پوشش های پرکننده در معماری ایران:

گستردگی انواع تاقهای ایرانی از لحاظ فرم و ارتباط مستقیم نحوه عملکرد نیروها در تاقها می گردد ، نیاز به نگرشی مستقل در تعریف انواع تاق احساس می گردد. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته می شود معرفی انواع تاقهای پر کننده می باشد.در این تاقها که حکم پوشاننده و پر کننده را دارند در صورتیکه دارای پاشنة قوسی باشند اثر نیروی فشاری از تاق بر شانه های تویزه وارد می شود و از تویزه ها به عناصر عمودی که ستونها و دیوارهای باربر هستند رفته و از آنها به زمین منتقل می شود، به همین دلیل دیوار زیر تاق می تواند با پس نشین و باریکتر اجرا شود ، به این قبیل پوشش ها تاق و چشمه نیز گفته می شود.

از بسط یک قوس در فضا یا سه بعد شکلی بنام تاق بوجود می آید( معماریان ، غلامحسین، 1367، صفحه 63) ، بنابر شیوه توزیع تنشها بر روی جرزهای (تکیه گاههای ) محیطی فضای مورد پوشش و فرم هندسی دو گروه کلی تاق قابل تقسیم است .

1-    تاق با شکل گسترده (باز)

2-    تاق با شکل بسته

1- تاق با شکل گسترده (باز) :

این تاق بوسیله انتقال یک مقطع مولد در طول یک محور افقی بدست می آید ، در این حالت صفحة حامل مقطع مولد ، عمود بر صفحة حامل این محور است سطح حاصل شده شکلی استوانی یا نزدیک به آن است ، که بر روی دو خط موازیعرضه شده بوسیله تقسیم گاهها مستقر می شود .( رولان بزنوال،1379 ، صفحه 69)

مقطع این تاق که آهنگ یا گهواره ای نامیده می شود می تواند یکی از مقاطع قوسهای ایرانی باشد . در این تاق بخش اعظم نقش ها به صورت خطی بر روی بخش اعظم سطح پوشیده توزیع می شود.

استفاده از این نوع تاق معمولاً مناسب با فضای زیرین آن و معمولاً جهت فضاهای مستطیل شکل مثل راهروها ، دالانها ، ایوانها می باشد؛ با به عبارتی دیگر فضاهایی که دارای یک محور فضایی هستند.

1-1 ویژگیهای ایستایی :

در این تاق عدم وجود منحنی در جهت انتقال تاق از آن یک سطح قابل گسترده شدن می سازد. در این تاق حمل نیروها به گونه ای متداوم صورت پذیرفته و بر روی‌ کل طول کل طول دو جرز موازی توزیع می شود.

2- تاق با شکل بسته :

تاقهای توزیع کنندۀ تنشها بر روی مجموعه محیط پوشیده شده ، می توانند بنا بر شیوۀ پیدایش خود به دو گروه تقسیم شوند:

1.      اولین گروه عبارتند از شکلهای مدوربا خیز کوتاه که در واقع همان کلمبوها هستند.

2.   دومین گروه با عنوان تاق "بسته ترکیبی" تاقهایی را شامل می شود که نحوه پیدایش هندسی       د رآنها سبب بروز شیوه های متعدد انتقال و پوشش فضا شده است.

2-1- تاقهای دورانی :

پیدایش یک تاق دورانی از طریق گردش یک مقطع مولد به دور یک محور عمودی حاصل می شود ، وقتی که مقطع مولد یک نیم دایره است شکل بدست آمده یک نیم کره است گو اینکه اینگونه تاق می تواند با کمک یک مقطع سهموی یا بیضوی نیز حادث شود.تاقهای دورانی جهت انطباق خود با زمینۀ مربع نیاز به عناصر واسط دارند.

2-1-1- مقاومت شکلی تاق دورانی:

تاق دورانی یک سطح منحنی در همۀ نقاط می دارد وبنابراین خط مستقیم افقی را شامل نمی شود . نبود خط افقی ، از این سطح مدور سطحی غیر قابل گسترش و غیر قابل باز شدن می سازد و مقاومت شکلی با ایمنی را برای تاق عرضه می دارد. در ابتدا لازم به ذکر است، تقاطع صفحات عمودی با سطح تاق نصف النهارهای آن را تعیین می کنند و تقاطع سطح دوران و صفحات افقی مدارات را شکل می دهند.

صلبیت و مقاومت این سطوح ناشی از مقاومتی است که در مقابل تغییر شکل به خرج می دهند ، تغییر شکلی که میل به مسطح کردن آنها دارد و بر آنست تا انتحای آن را کاهش دهد.در این تاق نصف النهارها بوسیلۀ مدارهایی حمایت می شوند که حرکت جانبی نیروهای فشاری برای گسترده شدن را پیدا می کند ، بنا براین منحنی از رانش های افقی تاق بر روی جرزها بو سیلۀ مدارات خنثی می شود .(رولان بزنوال، 1379، صفحه 79)

افزون بر این، ویژگی شکلهای بسته این است که وقتی بر روی یک پایه ممتد قرار می گیرند، فشارهای وارده را بر همۀ سطح پوشیده توزیع می کنند. شکل گسترده چنین توزیعی را تنها در دو جهت انجام میدهند.

2-1-2- طاق کلمبو:

از انواع طاقهای بسته دورانی که یکی از عمده ترین پرکننده ها در معماری ایرانی به شمار می رود، کلمبو می باشد. کلمبو گنبد کوچکی است که عمدتاً زیر سازی ، گوشه سازی و شکنج ندارد و روی چهار دیوار تا ستون روی زمینۀ مربع اجرا می شود.

نکته قابل ذکر آنکه دیواری که کلمبو روی آن می نشیند می تواند بسیار ظریف باشد بطوریکه تا 6/1 دهانه برای ضخامت دیوار کافیست ، حال آنکه در طاقهای دیگر (آخرین دیواری که رانش روی آن می آید)معمولاً ضخامت زیاد دارد(نسبت 2به 5 )یعنی در دهانه ای به وسعت 5 گز ضخامت دیوار حداقل 2 گز خواهد بود.

همانگونه که در بالا توضیح داده شد علت آنکه در کلمبو پوشش ضخامت دیوار کم می شود خنثی شدن نیروی رانش نصف النهارها توسط مدارات گنبد و همچنین نقاط زیاد اتکا تاق به دیوار (حداقل در 8 نقطه بار گنبد به دیوارها می تواند منتقل شود) و توزیع یکنواخت نیرو.

2-1-3- انتقال از مربع به دایره :

تاقهای کلمبو بر روی زمینۀ مربع یا مسطتیل نزدیک به مربع با پاشنۀ قوسی اجرا می شوند .در این حالت باید زمینۀ مربع شکل حداقل به یک هشت ضلعی تبدیل شود . ساده ترین و قدیمی ترین نوع اجرا کلمبو بر روی تویزه پرکردن و چیده خشت بر روی دو تویزه باربر و بالا آوردن آن می باشد . معولا زیر کلمبو را کمی پیش می کنند یا کتیبه ای میگذارند (این پیش آمدگی معمولا یک کلوک آجر است) که به آن گریوار (گلوبند) گویند.

2-2- تاق بسته ترکیبی:

دومین گروه تاقهای بسته بوسیلۀ تطابق خود بدون عناصر انتقال ، با قاعدۀ چهار ضلعی ساخته می شوند. بر خلاف تاقهای بسته دورانی که خود را بوسیلۀ دوران یک مقطع مولد تعریف و بنابراین انحنای مشخصی را در همۀ صفحه های عمودی عرضه می کنند ، تاقهای بسته چنین یکسانی و ثبات انحنایی را عرضه نمی دارند.در حالیکه تاقهای مدور اصولاً برای پوشش سطوح مربع یا دایره ای استفاده می شود ، تاقهای بسته مرکب پوشش سطح مستطیل را ممکن می سازد.

برای سطوح مربع ، این تاقها در دو سطح متقارن از وسط اضلاع عبور می کنند و دو سطح در بر گیرندۀ قطرها را در خود تعریف می کنند. برای سطوح مستطیل ، محور تقارن تنها بوسیلۀ فصل مشترک دو سطح عبور کننده در میانه اضلاع تعریف می شود. از پاشنۀ مسطح و قوسی در هر دو مورد استفاده می شود ، گواینکه پاشنۀ قوسی برای قاعده مربع شکل کمتر استفاده می شود.

2-2-1- ویژگی سازه ای:

از نظر سازه ای و مکانیکی شکل بسته این تاقها همانند تاقهای دورانی (کلمبو) به دلیل انتقال نیرو بر تمام سطح مقاومت شکلی با اهمیتی را برای تاق عرضه می کند ولی در این تاق این ویژگی با دو موضوع محدود می شود:

الف- مقطع افقی غیر دایره ، که این مقطع می تواند نقاط ضعف در قسمتهای مستقیم الخط را آشکار سازد.

ب- عدم استفاده از رگه چینی های حلقوی (تغییر شکل پذیری کمتر)

2-2-2- انواع تاق بسته ترکیبی از نظر فنون اجزاء دو شکل آن:

اجزا این قبیل تاقها معمولاً بدون قالب بوده و اجرای آن می توند از چند کانون (معمولاً 2 تا 4) شروع شده و چند نقطه (گوشه و یا ضلع) شروع کار را تعریف کنند.

2-2-3- انواع تاق ترکیبی:

الف - چهار کانون ، پیشرفت کار از سوی اضلاع :

در این پوشش که پیشرفت از چهار ضلع شروع و ادامه می یابد و ترکها (لنگه های تاق) به یکدیگر بسته می شوند ، فصل مشترک به قطرها محدود می شود . این شکل از پوشش اصولاً برای نقشه مربع و گاهی برای نقشه مربع مستطیل نیز استفاده می شود.

1- تاق چهار ترک را می توان  نمونۀ این تاق را نام برد . این تاق بدون قالب بوده و تنها از یک قالب نازک ساخته شده از نی و گچ بعنوان الگو در محل همرسی چهار تکه تاق استفاده می شود؛ در این تاق چهار ترک را بطور همزمان و با یک تکیه بر هم اجرا می نمایند

تصویر 13: نحوه و جزئیات اجرای تاق چهار ترک

مأخذ: فن آوری تاق در خاور کهن

در این روش رجهای پوشش  بر روی هر دیوار و با ادامه رج چینی با رعایت غلت تاق در جهت محور عمودی و با رعایت پا تو پا گذاردن رجها خواهد بود. از نظر هندسی ، از تقاطع دو تاق گهواره ای که پا کار آن بر روی چهار دیوار یا چهار سطح تکیه کند می باشد .نقطه ضعف این تاق و آسیب پذیری آن در قسمت های مستقیم الخط همرسی چهار تکه تاق می باشد.

  ب- چهار کانون ، پیشرفت کار از گوشه ها:

در این تاق پیشروی همواره از گوشه شروع می شود . این تاق با توجه به پاشنۀ تاق که می تواند مسطح و یا قوسی شکل باشد به دو دسته تقسیم می شود : 1- کژاوه(دارای پاشنه قوسی)  ، 2- چهار گرده پوش (دارای پاشنه مسطح)

1- تاق کژاوه:

ساده ترین نوع اجرای تاق بین دو یا چهار تویزه می باشد .کژاوه شکل نیمه ای از پیله کرم ابریشم است که به لحاظ سادگی اجرا به تبعیت از منحنی تویزه پوشش می شود.در این پوشش اثر نیروی فشاری از طاق بر شانه های تویزه می باشد . از این رو پوشش دیوار تویزه قطور تر ساخته میشود و به همین دلیل دیوار زیر زیر طاق با پس نشین اجرا شده که در مواردی حتی این دیوار نیز حذف میشود.

آجر چینی در پوشش تویزه با رعایت پاتوپا شدن رجها در انواع مختلف مانند خفته راسته و حصیری ساخته شود. این پوشش بدون قالب اجرا شده و اجرای آن به مهارت استادکار بستگی دارد. این پوشش یکی از رایجترین انواع پرکننده ها که در اصطلاح همان تاق و چشمه نامیده میشود می باشد.

2-2- چهار گرده پوش:

این تاق دارای پیشروی از گوشه ها و پاشنۀ مسطح بوده و اصطلاحاً به آن"دور پیازی" نیز گفته می شود ، در فضاهای مربع بخوبی قابل اجرا است .

اما در فضاهای مربع مستطیل با کم و زیاد کردن ملات در بین رجها اجرا می شود، به طور کلی این پوشش بیشتر برای فضاهای مربع قابل استفاده است .

ساخت این تاق با اجرای نیم مخروط هایی با زاویه رأس 90 درجه در چهار گوشه فضا آغاز شده و تا هنگام برخورد گره ها به هم و پا تو پا رجها و پوشیدن کل تاق ادامه می یابد.

2-3- تاق چهار بخشی (گلو در هم) :

این تاق همانند تاق ترکین از تقاطع دو تاق گهواره ایی بوجود می آید با این تفاوت که در این تاق بجای

اینکه چهار ضلع تاق بر روی چهار دیوار یا سطح تکیه کند بر روی چهار نقطه استوار می شود.  اجرای تاق از چهار گوشۀ آن شروع و به رأس آن ختم می شود ، برای اجرای آن نیاز به تویزه های گچی راهنما می باشد.

دو کانون:

نمونه این نوع تاق می توان از تاق آهنگ و افتادۀ دو طرفه نام برد که بر روی جرز باربر اصلی نشسته و از هر دو طرف به اسپر تکیه دارد. اجرای آن بدین صورت است که ابتدا شکل تاق با ملات گل و به کمک ریسمان بر هر دو اسپر پشتیبان ترسیم شده و سپس زدن تاق با چیدن ردیف های کوتاه و مایلی از خشت یا آجر،  به ترتیب همراه با ملات گل و گچ که متمایل به اسپر بوده و موقعیت شان از الگوی گلی یاد شده پیروی میکند آغاز می گردد.

پیشروی مختلط:

در این حالت پیشروی از چهار نقطه (گوشه ها) شروع شده و امکان پیشرفت بعدی به صورت دو کانونی را فراهم می کند .از انواع این تاق می توان از تاق لی لی پوش نام برد که در آن بر خلاف تاقی آهنگ پشتیبان وجود ندارد ، و با چیدن سه قطعه تاق قوسی هم ارتفاع ، پشتیبان لازم برای زدن تاقی پدید می آید . آنگاه تاق اصلی با تکیه بر بخش اجرا شده بصورت اجرا می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

کتاب ها

1.       بزنوال، رولان؛ فن آوری تاق در خاور کهن؛ ترجمه سید محسن حبیبی؛ تهــران، سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشگاه) با همکاری انجمن ایران شناسی فرانسه در ایــران، چاپ یکم، 1379، جلد 1و2.

2.       زمرشیدی، حسین؛ معماری ایــران، اجرای ساختمان با مصالح سنتی؛ تهــران، انتشارات آزاده، چاپ ششم، 1382.

3.       پیرنیا، محمد کریم ؛آشنایی با معماری اسلای ایران، تهران، انتشارات سروش دانش، چاپ دهم،1384

4.       ماریو سالوادوری؛ سازه در معماری؛ ترجمه دکتر محمود گلابچی؛ تهران، دانشگاه تهران، چاپ ششم،1385

5.       نیارش در معماری ایران؛ غلامحسین معماریان، تهران، دانشگاه علم و صنعت، چاپ اول، 1367

6.       مجله اثر؛شماره 24، پاییز 1377

گنبد و اجزای آن در معماری اسلامی

در تعریف هندسی گفته اند، گنبد مکانی هندسی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید .

و نیز گفته اند: گنبد سقفي است نيم كروي يا مقعر كه معمولاً در بالاي پلانهاي مدور يا مربع و كثيرالاضلاع، كه با كمك گوشوار مدور مي‌شود، تعبيه مي‌گردد. گنبد داراي سوابق طولاني است كه قدمت و سير تحول آن بخوبي روشن نيست ولي با توجه به گفته‌هاي ويل دورانت مورخ هنر: «چنين خانه‌ها را درجائي كه روزي سرزمين سومر بوده است هم اكنون بآساني مي‌توان ديد. كلبه‌ها دري چوبين داشت كه روي پاشنه‌يي سنگي مي‌چرخيد، و كف اطاق معمولاً گلي بود؛ سقف كلبه را با خم كردن و اتصال سر ني‌ها بشكل قوسي مي‌ساختند، يا اينكه ني‌ها را گل‌اندود مي‌كردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي‌كشيدند.

گاهگاهي درميان ويرانه‌ها آثار قوس يا سقف گنبدي ديده مي‌شود كه از سومريان ببابل رسيده و غير ماهرانه و بي‌آنكه بدانند سرنوشت طاقها و قوسها چه خواهد بود، از آنها دربناهاي خود استفاده مي‌كردند.»، مي‌توان استعمال گنبد را اقلاً به هزارة چهارم قبل از ميلاد نسبت داد. گنبد اصولاًُ جنبة حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبه‌هاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقة زيبائي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي، آن را مي‌توان در زمرة هنرهاي تزييني محسوب داشت.( عباس زمانی، گنبدهای دو پوششی در آثار تاریخی ایران اسلامی)

و اما دربارة ايران باستان، اين كشور از قديم‌الايام مابين بين‌النهرين و آسياي صغير در رابطه بوده و مبادلات هنري داشته است و احتمالاً، با توجه به شرايط مشابه طبيعي، مانند بين‌النهرين از گنبد استفاده مي‌كرده است ولي تاكنون نمونه‌هاي روشني در دسترس قرار نگرفته و اولين گنبد توسط گدار فرانسوي به اواخر دورة اشكاني و اوايل دورة ساساني نسبت داده شده است: «قديميترين گنبد ايراني كه تا بحال شناخته شده، گنبد كاخ اردشير در فيروز‌آباد است. اين گنبد كه بر روي ديوارهاي ضخيم بنا شدن، چنان نادرست و بي‌ترتيب ساخته شده كه در ارتفاع چند متري از قاعدة آن هنوز برش افقيش مدور نيست و باحتمال قوي، گنبد نامبرده يكي از اولين انواع طاقي است كه در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را ميدانستند و آنرا با خشت خام ميساخته‌اند و قديمي‌ترين نمونة آن از ميان رفته است. اين نوع طاق كه در دورة ساساني سير تكاملي را ميپيمود، و ساختمان بين منطقة سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دورة اسلامي متكي بقاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دورة ساساني با شكو‌ه‌ترين و پسنديده‌ترين طاقها شناخته شده بود. و هنوز مي‌توان سي‌تائي از نمونه‌هاي كم‌و‌بيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده نمود در صورتي كه در خاور كشور فقط در دامغان و بازه‌هو و كوه خواجه از اين نوع ديده ميشود. هم‌چنين در مغرب ايران است كه جالبترين نمونه‌هاي مسجد ايراني كه عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است ديده مي‌شود. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است كه روي چهار پايه كه بوسيلة چهار قوس بهم پيوسته‌اند قرار دارد. از اينجا مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس بوجود آمد بلكه عظمت و شكوه خود را براي اولين بار در آنجا بدست آورده و رواج گرفته است. بديهي است كه اگر به حجاري‌هاي كويونجيك اعتماد كنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تكنيك ديگري، و اين نشان مي‌دهد كه در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور بوسيلة گنبد كرده و در همه‌جا وسائل اينكار را بدست آورده‌اند.

 

 

سابقه و هدف گنبدهاي دوپوشي در ايران:

پيش از آنكه گنبدهاي دوپوشي دوره‌هاي تيموري و صفوي ساخته شود، گنبدهاي دوپوشي ساده‌اي در نقاط پر باران ايران ساخته شده و شايد هدف سازندگان اين بوده كه جريان هوا از بين دوپوش ممكن و پوش داخلي از رطوبت حفظ شود و زود خراب نگردد.

يكي از گنبدهاي دوپوشي در مقبرة قابوس وشمگير (شكل 3) در شهر گنبد قابوس ساخته شده است. گنبد قابوس در سال 397 هجري بنا گرديده و عبارت از دو قسمت: بدنه و گنبد، است. پوش داخلي گنبد اين بنا، طبق مندرجات فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايراني، هلالي و پوش خارجي آن مخروطي است.

گنبد ديگر مربوط به برج لاجيم (شكل 4) مازندران است كه در عداد بناهاي دورة آل‌زيار (470-316) محسوب است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن عبارت از يك گنبد مخروطي ساده و ظريف است.

گنبد سوم مربوط به برج رزگت (شكل 5) واقع در شمال ايران و منسوب به آغاز قرن پنجم هجري است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن تقريباً شلغمي است.(همان)

ساختمان گنبد

اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .

گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :

1- گنبد خانه یعنی زمینه گنبد

›            2- بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد .

›            3- چپیره

از آنجا که در معماری ایرانی بناها مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد . معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دایره کرد .

گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به 6 و 12 و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کُمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند

چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود  :

ـ گوشه سازی = گوشه بندی

ـ شکنج = چین و چروک

گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود.

 

گوشه سازی شامل دو بخش است :

1-     اسکنج یا سِکُنج

2-     ترمبه یعنی جمع شده

اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .

دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .

 

چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های 2/5  تا 3 متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .

متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ایران نمونه ای بجای نمانده است .

 

گوشه سازی با چوب نیز به تدریج در بسیاری از نقاط ایران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موریانه خیز بودن زمین های ایران داخلی ( ایرانشهر ) بوده و هست .

قدیمیترین نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد . در فهرج یزد هم با اینکه منطقه به شدت موریانه خیز است زیارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موریانه به کلی از بین رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسایی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی دیده نمی شود

نمونه این گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در این بنا برای گوشه سازی با یک تخته ، شانزده ضلعی را به 32 ضلعی تبدیل کرده اند . در گنبد هارونیه طوس نیز همین عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوین از تخته استفاده کرده اند.

 

نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اریب است که همدیگر را در یک نقطه قطع کرده باشند . شیوه زدن طاق ممکن است به صور مختلف رومی ، ضربی ، چپیله ( لاپوش و تیغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق این نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر این نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به این گوشه ها منتقل نمی شود . به همین دلیل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثیری در چگونگی افزیر گنبد ندارد.

 

ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هیچ یک از لغت نامه های ایرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوریم . لغتی به صورت ترکیب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، یک چیز جمع شده ، عمده ، پیش آمده ، تریده ( به طرف جلو سریده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پیش آمده باشد

 

ترمبه بر عکس سکنج به چهار طریقه پوشش می شود :

الف : با چوب:

گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود .

ب: به شکل سغ :

شکل سغ یعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زیر می شود :

1- فیلپوش

2- ترمبه پتگین = پتکین

3- ترمبه پتگونه یا پتکانه

 

 

 

فیلپوش

برای اجرای فیلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لایه های طاقی را روی همدیگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( یعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبدیل به هشت ضلعی می کند ) .

در واقع فیلپوش به پوشش گوشة دیوار که از کنج شروع می شود و بین دو دیوار متقاطع قرار می گیرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فیلپوش زده اند ، نمونه خوب دیگر که هم اکنون نیز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزدیک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بویه دارد . زیر گنبد کوچک را با لایه های آجری مثل چپیره روی هم چیده اند تا به نقطه مورد نظر برسند

 

 

ترمبه پتگین = پتکین

پتکین نوعی گوشه سازی است به معنی پیش آوردن تدریجی دیوار .

در خوزستان به خصوص دزفول برای این نوع گوشه سازی لغت زیبای ( تونگان ) یا ) تونجه ) را به کار می برند این کلمه معمولاً بجای بالکن می آید اما برای گوشه های دیوار که شکلی پیش آمده دارند نیز مصطلح است .

.

در مناطق دیگر ایران به نعلبکی زیر گلدسته مناره ها هم تونگان می گویند ( جائیکه قطر مناره زیاد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اینجا تونگون یا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح دیگر این شکل به طور عام پتکین است به معنی پیش نشاندن .

بهترین نمونه های گوشه سازی پتگین را در ناحیه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان دید .

 

ترمبه پتگونه یا پتکانه

شکل پتکانه به چند ردیف طاقچه می گویند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکیب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند ردیف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبیه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نیستند .اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه یا طاقچه روی طاقچه را می دهد . که به آن طاقچه بندی هم می گویند

سر در گنبد قابوس را قدیمی ترین مقرنس نامیده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا یک تویزه می سازند به این تویزه کوزه بند یا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گویند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .

از دوره تیموری به بعد بسیاری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غیره ساختند ولی نوع زیبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .

در نظر اول پتکانه بسیار شبیه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده این دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آویخته می شود به همین مناسب به آن چفت آویز هم می گویند ولی پتکانه روی پای خـودش می ایستد و آویخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائینی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائینی می نشیند ولی مقرنس از سقف شروع به تدریج پائین می آید . از قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسیار متنوعی پیدا کردند .یکی از قدیمی ترین ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام یزد دیده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکویه که شیعی مذهب بود ساخته شد کتیبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان 429 هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاریخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک یا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نیز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پایان کار یک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است

 

 

چپیره شامل دو قسمت است :

۱ـ گوشه سازی

۲ـ شکنج که به چین و چروکهائی که در گوشه گنبد ایجاد می کنند اطلاق می شود این چین ها جهت تبدیل زمینه مربع ، به دایره یا زمینه مربع نزدیک به مستطیل ، به بیضی است

شکنج به دو گونه اجرا می شود :

۱ـ طاق بست یا طاق بندی

۲ـ کاربست یا کاربندی

طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاریخی مثل سکنج و ترمبه مشابه هم دیگرند و هر دو در یک دوره و در کنار هم معمول شده اند .قبل از اسلام چون در بناها محدودیت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به این صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، دیوار را پیش می نشستند تا تدریجاً قاعده گنبد به دایره یا بیضی نزدیک به دایره تبدیل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گریوار روی آن قرار می دادند این گریوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست یابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپیره گنبد را با استفاده از طاق بندی یا کاربندی به دایره تبدیل کردند

طاق بندی یا طاق بست

 طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به این ترتیب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدریج یک کلوک پیش می کنند به این ترتیب دهانه از هر چهار طرف جلو می آید و نتیجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمینه را به هشت ضلعی تبدیل می کنند .برای تبدیل هشت ضلعی به ۱۶ روی هم طاق یک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبیه به کلیل که به دیواره های طرفین اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غیر باربر است . ) در ایجاد برنخش یک کلوک جلو می نشینند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پیکانه یا پیکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .حد فاصل بین پیکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقریبـاً به دایـره نزدیـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره یک کلوک پیـش می نشینند و گریوار را می سازند

كاربندی یا كاربست

 نوع دیگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اینکه ارتفاع گنبد زیاد شود تبدیل چهارگوش بشن به دایره میسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زیر گنبد از نواحی یزد و اطراف آن به سایر نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی یزدی به این نوع اجرا احتمالاً به همین دلیل است .طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به این ترتیب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمینه مربع را به هشت گوش تبدیل می کنند از این مرحله به بعد با اجرای یک کاربندی روی این طاقها هشت ضلعی یکباره به ۳۲ ضلعی تبدیل می شود و برای زدن گنبد کافیست که روی تیزه های کاربندی گریوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .گاهی با استفاده از کاربندی حتی نیاز به اجرای هشت طاق اولیه برای تبدیل زمینه به هشت ضلعی نیست به این ترتیب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، یک کاربندی اجرا می کنند

.گنبدهای ایران از دو پوسته ساخته شده است

۱ـ پوسته درونی

۲ـ پوسته بیرونی

پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـیش مـعمولاً مضرس است و به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهیانه )) یا کُدُمبه گویند و پوشش بیرونی را (( خود )) می نامند  بدیهی است که خود بر هم بر سه گونه است :ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پیوسته اند . یعنی خود بلافاصله روی آهیانه قرار می گیرد و فقط نوک گنبد در خود تیزه پیدا می کند تا شیب گاهی برای راندن برف و باران و غیره داشته باشد .بهترین نمونه در اوج کمال و زیبائی برای چنین گنبدهائی ، گنبد شیخ لطف اله اصفهان است این گنبد از لحاظ اجرا نوعی ویژگی دارد و آن اینست که بر خلاف سایر گنبدها آهیانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی دیده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دلیل وسعت دهانه چفد خود و آهیانه چمانه است

گنبدهای دوپوسته میان تهی در این وضعیت آهیانه و خود تا ناحیه شکرگاه یعنی زاویه ۵/۲۲ درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پیوسته اند و از این قسمت به بعد دوپوسته تدریجاً از هم فاصله می گیرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( ۵۵۵ هجری ) یکی از قدیمیترین گنبدهای دوپوسته پیوسته میان تهی است . بسیاری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نیز به این صورت ساخته اند . یک نمونه خوب ، گنبد سیدرکن الدین یزد است که در ساخت آن از ناحیه شکرگاه تا تیزه گنبد هیچ گونه پیوندی بین دوپوسته دیده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بین دوپوسته صندوقه شده است .برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر دیگری می پوشانند این صندوقه ها را در چند جا بین خود و آهیانه ایجاد می کنند . در این حالت گنبد از لحاظ افزیر مثل گنبد دوپوسته پیوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بین صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد

گنبدهای دوپوسته كاملا از هم گسسته یا گسیخته در چنین ترکیبی خود و آهیانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر یک از این بناها خود و آهیانه فاصله نسبتاً زیادی از همدیگر دارند در این گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود این دیوارکها به نام خشخاشی معروف است

دسته بندی گنبداز نظر فرم

1.گنبد رک:گنبد های نوک تیز،مخروطی و هرمی (گنبد قابوس گرگان

2.گنبد نار:گنبد پیازی شکل ونیم کره (گنبد مسجد امام اصفهان)

3.گنبد ترکین:گنبدی است که پوسته حمال آن بصورت ترک ترک ساخته می شود (مسجد جامع اردستان)

4.گنبد خاگی:خاگ به معنی تخم مرغ است.گنبدی است که از دوران بیزکند بوجود آید ( گنبد تاج الملک،مسجد جامع اصفهان)

5.گنبد کمبیزه:گنبدی که قاعده اش بجای دایره بیضی باشد (مسجد حاج رجبعلی در تهران،امامزاده زید درورامین)

. گنبدهای رک اورچین (پله پله ای ) مانند گنبد مقبره دانیال نبی (ع) در شوش

انواع قوس ها:

1.قوس چمانه:نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی بدست می آید

2.قوس چهار بخش:نوعی پوشش که از تقاطع دو طاق آهنگ بوجود می آید

3.قوس سکنج:سه یعنی بیرون آمده،شکلی که از تقاطع دو طاق بوجود می آید

4.قوس سبویی:نوعی چفد (قوس)است که از تقاطع دو بیضی بوجود می آید

5.قوس تیزه دار:قوس هایی که در نوک آن تیزی دارد.تیزه دار را جناغی نیز می گویند

6.قوس مازه دار:قوس هایی که تیزه دار نیستند

7.پتکانه:طاق بندی،طاقچه بندی،طاق های کوچکی که روی هم سوار می شوند

اصطلاحات اجزای گنبد

1.آهیانه:به معنی جمجمه، در گنبد های دو پوسته پوشش زیرین را گویند.

2.خود:پوشش رویین گنبد

 

 

 

 

 


پیر نیا ،محمدکریم،فصلنامه اثر

اين فصلنامه علمي ، فني ، هنري سازمان ميراث فرهنگي كشور شماره 2- زمستان 1370 به چاپ رسيده است . اين فصلنامه بيستمين شماره است و مطالب خود را به تقريرات استاد كريم پيرنيا درزمينه معماري سنتي و هنر هاي وابسته اختصاص داده است . مطالب اين كتاب كه در حقيقت سلسله درسهاي استاد در طول ساليان متمادي براي دانشجويان واهل فن بوده، تحت عنوان «گنبد هاي ايران » جمع آوري شده است . در يك بخش به چگونگي ساخت گنبد ها و در بخش ديگر به طرح خصوصيات هندسي وفني گنبد ها اشاره شده است .

 پیرنیا ،خيز و اندام گنبد هاي ايراني

     مجله هنر و معماري شماره 10و 11 . در اين مقاله به بررسي ويژگيهاي گنبد و خصوصيات آن و نيز انواع مختلف گنبد درسير تاريخي زندگي مردم ايران پرداخته شده است و در جاي جاي مقاله مثالهاي ازگنبد هاي معروف ايراني چون گنبد : حرم مطهر امام رضا (ع) ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده در سلطانيه ، مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان كرمان ، جامع قزويني و. ..... همراه با تصاويري از اين مكانها آورده شده است .

پیرنیا،محمدکریم،1383،سبک شناسی معماری ایرانی،تهران،سروش دانش

پیرنیا،محمدکریم،1352،ارمغان ایران بجهان معماری گنبد،هنرو مردم،سال 12،شماره 136-137

پیرنیا،محمدکریم،1385،معماری اسلامی ایران،تهران، سروش دانش

ترسیم انواع قوسها

شبدری

قوس شبدری کند

دهانه طاق (الف د )را تعیین کرده و از مرکز آن( ه ) دایره ای به شعاع (الف ه )رسم می کنیم سپس از روی نقاط (الف) و( د )به اندازه نصف دهانه کمان هایی می زنیم که به ترتیب نقاط (ب) و (ح) برای نقطه (الف) و نقطه (ج) و (ر) برای نقطه (د) ترسیم می شود (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند سپس از نقطه ی (ح) کمانی به اندازه (ح ج) و از نقطه ی (ر) کمانی به اندازه (رب) می زنیم که شانه ی قوس را ترسیم می کند در این حالت هر دو قوس ذکر شده همدیگر را در نقطه (ص) قطع می کنند شرط صحت این قوس آن است که نقطه (ص) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه یعنی (ع ه ص) قرار بگیرد بدین ترتیب کمان های (الف ب) (ب ص) (ص ج) (ج د) معرف قوس شبدری کند هستند.

قوس شبدری تند

دهانه قوس (الف د) را در نظر می گیریم و از وسط دهانه نقطه (ه) دایره ای به شعاع (الف ه) رسم می کنیم سپس به همان اندازه ای که پرگار باز است یعنی همان نصف دهانه از نقطه (ص) و (ع) که در اصل همان نقاط بالایی و پایینی دایره هستند کمان هایی می زنیم تا نقاط (ب) و (ج) مشخص شوند و در نیم دایره پایین هم نقاط (ح) و (ر) را مشخص می کنیم در این حالت (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند به مرکز (ح) به طول (ح ج) یا (ب ر) قوس (ج ط) را رسم می کنیم و برای نقطه (ر) نیز به همین صورت قوس (ط ب ) را رسم می کنیم که شانه های طاق را تشکیل می دهند. و بدین صورت جمع کمان های (الف ب)(ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شبدری تند را تشکیل می دهند.خط (ع ص) عمود منصف دهانه است و در این قوس شرط صحیح بودن ترسیم این است که حتما نقطه (ط) روی این عمود منصف واقع شود.

قوس شبدری ساده

دهانه قوس را مشخص کرده و از مرکز آن (ه) دایره ای به شعاع نصف قوس رسم می کنیم سپس عمود منصف دهانه را می شود خط (ص ه) رسم می کنیم سپس قوس (الف ص) و (ص د) را نصف می کنیم تا نقاط (ب) و (ج) به دست بیایند دوقطر(ب ه ر) و (ج ه ح) را رسم می کنیم(مجموع این دو کار را می توان با نصف کردن خط (الف ص) و(ص د) و امتداد آن نیز به دست آورد)حال به مرکز (ح) و شعاع دهانه کمان (ج ط) و از نقطه (ر) به اندازه دهانه کمان (ب ط) را رسم می کنیم بنابراین کمان های (الف ب) ( ب ط) (ط ج) و(ج د) قوس شبدری ساده را تشکیل می دهند.صحت ترسیم این قوس این است که حتما نقطه (ط) برروی عمود منصف دهانه واقع شود.

پا تو پا

قوس پاتوپای کند

ابتدا دهانه قوس را مشخص می کنیم که همان خط (الف د) است سپس دایره ای از مرکز این قوس نقطه (ه) به اندازه نصف دهانه رسم می کنیم از نقطه (الف) به اندازه نصف دهانه کمان زده و نقطه (ب) را مشخص می کنیم برای نقطه (ج) هم به مرکز (د) همین کار را تکرار می کنیم سپس نقطه (ب) و (ج) را به (ه) وصل کرده و امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس به مرکز (ح) و دهانه (ح ج) و به مرکز(ر) و دهانه (ر ب) به ترتیب کمان های (ج ط) و (ب ط) را رسم می کنیم در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پاتوپای کند را تشکیل می دهند

برای استقامت بیشتر خطوط (ب ر) و (ج ح) را ادامه می دهیم تا خطوط عمود بر دو طرف دهانه قوس را در نقاط (س) و (ش) قطع کنند

شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

قوس پاتوپای تند

ابتدا دهانه قوس را مشخص می کنیم که همان خط (الف د) است سپس دایره ای از مرکز این قوس نقطه (ه) به اندازه نصف دهانه رسم می کنیم از نقطه (ص) به اندازه نصف دهانه کمان زده و نقطه (ب) را مشخص می کنیم برای نقطه (ج) هم به مرکز (ص) همین کار را تکرار می کنیم سپس نقطه (ب) و (ج) را به (ه) وصل کرده و امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس به مرکز (ح) و دهانه (ح ج) و به مرکز(ر) و دهانه (ر ب) به ترتیب کمان های (ج ط) و (ب ط) را رسم می کنیم در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پاتوپای کند را تشکیل می دهند

برای استقامت بیشتر خطوط (ب ر) و (ج ح) را ادامه می دهیم تا خطوط عمود بر دو طرف دهانه قوس را در نقاط (س) و (ش) قطع کنند

شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

قوس پا تو پای ساده

پس از مشخص کردن دهانه قوس دایره ای به مرکز دهانه (ه) و شعاع نصف دهانه را رسم می کنیم تا نقطه (ص) نقطه بالایی دایره پیدا شود سپس قوس های (الف ص) و (ص د) را نصف می کنیم تا نقاط (ب) و (ج) به دست بیایند سپس (ب ه) و (ج ه) را امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کنند سپس آنها را هم ادامه می دهیم تا نقاط (ی) و (ک) روی عمود های کنار دهانه به دست بیایند قوس (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند و سپس از نقطه (ی) به اندازه ( ی ج) کمانه (ج ط) و از نقطه (ک) به اندازه (ک ب) کمانه ( ب ط) را رسم می کنیم اندازه های (ج ی) و (ک ب) نیز مساوی هستند.بنابراین کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) معرف قوس پا تو پای ساده هستند شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

شاخ بزی

قوس شاخ بزی کند

ابتدا دهانه قوس خط (الف د) را مشخص کرده و آن را به شش قسمت مساوی تقسیم می کنیم و از هر طرف یک ششم آن را علامت زده بدین ترتیب نقاط (ی) و (ک) به دست می آیند سپس مثلث متساوی الاضلاع(ی و ک) را به اندازه چهار قسمت میانی و بر روی آن رسم می کنیم(طول ضلع چهار ششم دهانه می شود)اضلاع (ی و) و (ک و) را از هر دو طرف امتداد می دهیم تا امتداد پایینی آن پایه های دهانه را در نقاط (ح) و(ر) قطع کند حال از روی نقاط (ی) و (ک) به شعاع (الف ی) مساوی با (ک د) دو کمان (الف ب) و (ج د) را رسم می کنیم تا با امتداد اضلاع مثلث (ی و) و (ک و)تلاقی کنند این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد سپس از نقطه (ح) به اندازه (ح ج) مساوی با (ر ب) کمان (ج ط) و از نقطه (ر) نیز به همان اندازه کمان (ب ط) را رسم می کنیم و بدین ترتیب مجموع چهار کمان (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شاخ بزی کند را تشکیل می دهند. شرط صحت ترسیم این قوس آن است که محل تلاقی کمان های شانه ی قوس یعنی (ط) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه ی قوس واقع شود.

قوس شاخ بزی تند

دهانه قوس خط (الف د) را در نظر می گیریم سپس این خط را به سه قسمت مساوی تقسیم می کنیم تا نقاط (ی) و (ک) به دست بیایند بر روی خط (ی ک) مثلث متساوی الاضلاع (ی ک و) را رسم می کنیم سپس دو ضلع (ی و) و(ک و) را از دو طرف امتداد می دهیم تا امتداد پایینی آن پایه های دهانه ی قوس را در نقاط (ح) و(ر) قطع کنند حال از روی نقاط (ی) و (ک) به شعاع (الف ی) مساوی با (ک د) دو کمان (الف ب) و (ج د) را رسم می کنیم تا با امتداد اضلاع مثلث (ی و) و (ک و)تلاقی کنند این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد سپس از نقطه (ح) به اندازه (ح ج) مساوی با (ر ب) کمان (ج ط) و از نقطه (ر) نیز به همان اندازه کمان (ب ط) را رسم می کنیم و بدین ترتیب مجموع چهار کمان (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شاخ بزی تند را تشکیل می دهند. شرط صحت ترسیم این قوس آن است که محل تلاقی کمان های شانه ی قوس یعنی (ط) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه ی قوس واقع شود

پنج اُو هفت (مشهور ترین قوس ایرانی)

قوس پنج او هفت کند

ابتدا دهانه ی قوس را مشخص کرده سپس عمود منصف آن را رسم کرده بر روی عمود منصف نقطه (ص) را دقیقا برابر نصف دهانه انتخاب می کنیم از نقطه (الف) به اندازه (الف ص) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ک) قطع کند هم چنین از نقطه (الف) به طول دهانه (الف د) کمانی می زنیم تا پایه سمت راست قوس را در نقطه (ح) قطع کند به مرکز (ک) و طول (ک د) کمانی می زنیم سپس (ح ک) را امتداد می دهیم تا کمان را در نقطه (ج) قطع کند سپس از نقطه (ح) به طول (ح ج) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و به همین ترتیب نیز قوس های طرف دیگر را رسم می کنیم در این صورت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پنج او هفت کند را تشکیل می دهند.

قوس پنج او هفت تند

ابتدا دهانه ی قوس را مشخص کرده سپس عمود منصف آن را رسم کرده بر روی عمود منصف نقطه (ص) را دقیقا برابر نصف دهانه انتخاب می کنیم از نقطه (الف) به اندازه (الف ص) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ک) قطع کند سپس به مرکز (ک) و به شعاع (ک د) کمانی می زنیم تا امتداد عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند خط (و ک) را کشیده و از هر دو طرف امتداد می دهیم تا پایه سمت راست قوس را در نقطه (ح) قطع کند حال به مرکز (ک) و طول (ک د) کمانی می زنیم تا زمانی که امتداد (و ک) را قطع کند و نقطه (ج) به دست می آید سپس به مرکز (ح) و طول (ح ج) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و به همین نحو قوس های طرف مقابل را رسم می کنیم در این صورت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پنج او هفت تند را تشکیل می دهند.

پنج او هفت کند خوابیده(قوس پنج پرگاره)

دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد سپس به مرکز (ر) و طول (ر ل) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و این قوس ها قسمت بالای شانه را شکل می دهند سپس نیمه دیگر قوس را هم به همین ترتیب و متقارن رسم می کنیم مجموع قوس های (الف ب) (ب ل) (ل ط) (ط ک) (ک ج) و ( ج د) تشکیل دهنده ی این قوس هستند.

هشت اُو پنج

قوس هشت او پنج

دهانه ی (الف د) را مشخص کرده و عمود منصف آن را رسم کرده سپس دهانه را به ده قسمت مساوی تقسیم کرده نقاط (ی) و (ک) را هر کدام از دو دهم هر طرف جدا می کنیم به انداره چهار واحد از واحد های به دست آمده یعنی چهار دهم دهانه بالا و پایین خط عمود منصف جدا می کنیم و نقاط (ص) و (و) می نامیم و از دو نقطه (ی) و (ک) به (و) وصل می کنیم و از هر دو طرف امتداد می دهیم تا پایه های قوس را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس از مرکز (ک) و به طول (ک د) و از مرکز (ی) و به طول (الف ی) کمان هایی می زنیم تا پاکار قوس را تشکیل دهند و در این حالت امتداد قطرهای (ح و ی) و ( ر و ک) به ترتیب نقاط (ج) و (ب) را مشخص می کند سپس از نقطه ی (ح) به طول (ح ج) و از نقطه (ر) به طول (ر ب) کمان هایی می زنیم تا نقطه ی (ط) تیزه ید قوس نیز به دست بیاید.در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس هشت او پنج را تشکیل می دهند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

کلیل

قوس کلیل کند پنج او هفت

برای ترسیم این قوس ابتدا قوس پنج او هفت کند خوابیده را تا پاکار و قسمت های پایین شانه به صورت ذیل رسم می کنیم:

(دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد)

سپس جای نقطه (و) را تغییر می دهیم روی عمود منصف دهانه به اندازه ی نصف دهانه پایین می آییم و این نقطه را (و) می نامیم در این حالت از نقطه ی (و) کمانی به طول (و ح) می زنیم ( خط (ح ل) حد واصل نشست نقطه ی (ل) از نقطه (ح) است) این کمان نقطه ی (چ) را نیز قطع می کند خط (ح ل) را نیز رسم می کنیم هم چنین می توان این کمان را از نقطه (و) و طول(و ط) نیز به دست آورد. در این صورت (ه ط) برابر با (ه ح) خواهد بود.قسمت های متقارن را نیز باید ترسیم کنیم.کمان های (الف ب) (ب ل) (ل ح) (ح ط) (ط چ) (چ ک) (ک ج) (ج د) معرف قوس کلیل کند پنج او هفت خواهند بود.

قوس کلیل تند پنج او هفت

برای ترسیم این قوس ابتدا قوس پنج او هفت کند خوابیده را تا پاکار و قسمت های پایین شانه به صورت ذیل رسم می کنیم:

(دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد)

سپس از نقطه ی (و) کمانی به طول (و ح) می زنیم ( خط (ح ل) حد واصل نشست نقطه ی (ل) است) این کمان نقطه ی (چ) را نیز قطع می کند خط (ح ل) را نیز رسم می کنیم هم چنین می توان این کمان را از نقطه (و) و طول(و ط) نیز به دست آورد. در این صورت (ه ط) برابر با (ه ح) خواهد بود. قسمت های متقارن را نیز باید ترسیم کنیم .کمان های (الف ب) (ب ل) (ل ح) (ح ط) (ط چ) (چ ک) (ک ج) (ج د) معرف قوس کلیل تند پنج او هفت خواهند بود.

ترسیم انواع قوسها

شبدری

قوس شبدری کند

دهانه طاق (الف د )را تعیین کرده و از مرکز آن( ه ) دایره ای به شعاع (الف ه )رسم می کنیم سپس از روی نقاط (الف) و( د )به اندازه نصف دهانه کمان هایی می زنیم که به ترتیب نقاط (ب) و (ح) برای نقطه (الف) و نقطه (ج) و (ر) برای نقطه (د) ترسیم می شود (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند سپس از نقطه ی (ح) کمانی به اندازه (ح ج) و از نقطه ی (ر) کمانی به اندازه (رب) می زنیم که شانه ی قوس را ترسیم می کند در این حالت هر دو قوس ذکر شده همدیگر را در نقطه (ص) قطع می کنند شرط صحت این قوس آن است که نقطه (ص) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه یعنی (ع ه ص) قرار بگیرد بدین ترتیب کمان های (الف ب) (ب ص) (ص ج) (ج د) معرف قوس شبدری کند هستند.

قوس شبدری تند

دهانه قوس (الف د) را در نظر می گیریم و از وسط دهانه نقطه (ه) دایره ای به شعاع (الف ه) رسم می کنیم سپس به همان اندازه ای که پرگار باز است یعنی همان نصف دهانه از نقطه (ص) و (ع) که در اصل همان نقاط بالایی و پایینی دایره هستند کمان هایی می زنیم تا نقاط (ب) و (ج) مشخص شوند و در نیم دایره پایین هم نقاط (ح) و (ر) را مشخص می کنیم در این حالت (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند به مرکز (ح) به طول (ح ج) یا (ب ر) قوس (ج ط) را رسم می کنیم و برای نقطه (ر) نیز به همین صورت قوس (ط ب ) را رسم می کنیم که شانه های طاق را تشکیل می دهند. و بدین صورت جمع کمان های (الف ب)(ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شبدری تند را تشکیل می دهند.خط (ع ص) عمود منصف دهانه است و در این قوس شرط صحیح بودن ترسیم این است که حتما نقطه (ط) روی این عمود منصف واقع شود.

قوس شبدری ساده

دهانه قوس را مشخص کرده و از مرکز آن (ه) دایره ای به شعاع نصف قوس رسم می کنیم سپس عمود منصف دهانه را می شود خط (ص ه) رسم می کنیم سپس قوس (الف ص) و (ص د) را نصف می کنیم تا نقاط (ب) و (ج) به دست بیایند دوقطر(ب ه ر) و (ج ه ح) را رسم می کنیم(مجموع این دو کار را می توان با نصف کردن خط (الف ص) و(ص د) و امتداد آن نیز به دست آورد)حال به مرکز (ح) و شعاع دهانه کمان (ج ط) و از نقطه (ر) به اندازه دهانه کمان (ب ط) را رسم می کنیم بنابراین کمان های (الف ب) ( ب ط) (ط ج) و(ج د) قوس شبدری ساده را تشکیل می دهند.صحت ترسیم این قوس این است که حتما نقطه (ط) برروی عمود منصف دهانه واقع شود.

پا تو پا

قوس پاتوپای کند

ابتدا دهانه قوس را مشخص می کنیم که همان خط (الف د) است سپس دایره ای از مرکز این قوس نقطه (ه) به اندازه نصف دهانه رسم می کنیم از نقطه (الف) به اندازه نصف دهانه کمان زده و نقطه (ب) را مشخص می کنیم برای نقطه (ج) هم به مرکز (د) همین کار را تکرار می کنیم سپس نقطه (ب) و (ج) را به (ه) وصل کرده و امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس به مرکز (ح) و دهانه (ح ج) و به مرکز(ر) و دهانه (ر ب) به ترتیب کمان های (ج ط) و (ب ط) را رسم می کنیم در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پاتوپای کند را تشکیل می دهند

برای استقامت بیشتر خطوط (ب ر) و (ج ح) را ادامه می دهیم تا خطوط عمود بر دو طرف دهانه قوس را در نقاط (س) و (ش) قطع کنند

شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

قوس پاتوپای تند

ابتدا دهانه قوس را مشخص می کنیم که همان خط (الف د) است سپس دایره ای از مرکز این قوس نقطه (ه) به اندازه نصف دهانه رسم می کنیم از نقطه (ص) به اندازه نصف دهانه کمان زده و نقطه (ب) را مشخص می کنیم برای نقطه (ج) هم به مرکز (ص) همین کار را تکرار می کنیم سپس نقطه (ب) و (ج) را به (ه) وصل کرده و امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس به مرکز (ح) و دهانه (ح ج) و به مرکز(ر) و دهانه (ر ب) به ترتیب کمان های (ج ط) و (ب ط) را رسم می کنیم در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پاتوپای کند را تشکیل می دهند

برای استقامت بیشتر خطوط (ب ر) و (ج ح) را ادامه می دهیم تا خطوط عمود بر دو طرف دهانه قوس را در نقاط (س) و (ش) قطع کنند

شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

قوس پا تو پای ساده

پس از مشخص کردن دهانه قوس دایره ای به مرکز دهانه (ه) و شعاع نصف دهانه را رسم می کنیم تا نقطه (ص) نقطه بالایی دایره پیدا شود سپس قوس های (الف ص) و (ص د) را نصف می کنیم تا نقاط (ب) و (ج) به دست بیایند سپس (ب ه) و (ج ه) را امتداد می دهیم تا دایره را در نقاط (ح) و (ر) قطع کنند سپس آنها را هم ادامه می دهیم تا نقاط (ی) و (ک) روی عمود های کنار دهانه به دست بیایند قوس (الف ب) و (ج د) پاکار قوس را تشکیل می دهند و سپس از نقطه (ی) به اندازه ( ی ج) کمانه (ج ط) و از نقطه (ک) به اندازه (ک ب) کمانه ( ب ط) را رسم می کنیم اندازه های (ج ی) و (ک ب) نیز مساوی هستند.بنابراین کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) معرف قوس پا تو پای ساده هستند شرط صحت ترسیم این قوس آن است که نقطه (ط) روی عمود منصف دهانه قرار بگیرد.

شاخ بزی

قوس شاخ بزی کند

ابتدا دهانه قوس خط (الف د) را مشخص کرده و آن را به شش قسمت مساوی تقسیم می کنیم و از هر طرف یک ششم آن را علامت زده بدین ترتیب نقاط (ی) و (ک) به دست می آیند سپس مثلث متساوی الاضلاع(ی و ک) را به اندازه چهار قسمت میانی و بر روی آن رسم می کنیم(طول ضلع چهار ششم دهانه می شود)اضلاع (ی و) و (ک و) را از هر دو طرف امتداد می دهیم تا امتداد پایینی آن پایه های دهانه را در نقاط (ح) و(ر) قطع کند حال از روی نقاط (ی) و (ک) به شعاع (الف ی) مساوی با (ک د) دو کمان (الف ب) و (ج د) را رسم می کنیم تا با امتداد اضلاع مثلث (ی و) و (ک و)تلاقی کنند این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد سپس از نقطه (ح) به اندازه (ح ج) مساوی با (ر ب) کمان (ج ط) و از نقطه (ر) نیز به همان اندازه کمان (ب ط) را رسم می کنیم و بدین ترتیب مجموع چهار کمان (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شاخ بزی کند را تشکیل می دهند. شرط صحت ترسیم این قوس آن است که محل تلاقی کمان های شانه ی قوس یعنی (ط) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه ی قوس واقع شود.

قوس شاخ بزی تند

دهانه قوس خط (الف د) را در نظر می گیریم سپس این خط را به سه قسمت مساوی تقسیم می کنیم تا نقاط (ی) و (ک) به دست بیایند بر روی خط (ی ک) مثلث متساوی الاضلاع (ی ک و) را رسم می کنیم سپس دو ضلع (ی و) و(ک و) را از دو طرف امتداد می دهیم تا امتداد پایینی آن پایه های دهانه ی قوس را در نقاط (ح) و(ر) قطع کنند حال از روی نقاط (ی) و (ک) به شعاع (الف ی) مساوی با (ک د) دو کمان (الف ب) و (ج د) را رسم می کنیم تا با امتداد اضلاع مثلث (ی و) و (ک و)تلاقی کنند این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد سپس از نقطه (ح) به اندازه (ح ج) مساوی با (ر ب) کمان (ج ط) و از نقطه (ر) نیز به همان اندازه کمان (ب ط) را رسم می کنیم و بدین ترتیب مجموع چهار کمان (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس شاخ بزی تند را تشکیل می دهند. شرط صحت ترسیم این قوس آن است که محل تلاقی کمان های شانه ی قوس یعنی (ط) دقیقا بر روی عمود منصف دهانه ی قوس واقع شود

پنج اُو هفت (مشهور ترین قوس ایرانی)

قوس پنج او هفت کند

ابتدا دهانه ی قوس را مشخص کرده سپس عمود منصف آن را رسم کرده بر روی عمود منصف نقطه (ص) را دقیقا برابر نصف دهانه انتخاب می کنیم از نقطه (الف) به اندازه (الف ص) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ک) قطع کند هم چنین از نقطه (الف) به طول دهانه (الف د) کمانی می زنیم تا پایه سمت راست قوس را در نقطه (ح) قطع کند به مرکز (ک) و طول (ک د) کمانی می زنیم سپس (ح ک) را امتداد می دهیم تا کمان را در نقطه (ج) قطع کند سپس از نقطه (ح) به طول (ح ج) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و به همین ترتیب نیز قوس های طرف دیگر را رسم می کنیم در این صورت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پنج او هفت کند را تشکیل می دهند.

قوس پنج او هفت تند

ابتدا دهانه ی قوس را مشخص کرده سپس عمود منصف آن را رسم کرده بر روی عمود منصف نقطه (ص) را دقیقا برابر نصف دهانه انتخاب می کنیم از نقطه (الف) به اندازه (الف ص) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ک) قطع کند سپس به مرکز (ک) و به شعاع (ک د) کمانی می زنیم تا امتداد عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند خط (و ک) را کشیده و از هر دو طرف امتداد می دهیم تا پایه سمت راست قوس را در نقطه (ح) قطع کند حال به مرکز (ک) و طول (ک د) کمانی می زنیم تا زمانی که امتداد (و ک) را قطع کند و نقطه (ج) به دست می آید سپس به مرکز (ح) و طول (ح ج) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و به همین نحو قوس های طرف مقابل را رسم می کنیم در این صورت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس پنج او هفت تند را تشکیل می دهند.

پنج او هفت کند خوابیده(قوس پنج پرگاره)

دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد سپس به مرکز (ر) و طول (ر ل) کمانی می زنیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (ط) قطع کند و این قوس ها قسمت بالای شانه را شکل می دهند سپس نیمه دیگر قوس را هم به همین ترتیب و متقارن رسم می کنیم مجموع قوس های (الف ب) (ب ل) (ل ط) (ط ک) (ک ج) و ( ج د) تشکیل دهنده ی این قوس هستند.

هشت اُو پنج

قوس هشت او پنج

دهانه ی (الف د) را مشخص کرده و عمود منصف آن را رسم کرده سپس دهانه را به ده قسمت مساوی تقسیم کرده نقاط (ی) و (ک) را هر کدام از دو دهم هر طرف جدا می کنیم به انداره چهار واحد از واحد های به دست آمده یعنی چهار دهم دهانه بالا و پایین خط عمود منصف جدا می کنیم و نقاط (ص) و (و) می نامیم و از دو نقطه (ی) و (ک) به (و) وصل می کنیم و از هر دو طرف امتداد می دهیم تا پایه های قوس را در نقاط (ح) و (ر) قطع کند سپس از مرکز (ک) و به طول (ک د) و از مرکز (ی) و به طول (الف ی) کمان هایی می زنیم تا پاکار قوس را تشکیل دهند و در این حالت امتداد قطرهای (ح و ی) و ( ر و ک) به ترتیب نقاط (ج) و (ب) را مشخص می کند سپس از نقطه ی (ح) به طول (ح ج) و از نقطه (ر) به طول (ر ب) کمان هایی می زنیم تا نقطه ی (ط) تیزه ید قوس نیز به دست بیاید.در این حالت کمان های (الف ب) (ب ط) (ط ج) و (ج د) قوس هشت او پنج را تشکیل می دهند.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

کلیل

قوس کلیل کند پنج او هفت

برای ترسیم این قوس ابتدا قوس پنج او هفت کند خوابیده را تا پاکار و قسمت های پایین شانه به صورت ذیل رسم می کنیم:

(دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد)

سپس جای نقطه (و) را تغییر می دهیم روی عمود منصف دهانه به اندازه ی نصف دهانه پایین می آییم و این نقطه را (و) می نامیم در این حالت از نقطه ی (و) کمانی به طول (و ح) می زنیم ( خط (ح ل) حد واصل نشست نقطه ی (ل) از نقطه (ح) است) این کمان نقطه ی (چ) را نیز قطع می کند خط (ح ل) را نیز رسم می کنیم هم چنین می توان این کمان را از نقطه (و) و طول(و ط) نیز به دست آورد. در این صورت (ه ط) برابر با (ه ح) خواهد بود.قسمت های متقارن را نیز باید ترسیم کنیم.کمان های (الف ب) (ب ل) (ل ح) (ح ط) (ط چ) (چ ک) (ک ج) (ج د) معرف قوس کلیل کند پنج او هفت خواهند بود.

قوس کلیل تند پنج او هفت

برای ترسیم این قوس ابتدا قوس پنج او هفت کند خوابیده را تا پاکار و قسمت های پایین شانه به صورت ذیل رسم می کنیم:

(دهانه (الف د) را در نظر گرفته و آن را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کنیم از نقاط تقسیم عمود هایی رسم می کنیم از عمود های خارج شده در هر دو طرف دهانه به اندازه یک چهارم طول دهانه به طرف بالا علامت می زنیم تا نقاط (ح) و(چ) به دست بیاید به مرکز (ه) و طول (ه ح) کمانی می زنیم تا دهانه را در نقطه (ی) قطع کند به مرکز نقطه (ی) و اندازه (الف ی) کمانی می زنیم تا عمود (ح س) را در نقطه ی (م) قطع کند سپس (م) و (ی) را به هم وصل کرده و امتداد می دهیم تا عمود منصف دهانه را در نقطه (و) قطع کند در این حالت طول(م و) برابر با طول (ه ح) خواهد بود سپس از نقطه (ح) به نقطه (و) وصل کرده امتداد می دهیم تا پایه های دهانه را در نقطه (ر) قطع نماید سپس به مرکز (ی) و طول (ی الف) کمانی می زنیم که امتداد خط (و م) آن را قطع می کند(نقطه (ج)) و این قسمت پاکار قوس را تشکیل می دهد و از نقطه (و) و به طول (و ج) کمانی را می زنیم تا امتداد عمود (س ح) آن را قطع کند و نقطه (ل) می نامیم و این قسمت پایین شانه را تشکیل می دهد)

سپس از نقطه ی (و) کمانی به طول (و ح) می زنیم ( خط (ح ل) حد واصل نشست نقطه ی (ل) است) این کمان نقطه ی (چ) را نیز قطع می کند خط (ح ل) را نیز رسم می کنیم هم چنین می توان این کمان را از نقطه (و) و طول(و ط) نیز به دست آورد. در این صورت (ه ط) برابر با (ه ح) خواهد بود. قسمت های متقارن را نیز باید ترسیم کنیم .کمان های (الف ب) (ب ل) (ل ح) (ح ط) (ط چ) (چ ک) (ک ج) (ج د) معرف قوس کلیل تند پنج او هفت خواهند بود.

سخنانی زیبا در مورد معماری از بزرگان این هنر


 

والترگروپیوس: از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند.

اتیون لوییس بوله : معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقینا خیر.

تادااو آندو : معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد.

فرانسیسکو میلیزیا : معماری هنر ساختن است.

تویوایتو : معماری پدیده شهری است. ر

مانتیسم‌ها : معماری هنر مستقل است.

فوتوریست‌ها : معماری تحت تأثیر جهان مکانیکی و تکنولوژی می‌باشد.

لوکوربوزیه : معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.

جان راسکین : معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید.

اسنووا: ایدولوژی لادوفسکی درباره ساخت گرایی اینگونه معرفی شده بود که معماری باید ترکیب سه عامل روراستی فنی، امکان پذیری اقتصادی و بیان تجسمی باشد.

ل‌.بنه‌ووله: معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده.

کریستین نور برگ-شولتز: شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون.

هولاین: همه معمارند و همه چیز معماری است.

آدلف لوس: معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها.

لوکوربوزیه : معماری بازی احجام زیر نور است.

مدرنیست‌ها : معماری صنعت می‌باشد. ایزنمن : معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است.

والترگروپیوس : معماری هنر کاربردی است و در ارتباط نزدیک با سایر هنرها شکل می‌گیرد و نمونه بارز این تعریف مدرسه باوهاس می‌باشد.

آنتونیوگااودی : معماری بازگشت به طبیعت و زیست محیط است.

چارز جنکز : معماری از جنس واژه و حرف نیست و نمی‌توان در غالب الفاظ آنرا بیان کرد.

ویلیام موریس : معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را احاطه می کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم نمی توانیم از حیطه آن خارج شویم زیرا معماری عبارت از مجموعه تغیرات و تبدیلات مثبتی است که همامنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده ار آن مستثنی هستند.

فلوبرت : آرشیتکت‌ها همه احمق‌اند –پله‌ها را همیشه فراموش می‌کنند.

بهرام شیردل : معماری هنر نیست، معماری علم است و باید در خدمت جامعه باشد. سولیوان : معماری هنر ساده ای نیست که بتوان در بوجود آوردنش موفقیت نسبی کسب کرد، بلکه یک تجلی اجتماعی است.

ویتور ویوس : اولین شخصی که گفت معماری هنر است.

رابرت ونتوری : معماری تنها تکنیک و تکنولوژی نیست بلکه مسایل بسیار پیچیده و متضاد در ساختمان وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

آگوست پره : معماری زنده آن است که معرف صادق زمانه خود باشد.در همه قلمروهای ساخت آنرا می‌جوییم و از میان آنها کارهایی را برمی‌گزینیم که سخت از کاربری مورد انتظار تابعیت کرده ،با مصالح خردمندانه ساخته شده و با ترکیب متناسب عناصر ضروری به زیبایی دست‌یافته باشند

خصوصيات شهر اسلامي

 

شهر اسلامي بايد چه خصوصياتي داشته باشد؟

شهروندان مسلمان در چگونه شهري آسايش و آرامش دارند؟

ج. شهر اسلامي معرف فرهنگ و تمدن و هنر معماري اسلامي است، و از جهت اسلوب شهرسازي، خانه سازي، عمارات و ابنيه از شهرهاي ديگر ممتاز است که اهل فن از همان کيفيت ساختمان و حتي ويرانه‌هاي آن، مسلمان‌نشين بودن آن را تشخيص مي‌دهند.

