پوشش های پرکننده در معماری ایران:

گستردگی انواع تاقهای ایرانی از لحاظ فرم و ارتباط مستقیم نحوه عملکرد نیروها در تاقها می گردد ، نیاز به نگرشی مستقل در تعریف انواع تاق احساس می گردد. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته می شود معرفی انواع تاقهای پر کننده می باشد.در این تاقها که حکم پوشاننده و پر کننده را دارند در صورتیکه دارای پاشنة قوسی باشند اثر نیروی فشاری از تاق بر شانه های تویزه وارد می شود و از تویزه ها به عناصر عمودی که ستونها و دیوارهای باربر هستند رفته و از آنها به زمین منتقل می شود، به همین دلیل دیوار زیر تاق می تواند با پس نشین و باریکتر اجرا شود ، به این قبیل پوشش ها تاق و چشمه نیز گفته می شود.

از بسط یک قوس در فضا یا سه بعد شکلی بنام تاق بوجود می آید( معماریان ، غلامحسین، 1367، صفحه 63) ، بنابر شیوه توزیع تنشها بر روی جرزهای (تکیه گاههای ) محیطی فضای مورد پوشش و فرم هندسی دو گروه کلی تاق قابل تقسیم است .

1-    تاق با شکل گسترده (باز)

2-    تاق با شکل بسته

1- تاق با شکل گسترده (باز) :

این تاق بوسیله انتقال یک مقطع مولد در طول یک محور افقی بدست می آید ، در این حالت صفحة حامل مقطع مولد ، عمود بر صفحة حامل این محور است سطح حاصل شده شکلی استوانی یا نزدیک به آن است ، که بر روی دو خط موازیعرضه شده بوسیله تقسیم گاهها مستقر می شود .( رولان بزنوال،1379 ، صفحه 69)

مقطع این تاق که آهنگ یا گهواره ای نامیده می شود می تواند یکی از مقاطع قوسهای ایرانی باشد . در این تاق بخش اعظم نقش ها به صورت خطی بر روی بخش اعظم سطح پوشیده توزیع می شود.

استفاده از این نوع تاق معمولاً مناسب با فضای زیرین آن و معمولاً جهت فضاهای مستطیل شکل مثل راهروها ، دالانها ، ایوانها می باشد؛ با به عبارتی دیگر فضاهایی که دارای یک محور فضایی هستند.

1-1 ویژگیهای ایستایی :

در این تاق عدم وجود منحنی در جهت انتقال تاق از آن یک سطح قابل گسترده شدن می سازد. در این تاق حمل نیروها به گونه ای متداوم صورت پذیرفته و بر روی‌ کل طول کل طول دو جرز موازی توزیع می شود.

2- تاق با شکل بسته :

تاقهای توزیع کنندۀ تنشها بر روی مجموعه محیط پوشیده شده ، می توانند بنا بر شیوۀ پیدایش خود به دو گروه تقسیم شوند:

1.      اولین گروه عبارتند از شکلهای مدوربا خیز کوتاه که در واقع همان کلمبوها هستند.

2.   دومین گروه با عنوان تاق "بسته ترکیبی" تاقهایی را شامل می شود که نحوه پیدایش هندسی       د رآنها سبب بروز شیوه های متعدد انتقال و پوشش فضا شده است.

2-1- تاقهای دورانی :

پیدایش یک تاق دورانی از طریق گردش یک مقطع مولد به دور یک محور عمودی حاصل می شود ، وقتی که مقطع مولد یک نیم دایره است شکل بدست آمده یک نیم کره است گو اینکه اینگونه تاق می تواند با کمک یک مقطع سهموی یا بیضوی نیز حادث شود.تاقهای دورانی جهت انطباق خود با زمینۀ مربع نیاز به عناصر واسط دارند.

2-1-1- مقاومت شکلی تاق دورانی:

تاق دورانی یک سطح منحنی در همۀ نقاط می دارد وبنابراین خط مستقیم افقی را شامل نمی شود . نبود خط افقی ، از این سطح مدور سطحی غیر قابل گسترش و غیر قابل باز شدن می سازد و مقاومت شکلی با ایمنی را برای تاق عرضه می دارد. در ابتدا لازم به ذکر است، تقاطع صفحات عمودی با سطح تاق نصف النهارهای آن را تعیین می کنند و تقاطع سطح دوران و صفحات افقی مدارات را شکل می دهند.

