شده که علاوه بر اعمال هزينه هاي گزاف؛ دردهاي غيرقابل درماني را بروز مي دهد. پس توصيه اکيد مي شود در هنگام خريد کامپيوتر، يک ميز و صندلي مخصوص کامپيوتر خريداري کنيد که علاوه بر زيبايي و ظرافت در مبلمان محل کار و منزل ويا اتاق شخصي شما باعث جلوگيري از بروز خطرناک و بيماري هاي ناشي از کار با کامپيوتر مي شود .

1. صندلي شما بايد متحرک و دوار و با پايه چرخدار باشد.

2. ارتفاع صندلي نيز قابل تغيير باشد تا بر اساس قد و طول بدن شما و نسبت آن با طول دست‌هايتان به گونه اي تنظيم گردد که به راحتي با صفحه کليد کامپيوتر کار نموده و صفحه نمايشگر را رويت کنيد.

3. صندلي براساس وزن شما، داراي مفصل‌هايي باشد که بتواند حرکات شما را تنظيم کند.

4. پشتي صندلي بايد به صورتي طراحي شده باشد که از بروز کمر درد و دردهاي مفصلي جلوگيري کندمحل نشستن آن قابل تنظيم به جلو و عقب باشد.

5. محل نشستن آن از جنسي باشد كه قابل سرخوردن نباشد.

6. حداقل ? پايه باشد (تعداد بيشتر بهتر است) و قابليت چرخش ??? درجه داشته باشد. نكته مهم آنكه صندلي هايي كه داراي تكيه گاه براي دست ها هستند، مناسب نيستند.


نحوه استقرار صندلي کامپيوتر

چگونگي تنظيم صندلي کامپيوتر هم قابل تامل است که بايد به صورت جدي تلقي گردد.

مرحله اول: درست روبه روي صندلي بايستيد. در اين حالت زانوها بايد با محل نشستن در يك راستا باشند. به عبارتي، زانوها با محل نشستن تماس داشته باشد. در اين حالت محل نشستن تنظيم شده است.

مرحله دوم: روي صندلي بنشينيد. در اين حالت قسمت داخلي زانو با لبه صندلي بايستي به اندازه يك مشت جمع شده كاربر فاصله داشته باشد. توجه داشته باشيد كه زانو بايستي زاويه اي حدوداً نود درجه بين ساق و ران داشته باشد.

مرحله سوم: تكيه گاه يا پشتي بايد به نحوي تنظيم شود كه دقيقاً قسمت انحنا يا تورفتگي كمر را پر كند. اگر هر يك از اين سه مرحله تنظيم نبود، در صورت اينكه صندلي كاربر داراي شرط ذكر شده باشد، به راحتي مي توان آن را تنظيم كرد.


چگونگي نشستن بر روي صندلي کامپيوتر

هنگام نشستن، كف پاها بايد به طور كامل روي سطح زمين قرار بگيرد. در اين حالت دست ها از دو طرف به سمت پايين نگه داشته شود، آرنج ها بايد با سطح ميز در يك امتداد باشد و حتي الامكان هيچ چيزي را زير پاها نبايد قرار دارد. اما اگر با توجه به موارد ياد شده، اختلاف سطحي پيش آمد، مي توان از يك كتاب عريض يا يك سطح مسطح عريض براي زير پاها استفاده كرد كه اين سطح عريض حتماً بايد از عرض هر دو پا بيشتر باشد(دو برابر سطح هر دو پا). لازم به توضيح است كه سطح مسطح فوق، نبايد هيچ زاويه اي داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نقش رنگ در طراحی داخلی


 

 

 

همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنها موضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیط ای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانه ما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد .

رنگ عاملی مهم در طراحی فضا: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنها می توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذاب تر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت و نشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید، بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مساله رنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم به شمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بین هنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخوردار است. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی‎دار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه‎بعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛ کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازده رنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های کناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکمل آن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق می شود.
چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک و سیاقی است که بدان طریق با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود.
برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانه برقرا سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛ مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یا هر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.
برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام های اولیه زیر ضروری است:
1- آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگویید در اندیشه خود آماده داشته باشید.
2- یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیان آن مطلب باشد، پیدا کنید.
3- رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید در هماهنگی کامل باشد.
4- آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقه هنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید.
به کاربردن رنگ در فضاها و یا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوب می تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکی خلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناب از تک رنگ بودن.

منبع : ماهنامه دکوراسیون داخلی داریس - علی خیابانیان

 

 

 

چند راه برای داشتن آپارتمان دلباز


 


امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین ، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است . بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است . ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم .

1. انتخاب رنگ دیوارها انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی بخصوص آپارتمانهای با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب ، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است . اصولا" رنگهای روشن باعث می شوند که فضا بزرگتر بنظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر بنظر می آید. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است ، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید.جهت ایجاد تنوع در رنگ میتوانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده نمایید.

2. انتخاب کفپوش
جهت پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی میتوان بهره گرفت .( از جمله سرامیک ها ، پارکتهای طرح چوب ، موکت و ...) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید ، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف ، فضا را فشرده تر نشان میدهد . معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند ، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگهای متفاوت را بکار گرفت.در صورت استفاده از پارکت نیز میبایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.

3. انتخاب مبلمان و نحوه قرار گیری
انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگتر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبلها را تقریبا" چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود

4. نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد ، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است . در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با بکارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید ، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب میشوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند.استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و ... نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا میشود.

5. استفاده از طبیعت
در ساختمانهای حیاط دار کمبود طبیعت بوسیله ایجاد باغچه در کناره های حیاط جبران میشود . اما برای جبران آن در آپارتمان میتوان از گلدانهای کوچک که در گوشه های فضا قرار می گیرند استفاده کرد . سعی کنید گلدانها را در کنار پنجره ها و یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیو ارها قرار دهید ، زیرا معمولا" گوشه دیوار ها بدون استفاده می مانند.
در نتیجه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگهای روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید . شاید این سئوال برایتان پیش آید که بکارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی کند؟ در جواب باید بگویم این هنر شماست که با استفاده از قابها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ بندی متنوع فضا را جذاب تر نمایید.

منبع : bastami.ir

 

 

 

 

طرح اجرائی در معماری داخلی



هر فضای داخلی اعم از محل کار، تفریح یا سکونت، قابلیت زیبا شدن را دارد؛ تنها بایست چگونه از اصول و عوامل سازمان بندی صحیح بعلاوه کمی ذوق و سلیقه استفاده کرد تا شرایط مناسب و دلخواه پدید آید. شروع کار در فضاسازی و تزئین باید عاری از جنبه های ذهنی و خیال پردازی غیر واقعی باشد. برخورد اول با مساله لازم است با در نظر گرفتن عینیات و امکانات صورت پذیرد. ساختن خانه‌ای در رویا آسان اما در عمل سخت و دشوار است!
هدف از این مقدمه نفی اهمیت و نقش تخیل نیست بلکه منظور ارائه طریقتی است که تخیل نیز مانند سایر عوامل، تحت نظمی منطقی درآید و شکل عنصری سازنده به خود گیرد. به خاطر عوامل متعددی که در شکل‌گیری یک طرح موقت دخالت داردند اجرای کار نیازمند برنامه‌ای دقیق و منظم است. پیشرفت قدم به قدم و حساب شده از اتلاف دقت و هزینه می کاهد و در نتیجه حاصل کار را پر ثمر می‌سازد، لذا در طرح اجرائی عواملی چند لازم است مورد نظر قرار گیرد.

عملکرد

اولین عنصری که در شروع باید مدنظر قرار گیرد عملکرد و نحوه استفاده از فضای داخلی است. یک چهار دیواری می‌تواند به عنوان اطاق خواب، نشیمن، اطاق بچه، آشپزخانه، سالن ورزش، فروشگاه یا اداره شخص معین برای فعالیت مشخص قرار گیرد.... ضروری است با استفاده از عواملی چون نورپردازی و چیدن مبلمان تقسیم گردد تا عملکرد هر یک دقیقآ مشخص گردد.

افراد

نیازهای یک خانواده پر جمعیت با حتیاجات فردی مجرد یکسان نیست. وجود اطفال خردسال قهرآ نوع خاصی تزئین را دیکته میکند خصوصیات روانی افراد خانواده و زمانی را که با هم یا جدا از هم در منزل صرف میکنند نیز از عماملی مهم در ارایش خانه بشمار میرود لذا منظور داشتن سلیقه کلیه اعضای خانواده ضروری است.
آسایش
در نظر گرفتن آسایش ساکنان خانه بیش از زیبائی در دکوراسیون واجد اهمیت است. اطاق زیبا اما غیر قابل استفاده تدریجا به جایگاه ارواح بدل میگردد! محل کار زندگی یا استراحت چنانچه شرایط مناسب و راحتی فراهم ننماید دارای فضای سنگین و کسالت بار شده افراد را از خود گریزان خواهد نمود نقش عمده معماری و تزئین داخلی در حقییقت ایجاد محیطی مناسب برای زیستن و فعالیت های انسانی است.


ویژگیها

منظره اطاق، میزان نور طبیعی و خصوصیات معماری ساختمان از دیگر عواملی هستند که قبل از شروع تزئین باید مدنظر قرار گیرند.این عوامل اجزا ثابتی را تشکیل میدهد که تغییر آنها و پس از اتمام کار دیگران امکان پذیر نیست لذا ترکیب بندی را طوری باید انجام داد که از جنبه‌های مثبت این ویژگی‌ها حداکثر بهره‌ برده‌شود.

نقشه

انجام کار چه در ساختمانی نو و چه تغییر دکور یک ساختمان کهنه باشد باید با در نظر گرفتن شکل فضا و پیاده کردن نقشه آن صورت گیرد. کشیدن نقشه یکی از ضروری ترین اقدامات است. جابجائی مبلمان یا تغییر رنگ بر روی نقشه امری ساده و بدون فرج است اما ارتکاب هر اشتباه پس از اتمام کار به قیمت صرف هزینه اضافی و دوباره کاری است .نقشه نه تنها فضای قابل استفاده را پیشاپیش نمایش میدهد بلکه به کمک ان میتوان تعداد و اندازه اثاثه مورد نیاز را نیز مشخص کرد.

نور


ضمن کشیدن نقشه مناطقی که از آنجا نور طبیعی به داخل تابیده میشود و نواحی تاریک، همچنین تعداد چراغهای سقفی و آباژور با تعیین محل دقیق آنها لازم است مشخص گردند محاسبه رو شنائی عمومی و نقاطی که احتیاج به نور بیشتری برای مطالعه یا کار دارند واجد اهمیت خاصی است.
سطوح
سطوح اصلی اتاق شامل سقف و کف ودیوار ها است؛ پرده‌ها روکش مبل و صندلی، سطح درها و پنجره ها نیز سطوح کوچکتر را تشکیل می دهند. رنگ، نقش، بافت در بزرگ یا کوچک جلوه دادن اتاق موثر است نقوش درهم و رنگهای تند بر سطوح مذکور قدرت جلب توجه بیشتری داشته و فضا را شلوغ و کوچک خواهند کرد.

منبع :

 

 

گونه مي توان با تزيين در و پنجره ها به خانه ي خود جلوه ببخشيم ?




بيشتر از هر عامل ديگري، پنجره ها در بيان معماري منازل موثر هستند. پنجره هاي يك خانه مي توانند در اشكال مختلف باشند: بلند، باريك و وسيع و حتي يك آرك در بالا سر داشته باشند. يك تزئين مناسب براي پنجره ها مي تواند زيبايي هاي يك اتاق را چند برابر افزايش دهد. يك پرده مناسب قادر است يك اتاق بي روح را به مكاني آرامش بخش و روح پرور تبديل كند. همچنين عاملي براي كنترل گرما و سرما و نور باشد. پرده ها جذاب ترين نقطه ديد در يك اتاق هستند. بعضي از پنجره ها به خودي خود بسيار زيبا بوده و بنابراين پرده ها و تزئينات آن بايد مكمل اين زيبائي باشند، نه پوشاننده آن! پنجره هاي شما چه معمولي، چه زيبا و يا كاربردي، عامل بسيار مهمي در بيان سليقه و معماري هر ساختمان مي باشند. هنگامي كه كسي براي بار اول وارد اتاقي مي شود چشمانش بي اراده به سمت پنجره ها كشيده مي شوند، صرف نظر از اينكه پوشش پنجره ها از پرده سنتي، كركره ، پارچه اي و يا حتي گياهان زنده باشند. در اينجا اولين كاري كه بايد كرد نگاه دقيق به پنجره هاي خالي و پيدا كردن نقاط ضعف و قوت آن است. صرف نظر از شكل و اندازه ، يك پنجره بايد به بهترين وجه ممكن تزئين و دكور شود. اندازه و مقياس پنجره هاي ناهنجار را مي توان با استفاده از چوب پرده هاي بزرگ تر از عرض پنجره، يا پرده هاي پهن تر و بلندتر، البته با در نظر گرفتن اندازه هاي يك اتاق تناسب داد. در برخي اتاقها رادياتور يا فنكوئل در زير پنجره قرار گرفته است. در اين مواقع استفاه از تور يا حرير عملي ترين و مناسب ترين كار است. مواردي ديگر مثل اينكه آيا پنجره به داخل گشوده مي شود و يا به خارج، يا اينكه پنجره بالا رونده است و يا بطور افقي باز مي شود نيز بايد در طراحي پرده در نظر گرفته شود. در ابراز سليقه خود آزاد باشيد و از اينكه گوشه اي از شخصيت خود را در طرح پرده نمودار كنيد واهمه اي نداشته باشيد. اما در نظر داشته باشيد كه اين پرده ها هستند كه حالت و احساس اتاق را بيان مي كنند. پرده هاي كلاسيكي كه والان و كناره طراحي شده دارند صحبت از رسمي بودن مي كنند. بالاروهاي پفكي و والان هاي لَخت و ملايم ، فضايي رمانتيك براي مبلمان شما به وجود مي آورند.


نوع و جنس

پارچه و تور بيشتر از هرعاملي در نماي پرده هاي شما تحول ايجاد مي كند. در واقع درجه رسمي بودن پرده ها را طرح و جنس پارچه تعيين مي كند. انواع تور و حرير از نوع نازك و و يا ضخيم، بي آنكه نور يا منظره بيرون را كور كنند، قادر هستند نور مستقيم را ملايم كنند و به آرامش اتاق بيفزايند. همزمان با ايجاد يك محيط خلوت ، پرده توري براي جلوگيري ديد از بيرون و پوشاندن مناظر نامطلوب بسيار مؤثر مي باشند. تورها از انعطاف قابل توجهي براي تزئين پنجره ها برخوردارند.

پرده توري را مي توان با چين هاي ظريف و ملايم آراست. با استفاده از شگردهاي تزئيني و طراحي مناسب ، نواقص يك پنجره را مي توان برطرف كرد. به عنوان مثال:
1- يك پنجره بلند و باريك را مي توان به توسعه دادن و پهن تر گرفتن كناره هاي پرده عريض جلوه داد و با شروع كردن پرده از نقطه بالاتر از پنجره به آن ارتفاع داد.
2- مي توان دو پنجره ناهمگون كه در كنار هم واقع شده اند را به وسيله استفاده از تنها يك كناره پرده براي هر كدام و با تزئين و جمع كردن آن در جهت مخالف يكديگر، به صورت جالبي همگون جلوه داد.
3- و يا براي يكنواخت كردن پنجره هاي يك اتاق كه به اندازه اشكال مختلف هستند از اين روش استفاده كرد: اگر كه يكي از پنجره ها كوتاه تر از ديگري باشد، چوب پرده و يا والان را به بلندي پنجره ديگر نصب كنيد تا هر دو يك قد به نظر بيايند.
سليقه خود را ابراز كنيد

اتاقهاي نشيمن و ناهارخوري منازل كه معمولاً بيشتر از ديگر اتاقها مورد استفاده هستند بيانگر سبك و سليقه دكوراسيون شما هستند. اگر مدلهاي ساده تر و اسپرت را مي پسنديد از پرده هاي سبك، تور يا حريراستفاده كنيد. اگر مايليد فضا رسمي و مجلسي تر جلوه كند از والان دراپه يا كرواتي، و يا كناره هاي آسترشده استفاده نماييد. اين مدلها مناسب اكثر پنجره ها مي باشند. نوع پارچه و تور، مفصل بودن طرح و يراق و آلات همگي ميزان رسمي بودن طرح را بيان مي كنند. پرده از نوع كلاسيك يا پارچه هاي متين و سنگين همراه با تور و طرحي متنوع بيانگر شخصيتي رسمي و سنتي است. امروزه از نظر دكوراسيون ، به اتاق ناهارخوري بيشترين توجه را بايد معطوف داشت. اين اتاق مي تواند عملكردهاي متفاوتي در يك خانه داشته باشد . براي مثال به جهت اتاق كار و يا حتي قسمتي از اتاق نشيمن استفاده شود. اگر اتاق ناهارخوري شما فقط براي مواقع رسمي و مهماني است پرده هاي شفاف و تورهاي مرغوب و كيفيت بالا زيبائي بخش اتاق شما خواهند بود. بخصوص اين كه اين گونه پارچه ها در مجاورت نور چلچراغها و يا نور آفتاب جذاب و درخشنده جلوه مي كنند. اگر اتاق ناهارخوري شما قسمتي از اتاق نشيمن شما را تشكيل مي دهد، پارچه هايي كه خاصيت كنترل نور خورشيدي را داشته باشند و در عين زيبائي و جذابيت بتوانند ديد از بيرون به داخل منزل را محدود كنند، توصيه مي شوند. به هر حال از هر موقعيتي براي بيان احساس و سليقه دكوراسيون خود استفاده كنيد، حتي در مورد نقاط پر رفت و آمد خانه!


سرويسهاي بهداشتي منزل

مهمترين نكته در مورد پنجره دستشويي هاي منازل، ممنوعيت و كنترل ديد از خارج به داخل توالت مي باشد. براي اين فضاها پرده اي كه در مواقع لزوم بشود آن را كنار زد و يا بالا برد قابل استفاده مي باشد. شيد و تور مي تواند مناسب باشد. به خاطر وجود رطوبت هرگز از پارچه ابريشمي استفاده نكنيد. به طور كلي سادگي در نوع پارچه پرده، طراحي پرده و دكور مناسب ترين راه حل است.
آشپزخانه

به طور كلي فضاي آشپزخانه، به نور فراواني احتياج دارد، چه نور طبيعي و چه نورغيرطبيعي، تورهاي حاشيه اي مخصوص آشپزخانه به اندازه هاي 30 الي 90 سانت با كناره هاي هماهنگ، پرده هاي نيمه كه با رنگ و نقوش خود صميميت و شادي به فضا مي دهند مناسب مي باشند ولي از ورود نور جلوگيري نمي كنند. به دليل اين كه پرده هاي آشپزخانه زود كثيف مي شوند" بهتر است پرده ها از جنس پارچه هاي قابل شستشو و با طرح هاي ساده باشند. اين فضا معمولا مملو از وسائل شفاف و درخشنده و سطوح سنگي و سرد مي باشد . بنابراين سعي كنيد براي افزودن به گرمي و صميميت ، از رنگهاي شاد و فانتزي استفاده كنيد.

اتاق كار و اتاق نشيمن

در اين اتاقها اغلب كامپيوتر، قفسه كتاب، تلويزيون، اسباب بازي كودكان و مبلمان نرم و راحت مركزيت و اهميت بيشتري را دارند. تزئينات و دكوراسيون ، پرده ها را متين و ملايم و در عين حال قابل باز و بسته شدن انتخاب فرماييد. شيد، تور يا حرير با يك والان ساده فضائي راحت و گرم براي اتاق كار ايجاد مي كنند. براي اتاق نشيمن يا تلويزيون هر نوع پرده كركره و يا پرده پارچه اي با طرح ملايم و ساده به خوبي انجام وظيفه مي كند.

راه حل هايي براي كنترل گرما و سرما:

پنجره هاي بزرگ و زيبا بسيار به چشم دلپذير مي آيند، اما از طرفي هم مشكلات زيادي براي گرم و يا خنك كردن اتاق ايجاد مي كنند. با كمك پرده ها و ديگر تزئينات مي توان به اين مشكل فائق آمد. بعضي از انواع پارچه ها طبيعتا عايق هاي خوبي هستند.
پارچه هاي مقاوم در برابر آفتاب:

هيچ چيز به سرعت آفتاب پارچه ها را از بين نمي برد! اگر در مناطق پرآفتاب زندگي مي كنيد، يا پنجره اي داريد كه دائماً آفتاب گير است، بهتر است از پارچه هايي استفاده كنيد كه كمرنگ بوده و نور آفتاب را دفع مي كنند و در نتيجه كمتر رنگ خود را از دست مي دهند. از طرفي پارچه هاي تيره نور خورشيد را جذب كرده و رنگ خود را مي بازند. براي محافظت پرده ها از نور خوررشيد و اشعه ماوراي بنفش بهتر است كه پرده را آستري سفيد بدهيد و يا پشت آنها از تور يا شيد استفاده كنيد. مواد مصنوعي و پلي استر بيشتر در مقابل نور آفتاب مقاوم هستند و هر دوي آنها رنگشان را ثابت نگاه مي دارند. الياف استتات را در بعضي موارد با ابريشم و كتان مخلوط مي كنند تا مقاوم تر باشند.
ممكن است شما از آن دسته افرادي باشيد كه بخواهيد پرده هاي منزل را خود طراحي كنيد و بدوزيد. قبل از اينكه به چنين كاري دست بزنيد
چند نكته زير را در نظر بگيريد: اول طرح و نقشه و اندازه پرده ها را كاملاً مشخص كنيد. سپس محل كار خود را از قبل تعيين كنيد و اندازه كافي سطح مناسب را براي كار در نظر بگيريد. سپس مناسب ترين نوع و جنس پارچه و تور را انتخاب كنيد و تصميم بگيريد كه آيا به آستر نياز داريد يا خير. با اندازه گيري و برش دقيق، پروژه دكوراسيون شما حتي پر از لذت و موفقيت خواهد بود!

منبع :

با كمترين هزينه يك دفتر كار كوچك در خانه داشته باشيد






شما مي توانيد از مزاياي يك دفترخانگي بهره مند شويد. هنوز راه هايي وجود دارند كه گوشه ي يكي از اتاق ها را به يك دفتر كار كوچك اما كارآمد تبديل كنيد.
كامپيوتر را بي شك مي توان جزء لاينفك زندگي در عصر حاضر دانست چرا كه اين دستگاه مفيد را مي توان در اغلب خانه ها يافت. چه به منظور انجام كارهاي جدي و چه به دليل حفظ ارتباط با دنياي اينترنت و استفاده هاي آموزشي. كامپيوتر، امروز در ليست وسايل متداول در خانه ها جاي گرفته است. از اين رو نياز جديدي در خانه هاي آپارتماني و كوچك براي يافتن مكاني مناسب جهت جاي دادن يك دستگاه كامپيوتر و وسايل و لوازم جانبي آن شكل گرفته است. در خانه هاي كوچك با تعداد محدود اتاق خواب ها اغلب امكان اختصاص دادن يك اتاق به اتاق كار براي قرار دادن ميز تحرير و يا ميز كامپيوتر و ايجاد يك دفتر كار خانگي وجود ندارد و به ناچار بايد از بخشي از فضاي يكي از اتاق ها اعم از اتاق خواب يا اتاق پذيرايي و نشيمن براي اين منظور استفاده كنيم. اما جاي دادن اين وسيله در يكي از اتاق ها بايد به گونه اي باشد كه به دكوراسيون و زيبايي ظاهري اتاق خدشه وارد نكند. اگر نمي توانيد از مزاياي يك دفترخانگي بهره مند شويد هنوز راه هايي وجود دارند كه گوشه ي يكي از اتاق ها را به يك دفتركار كوچك اما كارآمد تبديل كنيد، بدون آن كه به نماي ظاهري اتاق صدمه بزنيد.
زماني كه قصد داريد گوشه اي از يك اتاق رابراي ساخت دفتركار كوچكتان انتخاب كنيد و چنانچه مايليد در اين دفتركار به پروژه هاي نيمه تمام كاري و يا امور جدي بپردازيد سعي كنيدخلوت ترين اتاق را براي اين منظور در نظر بگيريد. به خصوصاگر در منزل كودكي داريد، كم رفت و آمدترين اتاق خانه را انتخاب كنيد تا هنگام كار از سكوت و آرامش كافي برخوردار باشيد.






فضايي در منزل را در نظر بگيريد كهاز نور كافي و متعادل برخوردار باشد.اگر اتاقي كه مي خواهيد دفتركار كوچكتان را در آن بسازيد از نور مستقيم شديدي در طول روز برخوردار است بهتر است براي پنجره هاي آن پرده هاي مناسبي تهيه كنيد تا در مواقع لازم ميزان نوري كه به درون اتاق مي تابد قابل كنترل باشد.
در اولين گام براي ساخت اين دفتركار كوچك فضاي مورد نيازتان را محاسبه كنيد، از قبيل سطوح كافي براي جاي دادن كليه لوازم جانبي و آنچه مايليد در اين فضا در دسترس باشد. غير از لوازم ضروري مورد نياز در اين فضا جايي نيز براي برخي اشيا مورد علاقه مانند يك قاب عكس يا يك گلدان كوچك در نظر بگيريد. افزودن اين اشيا كوچك به دفتركار خانگي در ايجاد شادي و آرامش در روحيه شما تأثير بسزايي دارد.
داشتن فضاي كافي براي نگهداري از وسايل مورد نياز كليد رسيدن به يك دفتر كار مرتب و منظم است. از اين رو از ميزهاي كشودار استفاده كنيد و در فكر نصب طبقات كوچك براي قرار دادن كتاب ها و ساير وسايل مورد نياز باشيد.
پس از انتخاب مكان قرارگيري دفتركار در گوشه اي از خانه و محاسبه سطح كار مورد نياز بايد در فكر راهي براي پنهان كردن آن در مواقعي كه مورد استفاده قرار نمي گيرد باشيد. چرا كه نماي اين دفتركار كوچك با ميزي مملو از خرده ريزهاي گوناگون، مانيتور، صفحه كليد و ديگر لوازم كامپيوتر در گوشه اي از پذيرايي يا اتاق خواب چندان زيبا نيست. از اين رو بهتر است هنگام انتخاب ميز كامپيوتر از ميزهايي كه به صورت كمدهاي دردار و به اين منظور ساخته مي شوند، بهره بگيريد. خوشبختانه اين نوع ميز كامپيوترهاي كابينتي در كشور ما نيز ساخته مي شوند، و ابعاد و تعداد طبقات آنها متناسب با اندازه مانيتور و ديگر قسمت ها و لوازم جانبي مانند پرينتر طراحي شده است. يك تخته كشويي نيز در اين ميزها به عنوان جاي صفحه كليد تعبيه مي شود. اين نوع ميزهاي دردار به شما اين امكان را مي دهند كه پس از پايان كار كليه وسايل كارتان را از نظرها پنهان كنيد و از دفتركار شلوغ شما تنها نماي يك كمد مرتب و كوچك در كنار اتاق باقي بماند. در اين صورت تنها صندلي شما باقي مي ماند كه بهتر است داراي پايه هاي چرخ دار بوده تا به راحتي قابل جابه جايي باشد. پس از بستن درهاي كابينت مي توان صندلي را در كنار آن يا در گوشه مناسبي از اتاق قرار داد.






گاه ممكن است شما در يكي از اتاق هاي منزل مثل اتاق خوابتان كمدهاي ديواري داشته باشيد كه از نظر اندازه و عمق قابل تبديل به يك دفتر كار كوچك و جاي مناسبي براي قرار دادن كامپيوتر و ساير وسايل جانبي آن باشد. در اين صورت كافيست با نصب طبقات مناسب و در صورت امكان چند كشوي كوچك در اين كمد ديواري ، مكان مناسبي براي قرار دادن كامپيوترتان بسازيد. علاوه بر ساختن طبقات، لازم است با نصب چراغ هاي سقفي در داخل كمد نور كافي جهت كار در اين فضا تأمين شود كه اين امر نيز با يك سيم كشي تميز روكار به راحتي قابل اجرا خواهد بود.
چنانچه امكان خريد ميز كامپيوتر دردار و يا تبديل كمد ديواري به جاي مناسبي براي قراردادن كامپيوتر و وسايل آن نداريد، مي توانيد به روش هاي ساده تر و كم هزينه تري نيز جاي مجزايي براي كامپيوترتان بسازيد. در گوشه اي از اتاق يك ميز كامپيوتر كوچك دو طبقه قرار دهيد. ميزتان را از نوعي انتخاب كنيد كه ضمن آن كه ابعاد كوچكي دارد با استفاده بهينه از فضاي عمومي در زير ميز از طبقات و كشوهاي متعدد برخوردار باشد تا بتوانيد جهت جاي دادن لوازم و وسايل كارتان از فضايي كه ميز اشغال مي كند بيشترين بهره را ببريد. درست در بالاي ميز و با فاصله كافي از آن براي ارتفاع مانيتور يك يا دو تخته به صورت طبقات كوچك نصب كنيد. حال براي پنهان كردن اين دفتركار كوچك كافيست يك چوب پرده خميده به شكل نيم دايره يا مستطيل با گوشه هاي گردشده در بالاي ميز كامپيوتر و طبقات نصب كنيد. سپس با پرده اي به رنگ متناسب با دكوراسيون و ساير مبلمان و لوازم اتاق ، آن را در مواقع لزوم بپوشانيد.

منبع : tebyan.net

 

 

کلوب آی دی : yekbinam
نام : farnaz sn
تولد : 19 اسفند 1364
محل سکونت : - تهران 0
زن

farnaz (4)i

3

27 فروردین 1386 ساعت 02:48

اصول دکوراسیون حمام



حمام یکی از مهم ترین عناصر معماری هر خانه ای است . در گذشته حمام نه فقط محلی برای استحمام ، بلکه جایی برای انبار کردن لوازم و وسایل کهنه بود . این روزها دیگر حمام محل آرایش و پیرایش جسم و روح تلقی می شود . حتی گاهی استراحت فردی از همین نقطه شروع می شود .بعضی از حمام های امروزی کاربری های تجملی و رفاهی زیادی نیز دارند : استخرهای کوچک ، سونا و جکوزی برای تفریح و سلامت اعضای خانواده در این فضا قرار داده می شود . بعضی دیگر از حمام های امروزی که در آپارتمان های کوچک وجود دارند ، از ابعاد کوچک تری برخوردارند . کاربری این دسته از حمام ها برای رفع خستگی روزانه و سلامت و پاکیزگی جسم هستند . مهم نیست که ابعاد حمام شما بزرگ یا کوچک است بلکه مهم این است که از این فضا بهترین استفاده را برای آرامش جسم و روح خود به عمل آورید .

عناصر مهمی که در خلق یک حمام زیبا و بی نقص وجود داردعبارت است از : کفپوش مناسب ، پوشش دیواری ، استفاده از هواکشی با قدرت مناسب برای تخلیه ی بخار ، کابینت هایی برای قرار دادن حوله و دیگر لوازم جانبی ، انواع بافت ها و رنگ ها. با انتخابی صحیح از تمامی این مجموعه به فضای دلخواه که آرامش شما را برقرار کند دست می یابید .