معماران و مهندسيني که در آثار تمدن اسلامي در شرق و غرب، مطالعه و تحقيق دارند مي‌دانند که در شهرسازي و خانه‌سازي و مسکن در سراسر جهان پهناور اسلام، تعليمات اسلامي تجلي يافته و شکوه و جلال خاصي به آن بخشيده است، لذا بايد اذعان کنيم که آنچه را حقير ارائه مي‌دهم صرفاً برداشتهاي کلّي است که کم و بيش از تعاليم اسلام در مورد مسکن و شهر و خانه‌سازي بيشتر به آن آشنا هستيد و اظهار نظر در ريزه‌کاريها و هنرنمائي‌هايي که معماران مسلمان با الهام از تعاليم اسلام در هزاران بناي تاريخي اسلامي نشان داده‌اند حق همان بزرگان فن است که در اين مجموعه بسيار وسيع تحقيق مطالعه کرده‌اند.

1. شهر اسلامي مشتمل است بر مساجد و مشاهد و گلدسته‌ها و مدارس و کتابخانه‌ها و مؤسسات خيريه و خدمات دهي مثل بيمارستان و درمانگاه و زايشگاه و يتيم خانه و کاروانسراها و مسافرخانه‌ها و اماکن ديگر که همه حتي مقابر و گورستانها به شکل خاص اسلامي خود تأسيس شده‌اند.

2. هنر معماري اسلامي و تزيين ابنيه مخصوصاً مساجد و مشاهد به آيات قرآن کريم و احاديث شريفه و خطوط خطاطان مشهور، شهرهاي اسلامي را در قاره‌هاي پنجگانه جهان و در همه کشورها با هم برابر و ملهم از فرهنگ واحد و تمدن واحد اسلامي قرار مي‌دهد.

3. در خانه سازي و نقشه مسکن و شهرسازي اصل مقدس حجاب و جدائي زن و مرد بيگانه در معاشرت‌ها و عدم اختلاط آنها ملاحظه مي‌شود و سبک معماري اسلامي بر اساس عدم اختلاط زن و مرد بيگانه است حتي خانه‌هاي کوچک داراي دو بخش مجزّا از هم، و داخل و خارج، و بيروني و اندروني است. متأسفانه در معماري جديد به تقليد از غربيها و جوامع مختلط غربي اين اصل رعايت نمي‌شود و بالطبع يک اختلاط غير اسلامي و گاه خطرناک فراهم مي‌شود. مهندسين و معماران متعهد و عزيز ما بايد بر اساس اين اصل نقشه‌هائي که از هر جهت حتي اقتصادي مناسب باشد در نظر بگيرند.

4. نصب پيکره‌ها بعنوان پرستش يا بزرگداشت اشخاص يک سنت جاهلي و بت‌پرستي و غربي و غير اسلامي است که در جهان پهناور اسلام متروک و موقوف است و اين امتياز هميشه براي شهرهاي اسلامي محفوظ بوده است. نبايد اين سنت غير اسلامي چهره شهرهاي مسلمانان را مشوّه و مشتبه سازد و در ميدانها و مراکز ديگر اين سنت مرده که چهارده قرن است اسلام آن را متروک نموده احياء شود.

5. در معماري اسلامي و شهرسازي يکي از اموري که آن هم با الهام از تعاليم اسلام عزيز رعايت مي‌شود اشراف نداشتن منازل به يکديگر است اين اصل نيز در خانه‌سازي در حدّ امکان رعايتش مانع از مفاسد و موجب امنيت خاطر خانواده‌ها است.

6. مسئله تجملات بيهوده و اسراف و افراط در خانه‌سازي و تزيينات زايد بر حد و کاخ سازي بر اساس استکبار و استعلاء و برتري جوئي نيز در اسلام مورد نکوهش است مخصوصاً مظاهر سکونتي مسئولين و صاحبان مقامات رسمي هر چه ساده‌تر و بي‌پيرايه‌تر و متواضعتر باشد اسلامي‌تر است و به مدينه اسلام و شهر حضرت رسول صلي‌الله‌عليه‌وآله و کوفه علي عليهم السلام نزديکتر است.

انتظار اين است که در شهرسازي جديد نقشه‌هائي که اساتيد محترم فن ميدهند در عين نوآوري، جامع سنتهاي اسلامي و سوابق هنري معماران بزرگ مسلمان باشد و مخصوصاً جايگاه مساجد را در نقشه‌ها، مکانهائي قرار دهند که در دسترس همگان و کنار خيابانهاي اصلي و ميادين شهر بگونه‌اي که شرافت آن بر همه اماکن ظاهر باشد

نور طبيعي، فضاي معماري، ادراک حسي و فضاي مسکوني

 

• چکیده:

• Abstract

نور پدیده ای است که با وجود پیشرفت علوم و فنون هنوز ماهیت آن برا ی بشر مشخص نشده است .البته دانشمندان با بررسی نور در موقعیت های مختلف ،پی به اکثر خواص نور برده اند ،به طوری که امروزه ما قادریم رفتار نور را در اغلب موقعیتها بر رفتار انسانها پیش بینی کنیم .این پیش بینی ما رهنمون ما در عرصه نورپردازی ماثرخواهد بود.

نور یکی از عوامل موثر بر ارزس فضایی است و این عامل به این دلیل پر اهمیت است که قادر به تاثیر گذاری برادرک حسی در رفتار های انسان می باشد. کم و زیاد شدن نور بر انسان تاثیر می گذارد و این تاثیر کمابیش ناآگاهنه خلق و خوی انسان را تغییر می دهد .نور به رغم ماهیت غیر مادی و روحانیش از مقصود معماری جدایی ناپذیر است.چرا که معماری با وجود ویژگی های فیزیکی و عملکردش می تواند نشانگر دریافتی زیباشناسه باشد ،و با بهره گیری از نور به عنوان عنصری بنیادی حال و هوایی را خلق کند و عواطفی را برانگیزد .معمولا در معماری از نور تعابیری انتزاعی (متافیزیکی)،فلسفی،نمادین و علمی می شود و هر یک از این تعبیرها نیز بسیار موثر است.در بناهای مسکونی میان راه حلهای معماری نور و آرمانهای انتزاعی یا متافیزیکی بیشتر به چشم می آید.

احساسات ، کنش ها ،دریافت و همچنین تندرستی انسان ،از نور و روشنایی تاثیر می گیرد.روشنایی با کیفیت خوب ،می تواند کارایی دید" Visual performance " و عملکرد دیداری را تقویت و حس افرد را تقویت نماید از طرف دیگر روشنایی نامناسب ممکن است ناخوشایند و تشویش آمیز باشد یا حتی مانع کارآیی دید شود.

بينايي که مهم ترين حس انتقالي در ميان ديگر حواس انسان مي باشد در منتقل کردن احساسات مختلف و ادراکات گوناگون به مغز انسان نقش بسزايي دارد.در اين نقل و انتقال عناصر و عوامل بسياري از جمله محيط و فضاهاي پيرامون انسان و به ويژه "نور"از اهميت برخورداراست.هدف از این تحقیق اهمیت و تاثير نور در فضاهاي داخلي با توجه به تاثير پذيري در نحوه درک حسی از نور مي باشد.همانگونه که اصل آفرينش و بقاء و حيات موجودات بر پايه و اساس و پديده نور ادامه مي يابد.بايد به اين مهم که يکي از عوامل حياتي بيشتر پرداخته شود.

نور، اولين شرط براي هر نوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم و رنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي از مهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست .در اين مقاله که صرفا به خاصيت نور طبيعي پرداخته مي شود سعي بر آن است که نقش"نور" در،درک حسی معماري فضاهاي مسکوني و بهره برداري از نور در طراحي ها و ايجاد فضاهاي مطلوب و همچنين ارتبط محيط و فضاهاي پيراموني با توجه به اهميت فوق العاده و تاثير پذيري انسان از محيط ،بررسي مي گردد.

• بيان مسئله:

• Speech problems

متغيير ها

متغيير مستقل: نور طبيعي

متغييروابسته: ادرک حسي در فضای کالبدی

ادراک بینایی یا دریافت پیام های تصویری تابع چهار عامل است :

1)زمان : هنگامی که پیام به شبکیه می ر سد.

2)جای جسم مورد مشاهده .

3)شدت نور :کمی یا زیادی شدت نور هر دو ادراک بصری را محدود می کنند.

4)رنگ : تشخیص رنگ تنها د رمحدوده خاصی از روشنایی امکان پذیر است.

شدت نور و بخصوص نور طبيعي عاملي است : اگر نور وجود نداشته باشد نه محل جسم قابل تشخيص است و نه رنگ آن.نور و بخصوص نور طبيعي عاملي است بي ثبات: بر حسب زمان و موقع سال و نيز وضع هوا ، وضع نور نيز تغير مي كند . با تغيير نور ادراك ما از محيط – و به ناچار از يك ساختمان – نيز تغيير مي كند . به علت تغيير دائمي نور طبيعي ، آدمي وابسته به جريان طبيعي زمان است كه براي او در اين موارد وسيله قياس است و اختلاف اصلي نور طبيعي و مصنوعي نيز از همين جا ناشي مي شود: از نظر فيزيكي ايجاد كمييت بهينه براي نور از نظر مقدار ، شدت ، رنگ و گرما و غيره – با نور مصنوعي كاملاً امكان پذير است ولي تقليد از تغييرات هميشگي نور طبيعي براي ما خاصيت يك زمان سنج طبيعي را دارد كه نور مصنوعي مطلاقاً فاقد آن است . فرم خارجي يك ساختمان با روشنائي روز براي ما قابل تشخيص مي شود و درست همين مطلب هنگام طرح يك ساختمان ايجاد مشكل مي كند : محل ، اندازه ، فرم و جنس آن بايستي در مرحلة طرح ريزي دقيقاً مشخص شوند . محل خورشيد را – كه منبع اصلي نور طبيعي است – مي توانيم از قبل براي هر ساعتي از روز و هر روزي از سال حساب كنيم . اما مقدار نور و عوامل مؤثر بر آن مانند ابر ، باران يا مه و غيره و همچنين اثر اجتماعي – رواني اين عوامل بر روي بيننده را نمي توانيم از قبل پيش بيني كنيم . همگي اين عوامل مجهولات ما در هنگام طراحي مي باشند .

نور پردازي طبيعي فضاي داخلي :

ارتباط مياني بين درون و بيرون بر پايه دو عامل است : نور يا به عبارت ديگر مقدار نور طبيعي اي كه از بيرون به درون ميتابد و آزادي ديد چه از درون به بيرون و چه بر عكس .آزادي ديد خواسته يا ناخواسته به معني وجود نور است اما وجود نور هميشه به معني آزادي ديد نيست . به طور كلي سه امكان براي نور پردازي طبيعي وجود دارد :

الف ) از طريق روزنامه ها فقط نور به درون راه دارد .

ب) علاوه بر ورود نور ، راه ديد به بيرون نيز باز است .

ج) هم نور به داخل مي آيد و هم امكان ديد از هر طرف وجود دارد .

گاهي تلاش مي شود كه براي نور پردازي فضاهاي داخلي از نور طبيعي نيز استفاده مي شود . نياز به نور در فضاهاي داخلي بر حسب نوع استفاده آنها متفاوتند . قطعاً استفاده از تاريك و روشن شديد (كنتر است ) ، در غير مواردي كه به دلايل خاصي براي آن لزومي باشد ، نا مطلوب است چرا كه كنتر استن شديد باعث خستگي مكانيسم ادراك بينايي مي شود . تجربيات به اثبات رسانده اند كه هر چه فضا روشن تر باشد ، محيط دلپذيرتري احساس مي كنيم اما با گذشتن مقدار شدت نور از حدي معيين نور مي تواند نا مطلوب شود.

هر چه روزنه بزرگتر باشد حال و هواي فضاي داخلي بيشتر تحت تأثير محيط خارج قرار مي گيرد . حد نهائي اين حالت هنگامي پيش مي آيد كه دور تا دور فضا با شيشه پوشيده شده باشد و نور از همه طرف امكان تابيدن به داخل را داشته باشد . چنين فضاهائي وابستگي مطلق به شرايط و تغييرات محيط بيروني دارند و در آنها شرايط نور درون شباهت كامل به محيط بيرون دارد . هر چه ديوارها شفاف تر باشند كنترل نور طبيعي در فضاي داخلي مشكل تر مي گرد

عملکرد چشم انسان

چشم انسان ،یک سیستم اپتیکالی کامل است .امواج نوری از شیءخارجی به چشم رسیده و پس از عبور از قرنیه به شبکیه می رسد.حساسیت چشم افراد به طور کلی در برابر طیف نوری قابل رویت به طول موج نور بستگی دارد.

احساسات ، کنش ها ،دریافت و همچنین تندرستی انسان ،از نور و روشنایی تاثیر می گیرد.روشنایی با کیفیت خوب ،می تواند کارایی دید Visual performance و عملکرد دیداری را تقویت و حس افرد را تقویت نماید از طرف دیگر روشنایی نامناسب ممکن است ناخوشایند و تشویش آمیز باشد یا حتی مانع کارآیی دید شود.امکان دید :عبارتست از توانایی اخذ اطلاعات ،از میدان دید ،این امر شرط اساسی برای نور پردازی با کیفیت بالاست ،کنتراست فدرخشندگی ،مدت رویت و اندازه اشیاء،مهمترین متغییر هایی هستند که بر امکان دید اشیاء تاثیر می گذارد.

يکي از عوامل تاثير گذار بر استفاده کنندگان از هر فضا و خواص مربوط به واکنش اجسام موجود در آن فضا در برابر تابش نور است .به عبارت ديگر .نور عملا بخشي از معماري است و ازمقصود معماري جدايي ناپذير ميباشد .نمي توان معماري را بررسي کرد و ازنقش مهم نور و طرز برخورد معماري که مصنوع بشر است با اين پديده غافل شد .نور چه به صورت طبيعي وچه به صورت مصنوعي .نقش مهمي در تشخيص احجام .رنگ و بافت معماري مورد رويت دارد گرچه براي مورد رويت قرار گرفتن نيز،.نيازمند نور است. موضوع نور در فضاي مصنوع تنها به يکي از محدوده هاي فضاي درون بنا،.نور طبيعي،روز يا شب محدود نيست .

پرسش های تحقيق

• Research Question

پرسش اصلي :

1. آیا نور بر چگونگی ادارک تاثیر دارد؟

پرسش های تابع:

1. تاثير نور در فضاهاي معماري بر اداک حسی و رفتارهاي انسان چگونه است؟

2. آيا درک فضاي معماري با کيفيت نور طبيعي رابطه مستقيم دارد؟

3. آيا نور مي‏تواند حصار فضاها را ممکن و يا معني‏دار کند؟

• ضرورت تحقيق:

• Research Needed

اهميت و ضرورت تحقيق جاي نماينگر مي شود که خانه امروزي ديگر ضامن سکونت در آرامش و امنيت افراد نيستند در واقع يکي فقدان رابطه بين خانه با همه هستي و عالم وجود دارد که منجر به پرورش يافتگاني شده است که زندگي در فضا را تجربه کرده اند نه زندگي با تصاوير .در نتيجه سکونتي فقير و ناچيز هستند گرچه خانه هايشان گران قيمت است .

خانه هاي امروزي کمتر فاقد آرامش.احساس تعلق به مکان .گرمي و صميميت.احساس امنيت مي باشد که سرانجام به نحوه فضا سازي در معماري با استفاده از نور طبيعي مي توان طوري فضاسازي نمود که سرانجام محل سکونت داراي کيفيت زندگي در فضاهاي مسکوني باشد.

• فرضيات تحقيق:

• Hypotheses

  • به وسيله نور پردازي مي توان در جهت درک حسی فضايي تلاش نمود.
  • به وسيله نورپردازي در هنگام شب مي توان نسبت ايجاد محيط با تعريف متفاوت با هنگام روز اقدام نمود.
  • استفاده از نور طبيعي به وسيله نوع معماري و استفاده از عناصر جزئيات مي تواند کارايي فضاها را افزايش دهد.
  • تأثير ترفندهاي نوري کمتر از ترفندهاي هندسي و صوري نيست.
  • اشکال هندسي در نورهمان اشکال هندسي در تاريکي است اما فضاهاي ساخته شده کاملاً در نور و بي‏نوري تغيير مي‏کند.ارتباط هندسي از تعاريف و قواعد و قضاياي هندسي به وجود مي‏آيد.

• اهداف تحقيق:

• Research Objectives

  • اهداف اين پژوهش نظري و کاربردي بوده است و هدف ازآن تدوين يکسري اصول که هدف آن تدوين آن اصول کابردي است.
  • در واقع هدف اصلي اين پژوهش بررسي تاثير گذاري نور در ایجاد حس در خانه بودن به عنوان يک نظريه کيفي در زمينه خانه و مسکن مي باشد. تا بتوانيم احساس تعلق به مکان به منصه ظهور بگذارد.که سرانجام به نحوه فضا سازي در معماري با استفاده از نور طبيعي بتوان طراحي نمود.

  • سوابق تحقيق: (حوزه نظري و حوزه کاربردي)

• Research Experience

تحقيقات بيشماري در مورد تاثيرات نور بر فضاهاي معماري صورت گرفته است .ونظریه پردازان زیادی درهردو حوزه اظهار نظر کرده اند.

انسان که خود آفريننده نور است .بقاء و سلامت جسمي و رواني و اخلاقي اش نيز در گرو نور مي باشد. هدف از اين تحقيق تاکيد بر ارتباط حفظ تعادل رواني .اخلاقي و سلامت جسماني و رشد وشکوفايي و خلاقيت و کيفيت زندگي انسان به سبب تاثير پذيريهاي محيطي و نيز نور مي باشد."الله نور السموات و الارض" به نظر مي رسد که اصل و مبدا هستي و پيدايش کائنات بر پايه و اساس نور است.

در ادبيات جهان داستانها و تعاريف و تعابير استعاره اي هميشه .گرمي با روشني ونور.و سردي با تاريکي و سياهي همراه بوده است .اين مبحث صرفا به نورهاي مرعي پرداخته و به مباحث ديگر از قبيل:نورهاي نا مرعي مانند پرتوهاي فرابنفش و غيره که چشم انسان قادر به ديدن آنها نيست نمي پردازد. بشر از مدتها قبل از خواص متافيزيکي نور مطلع بود .جايگاه نور در ساختمانهاي باقي مانده از دوران گذشته و نيز از مراسم هايي که در تاريخ عمر بشر صورت گرفته مشخص مي باشد.شبها نيز آتش روشني بخش زندگي بشر بوده است و با ايجاد نور ملايم و زيبايش خود به ايجاد محيط دل انگيز کمک مي نومده است.

در مصر باستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور و در نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد . فرم هاي صريح و هندسي كه در معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديد اثري خاص داشته اند . گفته لوكوربوزيه در مورد نور و سايه در اينجا اعتبار بيشتري مي يابد كه : «معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها را زير نور ببينيم : اين سايه و روشن ها هستند كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند . تصاوير آنها ناب ،، ملموس و صريح هستند» اگروتر ص 451 برای انسان نخستین ،نور بعنوان وسیله ای برای محاسبه ،زبان محسوب می شد .اشعه های پرانرژی نور ،که از فاصله دور خورشید به زمین منعکس می شوند ،نوری که از نظر جهت زاویه و شدت تغییر می کند و این تغییرات به مکان ،فصل و زمان روز بستگی دارد.این امکان را به انسانی که در داخل آن سکونت داشت می داد که وجودش را در ارتباط با محیط اطرافش درک کند و بفهمد.

نور از دیدگاه تادائو آندو

نور سرچمه وجود همه هستی است با روشن کردن سطح اجسام ،نور به آنها پیرامون و یک محیط مرعی را اهدا میکند و جمع شدن سایه در پشت آنها ،به اجسام عمق می دهد .اجسام تنها در مرزهای روشنایی و تاریکی است که معنی پیدا می کنند و شکل خود را بدست آورده و نشان می دهند ،روابط داخلیشان کشف می شود و مانند حلقه های زنجیر تا بی کران بهم مربوط می شوند .نور به اجسام ،استقلال و خودمختاری می بخشد و همزمان وابستگی های آن را محدود می کند ما حتی می توانیم اینطور بیان کنیم که نور به هر شی ء در محیط پیرامونش آنقدر ترفیع می دهد که آن شی ء کاملا مشخص شده و با سایر اشیاء فرق کند .نور این خالق وابستگی ها و ارتباطاتی که جهان را شکل می دهند ،در حالیکه خود نیز سرچشمه همه موجودات است.به هیچ وجه یک منبع ثابت و غیر منقول نیست .نور بیشتر دارای حرکت ارتعاشی است و در کنار تغییر دائمیش پیوسته جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

لوئي كان

"ماده نور خاموش شده است. وقتی نور دست از نور بودنش بردارد ماده می شود . در سکوت ،تمایل به نهفته بودن است .بودن برای بیان چیزی ، در نورنیز تمایل بودن نهفته است ، بودن برای خلق کردن چیزی“

لوكوربوزيه

«معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجمو عه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است. چشمهاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرمها را زير نور ببينيم: اين سايه و روشنها هستند كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند. مكعب ، مخروط ، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهايي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند. تصاوير آنها ، ناب ، ملموس و صريح هستند».

نو ر از منظر هنر

با نگاه به شیوه های پرداخت نور در هنر می توان دید بین تاریخ و تاریخ هنر رابطه های زیادی وجود دارد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ،دانشمندان و هنرمندان به نور ،دو رویکرد متفاوت داشتند.اول اینکه کلرک ماکسول ،درباره ویژگی موجی نور نظریه ای ارائه کرد و معادلاتی به وجود آورد و در این نظریه اثرات میدانهای مغناطیسی و الکتریکی نور را به هم آمیخت .به این معنی که فهمید نور ،نوعی موج الترو مغناطیسی است .

معماری باید فضاهایی را بوجود آورد که در آنها خاصیت حیات بخش روح و نشاط انسان را از محیط زندگی روزمره اش آزاد کند .نور همان است که معماری را به سوی زندگی هشیار و بیدار می کند و به آن حیات می بخشد ،و همان است که به معماری قدرت و نیرو می دهد.

• روش تحقيق:

• Research Methodology

روش تحقيق در اين پژوهش با توجه به ماهيت آن ،کيفي و با رويکرد تفسير گرايانه ومطالعه موردي مي باشد .

• جمع آوري اطلاعات:

در روش تحقيق کيفي ،گسترده و سيعي از تدابير گردآوري داده ها کاربرد دارد در اين پژوهش با توجه به ماهيت آن از ابزار جمع آوري اطلاعات کتابخانه اي .اسنادي .آماري اطلاعات وپرسش از افراد جامعه مي باشد استفاده ميشود.

• مطالعات میدانی:

گردآوری اطلاعات در این پروژه به صورت کتابخانه ای و مشاهدات میدانی و مصا حبه صورت گرفته است و اطلاعات حاصله از طریق روش علی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

• مشاهده:

سنجش و ارزیابی در این پروژه از طریق مشاهده انجام گرفته که پژوهشگر به عنوان مشاهده کننده رفتار افراد حاضر مورد مشاهده مستقیم و غیر مستقیم قرار داده است .همچنین مشاهده از نوع توصیفی می باشد کا در این نوع مشاهده گر آنچه را می بیند دقیقا یاداشت می کند و از هرگونه اظهار نظر خودداری می کند .

واحد این نمونه برداری عامل زمان و رویداد خاص و فضای گوناگون می باشد.

• مصاحبه و پرسش نامه:

در این روش مصاحبه انفرادی استفاده شده است به گونه ای که در مصاحبه و پرسش نامه به طرح چند سوال نظرات تک تک افراد را مورد ارزیابی قرار می گیرد .در این نوع مصاحبه با اینکه هدف مصاحبه مشخص است محدودیت خاصی در پرسش و پاسخ نیست و مصاحبه شونده بدون هیچ محدودیتی به بیان احساسات و عواطف خود می پردازد.

• جامعه پژوهش:

• The study

ü با توجه به عنوان اين پژوهش جامعه پژوهش را کليه ساکنان انواع خانه هاي مسکوني وچه در مقياس ،آپارتماني و، ويلايي تشکيل مي دهد.

• نمونه پژوهش:

• Sampel study

دراین پژوهش جهت بررسی سلسه رفتارهای ،ساکنان کلیه ساکنان زن و مرد در خانه های مسکونی که زندگی می کنند را شامل می شود.

تبرای انجام این پژوهش که براساس مشاهدات میدانی ونمونه موردی در فضاهای مسکونی صورت گرفته است چند نمونه از ساختمان های مسکونی مثلا واقع در خیابان ”سعدیه همدان ”به طور اتفاقی انتخاب گردیده و نحوه ادارکی نور توسط ساکنان در ساعات مختلف و درفضاهای داخلی گوناگون مشاهده و مورد بررسی قرار میگیرد.

مثلا:نحوه ادارک آقایان در ساعات 7-9-در اتاق خواب مورد بررسی قرار می گیرد

• منابع :

• Resources

• گروتر .زيباشناختي در معماري .ترجمه جهان شاه پاکزاد و عبدالرضا همايون.انتشارات شهيد بهشتي 1375

• بوا بن.زيبايي نور.ترجمه:پرويز قوامي . انتشارات شهید بهشتی1376

• نادر اردلان.حس وحدت.حميد شاهرخ .نشر خاک .چاپ اول تهران

• سيد هادي میرمیران:مجله معماري و شهرسازي42.43

• فرم .فضا.نظم 1387.فرانسيس دي کچينگ،ترجمه زهره قراگوزلو،انتشارات دانشگاه تهران ،چاپ چهاردهم

• لنگ ،جان 1381/آفرینش نظریه معماری –نقش علوم رفتاری در تبیین نظریه معماری –ترجمع دکتر علیرضا عینی فر –انتشارات دانشگاه تهران –چاپ اول

• گلدشتاین ،ای ،بروس 1384/احساس و ادراک /ترجمه دکتر همایون معین –انتشارات دانشگاه تبریز –چاپ اول

• نمازیان .علی 1379/نیازهای روانی در رابطه با محیط مصنوع ،دانشگاه تهران

• گلدشتاین.ای .بروس1384/احساس و ادراک –ترجمه دکتر همایون معین –انتشارات دانشگاه تهران.چاپ اول

• چرمایوف .سرج الکساندر،کریستوفر1376/عرصه های زندگی جمعی و زندگی خصوصی –ترجمه منوچهر مزینی

• آلتمن .ایروین 1382/محیط و رفتارهای اجتماعی (خلوت ،فضای شخصی، قلمرو و ازدحام)علی نمازیان-انتشارات شهید بهشتی

• اونز.بنجامین – نور روز در معماری ،ترجمه دکتر شهرام پور دیهمی /تهران :نشر نخستین 1379

• جورگولا،رومالدو-لویی کان ،ترجمه عبدالله جبل عاملی ،اصفهان :نشر خاک 1377

• مجتبی پور ،رسول ،دو مقاله در شکل معماری نور و تزیینات –اصفهان مهندسان مشاور پلیشر ،1377

انواع تزئینات معماری اسلامی ایران

 

انواع آجرکاری- گچبری –کاشیکاری- حجاری- منبت کاری- آینه کاری- ونقاشی طرح های گیاهی و هندسی- خطاطی

گونه های مختلف آجر تزئینی :

· آجر واکوب وآبمال: آجر صاف جهت نمای ساختمان - نمونه : نمای گنبد قابوس
2- آجر پیش بر: خشتی که هنوز خشک نشده بوسله برنده برش میدادند.
3- آجر مهری : دارای نقوش برجسته یا فرو رفته نمونه : مسجد جامع گناباد دوره سلجوقی-گنبد سلطانیه – مسجد جامع یزد -ایلخانیان ، نمونه هایی در یزد وکاشان و تهران قاجاریه
4-آجر تراش :عبارتند از نیمه(2/1) – (آجری که از قطر به دو نیم چارکه (4/1)-قناس شده )- آجر قفلی، (آجری که 4/1 آن از گوشه بریده شده ) – آجر قلمدونی (3/1 آجر ) – دو قدی ( 8/1 آجر –کلوک (16/1 آجر )- آجر فلکه (آجر تراشی که دو مثلث از دو گوشه آن بریده شده) – آجر قاشقی ( بریدن مورب گوشه ای یا لب پخ )
5-آجر تزینی قالبی و تراش :مخصوص دوره قاجارمی باشد . در شکل های هندسی و غیر هندسی
6- آجر آبساب :پس از تراش در آب می خیسانند بعد کناره های آنرا می سابند به نما جلوه میدهد . نمونه در گنبد سلطانیه
7- آ جر قواره بری : یکی از شیوه های آجر تراش است که در آن به جای نقش از قطعه مستقیم آجر استفاده می کنند . رواج آن در دوره قاجار می باشد.

گوشواره :

گوشواره یا طاق روی گوشه عنصری قبل از اسلام اساسا برای تعبیه یک گنبد مدور روی پلان مربع کار گرفته شده است . نمونه : مسجد جامع اردستان- تالار مربع جامع قزوین – مقبره ارسلان جاذب – مسجد علی اصفهان

مقرنس :

در سطوح مقعر گوشه هایی در زیر سقف ایجاد می شود که منشا بوجود امدن آن گوشواره ها هستند. مقرنس ربع گنبد است .
سه نوع مقرنس وجود دارد:
1- مقرنس جلو آمده
2- مقرنس روی هم قرار گرفته
3- مقرنس معلق


طاقنما :

نمائی که حالت قوسی طاق را می نمایاند بیشتر برای برجسته نشان دادن پنجره ها مورد استفاده قرار می گیرد.


نغول :

بمعنی گودی بکار می رود. همانند طاقنما می باشد .اغلب دارای شکل هندسی مستطیل یا مربع می باشد.در بالای سردرها وحاشیه زیر گنبد کاربرد دارد.

نمونه : ایوان شمالی مسجد گناباد – گنبد سرخ مراغه ترکیبی از طاقنما ونغول


انواع آجر کاری، چیدمان آجر:

1- رگ چینی : شامل راسته – کله – قد نما یا هره – خواب نما –لاریز – نیمانیم – سه باریک
2- گل انداز : نمونه در ازاره خانه های یزد – در نمای بناهلی شیراز
3- گره سازی : نمونهدر گور امیر در سمرقند – داخل بنای سنگ بست – سر در مسجد جورجیر- مسجد جامع ورامین – مسجد گوهر شاد – مدرسه غیاثیه خرگرد
4- آجر کاری رنگی یا گره سازی: نمونه در سید علا, الدین حسین – مدرسه خان – شاهچراغ – مسجد وکیل – علی بن حمزه – مسجد مشیر
5- آجر کاری خفته و رفته ( پتکین )
6- خوون چینی
7- مهری چینی

گچبری : گچبری به دو صورت انجام می گرفت

1- گاه بر روی آجر وصورت روکش دیوار
2- گاه بعد از اتمام ساختمان به شکل حاشیه یا فتیله ای


طبقه بندی موتیف های گچبری:
الف ) هندسی
ب) نقوش گیاهی
ج) نقوش حیوانی وانسانی و تلفیق هر دو
د) نقش خط وکتیبه

نمونه بیشتر در کاخ ها ی تیسفون – چال ترخان ری – کیش – بیشابور نمونه های دوره اسلامی در مسجد جامع اصفهان – مسجد جامع نائین

سفا ل :معروفترین آثار سفال مربوط به دوره سلجوقی می باشد.

نمونه در مسجد علویان همدان – تپه حصاردامغان – طاقچه های کاخ چال ترخال ری



کاشیکاری : از کاشی بعناوین زیر بهره گرفته شده :

1-کاشی یکرنگ : نمونه در مسجد جامع قزوین – تبریز – مقبره امیر اسما عیل مجموعه سنگ بست – مناره مسعود غزنوی – گنبد کبود مراغه – مناره مسجد جامع دامغان – برج رادکان خراسان – مسجد جامع گناباد و...

2-کاشی معرق : نمونه در غیاثیه خر گرد ( 848 هجری ) – مسجد گوهر شاد ( 821 هجری )و مسجد کبود ( 870 هجری ) – مسجد شیخ لطف الله – مسجد امام ( شاه ) و مدرسه چها باغ
3-کاشی هفت رنگ : نمونه در مسجد سپهسالار – مسجد امام ( سلطانی ) سمنان - مسجد شاه قزوین – گنبد مسجد کبود
4-کاشی طلائی : نمونه در حرم امام رضا (ع) – مرقد حضرت معصومه (ع) - امامزاده یحیی در ورامین

5- کاشی با تلفیق آجر :نمونه در مسجد جامع اشترجان – مسجد جامع ورامین -
گنبد سلطانیه – مدرسه خان شیراز- مسجد وکیل و...

6- نوشته های کاشی

منبت و کنده کاری چوب :کاربرد چوب در منبت - مشبک - معرق – کنده کاری – خاتم سازی و نقاشی می باشد. نمونه کنده کاری در مساجد اصفهان – مدرسه شاه سلطان حسین – آرامگاه شاهزاده حسین در قزوین
منبت کاری : نمونه در منبر مسجد نائین – صندوق حضرت عبدالعظیم – منبر سوریان شیراز
خاتم سازی : طریقه ساخت خاتم آن است که انواع گوناگون مصالح مورد نیاز این فن را از طلاو نقره و برنج گرفته تا استخوان و صدف وعاج و چوب های گوناگون را بصورت میله ای باریک در آورند. سپس با قرار دادن این مفتولها در کنار هم انواع گلها از شش گوشه تا دوازده گوشه بوجود میاورند.



معرق روی چوب
آئینه کاری :اولین بار درقزوین پایتخت شله طهماسب اول و دیوانخانه – کاخ هفت دست – کاخ چهلستون و ایوان حضرت معصومه

انواع تزئینات معماری اسلامی ایران

 

انواع آجرکاری- گچبری –کاشیکاری- حجاری- منبت کاری- آینه کاری- ونقاشی طرح های گیاهی و هندسی- خطاطی

گونه های مختلف آجر تزئینی :

· آجر واکوب وآبمال: آجر صاف جهت نمای ساختمان - نمونه : نمای گنبد قابوس
2- آجر پیش بر: خشتی که هنوز خشک نشده بوسله برنده برش میدادند.
3- آجر مهری : دارای نقوش برجسته یا فرو رفته نمونه : مسجد جامع گناباد دوره سلجوقی-گنبد سلطانیه – مسجد جامع یزد -ایلخانیان ، نمونه هایی در یزد وکاشان و تهران قاجاریه
4-آجر تراش :عبارتند از نیمه(2/1) – (آجری که از قطر به دو نیم چارکه (4/1)-قناس شده )- آجر قفلی، (آجری که 4/1 آن از گوشه بریده شده ) – آجر قلمدونی (3/1 آجر ) – دو قدی ( 8/1 آجر –کلوک (16/1 آجر )- آجر فلکه (آجر تراشی که دو مثلث از دو گوشه آن بریده شده) – آجر قاشقی ( بریدن مورب گوشه ای یا لب پخ )
5-آجر تزینی قالبی و تراش :مخصوص دوره قاجارمی باشد . در شکل های هندسی و غیر هندسی
6- آجر آبساب :پس از تراش در آب می خیسانند بعد کناره های آنرا می سابند به نما جلوه میدهد . نمونه در گنبد سلطانیه
7- آ جر قواره بری : یکی از شیوه های آجر تراش است که در آن به جای نقش از قطعه مستقیم آجر استفاده می کنند . رواج آن در دوره قاجار می باشد.

گوشواره :

گوشواره یا طاق روی گوشه عنصری قبل از اسلام اساسا برای تعبیه یک گنبد مدور روی پلان مربع کار گرفته شده است . نمونه : مسجد جامع اردستان- تالار مربع جامع قزوین – مقبره ارسلان جاذب – مسجد علی اصفهان

مقرنس :

در سطوح مقعر گوشه هایی در زیر سقف ایجاد می شود که منشا بوجود امدن آن گوشواره ها هستند. مقرنس ربع گنبد است .
سه نوع مقرنس وجود دارد:
1- مقرنس جلو آمده
2- مقرنس روی هم قرار گرفته
3- مقرنس معلق


طاقنما :

نمائی که حالت قوسی طاق را می نمایاند بیشتر برای برجسته نشان دادن پنجره ها مورد استفاده قرار می گیرد.


نغول :

بمعنی گودی بکار می رود. همانند طاقنما می باشد .اغلب دارای شکل هندسی مستطیل یا مربع می باشد.در بالای سردرها وحاشیه زیر گنبد کاربرد دارد.

نمونه : ایوان شمالی مسجد گناباد – گنبد سرخ مراغه ترکیبی از طاقنما ونغول


انواع آجر کاری، چیدمان آجر:

1- رگ چینی : شامل راسته – کله – قد نما یا هره – خواب نما –لاریز – نیمانیم – سه باریک
2- گل انداز : نمونه در ازاره خانه های یزد – در نمای بناهلی شیراز
3- گره سازی : نمونهدر گور امیر در سمرقند – داخل بنای سنگ بست – سر در مسجد جورجیر- مسجد جامع ورامین – مسجد گوهر شاد – مدرسه غیاثیه خرگرد
4- آجر کاری رنگی یا گره سازی: نمونه در سید علا, الدین حسین – مدرسه خان – شاهچراغ – مسجد وکیل – علی بن حمزه – مسجد مشیر
5- آجر کاری خفته و رفته ( پتکین )
6- خوون چینی
7- مهری چینی

گچبری : گچبری به دو صورت انجام می گرفت

1- گاه بر روی آجر وصورت روکش دیوار
2- گاه بعد از اتمام ساختمان به شکل حاشیه یا فتیله ای


طبقه بندی موتیف های گچبری:
الف ) هندسی
ب) نقوش گیاهی
ج) نقوش حیوانی وانسانی و تلفیق هر دو
د) نقش خط وکتیبه

نمونه بیشتر در کاخ ها ی تیسفون – چال ترخان ری – کیش – بیشابور نمونه های دوره اسلامی در مسجد جامع اصفهان – مسجد جامع نائین

سفا ل :معروفترین آثار سفال مربوط به دوره سلجوقی می باشد.

نمونه در مسجد علویان همدان – تپه حصاردامغان – طاقچه های کاخ چال ترخال ری



کاشیکاری : از کاشی بعناوین زیر بهره گرفته شده :

1-کاشی یکرنگ : نمونه در مسجد جامع قزوین – تبریز – مقبره امیر اسما عیل مجموعه سنگ بست – مناره مسعود غزنوی – گنبد کبود مراغه – مناره مسجد جامع دامغان – برج رادکان خراسان – مسجد جامع گناباد و...

2-کاشی معرق : نمونه در غیاثیه خر گرد ( 848 هجری ) – مسجد گوهر شاد ( 821 هجری )و مسجد کبود ( 870 هجری ) – مسجد شیخ لطف الله – مسجد امام ( شاه ) و مدرسه چها باغ
3-کاشی هفت رنگ : نمونه در مسجد سپهسالار – مسجد امام ( سلطانی ) سمنان - مسجد شاه قزوین – گنبد مسجد کبود
4-کاشی طلائی : نمونه در حرم امام رضا (ع) – مرقد حضرت معصومه (ع) - امامزاده یحیی در ورامین

5- کاشی با تلفیق آجر :نمونه در مسجد جامع اشترجان – مسجد جامع ورامین -
گنبد سلطانیه – مدرسه خان شیراز- مسجد وکیل و...

6- نوشته های کاشی

منبت و کنده کاری چوب :کاربرد چوب در منبت - مشبک - معرق – کنده کاری – خاتم سازی و نقاشی می باشد. نمونه کنده کاری در مساجد اصفهان – مدرسه شاه سلطان حسین – آرامگاه شاهزاده حسین در قزوین
منبت کاری : نمونه در منبر مسجد نائین – صندوق حضرت عبدالعظیم – منبر سوریان شیراز
خاتم سازی : طریقه ساخت خاتم آن است که انواع گوناگون مصالح مورد نیاز این فن را از طلاو نقره و برنج گرفته تا استخوان و صدف وعاج و چوب های گوناگون را بصورت میله ای باریک در آورند. سپس با قرار دادن این مفتولها در کنار هم انواع گلها از شش گوشه تا دوازده گوشه بوجود میاورند.



معرق روی چوب
آئینه کاری :اولین بار درقزوین پایتخت شله طهماسب اول و دیوانخانه – کاخ هفت دست – کاخ چهلستون و ایوان حضرت معصومه

انواع تزئینات معماری اسلامی ایران

 

انواع آجرکاری- گچبری –کاشیکاری- حجاری- منبت کاری- آینه کاری- ونقاشی طرح های گیاهی و هندسی- خطاطی

گونه های مختلف آجر تزئینی :

· آجر واکوب وآبمال: آجر صاف جهت نمای ساختمان - نمونه : نمای گنبد قابوس
2- آجر پیش بر: خشتی که هنوز خشک نشده بوسله برنده برش میدادند.
3- آجر مهری : دارای نقوش برجسته یا فرو رفته نمونه : مسجد جامع گناباد دوره سلجوقی-گنبد سلطانیه – مسجد جامع یزد -ایلخانیان ، نمونه هایی در یزد وکاشان و تهران قاجاریه
4-آجر تراش :عبارتند از نیمه(2/1) – (آجری که از قطر به دو نیم چارکه (4/1)-قناس شده )- آجر قفلی، (آجری که 4/1 آن از گوشه بریده شده ) – آجر قلمدونی (3/1 آجر ) – دو قدی ( 8/1 آجر –کلوک (16/1 آجر )- آجر فلکه (آجر تراشی که دو مثلث از دو گوشه آن بریده شده) – آجر قاشقی ( بریدن مورب گوشه ای یا لب پخ )
5-آجر تزینی قالبی و تراش :مخصوص دوره قاجارمی باشد . در شکل های هندسی و غیر هندسی
6- آجر آبساب :پس از تراش در آب می خیسانند بعد کناره های آنرا می سابند به نما جلوه میدهد . نمونه در گنبد سلطانیه
7- آ جر قواره بری : یکی از شیوه های آجر تراش است که در آن به جای نقش از قطعه مستقیم آجر استفاده می کنند . رواج آن در دوره قاجار می باشد.

گوشواره :

گوشواره یا طاق روی گوشه عنصری قبل از اسلام اساسا برای تعبیه یک گنبد مدور روی پلان مربع کار گرفته شده است . نمونه : مسجد جامع اردستان- تالار مربع جامع قزوین – مقبره ارسلان جاذب – مسجد علی اصفهان

مقرنس :

در سطوح مقعر گوشه هایی در زیر سقف ایجاد می شود که منشا بوجود امدن آن گوشواره ها هستند. مقرنس ربع گنبد است .
سه نوع مقرنس وجود دارد:
1- مقرنس جلو آمده
2- مقرنس روی هم قرار گرفته
3- مقرنس معلق


طاقنما :

نمائی که حالت قوسی طاق را می نمایاند بیشتر برای برجسته نشان دادن پنجره ها مورد استفاده قرار می گیرد.


نغول :

بمعنی گودی بکار می رود. همانند طاقنما می باشد .اغلب دارای شکل هندسی مستطیل یا مربع می باشد.در بالای سردرها وحاشیه زیر گنبد کاربرد دارد.

نمونه : ایوان شمالی مسجد گناباد – گنبد سرخ مراغه ترکیبی از طاقنما ونغول


انواع آجر کاری، چیدمان آجر:

1- رگ چینی : شامل راسته – کله – قد نما یا هره – خواب نما –لاریز – نیمانیم – سه باریک
2- گل انداز : نمونه در ازاره خانه های یزد – در نمای بناهلی شیراز
3- گره سازی : نمونهدر گور امیر در سمرقند – داخل بنای سنگ بست – سر در مسجد جورجیر- مسجد جامع ورامین – مسجد گوهر شاد – مدرسه غیاثیه خرگرد
4- آجر کاری رنگی یا گره سازی: نمونه در سید علا, الدین حسین – مدرسه خان – شاهچراغ – مسجد وکیل – علی بن حمزه – مسجد مشیر
5- آجر کاری خفته و رفته ( پتکین )
6- خوون چینی
7- مهری چینی

گچبری : گچبری به دو صورت انجام می گرفت

1- گاه بر روی آجر وصورت روکش دیوار
2- گاه بعد از اتمام ساختمان به شکل حاشیه یا فتیله ای


طبقه بندی موتیف های گچبری:
الف ) هندسی
ب) نقوش گیاهی
ج) نقوش حیوانی وانسانی و تلفیق هر دو
د) نقش خط وکتیبه

نمونه بیشتر در کاخ ها ی تیسفون – چال ترخان ری – کیش – بیشابور نمونه های دوره اسلامی در مسجد جامع اصفهان – مسجد جامع نائین

سفا ل :معروفترین آثار سفال مربوط به دوره سلجوقی می باشد.

نمونه در مسجد علویان همدان – تپه حصاردامغان – طاقچه های کاخ چال ترخال ری



کاشیکاری : از کاشی بعناوین زیر بهره گرفته شده :

1-کاشی یکرنگ : نمونه در مسجد جامع قزوین – تبریز – مقبره امیر اسما عیل مجموعه سنگ بست – مناره مسعود غزنوی – گنبد کبود مراغه – مناره مسجد جامع دامغان – برج رادکان خراسان – مسجد جامع گناباد و...

2-کاشی معرق : نمونه در غیاثیه خر گرد ( 848 هجری ) – مسجد گوهر شاد ( 821 هجری )و مسجد کبود ( 870 هجری ) – مسجد شیخ لطف الله – مسجد امام ( شاه ) و مدرسه چها باغ
3-کاشی هفت رنگ : نمونه در مسجد سپهسالار – مسجد امام ( سلطانی ) سمنان - مسجد شاه قزوین – گنبد مسجد کبود
4-کاشی طلائی : نمونه در حرم امام رضا (ع) – مرقد حضرت معصومه (ع) - امامزاده یحیی در ورامین

5- کاشی با تلفیق آجر :نمونه در مسجد جامع اشترجان – مسجد جامع ورامین -
گنبد سلطانیه – مدرسه خان شیراز- مسجد وکیل و...

6- نوشته های کاشی

منبت و کنده کاری چوب :کاربرد چوب در منبت - مشبک - معرق – کنده کاری – خاتم سازی و نقاشی می باشد. نمونه کنده کاری در مساجد اصفهان – مدرسه شاه سلطان حسین – آرامگاه شاهزاده حسین در قزوین
منبت کاری : نمونه در منبر مسجد نائین – صندوق حضرت عبدالعظیم – منبر سوریان شیراز
خاتم سازی : طریقه ساخت خاتم آن است که انواع گوناگون مصالح مورد نیاز این فن را از طلاو نقره و برنج گرفته تا استخوان و صدف وعاج و چوب های گوناگون را بصورت میله ای باریک در آورند. سپس با قرار دادن این مفتولها در کنار هم انواع گلها از شش گوشه تا دوازده گوشه بوجود میاورند.



معرق روی چوب
آئینه کاری :اولین بار درقزوین پایتخت شله طهماسب اول و دیوانخانه – کاخ هفت دست – کاخ چهلستون و ایوان حضرت معصومه