صلبیت و مقاومت این سطوح ناشی از مقاومتی است که در مقابل تغییر شکل به خرج می دهند ، تغییر شکلی که میل به مسطح کردن آنها دارد و بر آنست تا انتحای آن را کاهش دهد.در این تاق نصف النهارها بوسیلۀ مدارهایی حمایت می شوند که حرکت جانبی نیروهای فشاری برای گسترده شدن را پیدا می کند ، بنا براین منحنی از رانش های افقی تاق بر روی جرزها بو سیلۀ مدارات خنثی می شود .(رولان بزنوال، 1379، صفحه 79)

افزون بر این، ویژگی شکلهای بسته این است که وقتی بر روی یک پایه ممتد قرار می گیرند، فشارهای وارده را بر همۀ سطح پوشیده توزیع می کنند. شکل گسترده چنین توزیعی را تنها در دو جهت انجام میدهند.

2-1-2- طاق کلمبو:

از انواع طاقهای بسته دورانی که یکی از عمده ترین پرکننده ها در معماری ایرانی به شمار می رود، کلمبو می باشد. کلمبو گنبد کوچکی است که عمدتاً زیر سازی ، گوشه سازی و شکنج ندارد و روی چهار دیوار تا ستون روی زمینۀ مربع اجرا می شود.

نکته قابل ذکر آنکه دیواری که کلمبو روی آن می نشیند می تواند بسیار ظریف باشد بطوریکه تا 6/1 دهانه برای ضخامت دیوار کافیست ، حال آنکه در طاقهای دیگر (آخرین دیواری که رانش روی آن می آید)معمولاً ضخامت زیاد دارد(نسبت 2به 5 )یعنی در دهانه ای به وسعت 5 گز ضخامت دیوار حداقل 2 گز خواهد بود.

همانگونه که در بالا توضیح داده شد علت آنکه در کلمبو پوشش ضخامت دیوار کم می شود خنثی شدن نیروی رانش نصف النهارها توسط مدارات گنبد و همچنین نقاط زیاد اتکا تاق به دیوار (حداقل در 8 نقطه بار گنبد به دیوارها می تواند منتقل شود) و توزیع یکنواخت نیرو.

2-1-3- انتقال از مربع به دایره :

تاقهای کلمبو بر روی زمینۀ مربع یا مسطتیل نزدیک به مربع با پاشنۀ قوسی اجرا می شوند .در این حالت باید زمینۀ مربع شکل حداقل به یک هشت ضلعی تبدیل شود . ساده ترین و قدیمی ترین نوع اجرا کلمبو بر روی تویزه پرکردن و چیده خشت بر روی دو تویزه باربر و بالا آوردن آن می باشد . معولا زیر کلمبو را کمی پیش می کنند یا کتیبه ای میگذارند (این پیش آمدگی معمولا یک کلوک آجر است) که به آن گریوار (گلوبند) گویند.

2-2- تاق بسته ترکیبی:

دومین گروه تاقهای بسته بوسیلۀ تطابق خود بدون عناصر انتقال ، با قاعدۀ چهار ضلعی ساخته می شوند. بر خلاف تاقهای بسته دورانی که خود را بوسیلۀ دوران یک مقطع مولد تعریف و بنابراین انحنای مشخصی را در همۀ صفحه های عمودی عرضه می کنند ، تاقهای بسته چنین یکسانی و ثبات انحنایی را عرضه نمی دارند.در حالیکه تاقهای مدور اصولاً برای پوشش سطوح مربع یا دایره ای استفاده می شود ، تاقهای بسته مرکب پوشش سطح مستطیل را ممکن می سازد.

برای سطوح مربع ، این تاقها در دو سطح متقارن از وسط اضلاع عبور می کنند و دو سطح در بر گیرندۀ قطرها را در خود تعریف می کنند. برای سطوح مستطیل ، محور تقارن تنها بوسیلۀ فصل مشترک دو سطح عبور کننده در میانه اضلاع تعریف می شود. از پاشنۀ مسطح و قوسی در هر دو مورد استفاده می شود ، گواینکه پاشنۀ قوسی برای قاعده مربع شکل کمتر استفاده می شود.