انتخاب دکوراسیون مناسب برای حمام

به هنگام انتخاب کفپوش مناسب برای حمام نکاتی مانند کیفیت ، سایز ، رنگ ، الگو ، طرح و بافت را باید در نظر داشته باشید . بهترین انتخاب زمانی صورت می گیرد که قسمتی از کف حمام را که بسیار توی چشم است با آن کفپوش مورد علاقه دکور کنید ( یعنی در ابتدا آن را نصب نکنید ) سپس اگر نوع ، طرح و رنگ را پسندیدید ، آن را برای نصب در کل حمام انتخاب کنید .تنها بایک امتحان کوچک این امکان برای شما به وجود می آید که از انتخابی که کردید ، ناراضی و پشیمان نشوید .
از بهترین گزینه های انتخابی برای کفپوش حمام ، سرامیک است . چرا که به راحتی تمیز می شود ، در برابر آب مقاوم و از لحاظ طرح و رنگ هم بسیار متنوع است .استفاده از سرامیک های شیار دار در اطراف وان بسیار توصیه می شود چرا که به هنگام خیس بودن کف حمام این دسته از سرامیک ها امنیت بالاتری را فراهم می کنند ، یعنی میزان سر خوردگی را کمتر می کنند .بهتر است برای داشتن حمامی با ایمنی بالا ، در اطراف وان و زیر سینک روشویی از کفپوش های دو لایه حاوی لاتکس استفاده کنید . این کفپوش ها توسط لاتکس زیرین به کف حمام نصب می شود و لایه ی بیرونی که دارای بافت ناهموار است میزان سر خوردگی را کاهش می دهد .با رعایت این چند نکته می توانید شاهد آن باشید که میزان آسیب دیدگی در حمام به صورت چشمگیری کاهش پیدا می کند .
در حمام هایی که کف آن شیب زیادی دارد بهتر است موزائیک هایی با سایز کوچک نصب کنید تا هم شیب کمتر به نظر رسد و هم شکستگی و آسیب دیدگی در بین موزائیک ها به وجود نیاید .
می توانید ردیف یا ردیف هایی از این موزائیک ها را طرحدار انتخاب کنید تا دکور حمام شما دارای بافت و رنگ باشد . بهتر است این ردیف ها رنگی متضاد و متفاوت نسبت به رنگ زمینه داشته باشد . اگر کفپوش از سرامیک های سفید و روشن پوشیده شده است بهتر است رنگ قرمز ، زرد و آبی را برای ردیف ها انتخاب کنید . توجه داشته باشید که رنگ زمینه اگر سفید باشد ، حمام را به فضایی نورانی و وسیع مبدل می سازد .
در سبک ویکتورین استفاده از سرامیک های طرح دار و گلدار بسیار رایج است . استفاده از سرامیک هایی با طرح گل می تواند فضایی آرام بخش و شاعرانه خلق کند . در این سبک معمولا از رنگ های آبی روشن ، سبز روشن و صورتی کمرنگ استفاده می شود .
در سبک مدرن استفاده از سرامیک هایی به رنگ سفید و با ادغامی از رنگ های تند و گرم بسیار رایج است . رنگ سرامیک برای آرامش بخشیدن به شما و برقراری محیطی سرشار از انرژی بسیار مهم است .پس بهتر است رنگی را انتخاب کنید که هم روشن باشد و هم با روحیات شما و اعضای خانواده سازگاری داشته باشد . استفاده از رنگ های مورد علاقه در حمام باعث می شود که علاوه بر آرامش بخشیدن به شما روزی تازه و پر انرژی را شروع کنید . اگر سبک های شلوغ را می پسندید از رنگ های هلویی و زرد درخشان استفاده کنید . این رنگ ها فضا را شلوغ تر و پر اثاثیه تر نمایان می کنند . اگر می خواهید که حمام شما بزرگ تر از آنچه هست نمایان شود بهتر است از رنگ های طبیعی برای سرامیک ها استفاده کنید . بهترین توصیه ی دکوراتورها استفاده از سرامیک هایی به رنگ سفید و بژ و گاهی زرد و کرم بسیار روشن است که به خوبی نور را منعکس می کند و فضا را بزرگ تر جلوه می دهد .
اگر حمامی بزرگ و عریض دارید بهتر است از رنگ های تیره استفاده کنید تا کوچک تر و گرم تر به نظر برسد . استفاده از لوازم جانبی مانند تابلوهای تزئینی و دکورهای چوبی در این حمام ها باعث می شود که فضا کوچک تر و گرم تر جلوه کند . استفاده از حوله های طرحدار و پوشش دیواری نقش دار ، محیط حمام را به جایی دنج و گرم تبدیل می سازد .
استفاده از آینه در هر مکانی باعث نورانی شدن و بزرگ جلوه داده شدن آن فضا می شود بنابراین استفاده از آینه در حمام بسیار توصیه می شود و همچنین باعث تمیزتر جلوه دادن این فضا می شود .
بنا بر سبک دکور حمام می توانید انواع آینه را هماهنگ با آن سبک انتخاب کنید . برای مثال اگر کف حمام سرامیک است و سبک مدرن دارد بهتر است از آینه های مدرن که دور آن ها قاب فلزی به رنگ استیل و برنز است استفاده کنید . اگر کفپوش حمام به رنگ چوب است و کابینت های استفاده شده در آن از نوع چوبی هستند بهتر است آینه ای را انتخاب کنید که قاب چوبی داشته باشد تا سبکی هماهنگ را خلق کند . در نظر داشته باشید که استفاده از کابینت های چوبی آن هم به رنگ تیره حس القای گرمای حمام را بیشتر می کند .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:59  توسط  soheil  | 

      

خرم آباد :

 با مساحتي حدود 6223 كيلومتر مربع مركز استان مي باشد و داراي طول شرقي 21 دقيقه و 48 درجه و عرض شمالي 29 دقيقه و 33 درجه مي باشد .

 

2-اقليم :

در استان لرستان سه ناحيه ي آب و هوايي ديده مي شود :

-         ناحيه خشك و سرد كوهستاني : اين ناحيه ، مناطق نسبتاً مرتفع – بيش از 1400 متر را شامل مي شود . پايين بودن ميانگين دماي سالانه ، تفاوت دماي شب و روز و بارش بيش تر ، در مقايسه با ساير مناطق ، باعث تفاوت اين ناحيه ي آب و هوايي با ساير نواحي شده است . به سبب كاهش ميزان تبخير در اين ناحيه ، ذخيره هاي برف و باران در مدت بيشتري از سال مي تواند دوام داشته باشند ، بروجرد ، الشتر ، نورآباد ، اليگودرز و ازنا در اين قلمرو آب و هوايي هستند .

-        

-  ناحيه نيمه خشك و معتدل مركزي : اين ناحيه از ارتفاع كمتري برخوردار است . اعتدال هوا ، كاهش اختلاف دماي سالانه و كمي وقوع پديده ي يخبندان ، از ويژگي هاي اصلي اين ناحيه است . ريزش جوي در فصل زمستان و بهار بيشتر بصورت باران است و شهرهاي كوه دشت ، خرم آباد و هواي آن را شامل مي شود .

-  ناحيه گرم و خشك جنوبي : قلمرو اين آب و هوا ، پست ترين مناطقلرستان را شامل مي شود . بالا بودن ميانگين دماي سالانه ، تبخير شديد و دائمي و كمي بارش از ويژگي هاي اصلي اين ناحيه آب و هوايي است . و پلدفتر ، پاپي و نواحي مجاور آن را شامل مي شود .

 

-        بارش :

پراكندگي بارش در سطح استان به دو عامل ارتفاع و جهت ناهمواري ها بستگي بيشتري دارد ، همانطور كه مي دانيد با افزايش ارتفاع تا حدي معين ميزان بارش افزايش مي يابد . جهت ناهمواري هاي استان نيز در ميزان بارش مؤثر است . زيرا در اين منطقه بيشتر بارندگي ها از طريق توده هاي هواي مرطوب غربي و جنوب غربي تأمين مي ود . بديهي است دانه هايي كه رو به اين توده هاي هوا هستند مقايسه با دامنه هاي پشت آنها ، از باران بيشتري بهره مند مي شوند .

 

مطالعه حجم بارش ايستگاههاي موجود نشان مي دهد كه بطور كلي در اين استان چهار منطقه از نظر بارش قابل شناسايي است :

1-منطقه جنوبي و قسمت محدودي از شمال (ارتفاعات گرين) بيشترين بارش كلي منطقه را داراست

2-منطقه شرقي كه از نظر حجم بارش دوره دوم جاي دارد .

3-منطقه كمربند مياني كه معرف ايستگاههاي خرم آباد ، سپيدشت و درود مي باشد و حجم بارش متوسط است .

4-منطقه غرب ، شمال غرب و شمال شرق كه كمترين ميزان بارش را داراست .

 

 

با توجه به جدول فوق در منطقه لرستان حدود نيمي از بارش سالانه در زمستان و بهار و پاييز به ترتيب با حدود 36 و 16 درصد از بارش سالانه فصول بارش و تابستان فصل خشك است

 

-        دما

دما در منطقه تابعي است از ارتفاع و بآن نسبت عكس دارد ميانگين ماهانه ما بطور متوسط به ازاء هر صد متر كمي كمتر از 1 درجه سانتيگراد كاهش مي يابد .

با توجه به جدول فوق مرتفع نه تنها سردترين منطقه هستند بلكه شدت تغييرات سالانه دما نيز در آنها بيشتر است . به عكس مناطق كم ارتفاع و گرم در طول سال از ثبات حرارتي بيشتري برخوردارند .

-        وضعيت يخبندان

تعداد روزهاي يخبندان هر ايستگاه تابعي از ارتفاع آن ايستگاه مي باشد .

-         باد

بادهاي حوضه خرم آباد مربوط به بخشي از چرخش بزرگ سياره اي است كه منطقه خاورميانه را تحت تأثير قرار مي دهد . كانون اصلي اين بادها سيستم هاي گوناگون فشاري است كه در طي سال به تناوب جابجا مي شوند و مسير اصلي و سرعت بادها را دستخوش تغيير قرار مي دهند .

بادهاي غالب در اين منطقه داراي جهاتي بين جنوب ، جنوب غربي تا غرب و شمال غرب بوده كه ميانگين فراواني آنها جمعاً به 20% مي رسد .

ميانگين سالانه بادهاي جنوب شرقي نيز با 3% نسبت به ساير جهات قابل توجه است .

از بين جهات مختلف بادهاي جنوب غربي با 9% بيشترين بادهاي منطقه در طول سال از نظر فراواني هستند و در طول فصول بهار و تابستان نسبت به پاييز در زمستان از فراواني بيشتري برخوردار است .. بطوريكه در ماه اوت (برادر) به 3/12 درصد مي رسد .

شهر خرم آباد به تبع آنكه در دره اي قرار گرفته و گرمتر بودن دره خرم آباد از جهات مختلف بادهايي به سمت خرم آباد مي وزد و در نتيجه در پاييز و زمستان فراواني بادها از نظر جهت نسبت به ساير فصول حالت متعادل تري دارد در حاليكه در فصول گرم سال با توجه به از بين رفتن شرايط فوق و علاوه بر آن عدم وجود ارتفاعات در قسمت جنوب و جنوب غربي ايستگاه  بادهاي جنوب و جنوب غربي نمود بيشتري دارند .

حداكثر سرعت بادها در فصول زمستان و بهار با توجه به سيستم هاي غربي كه منطقه را تحت تأثير قرار مي دهند مطابقت داشته و در فصول پاييز هم دنباله همان سرعت سالانه است كه مربوط به جهت جنوب غربي است . در تابستان بعلت وجود ارتفاعات در جنوب منطقه گرمترين دره خرم آباد و عدم وجود موانع طبيعي بادهاي جنوبي بيشترين سرعت را دارند .

-        ناهمواريها

1-نواحي كوهستاني :

كوههاي لرستان قسمتي از رشته كوه ، زاگرس محسوب مي شود اين كوه ها بصورت رشته كوهايي مرتفع و موازي با جهت شمال غربي – جنوب شرقي ، كشيده شده اند . جوان بودن كوههاي لرستان سبب شده است كه اين كوه ها شكل اوليه ي خود را حفظ نمايند . پيكره ي اصلي كوههاي لرستان را سنگ هاي آهكي تشكيل مي دهد . اين سنگها تحت تأثير عمل فرسايش و انحلال توسط آب ها اشكال ويژه اي را ايجاد نموده اند .

 

رشته كوه هاي لرستان عموماً با جهت شمال غرب به جنوب شرق و بصورت نسبتاً موازي با يكديگر امتداد يافته اند . اين كوهها كلاً در بخشهاي شمال غربي ، مركزي و جنوب شرقي واقع شده و نزديك به 85 درصد يا حدود 7/6 سطح استان را فرا گرفته اند . ارتفاع متوسط كوههاي موجود در استان بيش از 1700 متر است .

 

 

مهمترين كوهها در خرم آباد بترتيب زير هستند :

 

ارتفاعات

موقعيت

ارتفاع

سفيد کوه

غرب شهر خرم آباد

2906

هشتاد پهلو

جنوب شهر خرم آباد

2565

مخمل کوه

شرق شهر خرم آباد

1966

تاف

جنوب شرقي شهر خرم آباد

2346

 

 

-         رودخانه ها

نام

سرچشمه

مصب انتهايي

سيمره

قره سو

کارون

کشکان

گاماسياب

کارون

سزار

اشترانکوه

دز

کهمان

گرين

کارون

 

 

 

-         مراتع :

بيش از 32 درصد مساحت استان ، يعني 885 هزار هكتار ، پوشيده از جنگل است كه 4/6 درصد از كل وسعت جنگل هاي كشور را تشكيل مي دهد .

 

 

 

 

 

 

 

ب)انساني

    جمعيت :

براساس سرشماري سال 1375 حدود 6/2درصد کل جمعيت کشور در استان لرستان زندگي مي کنند.و تراکم نسبي در اين استان 5/56در هر کيلو متر مربع است وجمعيت استان طبق آمار سال 1375 حدود 1584000نفر مي باشد.

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                              

توزيع نسبي جمعيت شاغل ده ساله وبيشتر شهرستان خرم آباددر بخشهاي کشاورزي صنعت وخدمات

شهرستان

 

 روستايي


                شهري

شاغلان ده ساله وبيشتر برحسب گروههاي عمده    فعاليت به تفکيک نقاط شهري و روستايي وجنس

گرههاي عمده فعاليت

شهرستان

ساکن در نقاط شهري

ساکن در نقاط روستايي

مردوزن

مرد

زن

مردوزن

مرد

زن

جمع......

 

93425

54608

48276

6332

37561

26157

1404

کشاورزي شکاروجنگلداري

21751

1874

1851

23

18681

18233

449

ماهيگيري

15

12

11

1

2

3

0

استخراج معدن

496

334

325

9

160

159

1

صنعت(ساخت)

7291

5294

4945

349

1997

1856

141

تامين برق گازوآب

755

634

607

27

121

119

2

ساختمان

12771

8788

8724

64

2983

3954

28

عمده قروشي وخرده فروشي تعميروسايل نقليه موتورسيکلت وکالاهاي شخصي وخانگي

9496

8469

8251

218

1025

1001

24

هتل ورستوران

342

305

300

5

37

36

1

حمل ونقل انبار داري و ارتباطات

5735

3920

3850

70

1811

1797

14

واسطهگريهاي مالي

971

920

884

36

51

51

0

فعاليتهاي کار و کسب

668

632

601

31

36

36

0

اداره امور عمومي ودفاعو تامين اجتمايي اجباري

18795

12155

11347

808

6640

6539

101

آموزش

8689

7111

3678

3433

1578

1286

292

بهداشت ومددکاري اجتمايي

2444

2078

1271

807

366

246

120

ساير فعاليتهاي خدمات غمومي اجتمايي وشخصي

1100

996

731

265

104

80

24

خانوارهاي معمولي داراي مستخدم

62

31

31

0

31

31

0

سازمانها و هييتهاي برون مرزي

1

1

1

0

0

0

0

دفاتر و ادارات مرکزي

174

156

138

18

18

16

2

فعاليتهاي نامشخص واظهار نشده

1879

898

630

168

120

715

205

شامل جمعيت غير ساکن نيز مي باشد..و...

 

 

جغرافياي تاريخي :

 

اقوام مهاجر در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد در كوهساران زاگراس اسكان يافتند و سرانجام سرزمين بين النهرين را تصرف كردند . نام طايفه هايي كه در زاگرس سكونت داشتند در آُثار بر جاي مانده از سارگن پادشاه مقتدر آكد (2030-2048 ق.م) آمده است به استثنا كتيبه هاي بابلي آِوري و عيلامي ساكنان دامنه هاي كوهساران زاگرس طايفه هايي مانند لولويي و مانايي ها ترديد دارند اما شواهد تاريخي نشان    مي دهد كاسي ها در سال 1600 قبل از ميلاد در لرستان كنوني مي زيستند و حكومت آنها در شمال شرق لرستان تا اطراف همدان توسعه يافت .

اين قوم در هزارها دوم پيش از ميلاد در بابل نفوذ كرده اند ، از حمورابي شكست خورده اند اما عاقبت در بابل مستقر شدند و دومين سلسله شاهان بابل را تأسيس كردند انقراض كاسيان در هزاره دوم پيش ازميلاد با يورش دولت مقتدر عيلام صورت گرفت در نتيجه كاسي ها به زاگرس عقب نشسته و خراجگزار شدند و آنها دربرابر توسعه طلبي ، آشوري ها در مناطق شرقي مانند سدي مقاومت كردند .

قدرت اين قوم كوهنشين به حدي رسيد كه شاهان سلسله هخامنشيان هنگامي كه از فارس به شوش يا از بابل به اكباتان مي گذشتند هديه هايي براي ايالات كوهستاني بين راه مي فرستادند تا مسير آنها را امن نگاه دارند در دوره هاي بعدي ساكنان اين نواحي به طور موقت مغلوب اسكندر مقدوني شدند .

در دوره ساسانيان پشت كوه و پيشكوه را شخصي از خاندان معروف هوفوان اداره مي كرد . آخرين فرماندهي اين خاندان همان هرمزان بود كه به اسارت سپاهيان عرب درآمد . عرب ها در سال 16 قمري نهاوند و قسمت جنوب لرستان ضميمه را نيز به تصرف خود درآوردند .

در سال 22 هجري قمري هنگامي كه عمر سرزمين هاي گرفته شده را در ميان لشكريان كوفه و بصره تقسيم مي كرد . لرستان ضميمه حوزه كوفه شد . و از آن پس جزه ايالت جبال (عراق عجم) درآمد و تا ميانه سه چهارم هجري ، حكمراني اين منطقه يا از بغداد يا از كوفه تعيين مي شد

در همين قرن حسنويه گرد اين منطقه را به تصرف خود در آورد و خاندان او تا سال پانصد هجري قمري بر لرستان تسلط داشتند .

مقارن استيلاي مغول بر اسران ، لرستان به دو قسمت لربزرگ مغول بر ايران ، لرستان به دو قسمت لر بزرگ ، لر كوچك تقسيم شد هر يك از اين دو قسمت از پيش از استيلاي مغول تا مدت زماني پس از انقراض ايل خاندان امراي نيمه مستقل داشتند .

اتابكان لر بزرگ اصلاً از گردان شام بودند كه از حدود نيمه قرن هشتم هجري از راه آذربايجان رهسپار ايران شدند و در حدود اشترانكوه و جلگه هاي شمالي آن اسكان گزيدند .

پايتخت اتابكان لرستان در شهر ايزج (مال امير) بود . خرابه هاي فراواني از آن دوره باقي مانده كه بيشتر آنها به دوره ساسانيان مربوط است و هنوز در اين محل ديده مي شوند اتابكان لر بزرگ تا نيمه اول قرن نهم هجري حكومت كردند (500-827 هـ .ق) و آخرين آنها كه قياثدين كاروس نام داشت بدست سلطان ابراهيم بن شاهرخ تيموري بر افتاد و سلسله او منقرض شد .

 اما اتابكان لر كوچك (580-1006 هـ . ق) كه چندين امير معتبر داشتند و حكومتشان نيز طولاني تر بوده است . هيچ وقت اهميت و اعتبار لر بزرگ را پيدا نكردند اتابكان لر كوچك موقعيت خود را تا زمان صفويه حفظ كردند . و حتي حكومت خود را تا غرب كوههاي پشتكوه توسعه دادند . آخرين فرد اين سسلله شاهوري نام داشت كه در سال 1006 هـ . ق به فرمان شاه عباس اول كشته شد و سلسله اول نيز بر افتاد .

بدين گونه حكومت لرستان به حسن نامي محول شد و خاندان اين والي تا اوايل روي كار آمدن سلسله قاجار بر لرستان حكومت كردند . از آن پس حكومت پشتكوه را حكام بروجرد و زماني حكام شوشتر به عهده داشتند .

 

 

 

 

   تاريخ        خرم آباد :

 

اين شهر تاريخ چند هزارساله دارد و يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه از آغاز پيداش فرد تا كنون قرن هاي مختلف و متعددي از جمله كاسي ها ، بابلي ها ، عيلامي ها ساسانيان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان و … را تجربه كوه  است . در پيرامون اين شهر آُثار متعددي از ادوار فوق باقي مانده است .

 

 

خرم آباد در ميان دره اي قيفي شكل و پر آب جاي گرفته است و قلعه هاي تاريخي و قديمي آن محل امني و محكم براي حاكمان زمان در برابر مهاجمان و شورشيان بوده است . خرم آباد شهري تجاري ، خدماتي ، نظامي كه به عنوان مركزاستان لرستان ، در كنار توسعه ناموزدن ، موجبات جذب مهاجران شهري و روستايي را فراهم آورده است . شكل و تركيب شهر خرم آباد بيشتر تابع عوامل جغرافيايي آن است . بطوريكه فشار جمعيت و خانه هاي شهري را تا كمركش كوه پيش برده است .

 

 

 

 

 

 

 

ويژگي هاي فرهنگي و هنري

 

برخي از پژوهشگران ، لوران را شاخه اي از نژاد ايراني مي دانند كه در نيمه اول هزاره اول پيش از ميلاد از مشرق درياي خزر به اين منطقه مهاجرت كرده اند . مردم لرستان كنوني با بختياري ها و كودها پيوند نژادي دارند . زبان مردم لرستان ، لري ، كلي است . لك ها بيش تر در كوهدشت داشته ولدها در اطراف خرم آباد هستند . گويش لري بختياري كه تفاوت هايي با گويش لري خرم آبادي دارد ، در اليگودرز و روستاههاي اطراف و طوايف چهار لنگ بختياري رايج است . با اسكان اجباري در گذشته و با مهاجرت گودههايي از مردم آذربايجان به لرستان ، زبان تركي نيز در شماري از روستاهاي اليگودرز و از جمله در شهرك امام رايج شده است

گويش هاي لري و لكي ، گرامر و دستوري ويژه دارند .  و از واژه هاي بيشمار برخوردارند . انبوهي از اين واژه ها چنان فني و پر مفهوم هستند كه براي برگرداندن آنها به زبان فارسي ، بايد آنها را تعريف كرد . زيرا معادل فارسي ندارند .

مردم لرستان مسلمان و شيعه مذهب مذهب اند . بيشتر مردم لر اعتقادي ويژه به ائمه اطهار و اولاد ايشان دارند . لوهاي كوه نشين با عقايد ساده ، ضمن عبور از مناطق ناهموار و سخت كوهستان به زيارت قبور پيرها و امام زاده ها مي روند . همچنين گروهي از درويشان « علي الهي » وجود دارند كه به حضرت علي (ع) به طرزي افراد علي مهو مي ورزند و چاره اي عقايد زرتشتي در گروهي از مردم باقي مانده است.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:57  توسط  soheil  | 

دانیم که قسمت وسیعی از سرزمین مارا مناطق گرم و خشک دربر گرفته است . این مناطق که دارای اقلیم خشن و محدودیت شدید منابع طبیعی هستند , از زیبائیهای بصری منحصر بفردی برخوردارند . نظر به اینکه منظر کویر همواره بعنوان منظری دوردست بوده است که محدودیتهای طبیعی و ویژگیهای خاص اقلیمی آن غالبا مانع از کشف و پردازش پتانسیلهای منحصر بفرد طبیعی آنها می شود ؛ طرح پیشنهادی ” همنشین کویر ” تجربه طراحی یک باغ کویری در بستری خشک و تقریبا بدون گیاه است که قابلیتهای منظر خشک و خاکی را به نمایش می گذارد و سایت آن در دل کویر انتخاب شده تا امتدادی بصری بین منظر خشک طبیعی و مصنوع بوجود آورده و درنتیجه افراد در عین احساس و ادراک قابلیتهای منظر خشک در قالب باغی کویری ، از زیبائیهای طبیعی مناظر کویری اطراف هم لذت ببرند .
شناخت اصول و مبانی مهم در طراحی و روند دستیابی به طرحی پایدار در این مناطق و تحلیل عوامل بوم شناسانه و زیباشناسانه تاثیر گذار بر طرح ، از دیدگاه معماری منظر ، مهمترین اهداف این رساله بوده است .
در طرح مذکور پدیده ها و مناظر طبیعی پیرامونی بعنوان پس زمینه دید مخاطب قرار گرفته و بافت مسکونی و سبز روستای مصر در مجاورت سایت طراحی، بعنوان یک الگوی زیستی پایدار در اقلیم گرم و خشک ، منبع الهام فرآیند طراحی مجموعه می باشد .
درواقع این رساله درپی شناخت روند طراحی در مناطق خشک و بیابانی و پتانسیلها و محدودیتهای موثر بر طرح بوده است .
« همنشین کویر » واسطه ای است میان انسان و طبیعت بکر کویر ؛ این مجموعه در ضمن تامین نیازهای خدماتی و تفرجی گردشگران ، عرصه های دید به مناظر زیبا و منحصر بفرد کویر را برای آنان فراهم می آورد و بدین ترتیب فاصله انسان زا با این طبیعت شگفت آور از بین می برد و امکان ادراک و شناخت زیباییهای آنرا برای وی فراهم می آورد . عملکردهای این باغ نیز در جهت ادارک بیشتر محیط طبیعی و ملهم از فعالیتهای جاری گردشگران و با توجه به مصادیق مشابه آن در سایر نقاط جهان ، انتخاب و جانمایی شده اند .

تنوع خانه هاي روستايي در اقليم خشك كوير



    عوامل گوناگوني چون توپوگرافي، ويژگي هاي اقليمي، قابليت هاي اقتصادي، معيشت، منابع آب و... در سرزمين پهناور ايران موجب پديدار شدن بافت هاي روستايي متفاوتي از نظر شكل گيري كالبدي شده است.
    در بخشي از اين پهنه گسترده، روستا بافت منسجم و به هم پيچيده اي از خانه هايي است كه به صورت پلكاني بر دامنه شيب كوه ها قرار گرفته اند. اين نوع روستاها را بيشتر در نواحي كوهستاني مشاهده مي كنيم. روستاي ماسوله در گيلان، ابيانه در كاشان و پاوه در كرمانشاه نمونه هاي خوبي براي اينگونه بافت هاي روستايي هستند. در جاي ديگر خانه هاي روستايي در دل كوه ها به صورت دستكند ساخته شده و خطوط ارتباطي دشوار و پيچيده اي آنها را به يكديگر متصل مي كند. همچون روستاي كندوان در آذربايجان و ميمند در كرمان. نمونه ديگري از روستا، قلعه مستحكمي است كه واحدهاي مسكوني در درون آن به هم تنيده شده اند. اينگونه روستاها را در نواحي مركزي و كويري ايران در ميان دشت ها و جلگه ها مي توان مشاهده كرد. در نواحي ديگري از كشورمان روستا مجموعه اي از خانه هاي منفرد است كه در ميان كشتزار ها پراكنده شده اند. اينگونه از بافت هاي روستايي در حاشيه درياي خزر به وفور مشاهده مي شود. فراواني در تراكم كالبدي روستاها مي تواند شاهد مناسبي براي شناسايي ماهيت آبادي و همچنين تفاوت هاي اجتماعي و اقتصادي موجود در آن باشد. بافت كالبدي روستايي ممكن است نتيجه يك روند شكل پذيري مبتني بر برنامه يا حاصل گسترش خود به خودي باشد. ميزان نظم يا بي نظمي در شكل سكونتگاه هاي روستايي به بهترين شكل نشانگر نقش برنامه ريزي در نحوه استقرار آن روستا به شمار مي رود.
    
    * گونه هاي بافت روستايي براساس شكل استقرار
    گونه اول، روستاهاي متمركز و منسجم هستند كه در اين تيپ روستاها، خانه ها به يكديگر چسبيده و منظر بصري متمركزي دارند كه عمدتاً بدون فضاي خالي است. مزرعه كه محل كار عموم روستاييان است از واحدهاي مسكوني جدا بوده و اغلب فاصله نسبتاً زيادي با محل سكونت دارد. عواملي چون امنيت و دفاع، وجود منابع دائمي آب، شيب زمين و... را مي توان در شكل گيري اينگونه روستاها دخيل دانست. در مناطق خشك و كويري يكي از علل عمده اين تمركز، وجود قنوات يا چشمه هاي دائمي است. از طرف ديگر امنيت و دفاع در برابر اقوام، اشرار و حيوانات وحشي موجب تمركز مساكن و اتكاي ساكنين به يكديگر مي شود. حتي در برخي موارد با ساخت برج و بارويي در اطراف سكونتگاه، روستاي قلعه اي بوجود مي آيد. گونه دوم روستاهاي گسسته و پراكنده هستند. در اينگونه از روستاها، ساكنين ترجيح مي دهند خانه هاي خود را در ميان كشتزارهاي خود بنا كنند. از ويژگي هاي اين تيپ روستاها، نزديكي محل سكونت به مزارع و مشخص بودن حدود مالكيت اراضي است. اين روستاها اغلب در مناطق شمالي كشور و حاشيه درياي خزر قابل بررسي هستند. گونه آخر روستاهاي تركيبي را شامل مي شود كه اينگونه روستاها را مي توان تركيبي از روستاهاي متمركز و پراكنده دانست. شكل گيري اين تيپ روستاها ناشي از دخالت عوامل طبيعي و يا انساني است. بطور مثال وجود رودخانه و استقرار سكونتگاه هاي روستايي در حاشيه رود و يا در امتداد كف دره ها و راه هاي اصلي كه موجب پديد آمدن روستاها با الگوي خطي مي شود.
    
    *تنوع كالبدي روستاهاي اقليم گرم و خشك كويري ( نمونه موردي يزد)
    استان يزد داراي حدوداً ۵۰۰۰ روستا و آبادي با تنوع بسيار از نظر اقليمي و جغرافيايي است. در اين شهر و روستاهاي اطراف ساختمايه غالب خشت و گل است. البته با توجه به وجود ارتفاعات شيركوه در غرب يزد، در برخي از دره هاي اين كوه آبادي هاي سرسبزي نيز وجود دارد. با يك مطالعه و بررسي كلي مي توان از نظر ريخت شناسي، تنوع در بافت روستاهاي يزد را به گونه هاي زير بيان كرد: روستاهاي دشتي و روستاهاي كوهپايه اي از لحاظ جغرافيايي و روستاهاي باغ محله اي و روستاهاي قلعه اي از نظر الگوي كالبدي. روستاها و آبادي هاي واقع در دشت خشك و كويري يزد را مي توان در ۲ گروه عنوان كرد. نخست روستاهاي كوچكي كه در كنار يك قلعه قديمي ساخته شده اند، مانند عزآباد، زارچ، سرو سفلي. خود اين آبادي ها داراي بارو نبوده و در مواقع ضروري اهالي به قلعه ها پناه مي برده اند. ديگري روستاهاي بزرگ و كوچكي هستند مانند يزد، اردكان، ابرقوه، عقدا و... كه داراي بارو، كهندژ، شارستان و در مواقعي ربض (حومه) بوده اند. اردكان شهري با بافتي كهن و متراكم در جوار كوير نامدار اردكان واقع شده است. قديمي ترين محله آن به نام ميدان قلعه معروف است كه قلعه كهن شهر در آن قسمت بنا گشته و محله چرخاب كه يكي از با شكوه ترين نمونه هاي معماري مسكوني در كوير است. برخي آبادي ها مانند خرانق كاملاً به شكل قلعه ساخته شده و زندگي در آن تا دوران معاصر ادامه داشته است. خرانق روستايي كوچك و نسبتاً سرسبز و خرم، بين راه يزد- طبس است و از چند جهت محصور در كوه ها ويك رودخانه فصلي است. همه عناصر اين قلعه، روستا شامل: خانه، مسجد، حسينيه، حمام و ساير ابنيه به شكلي فشرده در چند طبقه كنار هم قرار گرفته است. در راه يزد- كرمان تعدادي مزرعه هاي مسكوني وجود دارد كه ساكنان آن در قلعه اي ساكن هستند و در زمين هاي زراعي مجاور آن به كشاورزي مشغول هستند. روستاها و آبادي هاي كوهپايه اي واقع در دامنه هاي شيركوه، در دل شيب ارتفاعات شكل گرفته است و طبيعتي سرسبز و آباد دارد كه محلي مناسب براي گذراندن روزهاي گرم تابستان است. اين روستاها از نظر تقسيمات سياسي استان بيشتر در مرز شهرستان هاي تفت و مهريزقرار دارند. آبادي هاي كوچك چك چك در اردكان و پيرناركي در مهريز در دامنه كوه و به شكل پلكاني ساخته شده اند. روستاهاي اسلاميه، منشاد، ده بالا، بنادك السادات و طزرجان را مي توان به عنوان روستاهاي مهم كوهپايه اي يزد نام برد.روستاهاي باغ محله اي را مي توان به شهرهاي تفت، مهريز و تا حدودي ميبد نسبت داد. شهر زيبا و باستاني تفت بر دامنه شيركوه و بر سر راه يزد- ابرقو- شيراز ساخته شده است. يك رودخانه فصلي و كوه هاي اطراف، شهر تفت را به ۲ محله بزرگ سردسير و گرمسير تقسيم كرده است. اين محلات در دل باغ ها و مزارع جاي گرفته اند و از سوي كوچه باغ هاي زيبا با هم ارتباط دارند. ميبدكهن هر چند در ابتداي شكل گيري داراي كهندژ و بافتي متراكم بوده ولي به مرور زمان با الحاق آبادي هاي واقع در بيرون آن تبديل به يك باغ شهر شده است. هسته اوليه ميبد، نارين قلعه با برج و باروي تو در تو بوده، به طوري كه محلات پيرامون كهندژ به ۳ محله بالا، پايين و كوچك تقسيم مي شود. در مجموع بافت كالبدي محله بالامتراكم بوده و محله پايين آن بافتي بازتر دارد. محله كوچُك نسبت به ۲ محله فوق بافت متفرق تري دارد و باغ ها و زمين هاي زراعي در آن بيشتر ديده مي شود. باغ شهر تاريخي مهريز در جنوب شرقي يزد واقع شده و از پيوستن ۵ روستاي بزرگ به نام هاي بغدادآباد، مهرپادين، مزويرآباد، منگاباد و استهريج پديد آمده است. از نظر شكل و الگوي استقرار در ۲ بخش عمده قابل بررسي است. ابتدا بخشي كه در سمت غرب شهرستان و دامنه هاي شيركوه قرار دارد و آب و هوا و اقليمي نسبتاً سرد و نيمه كوهستاني دارد. بخش ديگر در سمت كوير و در نزديكي راه يزد- كرمان شكل گرفته و داراي اقليم گرم و خشك كويري است. اين تنوع مكاني در استقرار سكونتگاه ها موجب به وجود آمدن گونه هاي مختلف بافت روستايي شده است. اغلب واحد هاي مسكوني در محلات مهريز به صورت خانه باغ اند و از لحاظ منابع آب در شرايط بسيار مساعدي هستند. وجود قنوات متعدد و عبور آنها از گذرها، موجب به وجود آمدن كوچه باغ هاي بسيار زيبا در شهر شده است. به طور كلي از لحاظ موقعيت و نحوه استقرار، روستاهاي مهريز را مي توان به ۲ گروه عمده روستاها و آبادي هاي كويري، دشتي و روستاهاي كوهپايه اي تفكيك كرد. با وجود اين كه مهريز در يكي از كويري ترين استان هاي كشور قرار دارد ولي در معماري و بافت كالبدي برخي از آبادي هاي آن تاثير ارتفاعات شيركوه به خوبي مشاهده مي شود. در اين شهرستان بخش زيادي از دهستان ميانكوه، ارنان و تنگ چنار كه در جانب غرب واقع شده اند، داراي الگوي كوهپايه اي هستند. ساختمايه عمده در ساخت اين آبادي ها سنگ، چوب و گل است و از نظر تيپ شناسي مسكن به كلي با گونه هاي معماري مسكوني كويري متفاوت است. از لحاظ كالبدي، بافتي تقريباً گسسته و پراكنده دارند و تراكم گونه هاي كويري درآن ديده نمي شود.پوشش آسمانه اغلب ابنيه مسطح است و ميانسراها بسيار كوچك تعبيه شده اند. از نظر معيشتي باغداري و دامداري بر كشاورزي چيره است. روستاهاي طزنج، منشاد، فخرآباد، بنادك السادات، ابراهيم آباد و تنگ چنار نمونه اينگونه روستاها در مهريز هستند. در جانب شرق، شمال شرق و جنوب شهرستان، بافت كالبدي روستاها و آبادي ها كاملاً از الگوي كويري تبعيت مي كند. اين تيپ روستاها اغلب داراي بافت كالبدي منسجم و متراكمي هستند و ساختمايه عمده و مورد استفاده در ساخت ساختمان خشت و گل است. پوشش آسمانه ابنيه گنبدي است و خانه ها داراي تالار، ميانسرا و بخش هاي تابستانه و زمستانه هستند. با وجوداستقرار در كوير، به علت وجود قنوات متعدد و چشمه هاي دائمي اينگونه آبادي ها بسيار سرسبز و خرم هستند و معيشت بيشتر ساكنان آن بر پايه كشاورزي است و در كنار زراعت به باغباني نيز مشغول هستند. روستاهاي بهادران، خورميز عليا و سفلي، مدوار، سريزد، هرفته و باغ دهوك نمونه هاي بسيار مناسبي براي معرفي اينگونه آبادي ها در مهريز هستند.

