توجه2: معمولاً ماسه‌ای که از ساحل دریا و یا رودخانه‌ها جمع آوری می‌شوند، دارای نمک می‌باشند این نمک اولاً خطر زنگ زدگی و خوردگی آرماتور را به همراه دارد و در ثانی اثر دیگر وجود نمک در سنگ دانه‌ها، جذب آب این نمکها از هوا و ایجاد شوره است جهت رفع این معضل بایستی سنگ دانه‌ها را با اب تازه و تمیز شستشو نمود.

بتن ریزی پی بتنی باید به طور یکپارچه ریخته می‌شود و در آن حفره‌های خالی وجود نداشته باشد ( کرمو نباشد) برای این کار اغلب از ویبراتور برقی یا بنزینی کوچک که در بتن تولید ارتعاش می‌نماید و مانع ایجاد فضای خالی در داخل بتن میگردد استفاده میشود. اگر بتن بیش از حد لازم ویبره شود دانه‌های درشت‌تر آن در زیر قرار گرفته و دوغاب سیمان در رو قرار می‌گیرد که این خود سبب ضعف و غیر یکنواختی بتن میگردد.

 

عملیات ساخت بتن:

1-      ساخت بتن بوسیله دستگاههای بتن ساز: دستگاههای ساخت بتن ابعاد و ظرفیتهای گوناگون دارند اگر حجم بتن ریزی محدود باشد از بتن سازهایی که روی یدک کش قرار می‌گیرند، استفاده می‌شود. ظرفیت این نوع دستگاهها حدود 150 تا 1500 لیتر است و پس از اتمام کار به راحتی قابل جابه‌جا شدن هستند دستگاههای بتن ساز، توسط افراد با تجربه و طبق دستورالعمل کارخانه سازنده آن مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند معمولاً برای ساختن بتن در دستگاه بتن ساز، ابتدا شن، بعد از آن سیمان و سپس ماسه در داخل دیگ ریخته می‌شود اب لازم از داخل مخزن بالای دستگاه وارد آن می‌گردد پس از پایان بتن‌ریزی، دستگاه کاملاً شستشو می‌شود تا در اثر سخت شدن بتن در اطراف تیغه‌ها اشکالی در کارکرد مخلوط کن بوجود نیاید.

2-      بتن آماده: اگر بتن در محل دیگری غیر از محل مصرف ساخته شود، اصطلاحاً آن را بتن آماده گویند استفاده از بتن آماده به علت مزایای زیاد آن است مشکل اصلی و عمده بتن آماده، تغییر روانی بتن در مرحله جابجایی است بتن با گذشت زمان سخت می‌شود و حرارت محیط نیز عمل سخت شدن آن را تسریع می‌کند از طرف دیگر به منظور روان‌تر کردن بتن و ایجاد کارایی لازم، در بعضی از کارگاهها قبل از تخلیه بتن، در محل کارگاه به آن آب اضافه می‌شود که در اثر این عمل مقاومت بتن کاهش خواهد یافت.

3-      حمل بتن: انتقال بتن شامل حمل افقی و عمودی آن است و از محل ساخت بتن شروع می‌شود و تا ریختن آن در داخل قالب ادامه می‌یابد در این مرحله، باید برای جلوگیری از بهم خوردن یکنواختی بتن و خشک شدن آن پیش بینی‌های لازم به اجرا در آید. بتن‌های روانتر بیشتر در معرض جدا شدن سنگدانه‌ها قرار می‌گیرند بتن را معمولاً تا فاصله 3 متر با بیل، از 3 تا 50 متر به وسیله فرغون و از 50 تا 300 متر با دامپر منتقل می‌کنند.

4-      بتن‌ریزی و متراکم کردن آن: کیفیت قسمتی از سازه که بتنی است، بستگی کامل به نحوه اجرای صحیح بتن ریزی و مراقبت از بتن دارد که بدون رعایت آنها حتی اگر از مصالح بسیار خوب و با کیفیت عالی نیز استفاده شود نتیجه کار غیرقابل اطمینان خواهد بود به تعبیر دیگر موجب هدر رفتن سرمایه و مصالح مورد استفاده خواهد شد بتن ریزی و متراکم کردن باید به نحوی باشد که از بهم خوردن یکنواختی مخلوط جلوگیری شود و تمامی گوشه‌ها و فواصل بین آرماتورها به خوبی با بتن پر شود و حبابهای هوای محبوس تا آنجا که میسر است از آن خارج شود. خارج کردن هوای داخل بتن با لرزاندن، میل زدن و کوبیدن انجام می‌گیرد با این عمل دانه‌های درشت داخل بتن در محل خود جابجا می‌شوند و ریزدانه‌ها فضای بین آنها را پر می‌کنند، هوای موجود در مخلوط به طرف بالا حرکت می‌کند و از سطح فوقانی بتن خارج می‌شود.