جغرافیای استان کرمانشاه


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";} فصل اول: جغرافیای استان کرمانشاه   1- 1 -  جغرافیای طبیعی (مطالعات تاريخي، جغرافيايي و اقتصادي) 1-1-1  نقشه کرمانشاه                                                       1-1-2  موقعيت جغرافيايي – حدود و وسعت استان كرمانشاه با مساحتي حدود 23622 كيلومتر مربع در شمال غربي ايران بين 33 درجه و 40 دقيقه تا 35 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه طول شرقي نسبت به نصف النهار گرنيويچ قرار دارد. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1200 متر است. اين استان از شمال به استان كردستان، از جنوب به استان لرستان، ايلام، از شرق به همدان و از غرب با كشور عراق همسايه است و بيش از سيصد و سي كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق دارد. 1-1-3  ناهمواريها استان كرمانشاه منطقه اي نيمه كوهستاني و سلسله جبال زاگرس بخش عمده اين استان را پوشانده است. تنها در بخشهاي از دامنه هاي كم شيب اين منطقه با دره هاي عريض آن زمين هاي كم ارتفاع و جلگه هاي آبرفتي مشاهده مي شود. بطور كلي ناهمواريهاي اين استان از لحاظ ساختاري و شكل ظاهري زمين به سه گروه: كوه، دشت و تپه ماهور تقسيم مي شود. كوه ها: كوه هاي استان كرمانشاه موازي يكديگر و تقريبا در جهت شمال غرب به جنوب شرق قرار دارند. برخي از اين كوه ها نسبت به خطوط مرزي استان به طور مايل قرار گرفته اند و در نتيجه دره هاي آن تا خاك عراق امتداد دارد. برخي از كوههاي استان عبارتند از: كوه هاي دالاهو، پراو، سفيد كوه، شاهو، آتشكوه، كوه  هاي بمو، كوه نرا، قلاجه، دالاخاني،     كمر زرد و. 1-1-4  دشتها بيشتر مناطق استان كرمانشاه كوهستاني است. اين امر موجب پيدايش شكست ها و چاله ها ساختماني اوليه غالب دشتهاي اين ناحيه شده است. در فواصل كوه ها كه گاهي پهناور و گاهي كم عرض و باريك مي شوند دشتهاي متعددي شكل گرفته كه از مواد آبرفتي انباشته شده اند . دشت هاي كرمانشاه عبارتند از: 1-دشت صحنه 2- دشت بين ارتفاعات الوند و كوه بيرسرخ 3- دشت بيلوار 4- دشت هيش 5- دشت ماهيدشت 6- دشت اسلام آباد 7- دشت كرند 8- دشت بين ارتفعات كرند و خسروي       1-1-5  آب ها آب هاي روي زمين وزش بادهاي مرطوب كه از سوي اقيانوس اطلس و درياي مديترانه مي وزد، موجب بارش برف و باران فراوان و ذخيره آبهاي زير زميني و همچنين جريان رودخانه هاي متعددي در نواحي مختلف كرمانشاه گرديده كه تمام آن نهايتا به سوي خليج فارس جريان پيدا ميكند. رودخانه هاي اين مناطق بيشتر سيلابي و پرپيچ و خم مي باشند. مهمترين حوضچه هاي آبريز كرمانشاه عبارتند از : 1- آبگير رودخانه الوند           2- حوضچه آبگير رودخانه گيلان و تنكاب 3- حوضچه آبگيرگاماسياب     4- حوضچه آبگير قره سو             5- حوضچه آبگير رودخانه راوند – جزمان – گرزو آبهاي زير زميني با توجه به زمين شناسي منطقه مي توان اين استان را از نظر آبهاي زير زميني، غني دانست. عواملي چون دشتهاي وسيع با بسترهاي آبرفتي عميق، ميزان بارندگي سالانه، وجود كوههاي آهكي و طبقات غير قابل نفوذ زيرين در آبرفتهاي منطقه باعث وجود آبهاي زير زميني شده است. چاه هاي عميقي كه در استان خم شده اند و به تفاوت از 70 تا 100 متر عمق دارند و همچنين با وجود  چشمه هاي فراوان چون سراب روانسر، آبهاي جوشان چون سه آب گرم سر پل ذهاب دليل بر غني بودن آبهاي زيرزميني منطقه دارد. 2-1 جغرافياي انساني 1-2-1 جمعيت بر اساس سرشماري عمومي و نفوس و مسكن در سال 1375 ه. ش جمعيت استان كرمانشاه بالغ بر 1778596 نفر است و حدود سه درصد از جمعيت كل كشور را تشكيل مي دهد. از اين تعداد 35/59 درصد در نقاط شهري و 30/39 درصد در نقاط روستايي ساكن هستند و بقيه غير ساكن مي باشند. از اين جمعيت 916310 نفر مراد 862286 نفر زن هستند. از جمعيت اين استان 14/4 درصد گروه سني 65 ساله و بيشتر قرار دارند. 14/55 درصد بين 15 تا 64 سال و 71/40 درصد كمتر از 15 ساله هستند.       2-2-1  نژاد اگر چه اظهار نظر درباره نژاد كرد، كاري بس دشوار است ولي به نظر مي رسد كردهاي كرمانشاه همچون كردهاي كردستان آريايي تبار و از ساكنان قديم فلات ايران هستند. 3-2-1 زبان زبان مردم كرمانشاه كردي است. زبان كردي كه شاخه اي از زبان شمال غربي ايراني ميانه است و به علت داشتن ادبيات مكتوب اهميت خاصي دارد. در كرمانشاه گويش هاي كردي كلهري، كردي اوراي، كردي سوراني، گريش لكي و علاوه بر گويشهاي كردي مردم گويش فارسي كرمانشاهي نيز دارند. 5-2-1  دين اكثر قريب به اتفاق مردم كرمانشاه را مسلمانان شيعه تشكيل مي دهند. و درصدي نيز اهل تسنن هستند همچنين اقليتهاي ديگري نيز وجود دارد كه شامل زرتشيتان 12 درصد، كليميان 3 درصد و مسيحيان 2 درصد. 4-2-1 سابقه تمدن در كرمانشاه سابقه تمدن انساني: باستان شناسان پس از اكتشافهاي خود در كرمانشاه، به تمدن هايي برخورده اند و در اين استان از عصر پارينه سنگي و عصر نو سنگي آثاري به دست آورده اند. بنابراين كرمانشاه از دير باز مهد تمدن كهن و مركز آبادي و پايتخت دولت ما بوده است. رودخانه هاي سيروان، گاماسياب، قره سو، الوند و … آن را آبياري و حاصلخيز كرده و همواره محل سكونت اقوامي بوده است كه در پيرامون و كرانه هاي رودخانه هاآمده و تمدن عالي ايجاد كرده اند. در اين استان جاده باستاني وجود دارد كه در قديم فلات ايران را به جلگه بين النهرين متصل كرده و در زمان مادها، بابل را به پايتخت قديمي هگمتانه مرتبط ساخته است. اين راه در زمان سلوكيها وسيله ارتباط به شهر صد دروازه (دامغان) بوده و در زمان ساسانيان، كهر تيسفون را به كرمانشاه متصل كرده است. باستان شناسان ،به اين راه قديمي كه در كنار آن از ايام كهن پادشاهان ديده مي شود دروازه آسيا نام نهاده اند. پروفسور برويدوود، باستان شناس آمريكايي، درباره زندگي انسانهاي فلات ايران، مطالعات فراواني داشته است ودر شماره اول مجله آركئولوژي ويوانت، در صفحه 16، درباره زندگي مردم ايران در حدود 10 هزار سال پيش، مطالب مفصلي منتشر كرده است. 5-2-1  پيشينه تاريخي استان كرمانشاه شواهد و مدارك باستان شناسي نشان مي دهد، اين منطقه از اولين زيستگاه هاي انسان به شمار مي رفته و يكي از مراكز مهم جمعيتي در زاگرس مياني محسوب مي شده است. تمامي مراحل و ادوار زندگي از عهده حجر تا دوره هاي تمدمي پيش از تاريخ و سپس تا تشكيل حكومتهاي بزرگ سير تحول خودر ادر اين منطقه طي كرده است. از جمله نخستين روستاهاي شكل گرفته مي توان گنج دره، گاكيه و تپه سراب را نام برد در هزاره چهارم قبل از ميلاد مسيح، استان كرمانشاه يكي از مراكز مهم تجاري و بازرگاني بوده است. بازرگانان اين منطقه با زرگانان شوشي و بين النهريني داد و ستد و تبادل كالا داشته اند. به استناد كتيبه هاي بابلي و آشوري، ساكنان زاگرس را اقوام لولوبي و كوتي تشكيل مي داده اند. منطقه كرمانشاه به واسطه هم جواري با دولت آشور، پيوسته در معرض تهاجم دولت مقتدر آشور بود و شاهاني چون (تيكلات پليمر) و (شلما نصرس) بارها به كرمانشاه لشكر كشي كرده اند. در كتيبه هاي به جامانده از آشوريان، از سرزمينهاي پارسوا، زكروتي، مادي ها و سرزمين نيشابي نام برده شده است. نيشابي به اطراف كرمانشاه و ماهيدشت كنوني اطلاق مي شده كه به دليل داشتن مراتع فراوان براي پرورش و نگهداري اسب مشهور بوده است. در دوره هخامنشينان با عبور جاده شاهي، كه يك رشته آن اکباتان را به بابل وصل مي كرد، بر  آباداني منطقه افزوده شد. در دوره ساساني استان كرمانشاه بيش از هر دوره ديگري از اعتبار و رونق خاصي برخوردار گرديد. شهر ياران ساساني به علت نزديكي اين منطقه به پايتخت آن يعني تيسفون ايام تابستان را در قصرهاي ييلاقي اين منطقه مي گذراندند. در اخبار مورخان اسلامي بارها آمده است كه خسرو پرويز در نواحي طاق بستان قصرهايي ساخته بود و درآنها از (فغفور) چين، (راي) هنر، (قيصر) روم) و ديگر حكمرانان روزگار پذيرايي كرده است. با شكست ساسانيان توسط مسلمين، مردم اين منطقه جزء اولين مردماني بودند كه به دين مقدس اسلام ايمان آوردند. مساجد صدراسلام، يادگاري از آن زمان است.  از آن دوران يادگاري ازآرامگاه ياران وفادار پيامبر بر جا مانده كه مي توان به ابودجانه در ريجاب اشاره كرد. در دوره خلفاي عباسي كرمانشاه يكي از چهار شهر مهم و مقبر ولايات جبال بود. هارون الرشيد خليفه عباسي به اين سامان توجه خاصي داشت. ابن حوفل و استخري از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا كه درختان و آب فراوان دارد ياد مي كنند. مقدسي اين شهر را به همراه شهرهاي همدان، ري و اصفهان جزء چهار شهر جبال معرفي مي كند. دوره هفتم ه. ق كرمانشاه نيز مانند ديگر نواحي ايران مورد هجوم اقوام مغول قرار گرفت و سپاهيان هلاكو در اين منطقه قتل و غارتي فجيع به عمال آوردند. در دوره ايلخاني، در زمان حكومت (ابوسعيد) اين خطه مورد توجه قرار گرفت و همان دوره كه (حمدا… مستوفي)‌ اشاره مي كند، كرمانشاه يكي از ايالات شانزده گانه كردستان بود. در سده نهم و اوايل سده دهم ه . ق كرمانشاه مورد تجاوز عثمانيان قرار گرفت. در اين زمان هرسين و ماهيدشت حكومت نشين بودند، اما از كرمانشاه نامي در ميان نيست. در زمان صفويه كرمانشاه اهميت و اعتبار زيادي پيدا كرد. در دوره سلطنت شاه طهماسب اول حكومتي به مام كلهر و در زمان شاه صفي حكومتي به نام سنفرو كلهر در اين حدود تشكيل و به خوانين زنگنه تفويض شد. هم زمان با حمله افغان، كرمانشاه نيز با تجاوز عثماني ها رو به رو شد. در زمان حكومت زنديان خوانين زنگنه و اهالي كرمانشاه حكومت كريم خان را نپذيرفتند، به همين جهت كرمانشاه مدتي با محاصره و خرابي رو به رو شد. در زمان قاجاريه فتحعلي شاه در سا ل1221 ه. ق يكي از پسران خود را به نام محمدعلي ميرزايي دولتشاه را به سمت سر حدداري عراقين به كرمانشاه فرستاد و ايالت خوزستان را نيز ضميمه قلمرو اوكرد. در اين زمان كرمانشاه به يك پايگاه نظامي مجهز عليه دولت عثماني تبديل گرديد. در جنگ جهاني اول كرمانشاه به تصرف قواي عثماني در آمد ولي بعد از سقوط بغداد آنها عقب نشيني كردند و در جنگ جهاني دوم نيز كرمانشاه به تصرف قواي انگلستان در آمد. 6-2-1  وجه تسميه كرمانشاه كرمانشاه پيش از اسلام به نام هاي (كامبادنه) (كامبادان) و كامباداس معروف بوده بعضي هم معتقدند چون اين شهر در زمان ساسانيان توسط بهرام چهارم ملقب به كرمانشاه ساخته شد نام كرمانشاه را به خود گرفت. نام كرمانشاه نخستين بار در سال 279 ه. ق در كتاب مفتصرالبلوان به كار رفته است. پس از پيروزي انقلاب به تصور اين كه ميان اسم شهر كرمانشاه و مقام شاهي ايران زمين رابطه خاصي وجود دارد نام كرمانشاه را بدون هيچگونه توجيه علمي و تاريخي برداشتند و به ترتيب (قهرمان شهر)، ايمان شهر و نهايتا باختران را به جاي آن نهادند. كه با پي گيري نمايندگان مجلس در سال 1373 شمسي بار ديگر نام كرمانشاه بر اين شهر نهاده شد. 7-2-1  آثار باستاني و بناهاي تاريخي و جاذبه هاي گردشگري   مربوط به دوران محل بنا نوع بنا شماره  ثبت نام بنا ردیف هخامنشی بیستون اثر قدیمی 26 محل بغستان قدیم 1 ساسانی بیستون آثار کاخ سنگی 27 تخت شاهزاده شیرین 2 اشکانی - پارتی کنگاور معبد و کاخ 31 معبد آناهیتا 3 ساسانی قصر شیرین کاخ 32 کاخ ساسانی 4 ساسانی قصبه سر پل ذهاب طاق سنگی 33 طاق گرا 5 ساسانی طاق بستان غار و نقش برجسته 34 طاق بستان 6 ساسانی اطراف طاق بستان شهر قدیم 35 محل گامبادنه قدیم 7 هخامنشی بیستون کتیبه و نقش برجسته 70 نقوش جهانی بیستون 8 مادی صحنه دخمه 148 دخمه دربند 9 2800 ق م سر پل ذهاب نقش برجسته 149 نقش آنوبانی نی 10 ساسانی سر پل ذهاب آتشکده 150 چهار طاقی 11 اشکانی - پارتی سر پل ذهاب طاق 151 طاق اشکانی 12 مادی اطرف سر پل ذهاب حجاری در کوه 152 دکان داود 13 ساسانی طاق بستان نقش برجسته 172 طاق بستان 14 مادی سر پل ذهاب حجاری در کوه 304 اطاق فرهاد 15 پیش از تاریخ شیخ خان حجاری در کوه 305 حجاری شیخ خان 16 ساسانی هرسین آثار قدیمی 326 کاخ شاهنشاه شاهپور 17 ساسانی سر پل ذهاب قلعه 562 قلعه شاهنشاه یزدگرد 18 ساسانی سر پل ذهاب آثار قدیمی 563 محل گچ گنبد 19 صفوی بیستون پل 765 پل بیستون 20 تیموری سنقر بقعه 767 بقعه مالک 21 عصر حجر قصر شیرین غار 831 مغاره تپانی 22 ساسانی سر پل ذهاب قلعه 833 قلعه گبری 23 پیش از تاریخ قصر شیرین قلعه 837 قلاع سومار 24 صفویه غرب کاروانسرا 840 کاروانسرای شاه عباسی 25 پیش از تاریخ غرب قلعه 842 قلعه ژیان 26 ساسانی قصر شیرین قلعه 845 قلعه گوری 27 عیلامی اورامانات کتیبه و نقوش برجسته 849 نقش برجسته و کتیبه میخی اورامانات 28 صفوی ماهی دشت کاروانسرا 856 رباط شاه عباسی 29 صفوی ماهی دشت پل 857 پل قدیمی 30 - ریجاب قصر شیرین بقعه و بنا 1015 بقعه بابایادگار 31 - شمال غربی بقعه 1054 بقعه اویس القرن 32       طاق بستان : طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه شهر كرمانشاه قرار دارد. در اين حومه آثاري از دوره ساساني، شامل سنگ نگاره اردشير دوم و در ايوان سنگي به نام هاي ايوان كوك و بزرگ وجود دارد. ايوان كوچك در سمت چپ سنگ ناره اردشيروايوان بزرگ در سمت چپ ايوان كوچك است. در كرمانشاه آثار ديگري چون کتيبه داریوش بيستون  تكيه معاون الملك، تكيه بيگلربيگي، مسجدعمادالدوله، پل كهنه، كاروانسراي ماهيدشت، مسجد شازده وبازار اسلامی و بازاریهودی ها بازار زرگرها و قلعه یزدگردسوم وغارقوری قلعه ودخمه های سرپل ذهاب و مجسمه هرکول بيستون و کتیبه فرهاد تراش بیستون و سراب نیلوفر و سراب قنبر و دربند صحنه و مجموعه ریجاب دالاهو ومعبد آناهیتا … است. بیستون : استان تاریخی کرمانشاه همچون دیگر نقاط کشور کهنسال ما آثاری از روزگار مجد و عظمت یران را در سینه کوه ها و پهن دشت های خود محفوظ کرده است.این استان بدون وقفه در ادوار مختلف تاریخ مورد سکونت قرار گرفته است.تمامی مراحل و ادوار زندگی انسان از عهد حجر تا دوره های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومت های بزرگ سیر تطور خویش را در این محدوده طی کرده است .به طوریکه غار شکارچیان بیستون نکات جالبی را درباره سابقه زندگی بشری در دوران پارینه سنگی در ایران روشن می کند. در هزاره چهارم پیش از میلاد استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشی و بین النهرینی به داد و ستد و مبادله کالا مشغول بودند.حضور بازارهایی در گودین کنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدی بر این مدعا است. در دوره هخامنشی با عبور جاده شاهی که یک رشته آن اکباتان را به بابل وصل می کرد بر رونق و آبادانی این منطقه افزوده شد .پس از انقراض هخامنشیان، در دوره سلوکی مناطقی از کرمانشاه چون بیستون و دینور محل حضور کلنی های یونانی بوده ولی دیری نپائید که اشکانیان آنان را شکست داده و در این منطقه حضور پیدا کردند.نقش برجسته های اشکانی در بیستون بیانگر این موضوع است.در این دوره بیستون یکی از مراکز مهم دوره اشکانی محسوب می شده است. ناحیه باستانی بیستون که درکنار جاده باستانی ابریشم و محل راههای تلاقی غرب ایران واقع شده یکی از جاذبه های تاریخی- طبیعی استان کرمانشاه است که هرساله پذیرای تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است.از مهمترین آثار این مجموعه میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: کوه بیستون، غارهای پیش از تاریخ بیستون، کتیبه داریوش، مجسمه هرکول، نقش بلاش، نیایشگاه مادی، نقش گودرز، دیواره تراش خورده عظیم معروف به فرهاد تراش، سد ساسانی، کاخ ساسانی و پل خسرو و چندین بنا از دوره صفوی  .  نقش برجسته و کتیبه داریوش یکم   که یکی از با ارزش ترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است در 30 کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است.از این کوه در متون تاریخی به نام های بغستان به معنی جایگاه خدایان، بهیستان، بهیستون، بهستون، بهستان و بیستون یاد شده است  .   سنگ نگاره داریوش به طول 6 متر و به عرض 3/20 متر است. در این سنگ نگاره، تصویر داریوش به ارتفاع 1/78 متر در سمت چپ صحنه حجاری شده است.وی تاج کنگره داری بر سر و پیراهن بلندی بر تن دارد.ریش او مجعد به صورت چهار گوش است.همچنین موهای مجعدش در پشت سر جمع شده است.او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپش کمانی را گرفته است.همچنین در پائین نقش برجسته داریوش یکم، نقش برجسته ای از زمان مهرداد دوم به یادگار مانده که متعلق به سال 123 ق.م تا 110 ق.م است.در این صحنه در برابر مهرداد دوم چهار نفر از ساتراپ های محلی به ترتیب اهمیت و جایگاه در پشت سر هم قرار دارد که نیم رخشان به سوی مهرداد و مهرداد هم نیمی از صورتش به طرف آنهاست و دست راست خود را به حالت احترام بالا برده است  .  در قسمت شرقی نقش برجسته مهرداد دوم، بر روی همان صخره نقش گودرز دوم (46 - 51 م) همراه با کتیبه ای به خط یونانی حجاری شده است.در این نقش برجسته صحنه پیروزی گودرز دوم را بر رقیبش مهرداد نشان می دهد.شخصیت اصلی این صحنه، گودرز است که سوار بر اسب، با نیزه ای بر دشمن حمله  و او را از اسب سرنگون کرده است.    در بالای سر گودرز الهه نیکه در حال پرواز بوده و تاج گلی در دست گرفته است.در پشت سرشان یک سوار نیزه به دست خیز برداشته است و در پائین آن سوار دیگری دیده می شود  .  این نقش برجسته دارای کتیبه ای به خط یونانی است. مضمون کتیبه به نوشته جکسن چنین است: " مهرداد پارسی ... گودرز شاه شاهان پسر گیو". در دامنه کوه بیستون و در قسمت شمال شرقی نقش برجسته گودرز، تخته سنگی به شکل چهار ضلعی نامنظم دیده می شود که در سه طرف آن نقوشی حجاری شده است.نقش وسطی، شاه اشکانی را به حالت تمام رخ نشان می دهد. او گردنبندی بر گردن و کمربندی به کمر بسته، لباس او از پائین به بالا تنگ و چسبان و شلوار گشادی پوشیده است که در قسمت مچ پا بسته شده است.این شخص پیاله ای در دست چپ دارد و دست راست را به طرف آتشدان دراز کرده است  .  بر روی این آتشدان، کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی به این مضمون نقر شده است : " این پیکره ولخش شاهنشاه پسر ولخش شاهنشاه نوه ... " بعلت محو بودن آخر کتیبه مشخص نیست که این تصویر متعلق به کدام بلاش است  .  نقش برجسته هرکول که در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان - کرمانشاه شناسایی شد، مرد نیرومند کاملا عریانی را به صورت لمیده بر روی نقش شیری در حال استراحت در زیر سایه درختی نشان می دهد. او به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه کرده و در دست چپش پیاله ای دیده می شود که تا نزدیک صورت نگه داشته است.این شخص دست راستش را روی پای راست قرار داده و پای چپش را تکیه گاه پای دیگرش کرده است  .  در پشت سر این شخصیت، نقوش و کتیبه ای حجاری شده است.این نقوش شامل درختی است که بر شاخه آن کمان دان و تیردانی آویزان است و در کنار درخت گرز مخروطی شکل گره داری نقش شده است .کتیبه به خط یونانی در هفت سطر بر روی لوحی که نمای آن به شکل معابد یونانی ( سنتوری شکل ) است، نوشته شده است.مضمون این کتیبه چنین است: " به سال 164 ماه پانه موی هرکول فاتح درخشان به وسیله هیاکنیتوس پسر پانتیاخوس به سبب نجات کل امن فرمانده کل این مراسم برپا شد.  " از دیگر آثار محوطه تاریخی بیستون که می توان نام برد عبارتند از:  - بنای بیستون که در شمال کاروانسرای صفوی بیستون و در روبروی فرهادتراش در زیر جاده قدیمی همدان-کرمانشاه قرار دارد.  -  سراب بیستون که در 30 کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه و در دامنه کوه بیستون واقع شده است. -  پل خسرو که در 2 کیلومتری جنوب غربی شهر بیستون و بر سر راه قدیمی که از بیستون به تخت شیرین و سرماج   می رود، بر روی رودخانه گاماسیاب ساخته شده است.پل خسرو به طول 152/80 متر و عرض 7/20 متر می باشد که  شامل 9 پایه و 10 دهانه است.                                                                   - غار شکارچیان بیستون که در شمال مجسمه هرکول قرار دارد.                             -  نیایشگاه مادی بیستون: در زیر کتیبه و نقش برجسته داریوش یکم در بیستون، بقایایی از یک بنای سنگی وجود دارد.  -  پل بیستون در حاشیه شرقی شهر بیستون و بر روی رودخانه دینور آب واقع شده است.این پل به نام های پل کهنه، پل شاه عباسی، پل صفوی، پل نادر آباد و دینور آب معروف است. غار تاریک بیستون و رشته کوه پراو، که در امتداد ارتفاعات الوند است که با جهت شمال غربی به طرف کوه های طاق بستان پیش می رود.کوه بیستون بلندترین کوه این رشته کوه است.                                                                                                                                                -کاروانسرای بیستون در 30 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه و در محل روستای بیستون کهنه، واقع شده است. -  پل میان راهان که در جنوب دهکده میان راهان، بر سر راه بیستون به سنقر بر روی رودخانه دینور آب ساخته شده است. بنای اصلی این پل منسوب به دوره صفوی است.                                               -  پل نوژی وران که در اراضی روستای نوژی وران (نجوبران) و بر سر راه بیستون به سنقر ساخته شده که بنای اصلی آن منسوب به دوره صفوی است  .   این آثار بسیار ارزشمند و در نوع خود بی نظیرند، اما عامل اصلی در به وجود آمدن آنها طبیعت زیبا و عناصر مهم حیات، از قبیل آب فراوان، هوای مطلوب، کوه های سربه فلک کشیده و دشت های حاصلخیز بوده و تجلی خلاقیت و خلقت بی همتای خداوند آسمان ها و زمین است که مخلوق خود را به وجد آورده تا این چنین آثار گرانبهایی را در این منطقه از خود باقی گذارد  .   شرایط اقلیمی بیستون رشته کوه زاگرس و گسل مشهور آن، دشتی حاصلخیز، چشمه ها و سراب های خروشان و زیبا و از طرفی ارتفاع کوه آن است که سبب شده تا هوای پاک و مفرح، آسمانی آبی و شفاف و چشم اندازهای بسیار زیبایی از کوه و دشت در این منطقه داشته باشیم. بنابراین پتانسیل های بالقوه طبیعی این منطقه شرایط مناسبی را برای توسعه گردشگری چه ازنظر تاریخی، فرهنگی و چه ازجهت اکوتوریسم به وجود آورده است  .   این منطقه قابلیت های ویژه ای را در توسعه گردشگری روستایی ازجمله روستاهای کمیجه، گرگیوند، سمنگان و دستجرده، توسعه گردشگری فرهنگی از طریق شیوه های معیشتی صنایع دستی، کوچ عشایر، توسعه گردشگری ورزشی از طریق کوهپیمایی، کوه نوردی، صخره نوردی، ایجاد تسهیلات برای ماهیگیری، قایقرانی، کایت سواری، توسعه گردشگری علمی و پژوهشی در زمینه های گیاه شناسی بحث گیاه دارویی، زمین شناسی، جانورشناسی، باستان شناسی دارد که می توان مفصل در مباحثی چون آب و هوای اقلیم بیستون، پتانسیل های طبیعی از قبیل دشت بیستون، رودخانه های بیستون، چشم اندازهای بیستون، سراب ها و غارهای بیستون به یکایک آنها پرداخت و در مجموع توانمندی های بسیار عظیم بالقوه ای در این منطقه نهفته که برای بالفعل کردن آن نیاز به پژوهش و مطالعات در حوزه های مختلف و در نتیجه تشکیل یک کمیته کارشناسی در رشته های مختلف است تا علاوه بر معرفی شایسته این توانمندی ها بتوان در جهت جذب گردشگران داخلی و خارجی و در نهایت بهره برداری بهینه از آنها به توسعه صنعت توریسم در منطقه و کشور پرداخت.                                                               بازار کرمانشاه                                                                                                                           فصل دوم: بررسی خصوصیات اقلیمی 1-2  متوسط دما: متوسط دماي كرمانشاه با توجه به گرمترين ماه سال 1/28 درجه سلسيوس و در سردترين ماه سال متوسط دما 10/1 درجه سلسيوس مي باشد كه متوسط حداقل سردترين ماه سال 4/3- درجه زير صفر و متوسط حداكثر دماي هوا 37 درجه بالاي صفري باشد. 2-2 رطوبت: طبق آمار هواشناسي از سال 1951 تا 1995 متوسط رطوبت در فصل گرم 24% درصد و در فصل سرد به 69% درصد مي رسد. 3-2 بارندگي كرمانشاه: كرمانشاه جزء يكي از پر باران ترين مناطق غرب كشور مي باشد كه ريزشهاي فصلي آن عمدتا در فصل زمستان و پاييز از نوع ريزشهاي جبهه اي است به طور كلي در كرمانشاه عمده تر و لات جوي بصورت باران و در بعضي مواقع برف و تگرگ مي باشد. قابل ذكر است بارش برف بيشتر در ماه هاي دي و بهمن و در سالهاي خيلي سرد و در ماه هاي آذر، دي، بهمن و تا اواسط اسفند مي باشد. بر اساس معدل بارش 46 سال كرمانشاه 8/456 ميليمتر در سال بارندگي دارد. 4-2  باد: يكي از مهمترين عناصر جوي كه نقش موثري در شكل دهي فعاليت هاي انساني دارد و امروزه ضرورت توجه به ويژگيهاي سمت و سرعت و فركانس بادهاي مناطق بر كسي پوشيده نيست. با توجه به اينكه كوه هاي طاق بستان در شمال شهر كرمانشاه قرار دارند، وجود اين كوه ها كه جزئي از رشته كوه هاي زاگرس مي باشد، باعث شده كه از سمت شمال، شهر كرمانشاه در معرض وزش باد نباشد و عمده وزش باد با توجه به گزارشات 25 ساله هواشناسي از جهت هاي شرق، غرب، جنوب، جنوب شرقي و جنوب غربي جهت هاي عمده وزش باد هستند.         5-2  تابش آفتاب: موقعيت خورشيد در آسمان و انرژي حاصل از تابش آفتاب در هر محل به عرض جغرافيايي آن محل بستگي دارد هر چه عرض جغرافيايي كمتر باشد، ارتفاع موقعيت خورشيد با زاويه تابش آفتاب بيشتر و در نتيجه شدت تابش آفتاب بيشتر است. در كرمانشاه با عرض جغرافيايي 19 و 34 درجه شمالي كه اختلاف كمتر از يك درجه با عرض جغرافيايي 35 درجه دارد. زاويه تابش آفتاب در ظهر روز اول دي ماه كه خورشيد در پايين ترين موقعيت سالانه خود قرار دارد، 31 درجه و در ظهر روز اول تير ماه كه خورشيد در بالاترين موقعيت سالانه خود قرار دارد 79 درجه است. اين زاويه باعث مي شوند كه يك ساختمان رو به جنوب در زمانهاي ياد شده به ترتيب سايه هاي به عمق حدود 7/1 و 19/0 برابر ارتفاع خود ايجاد مي نمايند. ميزان انرژي خورشيد در سردترين ماه سال (دي ماه) بيشترين ميزان انرژي خورشيدي بر سطوح قائم رو به جنوب (بيش از 5/3 برابر انرژي خورشيد تابيده شده بر ديوارهاي شرقي يا غربي) در گرم ترين ماه سال تير ماه بيشترين ميزان انرژي خورشيدي بر سطوح قائم رو به شرق يا غرب (بيش از 6/3 برابر انرژي خورشيد تابيده شده بر ديوارهاي جنوبي) مي تابد. نيازهاي حرارتي ساختمانهاي معمولي در اين شهر به طور خلاصه عبارتند از: 1-ضرورت استفاده از وسايل حرارت زا 59 درصد از سال (گرمايش خورشيدي 32 درصد) 2- امكان كنترل طبيعي فضاهاي داخلي، 38 درصد از سال (آسايش در فضاهاي بسته 20 درصد، آسايش در فضاهاي مرتبط با هواي آزاد 9 درصد) امكان سرمايش طبيعي با استفاده از شرايط اقليمي ممكن است.               6_2 وضعیت بادها و مشخصه های مربوط به آن باد غالب در این استان در اکثر فصلهای سال از سمت غرب به  شرق می باشد و در ماه های آذر ، دی بهمن و اسفند از سمت جنوب شرقی به شمال غربی می وزد.         بادهای غالب و حداکثر سرعت وزش باد ، طبق آمار ایستگاه های سینوپتیک از تاریخ تأسیس           -2 ويژگيهاي معماري بومي كرمانشاه با توجه به اينكه كرمانشاه در حاشيه غربي زاگرس واقع شده و از شرايط آب و هوايي اقليم برخوردار است. بنحوي كه زمستان سرد و تابستان معتدلي دارد. بطور كلي اصولي را كه جهت جلوگيري از اتلاف حرارت و گرماي ساختمان در اين منطقه رعايت گرديده و عمدتا اصولي مشابه مناطق گرم و خشك دارد. با اين تفاوت كه در اين منطقه منبع ايجاد حرارت در داخل ساختمان قرار داشته و همچنين كوشش گرديده است تا آنجا كه ممكن است بشكل طبيعي و يا با استفاده از سيستم گرمايش يا گرماي ناشي از پخت و پز و … ساختمان را گرم نمود. بطور كلي عمده ويژگيهاي معماري بومي اين منطقه به شرح زير مي باشد. 1-  استفاده از پلانهاي متراكم و فشرده 2-  به حداقل رساندن سطح خارجي 3-  استفاده از مصالحي كه داراي ظرفيت گرمايي مناسب و عايق حرارتي خوبي هستند. 4- انتخاب بام مسطح، به تبع آن افزايش تابش آفتاب بر سطح بام و استفاده از برف بعنوان عايق حرارتي. 5-  تعبيه پنجره عمدتا رو به جنوب. 6- به حداقل رساندن باز شوهاي جبهه غرب و شمال غرب چرا كه در زمستان باد زمستاني از اين سمت مي ورزد. 7- قرار دادن آب نما و كاشت درخت براي ايجاد رطوبت و تعادل حرارتي در مواقع گرم سال. 8-  نصب پنجره در عمق ديوارنما جهت كنترل نفوذ آفتاب. 9- تعبيه و طراحي فضاهاي پيش ورودي در اغلب ساختمانها جهت تبديل هوا و جلوگيري از كوران هوا به فضاي اصلي. اهداف عمده طراحي اقليمي در كرمانشاه. حال با توجه به خصوصيات اقليمي شهر كرمانشاه كه در بخش پيش آورده شد، مي توان چنين استنباط كرد كه با توجه به اينكه اقليم كرمانشاه داراي زمستان سرد و تابستاني معتدل مي باشد بايد در طراحي ضوابطي را رعايت نمود. 1-  انتخاب جهت مناسب: الف- انتخاب جهت مناسب براي حداكثر بهره گيري از نور آفتاب در زمستان و كاهش اثر بخشي آفتاب در تابستان. ب – انتخاب جهت مناسب براي كاهش اثرات منفي وززش باد در فصل سرد سال. 2-  جلوگيري از اتلاف حرارتي ساختمان و كاهش تبادل حرارتي: الف. فضا سازي مناسب در محيط خارج جهت تعديل هوا در فصل گرم. ب. استفاده از عملكرد مصالح ساختماني مناسب و كنترل تبادل حرارتي بين هواي داخل و خارج. ج. فراهم ساختن امكانات لازم جهت تهويه طبيعي فضاي داخلي و استفاده بيشتر از هواي مطبوع بيرون. 10-2  انتخاب جهت مناسب براي ساختمان: 1- با توجه اينكه كرمانشاه جزء اقليم سرد بوده و به طور متوسط 8 ماه از سال نياز به تابش آفتاب به ساختمان و نفوذ گرماي ناشي از تابش به فضاي داخل هستيم. لذا بهره گيري از انرژي خورشيدي در تعيين جهت استقرار ساختمانها خصوصا ساختمانهاي آموزشي بسيار مهمتر از جلوگيري نفوذ آفتاب به فضاي داخلي است. با توجه به بررسيها و مطالعات انجام شده در مورد ميزان تابش آفتاب بر سطح قائم جهت هاي جنوب – جنوب شرقي (15 درجه انحراف بطرف شرق) جنوب غربي (15 درجه انحراف بطرف غرب) جهت هايي هستند كه بيشترين ميزان انرژي را در فصل سرما به ساختمان وارد مي كنند. 2- انتخاب جهت با توجه به وزش باد: ارتباط تاثير بادهاي سرد زمستاني در اتلاف انرژي حرارتي ساختمان غير قابل انكار است و از طري وزش باد سرد زمستان در كرمانشاه عمدتا از شكل غرب تا جنوب غربي بطرف جنوب شرقي تا شمال شرقي مي وزد. لذا با  توجه به وزش باد و تابش آفتاب به نظر مي رسد بهترين  جهت براي ساختمان جهت جنوبي و جنوب شرقي (15 درجه انحراف به طرف شرق) مي باشد. 11-2 فرم ساختمان متناسب با اقليم: شكل و فرم ساختمان مي تواند تاثير مهمي در هماهنگ ساختن ساختمان با اقليم و در نتيجه در تعديل انتقال شرايط بحراني و هواي خارج به داخل ساختمان داشته باشد. براي پي بردن به نقشي كه شرايط گرمايي هر منطقه (دماي هوادشت تابش آفتاب) در شكل دادن به ساختمانهاي آن منطقه دارند، بايد نسبت به تاثير هر يك از عوامل ياد شده را مشخص نمود. اما بطور كلي مي توان چنين نتيجه گيري نمود كه سردي هوا باعث فشردگي ساختمان و شدت زياد تابش آفتاب باعث كشيدگي ساختمان در جهت محور شرقي – غربي مي گردد. در تعيين مناسب ترين فرم بايد به اين نكته توجه داشت كه بهترين فرم ساختمان، فرمي است كه كمترين حرارت را در زمستان از دست بدهد و در تابستان نيز كمترين مقدار حرارت را از آفتاب و محيط اطرافش كسب نمايد. در مورد فرم كلي پلان در اقليم كرمانشاه و با توجه به اين مسئله كه طراحي براي يك فضاي آموزشي مي باشد. به بررسي انواع فرم پلان و تحليل عملكردي اين فرم ها خواهيم پرداخت.

فرهنگ سرای نیاوران


تاريخچه :

 

اين بنا توسط آقای کامران ديبا و همکارانش صورت گرفته است. ساخت اين بنا در تاريخ 1355شروع و در سال 1356 به اتمام رسيد. کل فضا

مجموعه نیاوران 110 هزار متر مربع است و زير بنای ساختمان 10 هزار متر مربع می باشد. اين مکان از سال 1364 تا 1374 به عنوان دانشکده هنر و زير نظر وزارت ارشاد فعالیت نموده و در سال 1374 با عنوان رسمی فرهنگسرا شروع به کار کرد. در حال حاضر رياست اين مجموعه بر عهده جناب آقای دکتر سيدمحمد فدوی می باشد .

 

بررسی از نظر اقليم :

 فرهنگسرای نیاوران به لحاظ اقليم در موقعيت معتدل کوهستانی

می باشد در اين اقليم به علت وجود بادهای شمال معماری فرهنگسرا به صورت شرق و غرب طراحی شده است.

نورگيری اين بنا از 4 طرف صورت می گيرد.گر چه ساختمان نیاوران به صورت قسمتهای مجزا طراحی شده و بعد در کنار هم قرار گرفته اما با بداعت های خاص طراح توانستند،ارتباطی صحيح و جستجوگر میان دو ساختمان بوجود آید.

 

 

 

 

 بررسی بنا :

 

سازه اين بنا از بتون مسلح می باشد .در زیبا شناختی اين ساختمان طراح با ترکیبی میان بافت( بتون و سنگ ) ، فرم ( ساده هندسی ) و سنت ( سنتهای ايرانی ) توانسته ساختاري  جدید از معماری سنتی و مدرن خلق نماید.

ورودی :

سر در ورودی اين بنا، به صورت متقارن می باشد. اين سر در به عنوان پيش ورودی برای دسترسی به درب اصلی فرهنگسرا می باشد. سر درفوق بر گرفته ازساختار فضای هشتی در معماری سنتی می باشد.

 

سمت راست درب ورودی اتاق نگهبانی قرار دارد. دسترسی به ساختمانهای اصلی از طريق پله ها صورت می گيرد. وجود دو عامل بعدی سکوها و شمشادهادر دو طرف پله ها عمل هدايت مخاطب به سمت ساختمان اصلی را به عهده دارد.

 

 

 

 برای ورود به حياط مرکزی مخاطب مقيد به گذشتن از زير قالب سنتی که به شکل سر در ورودی است می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

حياط مرکزی يکی ديگر از نمودهای سنتی است که در اين بنا استفاده شده است. اين قسمت دارای دو آب نما و دو باغچه می باشد و تمامی دربهای مختلف ساختمان به سمت حيای مرکزی باز می شود.

 

 

 

 

در حياط مرکزی دو ساختمان مشاهده می شود :

سمت چپ ( ساختمان شماره 1) که شامل 2 طبقه می باشد:

 طبقه اول سالن آمفی تئاتر که بعنوان سالن سينما از آن استفاده می شود.

 آمفی تئاتر : سالن آمفی تئاتر شامل سه قسمت اصلی است.

 

پذيرش         

خروجی ها

سن اصلی

 

اين مکان دارای يک ورودی يا سراسرست که يک حسن برای آن تلقی  می گردد.زيرا افرادی که می خواهند به بيرون از آمفی تئاتر بروند ابتدا به يک هال انتظار وارد شده و سپس به محيط بيرون هدایت می شوند .

اتاق پروژکتور سالن مجهز به ديوارها و سقفهای مقاوم در برابر آتش سوزی می باشد و يک اتاق برای برق اضطراری و ترانسفورماتور در زير آريتوريم طراحی شده است.طول سن آمفی تئاتر تقريبا" دو برابر عرض است واز شيب طبيعی زمين برای شيب آمفی تئاتر استفاده شده است .

طبقه دوم : اتاق رئيس و معاونين

سمت راست ( ساختمان شماره 2) بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه و بخش اداری می رسد.

 

 

 نگارخانه :

 از حیاط مرکزی بوسيله چند پله به طرف در ورودی نگارخانه هدايت می شويم.

 

 

 

 

 

قبل از ورود به نگارخانه يک هشتی وجود دارد که هم به رستوران و هم به کتابخانه راه دارد.

برای ورود به نگارخانه از  یک  راهروی چرخشی ، هدايت کننده به طرف جلو استفاده شده که ازآن به عنوان بخشی از نگارخانه استفاده می شود و فضای مفيدی نيز برای نگارخانه ايجاد کرده است .ساختار چرخشی راهرو باعث شده تا فاصله راهرو تا قسمت اداری کمتر احساس گردد.

نگارخانه از 5 نيم طبقه تشکيل شده که از 3 نيم طبقه آن به عنوان سالن اصلی استفاده می شود.

 

 

 بخش اداری :

 

بخش فوق از 3 طبقه مجزا تشکیل شده است.

طبقه همکف : شامل اتاق تايپيستها و طبقه دوم و سوم ، شامل بخشهای مالی، اداری، موسيقی، کامپيوتر و مدیریتهای فرهنگسرا و مشاورین می باشد که همگی توسط پارتيشنهای شيشه ای از هم جدا شده است . لازم به تذکر است که قسمت اداری به قسمتهای ديگر فرهنگسرا اشراف ندارد.

 

بخش ادارای  فرهنگسرا - منبع سایت art-art.blogfa.com

 

 

 

 

رستوران :

فضای رستوران در دو طبقه پیش بینی شده که دسترسی به آن از سه بخش ساختمان امکان پذیر می باشد: 1- حياط مرکزی 2- ورودی نگارخانه 3- کتابخانه

 

 

 سالن گوشه :

 

 سالن فوق در انتهای حياط مرکزی و بين دو ساختمان قرار گرفته به طوری که ،توانستند اين دو ساختمان را به هم متصل کند. اين سالن جهت برگزاری فعاليتهای گوناگون هنری آماده سازی شده است.

 

 

کتابخانه :

 

فضای کتابخانه شامل : 1- ورودی 2- هال ورودی 3- قسمت کاتالوگ 4- مراجعه و تحويل 5- مخزن کتاب 6- سالن مطالعه

آرايش داخلی اين مجموعه به نحوی است که خوانندگان می توانند به آنچه می خواهند دست پيدا کنند و احساس آرامش بنمايند.

کتابخانه شامل کتابهای تخصصی هنر بوده و برای استفاده هنرجويان و اساتيد هنر می باشد .

 

 

استانداردهاي لازم براي طراحي مرکز آموزش فرهنگی هنرهای تجسمی


 

ضوابط و معيارهاي طراحي مرکز آموزش فرهنگی هنرهای تجسمی کرمانشاه

بخش هاي مختلف مرکز آموزش فرهنگی هنرهای تجسمی کرمانشاه  

1-لابي وزير مجموعه هاي آن شامل:

فضاي انتظار و نشيمن                          
فروش اغذيه
               
عناصر خدمات عمومي مانند باجه هاي تلفن و اينترنت
             
عناصر دسترسي عمودي مانند رمپ،پله وآسانسور       
2-غرفه هاي فروش محصولات فرهنگي و هنري


3-سايت اداري شامل:

اتاق كنفرانس   
اتاق رياست
دفاتر كار
بايگاني
آبدار خانه
سرويس هاي بهداشتي
محل انتظار ارباب رجوع و منشي

 

4-آمفي تئاتر


5-كتابخانه


6-گالري نمايش آثار هنري


7-كلاس ها و آتليه هاي آموزشي شامل:

نقاشي
معماري
خوشنويسي
حجم سازی

انیمیشن


8-واحد سمعي بصري و سايت رايانه
9-رستوران يا كافي شاپ

10 – مرکز اسناد و کتب

مدیریت

ارشیو

منوگرافی

مرمت واحیا

بخش مراجعه کنندگان

 

 


كتابخانه:


ميزان فضاهاي كتابخانه:

عوامل موثر بر تخصيص ميزان فضاهاي كتابخانه عبارتند از حجم مواد و متون و بخصوص كتابها،ميزان سطح كه در كتابخانه اشغال م كنند و ميزان جمعيت كتابخانه كه از طريق ميزان گردش كتابها در سال تعيين مي گردد.
فضاي مورد نياز براي محاسبه ي زير بناي يك كتابخانه طبق فرمولي بنام
VSCاستانداردIFLAبه دست مي آيد.
(110/تعداد كتابها)+(مقدار محلهاي نشستن+72/3)+(430/گردش كتابها)
مثلا براي جا دادن 110كتاب،يك متر مربع در نظر گرفته مي شود.محل نشستن يك خواننده 72/3متر است.


ابعاد و استاندارد هاي پيشخوان و برگه دان:

حداكثر ارتفاع قفسه هاي فهرست معمولا به اندازه ي ارتفاع شش كشو است و در هر كشو نيز در حدود صد كارت جاي مي گيرد.فهرست معمولا در ارتباط مستقيم با ميز امانت و ميز اطلاعات مرجع قرار دارند و اغلب در مجاورت آنها مجموعه اي از كتابهاي مرجع عمومي يا موارد استفاده ي همگاني نيز قرار مي گيرند.از اين رو محل قرار گيري فهرستها معمولا فضايي باز است كه در نزديك ورودي قرار دارد و بوسيله ي رديفهايي از قفسه هاي فهرستها و پيشخوان بررسي و جستجو كشوها تشكيل شده است.وسعت چنين محلي براي چهار رديف قفسه هاي دو طرفه در حدود 12 متر مربع برآورد مي شود.


استانداردابعاد قفسه ها و عمق قفسه ها:

در اغلب كتابخانه ها حداقل90%كتابها داراي عرضي كمتر از 230 ميليمتر هستند و عملا مي توان قفسه هاي با عمق200-230ميليمتر را استاندارد فرض كرد.در صورت بكارگيري قفسه هاي دو طرفه با عمق 450ميليمتر حتي صرفه جويي بيشتري در فضا به عمل مي آيد.
چنانچه نگهداري كتابهايي با ابعاد كمي بزرگتر مرد نظر باشد عمق 490ميليمترجوابگوست.طبق يك قاعده تجربي در يك كتابخانه 80%قفسه ها 200ميليمتري،15%آنها 250 ميليمتري و 5% آنها 300 ميليمتري هستند.


طول قفسه ها:

طول استاندارد،سالها برابر1940ميليمتر بوده است.زيرا كه پذيرفته شده بود كه چشم خواننده توانايي در بر گرفتن بيش از اين اندازه را در يك نگاه ندارد.مطالعات بعدي اندازه بزرگتر تا 2220 ميليمتر را نيز تاييد كرد.


ارتفاع قفسه ها:

ارتفاع كتابها بر فاصله ي ميان طبقات و در نتيجه تعداد طبقات تاثير مي گذارد.در اكثر كتابخانه ها حداقل90% كتابها را مي توان در طبقات مركز تا مركز 280 ميليمتر جاي داد.به اين ترتيب 7 طبقه و يك پا خور 150 ميليمتري مجموعا ارتفاع 2120 ميليمتر را براي قفسه ها بوجود مي آورند كه بالاترين قفسه در ارتفاع 1830 ميليمتري با دسترسي آسان قرار مي گيرد.در مورد معلولين ارتفاع مناسب و دسترسي 1370 ميليمتر براي زنان و 1500 ميليمتر براي مردان مي باشد.پايين ترين طبقه در ارتفاع 300 ميليمتري است و چهار طبقه 280 ميليمتري (300 ميليمتري)به روي آن مي باشد.


استاندارد ميزها:

ميز ها از جمله مهم ترين وسائل فضاهاي مطالعه هستند.
استاندارد ميز ها براي ميز هاي مختلف به شرح زير است:

ميز هاي 1 نفره:

رقم قابل قبول براي اين ميزها 600×900 ميليمتر مي باشد.اين رقم گاهي براي راحتي بيشتر خواننده تا يك متر نيز افزايش مي يابد.اگر چه جذابيت بيشتري دارند ولي جاي زيادي اشغال مي كنند.


ميزهاي 2 نفره:

ميزهاي 2 نفره اي كه از هم جدا نشده اند ظاهرا براي خوانندگاني كه روبروي هم قرار مي گيرند جذابيت چنداني ندارند ولي در صورت قرار گيري در يك سمت ابعاد پيشنهادي 1200×900 ميليمتر مي باشد.


ميزهاي طولاني:

ميز هاي طولاني قابليت جاي دادن 4 تا 12 نفر را دارند.ميزهاي 4 نفره از بروز شلوغي جلو گيري كرده و در عين حال نحوه ي قرار گيري آنها جذاب و انعطاف پذير است.عرض آنها نبايد از 1200 ميليمتر كمتر باشد.فضاي جانبي ميان خوانندگان نيز لازم است حداقل 900 ميليمتر باشد.بين ميزهاي موازي بايد حداقل 1800 ميليمتر فاصله پيش بيني شود.در عين حال نبايد در انتهاي اين ميزها محلي را براي نشستن در نظر گرفت.


نور پردازي:

نور پردازي بايد فضايي راحت براي مطالعه را بوجود آورد.موجب خستگي وخيرگي نشود،ميزان گرما را افزايش ندهد وبه جلوه ي ساختمان بيفزايد.جهت بر آوردن موارد ذكر شده دو نوع نور وجود دارد:

1-نور مصنوعي                         2-نور طبيعي.

براي نور پروژه هم از نور طبيعي و هم از نور مصنوعي سقفي استفاده مي شود.


روشنايي توصيه شده:

اتاق ها مطالعه(روزنامه و مجلات)200
ميزهاي مطالعه(كتابخانه هاي اماني)400
ميزهاي مطالعه(كتابخانه هاي مرجع)600
پيشخوان ها 600
مخزن بسته 100
صحافي 600
فهرست بندي،طبقه بندي و اتاق هاي مخزن400


آكوستيك:

هيچ استاندارد مشخصي در مورد آكوستيك كتابخانه وجود ندارد،اما اغلب حد تراز صداهاي داخلي را 50 دسيبل(Db) تعيين مي كنند.


تهويه ي مطبوع:

به منظور ايجاد بهترين شرايط براي نگهداري مواد و فنون،فضا بايد عاري از هر گونه گرد وغبار اعم از گاز،مايع و اسيد باشد ودما و رطوبت تحت كنترل باشد،چنين شرايطي تنها با نصب دستگاه كامل تهويه مطبوع امكان پذير است.

 


گالري ها:


ساختار عمومي گالري ها:

فضاي نمايشگاه بخش مهمي در اين مجموعه به شمار مي رود كه خصوصيات آن بر مجموعه تاثير مي گذارد.تجربه فرد از فضاي سه بعدي نمايشگاه نتيجه ي يك ادراك سريع است.اين ادراك در محيطي با ساختار روشن،آسان تر و با خستگي كمتر به دست مي آيد تا در فضائي كه تركيب ضعيف و نا خوانايي دارد.نمايشگاه نوع خاصي از فضا است كه در آن علاوه بر رابطه ي انسان،فضا يك رابطه ي پيچيده بين فضا و شئ وجود دارد.در قسمتهايي از نمايشگاه كه داراي مجموعه هاي نمايشي ثابت است.معماري را مي توان تا حد امكان با اشياء تطبيق داد،ولي در قسمتهاي قابل انعطاف،اين امر فقط از طريق تزئينات و تمهيدات عملي است.


ترتيب قرار گيري اشياء:

ترتيب اشياء نمايشي به بازديدكنندگان و خصوصيات اشياء نمايش بستگي دارد.
رابطه ي بازديد كننده و شئ نمايشي به شرح زير است:

1-هر چه نسبت بازديد كنندگان به اشياء نمايشي كمتر باشد، امكان تمركز واينكه هر بازديدكننده بتواند آزادانه با شئ نمايشي ارتباط برقرار كند،بيشتر مي شود.

2-در يك بازديد گروهي تماس نزديك با شئ نمايشي بدون ايجاد مزاحمت براي ساير اعضاء گروه ممكن نيست. بازديدكنندگان بايد به ترتيبي گرداگرد شئ نمايشي قرار بگيرند كه همگي فاصله شان تا آن مساوي باشد.


نورپردازي گالري ها:

الف)نور پردازي طبيعي(نور روز):

به دلايل اقتصادي،فيزيولوژيكي و تنوع،اين نور پردازي هنوز بهترين وسيله ي روشنايي است و اگر مسائل حفاظتي اشياء اجازه دهد ارجحيت،نور روز است.جهت نور ممكن است از بالا (عمودي)يا از پهلو(افقي)باشد.مدت هاست كه ارزش نور پردازي از بالا در طراحي موزه ها استفاده مي شود كه امتيازات آن عبارتند از:
الف)نور پردازي از بالا روشي است راحت تر و ثابت تر در نور پردازي و كمتر در معرض موانع جنبي در داخل و خارج از بنا مانند ساختمانهاي ديگر و درختان قرار مي گيرد.
ب)نوري كه از بالا به تصاوير يا ساير اشياء به نمايش گذارده مي تابد،قابل تنظيم است و تامين نور كافي و يكنواخت آن ديدي بسيار مناسب با حداقل بازتاب يا انحراف بوجود مي آورد.
ج)امكان به نمايش گذاشتن اشياء بيشتري را در فضاي نمايشگاه امكان پذير مي سازد.
د)با توجه به حذف پنجره ها و كاهش راههاي ارتباطي،فضاي نمايشگاه از امنيت بيشتري برخوردار شده و تمهيدات امنيتي نيز كاهش مي يابد.


ب)نور پردازي جانبي(افقي):

اينگونه نور پردازي از طريق پنجره ها و نور گير هاي معمولي به اشكال و ابعاد مختلف و در مكانهاي مناسب در ديوارها انجام مي شود.پنجره ها و نورگير ها معمولا يا در ارتفاعي كه بازديد كننده قادر به ديدن محوطه ي بيرون باشد و يا در ارتفاعي بالاتر نصب مي شود.
ديوارهايي كه پنجره ها با ارتفاع معمولي بر روي آنها نصب شده،غالبا بدون استفاده هستند و علاوه بر آن اشياء نمايشي كه بر روي ديوار مقابل اين پنجره ها نصب شده اند نيز به خاطر وجود نور از مقابل داراي انعكاس هستند كه مانع ديد كامل وروشن مي گزدد.با اين وجود،اينگونه پنجره ها براي اشيايي كه روي ديگر ديوار ها و در زاويه اي درست نسبت به منبع نور قرار دارند،نور مناسب و دلپذير به وجود مي آورند.


ج)نور پردازي مصنوعي:

ملاحظات تكنيكي و مشكلات نگهداري مربوط به استفاده از نور مصنوعي از جمله عوامل موثر بر كاهش كاربرد نور مصنوعي در فضاهاي نمايشگاهي بوده است.نور مصنوعي از منابع نقطه اي يا خطي تامين مي گردد و از اين رو چون سطوح تعديل كننده شدت آن با نور فضا قابل مقايسه نيست،لذا دستيابي به شرايط مشابه نور روز نيز تا ميزان محدودي امكان پذير است.


حركت و دسترسي گالري ها:

حركت و دسترسي قسمتي از امر ارائه و نمايش اشياء وعامل مهمي در سازماندهي فضائي نمايشگاه است.زيرا بطور نظري هيچ فضايي در منطقه ي نمايش اشياء منحصرا به رفت و آمد اختصاص نداشته و هيج راهرو يا راه پله اي نبايد حركت سيال در اين منطقه را محدود كند.دستيابي به اين شرايط با اجتناب از مسائل روز امكان پذير است.
الف)اجتناب از محدوديتهاي با وقفه
ب)اجتناب از اختلاف سطوح زياد


تنظيم شرايط محيطي:

رطوبت،دما و نور باعث فرسايش اشياء‌مي گردند،دماي15درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 60%براي اكثر نمايشگاهها مناسب مي باشد.رطوبت نسبي نبايد كم و زياد گردد و اين مساله با اشياء نمايشي ارتباط مستقيم دارد،ولي در كل رطوبت نسبي 50% تا 6% توصيه مي گردد.


تهويه ي مطبوع:

پيشرفت هاي علمي در امر خلق يك محيط مصنوعي،اكنون به مرحله اي رسيده است كه امكان تامين مصنوعي شرايط جوي را به طور كامل فراهم ساخته است.در اين شرايط ثابت،انعطاف پذيري و نظم را مي توان در چهار چوب فضايي نمايشگاه تامين نمود.از جمله ديوارهاي خارجي مي توانند كاملا بسته بوده و به خوبي عايق شوند و در صورت وجود اشعه هاي نا مطلوب نوررر،مي توان آنها را دقيق تر از نور روز بررسي و درمان كرد.


آكوستيك:

كنترل وطراحي آكوستيك بايد هماهنگ با ساير جنبه هاي طراحي ساختمان نمايشگاه انجام شود.براي به حداقل رساندن نو فه اي كه ناشي از نواحي و وسايل پر سر و صدا و شلوغ است،موقعيت ساختمان را بايد در محلي ساكت و آرام پيش بيني نمود.در صورتي كه يك منبع نوفه ي جهت دار در نزديكي ساختمان قرار گرفته باشد ،مي توان از عملكرد هاي مقاوم تر به عنوان مانع استفاده كرد و عملكردهاي حساس تر را در فاصله ي بيشتري از منبع نوفه قرار داد.هماهنگي اصول آكوستيكي با خصوصيات معماري از يك سو مربوط به سبك معماري و سازماندهي فضايي آن مي باشد و از سوي ديگر نيازمند توجه به خصوصيات مربوط به طراحي فني ساختمان نمايشگاه قرار مي گيرد.


حريق:

مقابله با حريق شامل مسئوليت حفظ متعلقات و حفاظت از بازديد كنندگان مي باشد.بديهي است نخستين اقدامات مقابله با آتش بايد با شناخت محل،خصوصيات مصالح ساختماني،مراقبت هاي لازم در بناهاي مجاور،انتخاب مصالح ساختماني مقاوم و پيشگشري لازم انجام پذيرد.بهتر است از به كار بردن هر گونه ماده قابل اشتعال به منظور تزئين و پوشاندن ديوارها خودداري شود.دقت بسيار بايد به كار برد تا از اتصالات برق در سيستمهاي الكتريكي خودداري شود.


ساختار عمومي فضاهاي نمايشي:

ساختار عمومي فضاهاي نمايشي مي بايد بر اساس سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي(مانند كارگاههاي توليد نمايش و فضاي كارمندان)استوار گردد و نحوه ي دسترسي به مجموعه فضاي نمايشي و تردد در فضاهاي داخلي آن با توجه به حريم محدوده فضايي بخشهاي مختلف آن انجام گيرد.ساختار فضايي اينگونه ساختمانها را با توجه به اصول هدايت كننده مي توان به دو عرصه بيروني و دروني تقسيم نمود:
الف)عرصه ي بيروني فضاي نمايشي:اين عرصه به طور كلي ارتباط مستقيم با تماشاگران است.
ب)عرصه ي دروني فضاي نمايشي:اين عرصه شامل كليه ي فضاهايي است كه مربوط به امور نمايشي و اداري مي شوند و از اين رو با كاركنان و بازيگران ارتباط مستقيم دارند.


شكل و انواع مختلف صحنه ي نمايش:

الف)تئاتر هاي داراي صحنه ي ايواني كه اينگونه تئاتر ها امكان نمايش فيلم را دارند.
ب)0تئاتر هاي داراي صحنه ي ميداني كه صحنه از هر سو با تماشاچيان احاطه شده در اينگونه تئاتر ها حداكثر عمق ميدان تماشاگران 6تا7 رديف است و در صورتي كه جايگاه در يك سطح باشد،حداكثر تماشاگر از 300الي 400 نفر بيشتر نخواهد بود.
ج)تئاتر هاي داراي صحنه ي هلالي يا صحنه ي آزادجلو آمده.در اين تئاتر ها صحنه به قلب جايگاه تماشاگران كشيده شده و وروديها معمولا در پشت صحنه و يا در داخل جايگاه تماشاگران قرار دارند.
د)نوع ديگر از تئاتر كه تركيبي از موارد بالاست در دوران ماصر مورد توجه طراحان بوده است.اين نوع تئاتر با برخورداري از يك صحنه ي انعطاف پذير براي تبديل به شكلهاي مختلف از خصوصيتي مستقل برخوردار است.صحنه در اينگونه از تئاتر ها مي تواند با جابجايي صندلي ها و قسمتهايي از كف به صورت ايواني-ميداني و هلالي ظاهر شود.به اينگونه صحنه ها چند شكلي مي گويند.


شيب سالن نمايش:

در نمايشات تئاتري زنده معمولا از فاصله ي 12 متري ،حالتهاي احساسي صورت بازيگران قابل روئيت نيست و حركت آنها نيز از فاصله ي بيشتر از 20 متر نيز به خوبي ديده نمي شود.براي تامين ديد بهتر تماشاگران لازم است تا كف جايگاه شيب ملايمي داشته باشد و يا به صورت پله اي طراحي شود.ميزان شيب در طبقه ي همكف جايگاه براي حفظ امنيت تماشاگران و سهولت رفت و آمد افراد معلول كه با صندلي چرخ دار حركت مي كنند،حداكثر 10% است و شيب هاي بيشتر به صورت پله اي بايد طراحي شوند كه حداكثر آن 35% است.


صندلي تماشاگران:

ابعاد صندلي تماشاگران طبق استاندارد ها حداقل عرض 45 سانتيمتر را بايد داشته باشد و فاصله ي پشت تا پشت صندلي ها حداقل 90 سانتيمتر باشد و تا 1/1 متر نيز مي تواند باشد.
حداكثر فاصله ي هر صندلي از در خروجي نبايد از 15 متر بيشتر باشد و حداكثر فاصله ي هر صندلي از راهرو جانبي 450 سانتيمتر باشد و تعداد مجاز صندلي ها در هر رديف به ازاي هر راهرو 7 صندلي مي باشد.بهترين چيدمان صندلي ها به صورت قوسي و اختصاص ندادن بهترين نقاط ديد(مركز)به راهرو مي باشد.

اتاق رختكن(تنفس بازيگران):

اين اتاق محل استراحت،رختكن و گريم بازيگران مي باشد.در فضاهاي نمايش كوچك يك اتاق 20 متر مربعي براي اين منظور كافي است.ولي در فضاهاي نمايش بزرگتر يك سالن غذاخوري يا آشپز خانه و محل استراحت جداگانه اي نياز است.از اين مكان يك اتاق پر و لباس،سرويس بهداشتي و آينه قدي،كمد وسايل و ميز گريم براي گريم بازيگران قرار دارد.


اتاق سخنراني:

در هنگام برگزاري جلسات سخنراني در سالن نياز به يك اتاق جهت ميهمانان سخنران وجود دارد كه قبل و بعد وبين سخنراني از سخنران پذيرايي گردد.در اين فضا كه مساحت آن 30 متر مربع است ،سرويس هاي زنانه و مردانه ،محل نشستن و استراحت و ساير وسايل مانند كمد ،رختكن و ... وجود دارد.

نور پردازي صحنه:

نحوه ي تابيدن منابع نوراني در بالاي صحنه و پلهاي صحنه و پلهاي روشنايي در بالاي جايگاه تماشاگران قرار دارند،معمولا تحت زاويه اي بين 55 درجه تا 40 درجه است.به طوريكه تمام صحنه را از جلو تا عقب آن توسط يكي از عناصر نوراني و يا ساير آنها،پوشش داده شود.با افزايش ارتفاع منابع نور مي توان دامنه ي پوشش آنها را نيز افزايش داد.


آكوستيك:

اكوستيك در هر فضاي نمايشي قادر است تا انواع برنامه هاي نمايشي را تحت تاثير قرار دهد و از ان جا كه ايجاد تغييرات اساسي در وضعيت اكوستيك سالن هاي نمايش بسيار دشوار است، از اين رو لازم است تا از ابتا تصميمات لازم درباره ي خصوصيات اكوستيكي سالن هاي نمايشي گرفته شود .فضا هاي نمايشي بايد در برابر كليه نوفه هاي خارجي ناشي از صداي هواپيما ، ترافيك وهمهمه افراد در سالن انتظار عايق باشند و دستگاه هاي مكانيكي به گو.نه اي طراحي شده باشند كه سطح نوفه اي كه در داخل سالن نمايش ايجاد مي شود از يك حد خاص تجاوز نكند . براي برنامه هاي نمايشي زنده در صورتي كه حد اكثر تعداد تماشا گران 200 نفر باشند لزومي به استفاده از دستگاه هاي تقويت صدا نيست ودر صورت كاهش فاصله متوسط بين تماشاگران وبازيگران استفاده از تمهيدات اكوستيكي براي نمايشنامه هاي معمولي رضايت بخش مي باشد . ميزان شيب جايگاه همان قدر كه براي شنيدن هم مهم است زيرا صدا در هنگام عبور از جايگاه به علت خاصيت جاذب بودن بدن تماشاگران ضعيف مي شود ،از اين رو با استفاده از باز تابنده هاي سقفي ،بايد حد اقل شيب لازم را كه مانع ديدتماشاگران نشود براي جايگاه در نظر گرفت.


ايمني از حريق:

بروز نمايش در فضا هاي نمايشي  وخسارات وتلفات ناشي از ان اغب از عدم دقت در انتخاب وساخت موارد به كار رفته در ساختمان وتجهيزات ان ورعايت ساير پيش بيني هاي لازم براي جلو گيري از تو سعه ي اتش  وبه خصوص ايجاد دود مي باشد . به طور كلي بايد در اسكلت ساختمان حد اقل دو ساعت در مقابل اتش مقاومت داشته باشد واز مواد قابل اشتعال در ساخت دكور ها وبراي پوشاندن ديوار ها وسقف استفاده نشود و مواد جاذب صدا وساير تجهيزات اكوستيكي نيز تا حد مطلوبي در مقابل اتش مقاومت داشته باشد . درتئاترها معمولا صحنه ي نمايش مهم ترين عامل ايجاد اتشودود است . براي مقابله با حريق بر روي صحنه مي بايست اتش را درون چهار ديوار برج صحنه محبوس كرد وبا استفاده از جريان قوي هوا به سمت بالا كه توسط دودكش اتوماتيك در بالاي برج صحنه ايجاد مي شود ،حرارت ودود را از تماشا گران دور نگاه داشت . نقشه وتجهيزات مربوط به پشت صحنه نيز بايد به گونه اي طراحي شده باشد كه از اتش سوزي جلو گيري كند ودر صورت بروز حريق در صحنه مانع گسترش ان به پشت صحنه شود . تجهيزات اطفا  حريق در فضا هاي نمايشي شامل كشف كننده هاي دود وحرارت ،شلنگ هاي قرقره اي ،كپسول هاي كربنيك و كپسول هاي پودري هستند. صحنه ي تئاتر هم در عين حال بايد به سيستم اب پاش در بالاي صحنه و بالاي پرده ايمني نيز مجهز بوده ودر ان شير اب و سطل شن نيز پيش بيني شود . اغلب لوازم اطفا  حريق در راهرو ها قرار مي گيرند و اگر وجود شان در اين از قبل در نظر گرفته نشده باشد ،مي توانند به موانع خطر ناكي تبديل شوند واز اين رو بايد محل هاي خاصي را براي ان ها پيش بيني نمود .



 

آشنايي معماري جهان:


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}           معماری ایران از دورترین ازمنه قدیم شناسنامه معتبر مردم این سرزمین بوده استو طبیعت اقلیمی ایران در این زمینه تاثیر خود رابر فرهنگهایی که با فاتحین و مقلوبینبه این خطه راه گشود به بارزترین اشکال خود جلوه کرده است.   معماري دوره عيلام : تاریخ عیلام به حق آغازین بخش تاریخ ایران را تشکیل می دهد. زیرا کشورمان ایران زادگاه اصلی عیلامیان بوده است. آنها ساکنان اصلی ناحیه خوزستان و نواحی مجاور آن بودند. تاریخ ایران همانند بسیاری از ملل همجوار و معاصرخویش در سه دوره: کهن و میانی و نو قوام یافته است. عیلام قديم: تنها اطلاع از معماری این دوره از نقش مهرها است. در این نقش برجسته معبدی به صورت يك بناي مربع مستطيل بلند به يك شالوده ايوان دار كه در جلوي حفره هايي داشته. جالب ترين ويژگي اين معبد ،سه شاخ بزرگ در دو طرف بوده كه جز مهمي از معماري عيلام به حساب مي آيد. مياني: درخشان ترين دوره حاکمیت عيلام بوده که آثار معماری ارزشمندي داشته از جمله معابد، گورها، نقش برجسته كه اغلب معابد بوده اند و از مهم ترين آنها زيگورات چغازنبيل بوده از آثار  ديگر به  میتوان به هفت تپه در خوزستان اشاره کرد. چغازنبيل: در دشت خوزستان، كهن ترين اثر ايراني با ا بعاد خيره كننده به صورت پله پله و هرم شكل و بنايي است كه با ساختمان ها مدرن عظيم و اهرام قابل مقايسه است، مصالح تقريباٌ بوم آور بوده و از خشت،كاشي و آجربوده است و نیروی عظيمي به كار برده كه نشان دهنده قدرت سازماندهي عيلامي است.طرح اصلي آن مربع با اضلاع 105 (دارای پنج طبقه بوده که هر یک از آنها نسبت به بخش زیرین خود کوچکتر ساخته شده است بر روی آخرین طبقه ساختمان مرکز اصلی معبد بنیادگردیده و دیگر طبقات تاسیسات وابسته به آنرا تشکیل می داده است)تاریخ معماری قبل از اسلام وسيله ديوار عظيمي محصور شده بوده و داراي 7 دروازه بوده و راه هاي 6 دروازه به صورت مورب به زيگورات مي رسد يعني عيلاميان يك اصل اعتقادي ورود به طريقه مستقيم را منافي با شان معابد تلقی می کردند یکی دیگر از ا بتکارات قابل توجه معماری عیلامی این است که برای جلوگیری از خستگی صعود كنندگان با ايجاد دو ايستگاه ميان راهي بالا رفتن از طبقات را چند مرحله اي مي كردند و هدف ديگر از ايجاد ايستگاه ها اين بوده است كه از لحاظ بصري محيط مناسبي براي زائران فراهم آورد. (نکته حایز اهمیت،وجود طاقهای متعدد ضربی با طرح نیم دایره است که تا این زمان بطور شگفت انگیزی سالم باقی مانده است. قدیمیترین طاق قوسی شکل ایران در ابن بنا مساهده می شودکه به آن «طاق گهواره ای» هم می گویند.)  تاریخ معماری قبل از اسلام عکس شماره1-1     (زیگورات چغازنبیل)                                                                                                                                                               عکس شماره1-1  (پرسپکتیو زیگورات چغازنبیل)    عکس شماره1-1     (زیگورات چغازنبیل)                                                                                   هفت تپه خوزستان : مصالح این مجموعه خشت خام و آجر با پوشش فضاها اغلب تاق نيم بيضي آجري اما در سقف بناهاي خشتی تیر هاي چوبي نيز به كار رفته است.                                                             عکس شماره1-1(  هفت تپه)                                                                                                                                                              عيلام جديد :                                                           تنها اثر بدست آمده از این دوره يك معبد كوچك با پلان مربع .نما با آجرهاي لعابدار سبز رنگ كه نسبت به آجر لعاب دار دوره قبل از تفكيك و ظرافت بيشتري برخوردار است .   معماری دوره ماد: در حدود هزاره اول پیش از میلاد گروهی از اقوام آریایی به ایران مهاجرت کردند؛مادها همدان کنونی(هگمتانه)را به پایتختی برگزیدند ودولت نیرومند و جنگجوی آشور را از میان بردند. معماری مادی را در دو بخش بررسی میکنیم: معماري صخره اي:در دامنه كوهها و حفرههاایجاد گردیده اند. معماري معمولي: كه در محل هاي تپه نوشيجان ملاير، گودين تپه ، باباخان، هگمتانه و ... قرار دارند. معماري صخره اي:  ايجاد حفره و وسعت دادن به آن براي فضاي مورد احتياج كه به فضاي استوار و ماندگار انجام ميشد از مصالح آزاد و معمولي استفاده نمي شد بلكه از صخره طبيعي در جهت عكس معماري آزاد كه البته در نواحي غرب كشور و اغلب جنبه مذهبي داشته اند كه بر حسب نوع نماي وروديشان: 1- نماي ورودي ستون آزاد نمايان است.   2- در دو طرف مجاور دو نيم ستون قرار دارد. فضاي آنها شباهت به ايواني دارد كه به كنترل آفتاب ، برف و باران كمك مي كند. آثار معمولي (آزاد):  تپه نوشيجان:که در زیر به بعضی از فضاهای آن اشاره شده است:  تالار ستون دار آپادا نا: كه در ضلع جنوبي يك سكوي نشيمن كه اين نوع تالار ستون دار بعدها در معماري هخامنش به عنوان اصلي ترين پلان كاخها قرار گرفت . معبد اصلي: فرم معبد بصورت چليپاست و  مهمترين ساختمان اين بنا در داخل بناي اصلي پايه آتشدان و محراب قرار دارد. در ستون ديوارها پنجره هاي دروغين وجود دارد. تونل: که شيبدار بوده و جنبه امنيتي داشته. آثار معماري تپه نوشيجان از اهميت ويژه اي برخوردار است: 1- بكارگيري مصالح بوم آور 2- استفاده از قوس هاي نيم بيضي در بخش هاي مختلف بنا 3- ايجاد يك مجموعه منسجم و زيبا كه بعدها به ويژه در معماري زمان هخامنشي تاثير قابل ملاحظه اي گذاشت.         معماري گودين تپه: این تپه احتمالا یکی از قلعه های بزرگ دفاعی بوده در تالار بزرگ دژ، یا سالن تشریفات در حدود 28متر طول و 24متر عرض دارد و سه طرف آن توسط دیوار محصور گردیده و در آن بخاري يا آتشدان جهت گرمايش تعبيه شده است. سقف اين تالار ستون دار توسط 31 ستون چوبي با پايه سنگي نا منظم نگهداري ميگردد. اثار باباجاني : شامل يك مجموعه ساختماني بزرگ است كه نوع و شيوه معماري ما را به خوبي نشان مي دهد آثار هگمتانه : اين شهر داراي معابري متعددي است به عرض 3.5 متر كه موازي هم هستند و در جهت شمال غربي–جنوب شرقي در فاصله 35 متري احداث شده اند . *معماری ماد با ايجاد ساختمان ها بر روي سكوها مصنوعي و به كار گيري مصالح عالي به نحو مطلوب و استفاده از تجارب و تكنيك هاي ملل و اقوام پيش از خود به خوبي جلوه نموده است تالار هاي ستون دار مادي الگويي است براي معماري  هخامنشي، معابد صخره اي مادي نيزپيشنه اي براي معماري معابد صخرهاي هخامنشي است، مادها و معماريشان ملهم از افكار و اعتقادات مذهبي است مقابرصخره اي،  معبد و آتشگاه ها بيان گر اين مطلب هستند.   معماری دوره هخامنشيان : در حدود 560سال پیش از میلاد دو دولت نیرومند آریایی یعنی ماد و پارس با هم مؤتلف گشتند امپراتوری بزرگ ایران بوجود آمد این واقعه زمانی رخ داد که کوروش بزرگ نخستین شاه هخامنشی نیای خود آستیاک(آژی دهاک) فرمانروای ماد را از تخت پادشاهی به زیر آورد. هنر ايران در دوره ی هخامنشی هنری است شاهی، و سرنوشتش با سرنوشت شاهان هخامنشی پيوند خورد است و به اين دليل است که در زمان پادشاهی کوروش و داريوش اين هنر به اوج ترقی خود می رسد. مهمترین بناهای بجا مانده این دوران کاخهای شاهی است. يكي از عناصر مهم ساختماني اين دوره:صفه مصنوعي است كه پشت به كوه دارد و روي آن ساختمانهاي كاخ ها و اقامتگاه هاي شاهي را بنا مي كردند با پلكانهاي سنگي براي صعود به صفه. مجموعه كاخ و پرستشگاه هاي پاسارگاد : نخستين ابزار سياسي و نشانه تائيد آسماني كه معرف سبك معماري هخامنشي است.معماري پاسارگاد در حقيقت يك نوع معماري تكامل يافته از شيوه سبك معماري پارسي است و زيبايي و احوال فني در  ساختمان را رعايت نموده است. این بنا را میتوان از پروژه های عظیم و آغازین امراطوری هخامنسی محسوب کرد. پاسارگاد را باید از کارهای کورش بزرگ قلمداد کرد. در پاسارگاد هنر ایرانی وحدت یافته تر می شود با آثاری نظیر کاخ دروازه، و دیگر کاخها و تل تخت. *معماري هخامنشي به نوع تكامل يافته معماري عيلامي و مادي است : مصطبه سازي، آجر هاي لعاب دار عيلامي و تالار هاي ستون دار يا ايوان هاي جانبي و مقابر صخره اي مادي را تكامل بخشده اند. معماران هخامنشی از هوش و ذکاوتی سرشار بهره مند بوده اند. زيرا در آثار آنها اصولی رعايت شده که بعدها به عنوان اصول معماری ايرانی رعايت شده که بعدها به عنوان اصول معماری ايرانی معمول و مرسوم گرديد. تل تخت (تخته سليمان) : صفه بزرگی است مشرف به تمام باغها و کاخهای پیرامون خود در پاسارگاد بر روی تپه ای به بلندی 50 متر قرار گرفته،  سكوي بزرگ تراشيده شده در پته با سنگ هاي لاشه اي در ديوار اصلي نكته قابل ذكر در سنگ هاي تراشيده آن است كه در معماري به سنگ ها ي باد بر معروف هستند و با بست هاي فلزي به شكل دم چلچله اي به هم متصل شده اند پاسارگاد : مقبره کورش بنای سنگی با شکوهی که در میان مردم به نام قبر مادر سلیمان معروف است. بنا از دو بخش تشکیل شده است: (لف) قسمت سكو مانند ياد اور زيگورات چغازنبيل«دوره عيلامي» است. که بصورت پله پله از شش طبقه تشکیل یافته است. ب) قسمت بالايي اتاقكي با سقف سنگي بع صورت شيرواني (خر پشته) ايجاد شده است. کل بنا  از سنگ ساخته شده است.                                                                         عکس شماره1-1  (پاسارگاد)                                                                                                                                                                                                                                عکس شماره1-1  (پاسارگاد)   كاخ دروازه: بنایی است ستوندار به 36*36متر بامصالح سنگی دارای چهار مدخل ورودی می باشد که دوتای آن بزرگتر از دوتای دیگرند.  بر روی سطوح مدخل ورودی نقوش برجسته مدخل ورودي از تركيب انسان و گاو، انسان و ماهي و گاه شمايل انسان بال دار-پايه ستون ها از سنگ سياه، زرد ،شبيه مرمر و كف كاخ با سنگ هايي به شكل هندسي منظم سنگ فرش نموده اند.   مجموعه كاخ هاو باغ شاهي : كاخ بار عام كوروش: يك تالار  مركزي و چهار ايوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحين ايوان جنوبي و کف آنرا با مهارت کم نظیری سنگ فرش نموده اند.   كاخ اختصاصي كوروش: از نظر پلان و شکل مانند کاخ بار عام است که از سنگ زرد شبه مرمري که در نزديكي پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است .تركيب سنگ سياه و زرد در پايه ستون ها جالب و دیدني است  شالی پایه ستونها داراي تزئينات قاشقي است0        تخت جمشيد: اين مجموعه ی ساختمانی در شهر مرودشت و در 45 کيلومتری شهر شيراز واقع شده است. بر کوهی خشن به نام کوه رحمت تکيه داده و مشرف است بر دشت پهناور و حاصلخيزی که اطراف آن را کوهها حلقه وار فرا گرفته اند. بی گمان نقشه ی کلی تخت جمشيد از پيش طرح ريزی شده است. سيستم کانال کشی و آبرسانی و مجاری فاضلاب که در سطوح مختلف متناسب با کاربرد دقيق قبلاً در سنگ کوه کنده شده دليلی است بر اين مدعا. جالب ترین قسمت این بنا پلکان با عظمت دو جانبه به پهنای.6/6متر از یک قطعه سنگ عظیم الجثه می باشد. که نحوه دسترسی به صفه است. تخت جمشید مجتمعی است از تالارهای اجتماعات و پذیرای، بناهای اداری و تشریفاتی، کاخهای مسکونی،ساختمانهای نگهبانی و خدماتی،حیاطها و ایوانهای مربوط به هر بخش. این مجموعه بزرگترین بنای معماری سنگی در ایران است0 تاریخ معماری قبل از اسلام     عکس شماره1-1  (پاسارگاد)                                                             اگر بخواهيم مجموعه بناهای تخت جمشيد را فقط نام ببريم عبارت خواهند بود از: 1 – پلکان بزرگ 2 – دروازه بزرگ خشايار شاه معروف به دروازه تمام ملت ها(دروزه ملل)  3 – راهی که مدعوين از آن می گذشتند 4 – پلکان شمالی کاخ آپادانا 5 – کاخ آپادانا 6 – پلکان شرقی آپادانا 7 – کاخ سه دروازه 8 – کاخ اختصاصی داريوش 9 – کاخ خشايار شاه مربوط به پذيرايی های رسمی 10 – تالار صد ستون و سومين قسمت کاخ خزانه شاهی 11 – تالار 99 ستونی (قسمت مزکزی خزانه) تالار تخت موقتی که به دستور داريوش ساخته شد. 12 – انبارهای خزانه شاهی 13 – نمای جنوبی شکو که به طرف دشت است . دروازه ملل: با تندیس های عظیم گاو بالدار با سر انسان نوعی نگهبانان روحی این مجموعه اند. *ساختمانها بر روی سکوهای سطوح المختلف ایجاد شده اند هر کدام با پله ها و باغچه های مخصوص که آپادانای خشایار شاه مشرف بر تمام آنها بوده. ستون در معماری هخامنشی: ستون که عنصر اصلی و اساسی بناهای دوران هخامنشی است. به علت سر ستونش که به شکل سر حيوان ساخته می شده از مجموعه ترکيبی عناصر ديگر ساختمان های تخت جمشيد بيرون نمی ماند و نقش مهمی را در معماری اين مجموعه به عهده دارد. نقش برجسته در تخت جمشيد:ترکيب نقش برجسته در تخت جمشيد بر مرحله ی کمال زمان خود رسيده است و معماری ايرانی برای ايجاد تنوع همچنين پرهيز از بيهودگی، ديوارها و طارمی ها را به بهترين نحو ممکن با نقوش برجسته آرايش داده است.     سنگ کاری  در کاخهای هخامنشی: به آخرین حد تکامل خود رسیده است.                                           عکس شماره1-1  (پاسارگاد)       معماری دوره ی اشکانيان (پارتيان): قوم پارت يا پارتوآ يکی از شعبه های نژاد آريايی ايرانی است پارت ها در زمينه هنرها به ويژه در معماری ابتکارات بديعی داشتند . آنها با برخورداری از پيشينه ی غنی دوباره به احيای هنرهای فراموش شده و يا تفسير يافته ی ايرانی پرداختند با فترتی که در هنر ايران پيدا شده بود نه تنها احياگر معماری و سنت های گذشته ی ايرانيان شدند بلکه تحول ملی عظيم در زمينه ی شهر سازی و معماری ايجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند.  يکی احداث گنبد بر روی بناهای چهار ضعلی (مربع شکل) از طريق فيل پرشها و ديگر توسعه ی ساختمان ايوان  تاق دار. متاسفانه علی رغم حاکميت طولانی مدت پارتها اکثر آثار آنها از بين رفته است. زيرا عواملی مانند زلزله، آب و هوايی و گستره وسيع امپراتوری، تاثير گذار در روند تخريب آثار معماری بوده اند. ودیگر علت آن بوده که بناها را بسیار ساده و با خشت خام می ساخته اند. پهناوری بسيار شاهنشاهی پارت و گوناگونی سنت های مردم آن بايد ما را آگاه ساخته باشد که يک سبک معماری در سراسر کشور نمی توانست باشد. اما با کاوش هايی که در مناطق مختلف صورت گرفته از آثار به جای مانده از دوره ی پارتها و آثار پس از آن که به سبک سابق ساخته شده اند می توان سبک معماری و حتی ويژگی آن را مشخص نمود از آن جمله: - حداکثر استفاده از مصالح بوم آورد - استفاده بسيار خوب از تکنيک پيشرفته تاق گنبد، به خصوص گنبد با استفاده از مصالح بوم آرود - پرهيز نکردن از شکوه و ارتفاع زياد - تنوع فوق العاده در طرح ها - استفاده از ملات ساروج که به کمک آن توانستند فضاهای معماری وسيع را ايجاد نمايند.   رباط سفید:یکی از کهنترین نمونه های آتشکده گنبد داری است. نکته قابل توجه این بنا فیلپوش ها(گوشه سازی)است که گنبد را ایجاد کرده. این بنا احتمالا یک کار آزماشی در زمینه گنبدسازی بوده است.   معبد آناهیتا(ایزد آب)-کنگاو:راین معبد بر روی مصطبه ای عظیم که وسعت قابل توجهی دارد بنیاد گردیده است، راه ورود معبد مانند تخت جمشید پلکانی دو طرفه است مهمترین چیزی که در این بنا جلوه گر است،ستون های عظیمو قطوری است که پس از پیمودن پله های دو طرفه بر لبه خارجی دیوار صفه قرار داشته است؛ نما بادقت و ظرافت توسط حجاران تراشیده شده و پس از گونیا کردن آنها را در کنار هم قرار داده و بوسیله بست ها و میله های آهنی و مذاب سرب بهم متصل گردیده اند و سپس در پشت این حجاری ها با ملات گچ(دوغاب)جاهای خالی پر نموده و نما را به پیکر تپه و پایه پیوسته اند. مهمترین چیزی که در آثار معماری کنگاور جلوه گر است ستون های عظیم وقطور است که در حاشیه صفه قرار داشته است.   تزئينات در معماری پارتيان: در معماری پارتی تزئيناتی مانند نقاشی و گچبری وسيعاً به کار گرفته می شده است. گچبری کوه خواجه و نقاشيهای ديواری با رنگ های مختلف و گوناگون حکايت از تزئين بخش داخلی ساختمان ها دارد و اين نمونه تزئينات کچبری با طرح های هندسی و گياهی بعداً در دوره ی ساسانی و از آن پس در دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفت. اما در تزیینات بیرونی بناها باید سنگکاری و طاق نما و نیم ستون و ماسکها و صورتکهایی را نام برد؛ دلدل استفاده از ماسک و صورتک بجای نقش برجسته دوره هخامنش مقرون به صرفه بودن از نظر اقتصادی و زمان است.     معماری دوره ساسانی: سلسله ی ساسانی آخرين حکومت پيش از اسلام ايرانی است. ساسانيان حکومتی ملی تاسيس کردند که متکی به دين ملی و تمدنی بود که شايد از جنبه ی ايرانيت در سراسر تاريخ طويل ايران نظير نداشته است. ساختمان های اصلی معماری ساسانی هم مانند هخامنشيان کاخ های شاهی بود. اما راه حل های معماری هخامنشی برای ساسانيان ظاهراً پر هزينه و پيشرفت ناپذير بوده است. زيرا بلندی تيرهای چوبی حد غلائی دارد که در دوره ی هخامنشی از آن استفاده شده است. بنابراين حتی در ساختمان های شاهی هم معماری تاقدار را که در دوره ی هخامنشی بی شک معماری شناخته شده ای بود، رواج دادند. معماری ساسانی صرفاً کاخ ها نيست، بلکه معماری خانه های مردم و از همه مهمتر معماری آتشگاهها و معابد و بعضی بناهای يادمانی، کاروانسرا و قلعه ها را شامل می گردد. آتشگاهها و معابد پس از کاخ ها بيشترين آثار معماری به جای مانده از دوران ساسانی هستند. وليکن اهميت و ويژگی معماری کاخ ها طوری است که بررسی و مطالعه ی آنها در صدر قرار گيرد.     تاق کسری (ايوان مدائن): یکی از آثار برجسته و شاخص دوره ی ساسانی تاق کسری است تاق کسری در تيسفون و در خاک عراق واقع شده است . اين بنا مثل کاخ تخت جمشيد و قصر شيرين بر روی صفه ها ساخته شده است. در نمای کاخ تيسفون شکل و اندازه ی تاق نما از هر رديف به رديف ديگر فرق می کند. هر رديف واحد مستقلی را مانند يک نوار افقی و بدون هيچ ارتباطی با تاکيدهای عمودی نمای بنا تشکيل می دهد. به اين ترتيب دو رديف از تاق نمادها پايان می پذيرند که بر يک ستون قرار نمی گيرند بلکه بر پايه کنج ديوار ترکيب می شود. در اينجا نشان ديگری از ويژگی های معماری ساسانی خود را ظاهر می سازد. معماری ساسانی به اين موضوع که نمی بايستی به طوری منطقی و با اصول ساختمانی همچون بناهای کلاسيک يونان قطع گردد اهميتی نمی دادند. بلکه از نظر آنها نما بايستی بيشتر با طرحی ساخته شود که بتوان آن را به دلخواه امتداد داد و به مقدار زيادی تزئين کرد. تاق بستان: نمونه های معماری صخره ای دوره ی ساسانی هر چند که فراوانی نيستند وليکن در خور توجه اند. در کرمانشاه جايگاه مقدسی است که آب از درون زمين می جوشد و بر ديواره ی آن که متصل به کوه است دو ايوان در دل کوه کنده شده است.                               آتشکده ها و چهار طاقيهای دوره ساسانی: شايد پس از کاخ ها، آتشکده ها مهمترين آثار معماری بر جای مانده از دوره ی ساسانی باشند. اين بنا ها مکانی برای گرامیداشت آتش مقدس و اجرای مراسم مذهبی بوده اند و لذا از نظر معماری مبتنی بر اصول خاص و ويژه هستند. تزئينات معماری در دوره ی ساسانی: گچ بری که پارتها در کاخ ها و بناهای مذهبی استفاده کردند در دوره ی ساسانی رونق ويژه ای يافت. بخش عظيمی از تزينات وابسته به معماری دوره ی ساسانی گچبری است     دو صفحه اخر سبك معماري منازل دوره هخامنشي،پشت درياچه سد سيلوند شناسايي شد در اين سبك معماري كه به سبك پارسي معروف است، خانه از يك حياط مركزي ستون دار و اتاق هايي كه دور تا دور آن را پوشانده است، تشكيل مي شود. باستان شناسان ايراني و ايتاليايي در ادامه كاوش هاي نجات بخشي در پشت سد سيوند و كشف بقاياي  معماري جديد از دوره هخامنشي توانستند سبك معماري منازل اجتماعي مردم را كه تا كنون اطلاعاتي از آن در دست نبوده سنايايي كنند. تنگه 18 كيلومتري بلاغي در فاصله 8 كيلومتري از محوطه ثبت جهاني پاسارگاد در استان فارس جاي گرفته و بخشي از چشم انداز پاسارگاد را شامل مي شود. اين تنگه به اعتماد كارشناسان محل عبور راه شاهي مهمترين راه باستاني كشور است كه به دستور داريوش هخامنشي ساخته شده است. «عليرضا عسگري»،سرپرست ايراني تيم مشترك ايران و ايتاليا در مورد شناسايي اين سبك معماري گفت : «با ادامه كاوش ها در دهكده هخامنشي كشف شده در تنگه و شناسايي يك حياط مركزي و سه اتاق و نيز بررسي هاي و كارشناسي آن توانستيم سبك معماري دوره هخامنشي را شناسايي كنيم» وي با اشاره به اينكه پيش از اين در بررسي هاي تخت جمشيد باستان شناسان به اين سبك معماري براي منازل شاهزادگان برخورد كرده بودند،گفت : «در اين سبك معماري كه بايد از آن به عنوان سبك پارسي ياد كرد، خانه از يك حياط مركزي ستون دار و اتاق هايي كه دور تا دور آن را پوشانده است، تسكيل مي شود» باستان شناسان در بررسي هاي خود علاوه بر شناسايي ديوارها به پايه ستون سنگي هم برخورد كرده اند به گفته عسگري اتاق هاي شناسايي قرار است سد سيوند دي ماه سال آينده آبگيري شود. به اعتقاد كارشناسان با توجه به محدوديت زمان نجات بخشي بيش از نيمي از محوطه هاي داخل تنگه قبل از هرگونه كاوش و نجات بخشي غرق خواهد شد.كارشناسان و مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور قصد دارند با كمك گروه هاي خارجي طي ماه هاي باقيمانده در تنگه با كارشناسان كشور هاي ايتاليا، فرانسه، استراليا، لهستان،آلمان، ژاپن و انگلستان صحبت شده است. از چند ماه گذشته گروهي از كارشناسان بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اقدامات كارشناسي براي تهيه طرح نجات بخشي محوطه هاي باستاني موجود در تنگه آغاز و بيش از 120 محوطه را آغاز كرده اند. «بابك كيان»، سرپرست مجموعه باستاني پاسارگاد در مورد محوطه هاي باستاني شناسايي شده، گفت : «در اين بررسي ها ي باستاني آثاري شامل تپه هاي پيش از ميلاد، كوره هاي ذوب فلز ، غار و سكونت گاه هاي پيش از ميلاد، دو قبرستان دسته جمعي مربوط به دوران اشكاني و و آثار ديگر به دست آمده است» طي چند سال گذشته در كشور هاي باستاني جهان برخي از سد ها در كنار رود خانه ها و محوطه هاي باستاني به منظور توسعه اقتصادي و عمراني و تامين آب ساخته شده اند، اما اين سد ها موجب به خطر افتادن بسياري از محوطه هاي باستاني جهان شده است. كارشناسان جهان با توجه به اهميت طرح هاي عمراني و اقتصادي، نجات بخشي محوطه هاي تاريخي را آغاز كرده اند كه از آن جمله مي توان به سد «اسوان» در مصر اساره كرد. كشور مصر براي ادامه روند توسعه اقتصادي و عمراني  كشور خود،كميته اي جهاني را به رهبري يونسكو تشكيل داد و طي چند سال عمليات گسترده معابد نوبي را از خطر غرق شدن نجات داد. پاسارگاد پنجمين محوطه جهاني ايران است كه آخرين جلسه يونسكو تيرماه سال 1383 كه در چين برگزار گرديد به علت دارا بودن شاخص هاي فراوان در فهرست جهاني يونسكو به ثبت رسيد. ساخت سد سيوند از سال 1377 در تنگه بلاغي و روي رود خانه پلوار، بدون توجه به وجود آثار تاريخي و باستاني آغاز شد. ميراث خبر شده از فضاهاي 4 در 5 متر مربعي تشكيل و از مصالح سنگ هاي قلوه و سنگ تراش در آن استفاده شده است.  