 

یزد شهری است که در وسط کویر واقع شده است. معماری قدیمی شهر یزد واقعا زیباست. خانه‌های قدیمی در این منطقه گرم و خشک، بدون استفاده از هیچ منبع انرژی دیگری، فقط توسط برج‌های بادگیر و جریان باد خنک می‌شود. یک زوج آرشیتکت ایرانی-فرانسوی، شیوا طلوعی و اروه ریشارد Hervé Richard با بورس ویژه آرشیتکت‌های ممتاز سفری به شهر یزد کرده و تحقیقاتی درباره بادگیرهای معروف این شهر انجام داده‌اند. ظاهرا نمایشگاه‌هائی از تحقیقات‌شان قبلا برگزار شده، ولی از آنچه روز وبسایت مشخص است نمایشگاه دیگری از ۲۰ سپتامبر (۲۹ شهریور) تا ۲۹ اکتبر ۲۰۰۶ (۷ آبان ۱۳۸۵) در پاریس برقرار خواهد بود. اگر دوست دارید به سایت نمایشگاه «یزد، برج‌های بادگیر » نگاهی بکنید (البته سایت به زبان فرانسوی است). دیدن وبسایت شهر یزد هم خالی از لطف نیست.

در روزنامه «روز» درباره شیوا و اروه مقاله‌ای نوشته‌شده با عنوان «یزد: مروارید کویر » (در واقع ترجمه مقاله‌ای از سایبرآرشیو ‍ به زبان فرانسوی است). اگر به سایت سایبرآرشیو رفتید، مجموعه قشنگی از عکسهای برج‌های بادگیر دارد که دیدنی است. ترجمه مقاله که در روز چاپ شده است را اینجا کپی می‌کنم:



اروه ریشارد Hervé Richard و شیوا طلوعی (۳۳ و ۳۴ ساله)، زوج آرشیتکتی هستند که از رابطه طبیعت و معماری موجود در ایران به حیرت آمده اند. این دو آرشیتکت جوان و سخت کوش ساکن پاریس، با بورس ویژه آرشیتکت های ممتاز، سفری به شهر یزد، مروارید کویر، انجام داده اند. در طی این سفر توانسته اند از نزدیک، درخصوص برج های بادگیر آن تحقیقاتی به عمل آورند.

خانه های سنتی این منطقه گرم و خشک، بدون استفاده از هیچ منبع انرژی دیگری، تنها توسط این برج ها و با جریان باد خنک می شوند. در حال حاضر، نتیجه تحقیقات آنها [به سایت www.richard-tolouie.com مراجعه کنید] در نمایشگاه معماری آلتر [تا ۲۶ مارس ۲۰۰۶ در بروکسل] و از ماه ژوئن در نمایشگاه الکترا در پاریس به معرض نمایش گذاشته خواهد شد.


شهر یزد که مشخص ترین وجهه آن معماری خاص کویری آن است، در ارتفاعات مرکزی ایران قرار داشته و به طور کامل به وسیله کویر محصور شده است. در نزدیکی آن نیز، کوهستانی به ارتفاع ۴۰۰۰ متر به چشم می خورد. این منطقه دارای آب و هوایی بسیار متغیر است: گرمای طاقت فرسای تابستان و سرمای باورنکردنی در زمستان. در این شهر عملاً باران نمی بارد و جریان های بادی که ازسوی کویر می وزند، همواره سوغات کویر [شن] را با خود به همراه دارند.

ساکنین آن در دوران های مختلف و با توانایی های نسبی خاص آن دوره، همواره مجبور بوده اند تا خود را با این محیط سازش ناپذیر و نامساعد وفق دهند. آنها توانسته اند این منطقه غیرقابل سکونت را با کانال کشی آب از سمت کوهستان به مکانی قابل سکونت تبدیل کنند: به زمین های آن شکل داده و با انجام تمهیداتی خاص، خاک آن را حاصلخیز کرده اند. بهترین مثال از این گونه سازگاری و انطباق با محیط، برج های بادگیر آن است که در سطح شهر به شیوه خاص این منطقه پراکنده شده اند، به طوری که جریان باد را از روی بام گرفته و از آن برای خنک نمودن فضای ساختمان و مخزن های آب استفاده می کنند. گاهی نیز مترادفی برای این بناهای به واقع خارق العاده شنیده می شود: "بجیر"، کلمه ای پارسی به معنای "بادگیر".

این بادگیرهای مستطیل شکل به اندازه ۳ در ۵ متر، معمولاً به شکل دودکش بوده که از سطح پشت بام منازل بالاتر هستند. قسمت فوقانی این برج ها [معمولاً ارتفاع این برج ها ۱۵ متر است] از شکاف هایی عمودی تشکیل شده تا جریان های سریع تر باد را که بدون شن نیز هستند، به داخل ساختمان منتقل کند. قسمت تحتانی آنها به اتاق خنکی ختم می شود که در اغلب موارد به صورت هشتی بوده و کاملاً در سایه قرار دارد. داخل برج نیز کانال هایی وجود دارند که جریانات بالارونده و پایین رونده را از یکدیگر تفکیک می کنند. این برج های بادگیر با تخلیه هوای گرم و جایگزینی آن با هوای خنک حیاط یا زیرزمین کمک می کنند تا در تابستان فضایی مطبوع و دلپذیردر منازل به وجود آید.

برج های بادگیر به مانند دیگر بناهای قدیمی شهر از خشت های خشک شده در آفتاب ساخته شده اند که این فن را اَدوب [Adobe] می نامند. میله هایی که از کناره های این برج ها بیرون آمده، حکم داربست را داشته که گاهی برای بازسازی بعضی قسمت های برج از آنها استفاده می شود. این بادگیرها تنها یکی از امکانات قدیمی موجود در خانه های سنتی است و اکثر ساختمان های مرکز قدیمی شهر به این شکل هستند. اتاق های تابستانه و زمستانه، که نام "خانه های چهار فصل" از همین ترکیب اتاق ها مشتق شده است نیز، پیرامون یک حیاط و باغچه داخلی روبروی هم قرار گرفته اند.

حیاط هر منزل که سطح آن از سطح خیابان چند پله پایین تر است، در وسط خود حوضی دارد و گاهی مشاهده می شود که تختی تا نیمه روی این حوض به منظور استراحت شبانه نصب می کنند. اتاق های اصلی که نسبت به باغچه و حیاط بالاتر هستند، کمک می کنند تا اتاق های اندرونی نورگیرتر شده و تهویه هوا در آنها به خوبی انجام پذیرد. مهم ترین اتاق تابستانی که در جنوب خانه قرار دارد [رو به شمال]، درواقع هشتی وسیعی است که رو به حیاط بوده و معماری آن به گونه ای طراحی شده که به طور دائم سایه دار است. در طرف دیگر حیاط، اتاق های زمستانی را می توان دید که با شیشه های چند رنگ رو به جنوب قرار گرفته اند و در کل روز آفتاب در آنها می تابد.

در شهر یزد، باران عملاً وجود ندارد و آب شهر به وسیله کانال کشی از دامنه های کوهستان های اطراف تأمین می شود. این کانال که چندین کیلومتر طول دارد، با شیب بسیار کمی تا شهر ادامه پیدا کرده است. سپس آب در مخازن هر محله از شهر انبار شده [آب انبار] که با پلکان طویل و نورگیری امکان دسترسی به آن وجود دارد. این آب انبارهای عمیق که با گنبد پوشیده می شوند، شکل استوانه ای داشته و به وسیله بادگیرها که معمولاً تعدادشان ۴ است، تهویه می شوند. آب ذخیره شده در این آب انبارها حقیقتاً خنک و گواراست.

ساختار تمامی این نمونه های تحسین برانگیز معماری [بادگیرها، آب انبارها و ...] تنها برای استفاده از انرژی باد تعریف شده و یکی از شگفتی های معماری بومی در مناطق گرم و خشک خاورمیانه به حساب می آید. این سبک معماری از مصر گرفته تا پاکستان، براساس آب و هوای هر منطقه، شکل خاص خود را گرفته است [بجیر در ایران و عراق، مالکوف در مصر، برجیل در امارات متحده عربی و مَنق در پاکستان].

پیشرفت روز افزون هواکش های مدرن امروزی باعث شد تا این هنر سنتی و قابل توجه در خلال قرن بیستم کهنه شود، ولی اکنون که آلودگی های انرژی های فسیلی بسیار رایج شده، دوباره می بینیم که برج های بادگیر و بخصوص بادگیرهای تمام عیار شهر یزد توجه آرشیتکت های نوگرا و خلاق را جلب کرده است.

 

بتن ریزی در مناطق گرمسیری


مقدمه:
یکی از عوامل تخریب بتن در فلات مرکزی ایران بتن ریزی در هوای گرم می باشد. در محیطهای گرم دمای بتن زیاد بوده و این مسوله موجب تبخیر سریع آب ، گیرش زود رس و کاهش کاراوی بتن می شود.
برای رسیدن به بتن مناسب و با مشخصات مکانیکی مورد نیاز باید شرایط ویژه باشد ای رعایت شود.




اقلیم شناسی:
طبق طبقه بندی اقلیمی بخش بزرگی از ایران دارای اقلیم گرم می باشد در فلات مرکزی اقلیم گرم و خشک و در سواحل و جزایر جنوبی اقلیم گرم و مرطوب وجود دارد . در اقلیم گرم و خشک تبخیر بیشتر از بارندگی و اختلاف دمای شبانه روز به 25 درجه سلسیوس می رسد. متوسط دما در روزهای تابستانی حدود 45 و در زمستان حدود 30 درجه سلسیوس است. رطوب نسبی بسیار کم و به ندرت از 50 درجه افزایش می یابد و عموما در حدود 10_20 درجه می باشد تغییرات دما در شبانه روز منجر به وزش باد های گرم و عموما با گردباد و سرعت زیاد می شود. شرایط مزبور برای کارهای بتنی مناسب نمی شود و مقاومت و پایائی (دوام) به طور محسوسی کاهش می یابد و برای دسترسی به بتن بادوام زیاد تهمیدات ویژه ای را باید به کار برد.

خرابیهای بتن:
بتن سالهاست که به عنوان مصالح پایا و بادوام ، ارزان و مقاوم(در حد قابل قبول) به عنوان مصالح سازه ای،ملات،کف سازی،و پرکننده در ساختمانها و ابنیه مختلف به کار گرفته شده است. ولی متاسفانه اگر به طور مناسب، تهیه و عمل آوری نشود در محیط های گرم و خورنده طول عمر مفید آن به طور محسوسی کاهش می یابد. قبل از وارد شدن به مشکلات بتن ریزی در هوای گرم مکانیزم های خرابی بتن را به طور کلی مورد بحث قرار می دهیم.
خرابیهای بتن به طور کلی یا به صورت شیمیائی و یا به صورت فیزیکی می باشند. در ضمن خرابی خطاهای اجرائی را نیز باید به این مجموعه اضافه کرد که عمذتا نقش تسریع در کاهش پایائی خواهند داشت. خلاصه انواع خرابی بتن در زیر ارائه شده است :


خرابی بتن:

1) شیمیائی:
ü حمله سولفات ها
ü حمله کلرورها و خوردگی فولاد
ü کربناتی شدن
ü واکنش قلیاوی سنگدانه ها

2) فیزیکی:
ü یخ زدگی و ذوب متوالی
ü فرسایش و سایش
ü خلائ زایی
ü نفوذ نمک ها در بتن
ü حریق
ü ضربه
ü شرایط محیطی
ü حمله باکتریها
3) خطاهای اجرائی:
ü دانه بندی یکنواخت و نامناسب
ü خاک دار بودن شن و ماسه
ü انبار کردن نامناسب مصالح بتن (شن و ماسه،سیمان،آبّ،مواد افزودنی)
ü به کار گیری نوع و مقدار نامناسبسیمان
ü تراکم نامناسب
ü عمل آوری نامناسب
ü به کار گیری آب بیش از حد مورد نیاز در مخلوط بتن

وجود اقلیم گرم به طور مستقیم و غیر مستقیم تمام عوامل خرابیهای شیمائی و فیزکی بتن را به جز یخ زدگی و ذوب متوالی تشدید می کند. بنابراین و در اینچنین اقلیمی باید شرایط ویژه ای را به کار برد و حتی الامکان خطاهای اجراوی را نیز به حداقل کاهش داد.

تاثیر محیط گرم روی بتن:
هم بتن تازه و هم بتن سخت شده در محیطهای اقلیمی گرم و در درجه حرارت زیاد بخشی از عملکرد مطلوب و پایائی خود را از دست می دهند. نیاز به آب بیشتر ، گیرش سریع و کاهش اسلامپ و کارائی، افزایش امکان ترک خوردگی خمیری ، تبخیر سریع آب سطحی بتن و تغییر در مشخصات مکانیکی این بخش و نیاز به عمل آوری سریع از مشکلات بتن تازه در اقلیم گرم است. این مشکلات با افزایش نفوذ پذیری که خود منجر به کاهش مقاومت ذاتی بتن در مقابله با خرابیهای دیگر می شود از تاثیرات محیط گرم روی بتن سخت شده می باشد . علت تغییرات در بتن سخت شده به طور عمده ناشی از اجبار به مصرف آب بیشتر در طرح اختلاط است.
بزرگترین مشکل اقلیم گرم روی بتن، گیرش سریع و کاهش کارائی بتن تازه می باشد که برای جبران آن تولید کنندگان آب مصرفی طرح اختلاط افزایش می دهند. با افزایش آب مصرفی مقاومت کاهش و نفوذ پذیری افزایش می یابد و در صورتیکه عوامل مخرب دیگر مثل یونهای مضرر هم در محیط وجود داشته باشد و به سرعت عمر مفید و پایائی بتن کاهش خواهد یافت و در مناطق گرم و خشک و تبخیر سریع آب از سطح آزاد بتن فرایند آبگیری( (Hydrationسیمان متوقف شده و منجر به ترکهای جمع شدگی خمیری (Plastic shrinkage cracks) خواهد شد.
در محیطهای گرم و مرطوب به علت نفوذ رطوبت در بتن سخت شده خرابیهای بتن افزایش می یابد البته به جز ترک خوردگی ناشی از جمع شدگی. به هر حال در محیط های گرم و خشک نیز امکان رطوبت در پاره ای از کاربردها به طور محسوس وجود دارد مثل سازه های آبی بتنی ، پی ها که در خاک مدفون هستند و به احتمال کاربرد زمینهای اطراف آب و رطوبت به خاک تزریق خواهد شد.
مشکلات بتن ریزی در مناطق گرمسیر به صورت خلاصه عبارتند از :
_ نیازبه آب بیشتر در طرح اختلاط
_افزایش سرعت گیرش سیمان
_کاهش اسلامپ و کارآئی بتن تازه به علت گیرش زود رس
_ایجاد ترکهای جمع شدگی خمیری
_مقاومت فشاری نهائی کمتر (گرچه مقاومت فشاری اولیه افزایش می یابد)
_افزایش نفوذ پذیری و کاهش محسوس پایائی بتن
_ظاهر نامطلوب سطح بتن
_کاهش زمان اجرائی جهت حم و ریختن بتن و ویبره زدن (در پاره ای از موارد این زمان به 20 دقیقه کاهش می یابد)


تمهیدات بتن ریزی در مناطق گرمسیری:

در صورتیکه دمای بتن در لحظه بتن ریزی از 32 درجه بیشتر باشد باید بتن ریزی رامتوقف کرد یا شرایط ویژه ای را جهت کنترل دمای بتن به کار برد. به هر حال در ردزهای گرم سال در مناطق گرمسیر موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد.
_دمای سیمان در هنگام اختلاط باید کمتر از 50 درجه باشد نگهداری سیمان در محلهای سایه و خنک و با استفاده از سیلو مناسب با رنگ آمیزی مناسب می تواند در پائین نگهداشتن دمای سیمان به کار رود.
_میزان مصرف سیمان نباید از 350 کیلوگرم بر متر مکعب کمتر باشد تا بتوان کاراوی و مقاومت لازم را به دست آورد در ضمن نباید از 450 کیلوگرم بر متر مکعب بتن بیشتر باشد چون گرمای آزاد شده ناشی از فعل و انفعالات سیمان منجر به دمای زیاد بتن تازه خواهد شد.
_به کار گیری سیمان کند گیر (در حد تیپ دو)به کار گیری سیمان پوزولانی به خصوص استفاده از میکروسیلیس یا به کارگیری مواد افزودنی که موجب کاهش دمای گیرش شود توصیه می شود.
_شن و ماسه باید در محل خنک و سایه (زیر سایه بان) نگهداری شوند . در صورت لزوم سنگدانه ها با آبپاشی خنک شوند.
_به کارگیری دانه های گرد گوشه (رودخانه ای) به علت ایجاد کارائی بیشتر مناسب تر است.
_دانه بندی شن و ماسه باید حتما در محدوده استاندارد باشد و اگر در حد میانی استاندارد باشد که منجر به تولید بتن متراکم شود بهتر است.
_به کار گیری شن درشت منجر به نفوذ پذیری بیشتر می شود بنابراین به کارگیری شن ریزتر در طرح اختلاط توصیه می شود.
_حتی المکان باید آب خنک استفاده شود به کارگیری عایق حرارتی برای لوله ها و مخازن آب توصیه می شود. در صورت ناتوانی در کنترل بتن می توان از خرده یخ برای خنک کردن آب استفاده نمود.
_به هیچ وجه نباید برای کنترل سلامپ و کارائی از آب بیشتر از حد تعیین شده در طرح اختلاط استفاده نمود.
میلگرد در شرایط محیطی فوق العاده شدید باید باید گالوانیزه با آغشته به اپوکسی باشند(در مناطق گرم و خشک به کارگیری این روشها ضروری نمی باشند)
_به کارگیری پوشش بتنی در اطراف میلگرد ها جهت تامین پایائی ضروری می باشد باید از به کارگیری مقاطع نازک بتنی با درصد زیاد میلگرد خودداری شود.
_به کار گیری قالب چوبی به علت کوچکی ضریب انتقال حرارت نسب به قالب های فلزی مرجع است.
_قالب ها باید حتما آب بندی باشند تا شیره و آب از دسترس بتن خارج نشود.
_بتن ریزی در ساعات خنک و سایه روز انجام شود.
_حتما از تبخیر آب سطحی بتن جلوگیری به خصوص در مقابل وزش باد و تشعشعخورشید با بکارگیری روکشهائی روی سطحی جلوگیری کرد.
_تراکم بتن حتی الامکان باید به صورت کامل انجام شود تا پایائی بتن را بتوان تضمین نمود.
_عمل آوری بتن باید به طور کامل و در اولین فرصت ممکن انجام شود و به نحوی که آب سطحی بتن از دست نرود. روشهای عمل آوری عبارتند از:


· جاری نمودن آب مناسب روی بتن (توجه به تبادل حرارتی و از دست رفتن حرارت بتن لازم است)
· آب پاشی به طور مدوام و با آب مناسب البته توصیه می شود به خصوص دفعات اولیه آب دارای حرارت نزدیک بتن تازه باشد تا امکان تباد حرارتی از بین ببرد.حتی اگر قرار است آبّ روی سطح بتن گرفته شود باید چند ساعت اولیه با آب گرم روی سطح بتن آب پاشی نمود و سپس اقدام به این کار کرد.
· به کارگیری روکش مرطوب نظیر گونی، نمد، حصیر،کاه،ماسه تمیز و خاک اره.
· به کار گیری روکش غیر قابل نفوذ شامل کاغذ نفوذناپذیر،نایلون.
حداقل زمان عمل آوری در مناطق گرمسیری 7 روز می باشد ولی برای سیمانهای تیپ 2و 5 و سیمانهای پوزولانی 14 روز است.
_به کار گیری گوشه های پخ شده در قطعات جهت جلوگیری از تبخیر سریع از این نواحی.


نتیجه گیری:
فلات مرکزی ایران کویری بوده و دارای اقلیم گرم و خشک می باشد. شرایط آب و هوای اقلیم مزبور جهت بتن ریزی و عمل آوری مناسب نمی باشد. طراحان و مجریان می توانند با به کار گیری مشخصات و روشهای اجرائی مناسب بتن با مقاومت فشاری ،پایائی و کارائی خواسته شده تولید نمایند. افزایش آب به بتن جهت افزایش کارائی نتیجه نامطلوب دارد. تامین رطوبت و جلوگیری از وزش باد از روی سطح بتن در دوره عمل آوری ضروری می باشد و به طور وسیعی از ترک خوردگی جمع شدگی جلوگیری می کند طبق آیین نامه آبا به کارگیری بتن تازه با دمای بیشتر از 32 درجه سلیسوس ممنوع است و باید در شرایط هوای گرم با خنک کردن آب و سنگدانه ها از دمای بتن کاست و سپس استفاده نمود.

خلاصه: بررسی معماری و کاربرد بادگیر های ایران زمین. توضیح انواع آن ها و پراکنش جغرافیایی آن ها، نحوه کار کرد و کاربرد آن ها.
کلمات کلیدی: بادگیر، بادگیر های یک طرفه، بادگیر باغ دولت آباد.

کتاب: بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران
نویسنده: دکتر وحید قبادیان
ناشر: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

دکتر وحید قبادیان
در سال 1335 در تهران متولد شد. دیپلم خود را در رشته ریاضی در 1354 از دبیرستان البرز دریافت کرد. وی دوره لیسانس و فوق لیسانس خود را در رشته معماری در دانشگاه ایالتی اهایو در آمریکا گذرانید و دکتری خود را در سال 1379 در همین رشته از دانشگاه آزاد اسلامی دریافت کرد.
دکتر قبادیان به مدت دو سال در دانشگاه ایالتی اهایو و از سال 1364 تاکنون در دانشگاه های مختلف کشور تدریس نموده است. وی سخنرانی های متعددی در زمینه معماری اقلیمی و معماری معاصر در مجامع دانشگاهی و تخصصی ایراد کرده است.
وی همچنین مقالات مختلفی را در زمینه معماری اقلیمی و معاصر در نشریات علمی و حرفه ای منتشر کرده است.
وی کتاب هایی را تالیف یا ترجمه کرده است که پاره ای از آن ها بدین عناوین هستند:
- طراحی اقلیمی، دانشگاه تهران
-

1- مقدمه

استفاده از بادگیر از سنوات بسیار قدیم در ایران متداول بوده است. بادگیر ها با اشکال مختلف در شهر های مرکزی و جنوب ایران ساخته شده که هر کدام بر حسب ارتفاع و جهت باد مطلوب طراحی و اجرا شده اند. تا قبل از اختراع کولر برقی و گسترش آن در شهر های مختلف، از بادگیر در ابنیه مختلف مسکونی، مذهبی و خدماتی استفاده می شده است و هنوز هم می توان باقیمانده این بادگیر ها را در اقلیم گرم و مرطوب جنوب در شهر هایی مانند بندر عباس، بندر لنگه، قشم، بوشهر و اقلیم گرم خشک نواحی مرکزی مانند کرمان، نایین، یزد، طبس، کاشان، سمنان، اصفهان و حتی نواحی جنوب شهر تهران مشاهده نمود.

2- طرز کار بادگیر


شکل 1: طرز کار بادگیر.

 


شکل 2: بادگیر باغ دولت آباد در شهر یزد که با حدود 34 متر ارتفاع، بلند ترین بادگیر جهان می باشد.

عملکرد بادگیر بدین صورت است که باد مطلوب را گرفته و آن را به داخل اطاق های اصلی ساختمان، آب انبار و یا سرداب هدایت می کند. در بعضی از مساجد حاشیه کویر مانند مسجد قدیمی اردکان و مسجد جامع فیروز آباد در استان یزد، دریچه بادگیر درست در بالای محراب قرار دارد. به این ترتیب، باد مطلوب وارد بخش های مختلف ساختمان می گردد و باعث تهویه و خنکی آن می شود.

شهر تاریخی یزد به شهر بادگیر ها معروف است و به تحقیق، نسبت به سایر شهر های مرکزی ایران دارای بیشترین تعداد بادگیر است. در این شهر، مرتفع ترین بادگیر جهان یعنی بادگیر باغ دولت آباد وجود دارد (1) که دارای حدود 34 متر ارتفاع است. ارتفاع دهانه فوقانی بادگیر 11 متر می باشد. این بادگیر هشت طرفه، باد را از هر سمتی که بوزد به درون ساختمان هدایت می کند.

در اینجا لازم به توضیح است که بعضی از بادگیر ها، فقط از طریق جابجایی هوا (2)، داخل بنا را خنک می سازند و بعضی دیگر، هم از طریق جابجایی هوا و هم از طریق تبخیر (3) این عمل را انجام می دهند. سیستم برودتی بادگیر باغ دولت آباد از طریق روش دوم است؛ بدین صورت که جریان هوا پس از ورود به داخل ساختمان از روی یک حوض سنگی کوچک و فواره رد می شود و سپس از آنجا به سایر اطاق ها هدایت می گردد (شکل 3). اطاق زیر بادگیر که حوض و فواره در آن قرار دارد به صورت هشتی (هشت ضلعی) است و در های متعددی در آن وجود دارد. در هر زمان که نیاز به خنک نمودن اطاق خاصی باشد، در بین آن اطاق و اطاق هشتی زیر بادگیر را باز می نمایند.


شکل 3: مقطع بادگیر، تالار و ایوان باغ دولت آباد در یزد؛ به شبکه جریان آب از مخزن به زیر بادگیر، کف تالار، کف ایوان و نهایتاً محوطه باغ توجه کنید.

 


شکل 4: دو بادگیر چهار طرفه آب انبار مجاور مسجد جامع در شهر نایین.

جهت تقویت عملکرد خنک سازی بادگیر و استفاده از برودت تبخیری (4)، از روش های دیگری نیز استفاده می شده است. به عنوان مثال، در شهر بم بادگیری وجود دارد که از ساختمان، حدود 50 متر فاصله دارد و با یک کانال زیرزمینی به آن مرتبط است. در بالای این کانال، یک باغچه قرار دارد. بعد از آبیاری باغچه، رطوبت آن به دیوار های کانال ارتباطی نفوذ می کند و نسیم بادی که از بادگیر به سمت ساختمان جریان دارد را خنک تر می نماید. در بعضی از موارد نیز در روی دهانه بادگیر، حصیر، سوفال و یا بوته های خار قرار می دادند و روی آن آب می پاشیدند و بدین طریق رطوبت و برودت های هوای ورودی را افزایش می دادند. تا پیش از پیدایش یخچال برقی، در بسیاری از خانه ها، مواد غذایی را در محوطه زیر بادگیر نگاه می داشتند تا خنک بماند و دیر تر فاسد شود.

بادگیر و هواکش روی گنبد و یا بام، جزء جدایی ناپذیر آب انبار های نواحی مرکزی ایران است. محیط مرطوب آب انبار با استفاده از جریان هوا باعث برودت و خنکی آب ذخیره شده می شود. (5)


شکل 5: در اقلیم گرم و مرطوب جزیره قشم، بادگیر ها حجیم و چهار طرفه می باشند.

باید توجه داشت که در مناطق گرم و خشک مرکزی ایران، به دلیل خشکی هوا، آب سریعتر تبخیر می شود و علاوه بر ایجاد برودت در محیط، باعث افزایش رطوبت نسبی هوا نیز می گردد. در نتیجه هم گرما و هم خشکی بیش از حد هوا را کاهش می دهد و محیطی مطبوع برای ساکنین ساختمان ایجاد می نماید. ولی استفاده از این روش در بادگیر های جنوب کشور که دارای اقلیمی گرم و مرطوب است، ممکن نمی باشد. زیرا اولاً به دلیل بالا بودن میزان رطوبت نسبی و اشباع نسبی هوا از بخار، تبخیر آب به سهولت صورت نمی گیرد و در ثانی اضافه نمودن هوای نم دار به محیطی که هوای آن بیش از حد آسایش انسان مرطوب است، شرایط زیستی را مشکل تر می نماید. بدین جهت بادگیر های جنوب، فقط از طریق جابجایی هوای داخل ساختمان، باعث کاهش دمای فضای آن می شوند.


شکل 6: بادگیر های یک طرفه شهر میبد در استان یزد که رو به نسیم مطلوب و پشت به باد نامطلوب کویری دارند.

3- معماری و انواع بادگیر

بادگیر ها معمولاً یک طرفه، چهار طرفه و یا هشت طرفه می باشند. در شهر یزد تمامی بادگیر ها مرتفع و چهار طرفه یا هشت طرفه هستند. ولی برعکس در شهر میبد که در 50 کیلومتری غرب شهر یزد است، بادگیر ها کوتاه و یک طرفه هستند. این امر بدین خاطر است که در میبد، باد های کویری، توام با گرد و غبار از سمت کویر می وزد و اهالی مجبورند که بادگیر های خود را پشت به این باد و در جهت باد مطلوب بسازند. ولی در یزد، چون بین دو رشته کوه قرار گرفته، باد های کویری کمتر جریان دارد و می توان بادگیر های مرتفع چند طرفه احداث نمود.

در شهر هایی که باد مطلوب نیز دارای قدری گرد و غبار است، مانند گناباد در استان خراسان، معمولاً یک فضای خاکریز در زیر بادگیر ایجاد می کنند. مقطع کانال بادگیر را در این قسمت نسبت به مقطع بالای آن قدری عریض تر می گیرند تا سرعت باد کاهش یابد و غبار و خاک در آن ریخته شود. باد پس از ورود به دهانه بادگیر و عبور از محوطه خاکریز، قدری صافتر شده و وارد اطاق می گردد.


شکل 7: بادگیر یک طرفه آب انبار در شهر کویری اردکان در استان یزد.