5-      پرداخت سطح بتن: هدف از اجرای این مرحله، یکنواخت و متراکم کردن سطح بتن است عمل صافکاری با وسایل و ابزار بسیار ساده انجام میشود هنگام بتن ریزی، ابتدا سطح بتن به وسیله شمشه در حد امکان صاف می شود، پس از تبخیر آب اضافی سطح بتن و به محض آغاز گرفتن و سخت شدن آن بوسیله تخته ماله پرداخت می‌شود.

6-      عمل آوردن بتن: این عمل عبارت است از تأمین شرایطی که در آن شرایط، واکنش شیمیایی آب و سیمان – عمل آب‌گیری بخوبی انجام گیرد و مقاومت و پایانی بتن تأمین شود. این مرحله از کار بسیار کم خرج است ولی بی‌توجهی به آن موجب خسارت غیرقابل جبران خواهد شد.

 

قالب بندی:

قالب ظرف موقت به شکل و فرم مورد نظر برای نگهداری آرماتورها و بتن تازه می‌باشد. قالب علاوه بر آن که بایستی فرم مورد نظر را دارا بوده و از نظر اقتصادی قابل قبول باشد، بایستی استحکام و ایمنی کافی نیز داشته باشد به جهت آنکه قالب تهیه شده از نظر اقتصادی با صرفه باشد میتوان به نکات زیر توجه نمود.

1-روش مناسب و وسائل کافی برای حمل ، بلند کردن و سوار نمودن قالب‌ها در محل پیش‌بینی شده باشد.

2-طراحی قالب‌ها را باید به گونه‌ای انجام داد تا با توجه به خواسته‌های معماری و سازه‌ای بتوان به تعداد دفعات هر چه بیشتر از آن استفاده کرد.

3-انتخاب روش ساخت و مصالح مناسب برای قالب

4-مخارج تهیه مصالح و ساخت قالب متناسب با نیازهای مورد مصرف آن باشد

5-چنانچه امکان استفاده از قالب به کرات وجود داشته باشد بایستی در میزان استحکام و نوع مصالح مرغوب جهت تهیه قالب دقت بیشتری را مبذول داشت.

 

نکات ایمنی در قالب‌بندی

.عدم استقامت کافی قالب‌های بتنی و خرابی آنها، لزوم توجه خاص از نظر ایمنی را ایجاب می‌نماید نکات اساسی و مهمی که از نظر ایمنی باید در ساخت قالب‌ها رعایت کرد عبارتند از:

1-محل استقرار قالب‌ها و تیرهای نگهدارنده آنها باید به اندازه کافی مقاوم و مستحکم باشد.

2-کنترل اتصالات، احتمال باز شدن اتصالات در موقع بتن‌ریزی حتماً می‌بایست کنترل گردد.

3-حجم بتنی که در هر محل ریخته میشود باید تحت نظارت و کنترل باشد تا از وارد آمدن بار اضافی به قالب جلوگیری شود.

4-قبل از اطمینان کامل از گرفتن و سخت شدن بتن به اندازه کافی از باز کردن قالب‌ها خودداری گردد.

5-پس از باز کردن قالب قطعات آنرا بایستی جمع‌آوری کرد و در جای مناسبی قرار داد و میخ‌های ریخته شده روی زمین را جمع‌آوری کرد.

 

قالب برداری

1-قالب باید موقعی برداشته شود که بتن بتواند تنش مؤثر را تحمل کند و تغییر شکل آن از تغییر شکل‌های پیش بینی شده تجاوز نکند.

2-پایه‌ها و قالب‌های باربر نباید قبل از آنکه اعضا و قطعات بتنی مقاومت کافی را برای تحمل وزن خود و بارهای وارد کسب کنند، برچیده شوند.

3-در صورتیکه قالب برداری قبل از پایان دوره مراقبت انجام پذیرد باید تدابیری برای مراقبت بتن پس از قالب برداری اتخاذ کرد.