رابطه فرهنگ ومعماری


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} محيط و فرهنگ بر يکديگر تأثير متقابل دارند تبين رابطه فرهنگ و معماري نياز توجه به دو موضوع است يکي تأثير فرهنگ بر شکل گيري محيط مصنوع و ديگري تاثيراتي که محيط مصنوع بر انسان و از جمله بر فرهنگ او مي­گذارد . محيط مصنوع با سمبل­ها و تناسبات و اجزاء و نشانه­ها و شکل و رنگ و ديگر بارزه­هايش هم بيانگر جهانبيني و فرهنگي است که باني شکل گرفتن آن شده است هم اينکه اصول و ارزش­هاي آن را به انسان القا نموده است و به نوعي از تحولات فرهنگي ايفاي نقش مي­نمايد. تأثير فرهنگ، جهانبيني و تفکر انسان بر شکل گيري محيط مصنوع موضوعي است که تقريباً هيچ منکري نداشته و اختلافات در ميزان شدت وضعف تأثير آن­هاست. ادراک محيط بر اساس دانش و اطلاعاتي که انسان نسبت به اشکال و فضاها و عملکرد و معناي ظاهري و باطني آن­ها دارد که از اولين نتايج مرتبت از تماس انسان با محيط مي باشد اين ادراک سبب مي­گردد تا انسان مراتب مختلف ارتباط اهم از احساس هويت احساس سرور و خوشي، احساس حقارت، احساس از خود بيگانگي و بسياري از احساسات و ارتباطات رواني را با محيط برقرار نمايد که هر کدام از اين احساسات ثمرة رابطه­اي است که اصول و ارزش­هاي فرهنگي انسان با ارزش­هاي نهفته و يا متجلي در محيط که در واقع همان ارزش­هاي منبعث از جهانبيني سازنده محيط مي­باشد، برقرار مي­نمايد . احساس هويت يکي از روشها و يا فرايندهاي تأثير محيط بر انسان است به گونه­اي که انسان هويت خويش را در هويت محيط جستجو نموده و يا به عبارت ديگر هويت محيط را هويت خويش مي­پندارد و يا اينکه آنچنان ارزش و احترامي براي عوامل هويتي محيط تأمل مي­شود که سعي در استحاله مختصات هويتي خويش به سمت کسب مختصات هويت محيط بنمايد. و يا اينکه سعي در استحاله مختصات هويتي محيط به سمت ويژگي هاي هويتي بنمايد که مطلوب و مراد اوست . در مورد تأثير محيط بر هويت انسان و يا به عبارتي رابطه هويت انسان با محيط دو مرحله قابل ذکر است : يا انسان با فضاي زيست احساس اين هماني ( هويت همسان ) مي­نمايد و يا اگر اين احساس را نداشته باشد به تدريج اين فضا براو تأثير نهاده و فرهنگ و رفتار او را به نحوي متحول خواهد نمودکه حتي عليرغم ميل خويش آن را بپذيرد که جز آن راهي نيست . همان گونه که انسان بر اساس باورها و آئين و جهان بيني و فرهنگ خويش محيطي را مي­سازد که بتواند ضمن آنکه آينه اصول و ارزشهايش بوده و او را در جهت وصول به آنها ياري نمايد در دهه هاي اخير اين موضوع نيز مورد بررسي و تأييد قرار گرفته است که مختصات محيط تأثير جدي بر فرهنگ انسان دارد که از نمونه هاي آن شبيه شدن به بيگانه ذکر شده است. اجمالاً مي­توان گفت همان گونه که زيبايي و تناسب و تعادل و توازون محيط در آرامش و احساس امنيت بر انسان ايفاي نقش مي نمايد ، انواع زشتي­ها، آلودگي­هاي صوتي، دوري از طبيعت و بسياري از اين قبيل مسائل محيطي تأثير جدي بر فرهنگ انسان بر جاي خواهد گذاشت . اين تغيير ات که در ابتدا به صورت تأثيرات رفتاري و فرهنگي به ظاهر ساده و نامحسوس و غير قابل اندازه گيري بروز مي نمايد به مرور هويت جامعه را دگرگون مي نمايد . در نتيجه تغييرات فرهنگي بايد در جهت تکامل و پويايي و تصفيه فرهنگ رخ دهد . نه اينکه در جهت انحطاط و تشبيه به بيگانه و بحران هويت و به طور اجمال در جهت منسوخ نمودن ارزشهاي اصيل فرهنگي که منبعث از جهانبيني جامعه و عامل بقا و دوام ملتي هستند عمل نمايد .     معماري به عنوان يكي از عمده ترين محورهايي كه درعين بر آوردن نياز انسان به سر پناه و محيط مصنوع ، رابطه اي تنگاتنگ با فرهنگ برقرار مي‌سازد، مي‌باشد. معماري به عنوان يك پديده اجتماعي از فرهنگ نشأت گرفته و بر آن تاثير مي‌گذارد و آينه‌اي است از انديشه‌هاي انسان در رابطه با فضا، زيبايي شناسي، و فرهنگ. به همين سبب سبك معماري هر دوره انعكاسي از فرهنگ و هنر آن محسوب مي‌شود و با دگرگونيهائي كه در ساير عرصه هاي زندگي و هنربه وقوع مي‌پيوندد، متناسب است و هر سبك جديد معماري بر اصول، روشها و سنتهاي سبك پيشين استوار است، به همين خاطر بين سبكهاي گوناگون معماري رابطه‌اي استوار وجود دارد و مرزبندي بين آنها دشوار به نظر مي‌رسد. نقاط عطف در مسير فرهنگ و خلاقيت از مهمترين عوامل پيدايش و مكاتب متفاوت معماري مي‌باشند. هر تمدن و فرهنگ جديدي از نقطه‌اي شروع مي‌شود كه تمدن و فرهنگ قبلي به بن بست رسيده و يا با بحران مواجه شده باشد، ولي مسير آن در ادامه و تكامل مسير قبلي و تاريخي خود مي باشد و صرفاً در مقاطعي به بازسازي ساختار خود مي پردازد. بنابراين با توجه به تاثير مستقيم فرهنگ در معماري، طبيعي است كه تغييرات فرهنگ باعث دگرگوني در مباني و مفاهيم موثر در پيدايش معماري مي‌شود و در نتيجه آن، انديشه‌هاي متفاوت معماري به وجود مي آيد كه تعيين كننده شيوه‌هاي تعامل بين مفاهيم نظري و فرهنگي به طور عام و مفاهيم نظري و فضاي معماري به طور خاص مي‌شود. جهت گيري فرهنگ‌ها، همواره بر مبناي فطرت بشري و انديشه او انجام مي‌شود و همين مسير در شكل‌دهي به فضاي زيست و پيدايش معماري موثر است. چرا كه اين فضا به عنوان يك نياز بشري مطرح است و اينگونه نيازها همواره در مسير عقل و فطرت الهي پاسخ داده مي‌شوند. بنابراين معماري را قبل از اينكه يك تخصص فني بدانيم يا از نظر هنري به آن بنگريم، بايد به جنبه فرهنگي آن توجه كنيم. فضاي معماري بر مبناي مفاهيم فرهنگي در عرصه زمان به رشد و تعالي مي‌رسد و در بعد مكان تجلي مي يابد. هنر به عنوان يك سيستم ارتباطي با زبان و فرهنگ در ارتباط مي‌باشد و براي دريافت پيام موجود در آن، بايد زمينه فرهنگي ‌اي كه هنر در مسير آن بوجود آمده، مورد شناخت و مطالعه قرار گيرد، در غير اين صورت مفاهيم آن به خوبي قابل درك نخواهد بود. يكي از وظايف هنرمند در اين ميان آن است كه افراد عادي را در جهت نظم بخشيدن به جهان فرهنگي شان ياري دهد. و در حقيقت هنرمند بايد نشانه‌هاي طبيعت را با بياني قوي‌تر و خواناتر براي مردم عادي به منصه ظهور برساند و موانع را براي آنان رفعه كند. مردم هر دوره به زبان خاص آن دوره صبحت مي‌كنند و معماري را نيز به همان زبان مي‌فهمند. زبان عصري زبان زنده‌اي است كه از زندگي، مسائل روز جامعه و تكنولوژي و علم روز تغذيه مي‌كند. اگر حضور معماري در زندگي و مسائل يك عصر كمرنگ شود، اين فقر حضور به زبان و فرهنگ هم منتقل مي‌شود و اگر زبان و فرهنگ از حضور معماري تهي شود، نه تنها راه ورود به معماري آينده، بلكه حتي راه ادراك معماري گذشته مسدود مي‌گردد. براي رجوع به معماري گذشته و براي ورود به معماري آينده بايد از درون معماري حال گذر كرد. هر انديشه معماري را در ادامه بر پايه مسير گذشته آن بايد شناخت و هيچگاه نبايد با تفكيك اين انديشه ها زمينه فراموشي مفاهيم گذشته را فراهم كنيم. هر الگويي با توجه به نياز آن دوره و براي پاسخگويي به آن بوجود مي‌آيد. الگوهاي گذشته مطرود نيستند و الگوهاي حال هم اگر پاسخگوي نياز حال باشند طرد نخواهند شد. به هر سوالي بايد پاسخي مناسب داد. يك صورت مسئله فارسي دري را با فارسي باستان يا با زبان انگليسي جواب نمي‌دهند. هر الگويي كه مطابق نيازها و فرهنگ ما باشد مي‌تواند با انعطاف و تغييرات مناسب جايگزين مسائل معماري و فرهنگي باشد. خصوصيات فرهنگي هر عصري را مي توان در معماري آن شناخت، زيرا وقتي معماري تحت تاثير شرايط متفاوت يك دوره بوجود آيد مثل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و ... به محض به وجود آمدن مي تواند مستقل و زنده شناخته شود و صفاتي مخصوص را به خود بگيرد. وقتي اثرات بوجود آورنده يك اثر (معماري) از بين بروند آن معماري ممكن است به حيات خود ادامه دهد. حال اگر عوامل بوجود آورنده مطابق با خواستارهاي فرهنگي باشد آن معماري ريشه‌اي عميق مي‌گيرد و اگر آن عوامل ناپايدار باشند معماري فاقد حيات مي‌شود و عوامل جديد آن را از ميان بر مي دارند. تحولات قرن حاضر موجب دگرگوني و تغييراتي در بين برخي جلوه‌هاي زندگي و فرهنگ جامعه شد. حركت و روند معماري سنتي بازايستاد و از طرفي به علت سرعت وقوع تحولات فرصت تطابق با فرهنگ را پيدا نكرد. در حاليكه تحولات در كشورهاي اروپايي گام به گام صورت گرفته بود و آنها تا حد زيادي تغييرات را به راحتي جايگزين كردند. حال اگر براي دوباره جان گرفتن فرهنگ و معماري كشورمان عوامل اساسي آن شناخته شوند و جان بگيرند، به حيات خود ادامه خواهند داد. معماري فقط مجموعه‌اي از سبك‌ها و فرم‌ها نيست و حتي كاملاً با شرايط اجتماعي و اقتصادي خود را مشخص نمي‌كند، بلكه مجموعه‌اي از اينهاست.   برخي از عوامل موثر در شكل گيري صورت فضاهاي معماري: 1- عوامل مادي: - ماده         - دانش و فن ساختمان         - اقتصاد 2- عوامل محيطي: - اقليم         - محيط طبيعي            - محيط مصنوعي 3- عوامل كاركردي : - الگوهاي رفتاري و ويژگي‌هاي فضايي فعاليت‌ها - تكنولوژي و ابزارهاي زيست 4- عوامل فرهنگي: - فرهنگ و الگوهاي پايدار - زيبايي، مد وسليقه     - ابداع و خلاقيت از ميان عوامل بالا عوامل تاريخي- زماني و محيطي- فرهنگي نقش مهمي ايفاء مي‌كنند.   تاثير عوامل فرهنگي بر فرم معماري: الف- اهميت مفهوم شكل يا فرم در فرهنگ معماري : شكل معماري به دو دليل مي‌تواند بسيار مهم تلقي شود، اول آنكه هر تصور و تخيلي درباره معماري نمي‌تواند بي استناد به شكل تحقق پذيرد، دوم اينكه شكل ظاهري يا قابل رويت هر چيز، مهمترين و بي واسطه ترين برداشتي است كه از فضاي ساخته شده مي‌توان داشت. شكل مي تواند كليد راه يابي به فرهنگي باشد كه از طريق فضاي ساخته شده متظاهر مي شود. موضوع شكل در رابطه با فرهنگ معماري را مي توان در دو حالت مختلف بررسي كرد، اول آنگاه كه با معماري موجود و ساخته به دست ديگران روبرو شويم و دوم، آنگاه كه خود به معماري، به عنوان چيزي كه قصد آفرينشش را داريم، مي نگريم. در مورد اول، فضاي معماري، بي شناخت فرهنگ سازنده آن فهم نمي‌شود و هر آنچه از اين فرهنگ بر مي خيزد ، پس از گذر داده شدن از تدبيرها و شگردها و فن‌ها و ابداع‌ها، پديده‌اي است كه سخني جز از راه شكل خود، نمي‌گويد. شكل بنايي كه ديگران ساخته‌اند، سخن آنان در زمينه آنان بناست و اين سخن از فرهنگ آنان در باب معماري سرچشمه مي‌گيرد و يا بيانگر فرهنگ معماري آنان به شمار مي‌ايد. در مورد دوم، آنگاه كه مي خواهيم ، معماري تازه‌اي بيافرينيم، اگر لازم باشد كه ترسيم و توصيفش كنيم، جز آنكه از شكل آن بگوئيم راهي نداريم. فرهنگ ما، مجموعه‌اي نامشخص و پويا از اندوخته ها و آموخته‌هاي ما در رابطه با بنائي مشخص، نقش سازي اصلي و اساسي است . آنچه در تصور و درخيال خود مي پروارنيم و به بيانش از راه توسل به شكل آن مي پردازيم، فرهنگ معماري ماست، كه البته نمي‌تواند به امر چگونه ساختن آن بي توجه بماند. معماري به مثابه ديدگاه يا خواستگاهي كه در طول زمان دگرگوني و تحول يا فرود مي پذيرد، ريشه در فرهنگ دارد كه آن نيز هرگز شكلي ثابت را نمي پذيرد. بر اين اساس چگونه معماري اي را خواستن و چگونه آن را آراستن، به عنوان دو لحظه جدا از يك پديده واحدند . اولي به عنوان لحظه فرهنگي و دومي به عنوان لحظه تكنولوژيك ، بيانگر فرهنگ معماري، گروهها و جوامع به شمار مي‌آيند. در واقع همانطور كه در فصل قبل به آن اشاره شد درك انسان از فضا ايستا نيست. اين احساس پوياست، به اين دليل كه به عمل مربوط مي‌شود. يعني آنچه كه مي‌توان در يك فضاي معين انجام داد، نه آنچه كه با ديد غير فعال ديده مي شود. آنچه كه باعث مي‌شود در پي پويايي جهان، آثاري كه بشر خلق مي‌كند جاودان بماند و حدتي است كه در مفاهيم اوست. اين مفاهيم در هر دوره به شكل متفاوتي بيان شده‌اند و منجر به تنوع و خلاقيت مي‌شوند. همان گونه كه انرژي در كل جهان ثابت است و فقط به طور گوناگوني پديدار مي شود و از بين نمي‌رود. به طور مثال انرژي گرمايي ثابت و پايدار است ، فقط كاربردهاي متفاوتي مي يابد و سيستم هاي پيشرفته جايگزين سيستم هاي قبلي شده و از هدر رفتن آن جلوگيري مي كند و ممكن است چند سال بعد سيستمي با بهره‌وري بهتر بوجود آيد.   روند طراحي و پيدايش فرم: مرحله اول كه مربوط به دوران اوليه حيات بشر است و نمودهاي آن در زندگي قبايل بدوي مشاهده شده است. فضاي مصنوع تحت تاثير عوامل ارگانيك و كاملاً مشخص محلي و اقليمي شكل مي پذيرد. مرحله دوم، طبق قواعد معين و از پيش تعيين شده فرم به وجود مي‌آيد. قالب‌ها و الگوهاي فضايي صوري و رسمي حاكم‌اند. مرحله سوم كه از دوران مدرن به بعد به آن وارد شده‌ايم ، اكثر مرزها و قالبها از ميان رفته‌اند و انديشه آزاد در طراحي جايگزين آن شده است. در دوران قبل از مدرن به دليل اينكه سبك ها داراي روند تدريجي در تغييرات بوده و الگو داشتند به ندرت سبكهاي متفاوتي در يك زمان پديد آمد، اما در دوران بعد از مدرن كه وارد انديشه آزاد طراحي شديم سبكهاي متفاوتي در هنر و معماري بوجودآمد كه خود باعث پيدايش اشكال متفاوت شد و همچنين عملكرد و نوع بنا هم تاثير غير قابل انكاري در روند طراحي و چگونگي پيدايش فرم ايجاد كرد. پديده‌هاي معماري نه تنها در متن و زمينه‌هاي فرهنگي خودشان، بلكه به زمينه‌هاي تاريخي نيز تعميم پيدا مي‌كنند، بر اين اساس اشكال معماري در هر دوره سبك مربوط به آن زمان را به وجود مي‌آورند و فرمها برخاسته از مفاهيم محتوايي آن دوره مي باشند. به بيان ديگر سبك فرم، شيوه تعامل بين مباني نظري و محتوايي طرح وفضاي معماري مي‌باشد. فرم معماري به عنوان بستري براي انتقال پيامهاي فرهنگي مطرح است، در گذشته وقتي معماري‌اي ساخته مي‌شد، فرهنگ خود را به همراه مي آورد، بنابراين بخشي از فرهنگ در معماري گذشته نهفته است. امروزه هم نمي توان فرهنگ و معماري را از هم جدا كرد زيرا پيام معماري توسط ناظر يا بيننده اثر شكل مي گيرد. معماري يك هنرناب است و هنرهاي انتزاعي به بيان خود مي پردازند. به عنوان مثال يك اثر معماري پس از زاده شدن به يك شيء معمارانه تبديل مي‌شود كه طراح آن از صحنه خارج شده است و ناظر اثر با مفاهيم ذهني و ديدگاه خود به آن اثر مي‌نگرد و پيام مورد نظر خود را از آن دريافت مي‌كند و شايد اين پيام همان پيامي نباشد كه هنگام زاده شدن اثر با آن همراه بوده است. تلقي معمار از رابطه متقابل انسان و جهان منوط به تعريف او از نقطه اتصال توده و فضاست كه فرم معماري از پيوند اين دو عامل بوجود مي‌آيد. تا رابطه فلسفي اين دو با هم روشن نشود فرم معماري مبهم خواهد ماند. به طور مثال هرم مصري بيان كاملي از فرمي است كه از زمين سر بر مي آورد و تجسم مطلقهاي ازلي و ابدي است. در معماري چيني، نوع هماهنگي با طبيعت ديده مي شود نه سلطه بر آن. تعقر بامها بيان فروتني انسان و سازه‌هاي اوست كه به سوي فضاي كيهاني آغوش گشوده است. در معماري اسلامي با كاربرد متفاوت ديگري از فرم و فضا مواجه مي شويم. گنبدهاي با شكوه گويي فضاي داخلي را باز مي تاباند كه براي بيان خود تا حد امكان پوسته را به بيرون مي‌راند تا فرم را ايجاد كند، اين ويژگي با گنبد كليساهاي مسيحي در اروپاي غربي كه سازه و توده تلقي مي‌شود در تضاد است. بنابراين در تمام فرهنگهاي جهان فرم معماري بيان فلسفي نيروهاي توده و فضا در يكديگر است كه به نوبه خود بازتاب رابطه انسان با طبيعت و رابطه‌ او با جهان است. جانداري و وضوح در تحقق توده و فضا تعيين كننده ميزان تعالي اثر معماري در هر دوره از تكامل فرهنگي است.   ب: عوامل فرهنگي موثر در شكل گيري فضاي معماري : انسان در آفرينش هر فضاي زيستي وحتي ابزارآلات سعي دارد درمرحله نخست به سودمندي‌هاي مادي، ملموس و كاركردي آن بپردازد. اما در صورت امكان به جنبه‌هاي هنري و فرهنگي فضا يا پديده‌اي كه خلق مي‌كند توجه دارد و سعي مي كند كه اثر يا فضا زيبا باشد. خواسته و معيارهاي زيبايي شناختي انسان ثابت نيست و به همين علت آفرينش آثار و صورتهاي بديع نيز در همه هنرها همواره ادامه خواهد يافت و در اين ميان برخي الگوها پايدارتر از سايرين است. سطوح و لايه‌‌هاي گوناگون ارزشهاي زيبايي شناختي را مي توان به سه گروه طبقه بندي كرد : 1. صورتها و ارزشهاي پايدار و كهن 2. ارزشها و صورتهاي نيمه پايدار و سبك 3. ارزشها و صورتهاي زودگذر يا مد در معماري مانند ساير هنرها مي‌توان تاثير برخي از پديده ها و جلوه‌هاي عميق فرهنگ ملي و ديني را به شكل الگو و صورتهايي پايدار مشاهده كرد. برخي از اين طرحها و الگوها در معماري ايراني مثل چهارصفه و چهارباغ كه از عوامل و پديده‌هاي اصلي فرهنگ و تمدن يك قوم يا ملت هستند بسيار طولاني و پايدار هستند. البته پايداري آنها به معناي فقدان پويايي آنها نيست. در تاريخ هنر يك ملت ممكن است سبكهاي متعددي در هر يك از هنرها پديد آيد يا حتي گاهي چند سبك در چند حوزه جغرافيايي در يك دوره شكل مي گيرد برخي ارزشها و صورت‌ها در همه هنرها و برخي صنايع در گستره زماني كوتاهي مورد توجه هستند. اينگونه ارزشها تاثير اساسي و ساختاري ندارند و در پي انواع دگرگونيها و تبادلات فرهنگي و هنري بين گروهها، قومها و ملتهاي گوناگون پديد مي آيند و در مدتي كوتاه مورد توجه هستند . مد كه بيشتر در پي تاثير دگرگونيها و تبادلات فرهنگي واجتماعي حاصل مي‌شود و در دوره معاصر به شكل گسترده شاهد آن هستيم، از صورتهاي ناپايدار و زودگذر به شمار مي‌آيد. در كنار عوامل ذكر شده در بالا نمي‌توان نقش ابداع و خلاقيت هنرمند را در شكل دادن به هر گونه اثر هنري و از جمله آثار معماري ناديده گرفت. ابداع و خلاقيت هنرمند از يك سو به تاريخ و فرهنگ طراحي در يك جامعه و از سوي ديگر به توانايي هاي فردي و ابداع مشخص هنرمند بستگي دارد. اين عامل به نحوي به آگاهي‌هاي هنري و غناي فرهنگ طراحي و تبادلات فرهنگي و هنري يك جامعه با جامعه هاي ديگر ارتباط دارد. به عبارت ديگر ابداع و خلاقيت هنرمند در خلاء صورت نمي پذيرد، بلكه در بستري اجتماعي- تاريخي تحقق مي‌پذيرد كه بر محتوا و شكل اثر هنري تاثير مي گذارد. ج: بازتاب فرهنگ در صورت فضاي معماري: عوامل متعددي بر آثار هنري و فضاهاي معماري تاثير مي گذارند كه زير مجموعه فرهنگ هستند. اين تاثير گاهي روشن و گاهي ظريف و غير آشكار است. مانند تاثير نقش صليب در طراحي كليساهاي تاريخي به صورت آشكار و سلسله مراتب بين انواع فضاها از جمله عناصر فضاي ورودي مسجد جامع ايراني و مفهوم و محتواي فرهنگي آن كه در مرحله نخست از ديد مشاهده كننده پنهان مي‌ماند. برخي از خصيصه‌هاي فرهنگ در صورت فضاي معماري يكسان اثر نمي‌گذارند، برخي به سادگي و برخي به دشواري قابل شناسايي هستند. يكي از جلوه‌هاي فرهنگ در هنرها را مي‌توان به صورت اهميت يافتن برخي اعداد و اشكال دانست. يكي از علل توجه به اعداد مربوط به درك انسان از نظم جهان در گذشته بوده كه آنرا به ملموس ترين شكل يعني نظم عددي دريافت مي‌كرد. بسياري از اين شكل‌ها و اعداد در فعاليتها و مراسم آئيني ، هنرها، مكتب‌هاي فكري و غيره به صورت ويژه‌اي كاربرد يافتند. كاربرد هر عدد يا شكل در هر يك از انواع فعاليتها يا هنرها از يك سو با ويژگيهاي بصري و شمارشي آن فعاليت و از سوي ديگر با خصوصيات و مشخصه‌هاي آن شكل يا عدد بستگي داشته است. بنابراين شكلها و عددهائي در هنر معماري مورد توجه و استفاده قرار مي‌گرفت كه با ويژگيهاي رياضي، هندسي، كمي و ملموس اين هنر و همچنين با فرهنگ عمومي اين سرزمين سازگار باشد. مانند عدد چهار ، خصوصيات مربع و دايره ، ويژگيهاي مشترك دايره ومربع ، مكعب، حجم‌هاي كروي شكل و چهار طاق و ...   مباني فرهنگ ايران و تاثير آن بر معماري: فرهنگها مظاهر گوناگوني دارند. به رغم تفاوت‌هاي ظاهري، مظاهر هرفرهنگ داراي شباهتهايي انكارناپذيرند. به طور مثال شباهت ادبيات و معماري و طرز لباس پوشيدن و آداب و رسوم ژاپنيان قرن هفدهم آشكار است. اين شباهتها ناشي از ارتزاق هر يك از مظاهر فرهنگي از اصول و مباني مشترك در فرهنگ است . در فرهنگ ايران در ادبيات فارسي كلمات گنجايش معاني بلند و عميق را ندارد و به همين منظور شعرا و نويسندگان از استعاره، ايهام، كنايه و ساير صنايع ادبي براي رساندن مفهوم كلام و مقصود خود استفاده مي‌كردند. پس الفاظ يك شعر داراي ماهيتي مادي هستند كه براي بيان مفاهيم غير مادي وضع شده‌اند. پس در ساير مظاهر اين فرهنگ نيز معاني عميقي نهفته است و معماري در اين فرهنگ حاوي معاني باطني است. به خصوص اينكه در ايران خرده فرهنگهاي بسياري وجود دارد و مردم از مواريث تاريخي متكثر و متنوعي برخوردارند. اما اين تنوع و تفاوتهاي آن داراي محتواي دروني مشتركي است كه همه آنها را تحت يك مجموعه كلي ساماندهي مي‌كند. در پشت هر فرم يك مفهوم و محتواي دروني نهفته است. از اين ديدگاه انسان به مثابه ذي حياتي ديده مي‌شود كه براي بيان محتواهاي دروني خويش به اشكال و كالبدهايي بيروني روي مي آورد و از آنها براي به تصوير كشيدن آنچه كه در باطن دارد، مدد مي جويد. اين مفاهيم دچار تحول‌هاي زودگذر نمي‌گردند اما هر تمدن انساني در هر زمان و مكان جهت اصلاح و تكامل ديدگاهايش، خط مشي تازه‌اي همسو با اهداف و چشم اندازهاي بنيادين جامعه از خويش ارائه مي‌دهد. به طور مثال دكتر پيرنيا شيوه‌هاي معماري ايراني را به دو دوره قبل از اسلام و چهار دوره بعد از اسلام تقسيم مي‌كند و عليرغم تفاوتهايي كه در فرم و محتواي هر يك از شيوه‌ها با ديگري مشاهده مي‌شود، همگي آنها را تحت پنج عامل مشترك (خودبسندگي، مردم داري، پرهيز از بيهودگي، درونگرايي و نيارش) قلمداد مي‌كند. به عنوان مثال اگر بناها و فرمهاي عظيم الجثه معماري پارگي را با حجم‌هاي ساده معماري خراساني مقايسه كنيم شباهتي بين آنها ديده نمي‌شود، اما هر دو در پي بيان جايگاه برتر انسان بر زمين بوده‌اند. اما هر كدام روايت خاص خود را داشتند. هر دو در پي آن بودند كه بگويند انسان مقامي فراتر از موجودات و پديده‌هاي اطراف خويش دارد. در معماري پارتي اين تفكر باعظمت گرايي بيروني و در معماري خراساني با عظمت گرايي دروني بيان شده است. حجم هاي سنگين با تناسبات غول آسا نظير ايوان مدائن تبلور عيني و كالبدي از تسلط و سيطره انسان به اطرافش به شمار مي‌آمده و همين ايده در قرون اوليه اسلامي با كاستن از جرم و ماده و افزودن به غنا و فضاي يك معماري بيان گرديده است. خلق فضاهاي سبك ، كم جرم، متنوع، غني و سرشار از جلوه‌هاي فضايي از ويژگيهاي بارز معماري دوران اسلامي ايران به شمار مي آيد. مي‌توان از اين مطالب چنين نتيجه گرفت كه علاوه بر جلوه‌هاي خارجي، مفاهيم و مضاميني مستتر در پس اين كالبدها وجود دارد. اما دو عامل در انكار اين حقيقت آشكار موثر بوده است: نخست نهضت مدرنيسم كه اصولاً هر چيز فاقد فايده ظاهري براي شان مادي و دنيوي زندگي را زايد مي‌شمرد و به اصطلاح «تزئيني» آن را رد مي كرد، و كساني كه براي علمي جلوه دادن دين به تفسير متكلفانه متون ديني پرداختند و آنها را با يافته‌هاي علوم تجربي تفسير كردند و سعي كردند به همه عناصر، كاربردي مادي بدهند و آن را از شائبه تزئين دور كنند. عامل دوم فقدان درك صحيح از نسبت و رابطه صورت و معنا يا ظاهر و باطن در معماري است. بسياري ظاهر و باطن را دو ساخت منفك انگاشته‌اند. آنان كه معماري را برآوردنده احتياجات مادي بشر فرض مي‌كنند، معنا داشتن عناصر معماري را به منزله انكار فوايد مادي آن مي‌دانند و بالعكس. به طور مثال آنان كه مناره را براي راه حل سازه‌اي رانش طاق مي‌دانند، نماد معنوي بودن آن را انكار مي‌كنند. و به نظر آنان اين دو فرض جمع نشدني است كه يك مناره هم مقصود سازه‌اي را بر آورده سازد و هم متضمن معنا باشد . آيا فرهنگي كه اين معماري را پديد آورده نيز چنين رابطه اي را ميان ظاهر وباطن معماري قائل است؟ براي فهم اين مطلب به سراغ جهان شناسي اين فرهنگ از ديدگاه قرآن كريم مي‌رويم. خداوند در آيه 82 از سوره يس مي‌فرمايد: «انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون» . (همانا امر او همين است كه چون چيزي را اراده كرد بدان مي‌گويد بشو، پس مي‌شود)، گفتن خداوند عين فعل و ايجاد است. پس حقيقت وجود اشياء منتسب به اين «امر » است كه به حق تعالي دارند . هر خلق در حقيقت امر الهي است. پس هر مخلوقي چيزي جز اين نيست كه از جوار مقدس الهي به مراتب پائين نزول مي‌كند، پس پائين ترين مرتبه آن مرتبه مادي است. در آيه 83 سوره يس مي فرمايد: «فسبحان الذي بيده ملكوت كلي شيء» (پس منزه است آنكه ملكوت همه چيز به دست اوست). و از مقايسه اين دو آيه بر مي‌ايد كه مراد از ملكوت هر چيز جنبه انتساب آن به خداوند است. و لذا در آيه 75 سوره انعام مي‌فرمايد: «ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نموديم»، منظور اين است كه چشم دل ابراهيم را به باطن حجابها را بر مي دارند و ديدگان تيز مي‌شود. (اين مراتب كه ذكر شد در وجود انسان هم هست) . هرانسان داراي سه مرحله است: اول بدن كه عالم طبع و ماده است و همه ما آنرا مي بينيم و حس مي‌كنيم، دوم قواي فكر و تخيل است كه از ان به عالم مثال و صورت تعبير مي شود. و اين عالم مجرد بوده وعالم ملكوت پائين انسان است . سوم روح و نفس است كه از آن به عالم نفس تعبير مي‌گردد، تجردش بيشتر است و عالم ملكوت بالاي انسان است. اين سه مرحله از يكديگر جدا نبوده، بلكه داخل يكديگرند. مانند يك دانه بادام كه جسم آن حكم بدن، روغن كه خارج از جسم نيست و در تمام اجزاي آن است حكم جان و عالم مثال و صورت انسان است و عصاره آن كه در تمام ذرات روغن منتشر است و حكم روح را دارد و عالم نفس. در مورد قرآن، در حديث نبوي آمده است كه ظاهر و باطني دارد و در روايت ديگر آمده كه هر بطن آن تا هفت (يا هفتاد) بطن دارد و چنان كه مي دانيم تفسير و تاويل قرآن كريم از نظر عموم مفسران به شرطي صحيح است كه با ظاهر قرآن و معناي ظاهري آن منافات نداشته باشد. بنابراين مفسران ابتدا به معني ظاهري آيات پرداخته و ترجمه مي‌كنند، سپس آن را تفسير كرده و در مرتبه‌اي ديگر آن را تاويل مي‌كنند. بدين ترتيب مي‌توان از ظاهر و باطن آيه معاني و تفاسيري بدست داد كه در عين اختلاف ، در آن واحد صحيح، بلكه مويد هم باشند. پس از منظر اين فرهنگ هر چيز ظاهر و باطني دارد كه گرچه متفاوتند اما منفك نيستند. ظاهر بدون باطن وجود ندارد و باطن بدون ظاهر ، ظهور ندارد. در نتيجه هر باطن نسبت به مرتبه ما فوق خود ظاهر و نسبت به مرتبه مادون خود باطن است. مومن وقتي به عالم مي نگرد پيوسته از ظاهر آن به باطن سير مي‌كند و اين سير عبادت است. و بالطبع چنين منشي در كار هنري او هم ديده مي‌شود. اين سير از ظاهر به باطن هم در عمل و هم در اثر هنري او متجلي مي‌شود. هنرمند در حين كار با ماده و تغيير شكل مادي آن سعي مي‌كند، آن را به صورت باطني اش نزديك كند. به همين علت اين كيفيت در مخاطب او هم اثر مي گذارد. چنين سيري در معماري به علت اينكه وجود مادي منحصر به ماده‌اي كه اثر هنري با آن پديد مي آيد نيست دشوارتر است. از بنا انتظار مي‌رود در درجه اول عملكرد مناسبي داشته باشد. اين كاركردد با مواد و مصالح محدوده و معيني با توجه به محدوديتهاي فني و اقتضائات محيطي برآورده مي‌شود. پس اين سير با تعدد قيود مادي مشكل تر مي شود. ولي نتيجه آن رضايت بخش و شيرين تر از ساير هنرهاست.   مفهوم سير از ظاهر به باطن در معماري اسلامي ايران: سير از ظاهر به باطن در معماري به اين معناست كه بنا بايد علاوه بر نيازهايي كه از شان جسماني و دنيوي انسان بر مي‌آورد، نيازهاي شان اخروي و روحاني او را نيز برآورده سازد. به طور مثال اگر جسم به غذا محتاج است، روح هم غذاي مناسب خود (علم و حكمت) را مي‌خواهد . معمار اين سير را ظاهر به باطن را در معماري خود تسري مي‌داد، حمامي كه مي‌ساخت هم حمام جسم بود و هم حمام روح. ماده را چنان مي ساخت كه از صورت مادي خود و لوازم و صفات آن فاصله بگيرد و به صورت باطني و مثالي خود نزديك گردد. به طور مثال اگر جسم به غذا محتاج است، روح هم غذاي مناسب خود (علم و حكمت) را مي خواهد. معماري اين سير از ظاهر به باطن را در معماري خود تسري مي داد، حمامي كه مي ساخت هم حمام جسم بود و هم حمام روح. ماده را چنان مي ساخت كه از صورت مادي خود و لوازم و صفات آن فاصله بگيرد و به صورت باطني و مثالي خود نزديك گردد. به طور مثال سنگ را كه داراي كدورت و خشونت است، چنان شفاف و لطيف جلوه مي داد كه كدورت ماديت آن فراموش شود و گاهي اين صيقلي شدن باعث مي‌شد تا نور را از خود عبور دهد، (مانند سنگ مرمر)، در فلزات از طلا استفاده مي كرد تا با صيقل پذيري، شكل پذيري، فساد ناپذيري، درخشندگي و رنگ آفتابيش به اشرف موادتبديل شود. آينه و شيشه هم به علت شفافيت ذاتي خود جسم بنا را سبك و لطيف و شفاف جلوه مي‌دهند. طاق‌ها علاوه بر آنكه نقش پوشش را داشتند ، به مرتبه بالاتر هستي خود، يعني طاق عالم يا سماوات و گنبد فلك تقرب مي‌جستند. به اين منظور با آجر، كاشي و گچ، رسمي و يزدي بندي و مقرنس ايجاد مي‌كردند و آنها را پرچين و شكنج و پرستاره مي كردند . نور را با روزنه هايي كه به ظرافت تعبير كرده بودند به درون بنا مي پاشيدند و به فضا صورتي اثيري مي بخشيدند. حتي گاهي آن را از صافي شيشه‌هاي الوان و منقوش كه يادآور صور خيالي و مثالي است، عبور مي دادند. آب علاوه بر برطرف كردن نياز شستشو ، روح را نيز مطهر مي‌كند چه با تصويري كه از اجسام و انعكاس آنها و آسمان در آن پديد مي آمد و چه با صداي گوشنوازش. نيل به چنين كار‌ آزمودگي و مهارتي نيازمند تجربه در مدتي بس مديد بود كه در محدوده عمر يك معمار نمي گنجيد، لذا از تجربه گذشتگاني كه در همين مسير گام زده بودند استفاده مي‌كرد. كار معمار ساختن مكاني براي زيستن انسان است و به تناسب تعريفي كه اين فرهنگ از انسان دارد، او را منحصر به ظاهر نمي‌داند و برايش مراتب مختلف تودرتوئي قائل است، مكان زيستن او نيز واجد مراتب متعددي مي شود كه هر مرتبه از نيازها ، يكي از مراتب وجودي انسان را برآورده مي سازد، كه اين مراتب در انسان در طول هم هستند، در بنا هم در طول يكديگر قرار مي‌گيرند و هر مرتبه ، ظاهر رتبه قبل از خود و قائم به آن مي گردد. بنابراين كشف قواعد سازه‌اي و اقليمي و كاركردي بنا به معناي نفي فوايد باطني و معناي نهفته براي مراتب عاليتر نيست و نه اثبات معنا به منزله از اعتبار انداختن فوايد ظاهري. بنابراين اختلاف ظاهر و باطن از بين رفته و اين دو مويد يكديگر مي‌شوند.       عوامل بنيادي معماري در ايران: با توجه به مطالبي كه در اثبات سير از ظاهر به باطن در معماري ايران ارائه شد به پاره‌اي از عوامل بنيادي معماري ايران در گذشته پرداخته مي شود: 1- درونگرايي: خصوصيات درونگرايانه ريشه اي عميق در مباني و اصول اجتماعي- فلسفي اين سرزمين دارد زيرا همان طور كه ذكر شد در فرهنگ معماري ما ارزش واقعي به جوهر و هسته باطني آن داده مي شود. درونگرايي در جستجوي حفظ حريم محيطي است كه در آن شرايط كالبدي با پشتوانه تفكر، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خويش و يافتن طمانينه خاطر و آرامش اصيل در درون، به نظمي موزون و متعالي رسيده است، توجه به مسائل دروني بر اساس فرهنگ، نوع زندگي، آداب و رسوم و جهان بيني‌اي شكل گرفته است كه همراه با ساير عوامل محيطي و جغرافيايي خود آن بدست آورده است. 2- مركزيت: ويژگي موازي با درونگرايي است. سير تحول عناصر پراكنده (كثرتها) به وحدت مركزي در اغلب فضاهاي معماري دنياي اسلام به چشم مي خورد. فضاي مركزي تنظيم كننده تمام فعاليتها بوده و اصل و مركز فضا را در قسمتي قائل است كه نقطه عطف و عروجي استثنايي در آن رخ مي‌دهد.   3- انعكاس: در اغلب فضاهاي معماري ايران منظره كلي حاصل از شكل گيري عناصر كالبدي، بوجود آورنده كليتي بصري است كه اجزاي آن در قالب محوربندهاي حساب شده و منظم، چهارچوبي را تشكيل مي‌دهند كه در آن موضوع شكل و تصوير به كمال مي‌رسد.   4- پيوند معماري با طبيعت: در معماري سنتي ايران همزيستي مسالمت آميزي ميان انسان، معماري و طبيعت وجود دارد. اشارات فراوان در قرآن درباره گياه، نور و اجزاء طبيعت و در نهايت تمثيل بهشتي آن موجب شده تا طبيعت در معماري ايران حضور همه جانبه‌اي داشته باشد و فضاها در كنار هم طي يك سلسله مراتب خاص قرار گيرند، گويي هميشه انگيزه احترام و حفظ نعمت‌هاي الهي را پاس مي دارند كه در قلب طبيعت و اجزاء عناصر آن تجلي كرده است. فعاليتهاي اجتماعي ، فرهنگ و احكام ديني همواره در آهنگي موزون با طبيعت حركت كرده‌اند و همجواري و همدلي انسان با طبيعت موجب شده كه عناصر طبيعت به گونه‌هاي مختلف در معماري هاي اصيل حضور داشته و انسان را از فوايد تصفيه كننده آن بهره مند گرداند . 5- هندسه: زبان بيان معماري‌هاي جهان بر هندسه استوار است و از طريق آن روابط مي‌توان كليت را آشكار كرد. در معماري و هنر اسلامي هندسه اهميت ويژه‌اي دارد و تجليگاه افكار الهي و عقلائي و ادراك جهان هستي است. در هندسه اين سرزمين بحث علم و ريشه رياضي اعداد و تركيبات پيچيده، همراه با حس شهودي بوده است و اين دو كه تكميل كننده آثار هنري محسوب مي‌شوند جدايي ناپذيري هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن‌هاي غني و در تمدن اسلامي نشان مي‌دهند. هندسه‌اي كه بر پايه اين نگرش به وجود آمده است از پيچيدگي و تركيباتي بهره‌مند است كه بسياري از اشكال و اعداد مورداستفاده در آن هنرها و مكتب‌هاي فكري بيانگر مفهوم ويژه‌اي هستند. طراحي هندسي ايران فقط از عملكردهاي مادي و بوم شناختي تبعيت نمي‌كند و اشارات والاي ديگري نيز دارد كه براي رويت و دريافت اين مفاهيم بايد موقعيت ذهني و فرهنگي لازم براي درك آنها رافراهم كنيم. 6- شفافيت و تداوم: نقطه مقابل فضاي بسته و تمام شده تداوم و شفافيت قرار دارد، در چنين فضايي مسير حركت انسان و يا نگاه او در تداومي پيوسته صورت مي گيرد ، به طوريكه گشايش‌هاي فضائي در خطوط افقي و عمودي موجب شفافيت در لابه لاي ديوارها و ستونها مي‌گردد كه درونها و منظر نهايي در افقي لايتناهي، مجدداً جان و جلوه تازه‌اي به خود مي گيرد. مفهوم سلسله مراتب ومفهوم تداوم براي تشريع مفهوم اصل معماري ايران تلقي صحيحي محسوب مي‌شود. تداوم به بزرگي و كوچكي فضا ارتباطي ندارد. با استفاده از هندسه كثرت گرا كه همانند طبيعت از مجموعه‌اي سطوح و نقاط در هم كشيده تشكيل شده است، ادامه و تداوم فضايي، پيوند خود در ارتباط با مركز ثقل خود همچنان حفظ مي نمايد. 7- رازو ابهام : احساس عظمت معنوي در كمال سادگي وخلوص در تشكيل و تركيب ابنيه مد نظر قرار داشته و سادگي تركيبات اين هندسه پايه ولي غني موجب پيدايش ساختمانهايي شده است كه پيام آن با درك ويژه حسي قابل دريافت است و توام با كليتي است كه كمال خود را در منظر و تصويري كامل القاء مي نمايد. 8- تعادل موزون- توازن حساس: در معماري تعادلي موزون بين ساختمان و محيط طبيعي آشكار است . حس و دانش عميق به وجود آورندگان آثار معماري آن دوران موجب مي‌شد كه عناصر كالبدي در مكان و جاي خود حضور خويش را مشخص نمايند و كاربرد هر كدام پاسخي باشد به محيط. 9- چشم دل: براي درك مفاهيم معماري اين سرزمين بايد ديدگاه خاص فرهنگي‌اي را كه اين مفاهيم در درون آن بوجود آمده‌اند شناخت. نتيجه گيري : 1- فرهنگ حلقه واسط است بين هدف (كمال طلبي) و برنامه (هنر، علم، مذهب). 2- شكل معماري با تبعيت از ويژگيهاي محيطي و فلسفي بوجود مي آيد و عامل زمان به علت ماهيت دگرگوني سازي ساختار زندگي انسان به عنوان ركن اصلي، فضاهاي جديد را شكل مي‌بخشد. فرم معماري بارزترين شاخصه تاثيرپذيري معماري از فرهنگ است. 3- باتوجه به اصل پايداري مفاهيم جوهري مستقيم در هر پديده، مي توان اصول انساني مذكور را در سير زمان حفظ نموده و از آنها به عنوان مفاهيم بنيادي اساسي استفاده كرد. 4- در وفاداري به فرهنگ و هنر يك سرزمين حفظ و تكرار اشكال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحي و هنر، نگاه پويا و خلاق از ضرورتهاي اوليه متقدم به شمار مي‌ايد. 5- معماري انتقال دهنده معني است نه شكل 6- معماري داراي دو ركن اصلي فرهنگي و علمي است و هر گاه در مسير زمان يكي از اركان سست و ضعيف گردد، نتيجه حاصله ناكافي و نا تمام رشد مي نمايد. 7- محلوظ داشتن عوامل بنيادي، فرهنگي و هنري در بنا، يك اثر ساختماني معمولي و بي روح را به سوي يك معماري كامل و شاخص سوق مي‌دهد. اثري كه آرمانها، تاريخ و فرهنگ، ذوق و انديشه و هنر يك جامعه در آن نهفته است به موازات اين بينش توجه به واقعيتها و ضرورتهاي ساختمان و عملكرد نيز موجب نوعي تعالي در بيان معمار گرديده و پيام معماري در اين مرحله آشكار خواهد شد.                       فرهنگ معماری       معماري معاصر، فرهنگ و هويت بازتاب فرهنگ در فضاهاي معماري وشهري به صورت هاي گوناگون پديدار مي شود. كه براي نمونه مي توان به بازتاب آن به شكل عناصر، نقش ها، تزئينات، تركيب هاي حجمي يا تركيب هاي خاص درطرح اشاره كرد. هريك از صورت هاي تجلي وبازتاب فرهنگ در فضا را مي توان نشانه اي دانست كه محتوا يا مفهومي را مي رساند. براي نمونه يك ستون به عنوان يك عنصر باريك و عمودي در ساده ترين و خالص ترين شكل خود، عنصر يا نشانه اي سازه اي به شمار مي آيد و شكل كلي و عمومي آن كمابيش در همه فرهنگ هاي معماري گذشته همانند، مشابه و قابل تشخيص بوده است.               برخي از نشانه هاي معماري، تك فضايي هستند. يعني تنها يك معني و مفهوم را ارائه مي دهند، در حالي كه بعضي از نشانه هاي معماري گذشته )و درمواردي معماري معاصر( دو يا چند معنايي هستند. گنبد را نمونه از نشانه هايي در معماري ايراني مي توان دانست، زيرا اين عنصر درساده ترين، ابتدايي ترين و نخستين كاركرد خود يك عنصر سازه اي براي پوشاندن فضاها و دهانه هاي بزرگ بوده و پيشينه آن به پنج تا شش هزار سال پيش مي رسد. در دوران پيش از اسلام، از گنبدهاي بزرگ براي پوشاندن سقف تالار اصلي بعضي از آتشكده ها استفاده مي شد و در دوران اسلامي، به تدريج از قرن چهارم هجري دوباره براي احداث بناهاي ديني به كار رفت و امروز يكي از نشانه هاي مهم معماري سنتي و آييني به شمار مي آيد. به اين ترتيب، گنبد را نشانه اي چند معنايي مي توان شمرد كه هم نشانه اي از نوعي سازه بوده و هم مفهومي آييني يافته است.               همه نشانه هاي معماري، ازلحاظ قابل مشاهده بودن براي افراد حرفه اي و غير حرفه اي، از يك وضع برخوردار نيستند. بسياري از نشانه ها آشكار و به سادگي قابل مشاهده هستند، مانند گنبد، منار وايوان. درحالي كه برخي از نشانه ها نيمه آشكار هستند و ممكن است همه افراد نتوانند آنها را درك ومشاهده كنند. شماري از نشانه ها، به ويژه نشانه هاي نمادين، غير آشكار هستند. كاربرد بعضي از اعداد نمادين درطراحي برخي از بناها به صورتي گاه آشكار، در مواردي نيمكه آشكار و در شماري از بناها به شكل غيرآشكار بازتاب يافته است. براي شناخت بناهايي كه رمز و نشانه هايي غيرآشكار دارند، بايد از روش هاي مناسب رمز گشايي و تفسير استفاده كرد. زيرا يك مجموعه معماري يا شهري را مي توان دربرخي زمينه ها مانند يك متن دانست كه براي شناخت، تفسير و درك آن لازم اسست بررسي هاي كافي روي آن صورت گيرد. به اين ترتيب برخي از فضاهاي آئيني، مهم ومجموعه اي ممكن است تركيبي از انواع نشانه هاي آشكار، نيمه آشكار و غير آشكار را دربرداشته باشند و متناسب با شناخت، آگاهي و نحوه ادراك مشاهده كننده يا تفسير كننده نمايانگر مفاهيم متنوعي باشد. زيرا مشاهده گر يا تفسيركننده در فرايند شناخت و درك نشانه ها نقش مهمي ايفا مي نمايد.               مجموعه اي نشانه ها نمايانگر هويت يك فضا است. مي توان هويت را مجموعه اي از ويژگي ها و نشانه ها دانشت كه وجه مشخصه يك فضا )درزمينه هاي فرهنگي، كاركردي و سرزميني( بوده و آن را ازساير فضاها و فرهنگ ها متمايز مي سازد. به اين ترتيب، هويت يك فضاي معماري درمفهوم كلي و جامع آن، نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است. در اين زمينه نيز لازم است به اين نكته توجه داشت كه هويت يك فضا، گاه واحد، منفرد و كاملا مشخص است و گاه تركيبي از هويت هاي خردتر است كه در مجموع يك هويت جامع را شكل مي دهد.               براي نمونه، عالي ترين گونه مساجد جامع حياط دار ايران، ضمن داشتن هويتي واحد ويگانه، از چند ويژگي يا هويت خرد شكل گرفته اند. طرح چهار ايواني آنها ريشه در فرهنگ كهن وباستاني ايران دارد. جهت سازماندهي پلان، تركيب بندي حجمي، نقوش و تزيينات آن ريشه درفرهنگ دوران اسلامي و آيين اسلام دارد. حياط مركزي، مصالح آجري و برخي عناصر مانند طاق و گنبد و بعضي از ديگر خصوصيات و جزييات آن، ريشه در فرهنگ معماري نواحي مركزي و كويري ايران دارد. به اين ترتيب، هويت واحد معماري مساجد معمول در ايران، از چند هويت خرد تر شكل گرفته است، همان گونه كه يك فرد ايراني هم مي تواند هم زمان هويت هاي چند گانه شرقي، آسيايي، ايراني، پارسي، شيرازي و مسلمان را درضمن دارا بودن هويتي واحد داشته باشد.               زمان، تاريخ يا دوره، يكي ديگر از عوامل پديد آورنده هويت درفضاهاي معماري وشهري است. همان گونه كه عامل زمان، درفرهنگ نيز وجود دارد. به عبارت ديگر، وقتي به فرهنگ اشاره مي شود، عامل زمان و دوره را نمي توان در نظرنگرفت. زيرا فرهنگ به عنوان پديده اي پويا، طي زمان شكل مي گيرد. فضاهاي معماري و شهري نيز طي دوره ها يا زمان هاي گوناگون تحولات فرهنگي را نمايان مي سازند. براي نمونه مي توان به مثال فوق يعني مساجد جامع ايران توجه كرد. با وجود آن كه ويژگي هاي كلي مساجد جامع ايران، از دوره سلجوقيات تا دوره قاجار، كمابيش همانند بود، در هر دوره با دوره بعد از آن تفاوت هايي نيز داشته است.               به همين ترتيب، انتظار مي رود كه فرهنگ وهويت معماري ايراني بتواند در دوره معاصر، ضمن دارا بودن برخي از ويژگي هاي تاريخي وسنتي خود، شماري از خصوصيات فرهنگ وهنر دوره معاصر را درخود داشته باشد.               آن عده از معماران معاصر كه خواهان تداوم هويت معماريب ايراني در دوره معاصر بوده اند، به دو گروه قابل طبقه بندي هستند. گروه نخست كساني هستند كه سعي كرده اند همه يا بعضي از خصوصيات عناصر و تركيب هاي معماري سنتي را به صورت صريح و مستقيم در آثار معماري خود منعكس كنند. اين گروه از تكرار يا اقتباس مستقيم سنت در آثار خود استفاده كرده اند. درحالي كه گروه دوم بيشتر سعي داشته اند كه به صورت غير مستقيم از عناصر، اصول، مفاهيم و تركيب هاي سنتي استفاده كنند. برخي از آنان به صورت جامع از گذشته الهام گرفته اند و بعضي به صورت موردي.نوع وكاركرد بنا در توجه به هويت نيز موثر است. دروهله نخست، در طراخي انواع بناهاي آييني غالبا تلاش مي شود كه به گونه اي هويت وسنت باتاب يابد. در وهله دوم، درطراحي بسياري از بتاهاي فرهنگي نيز به موضوع هويت توجه مي شود، درحالي كه در طراحي بعضي ديگر از انواع بناها، مانند ساختمان هاي صنعتي يا درماني و بهداشتي، به اين موضوع توجه كمتري شده است. بازتاب هویت فرهنگی در معماری شايد به ندرت بتوان هنري يافت كه به اندازه معماري با زندگي مردم پيوند داشته باشد . عوامل و پديده هاي مختلفي وجود دارند كه در شكل دهي فضاهاي معماري نقش دارد . فرهنگ يكي از عوامل مهم در چگونگي شكل گيري فضاهاي معماري به شمار مي آيد . گاهي برخي فرهنگ را حتي مهمتر از اقليم عامل درجه اول برمي شمارند. فرهنگ را در يك تعريف بسيار كلي مي توان مجموعه اي از اعتقادات ، باورها ، سنت ها و الگوهاي رفتاري و نيز دانش ، اطلاعات و ادبيات مكتوب و شفاهي يك جامعه دانست و آن را از تمدن كه در اين تعريف مجموعه اي از دستاوردهاي جامعه است متفاوت است . هر جامعه اي داراي فرهنگ خاص خود است كه شالوده معماري آن جامعه را پايه گذاري مي كند و معماري آن جامعه تصويرعيني آن فرهنگ مي باشد . در حقيقت معماري وسيله واقعي سنجش فرهنگ يك ملت بوده و هست . فرهنگ هر جامعه پاسخگوي چگونگي شكل گيري فضاهاست . حضور فرهنگ در فضاهاي معماري و شهري از راه هاي گوناگون صورت مي گيرد كه براي نمونه مي توان به حضور آن به شكل عناصر ، نقش ها ، تزئينات ، تركيب هاي حجمي يا تركيب هايي خاص در پلان اشاره كرد . هر بنايي به عنوان جزئي از فرهنگ معماري وظيفه عينيت بخشيدن يك انديشه ذهني را از طريق فرم ظاهري خود را دارد كه نمودي است براي سنجش فرهنگ . البته نقش فرهنگ در شكل گيري تمام فضاهاي معماري يكسان نبوده بلكه در سازمان يابي فضاهاي فرهنگي ، آييني و عمومي بيشتر بوده است . اغلب سعي ميشود به اين بهانه كه بنايي براي عملكرد خاصي ساخته مي شود از زير بار اين مسئوليت شانه خالي كنند و فراموش مي كنند كه هر ساختماني يك شاهد فرهنگي است . تجلي فرهنگ در فضا ، نشانه هايي داراي معنا و محتوايي خاص است . اين نشانه ها گاه تك معنايي و گاه چند معنايي است و همچنين مي تواند صريح و آشكارباشد يا تلويحي و نيمه آشكار . البته نشانه هاي آشكار قابل مشاهده و درك براي افراد غير حرفه اي و عمومي باشد مانند گنبد ، منار و ايوان و... . مجموعه از نشانه ها نمايانگر هويت يك فضاست كه وجه مشخصه يك فضا از لحاظ زمينه هاي فرهنگي و كاركردي و سرزمين است . فضا به معناي عام ، واقعيتي است داراي ويژگي هاي هويتي مشخص و معين . نتيجه برداشت هاي آدمي از فضا از تجربه هاي ذهني ، شخصي ، فرهنگي و اجتماعي او تاثيرپذير است . لذا يك فضاي معماري در مفهوم كلي نشان دهنده خصوصيات اصلي فرهنگي و سرزميني آن است . نوع و كاركرد بنا نيز موثر است . در بعضي بناهاي فرهنگي و آييني غالبا به صورت صريح يا تلويحي هويت و سنت بازتاب مي يابد در حالي كه در برخي ديگر اين امر ناديده گرفته مي شود. سرزمين ما در تاريخ چند هزار ساله خود شاهد تحولاتي در عناصر معماري چون حياط مركزي ، گنبد و قوس و الگوهاي طراحي مانند طرح چهار ايواني متناسب با گذر زمان بوده است . اما متاسفانه در دوره معاصر كمتر شاهد آثاري هستيم كه بتوان آن را نشات يافته از مبادي معماري ملي دانست . تحولاتي كه از آغاز قرن حاضر شروع شد ، موجب گسيخته شدن رشته هاي استوار بين برخي از مظاهر و جلوه هاي زندگي با فرنگ جامعه شد و در نتيجه روندي از مظاهر تمدن و فرهنگ غرب اقتباس شده بود و روز به روز گسترده تر مي شد . معماري سنتي نيز از حركت باز ايستاد و پيش از آنكه فرصت و امكان انطباق با تكنولوژي و شرايط جديد را بيابد ف مورد بي توجهي قرار گرفت . به علت ضعف در زمينه مباني نظري معماري موجب شد تا تلاش انجام شده از سوي هنرمندان و پژوهشگران هنوز به نتيجه ي مطلوب نرسد .بعضی از معماران معاصر در تلاش ايجاد پيوند بين گذشته و حال ، نظرياتي را ارائه داده اند . آنها معتقدند براي دستيابي به هدف پيوند معماري گذشته و حال و ايجاد تداوم و استمرار بين اين دو معماري مي بايست به گذشته معماري توجهي عميق داشت . توجه عميق به فهم روح كلي ، فهم اصول و مباني آن و به كارگيري اين اصول به خصوص در جهت تداوم و تكامل معماري گذشته و حال است . البته بايد توجه داشت كه انعكاس آينه وار و تقليد صرف آثار گذشته معماري بدون توجه به ريشه ها و كاربردهاي خصوصيات فضايي و كالبد آن امري بي ثمر و حتي گاهي مخرب خواهد بود . به همين جهت انتظار مي رود با توجه به فرهنگ غني و هويت معماري ايران ، متخصصين دوره معاصر در بازيابي ويژگي هاي معماري ، تاريخي و سنتي خود اهتمام به عمل آورند. معماری محل سکونت انسان‌ها بیش از هر چیزی به نحوه زندگی، ادارک و برداشت آنها و نیز ویژگی‌های جغرافیایی محل سکونتشان بستگی دارد. برای مثال مردمانی که در سرزمین خشک و کم آب زندگی می‌کنند با مردمان سرزمین‌های پر آب و باران خیز متفاوت است. ساکنان سرزمین‌هایی که عوارض طبیعی مثل زلزله و طوفان وعوارض انسانی مثل جنگ و تهاجم در آن زیاد است با کسانی که در جای ساکن و آرامی زندگی متفاوتی دارند. بطور کل معماری تبلور ادراک و باور انسان است که درساخت مکان سکونت وی متجلی می‌شود. نمی‌توانیم شهرسازی معماری و شهرنشینی را بدون ارتباط با فرهنگ بررسی کنیم. فرهنگ سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و دینی از مجموعه اطلاعات و آگاهی هایی که هر ملتی در طول زمان گردآوری می‌کند، شکل می‌گیرند. این فرهنگ‌ها ضمن اثر‌گذاری بر تمام جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی، از جامعه‌ای به جامعه دیگر و از شهری به شهر دیگر قابل انتقال‌اند.»    «شهرنشینی  بر اساس باورها و ایده خاص مردم هر منطقه‌ای شکل می‌گیرد. مردم هر سرزمینی، فرهنگ و اعتقادات ویژه خود را دارند و این اعتقادات سبب پیدایش مولفه‌ای اثرگذار برساخت فضا و محدوده‌ای که برای زندگی اجتماعی‌شان می‌سازند، می‌گردد.  هیچ کدام از ویژگی‌های شهرها در طول تاریخ، بدون دلیل و اساس فکری نبوده است. بطور مثال ساختمان‌هایی که در فلات زاگرس و در هزاره ششم قبل از میلاد ساخته شده است، حکایت از آن دارد که توسط قبایلی کوچنده و دامدار طراحی گردیده است. خانه‌های اقامت زمستانی در این مناطق با گل ساخته شده و حاکی از همان شکل چادر زدن بوده است.  این خانه‌ها به هم ارتباط دارند و نزدیک هم‌اند. ساکنین این سکونت‌گاه‌ها هر چند خانوارهای مختلفی هستند، ولی مانند یک خانواده بزرگ زندگی می‌کنند. معماری شهری و مسکونی ایران را باید از معماری آیینی و مذهبی جدا ندانیم. وقتی عنصر یا پدیده‌ای مقدس است؛ باید جایگاهی در آن معماری برایش دیده شده باشد. علاوه بر این تأثیر اعتقادات مذهبی بر زندگی روزمره انسان‌، هر عنصر وابسته به حیات را هم در برمی‌گیرد و عنصر مهم و اساسی نظیر معماری و سکونت‌گاه نیز از این تأثیرات بی‌بهره نیست. در معماری و شهرنشینی ایرانی، آیین ایرانیان به دلیل ثبات و تداومش در دوره‌های متوالی ارتباط تنگاتنگی با معماری یافته است. دین‌مداری ایرانیان، ارتباط مذهبی بسیار زیاد مردم و مهرورزی را به عنوان اصول اصلی شهرسازی و معماری تبدیل کرده است.  درفرهنگ ایرانانیان از کهن‌ترین ایام، گونه‌ای یکتاپرستی وجود داشته است. در ایران پس از ایمان به خدا تعدادی فرشته مقرب نیز مورد احترام بوده‌اند. هر «امشاپسند» مقربی چندین ایزد در اختیار داشته است و هر ایزد، چندین فرشته در اختیار داشته و هر فرشته  چندین پری در اختیار داشته تا امور جهان را در اختیار بگیرند. مثلاً ناهید که ایزد زنان و آبهاست و مربوط به مهر و عاطفه می‌شود، زیر نظر مهر بوده که فرشته مغرب اهورامزدا یا میترا بوده است. در تمدن یونانی خلاف این اعتقاد وجود دارد و از نظر یونانیان برای هر چیزی خدایی وجود دارد. بازتاب چنین باوری را در معماری هر دو تمدن می‌توان مشاهده کرد و تفاوت‌های ساختاری این دو شیوه معماری حکایت از تفاوت در نگرش و اعتقاد به خدا در این دو تمدن کهن می‌توان جست. منابع: - زيبا شناختي در معماري/ مولف يورگ گروتر ؛ ترجمه جهانشاه پاكزاد ؛ عبدالرضا همايون . _ تهران ، دانشگاه شهيد بهشتي ، مركز چاپ و انتشارات ،  