بادگیر های یک طرفه عموماً کوتاه هستند و آنها را نمی توان در محیطی که دارای گرد و غبار نسبتاً زیادی است، مرتفع بنا نمود. ولی بادگیر های چهار و هشت طرفه دارای ارتفاع بیشتری هستند. خصوصاً بادگیر های بسیار بلند را هشت طرفه احداث می کنند تا در مقابل فشار باد پایداری بیشتری داشته باشد و شکل بدنه بادگیر باعث عبور جریان باد با فشار کمتری شود.

در خانه های مسکونی چهار فصل که دارای حیاط مرکزی هستند، معمولاً بادگیر را در قسمت تابستان نشین ساختمان احداث می کنند و این بادگیر به اطاق اصلی یا تالار و سرداب یا زیرزمین ساختمان مرتبط می باشد (شکل 1). نمونه بارز آن را می توان در خانه بروجردی ها در کاشان ملاحظه نمود. در این قسمت از ساختمان، علاوه بر بادگیر، هواکش های تعبیه شده بر روی گنبد تالار نیز به تهویه محیط داخل کمک می کند. در این ساختمان، عملکرد خنک سازی بادگیر فقط به صورت جابجایی هوا صورت می گیرد. البته در مورد سرداب، چون بدنه کانال بادگیر در زیرزمین قرار دارد و لذا قدری مرطوب می باشد، در نتیجه برودت تبخیری نیز به مقدار مختصری در خنک نمودن فضای سرداب تاثیر می گذارد.


شکل 8: بادگیر های حجیم چهار طرفه بخشی مهم از سیمای بندر قدیمی لافت در جزیره قشم است.

 


شکل 9: چند نمونه از بادگیر های حجیم چهار طرفه در بندر تارخی کنگ در ساحل خلیج فارس.

از خصوصیات دیگر بادگیر می توان از اثر دودکش نام برد. در مواقعی که باد جریان نداشته باشد، هوای گرم داخل بنا صعود می کند و از طریق بادگیر به خارج بنا منتقل می شود و بدین صورت کماکان یک جریان هوا در داخل ساختمان برقرار می گردد هرچند که شدت آن کمتر از مواقعی است که باد در محیط خارج جریان داشته باشد.

بهترین نمونه بادگیر ها در جنوب کشور را می توان در بندر لنگه و بندر کنگ (6) ملاحظه نمود. هنوز هم بادگیر های حجیم چهار طرفه، نمود اصلی این دو بندر قدیمی می باشند. طرز کار بادگیر های این منطقه، مشابه نواحی مرکزی ایران است؛ فقط همان گونه که عنوان شد، عملکرد برودتی این بادگیر ها فقط از طریق جابجایی هوا صورت می گیرد. مطلب دیگر اینکه نسیم هوای بین خشکی و دریا و به طور کلی باد های محلی در این مناطق از شدت کمتری نسبت به نواحی مرکزی ایران برخوردارند و لذا باید بادگیر ها حجیم تر باشند تا بتوانند جریان بیشتری از هوا را به درون اطاق انتقال دهند. در بعضی موارد، مساحت مقطع بادگیر به بیش از 8 متر مربع می رسد و بر روی کل بام اطاق قرار می گیرد. در بندر لنگه، در نزدیکی ساحل، تعداد بادگیر ها بیشتر است و حجم آن ها نیز بزرگتر می باشد؛ ولی هرچه از ساحل دور شویم، تعداد این بادگیر ها و ابعاد آنها کمتر می شود؛ به نحوی که در سمت شمالی بندر تعداد اندکی بادگیر وجود دارد.


شکل 10: بادگیر های چهار طرفه یک خانه مسکونی قدیمی در شهر میناب، استان هرمزگان.

همان گونه که در عکس ها و اشکال این قسمت مشاهده می شود، اغلب بادگیر ها، دارای چوب بست هایی هستند که دو طرف دهانه بادگیر را به هم متصل می کنند و انتهای این چوب بست ها از بدنه بادگیر بیرون می باشد. این چوب بست ها جهت افزایش استحکام و مقاومت بادگیر در مقابل فشار باد است و به صورت کششی کار می کنند و نمی گذارند که پره های داخلی و بدنه بادگیر از یکدیگر جدا شوند. علت آنکه انتهای این چوب ها را نمی برند این است که در زمان تعمیر و مرمت بادگیر، داربست ها را به این چوب ها متصل می کنند و از روی داربست ها، تعمیرات لازمه را انجام می دهند.


شکل 11: سه عدد از پنج بادگیر و یکی از دو هواکش یک آب انبار در جزیره کیش در این عکس مشخص می باشد.

4- موخره

از جمله مشکلاتی که در رابطه با بادگیر وجود دارد این است که با وجود کلیه تمهیدات، باز هم مقداری گرد و غبار وارد فضای داخل بنا می شود. به علاوه، پرندگان، جانوران موذی و حشرات نیز از طریق مجرای بادگیر وارد فضای داخل می شوند. همچنین کنترل کامل مقدار جریان هوا و میزان رطوبت و برودت میسر نمی باشد. لذا بادگیر به تدریج جای خود را به کولر آبی در نواحی مرکزی و کولر گازی در نواحی جنوبی کشور داده است. در میبد در بعضی از خانه ها، از مجرای بادگیر جهت انتقال کانال کولر استفاده می شود و کولر را در مقابل بادگیر و در سمت رو به باد مطلوب قرار می دهند. بدین نحو عملکرد جدید بادگیر تنها به عنوان محافظ کولر در مقابل باد های کویری و عبور کانال کولر است.

قطعاً از بادگیر به صورت گذشته نمی توان استفاده نمود و تامین برودت و تهویه ساختمان تنها به وسیله بادگیر دیگر میسر نمی باشد. البته با نصب تور سیمی ریز بر روی بادگیر، مقداری از مشکلات حل می شود.


شکل 12: سیستم مکمل بادگیر و کولر آبی در ساختمان های مسکونی کارکنان راه آهن یزد.

قابل ذکر است که حسن فتحی، معمار نامی مصر در داخل کانال بادگیر هایی که برای ساختمان هایش طراحی نموده، از یک فواره، یک پمپ آب کوچک، چند ورق حلبی سوراخ دار و یک تشت آب استفاده نموده است. در مواقعی که جریان باد گرم و یا خشک باشد و یا هنگامی که دارای مقداری گرد و غبار است، پمپ آب را روشن می کنند و آب فواره بر روی ورق های حلبی و نهایتاً به داخل تشت آب می ریزد و سپس مجدداً این آب از طریق پمپ به فواره منتقل می شود و بدین ترتیب نه تنها هوا خنک و مرطوب می گردد، بلکه مقداری از گرد و غبار آن نیز کاسته می شود.

کماکان می توان از بادگیر به عنوان مکمل سیستم تهویه و برودت ساختمان استفاده نمود. بادگیر می تواند در مواقعی از سال، شرایط آسایش در داخل بنا را از طریق تهویه طبیعی تامین کند و در زمانی که باد دیگر نتواند پاسخگوی نیاز اهالی ساختمان باشد، تنها در آن صورت باید از تاسیسات مکانیکی بهره گرفت. نمونه هایی از این سیستم مکمل را می توان در بعضی خانه های نوساز محله صفاییه یزد و ساختمان های مسکونی کارکنان راه آهن این شهر مشاهده نمود. البته در موارد بسیاری بادگیر های جدید در خانه های نوساز این شهر تنها جنبه تزیینی دارد و اگر بادگیر صرفاً جنبه سمبلیک و نمادین داشته باشد و عاری از هرگونه عملکردی باشد، این یادگار با ارزش به تدریج از سیمای بافت قدیم و جدید شهر های ایران حذف خواهد شد.

به طور كلی در اقلیم گرم و خشك ایران چندان زلزله مهمی رخ نداده به همین دلیل د ر اقلیم گرم و خشك بیشتر بناهای تاریخی آن باقی مانده است.
بنابراین ساختمانهایی كه پایدار مانده اند. اولاً دارای اقلیم مناسب بوده، ثانیاً آن من طقه زلزله خیز نبوده، ثالثاً به علت مداومت در بازسازی مرمت، بر جا مانده اند.

درجه حرارت از ديرباز به عنوان تاثيرگذارترين عنصر اقليمي در ويژگي هاي معماري ساختمانهاي مسكوني بوده است. در اين ميان قلمرو آب و هواي گرم و خشك كه بخش اعظم كشور ايران را در ميگيرد، با اختلاف درجه حرارت هاي فصلي و شبانه روزي بالاتر از 55 درجه سانتيگراد، از ديگر اقليمها اهميت بيشتري مي يابد. ساكنان اين مناطق از چندهزار سال پيش تا كنون با بهره گيري از مصالحي كه در دسترس و فراوان بود، اقليمي ترين و كم هزينه ترين مساكن را از لحاظ قابليت گرمايش و سرمايش طراحي واجرا نموده اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:52  توسط  soheil  | 



1. عكس هاي‌ خانوادگي‌ خود را در آلبوم ها انباشته‌ نكنيد. از يك‌ قاب ‌عکس بزرگ‌ خالي‌ يا يک آيينه‌ استفاده‌ كنيد و تعدادي‌ از آنها را با سنجاق‌ به‌ قاب‌ وصل‌ نماييد.
2. قفسه‌هاي‌ كتاب‌ فقط‌ براي‌ كتاب ها نيستند! بلكه‌ مي‌ توانيم آنها را با هر شي ديگري‌ كه‌ دوست‌ داريم، به خصوص‌ ظروف‌ سفالي‌ و چوبي‌ تزيين ‌كنيم .
3. از پارچه‌هاي‌ رنگي‌ ندوخته‌ و بلند ، يا روسري‌ به‌ جاي‌ پرده‌ استفاده‌ نماييد و آنها را بر روي‌ ميله‌ بيندازيد.
4. يك‌ جام‌ ورزشي‌ يا يك‌ يخدان، مي ‌تواند كار يك‌ گلدان‌ را براي‌ شما انجام‌ دهد.
5. يك‌ چهار پايه‌ چوبي‌ قديمي‌ را مي‌ توانيم كنار مبل‌ نشيمن‌ براي‌ گذاشتن‌ كتاب هايي‌ كه‌ مي‌ خوانيم ، قرار دهيم.
هر خانه‌ اي‌ را مي ‌توان‌ با تزيين‌ صحيحِ‌ مبلمان‌ ، گرم‌ و زيبا كرد جايي‌ كه‌ بتوان‌ با غرور آن را خانه ناميد.

اتاق نشيمن‌




6 . اسباب‌ و وسايل‌ اتاق‌ نشيمن‌ خود را در فاصله‌ هاي‌ نزديك‌ به‌ هم‌ قرار دهيد تا صميمي ‌تر جلوه‌ كند.
7. گاهي‌ مي ‌توان‌ از پارچه‌هايي‌ كه‌ در منزل‌ است‌ به‌ جاي‌ روكش‌ مبل‌ راحتي‌ استفاده‌ كرد تا تغييري‌ در نماي‌ آن‌ داده‌ شود. كافي‌ است‌ آن‌ را روي‌ مبل‌ پهن‌ كنيد و گوشه‌ هاي‌ آن‌ را لابه‌لاي‌ درزها فرو بريد.
8 . مي ‌توانيد تعدادي‌ شمع ‌ در اشكال ‌مختلف‌ را جمع ‌آوري‌ كنيد و كنار پنجره‌ قرار دهيد.
9 . مي‌ توانيد روي‌ يك‌ تاقچه‌ را پر از مجسمه‌ هاي‌ كوچولوي‌ زيبا يا بشقاب‌هاي‌ قديمي‌ كنيد.

نور صحيح‌



10 . دقت‌ كنيد پرده‌ها در صورت‌ لزوم‌ به‌ گونه‌اي‌ انتخاب‌ شوند كه‌ قابليت‌ ورود نور به‌ اتاق‌ را دارا باشند.
11 . مي‌توان‌ پايهِ چراغ‌ روميزي‌ را هر از گاهي ‌با تغيير رنگ ، نو و جديد ساخت.
12 .از روبان ، پارچه‌ يا تور مي‌ توانيد براي‌ تغيير مدل ‌كلاهك چراغ‌ روميزي‌ استفاده‌ كنيد.
13 . از كلاهك‌هايي‌ استفاده‌ نماييد كه‌ در پايين‌ عرض‌ زيادتري‌ دارند، تا نور به‌ طرف‌ پايين‌ بيشتر تابانده‌ شود و فضايي‌ گرم‌ و لطيف‌ ايجاد گردد.
14 . مي ‌توانيد با چسباندن‌ كاغذهاي طرح و نقش‌ ‌دار روي‌ كلاهك ، فضايي‌ متفاوت‌ خلق‌ كنيد.

پرده‌ها



15 . ميله‌ پرده‌هاي‌ كهنه‌ و قديمي‌ را مي ‌توان‌ با اسپري‌ طلايي‌ و نقره ‌اي‌ دوباره‌ رنگ ‌زد.
16 . مي‌ توان‌ از روبان هاي‌ ساده‌ همراه‌ پارچه‌ها و تورهاي‌ رنگي‌ جهت‌ جمع‌ آوري‌ پرده‌ استفاده‌ نمود.
17 . مي‌ توان‌ از يک شاخه درشت خيلي‌ ساده ، به‌ عنوان‌ ميله‌ پرده‌ استفاده‌ كرد.
18 . استفاده‌ از چندين‌ تخته‌ پرده‌ مي‌ تواند ، شكل‌ اتاق‌ را دگرگون‌ سازد، والان ها يا آويزهاي‌ سادهِ پارچه‌ اي‌ به‌ اين‌ امر كمك‌ مي‌ كند.
19 . پارچه‌ هاي‌ ساده‌ را مي‌ توان‌ با نوارهايي‌ از پارچه‌هاي ‌رنگي ‌به‌ پرده‌هايي‌ زيبا تبديل‌ كرد.

بالشتك ها




20 . به عنوان‌ يك‌ تغيير كوچک، مي‌ توانيد با دامن هايي‌ كه‌ ديگر استفاده‌ ندارد، بالشتك ها و كوسن ها را روکش کنيد.
21 . چند عدد كوسن‌ را پايين‌ مبل‌ روي‌ فرش‌ قرار دهيد تا هنگام‌ خستگي‌ به‌ آن‌ لم‌ دهيد.
22 . بالشتك‌ اتاق‌ خود را مي‌ توانيد ، با تكه ‌دوزي‌ يا برودري‌ كه‌ به‌ شكل‌ اسم‌ فرزندتان‌ باشد، زيبا سازيد.

روميزي‌




23 . يك‌ تكه ‌دوزي‌ زيبا مي ‌تواند روكشي‌ خوب‌ براي‌ ميز كنار مبل‌ باشد. به‌ علاوه‌ آنچه‌ را كه‌ در زير آن‌ مي‌ گذاريد ، مخفي‌ مي‌ كند.
24 . تكه‌ پارچه‌هاي‌ كوچك‌ را مي‌ توان‌ به‌ عنوان‌ وسط‌ ميزي‌ استفاده‌ كرد.
25 . ميز وسط‌ اتاق‌ را با يكي‌ از روسري هاي ‌بزرگ‌ و پر از رنگ‌ خود آرايش‌ دهيد.
26 . گاهي‌ مي ‌توان‌ ميوه‌ها را به‌ اين‌ گونه‌ نيز چيد.
27.جايي‌ براي‌ ميز تحرير نداريد؟ يك‌ قطعه‌ چوب‌ مثلث‌ شكل‌ را به‌ كنج‌ ديوار متصل‌ كنيد، يك‌ صندلي‌ جلوي‌ آن‌ بگذاريد. حالا يك‌ ميز تحرير داريد.
28 . گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ را از كف‌ تا سقف، قفسه‌ بزنيد. حالا فضاي‌ زيادي‌ براي‌ كتاب ها و تزيين‌ داريد.
29 . از خريد مبلمان‌ بزرگ ، سنگين‌ و تيره‌ رنگ‌ خودداري‌ كنيد. مبلمان‌ چوبي‌ روشن‌ و سبك‌ مطمئناً بهتر و زيباتر است.




30. يك‌ تابلو ي‌ بزرگ‌ در اتاق ‌نشيمن‌ بسيار زيباتر از چندين‌ تابلوي‌ كوچك‌ است.
31 . از بافت‌ پارچه‌ هاي‌ مختلف‌ براي‌ ايجاد فضاي‌ روشن‌ و سبك‌ و راحت‌ بهتر مي ‌توان‌ استفاده‌ كرد تا از رنگ‌ آنها.
32 . از كمدهايي‌ استفاده‌ كنيد كه‌ تعداد كشوي‌ زياد دارند. فضاي‌ كشوها را هم‌ مي‌ توانيد تقسيم‌ كنيد.
33 . گاهي‌ يك‌ مبل‌ راحتي‌ با طرح‌ متفاوت‌ در گوشه ‌اي‌ از اتاق‌ مي‌ تواند نقطه‌ دنجي‌ براي‌ شما باشد.
34 . هنگام‌ خريد تختخواب‌ سعي‌ كنيد، آن‌ را به‌ گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ در زير، كشو و فضاي‌ اضافي‌ داشته‌ باشد.
35 . شايد بتوان‌ براي‌ ميزهاي‌ قديمي‌ خانه، كشو ساخت.
36 . اگر جايي‌ براي‌ ميز كنار تخت‌ نداريد، چراغ‌ مطالعه‌ را مي‌ توانيد به‌ گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ روي‌ ديوار قرار گرفته‌ و محكم‌ شود.

گوناگون‌

 

 
 37 . بالاي‌ تختخواب، بر روي‌ ديوار، قرار دادن‌ قاب هاي‌ كوچك‌ عكس‌ يا نقاشي‌ زيباست.
38 . مي ‌توانيد يك‌ سيني‌ نقره‌اي‌ را روي‌ ميز كنار تخت‌ به‌ عنوان‌ روميزي‌ قرار دهيد.
39 . يك‌ شجره‌ نامه‌ همراه‌ با عكسي‌ از خانواده‌ تهيه‌ كنيد و به‌ ديوار بزنيد.
40 . يك‌ جعبه‌ با پاكت ‌نامه ، تمبر، چسب، كاغذ و... كنار مبل‌ نشيمن‌ قرار دهيد تا در وقت‌ بيكاري‌ يادداشت ها يا نامه‌ هاي‌ عقب‌ افتاده‌ را بنويسيد.
41 . الزاماً نبايد وسايل‌ تزييني‌ را از بيرون‌ خريد، يك‌ مجسمهِ كاغذي‌ يا قاب‌ عكسي‌ كه‌ از حلب‌ خالي‌ روغن‌ درست‌ شده‌ است، نمونه‌هاي‌ جالبي‌ هستند.






42 . اتاق‌ بچه‌ها را با يك‌ ستاره‌ دنباله‌ دار كاغذي‌ تزيين کنيد.
43 . تختخواب ها را با روتختي هاي‌ رنگي، بافته‌ شده‌ و طرح ‌دار زيبا كنيد.
44 . يك‌ چراغ‌ قديمي، ساعت‌ يا مجسمه‌ كه‌ از مادربزرگ‌ به‌ يادگار مانده‌ چهرهِ آشنايي‌ به‌ خانه‌ خواهد داد.
45 . در يك‌ كاسهِ شيشه ‌اي‌ ميوه‌هاي‌ كاج، دانه‌ هاي‌ گياهان، گل هاي‌ خشك‌ و رنگي‌ را مخلوط‌ كنيد و در گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ يا روي‌ ميز قرار دهيد.
46 . گلدان هاي‌ سفالي‌ خود را با نقوش‌ مختلف‌ رنگ ‌آميزي‌ و تزيين‌ نماييد.
47 . فضاهاي کناري دستشويي و توالت ، محل مناسبي براي نگهداري گياهان سبز است.
48 . مخلوط‌ صابون هاي‌ رنگي‌ و گل ها در شيشه‌هاي‌ خالي‌ سس‌ و مربا، رنگ هاي‌ زيبايي‌ مي‌ سازد.
49 . يك‌ فرش‌ يا نمد رنگي‌ جلوي‌ در يا زير ميز آشپزخانه‌ بيندازيد.
50 . يك‌ روبان‌ و پاپيون‌ زيبا زير قاب‌ عكس، شكل‌ جالبي‌ ايجاد مي ‌كند.

انباري‌



51 . جعبه‌ هاي‌ سيگار، بيسكويت‌ و... جاي‌ مناسبي‌ براي‌ جمع‌ آوري‌ چيزهاي‌ كوچك‌ و عجيب‌ و غريب‌ است.
52 . شيشه‌هاي‌ مربا و سس‌ را دور نيندازيد، برچسب‌ روي‌ آنها را بكنيد و آنها را تميز نماييد. ميخ ها و پيچ ها را درون‌ آن‌ بگذاريد.
53 . جا كم‌ داريد؟ تاقچهِ كوچك‌ كنار پنجره‌ مي ‌تواند جاي‌ مناسبي‌ براي‌ وسايل‌ باشد.
54 . سبدها و وسايلي‌ را كه‌ امكان‌ دارد، از سقف‌ آويزان‌ كنيد.

آشپزخانه‌ و حمام‌


 

55 . وسايل‌ زيباي آشپزخانه‌ را پنهان‌ نكنيد، ظروف‌ و ليوان هايي‌ را كه‌ دوست‌ داريد در سيني‌ چوبي‌ يا فلزي، گوشه‌اي‌ از آشپزخانه‌ قرار دهيد.
56 . از قفسه‌ هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ بر روي‌ ديوار استفاده‌ كنيد.
57 . روي‌ ميز آشپزخانه‌ را با دستمال ‌سفره‌هاي‌ زيبا تزيين‌ كنيد.
58 . احتياجات‌ روزمرهِ آشپزخانه‌ را تا حد امكان‌ درون‌ يك‌ سبد حصيري‌ قرار دهيد. هم‌ در دسترس‌ است‌ و هم‌ مي‌ تواند زيبا باشد.




59 . شيشهِ اسانس‌ ليمو، پرتقال‌ يا كاج‌ را درون‌ حمام‌ قرار دهيد.
60 . پنجرهِ حمام‌ را با يك‌ پرده‌ توري‌ كه‌ نوارهاي‌ تك‌ رنگي‌ داشته‌ باشد تزيين‌ نماييد. دو پرده‌ براي‌ حمام‌ در نظر بگيريد: پردهِ زير پلاستيك‌ و پردهِ رو به‌ رنگ‌ روشن‌ يا سفيد باشد.

 

 

01-

شما مي توانيد از مزاياي يك دفترخانگي بهره مند شويد. هنوز راه هايي وجود دارند كه گوشه ي يكي از اتاق ها را به يك دفتر كار كوچك اما كارآمد تبديل كنيد.
كامپيوتر را بي شك مي توان جزء لاينفك زندگي در عصر حاضر دانست چرا كه اين دستگاه مفيد را مي توان در اغلب خانه ها يافت. چه به منظور انجام كارهاي جدي و چه به دليل حفظ ارتباط با دنياي اينترنت و استفاده هاي آموزشي. كامپيوتر، امروز در ليست وسايل متداول در خانه ها جاي گرفته است. از اين رو نياز جديدي در خانه هاي آپارتماني و كوچك براي يافتن مكاني مناسب جهت جاي دادن يك دستگاه كامپيوتر و وسايل و لوازم جانبي آن شكل گرفته است. در خانه هاي كوچك با تعداد محدود اتاق خواب ها اغلب امكان اختصاص دادن يك اتاق به اتاق كار براي قرار دادن ميز تحرير و يا ميز كامپيوتر و ايجاد يك دفتر كار خانگي وجود ندارد و به ناچار بايد از بخشي از فضاي يكي از اتاق ها اعم از اتاق خواب يا اتاق پذيرايي و نشيمن براي اين منظور استفاده كنيم. اما جاي دادن اين وسيله در يكي از اتاق ها بايد به گونه اي باشد كه به دكوراسيون و زيبايي ظاهري اتاق خدشه وارد نكند. اگر نمي توانيد از مزاياي يك دفترخانگي بهره مند شويد هنوز راه هايي وجود دارند كه گوشه ي يكي از اتاق ها را به يك دفتركار كوچك اما كارآمد تبديل كنيد، بدون آن كه به نماي ظاهري اتاق صدمه بزنيد.
زماني كه قصد داريد گوشه اي از يك اتاق رابراي ساخت دفتركار كوچكتان انتخاب كنيد و چنانچه مايليد در اين دفتركار به پروژه هاي نيمه تمام كاري و يا امور جدي بپردازيد سعي كنيدخلوت ترين اتاق را براي اين منظور در نظر بگيريد. به خصوصاگر در منزل كودكي داريد، كم رفت و آمدترين اتاق خانه را انتخاب كنيد تا هنگام كار از سكوت و آرامش كافي برخوردار باشيد.

 

 

 

02-فضايي در منزل را در نظر بگيريد كهاز نور كافي و متعادل برخوردار باشد.اگر اتاقي كه مي خواهيد دفتركار كوچكتان را در آن بسازيد از نور مستقيم شديدي در طول روز برخوردار است بهتر است براي پنجره هاي آن پرده هاي مناسبي تهيه كنيد تا در مواقع لازم ميزان نوري كه به درون اتاق مي تابد قابل كنترل باشد.
در اولين گام براي ساخت اين دفتركار كوچك فضاي مورد نيازتان را محاسبه كنيد، از قبيل سطوح كافي براي جاي دادن كليه لوازم جانبي و آنچه مايليد در اين فضا در دسترس باشد. غير از لوازم ضروري مورد نياز در اين فضا جايي نيز براي برخي اشيا مورد علاقه مانند يك قاب عكس يا يك گلدان كوچك در نظر بگيريد. افزودن اين اشيا كوچك به دفتركار خانگي در ايجاد شادي و آرامش در روحيه شما تأثير بسزايي دارد.
داشتن فضاي كافي براي نگهداري از وسايل مورد نياز كليد رسيدن به يك دفتر كار مرتب و منظم است. از اين رو از ميزهاي كشودار استفاده كنيد و در فكر نصب طبقات كوچك براي قرار دادن كتاب ها و ساير وسايل مورد نياز باشيد.
پس از انتخاب مكان قرارگيري دفتركار در گوشه اي از خانه و محاسبه سطح كار مورد نياز بايد در فكر راهي براي پنهان كردن آن در مواقعي كه مورد استفاده قرار نمي گيرد باشيد. چرا كه نماي اين دفتركار كوچك با ميزي مملو از خرده ريزهاي گوناگون، مانيتور، صفحه كليد و ديگر لوازم كامپيوتر در گوشه اي از پذيرايي يا اتاق خواب چندان زيبا نيست. از اين رو بهتر است هنگام انتخاب ميز كامپيوتر از ميزهايي كه به صورت كمدهاي دردار و به اين منظور ساخته مي شوند، بهره بگيريد. خوشبختانه اين نوع ميز كامپيوترهاي كابينتي در كشور ما نيز ساخته مي شوند، و ابعاد و تعداد طبقات آنها متناسب با اندازه مانيتور و ديگر قسمت ها و لوازم جانبي مانند پرينتر طراحي شده است. يك تخته كشويي نيز در اين ميزها به عنوان جاي صفحه كليد تعبيه مي شود. اين نوع ميزهاي دردار به شما اين امكان را مي دهند كه پس از پايان كار كليه وسايل كارتان را از نظرها پنهان كنيد و از دفتركار شلوغ شما تنها نماي يك كمد مرتب و كوچك در كنار اتاق باقي بماند. در اين صورت تنها صندلي شما باقي مي ماند كه بهتر است داراي پايه هاي چرخ دار بوده تا به راحتي قابل جابه جايي باشد. پس از بستن درهاي كابينت مي توان صندلي را در كنار آن يا در گوشه مناسبي از اتاق قرار داد.

 

03-
گاه ممكن است شما در يكي از اتاق هاي منزل مثل اتاق خوابتان كمدهاي ديواري داشته باشيد كه از نظر اندازه و عمق قابل تبديل به يك دفتر كار كوچك و جاي مناسبي براي قرار دادن كامپيوتر و ساير وسايل جانبي آن باشد. در اين صورت كافيست با نصب طبقات مناسب و در صورت امكان چند كشوي كوچك در اين كمد ديواري ، مكان مناسبي براي قرار دادن كامپيوترتان بسازيد. علاوه بر ساختن طبقات، لازم است با نصب چراغ هاي سقفي در داخل كمد نور كافي جهت كار در اين فضا تأمين شود كه اين امر نيز با يك سيم كشي تميز روكار به راحتي قابل اجرا خواهد بود.
چنانچه امكان خريد ميز كامپيوتر دردار و يا تبديل كمد ديواري به جاي مناسبي براي قراردادن كامپيوتر و وسايل آن نداريد، مي توانيد به روش هاي ساده تر و كم هزينه تري نيز جاي مجزايي براي كامپيوترتان بسازيد. در گوشه اي از اتاق يك ميز كامپيوتر كوچك دو طبقه قرار دهيد. ميزتان را از نوعي انتخاب كنيد كه ضمن آن كه ابعاد كوچكي دارد با استفاده بهينه از فضاي عمومي در زير ميز از طبقات و كشوهاي متعدد برخوردار باشد تا بتوانيد جهت جاي دادن لوازم و وسايل كارتان از فضايي كه ميز اشغال مي كند بيشترين بهره را ببريد. درست در بالاي ميز و با فاصله كافي از آن براي ارتفاع مانيتور يك يا دو تخته به صورت طبقات كوچك نصب كنيد. حال براي پنهان كردن اين دفتركار كوچك كافيست يك چوب پرده خميده به شكل نيم دايره يا مستطيل با گوشه هاي گردشده در بالاي ميز كامپيوتر و طبقات نصب كنيد. سپس با پرده اي به رنگ متناسب با دكوراسيون و ساير مبلمان و لوازم اتاق ، آن را در مواقع لزوم بپوشانيد.

 

طراحی اتاق کودک


چگونگی به دنیا آوردن فضای معماری به گونه ایکه بتواند برانگیزاننده غرور شود و میان آنچه ماده یی شده و میان آن کس که به بهرهوری از آن پرداخته, پلی بسازد که بر روی آن بتوان دو سویه حرکت کرد,مشروط از عاملیتو عملکرداست که بدون کنش , تدبیر و ابداع تحقق نمییابد.عاملیت و عملکرد فضا ها را تغییر میدهند و نهایتآ کنش به سوی آن تجربه هایانسانی و زیبائی شناسی را دگرگون خواهد کرد.

 

امروزه , کنش , تدبیر و ابداع و مفهوم گرایی , در نمودها و دغدغه های انسانی که هستی اش را می سازد اهمیتی خاص یافته است و دیگرجائی برای کسانی که خود را اربابان تفکر و معمار می دانستند , وجود ندارد.امروزه از مهمترین نمود ها ودغدغه های جامعه رشد , تعالی و پویائی انسانهاست .انسانی که بدون شک آینده ساز فرداخواهد بود .انسانهائی که در ایجاد محیطی جهت رشد و تعالی کودک که همانا پایه و اساسآن از بدو تولد شروع به شکل گیری میکند , در فراهم کردن محیطی مناسب برای اومیکوشد.
فرآیند رشد انسانها , در کودکی , تاثیر بسزایی در شخصیت آنان دارد.عقیده بسیاری از متخصصان تعلیم وتربیت بر این است که شخصیت هر انسان در ۷ سال اول زندگی او شکل می گیرد , فرآیند رشد کودک در سالهای اولیهزندگی متاثر از عوامل بسیاری است.فعالیت , به عنوان عامل اصلی رشد و یادگیری کودکفرآیندی است که در ارتباط با فضا و محیط کودک , رشد همه جانبه او را موجب میگردد.فضاهای مرتبط با فعالیت کودکان باید دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشدفیزیکی , ذهنی , عاطفی و اجتماعی آنان باشد.تحقق این امر از طریق بکارگیری المانهایطراحی معماری ای که منطبق با شرایط جسمی و روانی کودک باشد , امکان پذیراست.