2-2-1- ویژگی سازه ای:

از نظر سازه ای و مکانیکی شکل بسته این تاقها همانند تاقهای دورانی (کلمبو) به دلیل انتقال نیرو بر تمام سطح مقاومت شکلی با اهمیتی را برای تاق عرضه می کند ولی در این تاق این ویژگی با دو موضوع محدود می شود:

الف- مقطع افقی غیر دایره ، که این مقطع می تواند نقاط ضعف در قسمتهای مستقیم الخط را آشکار سازد.

ب- عدم استفاده از رگه چینی های حلقوی (تغییر شکل پذیری کمتر)

2-2-2- انواع تاق بسته ترکیبی از نظر فنون اجزاء دو شکل آن:

اجزا این قبیل تاقها معمولاً بدون قالب بوده و اجرای آن می توند از چند کانون (معمولاً 2 تا 4) شروع شده و چند نقطه (گوشه و یا ضلع) شروع کار را تعریف کنند.

2-2-3- انواع تاق ترکیبی:

الف - چهار کانون ، پیشرفت کار از سوی اضلاع :

در این پوشش که پیشرفت از چهار ضلع شروع و ادامه می یابد و ترکها (لنگه های تاق) به یکدیگر بسته می شوند ، فصل مشترک به قطرها محدود می شود . این شکل از پوشش اصولاً برای نقشه مربع و گاهی برای نقشه مربع مستطیل نیز استفاده می شود.

1- تاق چهار ترک را می توان  نمونۀ این تاق را نام برد . این تاق بدون قالب بوده و تنها از یک قالب نازک ساخته شده از نی و گچ بعنوان الگو در محل همرسی چهار تکه تاق استفاده می شود؛ در این تاق چهار ترک را بطور همزمان و با یک تکیه بر هم اجرا می نمایند

تصویر 13: نحوه و جزئیات اجرای تاق چهار ترک

مأخذ: فن آوری تاق در خاور کهن

در این روش رجهای پوشش  بر روی هر دیوار و با ادامه رج چینی با رعایت غلت تاق در جهت محور عمودی و با رعایت پا تو پا گذاردن رجها خواهد بود. از نظر هندسی ، از تقاطع دو تاق گهواره ای که پا کار آن بر روی چهار دیوار یا چهار سطح تکیه کند می باشد .نقطه ضعف این تاق و آسیب پذیری آن در قسمت های مستقیم الخط همرسی چهار تکه تاق می باشد.

  ب- چهار کانون ، پیشرفت کار از گوشه ها:

در این تاق پیشروی همواره از گوشه شروع می شود . این تاق با توجه به پاشنۀ تاق که می تواند مسطح و یا قوسی شکل باشد به دو دسته تقسیم می شود : 1- کژاوه(دارای پاشنه قوسی)  ، 2- چهار گرده پوش (دارای پاشنه مسطح)

1- تاق کژاوه:

ساده ترین نوع اجرای تاق بین دو یا چهار تویزه می باشد .کژاوه شکل نیمه ای از پیله کرم ابریشم است که به لحاظ سادگی اجرا به تبعیت از منحنی تویزه پوشش می شود.در این پوشش اثر نیروی فشاری از طاق بر شانه های تویزه می باشد . از این رو پوشش دیوار تویزه قطور تر ساخته میشود و به همین دلیل دیوار زیر زیر طاق با پس نشین اجرا شده که در مواردی حتی این دیوار نیز حذف میشود.

آجر چینی در پوشش تویزه با رعایت پاتوپا شدن رجها در انواع مختلف مانند خفته راسته و حصیری ساخته شود. این پوشش بدون قالب اجرا شده و اجرای آن به مهارت استادکار بستگی دارد. این پوشش یکی از رایجترین انواع پرکننده ها که در اصطلاح همان تاق و چشمه نامیده میشود می باشد.

2-2- چهار گرده پوش:

این تاق دارای پیشروی از گوشه ها و پاشنۀ مسطح بوده و اصطلاحاً به آن"دور پیازی" نیز گفته می شود ، در فضاهای مربع بخوبی قابل اجرا است .

اما در فضاهای مربع مستطیل با کم و زیاد کردن ملات در بین رجها اجرا می شود، به طور کلی این پوشش بیشتر برای فضاهای مربع قابل استفاده است .