معماری چیست

معماری مجموعه ایست کم و بیش پیچیده از سیستم هایی که بر روی یکدیگر تاثیر میگذارند

بزرگان معماری و هنر چه گفته اند؟

معماری چیزی جز تمنای زمان برای فضایی زنده و جدید نیست. درست است که معماری بر روی حقایق مسلم بنا گردیده است، اما زمینه کار اساسی آن تسلط معانی است. معماری، اراده زمان است که به فضا تبدیل شده است
میس و ندروهه

معماری وجود خارجی ندارد و تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام می دهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه می کند. روحی که سبک نمی شناسد، تنها منتظر آن است که خود را به معرفی نمایش بگذارد  
لویی کانت

هنر معماری، بازی با شکوه و ماهرانه فرم و حجم است که زیر " نور" گرد آمده اند. چشمان ما مجبورند این اشکال و حالت ها را آشکار کنند
 لوکوربوزیه

معماری همچون چهره ای نقاب پوش است که به راحتی نمی توان نقابش را پس زد 
برنارد چومی

اینکه معماری در لحظه ای از خلاقیت به وجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است. هنگامی که ذهن در گیر چگونگی استحکام یک ساختمان و نیز تامین خواسته هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدف متعالی تر از تامین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته می شود و آماده می گردد تا توانایی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد
  لوکوربوزیه

دنیای واقعی پیچیده و مملو از تضاد است. هسته آفرینش معماری عبارت است از تغیرات واقعیت، از منطق شفاف به نظام فضایی
 تادائو آندو

معماری در مورد رویدادی بوده که در فضا رخ می دهد تا درباره خود فضا
برنارد چومی

این فرآورده ذهنی و خلاقیت است که معماری را شکل می دهد. اینک ما می توانیم آن را به عنوان هنر تولید و نوع ساختمان تعریف کنیم
ایتین

معماری باید  ساخت بنا هایی را آغاز کند که شور و توان روح آن مکان ها بتواند انسان را در متن زندگی روزانه آزاد بگذارد
 تادائو آندو

معماری محصول شرایط و عواملی مانند عوامل اجتماعی، اقتصادی، علمی و فنی و عادات آدمی است. معماری، معیار اشتباه ناپذیری از رویدادهای زمانی را به دست می دهد
زیگرید گیدئون

برای من معماری مداوم میان نهایت ها در حرکت است و تنها زمانی شکل معین می گیرد که خود من چنین خواسته باشم. معماری من میان درون و برون، غرب و شرق، تجرید و باز نمود، تاریخ و حال در نوسان است
 تادائو آندو

وقتی در معماری، هندسه بر دایره ها و مربع ها متمرکز می شود. مکان معماری در بازتاب هندسه با در آمدن به فرم تازه پاسخگو خواهد بود
 آندو

معماری من ریشه در شیوه های ترکیبی و فرم مدرنیسم دارد، اما من برای ویژگی مکان، اقلیم، آب و هوا و پس زمینه تاریخی اهمیت قائل می شوم
آندو

برای آفرینش هنری باید سخت بیاموزیم که خوب و درست فراموش کنیم. آفرینش در حکم گسست تام از گذشته است، پس باید خاطره را در لحظه آفرینش از یاد برد
 نیچه

مواجهه با طبیعت، حس واقعی زندگی، پرتوهای خورشید، جریان باد و صدای باران، من نمیخواهم این چیزها را که بی واسطه با کالبد و روان سخن می گویند، کنار بگذارم
 آندو

یکی از عوامل عمده ی  اغتشاش فکری در طراحی، تمایل معماران به عینیت بخشیدن به طرح، با تکیه بر یکی از زبان های آن یعنی ترسیم است. طراحی همچون یک تضعیف موسیقی، اساسا در ذهن تصور شده و ترسیمات یا نوشتن نت ها، تنها یک روند ثابت می باشد
 ای . اس . لیونر

معماران بزرگ عموما برای پیشبرد کار خود به دنبال قاعده و نوعی نظم در خلق زیبایی بوده اند. این انتظام گاه به صورت نظم در اندیشه و یا نظم در کار عملی و روند طراحی بوده است
رابت ونتوری

پلان روح پیش گویی ساختمان بوده و موجودیت بنا به یمن این پیشگویی است
 فرانک لوید رایت

ارائه معماری برای ترسیم و اسکیس است. من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح می دهم، زیرا ترسیم کردن سریع تر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی می گذارد
 لوکوربوزیه

آب و هوای معتدل خزری

 

آب و هوای معتدل خزری

اين نوع اقليم جلگه هاي کناره دريا ی خزر تا كوهپايه هاي شمالي البرز را شامل مي شود . در اين نواحي به دليل كمي فاصله كوهستان و دريا رطوبت تجمع مي يابد كه بعنوان پيامد آن مي توان بارش هاي قابل ملاحظه و دمواي معتدل را ذكر كرد.

توزيع مكاني ميانگين بارندگي ساليانه در نوار ساحلی از غرب به شرق با كاهش همراه است در حاليكه توزيع زماني آن وضعيتي كمابيش منظم دارد حداكثر بارندگي در پائيز و حداقل آن در بهار اتفاق مي افتد.

در بررسي پارامتر درجه حرارت نيز مشاهده مي شود كه به دليل رطوبت نسبي بالا و زياد بودن تعداد روزهاي پوشيده از ابر ، دماي هوا معتدل و دامنه دمايي محدود مي باشد كه اين وضعيت منجر به تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل با يخبندانهاي اتفاقي مي گردد.

اقليم معتدل و مرطوب مشخصات

بارش فراوان

رطوبت نسبي زياد

اختلاف درجه حرارت كم بين شب وروز

جهت گیری

عموما " شرقي - غربي با كشيدگي زياد مخصوصا" در نوارهاي ساحلي عموما" كشيدگي در مقابل جهت دريا و در مقابل نور آفتاب جنوب

مقابله با

رطوبت : افزايش كوران

باد غالب : باد غالب ا ز سوی غرب مي وزد

بازشوها

تناسبات زياد

وجود باز شوها در تمام جبهه هاي ساختمان

عدم وجود زيرزمين :به علت وجود رطوبت زياد و بالا بودن سطح آبهای زيرزمينی

پوشش سقف ها

شيرواني از جنس 1. ايرانيت 2. ساقه ي برنج 3. گالي و س 4. ورق هاي گالوانيزه

اجزای سقف شيروانی در شيوه ی سنتی آن

 

کرسی چينی

ايجاد كرسي براي جدا كردن ساختمان از كف.

استفاده از فنداسيون نمايان و قرار گيري اجزا ءكف روي آن ها

 

ارتفاع و شيب سقف

ارتفاع سقف در ساختمان هاي نزديك به دريا بيش تر از ساختمان هاي دور از درياست و به طبع آن شيب آن نيز بيشتر میباشد.

و علت واضح آن غلبه در مقابل بارانی است که با توجه به نزديکی به دريا تشديد می گردد.

بافت

پراكندگی و وجود فاصله ميان ساخته ها

پراكنده بودن بافت به منظور ايجاد كوران در فضاي ميان خانه ها و ساختمان ها است. در اين صورت هوا به راحتي در ميان خانه ها جولان می دهد و نياز به کوران را برطرف می نمايد.

بيان وجود ايوان

وجود ايوان به عنوان يک عنصر ويژه در خانه های اين اقليم جايگاهی خاص عرضه می دارد.

وجود ايوان را ميتوان ادامه ارتفاع گرفتن بنا از زمين در اين مناطق دانست که در دنباله ی مقابله با رطوبت زياد ايجاد ميگردد .

ايوان بيانی از برونگرايی خانه های ناحيه معتدل و مرطوب ايران (شمال کشور) بوده و عنصری است که مکان انجام فعاليتهای

بسياری از مردم اين اقليم ميباشد و به واسطه اينکه در زير سقف بيرون زده شيروانی واقع ميشود از نفوذ باران نيز در امان بوده

و ارتباط دهنده فضاهای داخلی چون اتاقها ست که با وجود آن نيازی به ورود به حياط و رفتن به نقطه ای ديگر از فضاهای

خانگی نميباشد . با اشاره به اين که اهميت اين موضوع در يک روز بارانی صد چندان می گردد.

بيان تلار ، بیانی از برونگرایی

تلار واژه ای است که در قاموس معماری ا ي ن اقل ي م به عنوان فضا ي ی تراس مانند وجود دارد. ا ي ن فضا در طبقه های بالا ي ی قرار داشته و چون ا ي وان مکانی برای انجام فعال ي ت های بس ي اری است که در مقا ي سه با فعال ي تها ي ی که در ا ي وان انجام می گردد در ارتباط کمتری با مح ي ط خارج و ح ي اط م ي باشد . فعال ي تها ي ی از جمله پذ ي را ي ی از مهمان (در فصولی که هوا مطبوع ي ت دارد چون تابستان و بهار) ، صرف غذا ، استراحت و خواب و به طور کل م ي توان گفت عمده فعال ي تهای خانواده در فصول بهار و تابستان که هوا سرد نم ي باشد در ا ي ن مکان رخ م ي دهدو اعضای خانه از رطوبت شد ي د به فضای ب ي رون پناه آورده و در اوج برونگرا ي ی به زندگی خو ي ش ادامه م ي دهند.

( واژه بالا خانه به اتاق و فضای پشت تلار اطلاق م ي شود..)

مصالح مصرفی

مصالح سبك با ظرفيت حرارتي پايين : چوب ، ساقه ي برنج

براي ساختمان هاي داراي سازه از مصالح بنايي با ظرفيت حرارتي پايين : بلوك سيماني ، سنگ ، ديوار چينه اي (مقاوم در برابر رانش)

کوران

مهم ترين مسئله در ساختمان هاي نواحي معتدل ومرطوب ايجاد كوران و مبارزه با رطوبت بيش از حد محيط است .

گشودگي ها به هدف ايجاد كوران تعبيه مي شوند.اين گشودگي ها به دو صورت مي توان بررسي كرد:

در دو ضلع متفاوت

در دو ضلع هم راستا

بايد در نظر داشت همانگونه که وجود گشودگی بسيار حائز اهميت است ، همواره توانايی ايجاد آن در هر ضلعی وجود نداشته و برخی مواقع امکان ايجاد مشکل در يک ضلع توسط گشودگی وجود دارد.

در نتيجه موضوع بالا طراحی نقاط قرارگيری پنجره بسيار مهم است و اهميت آن در اين مناطق صد چندان می باشد و آن به دليل صد چندانی اهميت کوران در اين اقليم است.

هرچه نحوه ی قرارگيری پنجره ها باعث گردش بیشتر هوا در يک فضای داخلی بگردد نشان از تعبيه پنجره به شيوه ی ايده آل دارد و البته اين موضوع با در نظر گرفتن سوی وزش باد در نقطه طراحی ساختمان صورت می پذيرد.


همانطور که از شکل بالا بر ميايد زمانی که جهت وزش باد و راستای قرارگيری دو پنجره منطبق باشند گردش کمتری از هوا را در فضا خواهيم داشت و حالت خلاف آن باعث گردش بهتر ميگردد.

در هنگام برخورد باد با يک کالبد دو بعد ايجاد ميگردد يکی ضلعی که در آن فضا فشار ايجاد ميشود (علامت مثبت در شکل بيان آن است) و ضلعی که مکش در آن ايجاد ميگردد (علامت منفی در شکل بيان آن است) . ضلعی که در آن مکش ايجاد ميشود ضلعی منفی بوده که در جهت دريافت باد هيچ نقشی بر عهده ندارد و در هنگام طراحی مکان پنجره ها بايد به اين نکته توجه نمود و گشودگی وسيعی در آن قرار نداد . اين ضلع تنها ميتواند در بر گيرنده پنجره ای جهت خروج هوا باشد و بدين نحو در امر کوران مشارکت نمايد.

با توجه به در نظر گرفتن جهت باد ، ميتوان کوران را با عواملی شدد بخشيد در شکل زير با قرار دادن يک تيغه در ميان دو پنجره شدت هوای ورودی را تشديد نموده و به دنبال آن کوران را تقويت مينمايد.

 
در این دو شکل دو پنجره در یک ضلع ساختمان در جهت کوران قرار داده شده اما يک عنصر ميانی که در شکل پايين عنصرهايی طبيعی يعنی درختان ميباشند ، به عنوان يک مانع باد ورودی را تقويت مينمايند.

 

ايجاد يك گشودگي بزرگ در ديوا ر ؛ ورود هواي خنك از پايين گشودگي و خروج هواي گرم ازبا لاي گشودگي

دو پنجره در راستاي عمودي يك ديوار اما از يکديگر مجزا گشته اند

دو پنجره در دو ضلع متفاوت اتاق ، ورود و خروج هوا با توجه به جهت ورود باد

داکت
داكت وظيفه ي تهويه ي هوا در ساختمان را به عهده دارد. علی الخصوص در مواقعی که توانايی ايجاد پنجره در ديوارها وجود ندارد
و يا ساختمانی چند طبقه با فضاهای بزرگ و مرکزی داشته باشيم
داکت اين وظيفه را باجمع آوري هواي گرم و مرطوب ازكل ساختمان و انتقال آن به هواي آزاد انجام مي دهد.

نقطه انتهايی داکت به سقف منتهی ميگردد و چون عنصر بلندی ساختمان را سوراخ و هوا را وارد و خارج میسازد.

در طراحی داکت نيز محل قرار گيری آن ، محلهای ورود هوا و نحوه ی خروج هوا از آن در طراحی بايد مد نظر قرار گرفته و به بهينه ترين شکل ممکن ايجاد شود.

معتدل و مرطوب و معماری بندر ترکمن

  •  

مقدمه

امروز در اغلب برنامه ریزیهای مسکن و شهرسازی ، اقلیم ومطالعات جغرافیایی اساس کار می باشد . اقلیم به عنوان یکی از مهمترین فاکتور مورد بررسی در احداث ساختمان ها که در آن خصوصیات اقلیمی منطقه در جهت استفاده بهتر و مطلوبتر از ساختمان های احداث شده مورد مطالعه قرار می گیرد . شهر بندرترکمن نیز با توجه به رشد جمعیت واحداث ساختمان های مسکونی جدید نیاز به یک برنامه ریزی مدون و جدیدی از برنامه های مطلوب اقلیم و معماری دارد .

با توجه به شرایط جغرافیایی منطقه و تنوع آب و هوایی در فصول مختلف سال نیاز در این است که طراحی ساختمانها اعم از مسکونی و اداری و … دارای آسایش اقلیمی باشند تا کمتر از انرژی استفاده شود و برای مثال استفاده از کوران در تابستانها می توانند جای استفاده از کولر را بگیرد که این امر با توجه به نوع اقلیم و کاربرد آن در معماری و تلفیق این دو فاکتور انجام خواهد پذیرفت در مناطق جنوب دریای خزر با توجهه به اقلیم خاص خزری تنوع آب و هوا در فصول مختلف سال متفاوت است و احداث ساختمانهایی که بتوان در آن تمام مدت فصول سال در آسایش اقلیمی زندگی کرد این امر مستلزم بررسی شرایط اقلیمی منطقه اعم از بارش ، دما ، رطوبت ، باد … و ترکیب آن با عوامل معماری مثل نوع مصالح ساختمان ، طرز قرارگیری نسبت به نور خورشید ، ارتفاع از زمین ، جهت قرارگیری ساختمان نسبت به نور آفتاب و باد و … می باشد در این کار می توان در جداول بیوکلماتیک ساختمانی ( نمودار گیونی ، الگی ) استفاده کرد که در آن با استفاده از رطوبت و دما یک منطقه و جدول بیوکلیماتیک محدوده آسایش حرارتی بر حسب ماههای سال بدست می آید در این مقاله سعی شده است که اقلیم منطقه بندرترکمن را در رابطه با معماری مورد بررسی قرار داده تا نتایج مطلوب و بهتر ارائه گردد بدین منظور داده های آماری هواشناسی ایستگاه کلیماتولوژی بندرترکمن و ایستگاه سینوپتیک هاشم آباد گرگان ( به عنوان نزدیکترین ایستگاه برای استفاده برخی از پارامترهایی مثل باد که در ایستگاه کلیماتولوژی موجود نمی باشد ) و ایستگاه تبخیر و باران سنجی غفارحاجی واقع در ۵ کیلوتری شمال شهر بندرترکمن وابسته به وزارت نیرو انتخاب شده است .

ادامه مقاله در ادامه مطلب



چند نمونه از معماری محلی در گذشته با توجه به نوع اقلیم :

در نواحی مرطوب و بیشتر در کرانه ی دریا برای محافظت از رطوبت بیش از حد زمین ، خانه ها برروی پایه های چوبی ساخته می شد و یا اینکه بمنظور حفاظت از باران ، بالکن های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ایجاد گردیده که این شرایط تا چندی پیش در اغلب خانه های روستایی به وضوح قابل مشاهده بود و این فضا ها در بسیاری از ماههای سال برای کار و استراحت و در پاره ای از موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی و … مورد استفاده قرار می گرفت .

بدلیل وجود بارندگی کم و بیش زیاد در این مناطق بام ها شیب دار بوده و با استفاده از ناودانی ها آب باران را به داخل ناودانی ها هدایت می کردند و از آن طریق به آب انبارها که در بیشتر خانه های روستایی وجود دارد و از این طریق آب مورد نیاز خود را بدست می آوردند و یا در نقاطی که وزش باد شدید و طولانی است قسمت های رو به باد ساختمانها کاملا بسته هستند که امروزه سمت غربی اغلب خانه ها کاملا بسته است که این شرایط قابل مشاهده می باشد .

اصول اولیه ساختمان سازی و استفاده از مطلوب های اقلیمی از گذشته مورد توجه مردمان این مناطق بوده است و امروزه با توجه به توسعه سریع شهرنشینی و گسترش شهر و پیشرفت علم تغییراتی در نوع مصالح ساختمانها و حتی در نوع کاربرد آن بوجود آمده است .

به عنوان نمونه استفاده از پایه های چوبی برای جلوگیری از رطوبت امروزه جایش را به بتن ریزی و شن ریزی و پی سازی ساختمان داده .

شهر بندرترکمن بر اساس شهر سازی آلمانی ساخته شده است که در آن خیابان های باریک و کوچه های باریک به صورت شطرنجی با چهارراهی در زمان رضا خان در حدود سال ۱۳۰۰ با طراحی و ساخت مهندسی آلمانی احداث شده است .

امروز با نیاز به تجدید ساختمانهای قدیمی واحداث ساختمانهای جدید هیچ گونه اصول معماری مدرن در آن مشاهده نمی شود که این خود در سیمای شهر مشهود می باشد . به عنوان نمونه شهرک شیلات که در دهه ۷۰ احداث شده نیز از این قاعده مستثنا نیست در این شهرک هیچ گونه از شهرسازی مدرن و یا حداقل از اصول اقلیمی و معماری در حد بسیار ناچیز نیز استفاده نشده است ، عدم مکان یابی درست و نبود امکانات رفاهی و وجود مشکلات ارتباطی و عدم نورگیری درست ساختمانها ، عدم استفاده از کوران که در نوع قرار گیری درب و پنجره ها مشهود است و با توجه به جدید بودن ساخت این شهرک جای تعجب فراوان است .

منطقه ترکمن در کل فاقد یک اصول معماری مدرن می باشد و لذا تیپولوژی معماری اصیل و با هویت شهری در این منطقه دارای ریشه هایی از معماری است که حاصل تلفیق با معماری روستایی مخصوص بوده و شاید سننی از معماری آسیای مرکزی ( ترکمنستان و … ) در آن نفوذ کرده باشد البته عوامل متعددی در این تلفیق نقش داشته اند که دارای جنبه های تاریخی و جغرافیایی می باشد .

از مشخصه های مهم این معماری عبارتند از :

- جنس دیوارها در خانه های این منطقه آجری یا خشتی (ساخت قدیم) که با ملات و کاه گل کار گشته و با گچ و نقش ویژه پوشیده می گردند .

- ناودان ها که همیشه رو کار نصب می گردند و به آب انبار هدایت می شدند که این ناودان ها فلزی یا از ورق گالوانیزه می باشند .

- در ساختمانهای سنتی بدلیل کمبود نور طبیعی استفاده از پنجره های بزرگ و رو به آفتاب و بهره گیری از رنگ های روشن در داخل ساختمان

- در فصول پر باران سال وزش باد از سمت شمال غرب و غرب و گاهی همراه با رگبار تند که به ساختمان ها می خورد بدین خاطر ضلع غربی ساختمانها کاملا بسته می باشند زیرا آب بندی پنجره ها همیشه با مشکلات جدی روبه رو است .

- ( نمای پشت بام پنجره ها ) دریچه ای که برای عبور از فضای پشت بام  شیروانی ) به روی شیروانی تعبیه شده است و به صورت نماد برجسته ای بر روی بام خانه ها می توان مشاهده کرد .

- نمای ساختمان ها همیشه رو به آفتاب ( سمت جنوب ) قرار می گیرد تابتوان از نور خورشید استفاده بهینه برده شود .

ولی امروزه و در چند سال اخیر با احداث ساختمانهای جدید و مدرنیزاسیون جدید شهری که هیچ سنخیتی با اصول اولیه ساختمان سازی اعم از معماری و اقلیم ندارد متداول شده است . ولی با رعایت اصول رایج در مسکن و شهرسازی و مطالعات گسترده در رابطه با شهرسازی و شهرک سازیهای جدید منجمله در نوع اقلیم منطقه ، زمین شناسی ، زلزله خیزی و … به یک استاندارد جهانی رسید تا از منابع موجود حداکثر استفاده مطلوب و بهینه برده شود که این امر با رعایت تمامی قوانین و اصول حاکم بر برنامه ریزیهای ناحیه ای و منطقه ای بوقوع خواهد پیوست . در این نوع طراحی ها برای دست یافتن به مطلوب های آسایش اقلیمی اولین کار با شناخت پارامترهای اقلیمی منطقه اعم از نوع اقلیم و آب و هوا و … انجام خواهد گرفت .

طبقه بندی اقلیمی منطقه :

موقعیت جغرافیایی ، وضع پستی وبلندی ، دوری ونزدیکی به دریا ، قرارگیری در مسیر بادهای خشک و گرم ، نوع خاک و پوشش گیاهی منطقه … در بوجود آمدن تیپ اقلیمی مهم می باشند . برای بدست آوردن تیپ اقلیمی این منطقه از روشهای متداول کوپن ، ایوانف آمبروژه و دمارتن اصلاح شده استفاده شده است . که در این تقسیم بندی ها ، کوپن آب و هوای مدیترانه ای ( معتدل و مرطوب ) ، ایوانف آب و هوای استپی که مابین بیابانی و مرطوب جنگلی است و روش آمبروژه در منطقه نیمه مرطوب معتدل قرار دارد ویا به عبارت بسیار درستر مرز بین اقلیم نیمه خشک معتدل و نیمه مرطوب معتدل قرار دارد . روش دمارتن اصلاح شده در منطقه نیمه خشک قرار دارد که در ذیل به شرح کامل این روشها پرداخته می شود .

جدول ۱ درجه حرارت ماهانه بندرترکمن

ماههای سال

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

سالانه

درجه حرارت

۱/۱۶

۷/۲۰

۱/۲۵

۴/۲۷

۹/۲۷

۹/۲۴

۹/۱۹

۸/۱۳

۵/۹

۶/۷

۵/۸

۸/۱۰

۷/۱۷

جدول ۲ : بارش ماهانه شهرستان بندرترکمن

ماههای سال

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

سالانه

بارش

۲/۳۲

۴/۳۰

۲۲

۴/۱۶

۱۸

۴/۳۹

۵/۵۵

۳/۶۶

۶/۵۱

۴۰

۸/۴۳

۷/۴۶

۳/۴۶۲

جدول ۳ درجه حرارت مینیمم و ماکزیمم شهرستان بندرترکمن

ماههای سال

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

سالانه

مینیمم

۲/۱۱

۹/۱۵

۹/۲۰

۸/۲۳

۱/۲۴

۵/۲۰

۵/۱۴

۴/۸

۸/۴

۹/۲

۷/۳

۱/۶

۱۳

ماکزیمم

۲۱

۵/۲۵

۲/۲۹

۳۱

۸/۳۱

۳/۲۹

۲/۲۵

۲/۱۹

۳/۱۴

۴/۱۲

۴/۱۳

۴/۱۵

۳/۲۲

 

روشهای  طبقه بندی اقلیمی :

روش کوپن :

شهرستان بندرترکمن با دارا بودن میانگین درجه حرارت ۷/۱۷ جز مشخصه c معتدل و به علت بارش زمستانه جز مشخصه s و به علت داشتن گرمای بالای ۲۲ درجه در مرداد ماه دارای مشخصه a می باشد . درجه حرارت مرداد ماه ۹/۲۷ درجه است . در تقسیم بندی کوپن این منطقه دارای csa (اقلیم معتدل مدیترانه ای ) می باشد. که شرایط اقلیم معتدل مدیترانه ای زمستان ملایم و مرطوب ، تابستان با گرمای زیاد و خشک می باشد

روش طبقه بندی آمبروژه :

بر اساس فرمول و فاکتورهای ذیل می باشد .

Q = ضریب آمبروژه یا ضریب بارندگی

P = میانگین بارندگی سالانه به میلی متر

M = میانگین درجه حرارت در گرمترین ماه سال بر حسب کلوین

m  = میانگین حداقل درجه حرارت در سردترین ماه سال برحسب کلوین

برای شهر بندرترکمن

m = 2/9+275=277/9

8/306 = 275+8/31  =M

P = 462

* بعد از بدست آوردن در نمودار ( جدول ) آمبروژه قرار می دهیم * بر اساس نمودار امبروژه در محدوده اقلیم نیمه مرطوب معتدل قراردارد

روش ایوانف :

که بر اساس مقایسه بارندگی و تبخیر است که دارای فرمول و فاکتورهای زیر می باشد

I = ضریب رطوبتی ایوانف

P= مقدار بارندگی سالانه به سانتی متی ( r-100 )( +5/2)E = 0/0018

E = تبخیر ماهانه به سانتی متر                                          t = 77/7

T = متوسط درجه حرارت ماهانه                                   درصد  r = 76

r = متوسط رطوبت نسبی ماهانه (%)

= جمع تبخیر در ماههای سال به سانتی متر

محدوده اقلیمی در روش ایوانف

نام اقلیم

محدوده ضریب رطوبتی ایوانف

مناطق بسیار مرطوب جنگلی

I ≥ ۱/۵

مناطق مرطوب جنگلی

۱/۴۹ ≥ I ≥ ۱

مناطق استپی جنگلی

۹۹ ≥ I ≥ ۰/۶

استپی

≥ I ≥ ۰/۳ ۵۹

بیابان

۰/۲۹ ≥ I ≥ ۰/۱۳

صحرایی

۰ ۰/۱۲ ≥ I ≥

متوسط ماهانه تبخیر ایستگاه غفارحاجی به عنوان نردیکترین ایستگاه برحسب cm

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

سالانه

۱/۱۳

۳۰/۶

۶۹/۲

۳۰/۱

۳۸/۱

۱۸/۲

۹/۵

۹/۲۴

۹۳/۱۸

۵/۲۱

۴/۲۱

۴/۱۳

۱۳۲/۹۸

جاگذاری و انجام مراحل فرمول

تبخیر ماهانه

ضریب رطوبتی

بر اساس جدول ایوانف دارای اقلیم استپی می باشد که نزدیک به شرایط خشک بیابانی می باشد .

روش دمارتن اصلاح شد : بر اساس مقدار بارش سالانه و متوسط دمای سالانه به سانتی گراد و بر مبنای ضریب خشکی است . دارای فرمول و جدول زیر می باشد .

IA = ضریب خشکی

P = مقدار بارش سالانه به میلی متر

t = متوسط درجه حرارت سالانه به سانتی گراد

۱۰ = عدد ثابت

نام اقلیم

محدوده خشکی دمارتن

خشک

I < 10

نیمه خشک

۱۹/۹ ≥ I ≥ ۱۰

مدیترانه ای

۲۰ ≥ I ≥۹/۲۳

نیمه مرطوب

≥ I ≥ ۲۴۹/۲۷

مرطوب

۳۴/۹≥ I ≥ ۲۸

بسیار مرطوب

I > 35

بر اساس جدول دارای اقلیم نیمه خشک است .

بر ساس روش آمبروژه در محدوده اقلیم خشک معتدل و نیمه مرطوب معتدل قرار دارد . براساس روش کوپن در محدوده نیمه خشک و براساس روش ایوانف در محدوده استپی قرار دارد . در کل می توان این منطقه را در محدوده نیمه خشک قرار داد و در بسیاری از مواقع در اقلیم نیمه مرطوب معتدل هم می توان قرار داد .

بر این اساس این مناطق دارای اقالیم متفاوتی می باشد که هر کدام شرایط خاص خود را دارد ولی آنچه بارز و مهمتر جلوه می کند وجود تابستان های گرم و زمستان های سرد می باشد . در طراحی های معماری ساختمان سازی طوری باید ساخته شود که بتوان استفاده مطلوب را از اصول نوع ساختمان سازی ( طرز قرارگیری نسبت به نور خورشید ف جهت وزش باد غالب و  بادهای محلی ) برد تا بتوان از حداقل انرژی در فصول مختلف سال بهره گیری کرد . و ساختمانها طوری ساخته شود که در آن بتوان از شرایط طبیعی هوای محیط استفاده حداکثر و بهینه بدون استفاده از وسایل گرمایشی یا سرمایشی را کرد .

باد یا جریان هوا از اختلاف فشار دینامیکی و حرارتی بین مراکز پرفشار و کم فشار ایجاد می شود و نقش تعیین کننده ای در تبخیر و تعرق و رطوبت نسبی و شرایط زیست اقلیمی دارد .

امروزه باد به عنوان یکی از مهمترین فاکتورهای اقلیمی در اعم برنامه ریزی استفاده می شود . در مکان یابی های صنعتی و احداث نیروگاهها باد فاکتور مهم و غالب می باشد .

در معماری نیز باد به عنوان عامل مهم و تاثیرگذار در نوع مصالح ، نحوه قرارگیری ، و … استفاده می شود . و اثرات آن برروی عوامل مذکور بررسی می شود . سرعت باد ، جهت باد و میزان استمرار آن امروزه علاوه بر کاربردهای متفاوت اعم از طراحی تاسیسات ، رفع آلودگی های شهری صنعتی و میزان جذب  و تبخیر و تعرق گیاهان در معماری نیز مورد استفاده قرار می گیرد . بدین منظور ابتدا به شرح مختصر از بادهای موجود منطقه پرداخته و سپس با استفاده از آمار هواشناسی ایستگاه سینوپتیک هاشم آباد گرگان سرعت و جهت باد غالب منطقه نیز بررسی خواهد شد .

بادهایی که در زمستان و پاییز می وزند :

۱ – ( قایرایل ، قایرا به معنی شمال و یل به معنی باد در زبان ترکمنی ) در فصل زمستان از سمت شمال وارد منطقه می شود که بسیار سرد و خشک است . البته مدت وزش آن کوتاه است . در فصل تابستان هم بصورت ملایم می وزد و تا حدودی باعث خنک شدن منطقه می شود .

۲ – باد دش توه ( باد غربی ) از بادهای زمستانه که مناطق غربی را تحت تاثیر قرار می دهد و از شدت کمی برخوردار است وزش این بادها در دی ماه و بهمن باعث هجوم ماهیان به نواحی ساحلی می گردد

۳ – باد جلو از ( باد شمال غربی ) این باد عمدتا در فصل زمستان و از شمال غرب می وزد دارای سرعت زیادی نیست و فقط مناطق ساحلی را تحت تاثیر قرار می دهد .

۴ – باد سورتیک ( باد شرقی ) جز بادهای مهم ثبت شده در آمار هواشناسی جهانی است . منشا این باد سیبری است که بر اثر برخورد با کوهستان های شمال خراسان تغییر جهت می دهد و با سرعت کم از سمت شرق به جلگه گرگان می وزد این بادها خشک و خیلی سوزناک می باشند و باعث کاهش دمای هوا می گردند ، گاهی نیز با نزول باران و برف توام می گردد .

۵ – باد آشاق یل ( باد غربی ) در طول سال از شدت متفاوتی برخوردار است و از سمت غرب می وزد . در زمستان ها از شدت بیشتری برخوردار است . شدیدترین حالت های طوفانی دریای خزر در سواحل بندرترکمن در زمستان وبه هنگام وجود بادهای غربی صورت می گیرد . این بادها باعث شکسته شدن تیرهای برق ، درختان و کنده شدن حلبی خانه ها و … می گردد .

بادهایی که در بهار و تابستان می وزند :

۱ – خشکه باد : در بهار و تابستان از سمت شرق می وزد و کاملا گرم و خشک است و میزان تبخیر را بالا می برد .

۲ – نسیم دریا به جلگه : این نسیم در اثر اختلاف فشار روی دریا و خشکی ایجاد می شود و از سمت غرب به شرق می وزد و خیلی ملایم است در آوردن رطوبت دریا حاصل تبخیر سطحی روی دریای خزر نقش سازنده ای دارد .

۳ – نسیم کوه به جلگه : جریان هوای نسبتا خشکی که در فصل تابستان به هنگام شب و زمانی که فعالیت بادهای شمالی و غربی محدود می شوند فعالیت دارد . بر این اساس با استفاده از جهت وزش بادها می توان نوع قرارگیری ساختمان ، درب ها وپنجره ها را تعیین نمود که باد غالب این مناطق بادهای غربی است و در زمستان بادهای دیگر نیز با شدت و فعالیت بسیار کم مشاهده می شود ولی در تابستان نسیم های دریا به جلگه و کوه به جنگل که مشاهده کرد . برای تحلیل سرعت ، جهت و دوام باد در محدوده مورد مطالعه به علت نبود ایستگاه سینوپتیک از آمار نزدیکترین ایستگاه یعنی هاشم آباد گرگان استفاده می شود .

بر اساس جدول ( چهار) درصد دیده بانی هوا آرام  کمتر از یک نات ( یک نات برابر با ۸۷۵/۱ متر بر ثانیه ) بوده است . در این دوره آماری حداکثر سرعت باد سالانه ۴۰ نات یا ۷۵ کیلومتر در ساعت بوده که مربوط به ماه اردیبهشت می باشد و کمترین سرعت باد در آذر ماه با ۳ نات می باشد . باد غالب با ۱۶ درصد فراوانی و با سرعت ۱/۶ نات ۳/۱۱ کیلومتر می باشد . متوسط سرعت باد در ساعت در همه جهات ۵/۲ نات ۵/۴ کیلومتر در ساعت بوده است .

در این ایستگاه در مهر ماه باد کاملا شمالی (صفر درجه ۳۶۰ ) در ماههای مهر و آبان شمال غربی و در بقیه ماههای سال باد غالب جهت ۲۷۰ درجه باد غربی است .

جهت شدیدترین باد غالب نیز غربی می باشد .

جدول چهار : توزیع فراوانی باد ایستگاه هاشم آباد

 

 

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

سالانه

حداکثر سرعت باد

۲۲

۳۰

۲۰

۲۰

۲۶

۲۸

۳۲

۴۰

۲۴

۲۷

۳۰

۲۵

۴۰

متوسط سرعت باد غالب

۶

۸/۳

۳

۷/۵

۸/۵

۴/۶

۶

۷/۶

۴/۶

۶

۶

۷/۵

۶

متوسط سرعت باد در ساعت

۲

۷/۱

۶/۱

۷/۱

۲

۵/۲

۶/۲

۳

۳/۳

۲/۳

۳

۲

۵/۲

دصد باد غالب

۱۱

۷/۸

۹

۹

۱۱

۸/۱۶

۳/۱۷

۲۲

۲۴

۷/۲۳

۲۵

۲۰

۱۶

درصد آرامش هوا

۵۶

۵۹

۵۸

۵۵

۵۲

۴۵

۴۶

۴۰

۳۶

۳۵

۳۷

۴۵

۴۷

تعداد دیده بانی

۱۵۳

۱۴۶

۱۵۳

۱۵۲

۱۳۸

۱۵۲

۱۴۹

۹/۱۵۲

۱۴۹

۱۵۴

۱۵۴

۱۴۹

۱۸۰۲

جهت شدیدترین باد

۲۷۰

۲۱۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۰۰

۲۷۰

۲۱۰

۲۷۰

جهت باد غالب

۳۶۰

۳۱۵

۳۱۵

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

۲۷۰

جدول ۵ رطوبت نسبی شهرستان بندرترکمن

ماههای سال

فروردین

اردیبهشت

خرداد

تیر

مرداد

شهریور

مهر

آبان

آذر

دی

بهمن

اسفند

سالانه

رطوبت

۷۷

۷۴

۷۲

۷۳

۷۳

۷۴

۷۶

۷۸

۸۲

۸۱

۷۹

۷۸

۷۶

تهویه :

با توجه به رطوبت زیاد منطقه باید ایجاد کوران در داخل ساختمان مورد توجه قرار گیرد . بهره گیری از کوران به عنوان تهویه طبیعی بدلیل عدم تحمیل هزینه برای ساختمان ها مطلوب است .

۱ – ارتفاع ساختمان ها که یکی از عوامل تعیین کننده میزان فشار در نتیجه ایجاد تهویه طبیعی در ساختمان ها می باشد . ساختمان های دراز که از درختان و ساختمان های اطراف بلندتر هستند می توانند بهتر ایجاد تهویه طبیعی را انجام دهند .

۲ – سمت ساختمان ها در رابطه با استقرار آن در استفاده از بادهای مطلوب به نحوی که بتوان حداکثر استفاده را برد حائز اهمیت است . سطح خارجی ساختمان ها هر شرایطی هیچ وقت نباید پشت به باد قرار گیرد .

۳ – ایجاد پنجره های بزرگ موقع ای خوب است که بتوان فضای داخلی ساختمان را در برابر تابش آفتاب در تابستان محافظت نماید .

۴ – قرارگیری مورب پنجره ها نسبت به جهت وزش بادهای غالب منطقه ( جهت غربی ) موجب چرخش باد در فضاهای داخلی و ایجاد موثرترین کوران در ساختمان خواهد شد .

با توجه به جهت وزش بادهای غالب عمدتا غربی و وجود باد در بیشتر اوقات ماههای گرم با استفاده از کوران می توان فضای مناسب و خنکی را برای ساختمان ایجاد نمود .

با توجه به شرایط آب و هوای بندرترکمن ساختمانهایی که در این منطقه ایجاد می شوند برای استفاده مطلوب و بهینه از ساختمان ساخته شده می توانند از شرایط ذیل پیروی کنند :

با اینکه دمای هوا در این نوع آب و هوا که انعطاف پذیر بودن ساختمان را ممکن می سازد ولی مطلوب ترین فرم پلان در چنین اقلیمی مستطیل است چون طول ساختمان حدودا در جهت تابش آفتاب ( شرقی – غربی ) قرار خواهد گرف

شهر کرمانشاه

[شهرستان کرمانشاه با وسعت تقریبی 8547 کیلو متر مربع به عنوان شهرستان مرکز استان دارای اهمیت استراتژیک می باشد به صورتی که بعد مسافت از این شهر تا مرز خسروی ( کشور عراق ) تا مرکز استان کردستان ، تا مرکز استان همدان و تا مرکز استان لرستان ( از طریق شهرستان هرسین و نور آباد ) با اندکی تفاوت تقریباً به یک اندازه است. این شهرستان دارای چهار بخش ،سیزده دهستان و 815 روستا و جمعیتی بالغ بر 970362 نفر است .‏
شهر کرمانشاه در 34درجه و 19 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 7 دقیقه طول شمالی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. این شهر به لحاظ قرار گرفتن در جلگه وسیع و حاصلخیز ماهیدشت و در کنار ه رود قره سو در موقعیت جغرافیایی خاصی قرار گرفته که زمینهای کشاورزی پر بازده آن بر اهمیت فوق العاده آن می افزاید .‏

پیشینه تاریخی :‏
این شهر به لحاظ تاریخی ازدوران باستان به عنوان دروازه ورودی آسیا به جلگه معروف بین النهرین بوده است. دلیل این ادعا همانطور که در متون تاریخی نیز آمده است، وجود بزرگترین راه ارتباطی میان فلات ایران ، چین و هندوستان با ساکنان بین النهرین است که به این راه اصطلاحاً شاهی نیز گفته می شود .‏
این سرزمین بواسطه همجواری با تمدنهای اقوام عیلامی و کاسی ها از یک سو و تمدن مردم بین النهرین از سوی دیگر موقعیتی تقریباً منحصر بفرد داشته است .‏

آب و هوا:‏
آب و هوا شهرستان کرمانشاه بواسطه قرار گرفتن در دامنه سلسله جبال بیستون و سفید کوه دارای آب و هوائی با اقلیمی نیمه خشک و استپی خنـک است . همانطـور کـه اشــاره شده است رودخانه های راز آور ، مرگ ، قره سو و گاماسیاب که از رودهای نسبتاً پر آب این شهرستان هستند ازسرشاخه های رودخانه بزرگ سیمره و سپس کرخه محسوب میشوند.کوههای عمده شهرستان عبارتند از بیستون ، پرآو که در شمال شرقی شهر کرمانشاه قرار دارند و سفید کوه که در جنوب شرقی شهر واقع شده است و غار پرآو که شهرت جهانی دارد یکی از بزرگترین غارهای دنیاست در کوه پرآو واقع شده است..‏

وضعیت اقتصادی:‏
میزان اراضی کشاورزی شهرستان کرمانشاه تقریباً 273 هزار هکتار است. از این میزان 58 هزار هکتار آن آبی و مابقی دیمی می باشد. اراضی کشاورزی این شهرستان از نظر درجه بندی درجه یک و دو محسوب میشوند که شامل دشتهای ماهیدشت ، بان در بند ، میان دربند بیلوار، درود فرامان می باشد.‏
زمینهای زراعی دشتهای موصوف علاوه بر رودخانه هایی که ذکر شد بوسیله سرابهای سراب نیلوفر ، سراب یاوری ، سرابله ، سراب خضر زنده ، سراب خضر الیاس ، سراب کاشنبه ، سراب سبزعلی ،سراب ورمنجه ، سراب سور کال ، سراب چقا ماران بی ابر ، سراب ماراب ، سراب قلعه قیسوند ، سراب قلعه محمد حسن خان ، سراب میر احمد ، سراب شاه حسینی ، سراب طاق بستان و چندین قنات و چشمه پر آب دیگر مشروب میشوند ، همچنین با توجه به تنوع محصولات کشاورزی ایجاد صنایع تبدیلی از قبیل کارخانجات وواحد های صنایع غذایی ، ظرفیتهای بالقوه فراوانی است که بایستی با سعی و تلاش و پیگیریهای مجدانه مسئولین این امر تحقق یابد .در محدوده شهرستان کرمانشاه قریب به 117000 هکتار عرصه جنگلی و 161320 هکتار عرصه های مرتعی و منابع طبیعی وجود داردو بر اساس آمارهای غیررسمی موجود 354473 رأس انواع حیوانات اهلی شامل گاو ، گوسفند و بز در جنگلها و مراتع موصوف تعلیف می کنند.‏

صنعت و تولید ( اقتصادی ) :‏
در حوزه شهرستان کرمانشاه دو شهرک صنعتی وجود دارد که بیش از 256 واحد صنعت و تولیدی در آن احداث شده است . این شهرستان به لحاظ نیروی کار ارزان می تواند فعالیت صنعتی چشم گیر ی داشته باشد ، این امر در صورتی تحقق می یابد که این نیروی کار از نظر فنی تربیت شده و در رشته های مختلف مهارت کافی پیدا کند.‏

مذهبی و فرهنگی :‏
در سطح شهر کرمانشاه تعداد 76 باب مسجد ،11 باب کانون فرهنگی ، 8 واحد کتابخانه عمومی وجود دارد .‏
از شعراء و محققان بنام در غرب کشور آقای هادی ارفع ،از خوشنویسان شادروان میرزا کلهر و امیر خانی و حضرت آیت اله نجومی را می توان نام برد. نویسنده مشهور این دیارعلی محمد افغانی ، عبدالعلی اوسطا ، اسداله امجدی ،علی الماسی جهانشاه هستند . سلطانی ، جلال الدین کزازی و بهزاد رادر دامان پر مهر خود پرورده است .خصائل نیکو جوانمردی مهمان نوازی و احترام گذاردن به آداب و رسوم و سنن محلی قومی در فرهنگ اصیل کرمانشاه ریشه دارد.‏

بهداشت و درمان : ‏
در شهرستان کرمانشاه تعداد قریب به 182 پایگاه بهداشتی درمانی وجود دارد که تعداد 29 واحد بهداشتی درمانی شهری و تعداد 153 واحد خانه بهداشت روستا ئی امورات بهداشتی درمانی اهالی را بر عهده دارند .‏

معرفی ظرفیت ها ونقاط قوت شهرستان:‏
ظرفیت بالای کشاورزی خصوصاً باغداری ، دامپروری ، پرورش ماهی ، تولید صیفی جات و سبزیجات و از همه مهمتــر با عنــایت بــه موقعیت بسیارمناسب جغرافیایی و آب و هوائی، بازارچه های مرزی خسروی و پرویز خان و استعداد بالای مردم این دیار در کارتجارت، استعداد ایجاد منطقه آزاد تجاری را دارا می باشد وازنقاط قوت این شهرستان وجود مردمانی مدنی و با فرهنگ بسیار غنی شهر نشینی و روحیه خوب همکاری وزیر ساخت های شهری جهت پذیرائی از مهمانان و زوار عتبات عالیات نظیر هتل ها ومهمانسراها و زائر سراهای متعدد می باشد

شهر کِرمانشاه(به کردی کرماشان) مرکز استان کرمانشاه و نیز مرکز شهرستان کرمانشاه در این استان است. کرمانشاه، هفتمین شهر بزرگ ایران پس از تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و اهواز قرار دارد و در استان کرمانشاه واقع شدهاست. جمعیت این شهر(بدون حومه) بر طبق برآوردهای آماری سال 2005 [1] حدود 766706 نفر بوده و از لحاظ آب و هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار میگیرد.‏

کرمانشاه مرکز غرب کشور است و به مادرشهر کردها شهرت دارد. کرمانشاه که از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران است به دلیل قرارگیری در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با عراق و واقع شدن بر سر راه کربلا و بغداد از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. سه رودخانه ی قره سو (خوره سو)، آبشوران و چم بشیر در کرمانشاه جریان دارند.
‏
مردم این شهر به گویشهای گوناگون زبان کردی (کرمانشاهی، کلهری، لکی، جافی ) و نیز به زبان فارسی سخن می‏‎گویند.‏

كرمانشاه در دوران پيش از تاريخ
كرمانشاه از لحاظ بقايای سكونت‎های پيش از تاريخ يكی از مناطق بسيار غنی و مهم در ايران و غرب آسيا است. قديمی‎ترين آثار سكونت بشر در كرمانشاه مربوط به پارينه سنگی قديم است كه شامل چند تبر دستی سنگی است كه در منطقه گاكيه و غرب هرسين يافت شده است.اين آثار دست‎کم حدود 200 هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران پارينه سنگی در غارهای كرمانشاه كشف شده است كه مربوط به دوره‎های پارينه سنگی ميانی، جديد و فراپارينه سنگی است. نخستين غاری كه در ايران كاوش شد در بيستون كرمانشاه قرار دارد كه تنها بقايای استخوانی انسان نئاندرتال در ايران در آن كشف شده است. آثار سكونت نئاندرتال‏‎ها همچنين در ساير غارهای بيستون چون غار مر تاريك و غار مر آفتاب كشف شده است. در غارهای شمال شهر كرمانشاه مثل قبه و دو اشكفت نيز ابزار هاي سنگی اين دوره يافت شده است.از دوره پارينه سنگی جديد و فراپارينه سنگی نيز آثاری در غارهای مرخريل و كوليان كشف شده است. از كهنترين آثار سكونت روستا نشينی اوليه در غرب آسيا چندين مكان در اطراف كرمانشاه قرار دارند كه از ميان آن‏‎ها می‎توان به گنج‎دره در غرب هرسين و سراب و آسياب در شرق كرمانشاه اشاره كرد. گفتنی است كه قديميترين مدارك اهلی كردن بز در تپه گنج دره شناسايی شده است كه نتايج مطالعه آن اخيرا به وسيله پرفسور مليندا زيدر در نشريه معتبر ساينس منتشر شد. در ضمن بايد خاطر نشان شد كه مردم و ساكنين اين منطقه مادهاي اصيلي هستن كه در گذشته به طوايف آمادي ملقب بوده اند و طي ساليان زياد با وجود اقوام ديگر به دليل شرايط منطقه اي بكر مانده بودند.

ریشهٔ نام
نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شدهاست. در دوران اسلامی این شهر را «قره میسین» میخواندهاند. در یک مکتوب نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه (بهرام چهارم) نوشتهاند از این رو که پیش از شاهی فرمانروای کرمان بودهاست. پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشتند. در کتب قدیم که به زبان کردی است شهر کرمانشاه را {(مای)~ (ماد)} گفتهاند. دکتر میرجلالالدین کزازی، پژوهشگر، با این استدلال که «پادشاهان ساسانی در هر مکانی که حکومت بودهاند، بنایی به یادگار گذاشتهاند، حال آن که در کرمانشاه چنین بنایی وجود ندارد» نوشته این مکتوب را رد میکند. ازین رو بسیاری بر این عقیده‎اند که این واژه احتمالا از همان واژه کرمانج مشتق گردیده است. هنوز در بسیاری از مناطق این استان، کرمانشاه را «کرماشان» میخوانند. به احتمال زیاد ریشه‏‎ی نام کرمانشاه، کرمانج، کرمانجان و کرماشان است.
در سال‎های نخستین پس از انقلاب 57 نام این شهر را «باختران» گذاشتند تا این که بعد از اعتراض مردم استان دوباره نام پیشین و تاریخی کرمانشاه (کرماشان) را بر آن بازگرداندند. واژه کرمانشاه از زمان قاجاریه در مکاتبات دیوانی عنوان شدهاست.
‏
صنايع
مهم ترین صنایعی که هم اکنون در کرمانشاه فعالیت می کنند به شرح زیر است:
پالايشگاه نفت
مجتمع پتروشيمي کرمانشاه
کارخانه سیمان غرب
کارخانه های قند
کارخانه شیر و فراورده های لبنی بیستون(خصوصی)
کشت و صنعت ماهیدشت(خصوصی)
كارخانه خانه سازي ايثار كرمانشاه(مجتمع عظيم قطعات بتني)
كارخانمه روغن نازگل(بزرگترين توليد كننده روغن خوراكي در جهان تا سال 2005)
كارخانه ذوب آهن غرب (توليد كننده انواع پروفيل تنيده شده و سرد)
پالايشگاه نفت جديد( اناهيتا )
کرمانشاه در گذشته دارای 12سالن سینما(مولن روژ،رکس،مهتاب،ایران،متروپ ل،باربد،بهمن،شهر فرنگ،آتلانتیک،شهر تماشا،صحرا،فرهنگ) بود که پس از پیروزی انقلاب این سالنها متروکه شدند و یا تغییر کاربری دادند. در حال حاضر از میان پنج سینمای شهر کرمانشاه دو سینما(صحرا و شهر تماشا) تعطیل هستند. سینما استقلال(شهر تماشا) پس از آنکه در سال 1384 توسط صاحب اصلیاش از حوزه هنری بازپس گرفته شده تعطیل است. سینما صحرا نیز که در شهرک دولت‎آباد قرار دارد به صورت مخروبهای تحت تملک شخصی قرار دارد.

نشریه ها
هفته نامه ها:
باختر ، آوای کرمانشاه ،صدای آزادی ،غرب ، نقد حال ، کرمانشاه ، کرمانشاه1400 ، ندای جامعه(ده نگی کومه له گه) ، بیستون ، ابوذر ، بازی دراز ، صفیر غرب

پارکها
مجموعه پارکهای طاق ووسان (طاق بستان)(پارک شرقی - پارک غربی،پارک کوهستان)، پارک شاهد، پارک لب آو (لب آب یا 15 خرداد)، پارک لاله، پارک شار(شهر)، پارک شیرین، پارک فانفار (شهربازی)، پارک جانبازان و پارک معلم

آثار پيش از تاريخ
گاكيه
غار دو اشكفت
غارهاي بيستون
غار قبه
غار كل داوود
غار ورواسي
پناهگاه وركيني
غار كوليان
غار وزمه
پناهگاه يوان
آوي خر
تپه گنج دره
تپه سراب
تپه آسياب
تپه چيا جاني
تپه تووه خشكه
تپه ورگر

آثار تاریخی
طاقبستان
غار قوری قلعه
تکیه معاون الملک
مجموعهٔ بیستون
تکیه بیگلر بیگی
پل کهنه
قلعه کهنه
بازار کرمانشاه
ساختمان سابق استانداری کرمانشاه
ساختمان و سردر شهرداری کرمانشاه
خانه ی خواجه باروخ (خانهٔ رنده کش)
مدرسهٔ کزازی
گورستان پارتی
کاروانسرای فیض آباد
مسجدعمادالدوله
مسجدحاج شهبازخان
کلیسای ارامنه
مسجدجامع
ساختمان کنسولگری انگلیس(شهرداری)
هتل بیستون
خانقاه خاکسار
قیصریه
خانه كنجوري ها

سوغات و صنایع دستی
روغن کرمانشاهی، نان برنجی، کاک، نان خرمایی،عسل شاهو،رب انار پاوه، گلیم،گیوه،جاجیم، انواع آلات موسیقی، چرم، ترخینه، کلاه پشمی ،خورشت خلال
،انجير ريجاب ،چاقوي كرند،گليم هرسين

جستارهای وابسته
کردها
زبان کردی
موسیقی کردی
رقص کردی
مشاهیر کرمانشاه
تاریخ کرمانشاه
کوه های کرمانشاه
رودهای کرمانشاه
کلانشهرهای ایران
ايل كاكاوند
ایل کلهر
ایل زنگنه
ایل سنجابی
ایل گوران

اجرای ساختمان اسکلت فلزی

-بهتر است میلگردها از کارخانه خریداری شوند تا از واسطه‌ها.

2-در صورت مرطوب بودن محیط میلگردها توسط نایلون پوشانده شوند.

3-در هنگام کار از میلگردهای آلوده به رنگ و لای و رس استفاده نگردد.

-مسئله دیگر نحوه انبار کردن سیمان است در محل انبار سیمان باید تخته‌های تعبیه نمود که ار سطح زمین به اندازه 10 سانتی‌متر بالاتر باشد تا رطوبت زمین به سیمان نرسد.