 

طراحی اتاق کودک می بایست با روحیه کودکان درتطبیق باشد و باید طوری طراحی شود که تا مدرسه رفتن کوک مورد استفاده قرار گیرد ازاین رو در طراحی فضاهای کودکان , شناخت کودک اهمیتی خاص می یابد.و از آنجائی کهکودکان دنیای تخیلی خاص خویش را دارند , بسیاری از آنان در سنین زیر ۷ سال , دنیا را آنطور که باید باشد مجسم می کنند , نه انگونه که هست.وهمین امر باعث میشود محیط کودکان آن فضائی نباشد که معمار بدون شناخت , آن را طراحیمی کند.آنچنان که وقتی معماری بر نمود های سنتی زندگی از طریق تفاوتهای مفهومیتاثیر می گذارد , بر خوردهایی مطرح می شود که قبل از آن بطور کامل پنهان بودند واین چنین است که آشکار و هویدا می شوند.
شکل کلی فضای معماری کودکان از عناصری منحصر بفرد , برجسته و آنچه برانگیزنده احساسات وی است , سرچشمه می گیرد.اشکال خالص هندسی رفتار ادراکی کودک رامورد توجه قرار می دهند و اجازه نمی دهند تا مفاهیم گوناگون در جزئیات تصوریکودکانه مدفون بماند.نقاشیهای کودکان نشان میدهد که کودکان در تصوراتشان , فضا راچگونه می بینند.آنها بطور دقیق و کامل , ( بعنوان کاربر ) فضا را قبول کرده و آن را با جزئیات در ترسیماتشان بیانمی کنند , که خود مایه تعجب است.
کودکان معمولآ دوست دارند در مورد اینکه کهاتاقشان چگونه دیده میشود , بحث کنند.آنها اظهارات مهمی مینمایندو نظراتی در باره رنگ اتاق و دیوارها و مبلمانمناسب خود را بیان می کنند و میخواهند در مورد آنها تصمیم پذیری شود.بدینگونهکودکان فرضیه طراحان را قطعی خواهند کرد.این فرضیه اساس طراحی خواهد بود که تصورکودکانه , اشکال معماری و شاخص مخصوص به خود را بر می انگیزد , مثل آنچه که , اینگونه توسط کودک بیان می شود : شبیه به ماهی است , سر و چشم دارد , مثل قایق استاما بدون پارو.
اتاق کودکقلمروئی مخصوص به آنان است.آنجا برای آنان همچون جهان بزرگ تصور می شود.آنان درآنجا به موسیقی گوش فرا می دهند , بازی می کنند , در رویاهای خود فرو می روند , کتاب می خوانند و......

 

از این رو کودک هواره در حال جنبش و جنبیدن استو دوست دارد کنجکاوی و کاوش را همراه با بازی در دنیای خود انجام دهد , بنابراینمحیط اطرافش باید مطابق با فعل و انفعال درون کودک باشد و حواس و حس کنجکاوی او رابر انگیزد. از این رو بهترین فضا ها جهت کودکان می بایست , رنگارنگ , جاذب , پرمشغله و منظم , پر نشات ولی با این حال آرامش بخش و در عین حال بی خطر باشد.نائلگشتن بدانها تنها بوسیله برنامه ریزی دقیق میسر خواهد بود. از این رو با مد نظرگرفتن المان های زیر خواهیم توانست در ایجاد محیطی مناسب و متناسب با حال و هوایآنان و هر آنچه در رشد و تعالی آنان تاثیر گذار است , فائق گردیم.

 

 

 

04- طراحی اتاق کودک 2


1.مشورت :با کودک خود صبحت کنید.و فعالیتهای مورد علاقه او را بیابید و توجهنمائید او از چه چیزهائی لذت می برد.ازصفات منحصربفرداو به دقت مطلع شوید.و بیابید که دوست دارد محیطشچگونه آراسته شود.کودکان باید کمک کنند تا محیط خود را بیا فرینند , بدین کونه آنهایاد می گیرند , مسئولیت پذیر بوده و برای بثمر رساندن کیفیت استعداد و جودی خودکوشش نمایند.

 

2.قیاس ومبلمان :طراحی فضا یمنطبق با شرایط کودکان به طور قطع بستگی به شناخت کافی از ویژگی های رشد آناندارد.خصوصیات جسمی و روانی کودکان در مراحل مختلف رشد , اساس برنامه ریزی فضا وطراحی برای آنان است.اندازه میز و صندلی , کمد های اسباب بازی و نیز ارتفاع مناسبدستگیره درها , دستشوئی ها , شیر ها و .. ضروری است.اگر فضا و عناصر آن متناسب بااندازه های کودکان باشد , آن ها به سادگی می توانند از فضا ها و وسایل مربوط به خوداستفاده کنند.قطعات متنوع مبلمان , نیمکت , میز و صندلی , تابلوها , قفسه ها وغیرهای که با مقیاس و در حد و اندازه آنان ساخته می شود , اغلب برای هر بازی شکل ویژه ای بخود می گیرند.

 

3.تقسیماتفضا :اتاق کودک بایدبه طریقی چند منظوره طراحی شود و از آنجائی که کودکان از اتاقشان برای بسیاری ازفعالیتها در کنار استراحت و خواب استفاده می کنند , تقسیمات و قلمرو های خاص و مشخصخود را طلب می کند. از قبیل فضائی برای مطالعه و بازیهای مهیج و همچنین فضائی برایسرگرمی.فضای بازی باید در کنار فضای خواب و استراحت کودک و در ارتباط مناسب با آنطراحی شود .تجهیزات مورد نیاز در فضای بازی شامل :قفسه و صندلی , پارک کودک و .... است.

 

4.محدودیتها :کودک در اینمرحله کنجکاو و بی باک است.تا آنجائیکه آنها هیچگونه اطلاعی از خطر ندارند.از اینرو با ایجاد قفسه ها نه تنها اشیا ئی مانند بطری و دارودرارتفاعی مناسب و بدور از دست کودک در امان است بلکه محیط نیز نظمی دوچندان مییابد.

 

5.رنگ:رنگهای روشن به چشم بچه ها با شکوه هستند.برای دیوارها از کاغذ دیواریرنگی و یا رنگ شاد استفاده کنید.و رنگ و بافت را به آنهااضافه نمائید.میتوانیمحریم ها و همچنین لبه های دیوار را مشخص و بر جسته نمائیم.و ابر ها و ستارگان را برسقف اضافه نمائیم.کودکان رنگهای تابناک و درخشنده را دوست دارند.اما شما میتوانیدبا به کار بردن رنگهای شاد و تابناک در روی هر دیوارمحدوهای رنگی را نیز معین کنید.رنگهای شاد و شفاف و آزاد , تصور کودکانه را بر می انگیزند و آنان رابه آفرینش و خلاقیت را تشویق می کنند.همچنین پیدایش یا ظهور دیوارهای روشن از قبیلاستفاده ازکارکترهای کارتونی و مانند آن در دیوارهای اتاقهای کوچک می تواند بسیار مفید باشد.

 

6.روشنائی :فضاهائی با نور طبیعی و شفاف اثر مثبت بر کودکان دارند.بعبارت دیگراتاق های تاریک با نور مصنوعی و نامناسب اثر منفی در پی خواهند داشت.از اینروگزیدن نحوه و میزان روشنائی در اتاق کودک اهمیتی بس مهمرا ایفا مینماید و تاثیر مهمی در خواندن و نوشتن و ایجاد آرامش و تمرکز آناندارد.نور مناسب فضا را جهت محیطی آرام و مناسب جهت مطالعه محصور می نماید.بررسیتاثیر میزان نور در شب نیز در روحیه آنان حائز اهمیت است.

 

7.پنجرهها :پنجره و جهت آندر اتاق کودک اهمیتی ویژه دارد.از طریق آن نور شمالی به داخل می تابد و شادابی وسحرخیزی را به بار می آورد. کودکان پنجره هایی را که در تقابل و مرتبه چشمانش استرا بیشتر دوست میدارد , بطوریکه ایشان مجبور نیستند برای نگاه کردن به خارج قدبکشند.از سوی دیگر کودکان از میان پنجره ها حرکت خورشید را دنبال می کنند تازمانیکه به محل مشخصی برسد و غروب کند , فعالیت های خود را خاتمه میدهند.

 

در گرداگرد این عناصر کودکان بازی می کنند و ازاین طریق از تصوراتشان بهره می برند تا دنیای خودشان را بیافرینند.از این رو باایجاد کنش و واکنش و ایجاد کنجکاوی خواهیم توانست کودک خود را به فکر فرو بریم .ایجاد کنش دنیای جدیدی را بر روی کودک خواهد گشود.و او را در شناخت هر چه بیشترپیرامون و دنیای پر رمز و راز خود تشویق خواهد نمود. آنجنانکه که معماری وعناصرشبرانگیزنده نیروی حرکتی و تشویقی خواهند بود و آنهنگامدیگر پایانی بر این باور نخواهد بود.

 

05- چگونه پنجره ای با پوشش زیبا داشته باشیم ؟


چگونه پنجره ای با پوشش زیبا داشته باشیم ؟



-چقدر نور می خواهید؟
-آیا تاکنون در انتخاب نوعپرده خود به این فکر کرده اید که چقدر نور میخواهید؟
-از دید شما پرده علاوه برمشخصات نوع پارچه،رنگ،طرح و مدل پرده،هزینه،دوام و…به چه عوامل دیگری بستگیدارد؟

-آیا تاکنون اندیشیده اید که پنجره ای با قاب و شیشه زیبا در خانه خودبکار برده اید اما در طراحی دکوراسیون تمامی زیبایی آنرا زیر پرده ای ضخیم پوشاندهاید؟ پنجره علاوه بر اینکه چشم اندازی است به دنیای بیرون در دکور داخلی خانه نیزجایگاهی خاص دارد.به همان نسبت پوشش پنجره هم نقش مهمی در خلوت سازی حریم خصوصیخانواده و تنظیم نور آفتاب دارد.پوشش پرده میتواند نمایانگر دکوراسیون اتاقباشد.
شاید شما از دسته افرادی باشیدکه دوست دارند با آویختن پرده های تورزینتی حال و هوای سبک روستیک فرانسوی را به خانه بیاورند یا شاید ترجیح می دهید باآویختن پارچه های لخت و مزین به تخته والان یا نقوش برجسته دورس کلاسیک و سنتیداشته باشید.

شکل پذیری و انعطاف پرده های پارچهای از بهترین ویژگیهای پرده های پارچه ای این است که آنها نقش و رنگ را با خود به همراه می آورند.اگردر انتخاب رنگ و اندازه پرده آگاهانه عمل کنید میتوانید در اندازه پنجره ها تاثیرگذار باشید یعنی اگر اندازه پنجره هایتان با هم یکی نیست و هماهنگی چندانی بین آنهاوجود ندارد میتوانید به کمک پرده آنها را هم اندازه و هماهنگ جلوه دهید.در کناربسیاری از دکورهای امروزی استفاده از پرده های لخت و کم چین با والان ساده میتواندبهترین انتخاب ممکن به حساب بیاید.در انتخاب پرده های پارچه ای به این موضوع فکرکنید که آنها در برابر نور خورشید و گرد و غبار تا چه حد مقاوم هستند.الیاف ابریشمی،استات،نخ،نایلون و کتان از نوع الیافی هستند که به سرعت به آفتاب واکنش نشانمیدهند.الیافی مانند پلی استر و اکریلیک به راحتی با نور خورشید کنار می آیند و بادواتر هستند،البته آستر گرفتن پارچه های پرده نیز به مقاوم سازی پرده کمکمیکند.برای انواع پنجره های به اصطلاح فرانسوی،که معمولا به بیرون میچرخند و باز میشوند،بهتر است چوب پرده را به گونه ای انتخاب کنید کنید که از دو طرف قاب پنجرهبیرون بزند تا پرده هنگام جمع شدن در دو سوی پنجره از آن فاصله داشته باشد و در بازو بسته شدنش مشکلی ایجاد نکند.والان های پارچه ای با مترین متراژ،بیشترین آراستگیرا عرضه میکنند.والان ها بر زیبایی دکور اتاق و پنجره می افزایند.استفاده از والانها باعث میشود ریل پرده و نوار پرده در معرض دید قرار نگیرد.تنوع بسیار در رنگ وطرح والان ها وجود دارد که آنها را با هر دکوری کاملا هماهنگ میکند.پنجره های زاویهای:بعضی از پنجره ها در زاویه ای متفاوت قرار دارند.به ابن نوع پنجر ها،پنجره هایزاویه ای می گویند.در این سبک بهتر است برای هر دو پنجره یک نوع پوشش انتخاب کرد.بهاین ترتیب با در نظر گرفتن زاویه دو دیوار و قرینه سازی پوشش دو پنجره،می توانیدفضای بزرگتر و هماهنگی را خلق کنید.اگر پرده های مورد استفاده از آن نوعی باشد کهبه یک طرف جمع میشود،بهتر است در آن سمت پنجره جمع شوند که از آن زاویه دورتراست.اندازه پرده کرکره را می توانید به دلخواه خود انتخاب کنید و از رایج ترینانواع آنها می شود،به مدل "میکرو" با عرض ۱۳ میلی متر،پرده "مینی" با عرض ۲۶ میلیمتر و پرده های پهن با پهنای ۵ سانتی متر اشاره کرد.پرده های کرکره ای در انواعفلزی،چوبی،پارچه ای و وینیلی در دسترس قرار دارد.انواع کرکره های افقی برای درها وپنجره های کشویی مناسب است.پرده های کرکره ای به خوبی بسته میشوند و موجب صرفه جوییدر انرژی میشوند.بعضی از پرده ها متعلق به سبک موسوم به پالاریان می باشند،این سبکپنجره ها ه در معاری سنتی دیده میشود و هم در معماری مدرن.سبک پالایان از قدیم برایایجاد تفاوت و زیبایی بیشتر در طراحی فضای داخلی خانه به کار می رفته است.

 

 

06-نصب گروهی تابلو و قاب عکس


 

نصب گروهی تابلو و قاب عکس


دیوارهایراه پلهبه دلیل داشتن فضای بزرگ از مناسبترین مکانها برای نصب گروهی تابلوهااست.عکسهای خاطره انگیز، تابلوهای نقاشی زیبا و حتاتصاویر زیبایی که در مجلات میبینیم، میتوانند بهترین زینت دیوارهای منزل، دفتر کاریا هر مکان دیگر باشند.
متاسفانه در بعضی موارد شاهد نصب تابلو، پوستر یا قاب عکس خانوادگیدر نا مناسبترین محل هستیم و دلیل انتخاب این محل هم چیزی نیست جز پنهان کردن مشکلیمانند ترک خوردگی، نم کشیدگی یا کثیفی دیوار!
فراموش نکنید که رعایت نکات زیبایی شناسی بسیارساده در چیدمان تابلو بر روی دیوار موجب میشود که یک اتاق ساده و بی رنگ و رو، مبدلبه محلی شادی آور و دل انگیز شود.
در اینجا به روشی برای نصب تابلو میپردازیم که میتواند هر مهمانی رامدتها سرگرم کند و به خانه خالی، نشاط و سرزندگی بیاورد: چیدمان گروهی یا نصب چندینتابلو در کنار هم.
نگراننشوید! این کار با قابهای مناسب و چیدمان صحیح، مبدل به چیزی درهم و برهم نمیشود ومیتواند سرگرمی خوبی برای تعطیلات آخر هفته باشد.
چند توصیه کلی
اگر اهل گشت و گذار در بازارهای کهنه فروشی ولوازم دست دوم باشید، میتوانید قابهای جالبی در اشکال و اندازه های بسیار متنوعپیدا کنید. این قابهای ناجور، با یک دست رنگ یکسان، با یکدیگر جور میشوند. سعی کنیددو- سه قاب مدور هم در مجموعه خود بگنجانید.
شما میتوانید تصاویر کوچک را با استفاده از حاشیهمقوایی، پارچه ای یا چرمی در قابی بزرگتر جای دهید. این کار نه تنها تصویر رامشخصتر میکند، بلکه محافظ خوبی برای حاشیه تصویر به شمار میرود. تهیه چنین حاشیههایی به کمی دقت و حوصله نیاز دارد و ممکن است یک روز کامل وقت بگیرد، اما نتیجه آنچنان درخشان است که ارزشش را دارد.
دیوار پشت یک مبل راحتی نیز می تواند محل مناسبی برای نصب گروهیتابلو است.
● روش کار
۱) عکسها و تصاویر مورد نظرتان را آماده کنید و به ترتیب علاقه دستهبندی نمایید. برای حاشیه عکسها از جنس و رنگی استفاده نمایید که آنرا کامل کند نهاینکه بر آن غلبه کند. رنگ این حاشیه باید با رنگ دیوار و لوازم منزلتان جور باشد. بهترین راه این است که از چند درجه مختلف یک رنگ واحد -از کم تا متوسط آن- استفادهکنید تا تصاویر در نهایت بیشتر با هم جور شوند.
۲) تمام قابها را با یک رنگ واحدرنگ آمیزی نمایید. وقتی رنگ خشک شد، شیشه آنها را تمیز کرده و عکس را با حاشیه اشداخل آن بگذارید و پشت قاب را محکم کنید.
۳) قبل از نصب تابلوها، کمیتمرین و آزمایش کنید.با توجه به اندازه دیوار مورد نظرتان، ابتدا تمام تابلوها راروی زمین یا یک میز بزرگ کنار هم بچینید و آنقدر آنها را جا به جا کنید تا به یکترکیب زیبا برسید.
۴) این کار را با منطق و نظم انجام دهید، برای مثالبالای یک تابلو را با لبه پایینی دیگری و قاب کوچکتر را با وسط ضلع دیگری تنظیمکنید و قابهای مدور را برای ایجاد هارمونی و حرکت به کار ببرید.
۵) عکسهای سیاه و سفیدی که در ردیفهای منظم و از سقف تا کف دیوار را پرمیکنند، دیوار را به کانون توجه مبدل میکنند. اما اگر میخواهید دیواری را این چنینپر کنید، برای پرهیز از آشفتگی، قابها را یکسان و یک رنگ انتخاب کنید، برای مثالحاشیه سفید در قاب مشکی فلزی بسیار زیبا خواهد شد.
۶) قراردادن چند تصویر در یکیدوتا از قابها، قرار دادن تابلوهای بزرگتر در ردیفهای پایینتر موجب میشود که مجموعهسنگین و رو به سقوط به نظر نیامده و متعادل باشد.
۷) هنگامی که از چیدمان خود برروی زمین راضی بودید، هر قاب را بر روی کاغذ الگو یا روزنامه باطله کپی کنید وکاغذها را با قطعات کوچک نوار چسب بر روی دیوار بچسبانید تا باز هم از چیدمان خودمطمئن شوید، روی کاغذها نام تابلو را بنویسید و آماده نصب شوید.
۸) با توجه به اندازه و وزن تابلوها، از ابزار مناسب برای نصب آنهااستفاده کنید، برای تمیزی هرچه بیشتر میتوانید محل میخ را روی کاغذها مشخص کنید،میخ را بکوبید و بعد کاغذ را بردارید.
۹) حالا تابلوها را نصب کنید واز فضای تازه اتاق خود لذت ببرید

 

 

07-فنگ شویی چیست؟


فنگ شویی چیست؟


فنگ شویی ترکیب واژه چینی فنگ (feng) به معنای "باد" است و شویی (shui) به معنای "آب" .این دو واژه با هم تداعی گر مفهومشکل دهنده و حرکت آفرین باد و آب است و نیز بیانگر تضاد این دو در عین همراهیموزونشان.
فنگ شویی تعالیم تائوست برای زیستن در عینهماهنگی با طبیعت و محیط اطراف.چینی ها قرن هاست که بهخرد کاربردی نهفته در اینتعالیم دل داده اند و در چیدمان خانه هایشان ، انتخاب دفتر کارشان و ... آن را بهکار بسته اند تا زندگی را موزون تر سازند.
هدف فنگشویی برگرداندن نظم و ترتیب و توازن به تمام زمینه های زندگی است ، از کار و کسب وسلامتی رفته تا رفتارتان با خانواده و دوستان و همکاران و نیز طراحی منزل و محل کارو باغتان. با فنگ شویی در تمام این موارد می توانید نظم و توازن برقرار سازید و بهموفقیت برسید.
با اجرای تغییراتی که فنگ شویی توصیهمیکند علاوه بر تأثیرات مطلوبی که بر خود می گذارید ، افراد خانواده و مکارانتاننیز به صورت غیر مستقیم این تأثیر مثبت را حس می کنند.
با فنگ شویی یاد می گیرید که با استفاده از چیزهای ساده ، چند قدم بهایده آل نزدیکتر شوید. این چیزهای ساده عبارتند از کاربرد مواد مناسب ٬ چیدمانمناسب ٬ استفاده از گیاه ٬ رنگ و آیینه و نور به طوری که جریان انرژی مثبت در محیطبه حداکثر برسد.


قانون شماره یک فنگشویی

تمیز و آراسته باشید.
در اتاقهای درهم و برهم و مملو از خرت و پرت موانع متعددی بر سر راهتعامل مثبت دامنه های انرژی افراد وجود دارد. انرژی باید مجال جریان داشته باشد. پیش از آنکه به تحلیل محیط اطرافتان بپردازید ، همه جا را مرتب کنید: از اینکه میبینید بسیاری از مشکلات برطرف شده اند متعجب خواهید شد.
در حالت آراستگی و مرتب بودن ، با اندکی کمک می توان انبوهی از انرژیهای مثبت را دریافت کرد.

 

 

فنگ شویی چیست؟ 2


فهرست نظم وترتیب

۱- خود را ملزم کنید که ریخت و پاشنکنید.
۲- روزی را روز شروع به کار قرار دهید و رویتقویم خود علامت گذاری کنید.
۳- برای خود هدفی واقعی -نه خیال پردازانه- را در نظر بگیرید. پیشاپیش تصمیم بگیرید که چه کارهایی را میخواهید انجام دهید و به چه چیزهایی می خواهید دست پیدا کنید.
۴- برای خود جدولی تنظیم کنید.
۵- چندینساک و جعبه دم دستتان بگذارید تا چیزهایی را که لازم ندارید در آنهابریزید.
۶- پشت درهای بسته کار کنید.
۷- پیش از آغاز به کار چند دقیقه بنشینید و آرامباشید.
۸- هر کاری را از بالا به پایین انجامدهید.
۹- از هر چیزی چندتا دارید؟ اضافه ها را از خوددور کنید. حتی اگر خیلی سخت است ، از خودتان بپرسید هر چیزی به چه دردی می خورد؟آیا بودن این همه چیز در اطرافتان ضروری است؟ این شئ به خصوص چه نفعی برایتاندارد؟
یک تمرین خوب: هر روز از دست یک چیز خودتان راخلاص کنید. وقتی از شر چیزهای کهنه راحت شدید ، فقط چیزهای نوبخرید.


عوامل منفی مؤثر در فنگشویی
هرکس و هرچیز میدان انرژی خاص خود رادارد.میدان انرژی در بدن انسان همسو با نقاط طب سوزنی است.
انرژی در گیاهان سبز در جریان است ، باد و آب حامل انرژی هستند ، اشیاهم انرژی دارند. تمام این میدانهای انرژی با هم در تعامل اند. گاهی همدیگر را تقویتو گاهی تضعیف میکنند.
با فنگ شویی می آموزید که چگونهمیتوان برای بهبود یا نیرو بخشیدن در جریان انرژی مداخله کرد. با این کار موانع ازبین میروند یا حداقل کاهش می یابند. جریان متوازن انرژی سلامتی ، ثروت و آرامشبهمراه می آورد و محیطی دلنشین می آفریند.
انرژی ازطریق پنجره ها و درها وارد خانه میشود و باید بتواند به راحتی در فضای خانه جریانداشته باشد.
چندین عامل تأثیر منفی بر جریان فنگ شوییدارند از جمله درهم ریختگی ، خطوط مستقیم ، گوشه ها و لبه هایتیز.
درهم ریختگی
خانه درهم و برهم نشانه زندگی بی شیرازه و بی تکلیف است. اگر کوهی ازروزنامه یا لباسهای کثیف مدت زیادی در گوشه ای از خانه بماند انرژی منفی آن به نقاطدیگر سرایت میکند و باعث احساس خستگی و افسردگی میشود.
آشفتگی فضای زیر تختخواب خواب شیرین شبانه را آشفته میکند.
وقتی قبضی را پرداخت نمی کنید یا مکالمه ایناخوشایند با تلفن دارید ، انرژی های منفی حالت بازدارندگی خود را اعمالمیکنند.
جیبهایتان را وارسی کنید. اگر ته بلیت یا پوستشکلات و... پیدا کردید ، آنها را دور بریزید.
راهروهای دراز و مستقیم
فضاهای دراز ومستقیم در خانه بازتاب منفی دارند وحرکت انرژی را تسریع می کنند و به جای آنکهانرژی در فضای خانه بماند به سرعت از این مسیرها میگذرد.
مسیرهای مستقیم را میتوان با استفاده از گلدان ، میز ، چراغ یا هر چیزدیگری بشکنید تا انرژی گردش بیشتری داشته باشد و آرامتر حرکت کند.
پنجره های زیاد هم باعث میشوند که انرژی سریع خارج شود مخصوصاً وقتیکهدر یا پنجره ای روبروی هم هستند. در اینجا هم میتوان با استفاده از مبلمان ، گلدانمسیر مستقیم را شکست.
لبه های تیز
لبه های تیز انرژی منفی را بوجود می آورند که تأثیر منفی بر زندگی آدمیدارد.
از قرار دادن تختخواب در مجاورت چنین فضاهاییپرهیز کنید.
همیشه مبلمانی بخرید که لبه های گرددارند.
اگر چاره ای جز استفاده از اشیای نوک تیزندارید روبروی هر کنج گیاهی بگذارید.
منبع : success.blogfa.com

 

 

08-

روش براي آنكه خانه خود را دلنشين تر نمائيد


روش براي آنكه خانه خود را دلنشين تر نمائيد




1. عكس هاي‌ خانوادگي‌ خود را درآلبوم ها انباشته‌ نكنيد. از يك‌ قاب ‌عکس بزرگ‌ خالي‌ يا يک آيينه‌ استفاده‌ كنيدو تعدادي‌ از آنها را با سنجاق‌ به‌ قاب‌ وصل‌ نماييد.
2. قفسه‌هاي‌ كتاب‌ فقط‌ براي‌ كتاب ها نيستند! بلكه‌ مي‌ توانيم آنهارا با هر شي ديگري‌ كه‌ دوست‌ داريم، به خصوص‌ ظروف‌ سفالي‌ و چوبي‌ تزيين ‌كنيم .
3. از پارچه‌هاي‌ رنگي‌ ندوخته‌ و بلند ، يا روسري‌به‌ جاي‌ پرده‌ استفاده‌ نماييد و آنها را بر روي‌ ميله‌ بيندازيد.
4. يك‌ جام‌ ورزشي‌ يا يك‌ يخدان، مي ‌تواند كار يك‌گلدان‌ را براي‌ شما انجام‌ دهد.
5. يك‌ چهار پايه‌چوبي‌ قديمي‌ را مي‌ توانيم كنار مبل‌ نشيمن‌ براي‌ گذاشتن‌ كتاب هايي‌ كه‌ مي‌خوانيم ، قرار دهيم.
هر خانه‌ اي‌ را مي ‌توان‌ باتزيين‌ صحيحِ‌ مبلمان‌ ، گرم‌ و زيبا كرد جايي‌ كه‌ بتوان‌ با غرور آن را خانهناميد.

 

اتاقنشيمن‌






6 . اسباب‌ و وسايل‌ اتاق‌ نشيمن‌خود را در فاصله‌ هاي‌ نزديك‌ به‌ هم‌ قرار دهيد تا صميمي ‌تر جلوه‌ كند.
7. گاهي‌ مي ‌توان‌ از پارچه‌هايي‌ كه‌ در منزل‌ است‌به‌ جاي‌ روكش‌ مبل‌ راحتي‌ استفاده‌ كرد تا تغييري‌ در نماي‌ آن‌ داده‌ شود. كافي‌است‌ آن‌ را روي‌ مبل‌ پهن‌ كنيد و گوشه‌ هاي‌ آن‌ را لابه‌لاي‌ درزها فرو بريد.
8 . مي ‌توانيد تعدادي‌ شمع ‌ در اشكال ‌مختلف‌ راجمع ‌آوري‌ كنيد و كنار پنجره‌ قرار دهيد.
9 . مي‌توانيد روي‌ يك‌ تاقچه‌ را پر از مجسمه‌ هاي‌ كوچولوي‌ زيبا يا بشقاب‌هاي‌ قديمي‌كنيد.

 

نورصحيح‌






10 . دقت‌ كنيد پرده‌ها در صورت‌لزوم‌ به‌ گونه‌اي‌ انتخاب‌ شوند كه‌ قابليت‌ ورود نور به‌ اتاق‌ را دارا باشند.
11 . مي‌توان‌ پايهِ چراغ‌ روميزي‌ را هر از گاهي ‌باتغيير رنگ ، نو و جديد ساخت.
12 .از روبان ، پارچه‌يا تور مي‌ توانيد براي‌ تغيير مدل ‌كلاهك چراغ‌ روميزي‌ استفاده‌ كنيد.
13 . از كلاهك‌هايي‌ استفاده‌ نماييد كه‌ در پايين‌عرض‌ زيادتري‌ دارند، تا نور به‌ طرف‌ پايين‌ بيشتر تابانده‌ شود و فضايي‌ گرم‌ ولطيف‌ ايجاد گردد.
14 . مي ‌توانيد با چسباندن‌كاغذهاي طرح و نقش‌ ‌دار روي‌ كلاهك ، فضايي‌ متفاوت‌ خلق‌ كنيد.

 

پرده‌ها






15 . ميله‌ پرده‌هاي‌ كهنه‌ وقديمي‌ را مي ‌توان‌ با اسپري‌ طلايي‌ و نقره ‌اي‌ دوباره‌ رنگ ‌زد.
16 . مي‌ توان‌ از روبان هاي‌ ساده‌ همراه‌ پارچه‌هاو تورهاي‌ رنگي‌ جهت‌ جمع‌ آوري‌ پرده‌ استفاده‌ نمود.
17 . مي‌ توان‌ از يک شاخه درشت خيلي‌ ساده ، به‌ عنوان‌ ميله‌ پرده‌استفاده‌ كرد.
18 . استفاده‌ از چندين‌ تخته‌پرده‌مي‌ تواند ، شكل‌ اتاق‌را دگرگون‌ سازد،والانها ياآويزهاي‌ سادهِ پارچه‌ اي‌ به‌ اين‌ امر كمك‌ مي‌ كند.
19 . پارچه‌ هاي‌ ساده‌ را مي‌ توان‌ با نوارهايي‌ از پارچه‌هاي ‌رنگي‌به‌ پرده‌هايي‌ زيبا تبديل‌ كرد.

 

بالشتك ها






20 . به عنوان‌ يك‌ تغيير كوچک،مي‌ توانيد با دامن هايي‌ كه‌ ديگر استفاده‌ ندارد، بالشتك ها و كوسن ها را روکشکنيد.
21 . چند عدد كوسن‌ را پايين‌ مبل‌ روي‌ فرش‌قرار دهيد تا هنگام‌ خستگي‌ به‌ آن‌ لم‌ دهيد.
22 . بالشتك‌ اتاق‌ خود را مي‌ توانيد ، با تكه ‌دوزي‌ يا برودري‌ كه‌ به‌ شكل‌ اسم‌فرزندتان‌ باشد، زيبا سازيد.

 

 

 

روش براي آنكه خانه خود را دلنشين تر نمائيد 2


روميزي‌

23 . يك‌ تكه ‌دوزي‌ زيبا مي‌تواند روكشي‌ خوب‌ براي‌ ميز كنار مبل‌ باشد. به‌ علاوه‌ آنچه‌ را كه‌ در زير آن‌مي‌ گذاريد ، مخفي‌ مي‌ كند.
24 . تكه‌ پارچه‌هاي‌كوچك‌ را مي‌ توان‌ به‌ عنوان‌ وسط‌ ميزي‌ استفاده‌ كرد.
25 . ميز وسط‌ اتاق‌ را با يكي‌ از روسري هاي ‌بزرگ‌ و پر از رنگ‌ خودآرايش‌ دهيد.
26 . گاهي‌ مي ‌توان‌ميوه‌هارا به‌ اين‌ گونه‌ نيز چيد.
27.جايي‌ براي‌ميزتحريرنداريد؟ يك‌ قطعه‌ چوب‌ مثلث‌ شكل‌ را به‌ كنج‌ديوار متصل‌ كنيد، يك‌ صندلي‌ جلوي‌ آن‌ بگذاريد. حالا يك‌ ميز تحرير داريد.
28 . گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ را از كف‌ تا سقف، قفسه‌بزنيد. حالا فضاي‌ زيادي‌ براي‌ كتاب ها و تزيين‌ داريد.
29 . از خريد مبلمان‌ بزرگ ، سنگين‌ و تيره‌ رنگ‌ خودداري‌ كنيد. مبلمان‌ چوبي‌ روشن‌ و سبك‌ مطمئناً بهتر و زيباتر است.

30. يك‌تابلوي‌ بزرگ‌ دراتاق ‌نشيمن‌بسيار زيباتر از چندين‌ تابلوي‌كوچك‌ است.
31 . از بافت‌ پارچه‌ هاي‌ مختلف‌ براي‌ايجاد فضاي‌ روشن‌ و سبك‌ و راحت‌ بهتر مي ‌توان‌ استفاده‌ كرد تا از رنگ‌ آنها.
32 . از كمدهايي‌ استفاده‌ كنيد كه‌ تعداد كشوي‌ زياددارند. فضاي‌ كشوها را هم‌ مي‌ توانيد تقسيم‌ كنيد.
33 . گاهي‌ يك‌ مبل‌ راحتي‌ با طرح‌ متفاوت‌ در گوشه ‌اي‌ از اتاق‌ مي‌تواند نقطه‌ دنجي‌ براي‌ شما باشد.
34 . هنگام‌ خريدتختخواب‌سعي‌ كنيد، آن‌ را به‌گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ در زير، كشو و فضاي‌ اضافي‌ داشته‌ باشد.
35 . شايد بتوان‌ براي‌ ميزهاي‌ قديمي‌ خانه، كشوساخت.
36 . اگر جايي‌ براي‌ ميز كنار تخت‌ نداريد،چراغ‌ مطالعه‌ را مي‌ توانيد به‌ گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ روي‌ ديوار قرارگرفته‌ و محكم‌ شود.