ساخت این تاق با اجرای نیم مخروط هایی با زاویه رأس 90 درجه در چهار گوشه فضا آغاز شده و تا هنگام برخورد گره ها به هم و پا تو پا رجها و پوشیدن کل تاق ادامه می یابد.

2-3- تاق چهار بخشی (گلو در هم) :

این تاق همانند تاق ترکین از تقاطع دو تاق گهواره ایی بوجود می آید با این تفاوت که در این تاق بجای

اینکه چهار ضلع تاق بر روی چهار دیوار یا سطح تکیه کند بر روی چهار نقطه استوار می شود.  اجرای تاق از چهار گوشۀ آن شروع و به رأس آن ختم می شود ، برای اجرای آن نیاز به تویزه های گچی راهنما می باشد.

دو کانون:

نمونه این نوع تاق می توان از تاق آهنگ و افتادۀ دو طرفه نام برد که بر روی جرز باربر اصلی نشسته و از هر دو طرف به اسپر تکیه دارد. اجرای آن بدین صورت است که ابتدا شکل تاق با ملات گل و به کمک ریسمان بر هر دو اسپر پشتیبان ترسیم شده و سپس زدن تاق با چیدن ردیف های کوتاه و مایلی از خشت یا آجر،  به ترتیب همراه با ملات گل و گچ که متمایل به اسپر بوده و موقعیت شان از الگوی گلی یاد شده پیروی میکند آغاز می گردد.

پیشروی مختلط:

در این حالت پیشروی از چهار نقطه (گوشه ها) شروع شده و امکان پیشرفت بعدی به صورت دو کانونی را فراهم می کند .از انواع این تاق می توان از تاق لی لی پوش نام برد که در آن بر خلاف تاقی آهنگ پشتیبان وجود ندارد ، و با چیدن سه قطعه تاق قوسی هم ارتفاع ، پشتیبان لازم برای زدن تاقی پدید می آید . آنگاه تاق اصلی با تکیه بر بخش اجرا شده بصورت اجرا می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

کتاب ها

1.       بزنوال، رولان؛ فن آوری تاق در خاور کهن؛ ترجمه سید محسن حبیبی؛ تهــران، سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه) با همکاری انجمن ایران شناسی فرانسه در ایــران، چاپ یکم، 1379، جلد 1و2.

2.       زمرشیدی، حسین؛ معماری ایــران، اجرای ساختمان با مصالح سنتی؛ تهــران، انتشارات آزاده، چاپ ششم، 1382.

3.       پیرنیا، محمد کریم ؛آشنایی با معماری اسلای ایران، تهران، انتشارات سروش دانش، چاپ دهم،1384

4.       ماریو سالوادوری؛ سازه در معماری؛ ترجمه دکتر محمود گلابچی؛ تهران، دانشگاه تهران، چاپ ششم،1385

5.       نیارش در معماری ایران؛ غلامحسین معماریان، تهران، دانشگاه علم و صنعت، چاپ اول، 1367

6.       مجله اثر؛شماره 24، پاییز 1377

گنبد و اجزای آن در معماری اسلامی

در تعریف هندسی گفته اند، گنبد مکانی هندسی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید .

و نیز گفته اند: گنبد سقفي است نيم كروي يا مقعر كه معمولاً در بالاي پلانهاي مدور يا مربع و كثيرالاضلاع، كه با كمك گوشوار مدور مي‌شود، تعبيه مي‌گردد. گنبد داراي سوابق طولاني است كه قدمت و سير تحول آن بخوبي روشن نيست ولي با توجه به گفته‌هاي ويل دورانت مورخ هنر: «چنين خانه‌ها را درجائي كه روزي سرزمين سومر بوده است هم اكنون بآساني مي‌توان ديد. كلبه‌ها دري چوبين داشت كه روي پاشنه‌يي سنگي مي‌چرخيد، و كف اطاق معمولاً گلي بود؛ سقف كلبه را با خم كردن و اتصال سر ني‌ها بشكل قوسي مي‌ساختند، يا اينكه ني‌ها را گل‌اندود مي‌كردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي‌كشيدند.