همچنین برای کارهای کوچک که حجم بتن ریزی محدود است و دستگاههای بتن ساز و بتن آماده در دسترس نمی‌باشد می‌توان بتن را با دست ساخت برای این منظور سطح صاف و غیرقابل نفوذی مانند بسترهای بتنی، ورق فلزی یا صفحات چوبی ایجاد می‌شود پس از مرطوب کردن بستر ابتدا ماسه و سیمان به روش حجمی یا وزنی اندازه‌گیری شده و بدون اضافه کردن آب  به خوبی مخلوط می‌شوند سپس بتدریج شن به میزان لزوم به مخلوط اضافه می‌شود هنگامی که مخلوط همگن و یکنواخت شد آب بتدریج به روی مخلوط پاشیده شده و مخلوط شن و ماسه مرتباً برگردانده میشود تا به حالت خمیری در آیند.

در این حالت میزان سیمان مصرفی 10 درصد از حالتی که با دستگاه ساخته می‌شود بیشتر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 خلاصه کارآموزی:

عایق کاری بام

برای آنکه آب برف و باران از درز بین کف و دیواره بام به داخل ساختمان نفوذ نکند باید قیرگونی روی بام را حداقل 10 سانتیمتر بطور عمودی روی دیوار جان پناه بالا برده 10 سانتیمتر نیز به طور افقی روی جان‌پناه ادامه بدهیم تا بام به صورت کاسه‌ای با لبه از قیر و گونی درآمد کاملاً غیرقابل نفوذ بشود.

 

 

طاق ضربی شمشیری راه پله

جهت صلبیت طاق ضربی باید به نکات زیر توجه کرد

استفاده از میلگرد با تسمه به صورت ضربدری که به بال تیرهای شمشیری جوش میشود.

استفاده از میلگردهای دهانه آخر بین دو تیر در جان آنها جهت جلوگیری از خروج تیرها تحت بار تقلی.

استفاده از دوغاب گچ پس از اتمام طاق زدن جهت اینکه سیستم کاملاً به صورت قوس عمل کند و تغییر شکل ندهد.

 

بتن ریزی در ارتفاع

برای انتقال بتن از دستگاه میکسر به طبقات بالا بتن را داخل ظرف مخصوصی ریخته و توسط تاور به طبقات بالا حمل می‌شود.

 

تخلیه بتن با جرثقیل

استفاده از سطح شیبدار برای انتقال بتن ( که توسط ظرف مخصوص با تاور به طبقات بالاتر برده شده است) بر روی سطح جهت جلوگیری از بهم خوردن دانه بندی بتن.

 

بادبند ضربدری دوبل UNP

در اتصالات مهاربندی ضربدری روش درست برای اتصال محل تقاطع قطرها متشکل از دو پروفیل بر روی ورق فلزی آن است که یک سری در روی ورق و سری دیگر در پشت ورق جوش شوند.

اتصال هر دو قطری پیوسته یکی از رو و دیگری از پشت ورق غلط است. زیرا ایجاد پیچش می‌کند.

 

بادبند EBF

برای مقابله با نیروی زلزله از بادبند استفاده می‌شود. سطح مقطع و شکل پروفیل بادبند طبق محاسبه بدست می‌آید و میتوان از نبشی ناودانی و یا تیرآهن I استفاده نمود. بادبند EBF نوعی بادبند واگرا میباشد که سختی آن کمتر از بادبندهای همگرا CBF میباشد و به علت محدودیتهای معماری نظیر وجود در یا پنجره در قالب موجود اجرا می‌گردد.

 

صفحات جوش بادبندها

در محل برخورد پروفیلهای بادبند با ستونهای اطراف و همچنین محل برخورد بادبندها به تیرها ( و یا به یکدیگر در بادبندهای CBF) صفحات فلزی قرار می‌دهند تا این صفحات امکان طول جوش مناسب را به ما بدهد. ابعاد این صفحات با توجه به طول جوش و نیروهای کششی به وسیله محاسبه بدست می‌آید.

 

دیوار چینی نما

باید توجه نمود در موقع چیدن یک ردیف در میان اولین آجر باید سه قد باشد (4/3 طول آجر) تا بندهای عمودی بر روی هم قرار نگیرد ( برای جلوگیری از ترک خوردگی ناشی از نیروی جانبی) با توجه به اینکه محل برخورد دیوار با کف در خارج ساختمان همیشه در معرض عوامل جوی و خورندگی شدید قرار دارد. لذات در این محل باید از سنگ قرنیز استفاده نمود.

 

ویبره کردن بتن

اگر هوای داخل بتن به صورت ریز سوراخهائیکه به همدیگر راه دارند باشد بتن پوک شده مقاومت آن کاهش می‌یابد. بنابراین باید سعی نمود در بتن معمولی فضاهای خالی بتن را به حداقل تقلیل داد و یکی از راههای این امر ویبره کردن بتن است.

 

 

 

سقف تیرچه بلوک با شمع

در اجرای سقف تیرچه بلوک ابتدا تیرچه‌ها با فواصل مشخص روی تیرهای حمال بتن مسلح انداخته می‌شوند سپس نقاط وسط یا 3/1 زیر تیرچه‌ها با استفاده از ا جک بسته شده و عملیات بلوک گذاری شروع می‌شود. روی بلوکها میلگردهای حرارتی بسته و سقف به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر بتن ریزی میشود. قرار دادن تعدادی از تیرهای تقویتی زیر سقفها پس از باز کردن قالبها از موارد ضروری است.

 

کرم بندی

انتقال آب ناشی از شستشو در سرویسهای بهداشتی با دادن شیب کف به سمت ناودان صورت می‌گیرد. به خطوطی که نقاط مختلف را با شیب معین به سمت ناودان متصل مینماید کرم بندی می‌گویند. فضاهای بین کرم بندی‌ها باید با بتن سبک پر شود.

اگر شیب بندی ( کرم بندی) درست باشد و همه نقاط بسوی ناودان دارای شیب معینی باشد نفوذ آب داخل کف به حداقل خواهد رسید و در شیب بندی بام این کار باعث چندین برابر شدن عمر قیر و گونی می‌شود.

 

پیاده نمودن فونداسیون

زمینی جهت پی‌سازی مناسب است که تنش مجاز آن توان تحمل وزن ساختمان را داشته باشد در هر حال در موقع پی‌سازی سطح زیر پی کاملاً صاف و تقریباً تراز و عاری از عوامل خارجی و پی سازی مستقیماً از روی خاک طبیعی شروع می‌شود. برای این مطلب از دوربین برای کارهای دقیق و ریسمان و میخ و متر استفاده میشود و اولین قشر آن بتن مگر می‌باشد که برای سهولت قالب‌بندی و جلوگیری از تماس بتن اصلی با خاک به ابعاد 10 سانتیمتر از همه جهات بیشتر اجرا می‌گردد.

 

 پی نواری

استفاده از شالوده پیوسته نواری وقتی لازم است که نیروی محوری ستونها زیاد، مقاومت زمین کم و یا سازه در مقابل نشستهای نامساوی حساس باشد در شالوده نواری تمام ستونها واقع در یک محور بر روی یک شالوده یکپارچه به شکل نوار تکیه می‌کنند که مراحل کار در قسمت بعدی ( پی گسترده) اشاره می‌شود.

 

پی گسترده

در صورتی که نیروها نسبتاً بزرگ و یا خاک ضعیف باشد شالوده تبدیل به دال یکپارچه‌ای می‌شود که به آن شالوده گسترده گویند. مراحل کار در پی سازی عبارتست از:

1-ابتدا محل احداث پی خاکبرداری می‌شود.

2-با بتن مگر سطح رویه خاک تراز می‌گردد.

3-آرماتورها براساس نقشه‌های اجرایی شبکه‌بندی می‌شود.

4-پس از حصول اطمینان، قالب بندی صورت می‌پذیرد.

5-بتن ریزی انجام می‌شود.

 

 شناژ

وقتی که در یک ساختمان از شالوده‌های منفرد یا مرکب دو ستونی استفاده می شود، آنها را باید توسط کلافهایی به یکدیگر متصل نمود.

کلافها به هیچ وجه برای جلوگیری از نشستهای نامساوی نیستند. بلکه وظیفه اصلی آنها بستن شالوده‌ها و جلوگیری از بازی کردن آنها مخصوصاً در مقابل تکانهای شدید ناشی از زلزله می باشد.

آئین نامه بتن ایران مقرر می‌دارد که هر کلاف باید قادر باشد 10 درصد نیروی فشاری سنگین‌ترین ستون را به صورت کششی حمل نماید.

 

قالب بندی و تعبیه صفحه ستونها

قالب ظرف موقت به شکل و فرم مورد نظر برای نگهداری آرماتورها و بتن تازه می‌باشد. قالب علاوه بر آنکه بایستی فرم مورد نظر را دارا بوده و از نظر اقتصادی قابل قبول باشد، باید استحکام و ایمنی کافی نیز داشته باشد و بتوان به دفعات از آن استفاده کرد. تمام صفحه ستونها می‌بایست در یک تراز قرار داشته باشند و بولتهای آن به صورت موقتی به میلگردهای پی بسته میشود که اگر احیاناً پس از بتن ریزی از حالت تراز خارج شد توسط مهره‌ها مجدداً تراز شود.

 

رگلاژ کردن صفحه ستون

پس از تراز کردن و آکس بندی صفحه ستونها با دوربین، بتن ریزی تا ارتفاع صفحه ستون انجام می‌گیرد و چون بولتها به صورت دقیق در بتن قرار گرفته پس از جداسازی قالب و سخت شدن بتن، صفحه ستون را از پی جدا نموده و روغن کاری می‌شود. سپس با ماسه سیمان گروت زیر صفحه ستون را کاملاً تراز می‌کنند و دقیقاً آکس بندی کنترل میشود و چون سیمان گروت افزایش حجمی زیادی دارد. حتماً مهره‌ها را در تراز مربوطه سفت می‌کنند تا صفحه بلندشدگی نداشته باشد. علت استفاده از این نوع سیمان این است که سایر سیمانهای مصرفی در اثر فشار زیاد ناشی از تحمل بارهای ساختمان معمولاً دچار نشست می‌شوند.

 

صفحات سخت کننده و اتصال دهنده‌های جوشی

چون توزیع تنش در زیر صفحه ستون غیریکنواخت است و معمولاً ضخامت صفحه در مقابل برش و ممان جوابگو نیست، لذا از صفحات تقویت لچکی استفاده می‌شود.

 

 آماده سازی اولیه جهت نصب ستون

چون هزینه کرایه نمودن جرثقیل بسیار سنگین است لذا قبل از انجام کار تمامی مقدمات و کارهای لازمه از جمله آکس بندی صفحه ستونها به وسیله سمبه نشان و مدادهای فسفری و تعبیه نبشی‌های اتصال دهنده از قبل آماده شده تا در روند پیشرفت کار هیچگونه وقفه‌ای ایجاد نگردد. همچنین در این مرحله تمامی جوشها به صورت تقریباً موقتی ( خال جوش) بوده تا جرثقیل بیش از اندازه معطل نگردد.

 

برپایی ستونها توسط تاور

پس از ساخت ستونها طبق نقشه‌های اجرایی در کارگاه ستونهای مورد نظر توسط جرثقیل ( تاور) بر پا میگردند.

البته در انتهای هر ستون زائده‌ای را که در وسط آن دایره‌ای تو خالی قرار گرفته به ستون جوش می‌دهند ( به صورت موقتی) تا حمل و نقل آن توسط تاور به راحتی صورت پذیرد.

·        نصب ستون و شاقول کردن اولیه

در هنگامی که ستونها توسط جرثقیل حمل می‌گردد و در محل خود قرار می‌گیرد. گروه جوشکار با شاقول نمودن ستون خال جوشهای اولیه را می‌زنند. روند این کار به مهارت تمامی گروه بستگی دارد.

 

 

 شاقول کردن

پس از ایجاد اولین اتصالها، شاقول نمودن دقیق توسط گروه جوشکار صورت می‌پذیرد در این زمان در صورت امکان در ترازهای بالایی این امر صورت گرفته و افراد حاضر در پایین ستون با اهرمهای خاص سعی در شاقول نمودن ستون در راستای قائم نموده و در همین حین فرد جوشکار اتصال لازم را فراهم می‌آورد.

 

تقویت ستون در محل اتصال به تیر و تعبیه برش گیرهای تیر

ستونهای مرکب دوبل معمولاً در محل اتصال پلها به وسیله ورق تقویت می‌شوند. پرشگیرها دو وظیفه مهم در سقف مرکب دارند که عبارتند از:

1-جلوگیری از لغزش بین بتن و فولاد

2-جلوگیری از جدا شدن بتن از فولاد ( بلند شدن)

البته این برشگیرها ابتدا در هنگام ساخت تیر بر روی آن تعبیه و جوش شده، سپس تیر در محل مورد نظر قرار می‌گیرد.

 

 راویتس بندی

معمولاً برای پوشاندن تأسیساتی که در زیر سقف اجرا شده یا برای رسیدن به طرحهای خاص معماری از راویتس بندی استفاده می‌کنیم. روش اجرا به این صورت است که نخست اسکلت سقف کاذب را به سقف سازه توسط استوکهایی جوش داده و مش بندی می‌کنیم و سپس روی آن را با توری راویتس می پوشانیم و گچکاری می‌کنیم.

 

تأسیسات

یکی از سیستمهای برودتی ساختمان، کولر آبی است که برای انتقال هوای سرد به ساختمان از کانالهای گالوانیزه یا آلومینیوم استفاده می‌کنیم و در نهایت برای جلوگیری از نامطلوبی دید و نما، زیر آن را با سقف کاذب می پوشانیم.

 

دستک برای پایداری تیر کنسول

اصولاً برای نگهداشتن کنسول و جلوگیری از افزایش ممان آن از دستک استفاده می‌کنیم. بهتر آن است که اگر مشکلات اجرایی و معماری بر سر راه نبود دستک را در حالت کشش اجرا کرد. زیرا بر معضل کمانش که در اعضای فشاری روی می‌دهد غلبه می‌کند.

 اتصال مفصلی تیر به تیر و گیردار تیر به ستون

برای اجرای اتصال گیردار در شکل تیر به ستون باید از دو ورق فوقانی و تحتانی روی تیر استفاده کرد. در محل برخورد ورق به ستون باید که انتهای ورق را اصطلاحاً فارسی بر کرد و حدود 2 الی 3 میلیمتر تا ستون فاصله گذاشت تا جوش نفوذی کامل استفاده شود و اتصال کاملاً صلب گردد که این کار را برای ورق زیرین  نیز باید انجام داد.

برای اتصال مفصلی ( تیر به تیر) در شکل از ورق جان استفاده می‌گردد که نقشی در ممان گیری ندارد و نقش آن در برش می باشد و جوش آن سر بالا انجام می‌شود.

 

گچ کاری – نازک کاری

اصولاً برای پوشاندن ستونهای سازه باید روی آن را با گچ سفید کرد. نکته حائز اهمیت آن است که اگر ستون فلزی باشد باید که دور ستون را پیش از گچ کاری توری مرغی پیچید که گچ به ستون خوب اتصال پیدا کرده و از ترکهای موضعی برای انقباض و انبساط گچ جلوگیری شود.

 

 

 

 

اجرای ساختمان اسکلت فلزی

توجه2: معمولاً ماسه‌ای که از ساحل دریا و یا رودخانه‌ها جمع آوری می‌شوند، دارای نمک می‌باشند این نمک اولاً خطر زنگ زدگی و خوردگی آرماتور را به همراه دارد و در ثانی اثر دیگر وجود نمک در سنگ دانه‌ها، جذب آب این نمکها از هوا و ایجاد شوره است جهت رفع این معضل بایستی سنگ دانه‌ها را با اب تازه و تمیز شستشو نمود.

بتن ریزی پی بتنی باید به طور یکپارچه ریخته می‌شود و در آن حفره‌های خالی وجود نداشته باشد ( کرمو نباشد) برای این کار اغلب از ویبراتور برقی یا بنزینی کوچک که در بتن تولید ارتعاش می‌نماید و مانع ایجاد فضای خالی در داخل بتن میگردد استفاده میشود. اگر بتن بیش از حد لازم ویبره شود دانه‌های درشت‌تر آن در زیر قرار گرفته و دوغاب سیمان در رو قرار می‌گیرد که این خود سبب ضعف و غیر یکنواختی بتن میگردد.

 

عملیات ساخت بتن:

1-      ساخت بتن بوسیله دستگاههای بتن ساز: دستگاههای ساخت بتن ابعاد و ظرفیتهای گوناگون دارند اگر حجم بتن ریزی محدود باشد از بتن سازهایی که روی یدک کش قرار می‌گیرند، استفاده می‌شود. ظرفیت این نوع دستگاهها حدود 150 تا 1500 لیتر است و پس از اتمام کار به راحتی قابل جابه‌جا شدن هستند دستگاههای بتن ساز، توسط افراد با تجربه و طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آن مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند معمولاً برای ساختن بتن در دستگاه بتن ساز، ابتدا شن، بعد از آن سیمان و سپس ماسه در داخل دیگ ریخته می‌شود اب لازم از داخل مخزن بالای دستگاه وارد آن می‌گردد پس از پایان بتن‌ریزی، دستگاه کاملاً شستشو می‌شود تا در اثر سخت شدن بتن در اطراف تیغه‌ها اشکالی در کارکرد مخلوط کن بوجود نیاید.

2-      بتن آماده: اگر بتن در محل دیگری غیر از محل مصرف ساخته شود، اصطلاحاً آن را بتن آماده گویند استفاده از بتن آماده به علت مزایای زیاد آن است مشکل اصلی و عمده بتن آماده، تغییر روانی بتن در مرحله جابجایی است بتن با گذشت زمان سخت می‌شود و حرارت محیط نیز عمل سخت شدن آن را تسریع می‌کند از طرف دیگر به منظور روان‌تر کردن بتن و ایجاد کارایی لازم، در بعضی از کارگاهها قبل از تخلیه بتن، در محل کارگاه به آن آب اضافه می‌شود که در اثر این عمل مقاومت بتن کاهش خواهد یافت.

3-      حمل بتن: انتقال بتن شامل حمل افقی و عمودی آن است و از محل ساخت بتن شروع می‌شود و تا ریختن آن در داخل قالب ادامه می‌یابد در این مرحله، باید برای جلوگیری از بهم خوردن یکنواختی بتن و خشک شدن آن پیش بینی‌های لازم به اجرا در آید. بتن‌های روانتر بیشتر در معرض جدا شدن سنگدانه‌ها قرار می‌گیرند بتن را معمولاً تا فاصله 3 متر با بیل، از 3 تا 50 متر به وسیله فرغون و از 50 تا 300 متر با دامپر منتقل می‌کنند.

4-      بتن‌ریزی و متراکم کردن آن: کیفیت قسمتی از سازه که بتنی است، بستگی کامل به نحوه اجرای صحیح بتن ریزی و مراقبت از بتن دارد که بدون رعایت آنها حتی اگر از مصالح بسیار خوب و با کیفیت عالی نیز استفاده شود نتیجه کار غیرقابل اطمینان خواهد بود به تعبیر دیگر موجب هدر رفتن سرمایه و مصالح مورد استفاده خواهد شد بتن ریزی و متراکم کردن باید به نحوی باشد که از بهم خوردن یکنواختی مخلوط جلوگیری شود و تمامی گوشه‌ها و فواصل بین آرماتورها به خوبی با بتن پر شود و حبابهای هوای محبوس تا آنجا که میسر است از آن خارج شود. خارج کردن هوای داخل بتن با لرزاندن، میل زدن و کوبیدن انجام می‌گیرد با این عمل دانه‌های درشت داخل بتن در محل خود جابجا می‌شوند و ریزدانه‌ها فضای بین آنها را پر می‌کنند، هوای موجود در مخلوط به طرف بالا حرکت می‌کند و از سطح فوقانی بتن خارج می‌شود.

5-      پرداخت سطح بتن: هدف از اجرای این مرحله، یکنواخت و متراکم کردن سطح بتن است عمل صافکاری با وسایل و ابزار بسیار ساده انجام میشود هنگام بتن ریزی، ابتدا سطح بتن به وسیله شمشه در حد امکان صاف می شود، پس از تبخیر آب اضافی سطح بتن و به محض آغاز گرفتن و سخت شدن آن بوسیله تخته ماله پرداخت می‌شود.

6-      عمل آوردن بتن: این عمل عبارت است از تأمین شرایطی که در آن شرایط، واکنش شیمیایی آب و سیمان – عمل آب‌گیری بخوبی انجام گیرد و مقاومت و پایانی بتن تأمین شود. این مرحله از کار بسیار کم خرج است ولی بی‌توجهی به آن موجب خسارت غیرقابل جبران خواهد شد.

 

قالب بندی:

قالب ظرف موقت به شکل و فرم مورد نظر برای نگهداری آرماتورها و بتن تازه می‌باشد. قالب علاوه بر آن که بایستی فرم مورد نظر را دارا بوده و از نظر اقتصادی قابل قبول باشد، بایستی استحکام و ایمنی کافی نیز داشته باشد به جهت آنکه قالب تهیه شده از نظر اقتصادی با صرفه باشد میتوان به نکات زیر توجه نمود.

1-روش مناسب و وسائل کافی برای حمل ، بلند کردن و سوار نمودن قالب‌ها در محل پیش‌بینی شده باشد.

2-طراحی قالب‌ها را باید به گونه‌ای انجام داد تا با توجه به خواسته‌های معماری و سازه‌ای بتوان به تعداد دفعات هر چه بیشتر از آن استفاده کرد.

3-انتخاب روش ساخت و مصالح مناسب برای قالب

4-مخارج تهیه مصالح و ساخت قالب متناسب با نیازهای مورد مصرف آن باشد

5-چنانچه امکان استفاده از قالب به کرات وجود داشته باشد بایستی در میزان استحکام و نوع مصالح مرغوب جهت تهیه قالب دقت بیشتری را مبذول داشت.

 

نکات ایمنی در قالب‌بندی

.عدم استقامت کافی قالب‌های بتنی و خرابی آنها، لزوم توجه خاص از نظر ایمنی را ایجاب می‌نماید نکات اساسی و مهمی که از نظر ایمنی باید در ساخت قالب‌ها رعایت کرد عبارتند از:

1-محل استقرار قالب‌ها و تیرهای نگهدارنده آنها باید به اندازه کافی مقاوم و مستحکم باشد.

2-کنترل اتصالات، احتمال باز شدن اتصالات در موقع بتن‌ریزی حتماً می‌بایست کنترل گردد.

3-حجم بتنی که در هر محل ریخته میشود باید تحت نظارت و کنترل باشد تا از وارد آمدن بار اضافی به قالب جلوگیری شود.

4-قبل از اطمینان کامل از گرفتن و سخت شدن بتن به اندازه کافی از باز کردن قالب‌ها خودداری گردد.

5-پس از باز کردن قالب قطعات آنرا بایستی جمع‌آوری کرد و در جای مناسبی قرار داد و میخ‌های ریخته شده روی زمین را جمع‌آوری کرد.

 

قالب برداری

1-قالب باید موقعی برداشته شود که بتن بتواند تنش مؤثر را تحمل کند و تغییر شکل آن از تغییر شکل‌های پیش بینی شده تجاوز نکند.

2-پایه‌ها و قالب‌های باربر نباید قبل از آنکه اعضا و قطعات بتنی مقاومت کافی را برای تحمل وزن خود و بارهای وارد کسب کنند، برچیده شوند.

3-در صورتیکه قالب برداری قبل از پایان دوره مراقبت انجام پذیرد باید تدابیری برای مراقبت بتن پس از قالب برداری اتخاذ کرد.

4-اعضا و قطعات بتنی تحت اثر بارهای ناگهانی قرار نگیرند و ایمنی و قابلیت بهره‌برداری قطعات مخدوش نشود.

 

شناژ

وقتی که در یک ساختمان از شالوده‌های منفرد استفاده میشود، آنها را باید توسط کلاف‌هایی به یکدیگر متصل نمود. کلاف‌ها به هیچ وجه برای جلوگیری از نشست‌های نامساوی نیستند و  وظیفه آنها جلوگیری از بازی کردن آنها مخصوصاً در مقابل تکان‌های ناشی از زلزله می‌باشد. آئین‌نامه بتن ایران مقرر می‌دارد که هر کلاف باید قادر باشد 10 درصد  نیروی فشاری سنگینترین ستون را به صورت کششی حمل نماید و میلگرد حداقل کلاف را 4 میلگرد طولی 12 در چهارگوشه مقطع ا خاموت‌های 6 میلیمتر به فواصل حداکثر 250 میلیمتر توصیه می‌نماید. ارتفاع حداقل کلاف نیز 300 میلیمترتوصیه شده است. لازم به تذکر است که میلگردهای طولی کلاف‌ها نباید در روی شالوده قطع شوند و باید به صورت ممتد از آن عبور نمایند.

 

نکاتی چند در خصوص اجرای صفحه ستون

اول این که تمام صفحه ستون‌ها در یک تراز قرار داشته باشند و دوم اینکه هر کدام از آنها نسبت ه محور خودشان تراز باشند. جهت تراز کردن آنها از دوربین‌های نقشه برداری استفاده میشود و بولت‌های آن بصورت موقتی و بوسیله سیم آرماتوربندی به میلگردهای پی بسته میشود که اگر احیاناً پس از بتن‌ریزی، صفحه ستون از حالت تراز خارج شد مجدداً توسط مهره‌ها تراز گردد.

 

رگلاژ کردن صفحه ستون

پس از تراز کردن و آکس بندی صفحه ستون با دوربین، بتن‌ریزی تا ارتفاع صفحه ستون انجام میگیرد و چون بولت‌ها بصورت دقیق در بتن قرار گرفته پس از جداسازی قالب و سخت شدن بتن صفحه ستون‌ها را از پی جدا نموده و روغن کاری میشود سپس با ماسه سیمان گروت زیر صفحه ستون را کاملاً تراز میکنند و دقیقاً آکس بندی با دوربین کنترل خواهد شد چون سیمان گروت افزایش حجمی زیادی دارد لذا حتماً مهره‌ها را در تراز مربوطه سفت میکنند تا صفحه بلندشدگی نداشته باشد علت استفاده از این نوع سیمان این است که سایر سیمان های مصرفی در اثر فشار زیاد ناشی از تحمل بارهای ساختمان معمولاً دچار نشست میشوند.

 

ستون‌ها، نصب و اجرای آنها:

بطور کلی در یک ساختمان به آن قسمت از اجزا که تحت نیروی فشاری و در بعضی اوقات ممان خمشی هستند ستون گفته می‌شود. ستون‌ها از مهمترین و حساسترین اجزای ساختمان می‌باشند، بار سقف‌ها توسط پل‌ها به ستون‌ها منتقل شده و توسط ستون‌ها به زمین انتقال می‌یابند. اهمیت ستون‌ها تا بدان جاست که در هنگام زلزله به هیچ وجه نمی‌بایست تخریب گردند. قمت‌های مختلف ستون شامل: قسمت اصلی ستون، تسمه‌های اتصال دهنده، صفحه‌های تقویتی، جوش و اتصال ستون به صفحه زیرستون می‌باشد اما قسمت اصلی ستون پروفیلی است که بارهای فشاری را تحمل می‌نماید جهت ساختن ستون ها معمولاً از دو تیرآهن نورد شده و در صورت عدم جوابگوئی از تیر ورق استفاده می‌شود باید دقت کافی بعمل آورد تا هیچگونه انحنائی در راستای ستون وجود نداشته باشد زیرا کوچکترین انحنای ستون ممکن است بعد از بارگذاری منجر به کمانش ستون گشته و در نتیجه باعث تخریب ساختمان شود.

ابتدا تیر آهن‌های انتخابی را مطابق نقشه به طول معین برش میدهند آنگاه زیر دو سر و کمر ستون تیرآهن‌هایی قرار داده و ستون را روی این تیرآهن‌های افقی که به صورت تراز روی زمین است، قرار می‌دهند. قبل از این کار باید از راست بودن تیرآهن‌های تکی کاملاً مطمئن بود سپس تیرآهن‌های تکی را طبق نقشه و با فاصله مشخصی کنار هم قرار داده و توسط تسمه‌هایی که از قبل بریده و آماده شده‌اند آنها را به یکدیگر متصل می‌نمایند جهت جلوگیری از پیچش نخست، ابتدا و انتها و کمر ستون‌ها را به تیرآهن‌های زیر سری جوش داده و بعد کلیه ستون‌ها را با خال جوش به هم متصل کرده و آنگاه جوشکاری را تکمیل میکنند. در مورد ورق بست که در بالا و پایین و همچنین در محل عبور پل‌ها در طبقات برای ستون‌های سراسری بجای تسمه از ورق استفاده می‌نمایند که به آن ورق بست گویند.

پهنای ورق بست به اندازه پشت تا پشت ستون می‌باشد (قدری کمتر برای جوش‌کاری) ارتفاع ورق بست در قسمت‌های میانی به اندازه ارتفاع پل بعلاوه پهنای دو عدد نبشی تکیه‌گاهی بالا و پایین می‌باشد که می‌بایست قدری بیشتر برای تسهیل امر جوشکاری در نظر گرفته شود و در موقع نصب تسمه‌های اتصال دهنده باید دقت شود در محل ورقه‌های بست طول آنها لحاظ شده و جای خالی منظور گردد.

 تیرهای لانه زنبوری

استفاده از تیرهای لانه زنبوری باعث صرفه‌جویی بسیار زیادی در مصالح می‌شود اگر یک تیرنور شده را به صورت لانه زنبوری در آوریم، ممان اینرسی و اساس مقطع آن بالا می‌رود که این موضوع باعث افزایش سختی و افزایش مقاومت خمشی مقطع می‌گردد این عمل باعث کم شدن وزن مقطع شده و در نتیجه وزن مرده ساختمان پاین می‌آید در نتیجه بار وارده بر اعضای ساختمان از قبیل تیرها و ستونها کم می‌شود.

ساخت تیر لانه زنبوری به این صورت است که ابتدا توسط دستگاه برش، جان تیر نورد شده بصورت زیگزاک بریده می‌شود و سپس با جابجایی دو قسمت نسبت به هم تیر به صورت لانه زنبوری در می‌آید که نقاط متقابل بوسیله جوش به یکدیگر اتصال پیدا می‌کنند از داخل فضاهای ایجاد شده در جان تیر می‌توان  لوله‌های تأسیسات و برق را عبور داد.

بریدن تیرهای سبک به وسیله ماشین برش اکسیژن نسبتاً ساده می‌باشد. با استفاده از جوش قوسی برای اتصال دو نیمه بریده شده، یک جوش خوب، بی‌عیب، سریع و اقتصادی خواهیم داشت یکبار عبور از هر طرف برای بدست آوردن یک جوش صد درصد نفوذی کافی می‌باشد و لازم نیست که لبه‌های ورق را به صورت پخ درآوریم.

 

اتصال پل به ستون

1-حالت اول: پل از کنار ستون عبور می‌نماید ( اتصال خورجینی) ساده‌ترین شکل اتصال پل به ستون بدین صورت است که پل در جهت بال تیرآهن ستون امتداد پیدا کند در این حالت معمولاً از پلهای سرتاسری استفاده  می‌نمایند این پلها به وسیله یک عدد ورق بست که در محل عبور پل به ستون جوش می‌شود و همچنین یک عدد نبشی 10 یا 12 که روی ورق بست جوش می‌گردد به ستون متصل می‌شود برای آنکه تکیه‌گاهی تقریباًَ گیردار بوجود بیاورند یک عدد نبشی نیز روی پل قرار می‌دهند برای ایجاد تکیه‌گاهی که کاملاً گیردار باشد باید از صفحه‌های ممانگیر استفاده نمود صفحه ممانگیر صفحه است به شکل ذوزنقه یا مستطیل که روی پل قرار می‌گیرد و آن را به ستون متصل می‌نماید.

به عقیده اغلب زلزله شناسان این اتصال در مقابل زلزله از مقاومت خوبی برخوردار نیست و چنانچه بار پل در محل اتصال ستون زیاد باشد امکان خم شدن نبشی تکیه‌گاهی وجود دارد بهتر است یک عدد صفحه مثلثی شکل بین دو بال نبشی جوش داده تا از خم شدن آن جلوگیری شود به این صفحات مثلثی شکل، اصطلاحاً لچکی گویند.

2-حالت دوم: در ان حالت پل از وسط ستون عبور می‌نماید اجرای این روش با توجه به محدودیات و امکان عبور پلهای سراسری قدری مشکل  می‌باشد زیرا اگر دو طرف ساختمان احداثی باز نباشد به سختی می‌توان یک عدد پل سراسری را از بین ستونها عبور داد بدین لحاظ در این نوع مواقع پل را به قطعات کوچک تقسیم نموده و در جای خود قرار می‌دهند و سپس آن را با جوش بهم متصل می‌سازند این عمل چنانچه اتصالات به خوبی انجام شود مشکلی نداشته و این پل مانند پل سراسری یکپارچه عمل خواهد کرد.

3-حالت سوم: در این حالت پل به جان ستون ختم می‌شود این روش معمول ‌ترین روش در اتصالات پل به ستون است.در این حالت امکان ایجاد پلهای سراسری وجود ندارد زیرا اگر بخواهیم پل سراسری اجرا نمائیم مجبور هستیم سوراخی در جان تیر ایجاد کنیم که این خود باعث ضعف ستون می‌شود بدین لحاظ بهتر است پل را در این حالت قطعه قطعه سوار کنیم.

 

 نکاتی در مورد ساخت پلها

گاهی ممکن است برای دهانه‌ای پلها را با یک یا دو تسمه که به بال تیر جوش می‌شود تقویت نمائیم این تسمه‌ها معمولاً در تیرهای ساده در .سط پل و در تیرهای ممتد در نزدیکی تکیه‌گاهی جوش میشود. چنانچه برای تقویت پل از یک عدد تسمه استفاده نمائیم بهتر است که این تسمه از بالاجوش شود زیرا در صورتیکه از پائین جوش شود در موقع سفیدکاری مزاحمت ایجاد کرده و مجبور هستیم ضخامت گچ و خاک را در کلیه سطح سقف به اندازه ضخامت تسمه تقویتی افزایش دهیم.

 

جوشکاری

عبارت است از اتصال و یکپارچه کردن به یکدیگر که به کمک حرارت ، با و یا بدون استفاده از فشار و یا مواد پرکننده اضافی برای ذوب فلز مبنا و ماده جوش به کار میرود تا مواد، سیال شده و تداخل آنها عملی گردد ضمناً حرارت، شکل‌پذیری را افزایش داده باعث میشود که حتی در صورت عدم ذوب کامل، سیلان خمیری انجام شود به علاوه حرارت باعث کمک به کنده شدن لایه‌های مواد خارجی از روی اجسام میگردد. معمولترین روش‌های جوشکاری خصوصاً برای جوش فولاد ساختمانی، استفاده از انرژی برق بعنوان منبع حرارتی است. بدین منظور اغلب از قوس الکتریکی استفاده میشود. قوس الکتریکی تشکیل شده از یک تخلیه جریان نسبتاً بزرگ بین الکترود و فلز مبنا که از میان ستونی از مواد گازی یونیزه به نام پلاسما انجام میپذیرد. در جوش قوس الکتریکی عمل ذوب و اتصال با جریان مواد در طول قوس، و بدون اعمال فشار صورت میگیرد. چهار عنصر مهم در جوش قوس الکتریکی عبارتند از الکترود، جریان برق، فلز مبنا و ماده حفاظت کننده.

جوش‌های قوس الکتریکی با الکترود روکشدار یکی از مهمترین،  ساده‌ترین و کارآمدترین جوش‌هایی است که برای فولاد ساختمانی به کار میرود.

حداقل بعد جوش 6 میلیمتر می‌باشد که در هنگام انتخاب جوشکاری، باید دقت کافی به عمل آید بدین صورت که الکترود انتخابی متناسب با جوشکاری بوده و بعد لازم را به راحتی ایجاد نماید همچنین باید توجه نمود تا آمپر دستگاه به نحوی انتخاب گردد که قادر به ذوب نمودن الکترود انتخاب شده باشد.  حداقل قطر الکترود جوشکاری برای فولادهای ساختمانی 4 میلیمتر بوده وباید با بعد مساوی انجام گردد و به اصطلاح زنجیره‌ای باشد. بهتر است تا آنجا که مقدورست جوشکاری روی سطح زمین به طور افقی روی قطعات انجام شود آنگاه قطعه در محل خود نصب شود تا امکان جوش معمولی وجود داشته باشد و از جوش سر بالا تا آنجا که مقدورست اجتناب شود زیرا برای این نوع جوشکاری لازم است از کارگران زبده و ماهر استفاده شود.

 

معایب احتمالی جوش

در صورتیکه روش‌ها و فنون صحیح جوشکاری به کار گرفته نشود ممکن است معایب ذیل رخ دهد.

1-ذوب ناقص:

ذوب ناقص عبارت است از عدم تداخل کامل فلز پایه و فلز جوش مجاور آن نقطه. این عیب ممکن است در اثر تمیز نبودن سطوحی که باید به یکدیگر متصل گردند و پوشیده بودن آنها از گرد و خاک، زنگ زدگی و یا هر عامل دیگر اتفاق بیفتد. علت دیگر وقوع این عیب استفاده از وسائل جوشکاری با شدت جریان کم و بنابراین در رسیدن فلز مبنا به نقطه ذوب آن می‌باشد البته سرعت زیاد جوشکاری نیز درست همین تأثیر را به جا می‌گذارد.

 

2-نفوذ ناکافی:

نفوذ ناکافی بدین معناست که فلز جوش تا عمق کمتری از آنچه مشخص گردیده در داخل شیار پیشروی می‌نماید. این عیب عمدتاً به جوش‌های شیاری نفوذی مربوط میگردد، در صورت طرح نامناسب جوش درزها در رابطه با روش جوشکاری انتخابی، الکترود‌های بزرگتر از اندازه، جریان الکتریکی ناکافی یا سرعت زیاد جوشکاری اتفاق می‌افتد 

3-تخلخل:

تخلخل در صورت ایجاد حفره‌های خالی یا محبوس شدن گازها در فلز جوش هنگام سرد شدن آنها اتفاق می‌افتد. این عیب در صورت استفاده از شدت جریان‌های خیلی زیاد یا طول قوس خیلی بلند پدیدار میگردد تخلخل ممکن است به طور یکنواخت در طول جوش پراکنده گردد یا ممکن است به صورت یک حفره بزرگ در ریشه جوش متمرکز گردد که این امر ناشی از جوشکاری نامناسب و استفاده غیرصحیح از تسمه‌های پشت بند اتفاق می‌افتد.

 

4-گودافتادگی کناره‌جوش:

گودافتادگی به معنای شیار ذوب شده‌ای در فلز مبنا می‌باشد که در انتهای ساق جوش قرار گرفته و به وسیله فلز جوش پر نشده است استفاده از جریان قوی یا طول زیاد ممکن است فلز مبنا را بسوزاند و یا قسمتی از آن را از جای خود جدا کرده شیاری به جای گذارد. این عیب براحتی با چشم قابل مشاهده است و می‌توان آن را با به جا گذاشتن مقدار بیشتری از فلز جوش برطرف نمود.

 

 

5-ترک‌ها:

شکستگی‌های فلز جوش می‌باشند که در اثر تنش‌های داخلی در امتداد یا عمود بر خط جوش بوجود می‌آیند. ترک‌ها همچنین ممکن است از فلز جوش به فلز مبنا امتداد پیدا کند و یا کاملاً در فلز مبنا و در مجاورت خط جوش باشد. ترک‌ها میتوانند زیانبارترین معایب جوش باشند. بعضی ترک‌ها با شروع سخت شدن جوش شکل می‌گیرند. این ترک‌ها در اثر شکنندگی مواد تشکیل دهنده فلز که آهن ترد یا آلیاژهای خارجی می‌باشند تشکیل میگردند گرمایش یکنواخت و سرد شدن آرامتر، از ایجاد ترک‌های داغ جلوگیری به عمل می‌آورد.

توصیه‌های زیر را می‌توان به عنوان خطوط کلی برای دستیابی به یک جوش خوب ساختمانی به کار برد:

الف) از روش‌های صحیح جوشکاری استفاده نمود.

ب) از جوشکارارن ماهر که صلاحیت دارند حتی الامکان استفاده نمود.

ج) از ناظران با صلاحیت که بر سر کار حضور دارند استفاده نمود.

 

 

موانع موجود در سر راه پروژه و راه حلهای آن

یکی از بزرگترین موانعی که این روزها در مسیر ساخت و ساز وجود دارد، کمبود سیمان می‌باشد همانطور که در بخشهای پیشین بیان شد و برای اینکه بتن عملکرد خود را بخوبی انجام دهد، باید سیمان مصرفی خصوصیات مهمی را داشته باشد و برای اجرای هر چه سریعتر پروژه دسترسی به سیمان مورد نیاز میسر باشد.

مشکل دیگری که در ساخت ممکن است ایجاد شود نحوه تولید بتن است با توجه به این مسئله که در کارخانه‌های ساخت بتن نظارت دقیقی صورت نمی‌گیرد و متأسفانه به منظور کسب سود بیشتر بتنهای تولیدی کیفیت مورد نظر را ندارند بهتر است بتن در محل ساخته شود البته با نظارت مستقیم مهندس ناظر یا مهندسی که از جانب مهندس ناظر عهده‌دار نظارت بر کار ساختمان است در این حالت رسیدن به بتن مطلوب امکان‌پذیر می‌گردد که البته در کارگاه مورد بحث از نظر مصرف سیمان برای ساخت بتن شرایط مطلوبی وجود داشت که جا دارد از پیمانکار محترم تشکر و قدردانی گردد.

-یکی از نواقص دیگری مشهود در کارگاه نحوه انبار کردن مصالح  بود بعلت کمی جا، متأسفانه مصالح سنگی را روی سطوح شیبدار انبار کرده بودند که این عمل منجر به جدایی  دانه‌های درشت دانه از دانه‌های ریز می‌شود.

-همچنین استفاده از پیمانکاران مختلف اسکلت کار که بعضاً دارای جوشکارهای ناشی بوده که این مسئله اثرات نامطلوبی روی اتصالات بخصوص جوشهای نامناسب در اجزاء حساس سازه شده است که این امر با مجاب کردن پیمانکار نسبت به استفاده از جوشکاران ماهر مرتفع می‌گردد.

-از دیگر مسائلی که باید به آن توجه کافی مبذول داشت، نحوه نگهداری از میلگردها است میلگردها باید در محلی بدور از رطوبت و ضایعات و رنگ نگهداری شوند چون این عوامل باعث خوردگی و پوسته پوسته شدن سطح آرماتور می‌گردد و هنگامی که در فونداسیون بکار می‌روند دیگر قادر به انجام وظایف خود بطور مطلوب نخواهند بود بدین منظور چند نکته را باید مورد توجه کافی مبذول داشت، نحوه نگهداری از میلگردها است میلگردها باید در محلی بدور از رطوبت و ضایعات و رنگ نگهداری شوند چون این عوامل باعث خوردگی و پوسته پوسته شدن سطح آرماتور می‌گردد و هنگامی که در فونداسیون بکار می‌روند دیگر قادر به انجام وظایف خود بطور مطلوب نخواهند بود بدین منظور چند نکته را باید مورد توجه قرار داد.

 

اجرای ساختمان اسکلت فلزی

 کلیات اجرا

جهت ساخت ساختمانی با مشخصات مشخص بعد از پیاده کردن زمین ( یعنی مرحله گچ و خاک) بایستی اقدام به گودبرداری نمود و بایستی توجه کرد که گودبرداری تا زیر سطح پی انجام شود مرحله بعدی ریختن بتن مگر میباشد که در واقع به منظور آماده ‌سازی سطح زمین جهت پی‌سازی میباشد قدم دیگر برای پی‌سازی قالب بندی میباشد پس از قالب بندی نوبت به آرماتورگذاری می‌رسد ( جهت پی‌ها  و شناژها) اما جهت نصب صفحه ستونها بایستی پس از تراز اولیه آنها اقدام به این کار کرد بتن ریزی پی‌ها و شناژها و همچنین ویبره نمودن آنها مرحله بعدی می‌باشد و همچنین صفحه ستون‌ها نیز هواگیری و تراز مجدد می‌شوند. بعد از ساختن تمامی ستون‌ها نوبت به نصب ستون‌ها میرسد البته باید دقت نمود که کلیه تیرهایی که جهت کلاف کردن ستونها مورد استفاده قرار می‌گیرند قبل از به محل آمدن جرثقیل آماده شوند. ( بعنوان نمونه نبشی زیر سری قبلاً به تیر جوش داده می‌شوند و هنگام نصب فقط اتصال آن به ستون باقی میماند) علت این مسئله هزینه بالای کرایه جرثقیل می‌باشد. پس با این تدبیر از هر گونه اتلاف وقت جلوگیری شده است همچنین نصب ستون‌ها به این صورت میباشد که از 4 نبشی که وظیفه نگهداری اولیه ستون را دارند دو نبشی قبلاً به پای ستون جوش شده‌اند و دو نبشی دیگر هنگام برپا کردن ستون ها به صفحه ستون و ستون جوش می‌شوند و ستون توسط وسیله‌ای به نام شاغول تراز میگردد پس از نصب ستون‌ها بایستی توسط تیرها ، ستونها را به یکدیگر کلاف نمود.

مرحله بعدی تهیه شابلون برای تیرهای لانه زنبوری و ساخت و اتصال آنها به ستون‌ها توسط نبشی می باشد پس از این مرحله مهاربندی اجرا می شود نوع سیستم مهاربندی این پروژه، بادبندهای ضربدری می‌باشد. سپس اسکلت عایق کاری شده و راه پله نیز جهت تسهیل اجرای سقف اجرا میشود نکته مهم در انجام تأسیسات این است که حتماً پس از مرحله گچ و خاک ( نازک کاری) انجام شود.

قبل از شروع هر نوع عملیات ساختمانی باید وضعیت محل ساختمان و وضعیت آن نسبت به خیابان‌های اطراف بررسی شود در صورتی که ساختمان بزرگ باشد پستی و بلندی و سایر عوارض زمین می‌باید توسط مهندسین نقشه‌بردار تعیین گردد همچنین باید محل چاه‌های فاضلاب و چاه ابهای قدیمی که ممکن است در هر زمینی موجود باشد تعیین شده و محل آن نسبت به پی سازی مشخص گردد در صورت لزوم این چاه‌ها با بتن یا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به زمین تعیین شده و نسبت به ریشه کنی آن محل اقدام شود و خاک‌های اضافی به خارج از محوطه انتقال یابد و بالاخره شکل هندسی زمین و زوایای آن کاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.

اولین قدم در اجرای ساختمان پیاده کردن نقشه می‌باشد یعنی انتقال نقشه ساختمان از روی پلان به روی زمین به ابعاد اصلی.

این امر با استفاده از نقشه‌های پی کنی تحقق می‌یابد. در پروژه‌های بزرگ از ضروریات این قسمت حتماً استفاده از دوربین‌های نقشه‌برداری می‌باشد ولی برای پیاده کردن ساختمان‌های معمولی و کوچک از متر و ریسمان بنائی که به آن ریسمان کار هم میگویند استفاده میشود.

بعد از اتمام کار پیاده کرد نقشه و قبل از اقدام به گودبرداری باید حتماً مجدداً اندازه‌های نقشه پیاده شده را کنترل نماییم تا حتی المقدور از وقوع اشتباهات احتمالی جلوگیری شود.

بطور کلی باید همیشه توجه نمود که پیاده کردن نقشه یکی از حساسترین و مهمترین قسمت اجرای یک طرح بوده و کوچکترین اشتباه در آن موجب خسارت‌های فراوان و جبران ناپذیر خواهد شد.

 

رپر

با توجه به اینکه هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمین دارای ارتفاع معینی می‌باشد باید در طول مدت اجرا در هر زمان قابل کنترل باشد برای جلوگیری از اشتباه قطعه بتنی با ابعاد دلخواه ( معمولاً 40*40 با ارتفاع 20 سانتیمتر) در نقطه‌ای دورتر از محل ساختمان می‌سازند بطوریکه در موقع گودبرداری و یا پی کنی به آن آسیب نرسد و در طول مدت ساختمان تمام ارتفاعات را نسبت به آن میسنجند به این قطعه بتنی اصطلاحاً رپر گویند. در بعضی ساختمانهای کوچکتر روی اولین قسمتی که ساخته میشود ( مانند اولین ستون) علامتی میگذارند و بقیه ارتفاعات را نسبت به آن می‌سنجند.

 

گودبرداری

بعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن اقدام به گودبرداری میشود. این عمل چنانچه محل گودبرداری بزرگ نباشد از وسائل معمولی از جمله بیل و کلنگ و فرغون استفاده می‌شود البته این کار تا عمق معینی که عمل پرتاب با بیل به بالا امکان‌پذیر است ( مثلا 2 متر) عمل گودبرداری را ادامه میدهند و بعد از آن پله‌ای ایجاد نموده و خاک حاصله از عمق پائین‌تر را روی پله ایجاد شده ریخته و از روی پله دوباره به خارج متتقل مینمایند برای گودبرداری‌های بزرگتر استفاده از بیل و کلنگ مقرون به صرفه نیست و بهتر است از وسایل مکانیکی مانند لودر و غیره استفاده شود. در این گونه موارد برای خارج کردن خاک از محل گودبرداری و حمل آن به خارج کارگاه معمولاً از سطح شیب‌دار استفاده میشود بدین طریق که در ضمن گودبرداری سطح شیبداری در کنار گودبرداری برای عبور کامیون و غیره ایجاد میگردد که بعد از اتمام کار، این قسمت توسط کارگر برداشته می‌شود.

 

تا چه عمقی گودبرداری را ادامه میدهیم؟

ظاهراً حداکثر عمق مورد نیاز برای گودبرداری تا روی پی می‌باشد به علاوه چند سانتیمتر بیشتر برای فرش کف و عبور لوله‌ها ( در حدود 20 سانتیمتر که 6سانتیمتر برای فرش و 14 سانتیمتر برای عبور لوله) می‌باشد که در این صورت می‌باید محل پی های نقطه‌ای ( منفرد) یا پی‌های نواری و شناژها را با دست خاکبرداری نمود ولی بهتر است که گودبرداری را تا زیر سطح پی ادامه دهیم، زیرا در این صورت قالب‌بندی پی‌ها آزادی عمل بیشتری داشته در نتیجه پی های ما درست‌تر و متناسب ‌تر خواهند بود و در ثانی میتوانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین نخاله‌های ساختمان را در فضای آزاد شده پی‌ها بریزیم که این مطلب از لحاظ پایین آوردن هزینه‌ها مقرون به صرفه است، زیرا معمولاً در موقع گودبرداری کار با ماشین صورت میگیرد در صورتی که برای خارج نمودن نخاله‌ها و خاک حاصل از چاه فاضلاب از محیط کارگاه می‌باید از وسایل دستی استفاده نمائیم که این مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار با ماشین می‌باشد.

 

شیب دیواره‌های محل گودبرداری

برای جلوگیری از ریزش دیواره‌های محل گودبرداری به داخل گود معمولاً دیواره اطراف باید دارای شیب ملایم به سمت خارج گود داشته باشد که با خط عمود زوایه می‌سازد. اندازه این زاویه بستگی به نوع خاک محل گودبرداری دارد که هر قدر خاک محل سست‌تر و ریزشی‌تر باشد اندازه زاویه بزرگتر خواهد شد. البته به این نکته باید توجه داشت که چون فاصله بین دیوار محل گودبرداری و دیوار ساختمانی یعنی همین فاصله که به وسیله زاویه ایجاد میشود می‌باید با مصالح ساختمانی مانند شفته یا بتن مگر و غیره پر شود که این خود مستلزم هزینه می‌باشد هر قدر این زاویه کوچکتر باشد از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه‌تر است.

جهت جلوگیری از پرداخت هزینه بیشتر و عدم انجام کار اضافی در موقع گودبرداری در زمین‌های سست بعضی وقت‌ها در صورت امکان اقدام به ایجاد دیوارهای حائل می‌نمایند. دیوارهای حائل دارای انواع مختلفی میباشند که دیوارهای حائل چوبی و فلزی را میتوان نام برد.

 

 شروع و ختم ساختمان:

معمولاً جهت اجرای ساختمان بایستی با زمان‌بندی مشخص با توجه به نقشه‌های لازم و آماده شده، مسائل اقتصادی و اجرائی و تمام موارد جنبی مبادرت به انجام کار نمود. اکثر اوقات شروع کار با پیگیری مراحل مختلف اجرا و با سرعت بخشیدن در پیشبرد آن و بدون تعطیلی در زمان‌های طویل بنایی ساختمان دنبال شده تا در مدت زمان پیش بینی شده به مراحل پایانی و نهائی ساختمان برسیم.

قبل از شروع یک طرح ساختمانی کوچک و یا بزرگ بایستی مقاومت زمین زیر پی و دیوارها برای طرح مشخص شود تا بتواند بر مبنای آن محل ستون‌ها و دیوارها و در مجموع طرح را به وجود آورد.

معمولاً زمین‌های مرغوب دارای رنگ سبز تیره بوده، دانه‌های خاک متراکم و چسبندگی زیادی را دارا می‌باشد. انواع گوناگون زمین ماسه‌ای، رسی، سنگی مخلوط نامناسب هستند.

اکثر زمین‌های ایران دارای خاکهای رسی می‌باشند. این زمین‌ها دارای مقاومت بوده و چنانچه علاوه بر خاک ریز دانه و درشت در آنها وجود داشته باشد قابل اطمینان خواهد بود.

بطور کلی زمین دارای لایه‌ها و مواد متشکله مختلفی می‌باشد که با توجه به اهمیت طرح بایستی در قشرهای متعدد مورد ازمایش قرار گیرد در بناهای معمولی با چاه کنی و خروج لایه‌های خاک از نوع زمین مطلع میشویم ، اما جهت احداث بناهای مرتفع بوسیله گمانه زدن از لایه‌های مختلف خاک آن را مورد آزمایشات گوناگون قرار داده تا با اطمینان کافی مراحل مختلف پی‌سازی و احداث بنا انجام گیرد.

 

مطالعات تحت الارضی

کسب اطلاعات اولیه: این مرحله شامل جمع‌آوری اطلاعاتی درباره سازه مورد ساخت و استفاده عمومی از آن و شناسائی کل ظاهری منطقه است. در خصوص  ساختمان‌های معمولی، بار تقریبی و فواصل ستون‌ها محدودیت‌های آئین‌نامه های ملی و محلی باید معلوم باشد.

اما اطلاعات کلی در مورد خاک منطقه و نقاط مجاور آن را می‌توان از منابع زیر تهیه کرد:

1-نقشه‌های زمین شناسی که از طرف سازمان زمین‌شناسی منتشر میشود.

2-گزارش‌های زمین‌شناسی و ژئوتکنیک که برای تأسیسات نزدیک به منطقه مورد نظر تهیه شده است.

بازدیدمحلی: هدف از بازدید کسب اطلاعات زیر است.

1-توپوگرافی عمومی منطقه ترانشه‌های زهکشی، وجود خاک دستی، بررسی وضعیت ترکها و ناپایداری احتمالی در شیب‌ها، بررسی خاصیت تورم خاک و سایر عوامل از این دست.

2-بررسی لایه‌بندی خاک به وسیله رخنمونها و یا ترانشه‌ها مصنوعی که ممکن است در آن حوالی باشد.

3-با بررسی تراز آب در چاه‌های موجود در منطقه میتوان تراز آب زیرزمینی را تعیین کرد.

4-بررسی شالوده‌های ساختمان‌های اطراف و عملکرد آنها، اطلاعات مفیدی برای تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب نوع شالوده ساختمان مورد نظر بدست می‌دهد.

5-با مطالعه گزارش آزمایشگاه مکانیک خاک انجام شده برای ساختمانهای مجاور اطلاعات مفیدی از وضعیت خاک‌های تحت الارضی میدهد.

6-احداث چند چاهک در حین بازدید محلی، کمک بزرگی در طرح ریزی عملیات شناسائی خواهد بود.

 

شالوده‌ها

قسمتی از سازه است که غالباً پایین تر از سطح زمین قرار می‌گیرد و نیروهای ناشی از سازه را به پی – خاک یا بستر سنگی – انتقال میدهد.

تقریباً تمامی خاک‌ها به علت تأثیر نیرو به مقدار قابل توجهی فشرده میشوند که این مسئله باعث نشست سازه متکی بر آن میگردد. دو شرط اساسی باید رعایت گردد تا در هنگام اجرا مشکلی پیش نیاید.

1-نشست کلی سازه باید به مقدار قابل قبولی کوچک و محدود باشد.

2-تا حد امکان قسمت‌های مختلف سازه نباید نشست‌های نامساوی داشته باشند.

مراحل اجرای شالوده به شرح زیر می‌باشد:

1-ابتدا محل احداث پی خاکبرداری می‌شود.

2-با بتن مگر سطح رویه خاک تراز میگردد.

3- آرماتورها براساس نقشه‌های اجرائی شبکه‌بندی می‌شوند.

4-پس از حصول اطمینان قالب‌بندی می‌شود.

5-بتن ریزی صورت میگیرد.

عوامل مؤثر در طراحی شالوده‌های بتن مسلح:

در حالت معمولی، بار ستون یا دیوار به طور قائم به شالوده وارد می‌شود که این نیرو با فشار رو به بالای عکس العمل زمین خنثی میگردد، اگر بار ناشی از ستون بر مرکز هندسی سطح تماس شالوده شود، توزیع فشار تماسی به صورت یکنواخت فرض می‌شود.

البته توزیع واقعی یکنواخت نیست، در صورتی که شالوده در روی خاک درشت دانه قرار داشته باشد، فشار در مرکز شالوده بزرگتر و در محیط خارجی آن کوچکترست. این پدیده ناشی از حرکت جزئی دانه‌های خاک واقع در اطراف شالوده به سمت خارج می‌باشد. در نتیجه فشار در مرکز شالوده متمرکز میگردد. در مقابل در مورد خاکهای رسی، موضوع عکس است بدین معنی که در لبه‌های شالوده فشار زیادتر از مرکز است علت آن است که در خاکهای رسی با ایجاد مقاومت برشی در اطراف محیط شالوده مینماید که باعث افزایش فشار در لبه‌ها میگردد.

 

پی‌سازی در ساختمان‌های فلزی:

در ساختمان‌های فلزی بیشتر از پی منفرد استفاده میشود و در ساختمانهای بسیار سنگین و همچنین زمین‌های سست از پی‌های گسترده هم استفاده میکنند. پی‌های منفرد برای ساختمانهایی که بار آن به صورت متمرکز به زمین منتقل میشود ساخته میگردد.

لایه‌های پی‌های منفرد به شرح ذیل است:

1-زمین مناسب

2-بتن مگر

3-میلگردهای کف پی

4-بتن اصلی

5-صفحه زیر ستون با میلگردهای ریشه

پی‌های تکی با ابعادی که توسط مهندسین محاسب با توجه به قدرت مجاز تحملی زمین و بار ستون تعیین میگردد ساخته میشود. این گونه پی‌ها را اغلب با بتن مسلح میسازند اما بتن مسلح بتنی است که داخل آن قطعات فولادی بکار رفته باشد که این قطعات عموماً میلگرد آجدار میباشند.

 

 

 

1-زمین مناسب:

زمینی جهت پی‌سازی مناسب است که تنش مجاز آن توان تحمل وزن ساختمان را داشته باشد. در سازه‌های حجیم این قدرت مجاز توسط ازمایشات مکانیک خاک و در سازه‌های کوچک این تنش مجاز توسط آزمایشات محلی تعیین میشود. در هر حال در موقع پی‌سازی باید سطح زیر پی کاملاً صاف و تقریباً تراز باشد و عاری از خاشاک و یا هر نوع عوامل خارجی باشد و باید پی‌سازی مستقیماً از روی خاک طبیعی شروع شود.

  

2-بتن مگر:

بتن مگر که به آن بتن لاغر یا بتن کم سیمان هم میگویند اولین قشر پی‌سازی در پی‌های منفرد می‌باشد. مقدار سیمان در بتن مگر در حدود 100 الی 150 کیلوگرم در مترمکعب است در پی‌های نقطه‌ای بتن مگر به دو دلیل استفاده میشود:

الف) جلوگیری از تماس مستقیم با خاک

برای رگلاژ پی و ایجاد سطحی صاف جهت ادامه پی سازی

ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتیمتر می‌باشد و معمولاً قالب بندی از روی بتن مگر شروع میشود.

 

3-میلگردهای کف پی:

فولاد آلیاژی است که از دو عنصر اصلی آهن و کربن و عناصر فرعی دیگر تشکیل گردیده است مقدار کربن این آلیاژ بر حب نوع فولاد آن از 2/0 تا 6/0 درصد در آهن متغییر می باشد. در بتن فولاد به صورت میلگردهای ساده و یا میلگردهای آجدار مصرف میشود. میلگرد را با قطر آن میخوانند. در سیستم متریک با قطرهای زوج در ایران موجود است. تارهای کششی در پی های منفرد در کف پی بوده و میلگردها را در دو جهت به صورت مشبک ( در حدود 5 سانتیمتر بالاتر از کف) روی بتن مگر قرار میدهند. این آرماتورهای شبکه‌ای را که از قبل به اندازه متناسب ( در حدود 5 سانتیمتر کوچکتر از ابعاد پی، 5 و 2 سانتیمتر از هر طرف) بافته شده است در کف پی قرار میدهند که در موقع بتن‌ریزی این شبکه کاملاً در بتن غرق می‌شود یا میتوان ابتدا در حدود 5 سانتیمتر در کف پی بتن ریخت و بعد این آرماتور را روی آن قرار داد و بتن ریزی را تا ضخامت تعیین شده در نقشه ادامه داد ولی این کار همیشه ممکن نیست زیرا اغلب مواقع وجود شبکه‌های شناژ مانع این کار میگردد. محل برخورد آرماتورهای چپ و راست را باید با مفتول‌های غیرفلزی 3 یا 4 به هم متصل نمود. باید توجه داشت که سر کلیه آرماتورها به صورت چنگک خم شده و یا به صورت گونیا برگردانده شود.

باید دقت شود که کلیه محلهای برخورد میلگردهای چپ و راست با مفتول بسته شود طول و شعاع خم نسبت به نمره میلگردهای مختلف متفاوت است و طبق آئین نامه و محاسبه برای میلگردهای مختلف تعیین میشود باید توجه داشت که هیچ وقت میلگردهایی که در داخل بتن قرار میگیرند نباید رنگ‌آمیزی شده و یا به روغن آعشته شود زیرا در این صورت مانع چسبندگی بتن و فولاد میشود.

باید دقت نمود میلگردهای مصرفی صاف و بدون انحنای موضعی باشند اما فاصله میلگردها باید یکنواخت باشد بطوریکه بزرگترین دانه بتن براحتی از آن عبور کند.

 

4-بتن اصلی:

ابتدا به بررسی خصوصیات مواد تشکیل دهنده بتن می‌پردازیم

الف) سیمان: سیمان در لغت به معنای خرده سنگ می‌باشد. شخصی به نام «جوزف اسپیدن» که از اهالی شهر لیدز انگلیس بود، سیمان پرتلند را در سال 1824 کشف نمود و چون رنگ آن بعد از خشک شدن به رنگ سنگهای ساحلی جزیره پرتلند بود به نام سیمان پرتلند معروف گردید.

سیمان ماده چسبنده خاکستری رنگی است که متشکل از مواد آهکی نظیر سنگ آهک یا گچ و مواد شامل اکسیدهای سیلیسیم و آلومینیم یعنی رسها  و شیل‌ها می‌باشد، که در مجاورت اب و هوا و بعضی از انواع خاص آن بدون مجاورت هوا در اثر فعل و انفعالات پیچیده شیمیایی سخت گشته و قطعات خرده سنگ مجاور خود را به یکدیگر می‌چسباند.

 

  انواع سیمان پرتلند:

مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران سیمان پرتلند را به 5 نوع زیر تقسیم می‌نماید:

1-تیپ یک: سیمان معمولی بوده و برای کلیه ساختمانهای بتن آرمه نظیر پل، تونل، کانالهای آب و ... می‌توان استفاده نمود به شرط آنکه سازه مورد نظر به هیچ عنوان تحت حمله سولفاتها قرار نگیرد این سیمان دارای مرغوبیت بالای بوده و امروزه در مقیاس وسیعی در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2-سیمان تیپ دو: این سیمان در مواقعی که حمله نسبتاً کم سولفاتها موجود است مثل ساختن کانالهای فاضلاب استفاده می‌شود.

3-سیمان تیپ سه: این سیمان زودگیر بوده و مقاومت آن به سرعت افزایش می‌یابد این خاصیت به علت ریزی‌دانه‌ها می‌باشد این سیمان به علت تولید حرارت بالا بایستی در بتن ریزیهای حجیم و قطعات بزرگ تنی استفاده نشود.

 

4-سیمان تیپ چهار: این سیمان که به نام سیمان پرتلند با حرارت زایی کم نیز نامیده می‌شود، به علت ایجاد کمترین حرارت هیدراتاسیون در بتن ریزیهای حجیم همانند سدها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

5-سیمان تیپ پنج: این سیمان به سیمان ضد سولفات معروف است و فقط زمانی که بتن در معرض حمله شدید سولفاتها قرار گرفته باشد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

 

سلامت سیمان

خمیر سیمان بایستی بعد از گرفتن، تغییر حجم عمده‌ای پیدا نکند این تغییر حجم غالباً ناشی از فعل و انفعالات  آهک و منیزیم آزاد و سولفات کلسیم می‌باشد. سیمانی که دارای انبساط قابل ملاحظه باشد سیمان ناسالم نامیده می‌شود.