 

09-روش براي آنكه خانه خود را دلنشين تر 3


گوناگون‌




37 . بالاي‌ تختخواب، بر روي‌ ديوار،قرار دادن‌قابهاي‌ كوچك‌ عكس‌يا نقاشي‌ زيباست.
38 . مي ‌توانيد يك‌ سيني‌نقره‌اي‌ را روي‌ ميز كنار تخت‌ به‌ عنوان‌ روميزي‌ قرار دهيد.
39 . يك‌ شجره‌ نامه‌ همراه‌ با عكسي‌ از خانواده‌ تهيه‌ كنيد و به‌ديوار بزنيد.
40 . يك‌ جعبه‌ با پاكت ‌نامه ، تمبر،چسب، كاغذ و... كنار مبل‌نشيمن‌ قرار دهيد تا در وقت‌ بيكاري‌ يادداشت ها يا نامه‌هاي‌ عقب‌ افتاده‌ را بنويسيد.
41 . الزاماً نبايدوسايل‌تزييني‌را از بيرون‌خريد، يك‌ مجسمهِ كاغذي‌ يا قاب‌ عكسي‌ كه‌ از حلب‌ خالي‌ روغن‌ درست‌ شده‌ است،نمونه‌هاي‌ جالبي‌ هستند.

 

42 . اتاق‌بچه‌هارا با يك‌ ستاره‌ دنباله‌ دار كاغذي‌ تزيين کنيد.
43 . تختخواب ها را با روتختي هاي‌ رنگي، بافته‌ شده‌و طرح ‌دار زيبا كنيد.
44 . يك‌ چراغ‌ قديمي، ساعت‌يا مجسمه‌ كه‌ از مادربزرگ‌ به‌ يادگار مانده‌ چهرهِ آشنايي‌ به‌ خانه‌ خواهد داد.
45 . در يك‌ كاسهِ شيشه ‌اي‌ ميوه‌هاي‌ كاج، دانه‌هاي‌ گياهان، گل هاي‌ خشك‌ و رنگي‌ را مخلوط‌ كنيد و در گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ يا روي‌ميز قرار دهيد.
46 . گلدان هاي‌ سفالي‌ خود را بانقوش‌ مختلف‌ رنگ ‌آميزي‌ و تزيين‌ نماييد.
47 . فضاهاي کناري دستشويي و توالت ، محل مناسبي براي نگهداري گياهان سبز است.
48 . مخلوط‌ صابون هاي‌ رنگي‌ و گل ها در شيشه‌هاي‌خالي‌ سس‌ و مربا، رنگ هاي‌ زيبايي‌ مي‌ سازد.
49 . يك‌ فرش‌ يا نمد رنگي‌ جلوي‌ در يا زير ميز آشپزخانه‌ بيندازيد.
50 . يك‌روبان‌وپاپيون‌ زيبا زير قاب‌ عكس، شكل‌ جالبي‌ ايجاد مي ‌كند.

 

انباري‌




51 . جعبه‌ هاي‌ سيگار، بيسكويت‌ و... جاي‌ مناسبي‌ براي‌ جمع‌ آوري‌ چيزهاي‌ كوچك‌ و عجيب‌ و غريب‌ است.
52 . شيشه‌هاي‌ مربا و سس‌ را دور نيندازيد، برچسب‌روي‌ آنها را بكنيد و آنها را تميز نماييد. ميخ ها و پيچ ها را درون‌ آن‌ بگذاريد.
53 . جا كم‌ داريد؟تاقچهِكوچك‌ كنار پنجره‌ مي ‌تواند جاي‌مناسبي‌ براي‌ وسايل‌ باشد.
54 . سبدها و وسايلي‌ راكه‌ امكان‌ دارد، از سقف‌ آويزان‌ كنيد.

 

آشپزخانه‌ و حمام‌




55 . وسايل‌ زيبايآشپزخانه‌را پنهان‌ نكنيد، ظروف‌ و ليوانهايي‌ را كه‌ دوست‌ داريد در سيني‌ چوبي‌ يا فلزي، گوشه‌اي‌ از آشپزخانه‌ قراردهيد.
56 . از قفسه‌ هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ بر روي‌ديوار استفاده‌ كنيد.
57 . روي‌ ميز آشپزخانه‌ را بادستمال ‌سفره‌هاي‌ زيباتزيين‌كنيد.
58 . احتياجات‌ روزمرهِآشپزخانه‌را تا حد امكان‌ درون‌ يك‌ سبدحصيري‌ قرار دهيد. هم‌ در دسترس‌ است‌ و هم‌ مي‌ تواند زيبا باشد.

 

59 . شيشهِ اسانس‌ ليمو، پرتقال‌ ياكاج‌ را درون‌حمام‌قرار دهيد.
60 . پنجرهِ حمام‌ را با يك‌ پرده‌ توري‌ كه‌نوارهاي‌ تك‌ رنگي‌ داشته‌ باشد تزيين‌ نماييد. دو پرده‌ براي‌ حمام‌ در نظربگيريد: پردهِ زير پلاستيك‌ و پردهِ رو به‌ رنگ‌ روشن‌ يا سفيد باشد.

 

منبع : tebyan.net
_____________

 

 

10-چگونه فضاي اتاق خواب را بزرگتر نشان دهيم


چگونه فضاي اتاق خواب را بزرگتر نشان دهيم



1) در فضاي‌ اتاق‌ از كمدهاي‌ آينه ‌دار استفاده‌ كنيد،چون‌ اتاق‌ را بزرگتر نشان مي دهند.
2) براي‌ انعكاس‌ منظره‌ بيرون، آينه‌ رادرست‌ مقابل‌ پنجره‌ قرار دهيد.



3) آينه‌ انعكاس‌ و جلوه‌ نور را مضاعف‌ مي ‌كند، پس‌ براي‌روشنايي‌ بيشتر از جلوه‌ آن‌ به خوبي‌ استفاده‌ كنيد.



4) آينه‌ مي ‌تواند يك‌ فضاي‌ تاريك‌ را به‌ فضايي‌ دلباز وروشن‌ مبدل‌ كند.



5) آينه‌ به‌ فضاي‌ اتاق‌ هويتي‌ خاص‌ مي‌ بخشد. پس‌ چرا ازآن‌ بهره‌ نبريد؟



6) سعي‌ كنيد از رنگ هاي‌ روشن‌ براي‌ فضاي‌ اتاق‌ خواب‌استفاده‌ كنيد، چون‌ اين‌ رنگ ها فضاي‌ اتاق‌ را بزرگتر نشان‌ مي‌ دهند.
7) براي‌ اتاق‌ خواب، كاغذ ديواري‌ با طرح‌ و نقش‌ ظريف‌ انتخاب‌ كنيد.
8) اتاق‌را با موکت طرح ساده كفپوش‌ نماييد.
9) وسايل‌ خود را با هماهنگي‌ بچينيد تااتاق‌ خيلي‌ شلوغ‌ نشود.



10) از انتخاب‌ رنگ هاي‌ تندي‌ مثل‌ نارنجي‌ و قرمز تندخودداري‌ كنيد، چون‌ اين‌ رنگ ها ديوارها را به ظاهر به‌ هم‌ نزديك‌ مي ‌كنند وفضاي‌ اتاق‌ را كوچك‌ مي‌ نمايند. رنگ هاي‌ روشن‌ و شادي‌ مثل‌ آبي‌ كمرنگ‌ و سبزروشن،‌ فضا را بزرگتر نشان‌ مي‌ دهند.
منبع : مجله ی سروش

 

 

11-طراحی داخلی از نوع بومی
:: علی خیابانیان
توجه به فضای داخلی و نحوه و تقسیم بندی پلان ها، نقش مهمی را در ساختار معماری یک بنا بر عهده دارد. طراحی فضایی با انعطاف پذیری بالا و تنوع پذیر از لحاظ چیدمان و آرایش سطوح می تواند کارکرد های مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتری از فضا خواهد داشت. استفاده از جدا کننده های سبک و قابل حمل، شفاف سازی، رنگ بندی های متناسب با نیاز های موجود، تنوع مصالح، توجه به نحوه قرار گیری و تعامل مابین فضاهای مختلف از جمله ویژگی هایی هستند که در کنار ساختار خاصی که برای یک پلان معماری در نظر گرفته شده است، می تواند بر غنای آن افزوده و حتی قسمتی از مشکلات آن را حل کند.
از طرف دیگر معماری داخلی به لحاظ معیارهای روانشناسی اهمیت بسیاری دارد. میزان امنیت، صمیمیت، شور و هیجان و آرامش موجود در یک فضا را با می توان با راهکارهای مناسب تشدید یا تضعیف کرد. هر کدام از انسان ها دارای تعلقات ذهنی و روحی خاصی هستند که پاسخگویی به نیازهای آنها در معماری داخلی اولویت قرار می گیرد، از این رو نگرشی علمی و راسیونال در کنار خلاقیت های هنری مطرح شده و یکی از مسائل مهم در این زمینه ایجاد تعامل و هماهنگی بین آنها است.
امروزه مبحث طراحی و دکوراسیون داخلی، اهمیتی خاص یافته و حتی به عنوان رشته ای مجزا تدریس می شود. الگوهای و ایده های مختلفی اعم از مدرن و کلاسیک، توسط طراحان این رشته به کار گرفته می شود و از محدودیت های معماری در زمینه اجرا، معمولا خبری نیست و می توان به ایده های بلند پروازانه ایشان تجسم بخشید، چه بسا به گونه ای میان گستره ای، موضوع فعالیت رشته های مختلف هنری از مجسمه سازی گرفته تا نقوش برجسته قرار گرفته میگیرد. پیشرفت تکنولوژی به سبب تسهیل در یکسری از مسائل تاسیساتی و اجرایی از یک طرف و تنوع و کارآیی بالا در محصولات عرضه شده، زمینه مساعد و کارآمدی را در سطح جامعه به وجود آورده است؛ بهانه ای که پرداختن به مقوله طراحی داخلی را جز لاینفک فضاهای معماری بر می شمارد. معماری داخلی و توجه به جزئیات و تزئینات بعد از چندین دهه سکوت و فراموشی، رویکردی دوباره پیدا کرده و جالب تر اینکه سعی می کند نمود هایی از معماری گذشته را در تلفیقی با الگوهای مدرن بیان کند؛ مساله ای که سال ها است در معماری مورد بحث و جدل قرار گرفته و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است.
معماری گذشته ما سرشار است از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده و خلاقیت را در خود نهفته است. تزئینات و کاشیکاری های داخلی با تناسبات و رنگ بندی خاص خویش در کنار کالبد درونی، فضایی رمزگون را تداعی می¬کنند و هم اکنون نیز ارزش فضایی خویش را حفظ کرده است.

 

 

 

60 روش براي آنكه خانه خود را دلنشين تر نمائيد
1. عكس هاي‌ خانوادگي‌ خود را در آلبوم ها انباشته‌ نكنيد. از يك‌ قاب ‌عکس بزرگ‌ خالي‌ يا يک آيينه‌ استفاده‌ كنيد و تعدادي‌ از آنها را با سنجاق‌ به‌ قاب‌ وصل‌ نماييد.
2. قفسه‌هاي‌ كتاب‌ فقط‌ براي‌ كتاب ها نيستند! بلكه‌ مي‌ توانيم آنها را با هر شي ديگري‌ كه‌ دوست‌ داريم، به خصوص‌ ظروف‌ سفالي‌ و چوبي‌ تزيين ‌كنيم .
3. از پارچه‌هاي‌ رنگي‌ ندوخته‌ و بلند ، يا روسري‌ به‌ جاي‌ پرده‌ استفاده‌ نماييد و آنها را بر روي‌ ميله‌ بيندازيد.
4. يك‌ جام‌ ورزشي‌ يا يك‌ يخدان، مي ‌تواند كار يك‌ گلدان‌ را براي‌ شما انجام‌ دهد.
5. يك‌ چهار پايه‌ چوبي‌ قديمي‌ را مي‌ توانيم كنار مبل‌ نشيمن‌ براي‌ گذاشتن‌ كتاب هايي‌ كه‌ مي‌ خوانيم ، قرار دهيم.
هر خانه‌ اي‌ را مي ‌توان‌ با تزيين‌ صحيحِ‌ مبلمان‌ ، گرم‌ و زيبا كرد جايي‌ كه‌ بتوان‌ با غرور آن را خانه ناميد.

اتاق نشيمن‌

6 . اسباب‌ و وسايل‌ اتاق‌ نشيمن‌ خود را در فاصله‌ هاي‌ نزديك‌ به‌ هم‌ قرار دهيد تا صميمي ‌تر جلوه‌ كند.
7. گاهي‌ مي ‌توان‌ از پارچه‌هايي‌ كه‌ در منزل‌ است‌ به‌ جاي‌ روكش‌ مبل‌ راحتي‌ استفاده‌ كرد تا تغييري‌ در نماي‌ آن‌ داده‌ شود. كافي‌ است‌ آن‌ را روي‌ مبل‌ پهن‌ كنيد و گوشه‌ هاي‌ آن‌ را لابه‌لاي‌ درزها فرو بريد.
8 . مي ‌توانيد تعدادي‌ شمع ‌ در اشكال ‌مختلف‌ را جمع ‌آوري‌ كنيد و كنار پنجره‌ قرار دهيد.
9 . مي‌ توانيد روي‌ يك‌ تاقچه‌ را پر از مجسمه‌ هاي‌ كوچولوي‌ زيبا يا بشقاب‌هاي‌ قديمي‌ كنيد.
نور صحيح‌
10 . دقت‌ كنيد پرده‌ها در صورت‌ لزوم‌ به‌ گونه‌اي‌ انتخاب‌ شوند كه‌ قابليت‌ ورود نور به‌ اتاق‌ را دارا باشند.
11 . مي‌توان‌ پايهِ چراغ‌ روميزي‌ را هر از گاهي ‌با تغيير رنگ ، نو و جديد ساخت.
12 .از روبان ، پارچه‌ يا تور مي‌ توانيد براي‌ تغيير مدل ‌كلاهك چراغ‌ روميزي‌ استفاده‌ كنيد.
13 . از كلاهك‌هايي‌ استفاده‌ نماييد كه‌ در پايين‌ عرض‌ زيادتري‌ دارند، تا نور به‌ طرف‌ پايين‌ بيشتر تابانده‌ شود و فضايي‌ گرم‌ و لطيف‌ ايجاد گردد.
14 . مي ‌توانيد با چسباندن‌ كاغذهاي طرح و نقش‌ ‌دار روي‌ كلاهك ، فضايي‌ متفاوت‌ خلق‌ كنيد.

پرده‌ها

15 . ميله‌ پرده‌هاي‌ كهنه‌ و قديمي‌ را مي ‌توان‌ با اسپري‌ طلايي‌ و نقره ‌اي‌ دوباره‌ رنگ ‌زد.
16 . مي‌ توان‌ از روبان هاي‌ ساده‌ همراه‌ پارچه‌ها و تورهاي‌ رنگي‌ جهت‌ جمع‌ آوري‌ پرده‌ استفاده‌ نمود.
17 . مي‌ توان‌ از يک شاخه درشت خيلي‌ ساده ، به‌ عنوان‌ ميله‌ پرده‌ استفاده‌ كرد.
18 . استفاده‌ از چندين‌ تخته‌ پرده‌ مي‌ تواند ، شكل‌ اتاق‌ را دگرگون‌ سازد، والان ها يا آويزهاي‌ سادهِ پارچه‌ اي‌ به‌ اين‌ امر كمك‌ مي‌ كند.
19 . پارچه‌ هاي‌ ساده‌ را مي‌ توان‌ با نوارهايي‌ از پارچه‌هاي ‌رنگي ‌به‌ پرده‌هايي‌ زيبا تبديل‌ كرد.

بالشتك ها
20 . به عنوان‌ يك‌ تغيير كوچک، مي‌ توانيد با دامن هايي‌ كه‌ ديگر استفاده‌ ندارد، بالشتك ها و كوسن ها را روکش کنيد.
21 . چند عدد كوسن‌ را پايين‌ مبل‌ روي‌ فرش‌ قرار دهيد تا هنگام‌ خستگي‌ به‌ آن‌ لم‌ دهيد.
22 . بالشتك‌ اتاق‌ خود را مي‌ توانيد ، با تكه ‌دوزي‌ يا برودري‌ كه‌ به‌ شكل‌ اسم‌ فرزندتان‌ باشد، زيبا سازيد.
روميزي‌
23 . يك‌ تكه ‌دوزي‌ زيبا مي ‌تواند روكشي‌ خوب‌ براي‌ ميز كنار مبل‌ باشد. به‌ علاوه‌ آنچه‌ را كه‌ در زير آن‌ مي‌ گذاريد ، مخفي‌ مي‌ كند.
24 . تكه‌ پارچه‌هاي‌ كوچك‌ را مي‌ توان‌ به‌ عنوان‌ وسط‌ ميزي‌ استفاده‌ كرد.
25 . ميز وسط‌ اتاق‌ را با يكي‌ از روسري هاي ‌بزرگ‌ و پر از رنگ‌ خود آرايش‌ دهيد.
26 . گاهي‌ مي ‌توان‌ ميوه‌ها را به‌ اين‌ گونه‌ نيز چيد.
27.جايي‌ براي‌ ميز تحرير نداريد؟ يك‌ قطعه‌ چوب‌ مثلث‌ شكل‌ را به‌ كنج‌ ديوار متصل‌ كنيد، يك‌ صندلي‌ جلوي‌ آن‌ بگذاريد. حالا يك‌ ميز تحرير داريد.
28 . گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ را از كف‌ تا سقف، قفسه‌ بزنيد. حالا فضاي‌ زيادي‌ براي‌ كتاب ها و تزيين‌ داريد.
29 . از خريد مبلمان‌ بزرگ ، سنگين‌ و تيره‌ رنگ‌ خودداري‌ كنيد. مبلمان‌ چوبي‌ روشن‌ و سبك‌ مطمئناً بهتر و زيباتر است.
30. يك‌ تابلو ي‌ بزرگ‌ در اتاق ‌نشيمن‌ بسيار زيباتر از چندين‌ تابلوي‌ كوچك‌ است.
31 . از بافت‌ پارچه‌ هاي‌ مختلف‌ براي‌ ايجاد فضاي‌ روشن‌ و سبك‌ و راحت‌ بهتر مي ‌توان‌ استفاده‌ كرد تا از رنگ‌ آنها.
32 . از كمدهايي‌ استفاده‌ كنيد كه‌ تعداد كشوي‌ زياد دارند. فضاي‌ كشوها را هم‌ مي‌ توانيد تقسيم‌ كنيد.
33 . گاهي‌ يك‌ مبل‌ راحتي‌ با طرح‌ متفاوت‌ در گوشه ‌اي‌ از اتاق‌ مي‌ تواند نقطه‌ دنجي‌ براي‌ شما باشد.
34 . هنگام‌ خريد تختخواب‌ سعي‌ كنيد، آن‌ را به‌ گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ در زير، كشو و فضاي‌ اضافي‌ داشته‌ باشد.
35 . شايد بتوان‌ براي‌ ميزهاي‌ قديمي‌ خانه، كشو ساخت.
36 . اگر جايي‌ براي‌ ميز كنار تخت‌ نداريد، چراغ‌ مطالعه‌ را مي‌ توانيد به‌ گونه ‌اي‌ انتخاب‌ كنيد كه‌ روي‌ ديوار قرار گرفته‌ و محكم‌ شود.
گوناگون‌
 37 . بالاي‌ تختخواب، بر روي‌ ديوار، قرار دادن‌ قاب هاي‌ كوچك‌ عكس‌ يا نقاشي‌ زيباست.
38 . مي ‌توانيد يك‌ سيني‌ نقره‌اي‌ را روي‌ ميز كنار تخت‌ به‌ عنوان‌ روميزي‌ قرار دهيد.
39 . يك‌ شجره‌ نامه‌ همراه‌ با عكسي‌ از خانواده‌ تهيه‌ كنيد و به‌ ديوار بزنيد.
40 . يك‌ جعبه‌ با پاكت ‌نامه ، تمبر، چسب، كاغذ و... كنار مبل‌ نشيمن‌ قرار دهيد تا در وقت‌ بيكاري‌ يادداشت ها يا نامه‌ هاي‌ عقب‌ افتاده‌ را بنويسيد.
41 . الزاماً نبايد وسايل‌ تزييني‌ را از بيرون‌ خريد، يك‌ مجسمهِ كاغذي‌ يا قاب‌ عكسي‌ كه‌ از حلب‌ خالي‌ روغن‌ درست‌ شده‌ است، نمونه‌هاي‌ جالبي‌ هستند.
42 . اتاق‌ بچه‌ها را با يك‌ ستاره‌ دنباله‌ دار كاغذي‌ تزيين کنيد.
43 . تختخواب ها را با روتختي هاي‌ رنگي، بافته‌ شده‌ و طرح ‌دار زيبا كنيد.
44 . يك‌ چراغ‌ قديمي، ساعت‌ يا مجسمه‌ كه‌ از مادربزرگ‌ به‌ يادگار مانده‌ چهرهِ آشنايي‌ به‌ خانه‌ خواهد داد.
45 . در يك‌ كاسهِ شيشه ‌اي‌ ميوه‌هاي‌ كاج، دانه‌ هاي‌ گياهان، گل هاي‌ خشك‌ و رنگي‌ را مخلوط‌ كنيد و در گوشه‌ اي‌ از اتاق‌ يا روي‌ ميز قرار دهيد.
46 . گلدان هاي‌ سفالي‌ خود را با نقوش‌ مختلف‌ رنگ ‌آميزي‌ و تزيين‌ نماييد.
47 . فضاهاي کناري دستشويي و توالت ، محل مناسبي براي نگهداري گياهان سبز است.
48 . مخلوط‌ صابون هاي‌ رنگي‌ و گل ها در شيشه‌هاي‌ خالي‌ سس‌ و مربا، رنگ هاي‌ زيبايي‌ مي‌ سازد.
49 . يك‌ فرش‌ يا نمد رنگي‌ جلوي‌ در يا زير ميز آشپزخانه‌ بيندازيد.
50 . يك‌ روبان‌ و پاپيون‌ زيبا زير قاب‌ عكس، شكل‌ جالبي‌ ايجاد مي ‌كند.
انباري‌
51 . جعبه‌ هاي‌ سيگار، بيسكويت‌ و... جاي‌ مناسبي‌ براي‌ جمع‌ آوري‌ چيزهاي‌ كوچك‌ و عجيب‌ و غريب‌ است.
52 . شيشه‌هاي‌ مربا و سس‌ را دور نيندازيد، برچسب‌ روي‌ آنها را بكنيد و آنها را تميز نماييد. ميخ ها و پيچ ها را درون‌ آن‌ بگذاريد.
53 . جا كم‌ داريد؟ تاقچهِ كوچك‌ كنار پنجره‌ مي ‌تواند جاي‌ مناسبي‌ براي‌ وسايل‌ باشد.
54 . سبدها و وسايلي‌ را كه‌ امكان‌ دارد، از سقف‌ آويزان‌ كنيد.
آشپزخانه‌ و حمام‌
55 . وسايل‌ زيباي آشپزخانه‌ را پنهان‌ نكنيد، ظروف‌ و ليوان هايي‌ را كه‌ دوست‌ داريد در سيني‌ چوبي‌ يا فلزي، گوشه‌اي‌ از آشپزخانه‌ قرار دهيد.
56 . از قفسه‌ هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ بر روي‌ ديوار استفاده‌ كنيد.
57 . روي‌ ميز آشپزخانه‌ را با دستمال ‌سفره‌هاي‌ زيبا تزيين‌ كنيد.
58 . احتياجات‌ روزمرهِ آشپزخانه‌ را تا حد امكان‌ درون‌ يك‌ سبد حصيري‌ قرار دهيد. هم‌ در دسترس‌ است‌ و هم‌ مي‌ تواند زيبا باشد.


59 . شيشهِ اسانس‌ ليمو، پرتقال‌ يا كاج‌ را درون‌ حمام‌ قرار دهيد.
60 . پنجرهِ حمام‌ را با يك‌ پرده‌ توري‌ كه‌ نوارهاي‌ تك‌ رنگي‌ داشته‌ باشد تزيين‌ نماييد. دو پرده‌ براي‌ حمام‌ در نظر بگيريد: پردهِ زير پلاستيك‌ و پردهِ رو به‌ رنگ‌ روشن‌ يا سفيد باشد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 11:48  توسط  soheil  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

تحلیل فضاهای شهری

 

 

 مقدمه

 

 

در تجزیه وتحلیل فضاهای شهری ، یکی از مهمترین عناصر شهری  میادین و بازارهای  مراکز هر شهر است.  در تعریف میدان ، می توان گفت که بازارهای قدیمی  که در شهر های مختلف کشور ساخته شده ؛ خود گونه ای کامل از میدان است. که نمونه بارز آن ،میدان نقش جهان (اصفهان) می باشد.

بنده نیز در این راستا  وبنابه شناخت  هر چه بیشتر در این عرصه با تجزیه و بررسی بازار قدیم سنندج که یکی از بارزترین بازارهای  میدانی می باشد. اقدام نموده ام .

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازار سنندج

 

قدمت :صفویه

آدرس : سنندج ، مرکز شهر ، دو طرف خیابان انقلاب ( بهارمست ، سیروس سابق )

 

 

معماری بنا:

 

پلان بازار سنندج به شکل یک مستطیل بزرگ بوده است و برخلاف تمام بازارهای ایرانی که به صورت خطی شکل گرفته اند؛ این بازار با الهام از بازار پیرامون میدان نقش جهان اصفهان با شکل مستطیل ساخته شده است. در وسط این مستطیل سرا های مختلفی قرار گرفته است . متاسفانه بازار بر اثر احداث خیابان (انقلاب) به دو بخش مجزا تقسیم شده است و اکنون بخشی از آنرا آصف و بخشی را سنندجی می دانند و ضمنا  در بازار سنندج بیشتر از 3 دروازه قدیمی آن  باقی نمانده است. در باره زمان ساخت بازار باید اشاره کرد که زمانیکه سلیمان خان اردلان در سال 1040 ه-ق به عنوان والی منطقه کردستان منصوب گردید ، بازار سنندج ، قلعه حکومتی و ... در این دوره شکل گرفتند.

 

تاریخچه بنا:

 

در سال 1046 ه-ق شهر سنندج بوسیله سلیمان خان اردلان از سوی شاه صفی (شاه عباس اول) بعنوان مرکزیت منطقه غرب کشور تعیین میگردد و بدان اهمیت داده می شود . بعبارتی از سوی شاه صفی صنعتکاران و استادکاران ذبده و حاذق به منطقه روانه می گردند و طبق دستور شروع به اقدامات و انجام بناهای خواسته شده می نمایند که از جمله احداث بنای قلعه حکومتی و حمام و بازار و کاروانسرا و مسجد می شوند و رسمیت شهر سنندج بیشتر بصورت مکان سیاسی،اداری، تجاری می گردد. گذر بازار دارای قوسهای پنج او هفت تند بوده و با بافت متنوع آجری در نمای داخلی سقف و چهار سوقها و تیمچه ها و کاروانسرا و میادین اصناف بطور مجزا قرار دارند ؛همچنین سقف حجره ها نیز به صورت طاق و تویزه  اجرا شده است. در واقع میدان مرکزی به چند بخش تقسیم می شوند: میدان علافها ، مال فروش ها و بارفروش ها ، میدان آهنگران ، میدان رنگرزها و فرش فروشها ، میدان تره بار و سبزی فروشها. در سال 1113 ه-ق حکومت ؛ بازار و تیمچه ی قالی فروش ها رونق زیادی می گیرد و بهد ها بازار آهنگران و مسگران نیز ایجاد و شروع

 

 

به کار کرد. محمد خان گرجی در توسعه شهر سنه دژ اقدامات مجدانه نموده ؛ مساجد و مدارس متعدد بنا کرده و در جنب بازار هم در زمینی که ملک موروثی ملا عبدالکریم قاضی بود یک کاروانسرا مشتمل بر شصت و شش حجره تحتانی و فوقانی  بنا نمود.

 

بریده شدن دو ضلع از بازار در سال 1313 ه-ش:

 

از دوره صفویان تنها اثری که اساس اصلی آن در آن زمان پی ریزی شد  ونقشه ی راسته ها و چهار سوقها و تیمچه ها و میادین که بعد ها توسط والیان دیگر تغییراتی یافت و هنوز پابرجاست.  در زمان امید عبدالله خان طهماسبی از امرای لشکر رضا خان ، خیابان فردوسی کشیده شد و قسمت بسیار زیبایی از بازار معروف به والی را تخریب و حیاط  مسجد والی از بین رفت وگنبد و حجره های دو طبقه و طاق بزرگ چهار سوی اصلی که یکی از بدایع معماری بوده از بین رفت ، ولی آن مکان هنوز به نام جلو خان والی شهرت دارد ، که شامل دکاکین  وصل شده به بازار جنوبی است که مسجد رشید قلعه بیگی و مسجد ملا احمد قیامتی و کاروانسرای ارباب  در بدو ورود به راسته بازار سرپوشیده از آثار دوره ی قاجاریه است که مسجد رشید قلعه بیگی شکل قدیمی خود را حفظ کرده است.

 

-  مجموعه بازار سرپوشیده در راسته ها از هر جانب به وسیله ی چهار سو ها  به هم متصل بوده اند و کشیدن خیابان بهارمست موسوم است. مجموعه ی میادین در راسته های بازار شمالی  را از قسمت جنوبی قطع  کرده و در حال حاضر بازار جنوبی به بازار آصف و بازار شمالی به بازار سنندجی معروف است.

 

-  خیابان پهلوی در سال 1355 شمسی احداث شده بازار قدیم و سرپوشیده ی آن در طرفین خیابان شاهپور خاوری واقع شده در طرفین چهار خیابان شهر عمارت یک و دو طبقه ی نوساز مشاهده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

وجه تسمیه  بازار :

 

در دوره ی قاجار توسط حاکمان منطقه به علت خراج و وضع مالی از سوی دولت ضلع جنوبی و قسمتی از ضلع غربی توسط آصف الدوله خریداری شد و به وسیله ی پیشه وران اجاره داده می شود و معروف  به بازار آصف می گردد. وضع شمال و شمال شرقی هم توسط خانواده ی سنندجی ها خریداری و به همین روال نام گذاری می شود.

 

ویژگی های کالبدی فضای بازار :

 

توجه به مکان یابی بازار در مرکز شهر سنندج و نقش آن به عنوان کانون فعالیت بازرگانی ،تجاری ،آن را در جایگاه مهمترین معبر شهر در ارتباط با دو عنصر مهم دیگر ؛مسجد جامع و قلعه حکومتی قرار داده است . این عنصر از طریق گذر های اصلی و فرعی با مراکز محلات پیوند یافته و ضمن تامین سهولت دسترسی حق استفاده یکسانی را برای همه مردم شهر ممکن  ساخته است . در تنظیم فضای داخلی بازار نیز تاکید بر مسئله دسترسی در توجه به مقتضیات کاربری ها و نیازهای استفاده کنندگان به هنگام مکان یابی فعالیت ها مشاهده می گردد.

فرم اصلی بازار به شکل مربع مستطیل از چهار راسته به عرض 5/2 تا 4 متر  و در دو طرف هر یک از آنها  تیمچه ها و سرا هایی قرار دارند که حدود 2 پله از کف راسته بلندترند. سطح کلی بازار از جهت غرب یه شرق شیب دارد  به همین دلیل در نقاط مختلف این شیب با چند پله برطرف شده است . این اختلاف سطح در قسمت ورودی بازار از خیابان انقلاب حدود 10 تا 12 پله است. وجود چندین مغازه در راسته بازار با طاق های گنبدی به اندازه و ارتفاع مساوی فضای بر مغازه را تشکیل داده است . از سویی ریتم جرزها و طاق های سقف و نورگیری های آن مفهوم حرکت را در فضای بازار القاء می کند و از سوی دیگر دهانه مغازه ها و طاق هایی که از بالای مغازه نور را به داخل بازار هدایت می کند احساس سکون را بوجود می آورد.

اگر چه هر یک  از اجزاء و عناصر معماری سازنده بنای بازار بر اساس دلایل منطقی  و عملکردی وساختمان خاص و انعکاس  از شرایط اقلیمی و جغرافیایی است . در مجموع به دلیل انطباق و هماهنگی کامل با مفهوم فضای مورد نظر در طی زمان باقی مانده  با تطبیق با وضعیت جدید به نحوه  مطلوبی جدید  به نحو مطلبوبی قابل استفاده است.   بازار شهر فعالیت های  بازرگانی شهر  و منطقه و مهمترین قطب اقتصادی  شهر به شمار می آید . مرکز بسیار فعال و پر جنب وجوشی است که اکثر اهالی  شهر مایحتاج زندگی روزمره خود را در این مرکز تامین می کرند.