گاهگاهي درميان ويرانه‌ها آثار قوس يا سقف گنبدي ديده مي‌شود كه از سومريان ببابل رسيده و غير ماهرانه و بي‌آنكه بدانند سرنوشت طاقها و قوسها چه خواهد بود، از آنها دربناهاي خود استفاده مي‌كردند.»، مي‌توان استعمال گنبد را اقلاً به هزارة چهارم قبل از ميلاد نسبت داد. گنبد اصولاًُ جنبة حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبه‌هاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقة زيبائي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي، آن را مي‌توان در زمرة هنرهاي تزييني محسوب داشت.( عباس زمانی، گنبدهای دو پوششی در آثار تاریخی ایران اسلامی)

و اما دربارة ايران باستان، اين كشور از قديم‌الايام مابين بين‌النهرين و آسياي صغير در رابطه بوده و مبادلات هنري داشته است و احتمالاً، با توجه به شرايط مشابه طبيعي، مانند بين‌النهرين از گنبد استفاده مي‌كرده است ولي تاكنون نمونه‌هاي روشني در دسترس قرار نگرفته و اولين گنبد توسط گدار فرانسوي به اواخر دورة اشكاني و اوايل دورة ساساني نسبت داده شده است: «قديميترين گنبد ايراني كه تا بحال شناخته شده، گنبد كاخ اردشير در فيروز‌آباد است. اين گنبد كه بر روي ديوارهاي ضخيم بنا شدن، چنان نادرست و بي‌ترتيب ساخته شده كه در ارتفاع چند متري از قاعدة آن هنوز برش افقيش مدور نيست و باحتمال قوي، گنبد نامبرده يكي از اولين انواع طاقي است كه در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را ميدانستند و آنرا با خشت خام ميساخته‌اند و قديمي‌ترين نمونة آن از ميان رفته است. اين نوع طاق كه در دورة ساساني سير تكاملي را ميپيمود، و ساختمان بين منطقة سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دورة اسلامي متكي بقاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دورة ساساني با شكو‌ه‌ترين و پسنديده‌ترين طاقها شناخته شده بود. و هنوز مي‌توان سي‌تائي از نمونه‌هاي كم‌و‌بيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده نمود در صورتي كه در خاور كشور فقط در دامغان و بازه‌هو و كوه خواجه از اين نوع ديده ميشود. هم‌چنين در مغرب ايران است كه جالبترين نمونه‌هاي مسجد ايراني كه عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است ديده مي‌شود. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است كه روي چهار پايه كه بوسيلة چهار قوس بهم پيوسته‌اند قرار دارد. از اينجا مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس بوجود آمد بلكه عظمت و شكوه خود را براي اولين بار در آنجا بدست آورده و رواج گرفته است. بديهي است كه اگر به حجاري‌هاي كويونجيك اعتماد كنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تكنيك ديگري، و اين نشان مي‌دهد كه در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور بوسيلة گنبد كرده و در همه‌جا وسائل اينكار را بدست آورده‌اند.

 

 

سابقه و هدف گنبدهاي دوپوشي در ايران:

پيش از آنكه گنبدهاي دوپوشي دوره‌هاي تيموري و صفوي ساخته شود، گنبدهاي دوپوشي ساده‌اي در نقاط پر باران ايران ساخته شده و شايد هدف سازندگان اين بوده كه جريان هوا از بين دوپوش ممكن و پوش داخلي از رطوبت حفظ شود و زود خراب نگردد.

يكي از گنبدهاي دوپوشي در مقبرة قابوس وشمگير (شكل 3) در شهر گنبد قابوس ساخته شده است. گنبد قابوس در سال 397 هجري بنا گرديده و عبارت از دو قسمت: بدنه و گنبد، است. پوش داخلي گنبد اين بنا، طبق مندرجات فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايراني، هلالي و پوش خارجي آن مخروطي است.

گنبد ديگر مربوط به برج لاجيم (شكل 4) مازندران است كه در عداد بناهاي دورة آل‌زيار (470-316) محسوب است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن عبارت از يك گنبد مخروطي ساده و ظريف است.

گنبد سوم مربوط به برج رزگت (شكل 5) واقع در شمال ايران و منسوب به آغاز قرن پنجم هجري است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن تقريباً شلغمي است.(همان)

ساختمان گنبد

اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .

گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :

1- گنبد خانه یعنی زمینه گنبد

›            2- بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد .

›            3- چپیره

از آنجا که در معماری ایرانی بناها مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد . معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دایره کرد .

گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به 6 و 12 و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کُمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند

چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود  :

ـ گوشه سازی = گوشه بندی

ـ شکنج = چین و چروک

گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود.

 

گوشه سازی شامل دو بخش است :

1-     اسکنج یا سِکُنج

2-     ترمبه یعنی جمع شده

اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .

دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .

 

چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های 2/5  تا 3 متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .

متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ایران نمونه ای بجای نمانده است .

 

گوشه سازی با چوب نیز به تدریج در بسیاری از نقاط ایران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موریانه خیز بودن زمین های ایران داخلی ( ایرانشهر ) بوده و هست .

قدیمیترین نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد . در فهرج یزد هم با اینکه منطقه به شدت موریانه خیز است زیارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موریانه به کلی از بین رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسایی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی دیده نمی شود

نمونه این گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در این بنا برای گوشه سازی با یک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبدیل کرده اند . در گنبد هارونیه طوس نیز همین عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوین از تخته استفاده کرده اند.

 

نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اریب است که همدیگر را در یک نقطه قطع کرده باشند . شیوه زدن طاق ممکن است به صور مختلف رومی ، ضربی ، چپیله ( لاپوش و تیغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق این نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر این نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به این گوشه ها منتقل نمی شود . به همین دلیل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثیری در چگونگی افزیر گنبد ندارد.

 

ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هیچ یک از لغت نامه های ایرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوریم . لغتی به صورت ترکیب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، یک چیز جمع شده ، عمده ، پیش آمده ، تریده ( به طرف جلو سریده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پیش آمده باشد

 

ترمبه بر عکس سکنج به چهار طریقه پوشش می شود :

الف : با چوب:

گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود .

ب: به شکل سغ :

شکل سغ یعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زیر می شود :

1- فیلپوش

2- ترمبه پتگین = پتکین

3- ترمبه پتگونه یا پتکانه

 

 

 

فیلپوش

برای اجرای فیلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لایه های طاقی را روی همدیگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( یعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبدیل به هشت ضلعی می کند ) .

در واقع فیلپوش به پوشش گوشة دیوار که از کنج شروع می شود و بین دو دیوار متقاطع قرار می گیرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فیلپوش زده اند ، نمونه خوب دیگر که هم اکنون نیز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزدیک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بویه دارد . زیر گنبد کوچک را با لایه های آجری مثل چپیره روی هم چیده اند تا به نقطه مورد نظر برسند

 

 

ترمبه پتگین = پتکین

پتکین نوعی گوشه سازی است به معنی پیش آوردن تدریجی دیوار .

در خوزستان به خصوص دزفول برای این نوع گوشه سازی لغت زیبای ( تونگان ) یا ) تونجه ) را به کار می برند این کلمه معمولاً بجای بالکن می آید اما برای گوشه های دیوار که شکلی پیش آمده دارند نیز مصطلح است .

.

در مناطق دیگر ایران به نعلبکی زیر گلدسته مناره ها هم تونگان می گویند ( جائیکه قطر مناره زیاد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اینجا تونگون یا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح دیگر این شکل به طور عام پتکین است به معنی پیش نشاندن .

بهترین نمونه های گوشه سازی پتگین را در ناحیه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان دید .

 

ترمبه پتگونه یا پتکانه

شکل پتکانه به چند ردیف طاقچه می گویند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکیب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند ردیف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبیه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نیستند .اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه یا طاقچه روی طاقچه را می دهد . که به آن طاقچه بندی هم می گویند

سر در گنبد قابوس را قدیمی ترین مقرنس نامیده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا یک تویزه می سازند به این تویزه کوزه بند یا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گویند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .

از دوره تیموری به بعد بسیاری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غیره ساختند ولی نوع زیبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .

در نظر اول پتکانه بسیار شبیه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده این دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آویخته می شود به همین مناسب به آن چفت آویز هم می گویند ولی پتکانه روی پای خـودش می ایستد و آویخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائینی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائینی می نشیند ولی مقرنس از سقف شروع به تدریج پائین می آید . از قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسیار متنوعی پیدا کردند .یکی از قدیمی ترین ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام یزد دیده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکویه که شیعی مذهب بود ساخته شد کتیبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاریخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک یا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نیز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پایان کار یک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است

 

 

چپیره شامل دو قسمت است :

۱ـ گوشه سازی

۲ـ شکنج که به چین و چروکهائی که در گوشه گنبد ایجاد می کنند اطلاق می شود این چین ها جهت تبدیل زمینه مربع ، به دایره یا زمینه مربع نزدیک به مستطیل ، به بیضی است

شکنج به دو گونه اجرا می شود :

۱ـ طاق بست یا طاق بندی

۲ـ کاربست یا کاربندی

طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاریخی مثل سکنج و ترمبه مشابه هم دیگرند و هر دو در یک دوره و در کنار هم معمول شده اند .قبل از اسلام چون در بناها محدودیت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به این صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، دیوار را پیش می نشستند تا تدریجاً قاعده گنبد به دایره یا بیضی نزدیک به دایره تبدیل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گریوار روی آن قرار می دادند این گریوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست یابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپیره گنبد را با استفاده از طاق بندی یا کاربندی به دایره تبدیل کردند

طاق بندی یا طاق بست

 طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به این ترتیب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدریج یک کلوک پیش می کنند به این ترتیب دهانه از هر چهار طرف جلو می آید و نتیجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمینه را به هشت ضلعی تبدیل می کنند .برای تبدیل هشت ضلعی به ۱۶ روی هم طاق یک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبیه به کلیل که به دیواره های طرفین اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غیر باربر است . ) در ایجاد برنخش یک کلوک جلو می نشینند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پیکانه یا پیکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .حد فاصل بین پیکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقریبـاً به دایـره نزدیـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره یک کلوک پیـش می نشینند و گریوار را می سازند

كاربندی یا كاربست

 نوع دیگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اینکه ارتفاع گنبد زیاد شود تبدیل چهارگوش بشن به دایره میسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زیر گنبد از نواحی یزد و اطراف آن به سایر نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی یزدی به این نوع اجرا احتمالاً به همین دلیل است .طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به این ترتیب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمینه مربع را به هشت گوش تبدیل می کنند از این مرحله به بعد با اجرای یک کاربندی روی این طاقها هشت ضلعی یکباره به ۳۲ ضلعی تبدیل می شود و برای زدن گنبد کافیست که روی تیزه های کاربندی گریوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .گاهی با استفاده از کاربندی حتی نیاز به اجرای هشت طاق اولیه برای تبدیل زمینه به هشت ضلعی نیست به این ترتیب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، یک کاربندی اجرا می کنند

.گنبدهای ایران از دو پوسته ساخته شده است

۱ـ پوسته درونی

۲ـ پوسته بیرونی

پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـیش مـعمولاً مضرس است و به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهیانه )) یا کُدُمبه گویند و پوشش بیرونی را (( خود )) می نامند  بدیهی است که خود بر هم بر سه گونه است :ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پیوسته اند . یعنی خود بلافاصله روی آهیانه قرار می گیرد و فقط نوک گنبد در خود تیزه پیدا می کند تا شیب گاهی برای راندن برف و باران و غیره داشته باشد .بهترین نمونه در اوج کمال و زیبائی برای چنین گنبدهائی ، گنبد شیخ لطف اله اصفهان است این گنبد از لحاظ اجرا نوعی ویژگی دارد و آن اینست که بر خلاف سایر گنبدها آهیانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی دیده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دلیل وسعت دهانه چفد خود و آهیانه چمانه است

گنبدهای دوپوسته میان تهی در این وضعیت آهیانه و خود تا ناحیه شکرگاه یعنی زاویه ۵/۲۲ درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پیوسته اند و از این قسمت به بعد دوپوسته تدریجاً از هم فاصله می گیرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( ۵۵۵ هجری ) یکی از قدیمیترین گنبدهای دوپوسته پیوسته میان تهی است . بسیاری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نیز به این صورت ساخته اند . یک نمونه خوب ، گنبد سیدرکن الدین یزد است که در ساخت آن از ناحیه شکرگاه تا تیزه گنبد هیچ گونه پیوندی بین دوپوسته دیده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بین دوپوسته صندوقه شده است .برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر دیگری می پوشانند این صندوقه ها را در چند جا بین خود و آهیانه ایجاد می کنند . در این حالت گنبد از لحاظ افزیر مثل گنبد دوپوسته پیوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بین صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد

گنبدهای دوپوسته كاملا از هم گسسته یا گسیخته در چنین ترکیبی خود و آهیانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر یک از این بناها خود و آهیانه فاصله نسبتاً زیادی از همدیگر دارند در این گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود این دیوارکها به نام خشخاشی معروف است

دسته بندی گنبداز نظر فرم

1.گنبد رک:گنبد های نوک تیز،مخروطی و هرمی (گنبد قابوس گرگان

2.گنبد نار:گنبد پیازی شکل ونیم کره (گنبد مسجد امام اصفهان)

3.گنبد ترکین:گنبدی است که پوسته حمال آن بصورت ترک ترک ساخته می شود (مسجد جامع اردستان)

4.گنبد خاگی:خاگ به معنی تخم مرغ است.گنبدی است که از دوران بیزکند بوجود آید ( گنبد تاج الملک،مسجد جامع اصفهان)

5.گنبد کمبیزه:گنبدی که قاعده اش بجای دایره بیضی باشد (مسجد حاج رجبعلی در تهران،امامزاده زید درورامین)

. گنبدهای رک اورچین (پله پله ای ) مانند گنبد مقبره دانیال نبی (ع) در شوش

انواع قوس ها:

1.قوس چمانه:نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی بدست می آید

2.قوس چهار بخش:نوعی پوشش که از تقاطع دو طاق آهنگ بوجود می آید

3.قوس سکنج:سه یعنی بیرون آمده،شکلی که از تقاطع دو طاق بوجود می آید

4.قوس سبویی:نوعی چفد (قوس)است که از تقاطع دو بیضی بوجود می آید

5.قوس تیزه دار:قوس هایی که در نوک آن تیزی دارد.تیزه دار را جناغی نیز می گویند

6.قوس مازه دار:قوس هایی که تیزه دار نیستند

7.پتکانه:طاق بندی،طاقچه بندی،طاق های کوچکی که روی هم سوار می شوند

اصطلاحات اجزای گنبد

1.آهیانه:به معنی جمجمه، در گنبد های دو پوسته پوشش زیرین را گویند.

2.خود:پوشش رویین گنبد

 

 

 

 

 


پیر نیا ،محمدکریم،فصلنامه اثر

اين فصلنامه علمي ، فني ، هنري سازمان ميراث فرهنگي كشور شماره 2- زمستان 1370 به چاپ رسيده است . اين فصلنامه بيستمين شماره است و مطالب خود را به تقريرات استاد كريم پيرنيا درزمينه معماري سنتي و هنر هاي وابسته اختصاص داده است . مطالب اين كتاب كه در حقيقت سلسله درسهاي استاد در طول ساليان متمادي براي دانشجويان واهل فن بوده، تحت عنوان «گنبد هاي ايران » جمع آوري شده است . در يك بخش به چگونگي ساخت گنبد ها و در بخش ديگر به طرح خصوصيات هندسي وفني گنبد ها اشاره شده است .

 پیرنیا ،خيز و اندام گنبد هاي ايراني

     مجله هنر و معماري شماره 10و 11 . در اين مقاله به بررسي ويژگيهاي گنبد و خصوصيات آن و نيز انواع مختلف گنبد درسير تاريخي زندگي مردم ايران پرداخته شده است و در جاي جاي مقاله مثالهاي ازگنبد هاي معروف ايراني چون گنبد : حرم مطهر امام رضا (ع) ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده در سلطانيه ، مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان كرمان ، جامع قزويني و. ..... همراه با تصاويري از اين مكانها آورده شده است .

پیرنیا،محمدکریم،1383،سبک شناسی معماری ایرانی،تهران،سروش دانش

پیرنیا،محمدکریم،1352،ارمغان ایران بجهان معماری گنبد،هنرو مردم،سال 12،شماره 136-137

پیرنیا،محمدکریم،1385،معماری اسلامی ایران،تهران، سروش دانش