 

انبار کردن سیمان

در هنگام انبار کردن سیمان باید دقت شود که رطوبت هوا و زمین باعث فاسد شدن سیمان نگردد برای جلوگیری از خراب شدن سیمان در انبار بایستی آن را روی قطعات تخته‌ای که با زمین در حدود 10 الی 12 سانتیمتر فاصله دارد قرار داد.

تعداد کیسه‌هایی که روی هم قرار می‌گیرند نباید از 10 الی 12 کیسه بیشتر گردد، چون در صورت زیاد بودن تعداد کیسه‌های روی هم در اثر فشار کیسه‌های فوقانی، سیمان موجود در کیسه‌های پایین تر سخت شده و غیرقابل مصرف می‌گردد برای انبار کردن سیمان در مدت زمان طولانی باید کیسه‌های سیمان از دیواره‌های خارجی انبار فاصله داشته و روی آن را با ورقه‌های پلاستیکی پوشاند.

توجه: چنانچه سیمان بطور صحیح انبار گردد می‌توان حتی تا یک سال بعد نیز از آن در کارگاه استفاده نمود و فقط ممکن است زمان گیرش آن قدری به تأخیر بیافتد ولی اثری در مقاومت 28 روزه آن نخواهد داشت.

ب) آب

یکی از مواد تشکیل دهنده بتن آب می باشد که به منظور ترکیب شیمیایی با سیمان و همچنین شکل‌پذیر نمودن بتن بکار می‌رود کیفیت آب در بتن از سه جهت عمده زیر مورد اهمیت می‌باشد.

1-ناخالصی‌های موجود در آب ممکن است در گیرش سیمان اثر گذاشته و موجب بوجود آمدن اختلالاتی گردد.

2-روی مقاومت بتن اثر نامطلوب می‌گذارد

3-سبب بروز لکه‌هایی در سطح بتن و همچنین زنگ زدن آرماتور می‌شود که برای جلوگیری از عوامل فوق باید برای ساخت و عمل آوردن بتن از آب مناسب استفاده نمود.

 

ج) سنگ دانه‌ها

مصالح سنگی و سنگ دانه‌ها در حدود 60 تا 75 درصد حجم بتن را تشکیل می‌دهند به همین جهت نقش عمده‌ای در رفتار بتن خواهند داشت. دانه‌های سنگی تا بزرگی 5 میلی‌متر را ماسه و از 5 میلی‌متر بزرگتر را شن می‌گویند از لحاظ اقتصادی مصرف بیشتر سنگ دانه‌ها در بتن با صرفه خواهد بود، زیرا باعث کاهش مصرف سیمان در بتن می‌شود البته این ارزش اقتصادی باید با خواص خواسته شده از بتن نیز در تعادل باشد.

 

انواع منابع شن و ماسه

ارزانترین و راحترین منبع تهیه شن و ماسه بستر رودخانه‌ها می‌باشد که از آن شن و ماسه طبیعی بدست می‌آید به علت سطوح صافی که مصالح سنگی رودخانه دارد در موقع بتن ریزی دانه‌ها روی هم غلتیده و بهتر جابجا می‌گردند حالت دیگر شکستن و خرد نمودن سنگهای درست به وسیله سنگ شکن و سپس الک نمودن خرده سنگها و تهیه شن و ماسه می‌باشد که به شن و ماسه شکسته معروف می‌باشد.

هر چه شکل سنگ دانه‌ها به کره نزدیکتر باشد برای مصرف در بتن مناسبتر است سنگ دانه‌های دراز به علت آنکه زودتر از سایر سنگ دانه‌ها می شکنند نامطلوب می‌باشند سنگ‌دانه‌های پولکی نیز باعث ایجاد حبابهای هوا در بتن گشته که باعث ایجاد تخلخل در بتن می‌گردد.

توجه 1: سنگ دانه‌ها نباید از خود واکنش قلیایی نشان دهند، زیرا این امر می‌تواند باعث انبساط غیرعادی، ایجاد ترکهای ریزسطحی و بیرون پریدگی در بتن شود.

اجرای ساختمان اسکلت فلزی

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشگاه آزاد اسلامی

واحداسلام آباد

 

 

 

گزارش کارآموزی

 

موضوع:

 

اجرای ساختمان اسکلت فلزی

 

 

استاد راهنما:

 

 جناب اقای مهندس زرافشانی

 

                                                  دانشجو:

 

 سهیل عمرانی

 

 

 

زمستان89

 

فهرست مطالب

 

پیشگفتار

 

مطالعات و پژوهش

 

معرفی پروژه

 

خلاصه کارآموزی

 

عکس

 

 

 

روند کلی پیشرفت یک پروژه ساختمانی شامل 3 قسمت ( فاز) به شرح زیر می‌باشد:

فاز 1:

 

 الف) مطالعات

ب) تهیه نقشه‌های معماری

فاز2:

 الف)تهیه نقشه‌های اجرائی سازه

ب) متره و برآورد

فاز3:

 الف) اجرا

ب) نظارت

 

 

 

  انواع شرکت‌های ساختمانی:

1-    شرکت‌های پیمانکاری:

مسئولیت این نوع شرکت‌ها اجرای پروژه‌های عمرانی می‌باشد که براساس رتبه‌بندی سازمان برنامه و بودجه به آنها کار ارجاع میگردد.

نحوه رتبه‌بندی این نوع شرکت‌ها بستگی به پرسنل فنی، ماشین آلات و سابقه اجرایی آنها دارد. حق الزحمه این نوع شرکت‌ها براساس صورت وضعیت هایی می‌باشد که بنا به پیشرفت پروژه از طرف کارفرما پرداخت میگردد.

 

2-شرکت‌های مشاوره‌ای:

شرکت‌های مهندسین مشاور مسئولیت انجام فاز 1 و 2 پروژه‌های عمرانی را برعهده دارند. رتبه‌بندی این نوع شرکت‌ها بستگی به پرسنل فنی و سوابق آنها دارد.

نحوه دریافت حق الزحمه این نوع شرکت‌ها درصدی از هزینه اجرایی پروژه می‌باشد که براساس جداول سازمان برنامه و بودجه در فازهای مختلف به آنها پرداخت میگردد.

 

 

 

 

 شرایط عمومی پیمان

شرکت‌های پیمانکاری و همچنین کارفرمایان ، متعهد به اجرای مفاد شرایط عمومی پیمان به شرح ذیل می‌باشند.

فصل اول: شامل تعریف پیمان، کارفرما، پیمانکار، دستگاه نظارت، ناظر مقیم، رئیس کارگاه، مبلغ پیمان و مدت پیمان می‌باشد.

 

فصل دوم:

تعهدات پیمانکار که عبارتند از : تهیه افراد متخصص، کارگران ماهر، پیاده کردن نقشه، حفاظت از تأسیسات و تهیه مصالح، تدارکات، حفاظت از کارگاه ، بیمه پرسنل و ...

فصل سوم:

شامل تحویل کارگاه و زمین مربوطه به پیمانکار می‌باشد.

 

فصل چهارم: این فصل مربوط به امور مالی می‌باشد از قبیل ضمانت‌نامه‌ها، کسورات، صورت وضعیتها، پیش پرداخت، تحویل موقت و تحویل قطعی است.

 

فصل پنجم:

شامل فصل و ختم قرارداد، جرائم، حل اختلاف و حوادث قهری است.

 

نحوه اجرای پروژه‌های عمرانی:

کارهای ساختمانی به دو صورت امانی و پیمانی اجرا میگردد.که شرح ان در ذیل میاید.

1-امانی:

هرگاه کارفرما خود توانائی اجرای پروژه عمرانی را داشته باشد و از لحاظ پرسنل فنی، ماشین آلات و مصالح ساختمانی خودکفا باشد می‌تواند راساً اقدام به اجرای پروژه نماید.

بدیهی است که چنین دستگاه یا مؤسساتی بندرت وجود دارند.

 

2-پیمانی:

هرگاه کارفرما امکانات لازم برای اجرای پروژه‌ها را نداشته باشد کارهای ساختمانی را از طریق پیمانکاران به انجام میرساند.

لذا در این صورت کلیه مسئولیت‌ها از قبیل تهیه پرسنل، ماشین‌آلات و مصالح ساختمانی همگی به عهده پیمانکار است.

اکثر قریب اتفاق پروژه‌های عمرانی بدین نحو اجرا میگردد.

 

  انواع قراردادها:

قراردادهای ساختمانی به سه دسته به شرح زیر تقسیم میگردند:

1-قرارداد براساس فهرست بها

در این نوع پیمان مسئولیت کلیه کارهای اجرائی به عهده پیمانکار بوده و هزینه ساختمان توسط فهرست بها برآورد میگردد و پیمانکار دستمزد عملیات ساختمانی را از طریق صورت وضعیت و بر مبنای قیمتهای فهرست بها دریافت میکند چنانچه گفته شد در این روش تمام مسئولیت‌ها با پیمانکار می‌باشد.

 

2-قرارداد براساس مترمربع زیربنا:

در این نوع پیمان نیز کلیه مسئولیت‌ها بعهده پیمانکار می‌باشد و قیمت‌ها به صورت ثابت براساس مترمربع زیربنا مشخص میگردد.

البته مزد پیمانکار براساس پیشرفت پروژه و طی اقساط متفاوتی پرداخت میگردد.

 

3-پیمان مدیریت:

در این نوع قرارداد مسئولیت تهیه پرسنل فنی و مدیریتی بعهده پیمانکار بوده و سایر مسئولیت‌ها از قبیل تهیه پرسنل اجرا، ماشین آلات و مصالح همگی بعهده کارفرما و با نظر پیمانکار صورت می‌پذیرد.

بدیهی است در این نوع قرارداد اطمینان متقابل بین کارفرما و پیمانکار می‌باید وجود داشته باشد. دستمزد پیمانکار درصدی از هزینه اجرایی پروژه است بعنوان نمونه 5-10 درصد کل هزینه اجرایی بوده که به صورت اقساط پرداخت میگردد.

 

انواع تحویل پروژه‌های عمرانی

1-تحویل موقت: هرگاه عملیات ساختمانی به اتمام برسدو یا حداقل 97% کارها تمام شود، پیمانکار می‌تواند کتباً درخواست تحویل موقت بنماید  و3% باقیمانده نباید مانع از بهره برداری پروژه گردد کمیسیونی مرکّب از نمایندگان کارفرما، پیمانکار، مشاور و دستگاه نظارت تشکیل می‌گردد و طی بازرسی از پروژه چنانچه نقصی مشاهده ننمایند طی صورت جلسه‌ای کار را تحویل موقت می‌گیرند ولی اگر پروژه دارای نواقصی باشد طی صورت جلسه‌ای به پیمانکار اعلام می‌شود که ظرف مدت 15 روز پیمانکار موظف به رفع نواقص می‌باشد و مجدداً پس از بررسی ، کار تحویل موقت گرفته می‌شود.

 

2-تحویل قطعی: پس از گذشت مدت یک سال و 4 فصل مختلف که از ساختمان بهره‌برداری شده است مجدداً به درخواست پیمانکار همان کمیسیون فوق برای  تحویل قطعی پروژه ساختمان را مورد بررسی قرار میدهد بدیهی است که با گذشت یک سال و فصول مختلف هرگونه ایراد درونی ساختمان همانند فونداسیون، ستون‌ها، سقف‌ها و پشت بام و غیره اشکالات خود را بروز می‌دهند و اگر نقصی مشاهده شود پیمانکار موظف است ظرف مدت 15 روز نسبت به رفع آن اقدام نماید و اگر این کار را نکند کارفرما خود راساً از محل 5% ضمانت پیمانکار که نزد کارفرما تا تحویل قطعی باقی می‌ماند نسبت به رفع نقص اقدام می‌نماید.

البته باید متذکر گردید که نواقصی همچون گرفتگی لوله‌ها، شکستن در و پنجره و غیره که در اثر بهره‌برداری نامناسب بوجود آمده باشد بعهده پیمانکار نبوده و مسئول دستگاه بهره‌برداری می‌باشد.

پس از تحویل قطعی کلیه ضمانت‌های پیمانکار آزاد گشته و قرار داد تصفیه میگردد.

 

 انواع صورت وضعیت

 

1-    صورت وضعیت موقت:

بطور کلی می‌توان چنین تعریف نمود که هزینه اجرایی و سود پیمانکار توسط صورت وضعیت‌هایی که در اثر پیشرفت عملیات ساختمانی از طرف پیمانکار تهیه و در اختیار کارفرما قرار میگیرد و کارفرما پس از بررسی و تأیید دستگاه نظارت مبلغ آن را به پیمانکار میپردازدتامین میشود.

گاهی اوقات صورت وضعیت موقت به طور خیلی دقیق بررسی نمی‌گردد و مبلغ آن به صورت علی الحساب پرداخت میگردد.

 

2- صورت وضعیت قطعی:

پس از تحویل موقت پروژه صورت وضعیت قطعی توسط پیمانکار از کلیه کارهای پروژه تهیه میشود و در اختیار کارفرما قرار میگیرد که پس از بررسی دقیق و تأیید دستگاه نظارت کارفرما مبلغ آن را پرداخت نموده و پروژه پایان می‌یابد.

معمولاً 5 درصد از مبلغ صورت وضعیت نهایی بعنوان حسن انجام کار توسط کارفرما باقی می‌ماند که البته در ازای مبلغ فوق میتوان ضمانت نامه بانکی یا اسناد تعهدآور دیگر قرار داد.پس از گذشت یکسال از بهره‌برداری ساختمان چنانچه نقصی مشاهده نشود ضمانت‌نامه‌های پیمانکار آزاد گشته و قرارداد تصفیه میگردد.

 

 

تاریخچه سازه‌های فولادی

 

استفاده از فلز بعنوان مصالح به ساخت یک پل قوسی در انگلستان به دهانه 30 متر با استفاده از اعضای چدنی بین سالهای 1777 تا 1779 برمیگردد. حدوداً از سال 1840 بتدریج آهن کم کربن ( چکش خوار) جایگزین چدن معمولی در امور ساختمانی شد.

با تولید و نورد نیمرخهای مختلف از جنس چدن و آهن کم کربن استفاده از این دو فلز، گسترش بیشتری یافت. نورد میلگردها در سال 1780 و نورد ریلها در سال 1820 شروع شد که نهایتاً به نورد نیمرخ‌هایی به اشکال امروزی در سال 1870 انجامید. در حال حاضر فولاد از عمده‌ترین مصالح ساختمانی میباشد که با تنشهای جاری شدن متغیر بین 2400 تا 7000 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع به منظورهای مختلف تولید میشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی پروژه:

این پروژه شامل یک ساختمان مسکونی به صورت اسکلت فلزی می‌باشد.

 

موقعیت پروژه:

کرمانشاه شهرک پردیس

 

مزایای ساختمان‌های فولادی:

1-اجرای این ساختمان‌ها خیلی سریع پیشرفت می‌کند در صورتیکه برای ساختن ساختمان‌های بتنی زمان بیشتری مورد نیاز است.

2-ستون‌ها و قطعات باربر ساختمان‌های فلزی فضای کمتری را اشغال می‌نمایند و این خود باعث بوجود آمدن سطح مفید زیادتر در ساختمانهای فلزی میگردد ، در صورتیکه برای ساختن ساختمان‌های بتنی ناچار به ایجاد و ساختن دیوارها و ستون‌های قطورتر می‌باشیم.

3-ساخت قطعات ساختمان‌های فلزی در خارج از محوطه کارگاه ( مثلاً در کارخانه‌های فلز کاری) ممکن بوده و این خود از لحاظ دقت کار و کیفیت بهتر قطعات و نیز از لحاظ اقتصادی به صرفه می‌باشد.

4-ساختن ساختمان‌های فلزی ( البته فقط در قسمت فلز کاری) کمتر تابع آب و هوا و عوامل جوی می‌باشد در صورتیکه ادامه کار ساختمان های بتنی در هوای زیر صفر امکانپذیر نیست.

5-امکان تقویت ساختمان و ایجاد تغییرات در اسکلت بعضی قسمت‌های آن بعد از اتمام کار و بالاخره امکان نزدیک بودن فرضیات با عمل در ساختمان‌های فلزی از مزایای آن میباشد زیرا برخی از فرضیاتی که در ساختمان‌های بتنی مورد استفاده قرار میدهیم به سختی با عمل انطباق دارند از جمله همگن بودن بتن و فولاد و مساوی بودن تنش و کرنش این دو ماده که عملاً همگن نمی‌باشد ولی در ساختمان های فلزی چون از یک ماده استفاده می‌نمائیم فرضیات به عمل نزدیکترست.

 

معایب ساختمان‌های فولادی

1-این نوع ساختمان‌ها در مقابل آتش سوزی بسیار ضعیف بوده و با کوچکترین حریقی که در کنار ستون ایجاد شود فوری فولاد گداخته شده و در مقابل بار وارد کمانش کرده و بسرعت ممان‌های موجود در قطعات افزایش یافته و ساختمان تخریب میشود به همین علت است که در بعضی از کشورها سازندگان ساختمانهای فلزی مجبور هستند برای ساختمان خود پله‌های بتنی ایجاد نمایند تا در موقع آتش سوزی ساکنان ساختمان بتوانند خود را نجات دهند.

2-ساختمانهای فلزی در مقابل عوامل جوی و خورندگی بسیار ضعیف بوده و به همین علت دارای عمر کوتاهتری می‌باشند.

3-به علت نازکی دیوارها در مقابل حرارت و صوت عایق نیستند.

4-در ساختمان‌های بتنی سرمایة کار در قسمت اسکلت سازی بتدریج در کار تزریق میشود حال آنکه در ساختمانهای فولادی این کار یکباره، صورت میگیرد که این در واقع از لحاظ سرمایه‌گذاری و مدیریت پروژه جزو معایب سازه‌های فولادی به احتساب می‌آید.

 

کاربری ساختمان

مسلماً هر بنائی برای کاربری خاصی احداث میشود و نمی‌توان از یک بنای معین جهت کاربری‌های متعدد استفاده نمود چرا که اگر بعنوان مثال از یک واحد مسکونی بجای یک واحد کوچک اداری و یا درمانی و یا مواردی مشابه استفاده شود به لحاظ رفت و آمدهای فراوان و استفاده مکرر از راهرو، اطاقها، سرویسها و آبریزها ضایعات پیش بینی نشده‌ای در کوتاه مدت به کل بنا وارد میشود، مثال بارز این موضوع دانشکده‌های دانشگاه آزاد اسلامی است که ساختمان مسکونی را تبدیل به فضاهای آموزشی کرده‌اند.

 

خلاصه‌ای در مورد بتن:

شروع قرن نوزدهم همراه با کشف سیمان و سپس تولید بتن تحول شگرفی در اجرای طرحهای مختلف عمرانی بوجود آورده بتن در واقع سنگی است که از ترکیب سیمان، شن، ماسه و آب متناسبی که در درون قالب با شکل و ابعاد مورد نظر بدست می‌آید.

توده اصلی بتن، سنگدانه ةای درشت و ریز می‌باشد و فعل و انفعالات شیمیایی بین سیمان و آب که به صورت شیره‌ای اطراف سنگدانه‌ها را می‌پوشاند، باعث یکپارچگی و چسبیدن سنگدانه‌ها به یکدیگر میشود.

مهمترین خصوصیات بتن مقاومت آن در مقابل تنشهای فشاری می‌باشد. از دیگر خصوصیات قابل ذکر بتن میتوان به موارد ذیل اشاره کرد.

     مقاومت خوب در مقابل آتش سوزی

     عایق صوت و حرارت

     عمر بالا و دوام

البته لازمه رسیدن به هر کدام از موارد فوق الذکر این است که در هنگام تهیه بتن و عمل آوری آن و زمان گیرش آن مراقبت‌های لازم صورت پذیرد.

مهمترین صفت بتن، کمبود تاب کششی آن است که برای حل این مسئله به دو روش زیر عمل میشود:

1-تسلیح بتن برای تحمل تنشهای کششی

2-ایجاد پیش تنیدگی در بتن برای جبران تنشهای کششی که در مرحله اجرا در آن ایجاد خواهد شد.

در هر روش از میلگردهای آجدار که چسبندگی خوبی با بتن و ضریب انبساطی تقریباً یکسانی دارد استفاده میشود.

فرق اساسی بتن آرمه و بتن پیش تنیده در آن است که بتن آرمه، فولاد و بتن هنگام ساخت به طور ساده در کنار هم قرار می‌گیرند و تنش در هر دو منطقه کششی مقطع، از نوع کشش است، در حالیکه در بتن پیش تنیده یک نوع اتحاد فعال بین آنها وجود دارد، به این ترتیب که ابتدا فولاد توسط جک‌های هیدرولیکی بسیار قوی کشیده می‌شود و پس از ایجاد پیوستگی کامل بین بتن و فولاد به آرامی رها می‌گردد و بتن را تحت تنش فشاری قرار میدهد. در مرحله بهره‌برداری، تنش فولاد از نوع کشش و تنش بتن از نوع فشار میباشد.

یکی از مشکلات بتن آرمه ایجاد و توسعه ترک است. علت این مورد بخاطر این است که افزایش طول فولاد در مرحله بهره‌برداری ملزم به ایجاد ترک می باشد. با افزایش تنش کششی در فولاد عرض ترک‌ها زیادتر خواهد شد. اگر عرض ترک‌ها محدود نشود، روی پایایی سازه‌ها اثرات نامطلوبی میگذارد لذا در اجرا برای جلوگیری از این مشکل طول نسبی فولاد را محدود می‌نمایند و چون اساس کشسانی فولاد نسبت تنش به کرنش برای انواع مختلف آن مقادیر ثابتی دارد، لذا با محدود کردن تنش فولاد، عرض ترکها به مقادیر پیش بینی شده‌ای محدود خواهند شد به همین سبب هیچ وقت در کارگاههای معمولی از میلگرد با تنش بیشتر از (5000 کیلوگرم بر سانتی‌مترمربع) استفاده نمیشود. طبق آیین نامه.

 

 

 

 

 

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

کرمانشاه

غار جوجو

ارتفاعات پراو

قلعه شاهين

١٨ کيلومتري جاده کرمانشاه - قصر شيرين

قلعه گه

مسير جاده کرمانشاه - کرند

قلعه خاموش

مسيرجاده کرمانشاه - ريجاب

کاروانسراي ماهيدشت

ماهيدشت

پل ماهيدشت

جاده کرمانشاه - قصر شيرين

مسجد جامع

کرمانشاه

مسجد حاج شهباز خان

کرمانشاه

مسجد دولتشاه

کرمانشاه

مسجد شاهزاده

کرمانشاه

مسجد عماد الدوله

کرمانشاه

مسجد معتمد

کرمانشاه

مسجد فيض آباد

کرمانشاه

تکيه معاون الملک

کرمانشاه

 

صحنه

 

غار حاجي

روستاي کله جوب دينور

غار سيد شهاب

روستاي ميانراهان دينور

قلعه هژير

١٨ کيلومتري شمال غرب صحنه

قلعه مروان

کندوله دينور

حمام پاچمن

صحنه

پل خسروي

راه قديمي دينور به صحنه

پل آجري ميان راهان

٢٢ کيلومتري شمال غرب صحنه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

 

پل نوژي وان

روستاي بخوران چمچال - غرب صحنه

مقبره صخره اي کيکاووس

شمال شهر صحنه

امام زاده عباسعلي

دينور

امام زاده محمود

دينور

زيارتگاه شوق علي

ناحيه دربند

زيارتگاه تخت تيمور

ناحيه دربند

امام زاده پير کتان

محمود آباد دينور

بقعه نور بخش

کندوله دينور

امام زاده سيد ابراهيم

پريان - کندوله

امام زاده سيد جلال الدين 

٦ کيلومتري شمال کندوله

 

سنقر و کليايي

 

غارهاي آوه زا و کبوتر

جاده سنقر - کرمانشاه

چشمه بزه رود

روستاي بزه رئد - جنوب شرق سنقر

گور دخمه دربند

شهر سنقر

 

کنگاور

 

چشمه عبدل

شمال کنگاور

چشمه هندي آباد

شمال شرق کنگاور

چشمه صيفور

شمال شرق کنگاور

قلعه ساري اصلان

شمال کنگاور

حمام هاي قديمي

شهر کنگاور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

 

پل آجري کوچه

دهستان گودين

معبد آناهيتا

کنگاور

مسجد جامع

کنگاور

مسجد امام زاده

کنگاور

امام زاده سيد جمال الدين

فش - بخش مرکزي

امام زاده باقر

گودين - بخش مرکزي

شاهزاده محمد ابراهيم

کنگاور

 

هرسين

 

نقوش و کتيبه هاي باستاني

بيستون

غار تاريخي

بيستون

امام زاده خلي الله

روستاي چم سر

سراب نوژي وران

١٥ کيلومتري جاده بيستون -سنقر

غار داوود

ارتفاعات بيستون

غار شهربانو

ارتفاعات بيستون

غار عسل

ارتفاعات بيستون

غار مردوزان

ارتفاعات بيستون

غار انار

ارتفاعات بيستون

کاخ شاهپور

نزديک شهر هرسين

قلعه بيستون

ابتداي راه بيستون به سنقر کليايي

قلعه هرسين

شهر هرسين

ناحيه باستاني بيستون

بيستون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

 

شهر باستاني چمچال

بيستون

جاده باستاني ساساني

در طرفين بقاياي پل خسرو بيستون

کاروانسراي شيخ عليخان

بيستون

پل خسرو

راه قديمي بيستون به سرماج

 

سر پل ذهاب

 

چشمه آب گرم تنگ حمام

بين سر پل ذهاب و قصر شيرين

قلعه منيژه

جاده سر پل ذهاب به ديره

قلعه گبري

سر پل ذهاب

کاروانسراي ساساني

سر پل ذهاب

دکان داوود

٣٠ کيلومتري جنوب شرقي سر پل ذهاب

مقبره احمدبن اسحاق

اول جاده سر پل ذهاب - ديره

 

قصر شيرين

 

عمارت خسروي

قصر شيرين

کاخ حوش کوري

قصر شيرين

آتشکده چهار قاپو

قصر شيرين

 

جوانرود

 

غار کاوات

شمال قلعه قوري قلعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان

 

اسلام آباد غرب

 

قلعه ژيان

اسلام آباد

کاروانسراي صفوي

٧٠ کيلو متري شمال غرب کرمانشاه

طاق گرا

جاده قديمي ابريشم در شهر اسلام آباد

قلعه يزد گردي

١٢کيلو متري شمال غرب ريجاب

قلعه زرده

١٢کيلو متري شمال غرب ريجاب

مسجد ريجاب

ريجاب

مقبره ابودجاجه

ريجاب

قلعه يزدگردي

١٢کيلو متري شمال غرب ريجاب

قلعه زرده

شمال غرب ريجاب

 

پاوه

 

غار قوري قلعه

جنگل هاي اورامانات - ٩٠ کيلومتري کرمانشاه

مسجد جامع

پاوه

قدمت سكونت در محدودة استان فعلي كرمانشاه به هزاره هاي قبل از ميلاد مي‎رسد. در آثار سارگن ـ شاه اكد ـ كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين‎النهرين فرمان رانده ، از مردم زاگرس به عنوان «آريزان ياغي» ياد شده است . به استناد كتيبه هاي بابل ، آشور و عيلام ، ساكنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي ، گوتي ، مانايي ، فايري ، آموا و پارسوا بوده اند . در خصوص اصل و نژاد اين طوايف ، نظرات متضادي ابراز شده است ؛ طوايف آمادا و پارسوا آريايي ، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شده اند ، ولي محققان در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها ترديد دارند .
 لولوبي ها يا لولوها اجداد لرها هستند و در گذشتة دور در ذهاب كرمانشاه ، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي كرده اند . در حدود سال 1200 قبل از ميلاد ، شاه عيلام بر اين طايفه غلبه كرده است . لولوبي ها به استناد مندرجات كتيبه اي در ذهاب كرمانشاه ، شهرياري مقتدري به نام ” آنوبا ني ني “ داشته اند.
 در سال هاي 1115 ـ 1100 قبل از ميلاد ، ارمنستان و حوالي درياچة وان توسط شاه آشور فتح شد و كوهستان اورامان به تصرف آشوريان در آمد . شلمانسر سوم در ناحية سقز كنوني استحكاماتي ساخت ، ولي به دليل شورش داخلي آشور ، طوايف زاگرس از اطاعت وي سرباز زدند . تكلات پالاسر سوم (728 ـ 746 ق. م) براي سركوبي عشاير ساكن زاگرس سپاهي تجهيز كرد . در كتيبه هاي آشوري اين دوره ، به نام ولايت هايي مانند پارسوا ، زكروتي ، مادهاي توانا و سرزمين نيشابي اشاره شده است . نيشابي به اطراف كرمانشاه و ماهيدشت فعلي اطلاق مي شده كه مراتع معروف آن براي پرورش و نگهداري اسب مشهور بوده است . در اسناد تاريخي اين دوره از شهري به نام ” آلي پي“ ذكر شده و برخي مورخان اين شهرستان را ولايتي بين كرمانشاه فعلي معروف كرده اند كه ساكنان آن از بقاياي قوم كاسي بوده اند.

 

نام ماد براي نخستين بار به صورت ” آماده‎اي“ در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر شده است . بنابراين مي توان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد ، قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سكونت داشته است . علل سقوط نينوا و انقراض دولت آشور به دست هوخشتر ، اسب هاي نيرومند سواره نظام ماد (كه در نيشابي تربيت شده بودند) بيان شده است . گذشته از ماد ، دو طايفة ديگر به نام پارس و كرد نيز جزء ساكنان دامنه هاي زاگرس ذكر شده است.
 مورخان در دامنة كوه طاق بستان فعلي ، شهري را گزارش كرده اند كه نام يكي از محلات آن ” گمبادنه“ بوده است . در روزگار ساسانيان ، نواحي غرب و مخصوصاً كرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بود و به علت نزديكي با تيسفون (پايتخت) ، ايام تابستان (ييلاق) را در آن مي گذرانده اند . قباد اول و خسرو اول (انوشيروان) ساساني بدين ناحيه توجهي خاص داشته اند . در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده است كه خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان ، قصرهايي ساخته كه در آن ها از بزرگان چيني ، هندي و قيصر روم و ديگر حكمرانان پذيرايي مي كرده است . خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا احداث كرده بود كه در آن قصرها و عمارات با شكوه وجود داشته است.
 گفته مي شود كه نام كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر ، فرمانروايي ايالات كرمان را داشت و بدين جهت به ” كرمانشاه“ لقب يافت . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در جنگ نهاوند به فتح عرب ها در آمد.
 هارون الرشيد به اين سامان توجه خاص داشت . ابن فضلان در سال 309 ه. ق كه از طرف المقتدر به مأموريت مي رفت در سفرنامة خود از كرمانشاه ياد كرده است . اين حوقل و اصطخري نيز از اين شهر به عنوان منطقه اي زيبا با اشجار و آب فراوان ياد كرده است.

 

در قرن چهارم ه. ق سلسلة كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله نزديك به 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعة بزرگ ” سرماج“ را در مجاورت دينور مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . حكومت جانشينان حسنويه به علت اختلافات داخلي مدت زمان طولاني دوام نياورد . در سال 400 ه. ق، هلال نوادة حسنويه بر پدر خود عصيان نمود و پدر براي تنبيه فرزند از ” ابوالفتح ابن عناز“ ـ والي حلوان ـ ياري خواست . در سال 438 ه. ق مهلهل ابن محمد عناز شهر قرميس (كرمانشاه) و دينور را فتح كرد . در سال 441 ه. ق سلطان طغرل سلجوقي با صد هزار سپاهي قلعة سرماج را تسخير كرد.
 در قرن ششم ه. ق، سلطان سنجر ، كرمانشاه و توابع آن را در حوزة حكمراني برادرزادة خود به نام سليمان شاه ملقب به ايوه قرار داد . در قرن هفتم اين نواحي از حمله و هجوم مغول در امان نماند و در جريان حمله هلاكو به بغداد صدمات فراوان ديد.
 در قرن هشتم سپاه امير تيمور به اين ناحيه يورش آورد و در قرن نهم و اوايل قرن دهم ه. ق كرمانشاه مورد تجاوز عثماني ها قرار گرفت.
 همزمان با حملة افغان و سقوط اصفهان ، اين منطقه نيز با تجاوز عثماني ها مواجه شد و رو به ويراني نهاد . نادر شاه به منظور آماده كردن شهر كرمانشاه در مقابل هجوم عثماني ها در عمران و آباداني آن كوشيد . به امر نادر شاه قلعة قديم كرمانشاه خراب و قلعة جديدي بنا گرديد.
 در روزگار زنديه ، خوانين زنگنه و اهالي قلعه كرمانشاه نخست از گردن نهادن به حكومت وكيل الرعايا خودداري كردند و از اين رو كرمانشاه با محاصره و خرابي روبرو گرديد.
 عمران و آبادي جدي و پيوسته اين نواحي به ويژه شهر كرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است . فتحعلي شاه قاجار در سال 1221 ه. ق فرزند خود محمد علي ميرزاي دولتشاه را به سمت سرحد دار عراقين منصوب كرد و ايالت خوزستان را نيز در قلمرو او قرار داد .

 استان كرمانشاه با حدود 24434 كيلومتر مربع وسعت در ميانة ضلع غربي كشور ، بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است.
 استان كرمانشاه در سال 1375 داراي 11 شهرستان ، 19 شهر ، 24 بخش ، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است . شهر كرمانشاه مركز شهرستان و استان كرمانشاه است . شهرستان هاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سر پل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين.

استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه مابين فلات ايران و جلگة بين النهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلل و ارتفاعات سلسله جبال زاگرس پوشانيده است . سلسله جبال زاگرس در محدودة اين استان به صورت مجموعه اي از رشته كوه هاي موازي پديدار گشته كه دشت هاي مرتفع كوهستاني در بينابين آن ها شكل گرفته و بستر گذرگاه هاي مهم زاگرس را به وجود آورده است.
 استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس ، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است :
 اول ” زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك“ كه شهرستان هاي قصر شيرين ، سر پل ذهاب و دهستان ازگله در جنوب غربي شهرستان جوانرود را شامل مي شود . دوم ” زمستان و تابستان خنك “ كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود (به جز دهستان ازگله) و بخش كرند از توابع شهرستان اسلام آباد غرب را در بر مي گيرد . سوم اقليم ” نيمه خشك و استپي خنك “ كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در بر مي گيرد . چهارم اقليم ” نيمه خشك و استپي گرم “ كه شهرستانهاي كنگاور ، صحنه و هرسين را شامل مي شود. به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقة گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم مي شود.
 بادهاي مهم استان كرمانشاه عبارتند از :
 ” بادهاي غربي“ كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را منتقل مي كند و موجب بارندگي مي گردند و جريان آن معمولاً در زمستان و بهار بيشتر است .
 ” بادهاي شمال “ كه در فصل تابستان مي وزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثرند و ” بادهاي سام يا سموم“ كه تنها در منطقة نوار مرزي مي وزد و هواي آن را در تابستان ها بسيار گرم و غير قابل تحمل مي سازد و زيان هاي بسياري به بار مي آورد.

صنايع دستي دراستان كرمانشاه نمادي است از تمدن چند هزار ساله اين مرز و بوم كه با تار و پود عشق در هم آميخته و از ميان سختي‌هاي روزگاران و فراز و فرودهاي اعصار، راوي
زندگي مردمي است كه با دستان هنرمند خويش نقش و نگارهايي هنرمندانه را كه هر يك به اندازه‌ي كتابي رمز و راز دارد بر دل كوهها و صخره‌هاي سخت حجاري كرده‌اند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)منطقه كرمانشاه، هر يك از حجاريهاي استان نشان از ذوق لطيف و دستان تواناي هنرمنداني دارد كه مي خواستند شكست‌ها و پيروزيها را بر دل سنگ سخت به زيبايي نقش، ماندگار كنند.
نقش و نگارهاي ماندگار و رايج صنايع دستي در كرمانشاه از حجاريها بر صخره‌هاي سخت گرفته تا نقوش رايج در گليم و نمد، همه و همه يادگاري از رنج صادقانه نسل‌هايي است كه رنگ و نقش همچون روح و جان مردم با زندگي آنان در آميخته بود.
حجاريها، صنايع‌دستي، رنگ، نقش تصاوير، ابداعات همه و همه از آرمانها و حرفهاي ديرين دل هنرمنداني
مي گويد: كه در واقع هر نقش و طرح ماجرايي از زندگي او و ملتي است كه با روح مردم سرزمين و سرشت هنرمندانش عجين شده است.
از رشته‌هاي صنايع دستي كه هم اكنون در استان فعالند مي توان از گليم ساده دورو (گل‌برجسته)، انواع گيوه ، موج‌بافي، بافت سياه چادر، جاجيم، ساخت ساز سنتي، بدبافي و حصيربافي، نمدمالي، سفال و سراميك، ساخت ابزار آلات فلزي(چاقو، قندشكن، سيخ و قفل)، جيغ‌بافي(چيخ بافي)، منبت كاري، قالي و قالي گل ابريشم، ساخت جواهرات محلي، نازك كاري روي چوب و بسياي از هنرهاي سنتي و بومي كه در استان رايج مي‌باشد نام برد.

×× گليم بافي:
گليم‌بافي از صنايع قديم ايران زمين است كه قدمت آن به هزاره‌هاي قبل از ميلاد مي‌رسد. در تعريف گليم بايد گفت: كه نوعي فرش بدون پرز است كه با نخ پشمي يا پنبه‌اي يا كنفي جهت زيرانداز يا تزئين با درگيري تار و پود بافته مي‌شود.
در فرهنگ جامع روستايي و عشايري و سنتي شهري كرمانشاه همچون ساير مناطق ايران بافت زيرانداز(فرش، گليم، زيلو) عموما توسط زنان خانه كه وظيفه فراهم آوردن آسايش اهل منزل را برعهده داشته‌اند صورت مي‌گرفته. گليم همواره گوياي فرهنگ خاص هر منطقه بوده و طرح‌ها و نقش‌ها بازتابي از محيط پيرامون بافنده بوده كه حكايت از اسرار زنگي آميخته با صداقت و عشق و رنج است.
اكنون بافت گليم در كرمانشاه بيشتر در هرسين و روستاهاي اطراف جوانرود، گيلانغرب و بخش‌هاي آن رواج دارد. هرسين از قديميترين و مهمترين مناطق بافت و توليد گليم است كه حتي شهرت جهاني دارد و در كتاب‌هاي نويسندگان و ايران‌شناسان غربي از آن ياد شده است. قدمت گليم‌بافي در هرسين تاريخ مشخصي ندارد اما با توجه به شرايط محيطي امن آن در طول ساليان دور رونق كشاورزي و دامپروري، آن محيطي مناسب براي رشد گليم و حتي گيوه بوده است.
شهرت هرسين به واسطه مرغوبيت در كار و عمدتا تنوع نقوش و كار بافندگي است و حتي ساير مناطق كرمانشاه نيز تحت تأثير طرح، رنگ و بافت آن قرار گرفته‌اند و در ساير مناطق نيز از رونقي خاص برخوردار گرديده است.
انواع گليم:
1ـ سجاده‌اي 2ـ توت فرنگي 3ـ لچك ترنج 4ـ ماهي درهم 5ـ گل سرخ 6ـ طرح آزاد 7ـ نقش برجسته

×× گيوه بافي:
مناطق كوهستاني كرمانشاه با گذرگاههاي صعب‌العبور آن، كم‌بودن راههاي ارتباطي در مناطق كوهستاني، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول پركار سال پاي افزاري را مي‌طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و درعين حال ارزان باشد و امكانات موجود در منطقه قادر به توليد آن باشند و در دومرحله‌ي خانگي و كارگاهي انجام مي‌شود كه تهيه زيره‌ي ان توسط مردان و در كارگاه و بافت رويه‌ آن بوسيله زنان در خانه صورت مي‌گيرد كه هر دو مهارت و تخصص كافي را مي طلبد.
و تنها شهري كه در سرتاسر منطقه گيوه‌هايش شهرت دارد و گيوه‌كشي معمول است كرمانشاه است كه قدمتي حدود 1000 سال دارد و به گيوه كرمانشاهي معروف است.
در كرمانشاه 4 نوع گيوه توليد مي‌شود كه عبارتند از:
1ـ گيوه تخت آجيده
2ـ گيوه تخت چرمي
3ـ گيوه تخت لاستيكي
4ـ گيوه‌هاي رويه ابريشمي

×× ابزار آلات فلزي
با توجه به آثار باستاني در كرند غرب قدمت اين شهر به بيش از 3 هزار سال مي رسد. به گفته محققان و تاريخ‌نويسان هنگام هجوم اعراب به ايران در كرن صنعتگراني داشته كه زره و شمشير خوب مي‌ساختند و استادكاران اين شهر را به اسارت جهت آموزش به ديار خويش برده‌اند.
در قرنها بعد نيز اين صنعتگران براي دولتهاي وقت اسلحه جنگي مي‌ساختند خصوصا در دوره ي صفويه، زنديه و قاجاريه در ساخت تفنگهاي گلوله‌زني سربي كه به تفنگ‌هاي چكشي معروف بود. مهارت داشتند ولي به مرور زمان به جز اسلحه به ساخت ساير ابزارو آلات و ادوات فلزي پرداختند كه ساخت چاقو و كارد آشپزخانه از آن جمله است.
در حال حاضر كرند و زنجان دو منطقه به نام ساخت ابزار فلزي(چاقوسازي) هستند كه به گفته كارشناسان فن مهارت صنعتگران كرند بيشتر از زنجان است. مواد اوليه بكار رفته عبارتند از: آهن اسقاط(فلزهاي فرسوده اتومبيل)،آهن فولاد، برنج، شاخ گوزن و گاوميش،‌نوعي فيبر پلاستيكي، چوب كه براي ساخت دسته استفاد مي‌شود. انواع توليدات كرند شامل: شمشير، انواع چاقو، كليد و قفل، كاردهاي شكاري و آشپزخانه و ... و ابزارهاي محلي از جمله: وجين كن، منقل، پاچ و غيره .
و درحال حاضر 200 نفر مشغول فعاليت در رشته چاقو سازي در كرند غرب هستند.

×× سازهاي سنتي:
سرزمين پهناور ايران ميراث‌دار بيشماي از آداب و كيش‌ها و آئين‌هاي باستاني است و در قلمرو موسيقي معنوي ايران، كرمانشاه در وادي تنبور و مقام‌هاي آن از همه مهمتر به گفته كارشناسان و پژوهندگان از مهمتري مناطق موسيقي است.
مقام‌هاي (حقاني) و (باستاني) تنبور از مهمترين و با ارزش‌ترين نمونه‌هاي موسيقي قديم ايران به شمار مي‌آيد كه از تاراج تاريخ به سلامت رهيده است.
و از لابه‌لاي متون كهن تاريخ و ادب پارسي عمر اين ساز به بيش از 6 هزار سال مي‌رسد و به گفته باستان‌شناسان در ايران قديم و ديگر ملل مشرق زمين تنبور در بسياري مراحل منزلتي والا داشته است.
چنانچه بر سنگها و حجاريها در كنار نقش افتخاراتشان پيكر تنبور با منزلتي برازنده بر صخره‌ها نقش مي‌بست مانند نقش تنبور نواز در شور و دانيال كه قدمت آن به 3 الي 4 هزار سال ق.م مي‌رسد.
تنبور علاوه بر كرمانشاه در اكثر شهرهاي شمالي و شرقي و غربي ايران(خراسان، تربت جام، گنبد كاووس، قبايل تركمن و ...) و ملل مشرق زمين و اروپايي متداول بوده و هست.
در حجايهاي طاق‌بستان تصوير حجاري شده نوازندگان و رامشگران بيانگر همين مدعاست. مناطق ساخت تنبور در استان كرمانشاه كرندغرب، گهواره، اسلام‌آبادغرب، سرپل ذهاب، قلخاني، گوراني، سنجابي و ... منطقه شرقي سحنه و كنگاور و دينور ساخته مي‌شود. علاوه بر تنبور سازهايي مثل دف، تار، سه تار، سنتور، ضرب و شمشال و غيره درهمين مناطق با كيفيت بالايي ساخته مي‌شود.

×× قلمزني:
قلمزني يكي از هنرهاي سنتي است كه سابقه طولاني و تاريخي در ايران دارد. قلمزني هنر نقر(كندن) نقوش بر اشياء فلزي است. در كندن و ايجاد نقوش بر روي فلز از قلم هاي فولادي و چكش استفاده مي‌شود. قلمزني در كرمانشاه يكي از هنرهايي است كه به لحاظ قدمت از قديمي‌ترين صنايع دستي استان محسوب شده و آثار بدست آمده قدمتي بيش از كارهاي قلمزني اصفهان را دارا مي‌باشد و تا گذشته‌اي نه چندان دور قلمزني در استان همپاي قلمزني در اصفهان بوده.
اكثر قلمزنان قديمي كرمانشاه بر روي نقره( آب شده از سكه‌ها عثماني) كار مي‌كردند. نقوش و سبك كار قلمزنان كرمانشاهي عمدتا با قلمزني اصفهان تفاوت داشته و اكثرا بر روي نقوش ساساني و نقوش اساطيري كا رمي‌كردند. آثار خيلي از قلمزنان قديمي به دليل ارادي كه به عتبات عاليات تو قبور متبركه ائمه در كربلا، نجف و سامرا داشته‌اند اهدا گرديده. از جمله در قملزني شده بارگاه اميرمؤمنان در نجف است كه از نقره بوده و به آستان آنجا تقديم شده و در تعويضي كه در مسجد بازار زرگرهاي كرمانشاه به خاطر استادان كرمانشاهي در دوره قاجار نصب گرديد.
از استادان به نام معاصر مرحوم استاد عين‌القضايي را مي‌توان نام برد و در حال حاضر 31 نفر مشغول فعاليت در اين رشته مي‌باشند.

×× چيغ‌بافي:
از جمله متعلقات سياه چادر است كه همانند حصاري اطراف آن را در بر مي‌گيرد و انواع آن ساده و دوار مي‌باشد.
چيغ‌بافي با استفاده از موي بز و ني در بعضي موارد با استفاده از نخ پشمي رنگي بافته مي‌شود. نقوش بافته شده در چيغ‌بافي به صورت هندسي و ذهني باف كه زيباترين نوع آن تيك است. امروزه از تكنيك چيغ به عنوان پارتيشن در منازل آپارتماني استفاده مي‌شود.

××موج‌بافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازه‌هاي مختلف توليد مي‌شود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده مي‌كنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي مي‌باشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده مي‌شود.

××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت مي‌گيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده مي‌شود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.

××موج‌بافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازه‌هاي مختلف توليد مي‌شود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده مي‌كنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي مي‌باشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده مي‌شود.

××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت مي‌گيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده مي‌شود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.

××موج‌بافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازه‌هاي مختلف توليد مي‌شود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده مي‌كنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي مي‌باشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده مي‌شود.

××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت مي‌گيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده مي‌شود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.

 

 

بازار سنتي کرمانشاه

بازار سنتي کرمانشاه به عنوان يکي از اصلي ترين بخش هاي بافت سنتي شهر، بازگو کننده تاريخ، خاطرات و انديشه هاي شهر کرمانشاه در طول زمان مي باشد و همواره مورد توجه گردشگران بويژه در ايام نوروز بوده است.
اين بازار که ترکيب دلپذيري از فعاليت هاي توليدي، بازرگاني، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي را در خود جاي داده است در زمره آثار برجسته معماري کشورمان به حساب مي آيد.
وجود عمارتهاي بديع و جاوداني همچون مساجد، حمامها، زورخانه ها ، کاروانسراها ، سراها و انبارها موجب شده که زندگي در اين بازار همواره جريان يابد و براستي هنگام عبور از اين بازار که مي توان آن را گنجينه زنده و پوياي مردم شناسي ناميد.
در اين بازار انواع مشاغل و کارهايي که امروز کم کم به دست فراموشي سپرده مي شوند را مي توان ديد و از سوغاتي هاي بي نظيري همجون نان برنجي ، کاک و نان خرمايي، گيوه کرمانشاهي و انواع لباسهاي محلي بهره مند شد.
به گفته کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي کرمانشاه، بازار کرمانشاه را در سه دوره تاريخي مي توان مورد بررسي قرار داد که شامل دوره هاي زنديه، قاجاريه و پهلوي است.
بازار در دوره زنديه:
بررسي روند شکل گيري بازار بزرگ کرمانشاه جداي از چگونگي شکل گيري بافت تاريخي شهر کرمانشاه نيست که اين بافت تاريخي به دوره زنديه بر مي گردد.
اهالي شهر کرمانشاه پس از تحمل مصيبت هاي بسيار در دوره زنديه به ناچار از کنار رودخانه قره سو مهاجرت کرده و در کنار رودخانه آبشوران در محله فيض آباد، کرمانشاه کنوني را از نو بنا نهادند، با هجوم جمعيت آواره شهر به دو روستاي فيض آباد و برزه دماغ، روستاي چناني در پيوند با محله فيض آباد در دوره زنديه شکل مي گيرد.
درون محله فيض آباد بازار تجاري بزرگي وجود داشته که از محله فيض آباد آغاز شده و تا سربازخانه شهري ادامه داشته است، در اين بازار بناهاي مذهبي، تجاري، فرهنگي و غيره وجود داشته است و از اين بازار به عنوان تاريکه بازار ياد مي -شود.
بازار در دوره قاجاريه:
بازار بزرگ کرمانشاه از اوايل دوره قاجاريه و در زمان سلطنت فتحعليشاه بر جاي مانده است.
فتحعليشاه فرزند ارشدش محمدعلي ميرزاي دولتشاه را در سال 1221 ه.ق به عنوان فرمانرواي ايالت کرمانشاه منصوب کرد، دولتشاه با ساختن بازار بزرگ، سربازخانه شهري، کارخانه چوب سازي، بناهاي مذهبي، ميادين شهري، حمام ها و ساير ابنيه عمومي در شهر کرمانشاه اين شهر را از شهرهاي مهم و آباد ايران قرار داد.
او همچنين ساخت بازار اوليه را در کنار رودخانه آبشوران آغاز کرد، پس از گسترش شهر بازار از رودخانه گذشته و در مسير راه بازرگاناني که از شهر مي گذشته راه خود را بر زمين ناهموار پيدا کرده و در اين مسير دراز هر جا پهنه همواري بوده گسترده شده و هرجا شيب زمين ممکن مي داشته شاخه هاي خود را به درون بافت پيش رانده است و پس از گسترش شهر اين بازار بوده که شهر را شکل داده است.
اين بازار از دروازه پل سيد جمعه آغاز شده و به دروازه چقاسرخ ختم شده است.
پس از محمدعلي ميرزاي دولتشاه فرزند ايشان امامقلي ميرزا عمادالدوله به عنوان فرمانرواي کرمانشاه منصوب شد. امامقلي ميرزا در زمان فرمانروايي دولتشاه به ادامه فعاليت هاي عمراني در شهر اقدام کرد، ساخت بناهاي فرهنگي، مذهبي همچون مسجد عمادالدوله وبنا های تجاري مانند سراي عمادالدوله و قيصريه و همچنين ساخت چندين عمارت باارزش از جمله کاخ عماديه، کاخ مسعوديه و همچنين توسعه بازار با ايجاد چندين سرا و احداث چهارسوق از جمله اين فعاليتها هستند.
چهارسوق در تقاطع بين راسته بازار مسگرها و راسته بازار زرگرها به بازار بزرگ مرکزيت بخشيد و بازار کرمانشاه رونق دوباره خود را باز يافت، تا قبل از دوران قاجار کرمانشاه هرگز نتوانست به عنوان قطب تجاري و اقتصادي غرب کشور مطرح شود و همواره تحت نفوذ شهر همدان بود.
اما در دوره قاجار با قرارگيري گمرک غرب در کرمانشاه امتياز ويژه اي به لحاظ مالي، اقتصادي و اعتباري به شهر اعطا شد و بازار کرمانشاه توانست خود را مطرح نمايد و نقش عمده اي در تجارت کشور برعهده گيرد.
بازار کرمانشاه مانند ديگر بازارهاي خطي در جهت طولي رشد کرده و فضاهاي عمومي در دو سوي آن جاي دارند، کليه فضاهاي بازار با هم مرتبط بوده و در دو طرف راهروهاي خطي معماري خاصي را بوجود آورده اند که هرکدام علاوه بر ارتباط با فضاهاي اصلي و فرعي يکنواخت بوده و مسير طولي را حفظ کرده اند.
نظم موجود با توجه به نقش هر صنف در ارتباط با اصناف ديگر، احتياج مشتري بازار و بافت شهري اطراف آن در طول زمان پايه گرفته و با گذشت زمان ميان بخشهاي مختلف آن هماهنگي معقولي برقرار شده است.
همجواري فعاليتهاي سازگار براي پيشرفت کسب و تسريع در داد و ستد و ساخت کاروانسراها در خارج از راسته هاي اصلي از انسجام و يکپارچگي و هماهنگي در بازار خبر مي دهد، تکرار شکل گنبدي و منحني و نورگيرهاي سقف به شکل دايره يا چهارضلعي اصلي بسيار مهم در بازار است و سقف به عنوان عامل حفاظت کننده موجب احساس امنيت در ميان بازاريان و خريداران مي شود.
در سفرنامه ناصرالدين شاه آمده است وجود کاروانسراهاي فراوان در شهر؛ 40 کاروانسرا نشان مي دهد که تجارت عمده کرمانشاهان در سايه عبور کاروانهاست، فلاندن نيز مي نويسد از اين شهر کاروانهاي عظيم با بارهاي گرانبها بويژه صندوقهاي حمل مردگان به کربلا عبور مي نمايد.
بازار در دوره پهلوي:
با آمدن وسايل نقليه موتوري به شهر کرمانشاه به منظور دسترسي به درون محلات فيض آباد و برزه دماغ و چناني، نقشه خيابان مدرس (سپه) در سال 1312 تهيه و عمليات اجرايي آن آغاز شد، با احداث خيابان مدرس بازار به دو پاره شرقي و غربي تقسيم شد، گذرهاي درون بافت قطع و خيابان پس از عبور از مقابل مسجد جامع و وسط سبزه ميدان با از بين بردن اين فضاي شهري شاخه هاي اصلي بازار را قطع کرده و با ايجاد واحدهاي تجاري در دو طبقه و جداره سازي شهري اين خيابان به يکي از اصلي ترين محورهاي بافت کرمانشاه تبديل شد.
جذابيت مغازه هاي تجاري ساخته شده در بدنه خيابان مدرس موجب رونق اين مغازه ها و کم رونق شدن واحدهاي بازار گرديد و بسياري از بازاريان صاحب نفوذ به سمت واحدهاي تجاري بر خيابان مدرس کشيده شدند.
پس از احداث خيابان مدرس خيابان جليلي برزه دماغ از شمال به جنوب احداث شد که پاره شرقي بازار به دو بخش تقسيم شده و راسته بازار چال حسن خان در سمت راست و راسته هاي آهنگرها، بنکدارها، صندوق سازها، بزازخانه کهنه و نو و بازار کليمي ها در سمت چپ اين خيابان قرار گرفتند، احداث خيابان جوانشير در ضلع غربي خيابان مدرس بازار توپخانه را از راسته بازار علافخانه جدا کرد.
با تغييراتي که در بازار بزرگ کرمانشاه بوجود آمد بسياري از اصناف از جمله مسگري، سفيدگري، سراجي، صندوق سازي، گيوه کشي، نعل سازي، رنگرزي، صرافي و ... براي هميشه به بوته فراموشي سپرده شد.
با رکود حوزه بازار، فعاليتها به راسته هاي اصلي محدود شد و در نتيجه عدم حضور بازاريان و شهروندان بسياري از سراها تنها تحت عنوان انبار مورد استفاده قرار گرفت و تعدادي از سراها به دليل رها شدن و متروکه ماندن پس از مدت کوتاهي به فضاهاي مخروبه در بازار بزرگ تبديل شد.
با توجه به آسيب هاي وارده به بازار بزرگ کرمانشاه به دلايل فوق الذکر سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري توجه ويژه اي به بازار کرده و با برنامه ريزي صورت گرفته مرمت و بازسازي بخشهاي تخريب شده اين بازار از سال 1374 آغاز شد و سال گذشته به اتمام رسيد.
عناصر و فضاهاي بازار کرمانشاه عبارتند از:
الف- راسته: هر بازار بزرگ داراي حداقل يک راسته اصلي و چندين راسته ي فرعي است که آن را دالان هم مي نامند. گاهي اين راسته ها به وسيله دو در از هم جدا مي شوند، بازار صندوق سازها و بزازخانه به وسيله دو در از هم جدا شده اند، راسته اصلي بازار کرمانشاه از دروازه چقا سرخ تا دروازه پل سيدجمعه ادامه دارد.
راسته هاي بازار کرمانشاه براساس حرفه بازرگاني و صنعتگري، شهر، مذهب بازرگانان و کارکرد به اسامي ذيل نامگذاري شده اند:
- بازار بزازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، در امتداد بازار صندوق سازها
- بازار صندوق سازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، در انتهاي بازار بنکدارها
- بازار بنکدارها: در ضلع شرقي خيابان جليلي پس از بازار آهنگرها
- بازار آهنگرها: در ضلع شرقي خيابان جليلي قبل از بازار بنکدارها
- بازار زرگرها: در ضلع غربي خيابان مدرس
- بازار حوري آباد: در ضلع غربي خيابان مدرس، انتهاي بازار زرگرها
- بازار کلوچه پزها: در ضلع غربي خيابان مدرس، مقابل بازار بزازها
- بازار حلبي سازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، موازي بازار کلوچه پزها
- بازار صحاف ها: ضلع شمالي چهارسوق
- بازار مسگرها: ضلع غربي چهارسوق
- بازار سراجها: منشعب از بازار مسگرها
- بازار علافخانه: پس از بازار ترکها
- بازار ترکها: پس از راسته بازار سراجها
- بازار کليمي ها: در محور موازي بازار بزازخانه
- بازار چال حسن خان: مجاور دروازه اصفهان و دروازه پل سيدجمعه، انتهاي جبهه شرقي بازار بزرگ
- بازار توپخانه: مجاور دروازه چقاسرخ، در انتهاي جبهه غربي بازار بزرگ
ب- دالان: دالان يک فضاي ارتباطي است که غالباً نقش رابط بين فضاي بيروني با فضاي دروني بنا را دارد و معمولاً به صورت کوچه يا راسته اي کوچک و فرعي است که از يک سو به راسته اي ديگر و از سويي ديگر به يک سرا يا کاروانسرا مربوط مي شود.
دالان وکيل الدوله در بازار کرمانشاه از يک سو به راسته بازار سراجها و از سوي ديگر به سراي وکيل الدوله مربوط است.
ج- حجره يا دکان: حجره هاي واقع در بازار کرمانشاه در طبقه همکف نقش يک دکان را داشتند که در آنها کالا عرضه مي شد، در حاليکه حجره هاي طبقه فوقاني بيشتر به عنوان دفتر کار يا فضاي اداري تجارتخانه مورد بهره برداري قرار مي -گرفت و در زير حجره هايي که از سطح معبر بالاتر بودند انبار مي ساختند.
د- چهارسوق: در محل تقاطع راسته هاي بازار مسگرها، سراجها، صحاف ها و زرگرها در بازار کرمانشاه چهارسوقي ايجاد شده که گنبد آن داراي ظرافت و تزئينات داخلي زيادي است.
ه- قيصريه: در راسته بازار صندوق سازها، قيصريه عمادالدوله ساخته شده که محل کار صنعتگران و پيشه وران ظريف کار مانند بزازان، علاقه بندان، سوزن دوزان، گوهريان و مشاغلي از اين دست که نياز به ظريف کاري دارد بوده است.
و- تيمچه: تيمچه کاروانسرا يا سراي کوچک سرپوشيده اي است که فضاي بسيار مناسبي براي عرضه کالاهاي گرانبها مانند فرش مي باشد، تيمچه سيداسماعيل واقع در راسته بازار علافخانه يکي از تيمچه هاي بازار کرمانشاه مي باشد.
ز- سرا و کاروانسرا (خان): کاروانسرا يا سرا را مي توان مهمترين فضاي معماري طراحي شده در بازار کرمانشاه دانست که دسترسي به آن از طريق راسته هاي اصلي مي باشد، علل پيدايش آن محدود بودن طول راسته بازارها و تعدد کاروانها در اين شهر مي باشد.
سراي وکيل الدوله، سراي نو، سراي خرمافروشها و سراي اصفهانيها از جمله سراهاي واقع در اين بازار است که تاکنون نيز باقيمانده است.
ح- خانبار: به محوطه بزرگي در پشت کاروانسراها يا سراها که در حقيقت محل انبار اجناسي که به وسيله چهارپايان يا گاري يا چرخ حمل مي شود و نبايد وارد بازار شود اطلاق مي شود، اين اجناس بعد از تخليه در اين خانبارها از طريق راسته ها به محل مورد نظر منتقل مي شدند.
ط- ميدان: در داخل و يا در کنار و امتداد بازارهاي مهم يک ميدان شهري وجود داشت که در آنها بازارهاي روز و ادواري برپا مي شد، اين ميدانها علاوه بر دادوستد در ابعاد گوناگون فرهنگي، مذهبي، سياسي و ورزشي مورد استفاده قرار مي -گرفت.
ميدان سربازخانه شهري، سبزه ميدان و علاف خانه ميدانهايي در محدوده بازار بودند که در جريان توسعه شهر تخريب شدند.
ي_ بازارچه: از فضاهاي داخل بازار به شمار نمي آيند و بازارهاي کوچکي هستند با چندين دکان در دو سوي يک معبر که با سقفي پوشيده و به صورت بازار محلي کوچک براي تامين نيازهاي روزمره اهالي محل احداث شده است. بازارچه جلوخان در ضلع غربي خيابان مدرس در محله فيض آباد يکي از اين بازارچه ها ست.
ک- گذر: بازارچه هاي بدون سقف را گذر مي گفتند که داراي دکانهاي کمتر و با فعاليت محدودتر بوده است. گذر چناني را در کرمانشاه مي توان نام برد.
ل - مساجد و تکايا: به تناسب بزرگي وکوچکي بازار مساجدي در راسته اصلي ساخته مي شد. مساجدي که در بازار کرمانشاه قرار گرفته عبارتند از مسجد جامع، عمادالدوله، فيض مهدوي و بنکدارها.
م- قهوه خانه: قهوه خانه ها از فضاهاي جمعي هر بازار و بازارچه بوده و هستند اگرچه امروزه اهميت قديم خود را ندارند ولي هنوز محل تجمع اجتناب ناپذير بازاريها هستند.
ن- انواع فضاهاي خدماتي: در هر بازار اصلي متناسب با اندازه، وسعت و حجم مبادلات بازرگاني در آن شماري فضاي خدماتي مانند آب انبار، سقاخانه، شترخانه، برف انداز و مانند آنها وجود داشت که نيازهاي لازم به اين گونه خدمات تامين مي شد.

مشعل ها

 

به طور معمول مشعل ها همراه و متناسب با ديگ انتخاب مي شوند و به ميزان مصرف سوخت بر حسب ليتر در ساعت و كيلو گرم در ساعت يا گالن در ساعت مشخص مي شوند.

 

با داشتن قدرت حرارتي ديگ و ارزش حرارتي سوخت مايع , مي توان نوع مشعل و ميزان مصرف سوخت را انتخاب كرد .منتها چون مقداري حرارت سوخت از راه دود كش و تلفات ديگر به هدر مي رود , در موقع محاسبه , راندمان مشعل را بايد در نظر داشت. چون بيشتر گازوييل مصرف مي شود , مي توان  مصرف مشعل را از تقسيم قدرت حرارتي ديگ (QB) در حاصل ضرب ارزش حرارتي هر كيلو گازوييل ( حدود 10000 كيلو كالري ) در راندمان مشعل كه بين 6/. تا 85/. است را به دست آورد.چون وزن مخصوص گازوييل 8/. است , بنابراين به ازاي هر ليتر حدود 8000 كيلو كالري حرارت توليد خواهد شد كه اين مقدار BTU 32000 است.

اگر راندمان متوسط مشعل ها را 78/. انتخاب كنيم , به ازاي هر ليتر گازوييل معادل BTU25000 حرارت توليد خواهد شد. كاتالوگ انتخاب مشعل در أخر اين مبحث موجود مي باشد.

با پيدايش سوخت هاي مايع و محسناتي كه نسبت به سوخت هاي جامد دارند, روز به روز در مشعل ها پيشرفت حاصل شده است و امروزه تقريبا در اكثر ديگ هاي حرارت مركزي و صنايع , سوخت مايع مصرف مي شود و در نتجيه وجود مشعل ها ضروري است.

مشعل ها از لحاظ پودر كردن سوخت به سه نوع تقسيم مي شوند:

1- فشاري

2- با فشار بخار يا فشار هوا

3- با فشار ضعيف هوا

در نوع فشاري , سوخت با فشار يك تلمبه به داخل ديگ پاشيده مي شود و هوا نيز به طور طبيعي از اطراف نازل سوخت پاش وارد مي شود.

در نوع دوم ,سوخت به وسيله فشار هوا يا بخار به داخل ديگ فرستاده مي شود.در اين مشعل جريان سوخت از منبع تا پستانك به علت وزن مايع است و گاهي با فشار پمپ ضعيف انجام مي گيرد.