ویژگی  دیگر سازماندهی فضای این مجموعه علاوه بر هماهنگی فضای کالبدی با شرایط اقلیمی . جفرافیا و الگوی رفتار استفاده کنندگان توجه و به نحوه توزیع و استقرار فعالیتها و کاربری هاست و ماهیت فضایی آن پیوندی ناگسستنی با کاربری های همجوار  دارد. به طوری که فعالیتهای  تولیدی و جایگیری اصناف متنوع در نقاط خاصی از راسته های آن از نظر سازگاری و همگونی به گونه ای است که اضافی که تجارت  کالای مشابهی اشتغال دارند، در فضای مجتمع از بازار جای گرفته اند. این گونه فضا دهی موجب رقابت در بین  تولید کنندگان و بهبود کیفیت کالا می باشد. در زمینه تماس و ارتباطات اجتماعی و گرایش به مشارکت های اجتماعی و فرهنگی تبادل اطلاعات  را        که مجموعه روابط اجتماعی و پیچیده ای را تشکیل می دهد . بازار  نقش عمده ای دارد.

 

راسته بازار آصف :

 

این راسته ضلع جنوبی بازار را تشکیل داده و مهمترین راسته بازار که دارای سی وپنج گنبد بوده و در دو سوی آن دروازه اصلی بازار قرار گرفته است که ارتباط فضایی بازار را در غرب با مسجد والی و محله قطارچیان و میان قلعه و در شرق با محله آغه زمان بر قرار ساخته است. این راسته در طرفین خود از طریق بند ها و چهارسوق ها به کاروانسرای ارباب و حاجی علی ارتباط یافته و در سمت شمال نبز از طریق همین بندها به سایر قسمت های بازار مرتبط می شوند. از نظر عملکردی در گذشته نقش عمده ای در ارائه کالا های صادراتی داشته است. در حال حاضر این راسته بیشتر به فروش کالاهای لوکس و بزازی اختصاص یافته است که هم چنان نقش منطقه ای وشهری خود را حفظ نموده است.

 

 

 

 

 

 

       راسته بازار سنندجی :

 

راسته ای که ضلع شمالی باززار سنندج را تشکیل داده  ، به بازار سنندجی شهرت دارد. این راسته قرینه راسته بازار آصف است و در دو سوی آن دروازه های اصلی واقع شده که ارتباط فضایی با سایر عناصر بازار و محلات از طریق آن انجام می گیرد . اهمیت تاریخی این راسته قدیمی و سنتی بودن آن است. این راسته در گذشته بیشتر به تولید کالای  سراجی ،زین برگ و رکاب سازی اختصاص داشته و از رونق زیادی برخوردار بوده است و در حال حاضر به عرضه کالاهای خرازی وعطاری و ... می پردازد.

 

گذر سمسارها و زرگرها :

 

این گذر در ضلع شرقی بازار قرار دارد و در گذشته فعالیتهای عمده آن زرگری و سمساری بوده است . امروزه این راسته در نتیجه احداث خیابان انقلاب از هم جدا شده است ، بطوری که بازار  واقع در بخش شمالی خیابان به فعالیت بزازی و بازار واقع در بخش جنوبی خیابان انقلاب به قالی فروشی و بزازی اختصاص یافته است.

 

کاروانسرای ارباب :

 

این سرا یکی دیگر از اندامهای بازار سنندج است که در ارتباط فضایی و عملکردی با آن قرار دارد. در گذشته بصورت حیاط مرکزی با مغازه هایی در اطراف بوده است. امروزه به دلیل توسعه فعالیتهای تجاری، این سرا به زیر ساخت وساز رفته و به فعالیتهای تولیدی  ، خدماتی ، خیاطی، قالی فروشی اختصاص یافته است.

 

سرای حاج علی :

 

سرای حاج علی یکی دیگر از اندام های  بازار سنندج است که در گذشته از لحاظ معماری در ارتباط با بازار بوده است . کسبه در حجره های آن که به صورت گنبدی و طاقی شکل گرفته است ، به فعالیتهای تجاری و خدماتی می پرداختند . در حال حاضر این سرا نوسازی شده است و به فعالیتهای دفتری و خدماتی می پردازد.

 

میدان ها :

  

همانطور که قبلا گفته شد بازار سنندج از جهار راسته تشکیل شده است که این راسته ها در داخل خود فضای مستطیلی شکلی را به وجود آورده اند. این فضای باز  پیشتر به عملکرد های گوناگون اختصاص داشته است، از جمله میدان بارفروشی، میوه فروشی و میدان رنگرزی. در سابق بار فروش های معتبر و مهمی در میدان بودند که از سراسر منطقه  کردستان بارهای میوه و خشکبار وارد می کردند . در حال حاضر فضای بین این چهار راسته به مغازه های کوچک  تبدیل شده و به فعالیتهای خرده فروشی چون قصابی،بقالی، میوه فروشی و خیاطی اختصاص یافته است که از نظر کالبدی به دلیل عدم هماهنگی با مجموعه بازار  و تنگی فضا سیمای زشتی به وجود آورده است. علاوه بر این میدان ها ، در شمال راسته بازار سنندجی ، میدان کاه فروشان و ذغال فروشی و تره بار قرار داشته است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 19:10  توسط  soheil  | 

 

تاریخچه:
های تک (High tech) حدود صد سال پس از خلق اولین مظهر آن در پاریس در سال 1870 میلادی به عنوان بلندترین برج سازه فلزی (برج ایفل) که به یاد انقلاب کبیر فرانسه ساخته شد، پس از گذراندن دوره های مختلفی چون مدرنیزم و پست مدرنبزم به عنوان سبک و شیوه ای خاص در طراحی پا به عرصه گذاشت. اصطلاح خاص سبک به استفاده پر معنی از تکنولوژی مدرن، اجزای صنعتی، تجهیزات یا مواد در طراحی معماری، معماری داخلی و طراحی صنعتی کاربرد داشت. واژه های تک اولین بار توسط جان کرون Joan Kron و سوزان اسلسین Susan Slesin در یک مقاله ی مجله ای در سال 1977 میلادی به کار رفت، یک سال بعد یعنی در 1987 میلادی این دو در کتاب خود با نام "هایتک سبک صنعتی و کتابی مرجع برای خانه" (High Tech: The industrial style and source-book for the home) نمونه ها یی از آثار این سبک را نام برده و به معرفی بیشتر آن پرداختند و برای بالا بردن ارزش بحثشان چنین شعاری را مطرح کردند که زیبایی صنعتی در طرح یکی از تمایلات طرح امروز است.
نخستین قدم ها ی های تک توسط شماری از طراحان از جمله ریچارد راجرز Richard Rogers، نورمن فاستر Norman Foste، نیکلاس گریمشاو Nicholas Grimshaw و... در اوایل دهه ی 70 بر داشته شد. برای مثال مرکز پامپیدو Pompidou Center در پاریس که توسط رنزو پیانو Renzo Piano و ریچارد راجرز در سال 1977 ویا بانک هنگ کنگ وشانگهای که به سال 1981 توسط نورمن فاستر و همچنین ساختمان لویدز Lloyds لندن (تصویر سمت راست) که در سال 1986 توسط ریچارد راجرز طراحی و ساخته شدند.

بررسی کلی سبک:
اصطلاح های تک آمیزه ای از دو واژه ی های استایل High Style و تکنولوژی Technology است و در لغت به معنی تکنولوژی برتر است اما علیرغم عنوان و معنای ظاهری اسمش هرگز در خدمت تکنولوژی قرار نگرفته است و هرگز از تکنولوژی هیولایی برای سرکوب کردن احساسات انسان ها و تهدید روابط انسانی و مردمی نساخته است. بلکه های تک ساده ترین و عام پسندانه ترین نگاه را به تکنولوژی دارد، به همین دلیل طراحی داخلی و طراحی محصولات خانگی عرصه ی خوبی برای خود نمایی های تک می باشد. در این سبک عقیده بر پنهان نمودن ساختار نیست بلکه استفاده ی پر معنی از عناصر ضروری ساختمانی بر اساس گفته ی سولیوان L.H.Sullivan مبنی بر تبعیت فرم از عملکرد می باشد، اگرچه درابتدا دیده می شد که طراحان فعالانه سنت ها را در حمایت از این مشی جدید و بی نظیر نقض می کردند اما ساخت مرکز پامپیدو در اوایل دوره ی های تک نقطه ی تحولی برای حداکثر نیازمندی بین فرم و عملکرد بود و گفته می شود های تک به خاطر وجود این امر ادامه یافت اما نه لزوما به این دلیل.

طراحی محصول در این سبک بسیار روشن وشفاف است و تا حدی به مینیمالیزم نزدیک بوده و با وجود اینکه از دقتی بالا برخوردار می باشد جزییا ت غیر ضروری را به کار نمی گیرد.

زمانی جذابیت تکنولوژی شکست خورده ی برتری افزایشی برای زیبایی شناسی بود حالا اصطلاح های تک به عنوان سبکی جهانی به رسمییت شناخته شده است های تک تأکید می کند که تکنولوژی ساختمان ها را توسط موقعیت های بیرونی نشان دهد، از جمله لوله های ساختمانی و آسانسورها و... را جسورانه نمایش می دهد و در کل های تک سعی در نشان دادن آشکار و بارز مواد و گریز از نمایش زیبایی پوششی دارد و به جای آن عریانی مواد را به نحوی موثر و آشکار برای بینده مطرح می نماید. موتیف های های تک شامل استراکچرهای فلزی در معرض دید و کانال های تهویه می باشند. در این سبک هیچ اتصالی پنهان نمی شود و هیچ سازه ای تحت پوشش قرار نمی گیرد. اصولا سبک های تک به ساختار و سازه ارزش زیبایی شناسانه می دهد.

اصل مهم در طراحی های تک این است که همواره باید برای هر تصمیم گیری در طراحی مبنای عملکردی وجود داشته باشد. سازه باید واقعی باشد و توجیهی عملکردی داشته باشد. های تک تمایل به مبالغه آمیز کردن عملکرد تکنیکی اجزای ساختمان دارد. المان های بناهای های تک سازه ی فلزی عضلانی، پوسته ی صیقلی نفوذ ناپذیر و سر سخت، کانال های هوا و دود کش هایی که عملا در معرض دید قرار می گیرند، بیان گر فرم تکنیکی خود هستند.


پل فلزی - ارتباط عملکرد و فرم در های تک

طراحی های تک مواد و قطعات پیش ساخته ی صنعتی را با ارتباطی جدید در هم می آمیزد تا محصولات و اجزای مبلمان را خلق نماید. در این فرآیند از جزییات تکنیکی در صنایع نظامی وعلوم محض و لوازم الکترونیکی مربوط به بازی ها و سرگرمی ها نیز الهام گرفته می شود. مانند اتفاقی که در مبلمان اداری نورمن فاستر با نام نوموس Nomos یا در محفظه های کابینتی که ماتیو تان Matteo thun طراحی کرده، دیده می شود.
در واقع هایتک فرآیند انتقال و تغییر محصول از صنعتی و عمومی به شخصی و خصوصی شدن را تعیین می کند. اگرچه در طراحی داخلی گفته می شود طراحان مواد و اثاثیه ی زیبا را رد کرده و از تجهیزات و محصولات صنعتی استفاده کردند. برای مثال در طراحی کمد اتاق خواب از قفسه ی ابزار گاراژ الهام گرفتند اما همین انتقال یک عنصر از یک محیط عمومی به یک محیط خصوصی تغییراتی را در روابط آن عنصر ایجاد می کند و برای طراح امکانات جدیدی مهیا و مرجع زیبایی شناسی نیز خلق می کند.

گشتالت محصول:
اگرچه بعضی از ساختمان ها به طور عادی هایتک توصیف می شوند اما ممکن است که با سبک بین المللی آن در استفاده از موادها و پرداخت نهایی فرق داشته باشد اما در کل فرم های به کار رفته در این سبک فرم های ساده ی راست گوشه و هندسی منظم است و در مورد سطوح منحنی هم از فرم های دایره و استوانه استفاده شده است.
انتخاب جنس در هایتک خصوصیات کاربردی بهتری ایجاد می کند، جنس های به کار رفته در این سبک عبارتند از: فولاد های ارتجاعی و آلومینیوم، ورقه های پانچ شده، پلاستیک هایی نظیر پلی اورتان و پروفیل های توخالی. شیشه نیز بعد ها در محصولات هایتک به کار رفت.
مهم ترین ویژگی هایتک از نظر رنگ استفاده از رنگ های طبیعی است. پیچیدگی در این آثار بسیار کم است به گونه ای که درک آثار از طرف استفاده گر به سادگی صورت می پذیرد. تقارن محوری در اغلب آثار دیده می شود. این تقارن استحکام استاتیکی را تشدید می کند.

معرفی محصولات معروف سبک های تک:

آی مک Imac: آی مک توسط جاناتان آیو Jonathan Ive طراحی شد و اولین بار در سال 1998 با رنگ های آب نباتی و پوشش نیمه شفاف عرضه شد که توجه جهانیان را به خود جلب کرد و در همان سال میزان فروش آن به بیش از دو میلیون رسید وچند سال بعد از آن یعنی در سال 2002 مدل های جدید آن طراحی و ساخته شد.

جارو برقی دایسون Dyson: جارو برقی دایسون توسط جیمز دایسون James dyson طراحی و در شرکت دایسون انگلستان به سال 2001ساخته شد. این جارو برقی بسیار قدرتمند تر از مدل های دیگر جارو برقی های ایستاده است و به واسطه ی سیستم مکش منحصر به فردش برای برداشتن و تمیز کردن آشغال های ریز و حتی لکه ها مناسب می باشد.

صندلی آیرون Aeron chair: صندلی آیرون که در سال 1994 به وسیله ی دون چادویک Don chadwick و بیل استامپ Bill stumpf برای شرکت مبلمان میلر طراحی شد، نشان دهنده ی تمرکز طراحی بر ارزش های معاصر است. این صندلی برای کارهای مختلف مناسب است و با حرکت استفاده گر تنظیم می شود. در این صندلی از پوسته ای استفاده شده که فرم بدن استفاده گر را به خود گرفته و پس از برخاستن فرد به حالت اولیه باز می گردد. به علاوه، اسکلت صندلی از آلومینیوم ساخته شده که قسمتی از آن از بازیافت قوطی های نوشابه به دست می آید و بدینگونه از انرژی مصرفی برای تولید کاسته می شود.


میز پذیرش خمیده Curved Reception Desk
این میز درسال 1998 توسط اوربینولومزی D’Urbino Lomazzi طراحی شد. صفحه ی رویی میز از شیشه ی شفاف و پیکره ی اصلی آن از جنس فولاد زنگ نزن با پرداخت آلومینیومی خاکستری رنگ تشکیل شده است و بدنه ی آلومینیومی آن متشکل از سوراخ های دایره ای یا مربعی می باشد. این محصول هم به طور مستقل و هم به صورت ترکیب شده به تعداد زیادی برای رسیدن به یک فرم واحد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

تحلیل:
جدل های احاطه کننده ی هایتک سه علت اصلی داشت: اولی حسادت به دلیل موفقیت های بزرگ راجرز و فاستر برای طراحی ساختمان های مالی قابل توجه بود. موقعیتی که فاستر برای طراحی بانک هونگ کنگ و شانگهای و راجرز برای طراحی ساختمان لویدز از ادارات مرکزی لندن کسب کردند.
دلیل دوم این جدل موفقیت آشکاری بود که هایتک به واسطه ی آن بر حرکت هایی نظیر پست مدرنیزم غالب آ مد سبکی که انتظار می رفت جانشین مسلط بر مدرنیزم خسته باشد و دلیل سوم این مجادله و چیزی که حتی طرفداران مدرنیزم را نیز خشمگین کرد مطرح کردن ادعای آشکار بر وراثت درست سنت مدرنیزم قبلی بود.
هایتک با مخاطب رو راست است و هدفی تکنولوژی گرایانه را دنبال می کند و نوعی صداقت در بیان فنی و زیبایی شناسانه ی این شیوه مشاهده می شود. مواد و مصالح نیز همان گونه که از دل طبیعت متولد می شوند در محصول مورد استفاده قرار می گیرند.
هایتک امروزه نیز وجود دارد اگر چه اغلب با بیشتر عناصر طراحی کلاسیک ترکیب شده است.


جمع بندی:
ریشه های تک: ایالات متحده، انگلستان
خصوصیات کلیدی: ساده، فرم های کمینه گرا، مواد صنعتی، طراحی با ویژگی تکنولوژی بالا
واقعیت های کلیدی: بخشی از زبان طراحی پست مدرنیزم، مواد صنعتی استفاده شده در محصولات غیرصنعتی، پیرو تبعیت فرم از عملکرد
طراحان سرشناس های تک: آندریاس وبر، ماریو بوتا، نورمن فاستر، ریچارد راجرز، رنزو پیانو، بروس بوردیک، جین مارک داکاستا، هانس دینی بیر، رودنی کینزمان

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=82&rnd=3658

معماری های تک (High-Tech) یا معماری با فناوری پیشرفته (Advanced-Technology) سبکی از معماری است که در دهه 1970 در اروپا و آمریکا ظهور کرداین معماری، برای به تصویر کشیدن هرچه بیشتر نقش و جایگاه تکنولوژی و صنعت ،از فن آوري و صنعت پيشرفته روز دنيا در طراحی ساختمان استفاده مي‌كرد.
اسم این سبک برای اولین بار در سال 1979 در کتابی به نام
" High-Tech: Industrial style and source book for home" مطرح شد.
در این کتاب صدها تصویر از نحوه بكارگيري پیشرفت های صنعتی روز در کارهای طراحان و معماران، وجود دارد.
در دهه 1970 پیشرفت های تکنولوژیکی و علمی تاثیر بسیار زیادی بر جوامع زمان خود داشت. این پیشرفت ها با سفر به ماه و قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ بر آن در سال 1969 به اوج خود رسید. این تحولات علمي به نوبه خود موجب تغییر دید مردم و بطور خاص تغییر نوع نگرش معماران در استفاده هرچه بیشتر از تکنولوژی های روز شد.

از دید معماران های تک، ساختمانهای امروزی باید نمایش دهنده عصاره فکری و تکنیکی عصر حاضر یعنی تکنولوژی باشد. بنابراین، یکی از اهداف روشن و بارز این معماری، زياده روي در اجزاي صنعتی ساختمان با در معرض دید قرار دادن آنها بود، زیرا از نظر آنها جنبه های تکنیکال، خلق کننده زیبایی ساختمان هستند.

یکی از بارزترین نمونه های این زياده‌روي، مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو در پاریس است.

در این نمونه، داکت های تهویه و لوله های تاسیساتی بطور بسیار برجسته ای در بیرون ساختمان خودنمایی می کنند که به نوبه خود کاری افراطی محسوب می شود، زیرا تا آن زمان داکت های تهویه و تاسیسات جزو اجزایی بودند که در داخل ساختمان پنهان و مخفی می شدند. این ساختمان توسط دو معمار پیشرو و معروف های تک به نام های ریچارد راجرز و رنزو پیانو طراحی و ساخته شده است.

البته شاید بتوان معماری های تک را یکی از شاخه‌هاي معماری مدرن دانست، زیرا این معماری که بر اساس ایده های اولیه معماری مدرن بنا شده، هدفش تمرکز بر استفاده از یافته های تکنولوژیکی جدید در طرح و اجرای ساختمان است.

به عبارت دیگر، می توان گفت که معماری هاي مدرن و های تک از نظر اصول و مبانی به یکدیگر نزدیک و از نظر ظاهری متفاوت هستند.
ویژگیها و خصوصیات معماری های تک را می توان در چند مورد خلاصه كرد:

- تاکید بر اجزای صنعتی و پیش ساخته به صورت منظم و تنظیم شده

- ايجاد فضاهایی یکپارچه از طریق استفاده از Space frame ها و عناصر صنعتی پیشرفته

- استفاده از دیوارهای شیشه ای پایا و ایستا به صورت سطوح یک پارچه در جداره های بیرونی بنا، با بکار گیری اجزا و ساختارهای مرکب فولادی سبک

- طراحی بام ساختمان
نمونه معماری های تک؛ مقر اصلی بانک HSBC هنگ‌کنگ

(HSBC Bank Headquarter, Hong Kong)

این بنای 47 طبقه توسط معمار مشهور های تک، نورمن فاستر طراحی شده است. در این ساختمان، سیستم منحصر به فرد و جدیدی برای شکل دهی به فضاها بكار رفته است که مي‌توان آن را از اين زاويه‌ها مورد بررسي قرار داد:

- معمار اين ساختمان برخلاف ساختارهای مرسوم برای ساختمان های بلند که همواره از هسته های مرکزی برای شکل دهی به کل فضاها استفاده می شد،توانسته است با بكارگيري دکلهای مرکبی ساختارهای باربر داخلی را حذف و فضاهایی یکپارچه با پلانهایی باز بوجود آورد.

- کف طبقات از بتن درجا و سبک ساخته شده و به سبک پل های معلق و از طریق ساختارهای فولادی ثانویه به دکل های اصلی اتصال پیدا کرده و بار خود را به آنها منتقل می کنند. همه شبکه های ارتباطی، ترمینال های کامپیوتری و تهویه مطبوع برای دسترسی آسان در زیر این طبقات قرار گرفته اند.

- در این ساختمان برای روشن کردن فضای مرکزی از آینه های خورشیدی که حرکت های خورشید را در طول سال دنبال می کنند، استفاده شده است.

- از معدود ساختمان هایی است که برای حمل و جابجایی افراد به طبقات مختلف از آسانسورها به عنوان سرویس اساسی استفاده نکرده است، بلکه آسانسورها در طبقات محدودي توقف می کنند و ارتباط طبقات از طریق پله های برقی امكان‌پذير است.

- نمای بیرونی به عنوان یک جداره ثانویه باعث می شود تا سایه هایی در طول روز بر روی بنای اصلی ساختمان بوجود آيد که به نوبه خود موجب خنک‌تر ماندن بنا و در نتیجه مصرف کمتر انرژی مي‌شود.

 

در سال ۱۹۷۱، دو معمار جوان ایتالیایی تبار به نام‌های ریچارد راجرز ساکن انگلستان و رنزوپیانو ساکن ایتالیا، در مسابقه طرح ساختمان مرکز ژرژپمپیدو در پاریس در بین ۶۸۱ شرکت کننده برنده اعلام شدند. نمای این ساختمان را مجموعه‌ای از دودکش‌ها، آبگردان‌ها، لوله‌های تأسیساتی و ستون‌ها، تیرها، بادبندها، راه پله‌ها و مسیرهای رفت‌ و آمد تشکیل می‌داد. این معماران آغازگر سبکی در اروپا بودند که به نام‌های ـ تک یا تکنولوژی بسیار پیشرفته معروف گردید. در معماری مطرح شد.



معماران این سبک تکنولوژی را دستاورد بزرگ مدرنیته و مهم‌ترین عامل توسعه و پیشرفت در قرن بیستم می‌دانند. از نظر آنها، عصاره و مشخصه هر عصر در معماری آن دوره شکل کالبدی یافته است. به عنوان نمونه، معابد یونان باستان با آن نظم و تناسبات کامل هندسی، تبلور ذهنیت کمال گرای یونانیان باستان است و بناهای عظیم روم باستان، نمایش قدرت امپراتوری و حکومت سزارها می‌باشد و بالاخره کلیساهای سر به فلک کشیده گوتیک نمایش دهده قدرت کلیسا و ذهنیت قرون وسطا است. به همین ترتیب، ساختمان‌های امروز می باید نمایش دهنده عصارة فکری و تکنیکی عصر حاضر یعنی تکنولوژی باشد. نظریات و مبانی معماری مدرن و های ـ تک در اصول، بسیار به یکدیگر نزدیک است و می‌توان گفت که معماری‌های ـ تک فرزند خلف معماری مدرن است. ولی از نظر شکلی تفاوت‌های بین این دو مکتب معماری مشاهده می‌شود. به طور کلی می‌توان بیان کرد که ‌آن سادگی و بی‌پیرایگی که در معماری مدرن وجود دارد در های ـ تک ملاحظه نمی‌شود و اگر معماران مدرن در طرح‌های خود ماشین را به نمایش می‌گذارند، معماران های ـ تک داخل ماشیین و اجزاء آن را نشان می‌دهند. ریچارد راجرز در مصاحبه خود با تلویزیون بی بی سی این عقیده را چنین بیان می‌کند:

«ایده‌هایی که معماری می‌کنیم، از خیلی لحاظ ریشه در باورهای ما دارد و به این ربط پیدا می‌کند که ما ساختمان را مثل یک کتاب بخوانیم. برای اینکه ساختمانی خوانا باشد، باید جریان ساختن آن قابل روئیت باشد. این شیوه‌ای است که ما معماری می‌کنیم و احساس ما این است که این کار در گذشته هم انجام می شده است این موضوع اصلاً تازگی ندارد، کلیساهای عظیم گوتیک مثالی بسیار روشن است. زمانی که آب از درون ناودان شرشر کنان تخلیه می‌شود، خیلی هیجان انگیز است. این بسیار روشن و خیلی خوانا است. این نوع معماری مورد علاقه من است.



علم همه ما را به هیجان می‌آورد. ما معماران عقیده داریم که قرن حاضر قرن علم است، فیلسوفان نیز همین عقیده را دارند. منظورم از علم خیلی کلی است. ما شاهد انقلابات شگفت آوری در علم بوده‌ایم و عقیده داریم که علم و تحقیق عملی ما را با اخنگ معماری بهتر آشنا می‌کند و این مورد علاقه ما است که می‌توان به شکلی مفاهیم علمی را با تعبیر شاعرانه‌ای طرح و تبیین کرد».

راجرز می‌گوید:«همانند کلیساهای گوتیگ، ما ساختار را نمایان می‌کنیم».

و در جایی دیگر می‌نویسد:« تکنولوژی به ما کنترل بیشتری عرضه می‌کند و نه کمتر. ساختمان‌های آینده بیشتر شبیه روبات خواهند بود تا معبد. مانند آفتاب پرست، آنها خود را با محیط پیرامون تطبیق می‌دهند». شاید بتوان زیر بنای فکری این سبک را در جمله راجرز خلاصه کرد که می گوید در عصر مُدرن باید در ساختمان‌های مدرن زندگی کرد.

برج ایفل در نمایشگاه ۱۸۸۹ پاریس ساختمان ایده‌آل و آرمانی معماران های ـ تک است. برج ایفل با ۳۳۰ متر ارتفاع و اسکلت فلزی نمایان، نمادی از دستاوردهای تکنولوژی در عصر مدرن است.



اصول فکری و طراحی این سبک را می توان در ده مورد ذیل خلاصه کرد:

۱/ بینش پوزیتیویسم و خوشبینی به علم و پیشرفت علمی و تکنیکی؛

۲/ نمایش تکنولوژی به عنوان عصاره و دستاورد عصر جدید؛

۳/ نمایش پروسه ساخت؛

۴/ شفاف نمودن، لایه لایه کردن و نمایش حرکت در ساختمان؛

۵/ نمایش ساختار و اجزاء درون بنا در نمای ساختمان؛

۶/ استفاده از رنگ‌های روشن وساده؛

۷/ سازه و ساختار به عنوان تزئینات؛

۸/ استفاده از اجزاء کششی سبک؛

۹/ جدا کردن بخش‌های سرویس دهنده از قسمت‌های سرویس شونده؛

۱۰/ طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم ساختمان.

موضوعی که لویی کان در دهة شصت عنوان کرد (بخش‌های سرویس دهنده ـ قسمت‌های خدماتی ـ از بخش‌های سرویس شونده ـ قسمت‌های سکونتی ـ مجزا شوند) هم اکنون یکی از موارد بسیار مهم در ساختمان‌های های ـ تک است.

لذا داکت‌ها، لوله‌ها و اجزاء تأسیساتی ساختمان و به عنوان راه پله ‌ها از بدنه اصلی ساختمان جدا می‌شوند. حسن این کار ـ بنا به نظر معماران های ـ تک سهولت تعمیر و نگهداری ساختمان است. به علاوه قسمت‌های سرویس دهنده که عمر نسبتاً کوتاهی دارند (یک الی بیست سال) از قسمت‌های سرویس شونده که عمر طولانی تری دارند(بیست الی هفتاد سال) به صورت دو قسمت مجزا از هم عمل می‌کنند.

در اکثر ساختمان‌ها، بام ساختمان به عنوان سطح پنهان و فراموش شده ساختمان فرض می‌شود، ولی در ساختمان‌های های ـ تک ، بام سطح پنجم بنا است و کاملا طراحی می‌شود. بخش‌هایی همچون برج های خنک کننده، آبگردان‌ها، پمپ‌های حرارتی، داکت‌ها، لوله‌های تأسیساتی، خرپاها، کابل‌های سازه‌ای و همچنین جرثقیل پاک کردن شیشه‌ها و خرپشتته‌ها، همواره به عنوان بخش مهمی از ساختمان در روی بام طراحی می‌شوند. طرح این بخش‌ها با توجه به چهارنمای دیگر انجام می‌شود و در معرض دید قرار می‌گیرد.

از دیگر معماران معروف این سبک می‌توان از نورمن فاستر، مایکل هاپکینز نیکولاس گریمشاو و سانتیاگو کالا تراوا نام برد.

بر خلاف تصور عمومی، معماران های ـ تک به تاریخ علاقه‌مند هستند و خود را جدای از آن نمی‌دانند. ولی برداشت و نگرش آنها نسبت به تاریخ به کلی متفاوت از دیدگاه معماران پست مدرن از تاریخ است. ریچارد راجرز به عنوان نظریه پرداز اصلی سبک‌ های ‌ـ تک معتقد است که « ساختمان‌های عصر رنسانس در فلورانس شباهتی به بافت مجاور خود و معماری گوتیک قرون وسطا نداشتند، بلکه این معماری جلوه‌ای از تبلور عصر جدید را نوید می‌داد».

راجرز معتقد است که « هر بنایی باید نمایانگر زمان خود باشد». به نظر وی در عصر تکنولو ژی نمی‌توان در خانه‌های یونان باستان و یا قصرهای امپراتوری روم باستان زندگی کرد.

راجرز در نقد معماری پست مدرن می‌نویسد:« کسی نمی‌تواند معماری را با نماد قرار دادن درخت نخل، تخم‌مرغ، پرندگان، و نظام هندسی معیوب شده یونانی و رومی که از مبلمان فروشی‌های چیپندیل خریداری شده، توسعه دهد. تمامی این موارد از خاستگاه و زمینه سیاسی،اجتماعی و تکنیکی خود مجزا شده‌اند».

نکته جالب توجه این که در حال حاضر مرتفع‌ترین ساختمان و بزرگ‌ترین فودگاه جهان توسط یکی از شاخص ترین معماران این سبک یعنی نورمن فاستر طراحی شده است. برج هزارة توکیو و فرودگاه جدید هنگ‌کنگ.



امورزه درک کارهای این معماران ملاحظه می شود که با استفاده از تکنولوژی ، سعی درا ستفاده حداکثر از عوامل طبیعی هنچون آفتاب ، باد ، آب‌های زیرزمینی و گیاهان برای تنظیم شرایط محیطی ساختمان دارند. لذا در معماری جدید آنها که به نام اکو ـ تک (اکولوژی + تکنولوژی) خوانده می‌وشد ، تکنولوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد ، بلکه در کنار و به موازت طبیعت برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از امکانات محیطی و تأمین آسایش انسان جای دارد.

در کارهای اخیر معماران این سبک ، همواره در کنار عکس‌های زیبای ساختمان‌های آنها ، مقطعی از بنا وجود دارد که در ان نحوه استفاده از عوامل اقلیمی با کمک تجهیزاتی همچونه دودکش‌های هوا ، اینه‌های منعکس‌کننده پوسته‌های هوشمند ، گلخانه‌ها ، پله‌ها‌ی شیشه‌ای و تبادل‌کننده‌های حرارتی نشان داده شده است. شکل خود ساختمان در مقطع نیز با توجه به زاویه تابش آفتاب وسرعت و جهت باد در فصول مختلف سال طراحی شده است.

معماران‌ های ـ تک از پوسته ساختمان به عنوان پوست دوم نام می‌برند. منظور از پوست اول ، پوست بدن انسان است. در کارخهای نورمن فاستر و رنزو پیانو پوست دوم همچون پوست اول به صورت هوشمند طراحی شده است.

همچنان که پوست انسان در مقابل سرما ، گرمای ، رطوبت و کوران هوا را از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد ، پوسته بعضی از ساختمان‌های این دو معمار نیز در فصل‌ها مختلف عکس‌العمل مناسب در مقابل شرایط محیطی از خود نشان می‌دهند. با استفاده از شیشه‌های دو جداره ، کرکره‌ها و عایق‌های‌ حراتری متحرک ، مواردی همچون میزان تابش آفتاب ، سایه ، کوران هوا و پرت حرارتی در طی روز و شب و در طی فصل‌های سرد وگرم سال توسط یک سیستم کامپیوتری کنترل می‌شود.

راجرز از این ساختمان‌ها به عنوان آفتاب پرست نام می‌برد. موجودی که خود را با شرایط مختلف محیطی تطبیق می‌دهد. راجرز در مورد ساختمان‌های آینده چنین می‌نویسد:

«جهت برآورده نمودن احتیاجات ساکنان بنا و حداکثر استفاده بهینه از انرژی ، بهترین ساختمان‌های آینده به صورت پویایی با اقلیم مجاور خود ارتباط پیدا می‌کنند…

در معماری میکروالکترون‌های پنهان از چشم وبیوتکنولوژی جایگزین سیستم‌های مکانیکی خواهند شد….

ساختمان‌ها ، شهر و اهالی آن همانند یک سیستم ارگانیک جداناپذیر ، در زیر چارچوب متحرک و متحول که کاملاً دقیق و به اندازه طراحی شده قرار می‌گیرد.به جای تیرها ، ستون‌ها وپانل‌ها و سایر المان‌های سازه‌ای ، یک پوسته ممتد و به هم پیوسته جایگزین خواهد دش. این روبات‌های متحرک ، با استفاده از سیستم‌های التونیک و بیوتکنولوژی ، بسیاری از خصوصیات ارگانیسم‌های زنده را خواهد داشت…

در مورد سازه‌های معماری ، سیستم‌های انعکاسی با استفاده از دستگاه عصبی الکترونیک ، تغییرات محیطی را احساس خواهند کرد و همانند ماهیچه‌های بدن با منقبض و منبسط کردن خود، بار و نیروهای وارده را به قسمت‌های مختلف کالبند بنا منتقل می‌کنند.

امروزه خلبان‌های اتوماتیک می‌توانند تمام قسمت‌های مختلف هواپیما را به صورت بسیار دقیق و با عکس‌العملی در ظرف چند صدم ثانیه کنترل کنند. این خلبانان الکترونیک با توجه به شرایط دائماً متغیر خارج وداخل هواپیما ، مستمراً شرایط ایده‌آل پرواز هواپیما و آسایش مسافران را فراهم می‌کند. آینده فرا رسیده شاید نام ارگانی ـ تک به معنای ارگانیسم و تکنولوژی ، نام مناسبی برای این سبک در اینده باشد.

نورمن فاستر یکی از نام‌آورترین معماران عصر حاضر از چهره‌های شاخص سبک اکو ـ تک است.


منبع:gtalk.ir

 

 

جدول خلاصه سبکهای معماری : شیکاگو- هنر نو- فوتوریسم-کانستراکتیویست- ارگانیک- هایتک اکوتک-پست مدرن- ن

جدول خلاصه سبکهای معماری : شیکاگو- هنر نو- فوتوریسم-کانستراکتیویست- ارگانیک- هایتک اکوتک-پست مدرن- نئوکلاسیک- دیکانستراکشن-فولدینگ- پیدایش کیهانی:

نام سبک یا جنبش

شیکاگو

هنرنو

جنبش فوتوریسم

کانستراکتیویسم

ارگانیک

های تک و اکو تک

پست مدرن

نئوکلاسیک

دیکانستراکشن

فولدینگ

پیدایش کیهانی

مکان ظهور

امریکا(شیکاگو)

فرانسه(پاریس)

ایتالیا

شوروی

آمریکا

پاریس

آمریکا

انگلستان

 

 

 

دوره فعالیت

1900-1885

1890-1910

1913-1916

1917-1932

1900-1960

1972

1965-1985

1980

1980-1990

1990-1995

1995

منبع الهام

-

تکنولوژی

جهان مکانیکی

علم و تکنولوژی

طبیعت

تکنولوژی

هویت انسان

معماری کلاسیک

چند وجهی

چند وجهی

علم و فلسفه جدید

نام موسسان

ویلیام لی برون جی

ویکتور اورتا

فیلیپو ماسومارینتی

ولادیمیر تاتلین

لویی سالیوان-فرانک فرنس

ریچارد راجرز-رنزوپیانو

رابرت ونتوری

کوینلن تری

ژاک دریدا

پیتر ایزنمن

چالز جنکز

شاخصه های سبک

تکنولوزی واستفاده از مصالح جدید

تزیینی بوده و بهره گیری از خطوط مارپیچ گیاهی وطبیعی

زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت

گسست از گذشته ونگاه به اینده

حداقل دخالت در محیط طبیعی

سازه و ساختار به عنوان تزئینات ونمایش تکنولوزی بعنوان عصاره ودستاوردعصرجدید

نگرش فرهنگی به معماری

توجه به گذشته،پوسته ای کلاسیک بروی امکانات مدرن

ساختارشکنی

هیچ ارجحیتی را در جهان قایل نمیدانست

فرم تابع دیدگاه جهانی

اهداف

1-استفاده از اسکلت فولادی برای ساختار کل بنا

2-نمایش ساختار بنا در نمای ساختمان

3-عدم تقلید ار سبکهای گذشته

4-استفاده بسیار اندک از تزئنات

5-استفاده از پنجره های عریض

1-انتقاد شدید ازاشیاومکتبهای تقلیدی

2-جدایی ار گذشته

3-ابداع فرمهای جدید

4-هنر مناسب زمان

5-استفاده از تولیدات مدرن برای اسکلت ساختمان و تزئینات

6-استفاده از تزئینات و فرم های طبیعی و رمانسک

توجه به علم و تکنولوزی-گسست از گذشته-حذف تزئینات-بلند مرتبه سازی-نمایان کردن اجزای عملکردی وتکنولوزیک ساختمان

نمایش تکنولوزی-صنعت-نمایان عملکردوسازه-پرهیز از هرگونه تزئینات

-معماری بومی

-گسترش از درون به برون

-نمایش ماهیت مصالح

-نمایش ساختار و اجزاءدرون بنادرنمای ساختمان

-نمایش پروسه ساخت

-استفاده از رنگهای روشن و ساده

-استفاده از اجزاءکششی سبک

-طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم

خصوصیات فرهنگی،تاریخی-

کثرت گرایی-هنر مردمی-سبک محلی-سنت

کمال-جاودانگی-نظم-تناسب-همگونی-خردومنطق-ریاضی وهندسه

ناپایداری مشهود در حجم ونما-اکنونیت-عدم وضوح-دررویی-عدم تقارن-بی ثباتی

مطرح کردن افقی گرایی و ردعمودگرایی و سلسله مراتب

فراکتال-آشفتگی-گسترش غیر خطی-منطق مخدوش

ساختمان شاخص

ساختمان فراستور_آسمان خراش 12طبقه تاکوما

کلیسای ساگرافمیلیا-راه پله خانه تاسل

-

ماکت بنای یادبودبین الملل سوم

خانه ابشار

ویلا ساووا-مرکزپمپیدو-دفاتر درآمد داخل سرزمین

خانه مادر ونتوری

مجموعه کنار رودخانه ریچموند

مرکزهنری بصری وکسنر

مرکزگردهمایی کلمبوس

موزه گوگنهایم در بیلبائو

ایده

فرم تابع عملکرد

فرم تابع عملکرد

فرم تابع عملکرد

فرم تابع عملکرد

فرم تابع عملکرد

در عصر مدرن باید در ساختمانهای مدرن زندگی کرد

کمتر،کسل کننده است

بیشتر،بیشتر است

روح تمام زمانها

اکنونیت

فرم ضعیف-قابل انعطاف

بیشتر متفاوت است

معماران معروف

فرانک لوید رایت-آدلر-ویلیام هولابرد-مارتین راچ-برون جنی

آنتونی گائودی-اوتو واگن -چالزرنه مکنتاش - هکتورگیومارد

سانت الیا-چیاتونه-مارسلو نیزولی

کنستانتین ملنیکوف-الکساندر وسنین-لئونید وسنین

فرانک لوید رایت-رالف والدوامرسون-هوراتیوگرینو

رنزو پیانو-راجرز-نورمن فاستر-مایکل هاپکینز-کالاتراوا

چالز مور-چالزجنکز-ماریو بوتا-جیمز استرلینگ-برنت برولین

راب کریر-کوینلن تری-جان سیمسون-آلن گرینبرک

زاک دریدا-پیترایزمن-برناردچومی-فرانک گهری-رم کولهاس

فرانک گهری-پیتر ایزنمن-چالزجنکز-فلیپ جانسون-گرگ لین

چالز جنکز-اپیتر آیزنمن-دانیال لیبسکیند

معروفترین معمار یا اولین

لوئیس سالیوان

ویکتورارتا

آنتونیوسانتا الیا

ولادیمیر تاتلین

فرانک لوید رایت

ریچارد راجرز

رابرت ونتوری

 

 

 

 

منبع:سایت معماری دانشگاه آزاد واحد تبریز

های تک" سبکی است اینده نگرانه که در دهه ی ۱۹۶۰ متولد شده است.به معنای تداوم ساختمان های اهن و شیشه سده ی نوزدهم اما با اتکا به فناوری های مدرن است. معماری "های تک"به دلیل استفاده از ساختمان های لوله و داربست نیز طبقات معلق و متناوب ان و نماهای خارجی کاملا مجزا یا شکسته شده اش چشم اندازی ارمانی از مدرنیته ارائه میدهد. منبع الهام "معماری مدرن" و "های تک " تکنولوژی ست.هردو اصول فکری نزدیک بهم و لغات کلیدی مشترکی دارند.عملکرد و کارائی/صنعت و ماشین/پیش ساختگی/استاندارد نمودن/ توجه به اینده/علم/ریاضی و هندسه/تناسب و همگونی/منطق و خرد/هنر انتزاعی و سبک بین المللی از لغات کلیدی مشترک در این دو سبک معماری می باشند.به طور خلاصه "های تک" نوعی معماری مشخصه جامعه ی ارتباطی است.از معماران معروف این رویکرد می توان از پیتر کوک/نورمن فاستر/مایکل هاپکینز/ نیکلاس گریمشاو و سانتیاگو کالا تراوا نام برد.





بعداز ۳۰سال از مطرح شدن "های تک" در سطح بین الملل به تازگی فقط باب صحبتش در ایران باز شده است.ایران در دوره ای ارتباطش را با دنیا قطع کرد.این قطع ارتباط با دنیا و گوشه نشینی برای ما بسیار گران تمام شد و باعث شد که شکاف ما با دنیا بشدت بیشتر از پبش شود و البته که این شکاف در معماری هم رخ نموده است . در معماری معاصر نیز عوارض بغرنج ان را می توان مشاهده کرد.مهدی علیزاده و رضا علی ابادی در این زمینه تجربیات در خور توجهی داشته اند.یکی از ستارگان "های تک ایرانی"مهندس فرهاد احمدی ست. ایشان در ابتدای کارشان گرایش به معماری سنتی داشته اند. "فرهنگ سرای دزفول" گواه این مدعا ست. ایشان با تغییراتی رو به شیوه ی مدرن اوردند و روح معماری ایرانی را به ساختمان هایشان دادند. ساختمان تجاری اداری فرشته که در زیر ملاحظه می کنید از اثار ایشان می باشد. لازم به ذکر است که مخروطی که در تصویر مشاهده می کنید پیمانکار به دلیل دشواری کار موفق به اجرای ان نشد بنابراین این مخروط زیبا به صورت دایره اجرا شد.



برخلاف تصور عمومی معماران "های تک"به تاریخ علاقه مند هستند و خود را جدای از ان نمی دانند ولی برداشت و نگرش انها نسبت به تاریخ به کلی متفاوت از دیدگاه معماران پست مدرن از تاریخ است.انها سعی در استفاده از حداکثر عوامل طبیعی همچون افتاب/باد/اب های زیر زمینی و گیاهان برای تنظیم شرایط محیطی ساختمان دارند.تکنولوژی در مقابل طبیعت قرار ندارد بلکه به موازات ان برای بهره برداری هرچه بیشتر از امکانات محیطی و تامین اسایش انسان جای دارد.در ایران می توان ساختمان های "های تک" را به دو دسته تقسیم کرد: یک عده شکل ظاهری "های تک" را دنبال کرده اند ولی عده ای دیگر در ان تکنولوژی هم وارد شده است.

اما باید این را مد نظر داشته باشیم که همه ی اینها با تکنولوژی محدود داخلی ساخته شده اند و هیچ کدام "های تک" واقعی نیستند. ما هنوز ازاتصالات خشک استفاده نمی کنیم .اتصالات با ورق و لوله ایست که ما انها را برش و شکل می دهیم ! ما هیچ گاه یک قطعه را ریخته گری نمی کنیم!!!!!!!!!!

منبع:hkarimi.frm.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 17:17  توسط  soheil  | 

 

محققین و گردآورندگان:

کیهان  مظلوم

پریا  رمضانی

 

 

تعريف و تاريخچه سازه هاي فضاكار:

به سازه اي كه اصولا رفتار سه بعدي داشته باشد، به طوريكه به هيچ ترتيبي نتوان رفتار كلي آن را با استفاده از يك يا چند مجموعه مستقل دوبعدي تقريب زد، سازه فضاكار ناميده مي شود . با اين تعريف طيف وسيعي از سازه ها يعني حتي برخي از قوس ها و گنبدهاي آجري گذشته نيز جزو سازه هاي فضاكار محسوب مي شوند، اما در اينجا منظور سازه هاي سه بعدي خاص هستند كه معمولا  داراي اعضاي مستقيم با اتصالات صلب يا مفصلي مي باشند

انواع سازه هاي فضاكار:

الف - شبكه هاي تخت

 

 

به تركيب يك سيستم يك يا چند وجهي با لايه هاي واحد شبكه گفته مي شود . شبكه مسطح تركيبي از يك دو وجهي كه با تيرهاي واحد متصل شده است مي باشد . شبكه هاي تخت مي توانند داراي يك، دو يا سه و حتي چند لايه باشند، ولي بيشتر به صورت دولايه مورد استفاده قرا ر مي گيرند.

شبكه هاي دولايه از دو صفحه موازي كه بوسيله عناصري به هم متصل گرديده اند تشكيل مي شوند

. يك نمونه استفاده از اين شبكه ها در آشيانه هواپيماها است.

زماني كه اعضا در شبكه دولايه طويل شوند براي جلوگيري از خطر كمانش كردن از شبكه هاي سه لايه استفاده مي شود و با توجه به اينكه نيمي از هزينه هاي سازه هاي فضاكار را پيوند ها تشكيل مي دهند اين نوع سازه ها اغلب غير اقتصادي است . نكته ديگري كه در طراحي شبكه ها ي دولايه و اكثر سازه هاي فضاكار بايد در نظر گرفت اين است كه براي توزيع بهتر نيرو و كششي شدن آن ستون ها در داخل شبكه قرار گيرند و ستون به چند گره متصل شود و بهتر است براي توزيع منظم نيرو در سازه در اطراف كنسول داشته باشيم.

چند نمونه از شبكه هاي دولايه در شكل ( 2) نشان داده شده است.

به شبكه اي كه در يك جهت داراي انحنا باشد، چليك مي گويند . اين سازه بيشتر براي پوشش سطوح مستطيلي دالان مانند استفاده شده و بعضا فاقد ستون مي باشند و روي لبه هاي چليك كه به تكيه گاه متصل است، قرار مي گيرند . چليك ها داراي محور مي باشند. اگر چليك يك لايه باشد اتصالات به شكل صلب است . چليك ها اغلب به شكل تركيبي استفاده مي شوند و تير كمري نقش تركيب كردن چليك ها به يك ديگر را بازي مي كنند. نكته اي كه در طراحي اين نوع سازه ها بايد در نظر گرفت اين است كه انتهاي چليك بايد قوي باشد و اين تقويت را مي شود بوسيله تير، تير و ستون و شكل خورشيد مانند انجام داد.

انواع چليك ها در شكل ( 4) نشان داده شده است كه عبارتند از: چليك اريبي، چليك لَمِلا(Lamella)  

با مقاطع بيضي گون، سهمي گون، هذلولي گون و...


 

ج-گنبدها:

 اگر شبكه اي در دو جهت داراي انحنا باشد، گنبد ناميده مي شود . شايد رويه يك گنبد بخشي از يك كره يا يك مخروط يا اتصال چندين رويه باشد . گنبدها سازه هايي با صلبيت بالا مي باشند و براي دهانه هاي بسيار بزرگ تا حدود 250 متر مورد استفاده قرار مي گيرند . ارتفاع گنبد بايد بزرگتر  از 15 % قطر پايه گنبد باشد. گنبدها داراي مركز هستند. مثالهايي از اين گنبدها در شكل ( 6 ) نشان داده شده است.

6-a يك نوع گنبد از نوع دنده اي مي باشد

6-b. در صورتيكه تعداد دنده ها زياد باشد بايد گنبد شكل به مسئله شلوغي اعضا درراس گنبد توجه شود كه براي اجتناب از اين مسئله بهتر است كه برخي از  دنده هاي نزديك راس حذف شود   

گنبد ديگري به نام اشفدلر مهندس آلماني در شكل 6-c نشان داده شده است كه تعداد زيادي از اين نوع گنبدها بعد از قرن 19 توسط اشفدلر و ديگران ساخته شده است . از ايرادات اين گنبد مي توان به مسئله شلوغي اعضا در راس اشاره كرد، كه براي حل اين مشكل همان راه حل بالا ارائه مي شود.

نمونه ديگري از گنبدها، گنبد لَمِلا است. اين گنبد را مي توان به نوعي تركيبي از يك يا چند حلقه  كه با يكديگر متقاطع هستند، دانست. شكل هاي 6-e,f

شكل هاي  6-g , hنوع ديگري از خانواده ي گنبدها را به نام گنبدهاي ديامتيك نشان مي دهد.

در شكل هاي  6-j-iنمونه ديگري از گنبدها را به نام گنبدهاي حبابي ملاحظه مي كنيد.

در شكل هاي  6-k,lنمونه ديگري از گنبدها به نام گنبدهاي ژئودزيك ملاحظه مي شود

اتصالات در گنبدهاي دنده اي و اشفدلر حتما صلب هستند . از لحاظ پخش منظم نيرو ، گنبدهاي ژئودزيك، ديامتيك و حبابي بسيار مناسب هستند.

 

امتيازات سازه هاي فضاكار:

امروزه در سراسر دنيا سازه هاي فضاكار به سرعت در حال پذيرش و مقبوليت در بين طراحان و مهندسين سازه مي باشند ؛ اين امر را نمي توان فقط مرهون جذابيت و زيبايي بيشتر اين سازه ها دانست، بلكه دلايل متعددي كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود در گسترش محبوبيت اين سازه ها موثر بوده است:

• جذابيت و زيبايي بيشتر و قابليت ساخت انواع فرمهاي دلخواه.

• ذخيره مقاومتي بيشتر به دليل داشتن درجات نامعيني بالا در مقايسه با ساير سازه هاي متداول.

• سختي و صلبيت زياد اين سقف ها قابليت استثنايي براي حمل بارهاي بزرگ متمركز و غير متقارن بوجود مي آورد.

• سيستم هاي فضاكار براي پوشش سالن هاي بزرگ اجتماعات، سالن هاي نمايشگاهي، ورزشگاه ها، آشيانه هواپيما، كارخانه هاي صنعتي، مساجد و به طور كلي تمام سازه هايي كه به نحوي محدوديت تكيه گاه هاي مياني دارند، ايده آل بوده و در اين موارد از نظر جلوه هاي ظاهري و مسائل سازه اي حالت منحصر بفردي را نسبت به ساير سيستم هاي جايگزين ايجاد مي كند.

• اكثر سيستم هاي فضاكار پيش ساخته بوده و قطعات مورد نياز آنها انبوه سازي مي شوند به همين دليل اين سيستم ها معمولا به سادگي و در زمان كوتاهي توليد و نصب مي شوند.

در آخر مي توان گفت كه اصلي ترين علت گسترش روز افزون سازه هاي فضاكار در جهان، اقتصادي تر بودن اين سيستم ها است.

 

 

 

 

 

 

 

ورزشگاه ویمبلی لندن:

در حال حاضر "ویمبلی" بزرگ ترین استادیوم فوتبال در انگلستان محسوب می شود و با گنجایش ۹۰ هزار نفر تماشاگر در زمره ۱۰ ورزشگاه بزرگ دنیا نیز جای می گیرد.

این استادیوم که از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۶ بازسازی نشده بود، سرانجام با همکاری اتحادیه فوتبال انگلیس و یک شرکت خصوصی، دوباره تاسیس و نوسازی شد و هزینه یی بالغ بر ۷۷۸ میلیون پوند (معادل ۱۵ هزار میلیارد تومان) مصرف کرد.

وجه غالب و بارز این ورزشگاه آن است که در آن برای همه ۹۰ هزار تماشاگر، صندلی وجود دارد و بر اساس ادعای یک روزنامه انگلیسی، گران ترین ورزشگاهی است که تا به امروز در دنیا ساخته شده و قرار است به عنوان یکی از استادیوم های اصلی المپیک ۲۰۱۲ لندن نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

سقف ورزشگاه: سقف این ورزشگاه در نوع خود بی نظیر است و یکی از بزرگ ترین سقف های متحرک در ورزشگاه های دنیا محسوب می شود سقف این ورزشگاه در کاسه یی دایره یی شکل قرار گرفته و به دلیل اینکه روی هیچ حفاظ یا ستونی قرار نگرفته، تعجب و شگفتی معماران جهان را برانگیخته است. همچنین کمان قوسی شکل شبکه بندی شده و متحرک این ورزشگاه که ۷ متر قطر داخلی و ۳۱۵ متر طول دارد، با زاویه یی ۲۲ درجه نسبت به زمین قرار گرفته و در دو سوی استادیوم کشیده شده است که برای تبدیل کردن استادیوم به زمین راگبی یا محل برگزاری کنسرت، می تواند دومین لایه سقف ورزشگاه را نیز از خود عبور دهد. سقف استادیوم ویمبلی لندن که از عجایب آن به شمار می رود، معادل ۶ هزار و ۳۵۰ تن جرم دارد و فضایی بالغ بر ۴۵ هزار متر مربع را پوشش می دهد که حدود ۴ هزار متر مربع آن قابل ارتقا به لایه بالاتر است وحدود ۵۲ متر از سطح زمین ارتفاع می گیرد. جالب اینجا است که در ساخت این ورزشگاه حدود ۹۰ هزار متر مربع مس و ۲۵ هزار تن فولاد استفاده شده و همچنین به عنوان اسکوربورد یا تابلوی اعلام نتایج در آن از دو تلویزیون غول پیکر با ابعادی معادل ۶۰۰ تلویزیون متوسط خانگی استفاده شده است. در این ورزشگاه ۹۰ هزار تماشاگر در سه ردیف به شکل غیرمساوی تقسیم می شوند و می توان با حرکت دادن آرک یا کمان فلزی اصلی و کاهش دادن یکی از ردیف ها برای مسابقاتی که اهمیت کمتری دارند، آن را به یک استادیوم ۶۰ هزار نفری تبدیل کرد که شگفت انگیز است،

همچنین گفته می شود که طول محیط این ورزشگاه یعنی دور تا دور آن مقداری بیش از حدود یک کیلومتر است. در مدت بازسازی این ورزشگاه بیش از سه هزار و پانصد کارگر در مدت چهار سال فعالیت کردند.

به لحاظ گنجایش تعداد تماشاگران، ورزشگاه ملی جمهوری چک نیز با ظرفیت با بیش از ۱۵۰ هزار نفر تماشاگر، یکی از بزرگ ترین استادیوم های فوتبال دنیا است و البته مدت هاست که هیچ دیداری را میزبانی نمی کند همچنین بد نیست بدانیم که در این ورزشگاه بیش از دو هزار اتاق برای استراحت و تغذیه تماشاگران تعبیه شده و این در نوع خود بی نظیر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استادیوم ملی پکن:

استادیوم ملی پکن توسط معماران سوئیسی DE MEURON و HERZOQ طراحي شده است. و طبق برنامه ريزي از قبل تعيين شده در پايان سال 2007 به پايان رسيد.

اين پروژه به علت بهره گيري از ايده هاي خلاقانه و نوآور در طراحي سازه و پوسته معماري مورد توجه معماران و متقدين هنري بوده است. استاديوم ملي پكن (آشيانه پرنده)نمونه اي برجسته از كاربرد علم زيست سنجي (ارگانيك شكلي BIOMETRIC در معماري مدرن به شمار ميآيد. طرح این اثر معماری منحصر به فرد، الهام گرفته از طبیعت است الگوی داخلی آن از یكی از طرح‌های معماری بازاری در پكن و معماری بیرونی آن را به Bird nest یا آشیانه پرنده نسبت داده‌اند. به عقیده بعضی از مردم چین این استادیوم مانند جامی‌سفالی است كه در یك لفافه توری شكل پیچیده شده است.

در واقع جنبش ارگانيك شكلي (تقليد از طبيعت) جنبش جديدي نيست. اين رويكرد، بازبيني نخستين الهامات بشر از طبيعت به شمار مي رود.

در سال 2002 كميته برنامه ريزي شهري پكن، در طي مسابقه اي بين المللي كه انجام شد، اين طرح را به عنوان طرح برنده اعلام كرد، اين استاديوم به عنوان محل برگزاري افتتاحيه و اختتاميه مراسم المپيك نيز اعلام شده است.

مشخصات عمومي پروژه :                                                  

طول بنا: 333 متر

عرض بنا: 284 متر

ارتفاع بنا: 69 متر

ظرفيت استاديوم: 100 هزار نفر

الگو سازه اي: (طراحي سازه اي)

طراحي و الگوي سازه اي بنا را مي توان به سه بخش تقسيم كرد:

1.هسته بتني سازه.

2.ستون ها و پوسته معماري كه از جنس فلز هستند.

3.سقف استاديوم.

هسته بتني سازه به شكل سكويي بتني طراحي شده است كه وظيفه جاي دادن تماشاچيان و انتقال و هدايت بار زنده استاديوم را به زمين (پي) دارد.

پوسته فلزي استاديوم كه به شكلي، نامنظم به چشم مي خورد، داراي 24 ستون مي باشد كه دور تا دور اين بيضي با فواصل منظم چيده شده اند. و بر روي هر يك خرپايي بزرگ قرار گرفته كه وظيفه آن تحمل وزن پوسته و سقف استاديوم است.در واقع سازه اين پوسته عظيم همين 24 ستون و خرپاها هستند و خطوط منحني ديگر در پوسته، صرفا براي تكميل ايده و طرح اوليه معماران آن به نمايش در آمده اند.

در ابتدا قرار بود تا سقف بنا به صورت متحرك طراحي شود، اما به دليل كم شدن بودجه طرح و كاهش آن، سقف به صورت ثابت طراحي و اجرا شد. اين موضوع خود باعث شد تا ميزان فولاد مصرفي به 40 هزار تن فولاد از 80 هزار تن فولاد تخمين زده شده كاهش يابد. همچنين اين كار باعث كم شدن ضخامت ورق هاي مصرفي در ساخت 24 ستون خرپاها شد.اين سقف فولادي (ثابت) به طول 330 متر، عرض 220 متر و وزن 45 هزار تن طراحي و در اكتبر 2006 ساخت آن به پايان رسيد.

به منظور دستيابي به ايده و طرح مورد نظر طراحان، عناصر فولادي پوسته در ديوارها و سقف به صورت يكپارچه اجرا شده اند. اين پروفيل هاي فولادي از ضخامت 1 تا 10 سانتي متري (بسته به نوع و مقدار بار وارده به آنها) طراحي شده اند.

براي اجراي اين پروفيل هاي يكپارچه كه طول تعدادي از آنها به 600 متر هم مي رسد، جوشكاري بايد در محل انجام مي شد، كه از مشكلات جوشكاري در محل مطلوب نبودن دماي محيط (به ويژه در فصل زمستان) و ديگري جوش دادن بيش از 128 قطعه براي برخي از قطعات مي باشد.

پوشش سقف استاديوم:

بعد از نصب سازه سقف، پوششي از جنس ETFE براي آن انتخاب شد. اين پوشش در مساحت 40 هزار متر مربع و در 1038 جزء مختلف به كار رفته است.

اتيل تترا فلوئور اتيلن (ETFE) كه فلوئور پليمري با ويژگيهاي كششي مناسب است، براي كاربرد در اين پروژه، راه حل خوبي است. به علاوه، مقاوم و سبك وزن است (وزني معادل يك درصد همان ابعاد شيشه دارد) و شفافيتي بالا براي عبور اشعه مـاوراءبنـفش دارد؛ETFE در مقـابل نور خـورشيد فـرسايش نمي يابد و خاصيت عايقي بهتري نسبت به شيشه داراست. همچنين قابل بازيافت بوده و نيز مقاومتي معادل چهارصد برابر وزن خود دارد.

گرچه در برابر ايجاد سوراخهاي سطحي حساس است، اما به سادگي با استفاده از نوارهاي ETFE مي توان آن را تعمـير نمود.

شايد منحصر به فرد ترين پوشش به كار رفته در ساخت سقف استاديوم، سيستم بالشتكي آن است، اين سيستم در فضاي خالي بين دو پوسته سقف قرار مي گيرد.

اين بالشتك به منظور تنظيم ميزان جريان باد، هوا و نور خورشيد طراحي و تعبيه شده است، و با كم و زياد كردن فاصله دو پوسته از يكديگر عمل خواهد كرد.

 

پایانه مسافربری فرودگاه جده:

 

 

دفتر معماریS.O.M (ااسکیدمور، اوینگز و مریل) با استفاده از نبوغ فضلورخان که در این هنگام خود در این دفتر شریک و یکی از مدیران بود، طرحی برای پایانه فرودگاه حجاج داد که در آن به استادی و زیبایی تمام از سیستم کششی در انطباق با وضعیت محیطی عربستان و نیازهایی که زائرین در بدو ورود به منظور زیارت خانه خدا دارند استفاده شود.

جده بندر عظیمی است که قسمت اعظم زایرین خانه خدا با هواپیما از طریق آن وارد عربستان می شوند تا بعد به زیارت خانه خدا توفیق یابند.ورود شمار بسیاری از زائران در مدتی به فرودگاه جده که به ظرفیت مسافر در مواقع و فصول عادی ساخته شده مشکل عظیمی پیش می آورد، به طوری که پاره ای از تشریفات ورود(کنترل گذرنامه و بازرسی گمرکی) در خارج از محوطه فرودگاه و در محیط بدون سرپناه صورت می گرفت به همین دلیل لزوم ایجاد سرپناهی برای حجاج پدید آمد و هیچ چیز مناسبتر از چادر نبود که مناسب با اقلیم عربستان و در هماهنگی با نماد زندگی در این کشور و در عین حال پاسخگوی نیازی که به علت کثرت زائرین پدید آمده بود باشد.

مجموعا 210 چادر در 10 واحد برپا شد. چادرها از نظر کلی شباهت به چادرهای سنتی داشتند ولی با استفاده از پیشرفته ترین سیستم های تجزیه و تحلیل سازه محاسبه و ساخته شده اند. هر چادر از چهار جانب با سیم های پولادی ضخیمی از پایه هایی تنومند که قطر هر پایه در پایین ترین نقطه 2 متر و 40 سانتی متر است آویخته می شود. جنس چادرها فایبرگلاس است و یک ورقه تفلون سپید آن را می پوشاند که نور شدید صحرا را منعکس می کند.

هر چادر مساحتی نزدیک به 2100 متر مربع دارد و هر واحد می توانند همزمان مورد استفاده مسافران 2 هواپیما قرار گیرد.ابعاد هریک از چادرها 320×138و تمام 10 واحد بر روی هم فضایی در حدود 40 هکتار دارد و در هر دوره از مراسم حج مورد استفاده یک میلیون نفر زائر قرار می گیرد.

بودجه ایی که برای ساخت این پایانه در نظر گرفتند رقم بی سابقه 4 بیلیون دلار بود.

 

پل میلو:

این پل به ارتفاع 1.125 فوت (338 متری) روی دره ی ترن در جنوب فرانسه قرار دارد كه بزرگترین پل كابلی جهان محسوب می شود. بطوریكه می گویند رانندگی بر روی این پل مثل آنست كه احساس می كنی در پروازی. ساخت این پل كه قدری بلندتر از برج ایفل است سه سال به طول انجامید و در سال 2004 به روی عموم باز شد، در حالیكه این پل مناظر بسیار زیبایی را از دره ی زیر خود به تصویر می كشد، همینكه مه پایین می آید دیگر مسیر مناسبی برای آنانكه قلبشان ضعیف است نخواهد بود، بطور كل طول این پل 8.071 فوت ( 2.420 متر) با طاق تكی در 1.122 فوتی (336 متری) و حداكثر ارتفاع از زیر آن 886 فوت (266 متر) است، بطور خلاصه این پل بسیار احساس برانگیز هم بر روی کاغذ و هم در حیات واقعی می باشد. دکل پل با 7 اسکلت فلزی به وزن 36000 تن مسقف شده است. یكسری از هفت تیرك، هر یك به بلندی 292 فوت (88 متر) و به وزن 700 تن به اسكلتهای فلزی مربوط پیوسته اند                             

 

<