در اين سيستم به علت فشار هوا و كمپرسور و يا فشار بخار , صداي نسبتا زيادي به وجود مي            آيد كه از عيوب مشعل مي باشد.

بالا خره نوع  سوم ,كه بيشتر در ديگ هاي حرارت مركزي به كار برده مي شود و كامل ترين نوع مشعل است و در دو نوع مشعل با فشار كم و مشعل با فشار زياد ساخته مي شوند.

 

1-مشعل با فشار كم:

اين مشعل تشكيل شده است از يك الكترو موتور و يك وانتيلا تور و يك پمپ سوخت كه معمولا روي يك محور قرار دارند و با حركت الكترو موتور به كار مي افتند. پمپ , سوخت را از منبع مي گيرد و در داخل لوله مشعل كه در انتهاي آن نازل قرار گرفته است , فشرده مي كند و چون نازل داراي سوراخ هاي ريزي است , سوخت به صورت پودر به داخل كوره پاشيده مي شود. وانتيلاتور نيز اكسيژن لازم را به وسيله هواي محيط از اطراف نازل داخل محفظه احتراق مي رساند. در اين حالت براي ايجاد شعله , احتياج به يك جرقه است كه آن نيز از دو سر سيمي كه متصل به يك ترانسفور ماتور فشار قوي در حدود 12000 ولتي است , ايجاد مي شود.

اين جرقه ممكن است دايمي باشد كه در ديگ هايي كه محيط گرم كافي ندارند مورد احتياج است . در اين صورت ترانسفور ماتور  بايد داراي قدرت كار هميشگي باشد و يا ممكن است جرقه به طور متناوب باشد . يعني در موقع شروع احتراق چند لحظه جرقه زده شود و پس از گرم شدن كوره , جرقه قطع شود .در اين نوع مشعل ها وسايل ديگري مانند مانو متر و صافي روغن و شير برقي )سولنوييد ولو) نيز به كار برده مي شود . شير برقي به خصوص وقتي كه منبع سوخت بالا تر از مشعل با شد , حتما لازم است, چون ممكن است پمپ سوخت خوب آب بندي نباشد و هنگامي كه مشعل كار نمي كند , سوخت, قطره قطره وارد كوره و تبخير شود كه در موقع روشن شدن مجدد توليد انفجار خواهد كرد . ولي با وجود شير مربوطه چون به محض از كار افتادن موتور راه سوخت نيز بسته مي شود . از ديگ محافظت كامل به عمل مي آيد.

پمپ هاي مشعل معمولا يك طبقه هستند و در بعضي موارد ممكن است دو طبقه باشند. در حالتي كه منبع سوخت پايين تر از مشعل باشد , وجود پمپ دو طبقه ضروري است . در اين مشعل ها مقدار هوا و مقدار سوخت به وسيله دريچه تنظيم هوا و شير تنظيم سوخت كه به ترتيب اطراف وانتيلاتور (بادرسان) و روي پمپ قرار دارند, كنترل مي شود .

عمل راه افتادن و از كار افتادن مشعل به وسيله فرمان خود كاري مانند ترموستات ديگ و كنترل دود كه گاهي به جاي آن سلول فتو الكتريك به كار مي رود, انجام مي گيرد.

2- مشعل با سوخت مايع سنگين:

اين مشعل نيز مانند مشعل قبلي است , با اين تفاوت كه به جاي وانتيلاتور , يك دمنده به كار رفته و پمپ آن نيز مناسب با درجه غلظت مايع سوخت انتخاب شده است.

در موقع راه اندازي اين مشعل قبلا شروع كار را به وسيله سيال گازي شكل يا سوخت سبك ديگري انجام مي دهند كه در اين صورت يك دستگاه راه انداز به آن اضافه خواهد شد.

به طور كلي هر نوع مشعل براي ظرفيت هاي مختلف ساخته شده است كه نسبت به ظرفيت حرارتي ديگ و انواع آن , مي توان با تعويض نازل و تنظيم هوا از آن استفاده كرد. مثلا يك مشعل با ظرفيت 1 تا 5 و5 تا 10 ليتر ساخته شده است كه مي توان با تغيير پستانك , مصرف آن را به حداكثر يا حداقل رساند .

مشعل گازي:

در اين نوع مشعل, گاز بوسيله شير خودكاري با فشار اوليه خود وارد ديگ مي شود و با تركيب با هوايي كه همراه خود وارد كوره مي كند , مشتعل مي شود و در حدود 80% حرارت خود را به ديگ مي دهد .

 

معمولا عمل ايجاد شعله به وسيله شمع خود كار انجام مي گيرد .در مورد اين مشعل ها وسايل محا فظتي پيش بيني مي شود , به خصوص اينكه گاز بدون اشتعال وارد ديگ نشود . اين عمل به وسيله يك كويل ترمو الكتريك كه نزديك شعله شاهد(شمع) قرار دارد , كنترل مي شود . به ترتيب كه با بودن شعله كويل گرم مي شود و جريان ترمو الكتريك از آن عبور مي كند و پس از اثر كردن روي شير خود كار , آن را باز نگه مي دارد. اما به محض اينكه شعله خاموش شد , جريان ترمو الكتريك از بين مي رود و شير بسته مي شود و راه ورود گاز را به ديگ مي بندد كه براي راه اندازي مجدد , بايد شير گاز را با دست باز كرد . اين نوع مشعل نيز براي ظرفيت هاي مختلف ساخته شده و در دسترس است .

 

مشعل اتمسفریک

نكات ايمني     

• سرويس و بازديد سالانه دستگاه ضروري است.

• در اتصال گاز به دستگاه ، از قطعات و اتصالات استاندارد استفاده نمائيد.

• از موتورخانه نبايد به شكل انبار استفاده گردد ، بنا براين از قرار دادن هر نوع لوازم اضافي و اشتعال زا در موتورخانه خودداري نمائيد.

• دستگاه بايد دودكش مناسب جهت خروج گازهاي حاصل از احتراق داشته باشد.

• دودكش دستگاه بايد مستقا و مجهز به كلاهك H باشد.

• دودكش بايد تميز بوده و كوران طبيعي هوا داخل آن وجود داشته باشد.

• لوله هاي افقي دودكش كوتاه باشد و از بكار بردن پيچ و خم اضافي خودداري گردد.

• هنگام مسافرتهاي طولاني دستگاه را خاموش ، دوشاخه برق دستگاه را از پريز مربوطه خارج نموده و شير مصرف گاز را ببنديد.

• از تعمير دستگاه توسط افراد غير متخصص خودداري نمائيد.

• استفاده از دودكش مستقل در كليه وسايل گاز سوز الزامي است.

 

 

  شرايط قبل از نصب     

• ديگ و دودكش را بطور كامل از دوده تميز نمائيد.

• ديگ و سيستم حرارتي پر از آب باشد.

• موتورخانه مجهز به تابلو برق باشد و هوا در آن جريان داشته باشد.

• چنانچه دودكش ديگ در قسمت پايين قرار گرفته باشد حتما لوله اي جهت تخليه و ايمني در قسمت بالاي ديگ تعبيه و به كانال دودكش متصل گردد.

• براي دودكش هايي كه ارتفاع آنها بيش از 6 متر است سه راهي دمپر نصب گردد.

• قبل از نصب مشعل بررسي نمائيد كه يك عدد دفترچه  راهنما ، دو  عدد پيچ و مهره 30 X ر8  ، يك عدد شعله پوش پيلوت و يك كارت ضمانت در كارتن موجود باشد.

• قبل از نصب مشعل ، ابتدا صفحه ديگ را مطابق با فلنج مشعل (شكل 1) سوراخكاري نمائيد.

 

 دستورالعمل نصب     

• شعله پوش را در محل نشان داده شده در شكل 2 نصب نمائيد.

• مشعل را به كمك پيچ هاي موجود به صفحه ديگ مطابق شكل 3 وصل نمائيد.

• يك عدد فيلتر گاز با ورودي 4/3 (سه چهارم) اينچ بلافاصله بعد از شير دستي گاز وصل نمائيد.

• از محل خروج فيلتر با لوله لاستيكي فشار قوي به قطر  4/3 (سه چهارم) اينچ (مخصوص گاز) ، انشعاب اصلي گاز را به مشعل وصل نمائيد.

• سيم كشي را مطابق نقشه برق ذيل انجام دهيد. وآگوستات روي ديگ را به پايه رله وصل نمائيد.

• توجه : پس از اتمام كار نصب و راه اندازي ، اتصالات و قطعات مربوط به عبور گاز را جهت اطمينان از عدم نشتي ، تست نمائيد.

 

 نقشه برق     

• مطابق سيم كشي ، فاز و نول را مستقيما از تابلوي برق گرفته و آگوستات روي ديگ را به پايه رله وصل نمائيد.

 

• توجه : فيلتر سر راه ورودي گاز به مشعل نصب و ساليانه تميز گردد.

• وارد كردن ضربه به قطعات مشعل و لوله هاي گاز ممكن است موجب نشت گاز در محيط گردد.

• بازرسي شيلنگ لاستيكي فشار قوي جهت اطمينان از سالم بودن آن الزامي است.

 راه اندازي     

• روشن كردن شعله پيلوت و شعله اصلي

• ابتدا شير انشعاب گاز را باز نموده و آگوستات ديگ را روي درجه حرارت مناسب قرار مي دهيم.

• دكمه سفيد رنگ را مطابق شكل 5 ( فلش 1 ) فشار داده تا جريان گاز پيلوت برقرار شود و همزمان دكمه جرقه ردن الكتريكي (فلش 2 ) را فشار مي دهيم.

• پس از روشن شدن پيلوت دكمه سفيد رنگ را به مدت 30 ثانيه به همان حالت نگه مي داريم تا شعله پيلوت ثابت بماند.

• دكمه را رها مي كنيم تا شعله اصلي تشكيل گردد ، شعله مناسب بايد 4/3 (سه چهارم) طول ديگ را پوشش دهد.

• توجه : چنانچه شعله پيلوت تشكيل نشد به مدت 3 دقيقه دكمه سفيد رنگ را به پائين فشار مي دهيم تا هواي پيلوت خارج گردد و گاز به سر پيلوت برسد سپس عمل روشن كردن را مجددا تكرار مي كنيم.

 

  تنظيم شعله پيلوت      

• براي تنظيم شعله پيلوت ، پيچ برنجي را مطابق شكل 6 توسط پيچ گوشتي مي چرخانيم . چرخش در جهت عقربه هاي ساعت ، شعله پيلوت را كم و در خلاف جهت شعله پيلوت را زياد مي كند.

"شعله پيلوت بايد 10 تا 13 ميليمتر از سر ترموكوپل را بپوشاند و از دهانه ونتوري 5 ميليمتر فاصله داشته باشد."

 تنظيم شعله اصلي     

• براي تنظيم شعله اصلي پيچ درپوش را مطابق شكل 7 برداشته و با چرخاندن پيچ پلاستيكي در جهت عقربه هاي ساعت شعله زياد و در خلاف جهت كم مي شود.

  خاموش كردن موقت مشعل    

• كليد برق را از تابلو قطع كرده در اين حالت شعله اصلي خاموش ولي شعله پيلوت روشن باقي مي ماند.

راهنماي تعويض قطعات    

• تعويض الكترود جرقه

در صورتي كه چيني الكترود شكسته يا ترك خورده باشد پيچ آن را مطابق شكل 9 كمي باز نمائيد و با خارج كردن فيش الكتريكي انتهاي الكترود آن را خارج نمائيد، الكترود سالم را در محل مربوطه قرارداده ، سپس پيچ را محكم نموده و فيش اتصال را وصل كنيد.

 

• تعويض بوبين ترموكوپل

درصورتيكه دليل عدم ثابت ماندن شعله پيلوت ، ايراد بوبين ترموكوپل باشد ، ابتدا مهره ترموكوپل را باز كرده ، سپس شير ورودي گاز را بسته و مهره برنجي را مطابق شكل 10 باز نموده و مهره را محكم نمائيد.

 

• تعويض ترموكوپل

در صورتيكه دليل عدم ثابت ماندن شعله پيلوت ، ايراد ترموكوپل باشد ، پيچ را مطابق شكل 11 كمي باز نمائيد و ضمن آزاد سازي اتصال آن از بوبين ، ترموكوپل سالم را در محل صحيح نصب نمائيد.

 

• توجه :  قبل از تعويض قطعات ، شير گاز بايد بسته شود و تعويض منحصرا توسط متخصصين آشنا به مشعل هاي اتمسفريك انجام پذيرد.

مدیریت استراتژی تکنولوژی   

 

مقدمه

توان رقابت تجاری، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه شرط بقاء و حضور در بازار جهانی است. تحقق اهداف سازمانی و رقابت موفق در محیط، به شدت متغیر تجاری، نیازمند تدوین استراتژی های مناسب و دقیق است و این مقاله به بحث پیرامون اصول مدیریت استراتژیک می پردازد. به نکات کلیدی در تدوین استراتژی تجاری و استراتژی تکنولوژی اشاره کرده و روشهای مفید در تصمیم گیری های استراتژیک را معرفی می کند و همچنین بر اهمیت پیوند استراتژی تکنولوژی با استراتژی تجاری تأکید شده است.
منظور از استراتژی چیست؟

استراتژی: شناخت اینده و برنامه ریزی برای آن است و ابزاریست که اهداف دراز مدت بواسطه آن قابل تحقق میباشد. استراتژی در مفهوم تجاری، فرمولی گسترده است که سازمان برای نیل به موفقیت، به کار می گیرد و برنامه و طرح لازم برای پیروزی در رقابت، به طور کامل و به تفضیل در آن منعکس می شود. تدوین استراتژی یک چالش مستمر است، از این رو، استراتژی در گام اول باید “محور” اصلی فعالیت های سازمان را تأئید کرده و سپس آنچه را که سازمان می تواند انجام دهد، تدوین نماید و فعالیت برنامه ریزی استراتژیک را نهادینه نماید. این امر به آنها کمک می کند تا بهتر رقابت کرده، و موقعیت خود را در بازار تقویت کنند. ” مدیریت استراتژیک” ، فرایندی است که از سه بخش مهم و مرتبط به هم تشکیل شده است.

۱- برنامه ریزی استراتژیک (شامل تعیین دورنمای استراتژیک و تدوین استراتژی است)   
۲- پیاده سازی استراتژیک: شامل فهرست تمام فعالیت هایی که باید صورت گیرند و تعیین و گماردن واحدهای عملیاتی مناسب برای پیاده سازی اقدامات اجرایی و پروژه های استراتژیک است که به تاکتیک ها و برنامه ریزی سیستماتیک (نظام مند) می پردازد.

۳- ارزیابی استراتژیک : شامل معیارهای عملکرد، سازو کارهای بازخور، بهبود مستمر فرایند یادگیری سازمانی که امکان پالایش استراتژی و اصلاح طرحها و برنامه ها را فراهم می آورد.
تدوین موفقیت آمیز استراتژی، به سازگار کردن منابع در دسترس سازمان و فرصت های موجود در محیط بستگی دارد. شناسایی نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت ها و تهدیدهای خارجی، گام مهمی در فرایند تدوین استراتژی است. تشکیل ماتریس نقاط ضعف و قوت، فرصت ها و تهدیدها، ابزار بسیار مفیدی برای این کار به شمار می رود که تحلیل گران می توانند عوامل مشخص شده در ماتریس SWOT را بازنگری کرده و چهار نوع استراتژی متفاوت تدوین نمایند.

۱- استراتژی نقاط قوت – فرصت (SO)، که سازمان با بهره گیری از نقاط قوت خود می کوشد تا از فرصت های خارجی نهایت استفاده را ببرد.

۲- استراتژی های نقاط ضعف – فرصت ها (WO) که سازمان تلاظ می کند تا با استفاده از فرصتهای موجود، بر نقاط ضعف خود غلبه کند

۳- استراتژی های نقاط قوت و تهدیدها (ST) که سازمان از نقاط قوت خود بهره می گیرد تا تهدیدهای خارجی را دفع کرده و از آنها دوری گزیند. ۴- استراتژی نقاط ضعف – تهدیدها (WT) که سازمان رویکردهای مناسبی اتخاذ می کند تا نقاط ضعف خود را کاهش داده و از تهدید های خارجی دوری نماید، سلول های ماتریس WT , ST, WT, SO مبین استراتژی هایی است که سازمان می تواند مناسب ترین استراتژی را انتخاب کرده و برای خود استراتژی مناسبی را ارزیابی و تدوین کند. در این میان می توان شاخص ها و معیارهای مطلوب را با استفاده از مقیاس وزنی (همچون مقیاس لیکسرت)، این کار را به صورت کمی انجام داد و بر اساس آن مقیاس، به آنها امتیاز داد. میانگین امتیازهای هر استراتژی می تواند به عنوان راهنما در انتخاب گزینه بهینه مورد استفاده قرار گیرد.

تدوین استراتژی تکنولوژی:

مدیریت تکنولوژی زمانی موفق خواهد بود که میان استراتژی کسب و کار و استراتژی تکنولوژی، ارتباطی مناسب برقرار شود. استراتژی تکنولوژی، همانا بکارگیری، توسعه و نگهداری کلیت دانش و توانایی شرکت است. گرچه تکنولوژی عامل بسیار مهمی به شمار می رود، ولی به تنهایی برای تضمین موفقیت کسب و کار، کافی نیست. کسب و کار موفق، همانا یکپارچه سازی نوآوری تکنولوژی با تولید، بازاریابی،مالی و نیروی انسانی در راستای تحقق اهداف تعیین شده است. پورتر پیشنهاد می کند که در تدوین استراتژی تکنولوژی، مراحل زیر طی شود: ۱- شناسایی تمامی تکنولوژی، تکنولوژی های فرعی و متمایز کننده زنجیره ارزشی ۲- شناسایی تکنولوژی های سایر صنایع یا تکنولوژی هایی که هنوز مراحل توسعه را می گذرانند و از این پتانسیل برخوردارند که در زنجیره ارزشی مورد استفاده قرار گیرند ۳- تعیین مسیر تغییرات تکنولوژی های کلیدی و تغییرات بالقوه تکنولوژی ۴- تعیین اینکه کدام تکنولوژی ها، بیشترین تأثیر را بر مزیت رقابتی و ساختار صنعت بر جای می گذارند. ۵- ارزیابی توانایی های نسبتی شرکت در تکنولوژی های مهم و هزینه بهبود آنها ۶- انتخاب استراتژی کلی رقابتی شرکت را تقویت کند. ۷- باید استراتژی های تکنولوژی تمام واحدهای کسب و کار، در سطح بالای سازمان حمایت شوند.

مسیر حرکت استراتژی:

ماشین توان رقابتی و خلق ثروت را می توان به صورت مونتاژ قطعات در نظر گرفت:

۱) تدوین استراتژی با جهت گیری مشخص،

۲) بکارگیری قابلیت های تکنولوژیک،

۳) رسیدن به سطح بالایی از بهره وری ،

۴) انجام فعالیت های تهاجمی و پیگیر در بازاریابی. جهت گیری استراتژیک، امری حیاتی برای موفقیت هر سازمان است. تنظیم و مشخص کردن جهت، به تغییرات تکنولوژی ما نیازهای مشتریان و عوامل محیطی، بستگی دارد. مفهوم اساسی و زیر بنایی در تدوین استراتژی تکنولوژی، همانا “قابلیت محوری” است. ساخت محصول یا خدمتی که برای مشتریان، ارزش منحصر فردی داشته باشد، مثالی از یک قابلیت فنی محوری است . مثال دیگری از قابلیت های محوری سازمان، زیر ساخت آن است که زمینه مؤثر و کارآمد مدیریت عملیات را فراهم می آورد همچنین قابلیت محوری می تواند دانش مدیریت یا مهارت کارکنان سازمان، باشد. شرکت بویینگ یکی از غول های هواپیما سازی ، فعالیت های تولیدی و کسب و کار بسیار موفقی دارد. اما این شرکت قابلیت محوری خود را در یکپارچه سازی سیستم های بزرگ، طراحی و تولید مؤثر دانش مشتریان خود متمرکز کرده است. قابلیت های محوری هر سازمان به محصولاتی محوری تبدیل می شوند که می توانند در قالب یک یا چند محصول نهایی ظاهر شوند. این محصولات نهایی سازمان را به مشتریان متصل می کند . مدیریت باید قابلیت های محوری شرکت را به مثابه مزیت خاص بداند و ستراتژی تکنولوژی کسب و کار را حول این قابلیت تدوین کند.

-  روشی کلی برای شناسایی [(core Technical Competencies) CTC] قابلیت توانایی های محوری فنی

-   این فرایند، سیستماتیک و جامع بوده، نیازمند مشارکت گروه زیاد و متنوعی از پرسنل است. و در فعالیت های تحلیلی مربوطه، خلاقیت و دقت را با هم می طلبد. هنگامی که این فرایند بخوبی پیاده شود، زمینه بسیار مستحکم و مناسبی برای قابلیتهای آتی فراهم می آورد، مزایای جانبی فراوانی از آن حاصل می شود و چندین دستاورد ارزشمند را نیز به دنبال دارد.

• فهرستی از تمام توانمندی های فنی شرکت و شناسایی توانمندی هایی که در بخش های مختلف شرکت، تکرار شده است.

• ارزیابی تمام نقاط ضعف و قوت تکنولوژیکی شرکت.

• فهرستی از توانایی های تکنولوژیکی حیاتی شرکت

• شناخت قابلیت های محوری بالقوه و موجود در شرکت و الگو برداری مقایسه ای از برترین های خارج از کشور


مرحله ۱) شروع برنامه “ایجاد گروه راهبری و تیم های کاری و برگزاری جلسات شروع کار” یک شروع موفق، قدم مهمی در موفقیت کل برنامه است. در اولین جلسه تیم کاری، مدیر برنامه باید خلاصه ای از کل برنامه را توضیح داده و مباحثات اولیه در مورد ساختار فهرست توانمندی های شرکت را هدایت می کند. شکل طبیعی فهرست توانمندی ها، به صورت یک ماتریس بزرگ است. این ماتریس، شامل فهرست طبقه بندی شده توانمندی های تکنولوژیکی شرکت و ستون های دیگری است که از آنها برای امتیاز دهی به هر یک از توانمندیها (با توجه به شاخص های مختلف ارزیابی) استفاده می شود . تیم باید تصمیم بگیرد که از کدام طبقه بندی استفاده کند. به عنوان مثال، طبقه بندی ها می توانند خیلی ساده به صورت ۱) علوم کاربردی ۲) طراحی و توسعه ۳) توانایی های ساخت باشند.  

مرحله ۲) تهیه فهرست توانمندی ها ” تهیه فهرست اولیه، جمع آوری و جمع بندی کلیه ورودی ها ونهایی کردن فهرست توانمندی ها” اهداف این مرحله عبارت است از نهایی کردن ساختار کار و محتوای فهرست تایید شده شاخص های ارزیابی و سپس آغاز تعریف دقیق روش ارزیابی. استفاده از یکی از نرم افزارهای صفحه گسترده یا بانک اطلاعاتی به انجام این فرایند کمک می کند. تیم کاری باید شاخص های ارزیابی را مورد توجه قرار داده و تصمیم بگیرد که از کدامیک استفاده کند و چگونگی انجام ارزیابی را نیز مشخص کند . اهداف، محدوده و بازه زمانی تعیین شده برای فعالیت های اولیه، در پاسخگویی به این سؤالات تأثیر گذار خواهد بود. برای ارزیابی “نقاط قوت و حیاتی بودن” از فرایند های مجزایی استفاده شود. و گزینه های مختلف را لحاظ کرده پیشنهادات و توصیه های خود را تدوین و برای گروه هدایت کننده ارسال کند.


مرحله۳) ارزیابی توانمندی ها “ارزیابی تمامی موارد با استفاده از مقیاس های اندازه گیری انتخاب شده برای تعیین نقاط قوت و اهمیت هر یک” خروجی و ماحصل این مرحله، فهرستی نهایی مجموعه جامعی از توانمندی ها و ارزیابی ها (از همه مهم تر)، شناسایی توانمندی های تکنولوژی حیاتی شرکت است. محور اصلی اقدامات اولیه، ارزیابی نقاط قوت است. استفاده از پرسش نامه، می تواند مؤثر و کارآمد باشد. نتایج توسط اعضای تیم ثبت و بررسی می شود و در صورت نیاز، از مصاحبه ها و پرسش نامه های دیگری جهت تکمیل اطلاعات استفاده شود. آنگاه تیم باید تصمیم بگیرد که به هر توانمندی چه امتیازی تخصیص دهد. تکنیک های آماری در تحلیل پاسخ ها مفید واقع می شود. تیم کاری می بایستی اثر هر یک از توانمندی های تکنولوژیکی را بر توان رقابت شرکت بررسی و ارزیابی های غنی و منطقی انجام دهد. پس باید برنامه های استراتژیک فعلی سازمان را مطالعه کنند. نتایج به شدت مورد نقد قرار گرفته و تعدیل می شود.


مرحله ۴) شناسایی قابلیت های کاندید “تست انواع مختلف توانمندیهای حیاتی مکمل، تدوین لیست احتمالی قابلیت های محوری” چالش تیم کاری در مرحله ۴ استفاده از دانش و داده های جمع آوری شده در مراحل ۲و۳ جهت شناسایی هر چه بیشتری از توانایی های محوری فنی (تکنولوژی حیاتی) کاندید است نتایج حاصل، باید فهرستی بلند بالا از حوزه های تخصصی تکنولوژیکی آتیه دار باشد که بتوان آنها را به عنوان CTC یا قابلیت توانایی های محوری فنی شرکت مورد آزمون و ارزیابی قرار داد مشخصات CTC ، مورد بازنگری، یکپارچه سازی و پالایش قرار می گیرد، خروجی این فهرستی از CTC های متمایز است و مبنای کارهای آتی به شمار می روند.

مرحله ۵) تست قابلیت محوری کاندید “اعتبار سنجی CTC ها: به مزیت رقابتی – ارزش ادراکی مشتری – میزان دشواری تقلید – امکان ورود به بازار های دیگر” فهرست CTC های ارزشمند (از آنجایی که تمام CTC های بالقوه و بالفعل سازمان را در خود دارد)، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. باید این فهرست با گروه هدایت کننده مورد بازنگری کامل قرار گیرد . گروه هدایت کننده نیز باید مدیر برنامه را راهنمایی کند که کدام CTC (اگر اساسا” موری باشد) ، را در مرحله مورد توجه خاص قرار دهد یا به کلی حذف کند چون این CTC ها ارزشمند بر توانمندی های حیاتی فعلی شرکت جا شده اند.


مرحله ۶) ارزیابی موقعیت قابلیت محوری “تحقیق پیرامون برداشت بیرون از شرکت نسبت به قابلیت ها و افزودن یافته ها ونتایج آن به ممیزی توانمندی های داخلی” در این مرحله نهایی مشخص می شود که شرکت، کدامیک از CTC های ارزشمند خود را در مالکیت دارد. موقعیت نسبی شرکت در هر یک از CTC ها چگونه است. بهترین سازمانهای خارجی که باید برای الگو برداری مقایسه ای مورد توجه قرار گیرد و همچنین کارهای که باید صورت گیرد تا مالکیت شرکت بر CTC های بالقوه اش محفوظ بماند، از مواردی است که در این مرحله روشن می شود. شناخت قابلیت های فنی محوری موجود و حوزه هایی که پتانسیل تبدیل شدن به CTC را دارند، ارزشی فراوان دارد، به نحوی که می تواند مبنای تدوین استراتژی تکنولوژی در کل سازمان باشد.

نقش الگوی سرآمدی در كسب مزیت رقابتی

نقش الگوی سرآمدی در كسب مزیت رقابتی

سودآوری درگرو دستیابی سازمانهای تولیدی و خدماتی به مزیت رقابتی است. مزیت رقابتی بایستی از درون سازمان شروع و ادامه یابد برای صادرات پایدار وسودآوری ابتدا بایستی محیط و بازار را شناسایی و با خلق بازارهای جدید درجهت جذب آنها اقدام كرد.

امروزه كسب مزیت رقابتی درگرو این است كه سازمانها در ابعاد مختلف به سمت سرآمدی و برتر شدن حركت كنند. ایجاد رقابت با رعایت اصول اخلاقی به این معنی است كه با شیوه علمی و با برنامه ریزی راهبردی درجهت قوی كردن سازمان گام برداشت.    
برای ایجاد كسب مزیت رقابتی راهكارهای زیادی وجود دارد كه لازم است به تناسب شرایط فرهنگی، سیاسی، انسانی و ساختاری راهكارهای مناسبی به كار گرفته شود. یكی از راهكارهایی كه از تناسب فرهنگی، انسانی و ساختاری بیشتری با شرایط سازمانی و كسب و كار بومی برخوردار است و درعمل نیز در بعضی از سازمانها به اثبات رسیده مدل سرآمدی یا استاندارد (EUROPEAN, FOUNDATION, QUALITY, MANAGEMENT)E.F.Q.M است.
استقرار مدل سرآمدی در سازمانها دارای دستاوردهای زیادی است كه از آن جمله به وجود آمدن مزیت رقابتی و توجه به خواسته ها و نیازهای مشتریان درهمه ابعاد است.
برای كسب سودآوری، لازم است ابتدا در ابعاد مختلف توانمندسازهای سازمان را تقویت و از طرف دیگر نتایج حاصل از توانمندسازها را تبدیل به خدمات، كالا و محصول برتر و مشتری پسند كرد. براین اساس و باتوجه به اهمیت مدل سرآمدی در كسب و كار، دراین مقاله سعی بر آن است مفهوم مزیت رقابتی، راهكارهای كسب مزیت رقابتی، بنیادهای سازمانهای متعالی و نقش مدل سرآمدی در كسب مزیت رقابتی تبیین شود.   
مزیت رقابتی ازجمله مؤلفه هایی است كه ماندگاری سازمانی را تضمین می كند. كسب مزیت رقابتی به صورت تصادفی و بدون برنامه حاصل نمی شود بلكه بایستی سازمانها با تفكر و طراحی چهارچوبهای علمی در این راستا حركت كنند. مشتری مداری، بازارآفرینی و بازارگرایی ایجاب می كند كه از مدل های سرآمدی برای بهبود وضعیت موجود رهبری، استراتژی ها و منابع انسانی استفاده شود.
شناسایی دائم حوزه های بهبود و پروژه سازی برای رسیدن به بهبودهای مطلوب و رقابت مدار از طریق الگوهای استاندارد و تجربه شده موجب صرفه جویی در وقت می شود. الگوی سرآمدی ازطریق توجه به توانمندسازها بنیادهای بهبود را در ابعاد مختلف سازمان ایجاد و با رویكردی نظام دار انسجام منطقی درون هر رویكرد ایجاد و ازطرف دیگر با یكپارچه سازی مجموعه توانمندسازها سینرژی در توانمندسازهای سازمانی ایجاد می كند كه حاصل آن بهبود توانمندی كاركنان، افزایش كیفیت و كسب بازارهای جدید است. در این صورت، می توان با حاكم كردن هوشمندی رقابتی و استراتژی های پیش برنده بر سازمان، سودآوری سازمان را تضمین كرد.   
● مفهوم مزیت رقابتی   
رقابت پذیری فرایندی است كه هر نهادی می كوشد تا از این طریق بهتر از دیگری عمل كرده و از وی پیشی گیرد. كسب توانمندیهای رقابتی درجهان امروز به یكی از چالشهای اساسی كشورهای مختلف در سطح بین المللی تبدیل شده است.(۱) مزیت رقابتی عبارت از میزان جذابیت پیشنهادهای شركت در مقایسه با رقبا از مشتریان است. ضریب رقابتی تمایز در ویژگیها یا ابعاد هر شركتی است كه آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان می كند. (۲) به طور كلی مؤلفه های مفهوم مزیت رقابتی شامل ارزش آفرینی، بازارگرایی، خشنودی مشتری، شناخت توان بالقوه، حركت دادن توان بالفعل، انگیزه سازی، مهارت سازی، قیمت مناسب، پاسخگویی و نوآوری است.  
● راهكارهای كسب مزیت رقابتی   
برای كسب مزیت رقابتی راهكارهای مختلفی وجود دارد كه سازمانها بایستی آنها را به كار گیرند تا با كسب جهت‌گیری صادراتی بتوانند به سودآوری دست یابند. به طور كلی با راهكارهای زیر می توان مزیت رقابتی را برای سازمان به دست آورد.   
۱ – ایجاد هوشمندی رقابتی: یكی از راههای كسب مزیت رقابتی و رونق دادن به كسب و كار در داخل و خارج ایجاد هوشمندی رقابتی است. برای كسب مزیت رقابتی لازم است سازمان براساس شكل شماره یك هوشمندی رقابتی را نهادینه كند. (۳)
۲ – پیاده سازی استراتژی های پیش برنده در قبال رقبا: یكی از مكانیسم های كسب مزیت رقابتی این است كه سازمان درقبال رقبا به فراخور شرایط، استراتژی های مناسبی را طراحی و اجرا كند. به طوركلی برای كسب مزیت رقابتی استراتژی های پنجگانه آمده را می توان در شرایط مختلف سازمان به كار بست.(۴) (جدول شماره یك)   
۳ – سازوكار اتحاد استراتژیك: یكی از سازوكارهای مهم كسب مزیت رقابتی و تسخیر بازارهای داخلی و خارجی اتحاد استراتژیك است. اتحاد استراتژیك یك توافقنامه همكاری بین دو سازمان و یا تعداد بیشتری است كه می‌خواهند از این راه موفقیت رقابتی كسب كنند و عملكرد خود را ازطریق منابع مشترك بهبود بخشند. اتحاد استراتژیك در زمینه های زیر موجب كسب مزیت رقابتی خواهدشد.
▪ اتحاد خدمات متقابل؛
▪ موافقتنامه صدور مجوز؛   
▪ مشاركت در زنجیره ارزش.(۵)    
اتحاد استراتژیك در سطح ملی و بین‌المللی موجب خلق بازار جدیدی در داخل مرزها و خارج مرزها خواهدشد بنابراین، برای ایجاد سازگاری درونی و به وجود آوردن پایگاههای مستحكم داخلی لازم است ابتدا اتحاد استراتژیك را در سطح بومی به اجرا درآورد و سپس با تمرین و رفع نقاط ضعف آن به اتحاد استراتژیك در سطح بین‌المللی پرداخت.
● نقش مدل سرآمدی
امروزه صادرات و كسب مزیت رقابتی تصادفی و یك شبه به دست نمی آید بلكه لازم است با تدبیر و برنامه ریزی بلندمدت روی ابعاد مختلف سازمانی فعالیت و سازمان را به یك سازمان سرآمد تبدیل كرد. درصورتی كه سازمان در سطوح مختلف و تا اعماق خود به سرآمدی دست یافت می توان انتظار صادرات پایدار را از آن داشت. صادرات و رقابت نیازمند پشتیبانی و تداوم است و این تداوم از درون سازمان نشأت می‌گیرد. بنابراین، لازم است ابتدا سازمانی سرآمد درست كرد كه حاصل آن ارتقای كیفیت محصول و خدمات، توجه به مشتری و قیمت ارزان است و از این طریق است كه می توان به مزیت رقابتی دست یافت. براین اساس و باتوجه به اهمیت موضوع برای پیاده سازی مدل سرآمدی در سازمان لازم است مباحث زیر موردتوجه قرار گیرد.   
الف – ایجاد بنیادهایی برای سرآمدی سازمان؛   
ب – استقرار مدل سرآمدی در سازمان.  
الف – ایجاد بنیادهایی برای سرآمدی سازمان: برای اینكه سازمان هرچه بیشتر به سمت سرآمدی حركت كند نیازمند ایجاد بنیادهای صحیح است. سرآمدی مانند یك خانه است كه برای ساخت و تداوم آن نیاز است بنیادهای اولیه درست و به جا ایجاد شود. به طوركلی بنیادهای اساسی یك سازمان سرآمد كه به دنبال كسب مزیت رقابتی است را می توان به شرح زیر بیان كرد.
▪ نتیجه گرایی؛    
تعالی، دستیابی به نتایجی است كه رضایت كلیه ذی نفعان سازمان را دربرداشته باشد.  
▪ مشتری مداری؛    
تعالی، خلق ارزشهای مطلوب مشتری است.    
▪ رهبری و ثبات در مقاصد؛  
تعالی، رهبری دوراندیش و الهام بخش همراه با ثبات در مقاصد است.
▪ مدیریت مبتنی بر فرایندها و اولویتها؛  
تعالی، مدیریت سازمان ازطریق مجموعه ای از سیستم ها، فرایندها و اولویتهای مرتبط و به هم پیوسته است.    
▪ توسعه و مشاركت كاركنان؛
تعالی، حداكثر كردن مشاركت كاركنان ازطریق توسعه و دخالت دادن آنها در امور است.    
▪ یادگیری، نوآوری و بهبود بهتر؛    
تعالی، به چالش طلبیدن وضع موجود و ایجاد تغییر به منظور نوآوری و خلق فرصتهای بهبود با استفاده از یادگیری است.    
▪ توسعه همكاریهای تجاری؛  
تعالی، توسعه و حفظ همكاریهایی است كه برای سازمان ارزش افزوده تر ایجاد می كند.    
▪ مسئولیت اجتماعی سازمان؛  
تعالی، فراتر رفتن از چهارچوب حداقل الزامات قانونی است كه سازمان در آن فعالیت می كند و تلاش برای درك و پاسخگویی به انتظارات ذی نفعان سازمان در جامعه است.(۶)   
● پیاده سازی الگوی سرآمدی
به طوركلی برای استقرار الگوی سرآمدی كسب و كار لازم است در دو زمینه كلی زیر كار شود:
الف – ایجاد توانمندسازها برای سرآمدی: بخش عمده ای از مدل سرآمدی مربوط به توانمندسازها است. رونق كسب و كار و مزیت رقابتی درگرو توجه به كلیه توانمندسازها در سازمان است و این به خاطر آن است كه توانمندسازها در تولید كیفیت محصول، صرفه جویی و... دخیلند. درهمین جا شعر فردوسی مصداق پیدا می كند كه می گوید «توانا بود هركه دانا بود، ز دانش دل پیر برنا بود» یعنی ازطریق توجه به توانمندیها می توان سازمان را از حالت رخوت و سستی نجات داد و آن را به یك سازمان رقابتی تبدیل كرد.
مؤلفه های مربوط به توانمندسازی مدل سرآمدی بستر رونق تجارت را فراهم می كند.  
۱ – رهبری: در این مقوله اقدامات زیر را بایستی انجام داد چرا كه این اقدامات زیربنای كسب مزیت رقابتی خواهدبود.   
▪ رهبران، ارزشها و مأموریت سازمان را تعیین و به عنوان الگوی فرهنگ تعالی عمل می كنند.    
▪ رهبران، نظامهای مدیریت و بهبود را به كار گرفته و توسعه می دهند.
● رهبران، در یك نقش چندگانه با مشتریان، شركا و نمایندگان جامعه در ارتباط هستند.
▪ رهبران، فرهنگ سرآمدی را در سازمان تقویت می كنند.   
▪ رهبران، از ایجاد تحول در سازمان حمایت می كنند.

 

کار برد تکنولوژی ارتباط از راه دور در سیستم مدیریت نوین

 

ارتباطات راه دور اکنون در برخی سیستم‌های مدیریت نوین کشور از‎ ‎جمله آموزش راه دور در مقاطع مختلف تحصیلی و همچنین درمان و شیوه‌های تشخیص‎ ‎بیماری از راه دور به کار گرفته شده است‎.

ارتباطات راه دور اکنون در برخی سیستم‌های مدیریت نوین کشور از‎ ‎جمله آموزش راه دور در مقاطع مختلف تحصیلی و همچنین درمان و شیوه‌های تشخیص‎ ‎بیماری از راه دور به کار گرفته شده است‎.‎
آموزش از راه دور در مقاطع مختلف تحصیلی به صورتهای زیر امکان‌پذیر است:    
▪ کلاس‌های مجازی: در کلاس‌های مجازی یک مدرس و چندین فراگیر از نقاط دور و نزدیک در یک وقت معینی همدیگر را ملاقات می‌کنند. این کلاس‌ها در سطح شبکه‌های ‏LAN‏ و ‏WAN‏ قابل برگزاری است وبطور کامل در بستر فناوری اطلاعات انجام می‌گیرد و فراگیران می‌توانند مشکلات خود را مطرح کنند و همکلاسی‌ها و مدرس در مورد آن مسائل همفکری و تبادل اطلاعات داشته باشند.
در این محیط‌ها از سیستم مبتنی بر معماری ‏Client/Server‏ استفاده می‌شود. نشست‌های اینترنتی و کنفرانس‌های از راه دور نمونه‌ای از این شکل آموزش باشد.‏   
▪ آموزش گروهی: در آموزش گروهی بوسیله فناوری اطلاعات شخصی به عنوان مدرس و یا سرپرست در فرایند آموزش وجود ندارد و با‌بهره گیری از یک سرور چند منظوره و چند کاربر محیطی ایجاد می‌شود که کاربران متعددی (بیش از ۲ نفر) بتوانند متصل شوند. در این شکل از آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات عملگرهای اشتراکی و یا قابلیت اشتراک داده‌ها اهمیت پیدا می‌کند تا چندین کاربر بطور همزمان به یک سند دست پیدا کرد و با آن کار کنند. در حال حاضر در معماری شبکه‌ها و سیستم‌های عامل شبکه‌ای این قابلیت به خوبی نمود پیدا کرده است. سیستم عامل برای هر کدام از کاربران یک نسخه از فایل موردنظر را در اختیار قرار می‌دهد و بدین صورت مشکل دسترسی به داده‌ها از طرف کاربران متعدد حل می‌شود.   
مواد آموزشی نیز به تبع بکارگیری فناوری اطلاعات در امر آموزش تغییر شکل یافته و ویژگی‌های جدیدی را به خود دیده است که ارتقای کیفیت آموزش چشم انداز تهیه آنهاست. این ویژگی‌ها عبارتند از: ‏
۱( چندرسانه‌ای بودن    
۲) قابلیت تعامل و محاوره‌ای داشتن‏   
۳) دسترسی آسان در هر مکان و هر زمان‏    
۴) ‌بهره مندی از توانمندی‌های بین رشته ای‏
۵) مدولار بودن انعطاف در مقابل استفاده، اصلاح و ارائه‏  
ویژگی‌های مذکور با بوجود آمدن فرمت‌هایی مثل ‏PDF‏ برای انتقال فایل‌ها، زبان‌های نشانه گذاری فرامتنی مثل ‏HTML، ‏XML، ‏XSL‏ و پروتکل‌های مطلوب باعث شده است تا:‏
- محتوای پویا و دینامیک به مواد آموزش داده شود تا کاربران به اقتضای نیاز خود از آن استفاده نمایند .
- مواد آموزشی در سیستم پایگاه‌های داده‌ای با کمی مدیریت به شکل دلخواه درآیند.  
- با استفاده از رده بندی جهانی داده‌ها امکان برچسب زنی محلی فراهم شود تا کاربران با سرعت بیشتری به اطلاعات دسترسی داشته باشند.‏  
- اصول روابط بین انسان و کامپیوتر در طراحی سیستم در صورت بهینه انجام پذیرد.دربخش ارزیابی نیزسیستم‌های آموزش به کمک کامپیوتر (‏CAIS‏) ازدو بخش عمده تشکیل شده‌اند:‏
۱) سیستم مدیریت آزمون (‏TMS‏): به آموزشگر امکان می‌دهد تا بصورت تعاملی، توانایی ایجاد پرسش‌ها و جمع‌آوری آنها در قالب یک آزمون، نمره گذاری و ارزیابی‌های آماری و.... را دهد.
۲) سیستم انتقال آزمون (‏TDS‏) : به دانشجویان امکان می‌دهد که پرسش‌های آزمون را از طریق شبکه اینترنت و صفحات وب پاسخ داده و به مرکزی که اسناد به آن دسترسی دارد ارسال نماید.   
بدین ترتیب ارزیابی موثر و دقیق انجام می‌پذیرد تا با استفاده از نتایج آنها عملکردهای آتی اصلاح و بازسازی شود.‏
سیستم‌های‌ ویدئوکنفرانس امکان‎ ‎برگزاری جلسات گوناگون بدون حضور افراد در یک مکان را فراهم می‌سازند. بدین ترتیب‎ ‎بسیاری از مسائل از جمله هزینه‌ها و مخاطرات سفرهای مختلف و نیز اتلاف وقت را از‎ ‎میان برداشته و امکان ارتباط سریع و به موقع افراد درداخل و یا خارج از کشور را‎ ‎فراهم می‌کند. همچنین استفاده از تکنولوژی ویدئوکنفرانس امکان حضور یک فرد در چندین‎ ‎محل (حتی چند کشور مختلف) را فراهم می‌آورد‎.‎   
یک کنفرانس ویدئویی شامل برگزاری‎ ‎جلسات مجازی، انتقال فایل‌های کامپیوتری، نمایش عکس، اسلاید، فیلم، ‏Presentation ‎ و... است. از طرفی تمام اطلاعات فوق را می‌توان به صورت رمز شده ارسال نمود تا از‎ ‎نفوذ مهاجمین در امان باشد. ایجاد امنیت جلسات از جمله مهم‌ترین مسایل مربوط به این‎ ‎سیستم هاست‎.‎از دیگر کاربردهای تکنولوژی ارتباطات راه دور می‌توان به درمان از راه دور(‏telemedicine‏)،‎ ‎بهبود مدیریت منابع، پیاده‌سازی مدیریت استراتژیک، افزایش رضایت همکاران و مشتریان،‎ ‎کاهش زمان از کار افتادگی افراد و ماشین آلات، گسترش برنامه‌ها و اصلاح به موقع‎ ‎استراتژی و تصمیم گیری سریع در هنگام تغییرات آنی، برگزاری سمینارهای آموزشی و‎ ‎علمی، برقراری ارتباط میان موسسات حقوقی و قضایی و زندان‌ها، ارتباط مقرهای نظامی و‎ ‎فرماندهی با یکدیگر و صدها کاربرد دیگر اشاره کرد‎.‎  
کاربرد تله مدیسین و ارتباطات از راه دور در پزشکی حوادث غیر مترقبه به منظور ارائه مراقبتهای کلینیکی به افراد در دور دست می‌باشد.در صورتی که تله مدیسین می‌تواند اقدامات متناسب با سه مرحله اصلی پاسخ به حوادث را که شامل مرحله پیش از حادثه،مرحله بعد از حادثه ومرحله نوتوانی است را تقویت نماید.
اقدامات فوری در حوادث غیر مترقبه با استفاده از تکنولوژی‌های ارتباط از راه دور و تکنولوژی‌های اطلاعاتی میسر می‌باشد. هدف سیستم‌های تله مدیسین فراهم آوردن سرویسهای مراقبت بهداشتی برای افرادی است که به دلیل شرایط جغرافیائی ومحیطی امکان دسترسی به آنان وجود ندارد.    
تله مدیسین شامل تشخیص، معالجه، نظارت و آموزش بیماران است وموجب دسترسی آسان و مستقل از مکان، به مشاوره متخصصین پزشکی واطلاعات بیماران می‌گردد.کیفیت انتقال (مخابره) اطلاعات شامل ارتباطات سخت افزاری در خطوط تلفن استاندارد وخطوط داده‌های تخصصی (جفتهای تکی/ دوتائی سیمهای فلزی،کابل‌های هم محور،کابل فیبر نوری) و ارتباطات بی‌سیم با استفاده از پیوندهای مادون قرمز، رادیوئی، تلویزیونی، موج‌های کوچک الکترو مغناطیسی و ماهواره‌ای است.‏
شرکت ‏Cisco‏ سیستم جدیدی را در این زمینه تولد کرده است و آنرا ‏Telepresence‏ (حضور از راه دور نام نهاده) که در زیر به معرفی اجمالی این سیستم اشاره شده است:‏
▪ Telepresence‎حضور ازراه دور، غیر واقعی  
موفقیت هر کنفرانس ویدئویی به‎ ‎کیفیت بالای تصویر و صدا و قابلیت به کارگیری آسان آن بستگی دارد ‏خوشبختانه امروزه با تکیه بر پیشرفته‌ترین سیستم‌های فشرده‌سازی‎ ‎اطلاعات، نیاز به شبکه‌های پیچیده با پهنای باند بالا وجود ندارد و این سیستم‌ها‎ ‎قادر هستند حتی با پهنای باندی معادل ۶۴ کیلوبیت درثانیه یک ارتباط دو طرفه صوتی و‎ ‎تصویری کاملا قابل قبول را برقرار کنند.‏سیستم ‎ TelePresence‎ از محصولات شرکت ‏Cisco‏ است که توانایی افزودن امکانات صوتی و تصویری، ارتباطات بی‌سیم و فناوری های‏‎ ‎نوین ارتباطی براساس شبکه‌های مبتنی بر ‎ IP‎به سیستم‌های مخابراتی سنتی را دارد، با استفاده از پروژکتورهای با قدرت تفکیک بالا‎(SHD) ‎، صفحه نمایشهای‎ ‎بسیار بزرگ و خط اینترنت بسیار پرسرعت قادر به ارسال و پخش تصاویر زنده‎ ‎‏ است.هر یک از این سیستم‌ها به سه صفحه نمایش ۶۵ اینچی مجهز شده‎اند که به عنوان یک محیط کار مجازی محسوب می‌شوند و هر کدام از آن‌ها می‎توانند ۶ بخش مختلف از شبکه مخابراتی را به صورت مستقیم نمایش دهند. این صفحه‎ ‎نمایش‌ها مهم‌ترین بخش در عرضه خدمات صوتی و تصویری برای مشترکان تلفن همراه و‎ ‎سیستم‌های مخابراتی محسوب می‌شوند.
اگرچه سیگنالهای ‏‎ telepresence‏ از بستر اینترنت عبور می‌کندکاربران برای تماس با یکدیگر نیازی به رد وبدل نمودن آدرس ‏IP‏ خود ندارند بلکه از طریق شماره گیری با تلفن این ارتباط را برقرار می‌نمایند.
‏cisco telepresence‏ متشکل از مجموعه‌ای از ابزارهای متحد ویکپارچه است بنابراین برنامه‌ریزی و شروع جلسات بسیار آسان می‌باشد و نیازی به کارکنان و مربیان و فهرست و کتاب ندارد و امتیازات چشمگیری در شماره گیری صوتی، اتصال جهانی و امکانات دارد.‏
نکته اساسی در این فناوری اتصال اینترنت با پهنای باند بسیار‎ ‎بالاست جائیکه سرعت مورد نظر این انستیتو برای رسیدن به این فناوری در حدود ۱ تا ۱۰‏‎ ‎گیگابیت در ثانیه است (چیزی در حدود ۵۰۰ تا ۵۰۰۰ برابر سریعترین خط اتصال اینترنت‎ ‎خانگی در حال حاضر!) که در چنین سرعتی حجم اطلاعاتی معادل نمایش یک فیلم واقعی‎ ‎قابل عبور است و این نقطه‌ای است که در آن‎ Telepresence ‎اتفاق می‌افتد.   
تکنولوژی ‏cisco auto collaborate‏ اشتراک گذاری اطلاعات را به سادگی ‏supports‏ می‌کند این تکنولوژی خلاقانه اجازه می‌دهد همه افــراد بــطور آنی همدیگر را ببینند وموضوعات را با یکدیگر به اشتراک گذاشته یا بــه سادگی روشن کردن یک وسیله مثل یک لپ تاب یا یک دوربین اسنادی با کیفیت تصویری بالا به اشتراک بگذارند سوئیچ مالتی پوینت ‏cisco telepresence‏ تا ۴۸ محل را با یــک تلفن به آسانی برنامه‌ریزی و ارتباط را برقرار می‌کند.  
‏Innovative cisco‏ بخش صدا را مدیریت کرده و نرم افزار مدیریت ‏cisco‏ نرم افزارهای شرکتی را مثل ‏microsoft&lotus‏ به یکدیگر متصل می‌نماید برای اینکه اجازه دهد تا شما بتوانید از تقویم خود استفاده نمایید.این نرم افزار این اطلاعات را با تلفن ‏ip‏ ‏‎(IP Phone)‎ داخلی اتاق‌ها توزیع می‌نماید. و گزارش اینکه بدانیم چه اتاق‌هایی از این نرم افزار استفاده می‌نمایند را نیز تهیه می‌کند.‏به طوری که شما می‌توانید به سادگی یک دکمه را فشار داده وارتباط تلفنی را برقرار نمایید.‏   
‏۱۰۰۰‏Cisco‏ دارای مرکز تماس یکسان استcisco express ‎‏ یک مرکز تماس قدرتمند برای اینکه سازمان‌ها بتوانند کارهای تخصصی خود را به صورت آنی سرویس دهی نمایند ایجاد می‌کند که شامل یک صفحه نمایش پلاسما با کیفیت ۶۵ اینچی (‏p‏۱۰۸۰ و ‏‎ p‎‏۷۲۰)، یک دوربین، کدکننده، میکروفون، بلندگو و یک سری لامپ است.‏    
قابلیت ارتباط با ‏cisco‏ به شما کمک می‌کند با همکاران، مشتریان و شریکان از طریق نرم افزار(‏enterprise‏) و سرویس تامین‌کننده شبکه ‏ip‏ به آسانی متصل شوید.که این ارتباط همراه با امنیت و قابلیت اطمینان می‌باشد.برای پاسخگوئی بیشتر به هر گونه تغییرات در حیطه تجارت و دادوستد سازمان شما نیازدارد که خودش را به طور صریح با شرایط موجود سازگار نماید به همین علت ‏cisco ‎‏ یک سری استانداردهای باز را طراحی نموده است.شرکت ‏‎ cisco ‎از این استاندارد‌ها برای هماهنگ‌سازی سیستم‌های موجود جهت افزایش کارائی کنفرانس‌های ویدئویی استفاده می‌نماید.‏    
۱) تصاویر زنده وباکیفیت :‌  
cisco telepresence‏ استانداردهای باکیفیت ‏p‏۱۰۸۰ و ‏‎ p‎‏۷۲۰ را پشتیبانی می‌کند که تصاویر با سایز واقعی را برای شرکت کنندگان راه دور روی صفحه نمایشهای پلاسما ۶۵ اینچی برای ارتبـاطات نـقطه به نقطه و چند نقطه‌ای ایجادمی نماید.‏   
۲) تقویت صدا: تاخیرزمانی اندک در حدود ms‏۱۰ و تقویت صدا بین سوئیچ‌ها از دیگر توانائی‌های این سیستم است.
۳) به اشتراک گذاشتن اطلاعات.    
۴) قابل ارائه بودن و سهولت نصب وکنترل.  
سوئیچ چند نقطه‌ای ‏cisco telepresence‏ به گونه‌ای طراحی شده که گروههای کاری با هر سایزی را پشتیبانی می‌کند واین توانائی را دارد که بیش از ۴۸ ورودی تصویری را با بیش از ۹۶ شرکت‌کننده برای هر سوئیچ پشتیبانی نماید.    
در طول مدت زمانی که یک جلسه فعال است مدیر آن می‌تواند افرادی را به جلسه از طریق واسطه‌های ‏Web‏ اضافه کرده وشرکت کنندگان نیز می‌توانند به صورت خودکار به جلسه اضافه شوند.    
این سیستم دارای تاخیرزمانی بسیار اندک وقابلیت سوئیچ سریع بین اتاق‌های کنفرانس است. شرکت‌کنندگان صوتی (افرادی که بدون تصویر فقط از طریق صدا در جلسه شرکت می‌نمایند) می‌توانند روی تلفن اتاق کنفرانس یا با استفاده از یک پل کنفرانسی صوتی به جلسه ملحق شوند.   
این سیستم در ترکیب با یک سیستم ویدئوکنفرانس۳۵۱۵ ‏MCU‏ یک تعامل همه جانبه صوتی و تصویری مبتنی بر استاندارد ‏H.۲۳۲‎‏ و ‏SIP‏‌ را ایجاد می‌کند.
قابلیت امنیتی این سیستم مانع از ملحق شدن کاربران ناشناس به کنفرانس می‌شود.   
میزبان دارای قابلیت کنترل زمان شروع کنفرانس و تعیین اتاقهای شرکت‌کننده در کنفرانس است زمانی که یک شرکت‌کننده جدید به کنفرانس ملحق می‌شود به صورت تصویری به مدیر جلسه این مساله نشان داده می‌شود.‏
این سیستم به طوراتوماتیک شرکت کنندگان غیرفعال را از جلسه حذف کرده و به صورت محسوسی از پهنای باند ارتباطی اشغالی و ترافیک ایجادشده در شبکه می‌کاهد.‏
‏ ‏cisco telepresence ۱۰۰۰‎‏ یک سیستم تک‌پرده‌ای است که برای جلسات کوچکتر یک به یک طراحی شده است.    
cisco telepresence ۳۰۰۰‎‏ یک سیستم سه پرده‌ای است و برای جلسات بزرگتر وبا تعدادشرکت کنندگان بیشتر هماهنگ است.    
سوئیچ چند نقطه‌ای ‏cisco telepresence‏ تا ۴۸ نقطه را در یک تماس واحد پشتیبانی می‌نماید.

 

براد برد و مدیریت خلاقیت و نو آوری

 

                       

براد بردBrad Bird* شاید خلاق ترین و درخشان ترین کارگردان هالیوود نباشد، اما مسلما یکی از درخشان ترین و با استعداد ترین کارگردانان در زمینه مدیریت و بهینه سازی عملکرد تیمش است. به تازگی او در مورد 9 نکته عملی و سرنوشت سازی صحبت کرده است که با عمل به آنها، او و تیمش تبدیل به موفق ترین تیم انیمیشن در هالیوود و بلکه جهان شده اند . 9 نکته ای که مستقیما از ذهن و نبوغ بی نظیر براد برد سرچشمه گرفته است و در اصول مدیریت تیمی کلاسیک جایی ندارد! شما را به کلاس درس براد برد دعوت می کنم:

درس اول: گاوهای پیشانی سفیدتان** را یکجا جمع کنید!

من وقتی که برای اولین بار به پیکسار رفتم (برای پروژه باورنکردنی ها) ، به اونا گفتم من گاوهای پیشونی سفیدتونو میخوام ! اونایی رو به من بدید که همه رو از خودشون نامید کردن! اونایی رو به من بدید که دوست دارن کارها رو به روش دیگه ای انجام بدن و هیچکس حاضر نیست به ایده هاشون حتی توجه کنه! من اونایی رو میخوام که احتمالا درآستانه اخراج شدن هستند! خیلی از این آدما یاغی و سرکش تلقی میشدند به این دلیل که اونا میخواستند کارها رو به روش های تازه و نامعمول انجام بدن اما هیچکس حاضر نبود چنین فرصتی به اونا بده ، چرا که شیوه های قدیمی هنوز هم خیلی خوب جواب میدادند. من به این آدمای یاغی و سرکش فرصتی دادم تا تئوری هاشونو به اثبات برسونن و ما تونستیم عملکرد هایی را در استودیو تغییر بدیم.

درس دوم: کمال ، دشمن نوآوریست!

من مجبور شدم بعضی از اعضای تیمم رو که اصرار داشتند همیشه و در همه حال بهترین کارشونو انجام بدن کمی تکون بدم. با گفتن اینکه استفاده از تقلب های کثیف در بعضی موارد مجازه، به اونا شوک وارد کردم! من به اونا گفتم : ببینید، کی گفته که ما مجبوریم آب و امواج رو تو کامپیوتر بسازیم؟ ما میتونیم از امواج آب توی استخر فیلم بگیریم و از اون توی فیلممون استفاده کنیم! البته من هرگز چنین کاری نکردم .اما با اشاره کردن به این موضوع، به افرادم حالی کردم که لازم نیست همیشه و در همه جا کامل ترین نوع کار رو ارائه بدهند. تمام نماهای یک فیلم قرار نیست که باهم برابر باشند. نماهای اصلی باید کامل و عالی و بی نقص باشند، باقیشون باید خیلی خوب باشند، و چند تایی هم خب…کافیه که انقدر خوب باشند که یکدستی فیلم به هم نخوره!

درس سوم: دنبال سختی و مشکل بگردیم

کسانی را انتخاب کنید که از سختی و مشکل لذت ببرند. این آدمها وقتی که درگیر کار میشن خلاقیت و نوآوری را با خودشون میارند. اینجور آدما میتونن آدمای ساکت یا پرهیاهو و یا یه چیزی بین این دو مورد باشند . اما همه شون یک نکته مشترک دارند و اونم اینکه روح بیقرار و کاوشگری دارند.اونا همیشه میگن: میخوام با مشکل دست و پنجه نرم کنم، حتما یه کاری هست که من بتونم انجام بدم. اگه همون موقع دما سنج داشته باشید میتونید گرما و حرارتی رو که از این آدما بیرون میزنه رو به چشم ببینید!

درس چهارم: نوآوری در خلاء اتفاق نمی افتد

من همه رو توی یه اتاق جمع کردم. این بر خلاف روشی بود که مدیر قبلی انجام میداد. اون عادت داشت که افرادو دونه به دونه و جداگانه ملاقات میکرد، طرح ها و نوشته هاشونو میدید، اصلاحیاتشو انجام میداد و بعد اونا رو به اون فرد بر میگردوند. من همه رو یه جا جمع کردم و بهشون گفتم: ببینید، ما یه تیم جوون هستیم . تشکیل شده از هنرمندایی که هرکدوم نقاط قوت و البته ضعف هایی هم داریم. اما اگه با هم متحد بشیم میتونیم قوی ترین تیم انیمیشن در تمام دنیا بشیم. خوب من از شما بچه ها میخوام که بیایید جلو، در مورد ایده هاتون صحبت کنید و طرح هاتونو نشون بدید. هرکسی ممکنه همزمان مورد نقد واقع بشه و تشویق هم بشه… ماقراره باهم کار کنیم…

درس پنجم: تشویق، خلاقیت را مقرون به صرفه میکند

برحسب تجربه من فهمیدم که نکته ای که بسیار در پایین آوردن هزینه ها موثره، اما هرگز در صورتحسابها قید نمیشه، تشویقه، دلگرمی و روحیه دادنه! اگه به افرادت دلگرمی و روحیه ندی، در ازای هر یک دلاری که خرج میکنی، فقط 25 سنت گیرت میاد! اما اگه تشویق و تایید در کار باشه، اونوقت در ازای هر یک دلار، 3 دلار بدست میاری! استودیو ها خیلی بیشتر باید به دلگرمی دادن و روحیه دادن توجه کنند.

درس ششم: از خودتان در برابر موفقیت محافظت نکنید!

نخستین قدم در دستیابی به یک هدف غیرممکن، اینه که باور داشته باشیم که غیر ممکن به دست آمدنی است. اما شما اینو آسون به دست نمیارید . شما باید برای دست یابی به موفقیت ، جرات و جسارت خطر کردنو داشته باشید. جرات خطر کردن، مرز موفقیت شماست. جایی است که ممکنه سقوط کنید یا بالا برید. فکر و انگیزه ایست که هرروز صبح شما رو از خواب بیدار میکنه.

درس هفتم: یادگیری را تشویق کنید

چیزی که ما همیشه در پیکسار تشویق میکنیم، یادگیری فرا تر از حیطه تخصصه. اگر کسی در بخش نورپردازی در پیکسار کارمیکنه و دلش میخواد که متحرک سازی رو یاد بگیره، خیلی خوب، میتونه بره و در کلاسهای متحرک سازی پیکسار شرکت کنه. ما در پیکسار کلاسهای زیادی داریم. کلاسهای داستان نویسی، فوتوشاپ، حتی دفاع شخصی! یادگیری و آموزش یکی از نکاتیه که آدمها رو کاملتر میکنه و خلاقیت رو افزایش میده.

درس هشتم: از شر آدمهای کم مایه و ضعیف خلاص بشوید

آدمهای منفعل و ضعیف و یا آدمهای سلطه طلب و متجاوز، آدمهایی که ماهیت خودشونو در جمع نشون نمیدند اما بعد در خلوت و در پشت صحنه شروع به فعالیت میکنند، اینطور آدمها سمی هستند. من همیشه این آدمها رو خیلی زود تشخیص میدم و حذفشون میکنم.

درس نهم: پول درآوردن نباید هدف باشد

وقتی که من سالها پیش وارد استودیوی دیزنی شدم، استودیوی دیزنی درست مثل یک کادیلاک زیبای کلاسیک بود که زیر بارون رها شده باشه. طرز فکر مدیران در اون زمان این نبود که بگن: ما چه امکانات عالیی در اختبار داریم. امکاناتی که ما داریم درست مثل موشکیه که میشه باهاش تا مریخ رفت، بیااید ببینیم چه کارهای زیادی میشه با این امکانات کرد…. نه! برعکس اونا در حال ناله کردن چنین جملاتی بودند: ما اصلا والت دیزنی رو نمیشناسیم! ما نمیدونیم که اون چیکار میکرد! دیگه نباید کاری انجام بدیم، بذارید استودیو رو همینطوری که هست حفظش کنیم، کارهای جدید ممکنه همه چیزو خراب کنه…

خوب حالا من به شما میگم، کلام جادویی دیزنی این بود: من انیمیشن نمیسازم که پول دربیارم، من پول درمیارم که انیمیشن بسازم! این بزرگترین تفاوت در استودیو های دیزنی، در زمان حیات او و پس از مرگ او بود. و این حقیقت پیکسار و بسیاری دیگر از استودیو های تولید انیمیشن است. ممکنه برای خیلیها دور از ذهن باشه،اما راه موفقیت دراز مدت برای تمام کمپانی هایی که کار خلاقه میکنند اینه که پول درآوردن نباید هدف باشه…

*****************