4-اعضا و قطعات بتنی تحت اثر بارهای ناگهانی قرار نگیرند و ایمنی و قابلیت بهره‌برداری قطعات مخدوش نشود.

 

شناژ

وقتی که در یک ساختمان از شالوده‌های منفرد استفاده میشود، آنها را باید توسط کلاف‌هایی به یکدیگر متصل نمود. کلاف‌ها به هیچ وجه برای جلوگیری از نشست‌های نامساوی نیستند و  وظیفه آنها جلوگیری از بازی کردن آنها مخصوصاً در مقابل تکان‌های ناشی از زلزله می‌باشد. آئین‌نامه بتن ایران مقرر می‌دارد که هر کلاف باید قادر باشد 10 درصد  نیروی فشاری سنگینترین ستون را به صورت کششی حمل نماید و میلگرد حداقل کلاف را 4 میلگرد طولی 12 در چهارگوشه مقطع ا خاموت‌های 6 میلیمتر به فواصل حداکثر 250 میلیمتر توصیه می‌نماید. ارتفاع حداقل کلاف نیز 300 میلیمترتوصیه شده است. لازم به تذکر است که میلگردهای طولی کلاف‌ها نباید در روی شالوده قطع شوند و باید به صورت ممتد از آن عبور نمایند.

 

نکاتی چند در خصوص اجرای صفحه ستون

اول این که تمام صفحه ستون‌ها در یک تراز قرار داشته باشند و دوم اینکه هر کدام از آنها نسبت ه محور خودشان تراز باشند. جهت تراز کردن آنها از دوربین‌های نقشه برداری استفاده میشود و بولت‌های آن بصورت موقتی و بوسیله سیم آرماتوربندی به میلگردهای پی بسته میشود که اگر احیاناً پس از بتن‌ریزی، صفحه ستون از حالت تراز خارج شد مجدداً توسط مهره‌ها تراز گردد.

 

رگلاژ کردن صفحه ستون

پس از تراز کردن و آکس بندی صفحه ستون با دوربین، بتن‌ریزی تا ارتفاع صفحه ستون انجام میگیرد و چون بولت‌ها بصورت دقیق در بتن قرار گرفته پس از جداسازی قالب و سخت شدن بتن صفحه ستون‌ها را از پی جدا نموده و روغن کاری میشود سپس با ماسه سیمان گروت زیر صفحه ستون را کاملاً تراز میکنند و دقیقاً آکس بندی با دوربین کنترل خواهد شد چون سیمان گروت افزایش حجمی زیادی دارد لذا حتماً مهره‌ها را در تراز مربوطه سفت میکنند تا صفحه بلندشدگی نداشته باشد علت استفاده از این نوع سیمان این است که سایر سیمان های مصرفی در اثر فشار زیاد ناشی از تحمل بارهای ساختمان معمولاً دچار نشست میشوند.

 

ستون‌ها، نصب و اجرای آنها:

بطور کلی در یک ساختمان به آن قسمت از اجزا که تحت نیروی فشاری و در بعضی اوقات ممان خمشی هستند ستون گفته می‌شود. ستون‌ها از مهمترین و حساسترین اجزای ساختمان می‌باشند، بار سقف‌ها توسط پل‌ها به ستون‌ها منتقل شده و توسط ستون‌ها به زمین انتقال می‌یابند. اهمیت ستون‌ها تا بدان جاست که در هنگام زلزله به هیچ وجه نمی‌بایست تخریب گردند. قمت‌های مختلف ستون شامل: قسمت اصلی ستون، تسمه‌های اتصال دهنده، صفحه‌های تقویتی، جوش و اتصال ستون به صفحه زیرستون می‌باشد اما قسمت اصلی ستون پروفیلی است که بارهای فشاری را تحمل می‌نماید جهت ساختن ستون ها معمولاً از دو تیرآهن نورد شده و در صورت عدم جوابگوئی از تیر ورق استفاده می‌شود باید دقت کافی بعمل آورد تا هیچگونه انحنائی در راستای ستون وجود نداشته باشد زیرا کوچکترین انحنای ستون ممکن است بعد از بارگذاری منجر به کمانش ستون گشته و در نتیجه باعث تخریب ساختمان شود.

ابتدا تیر آهن‌های انتخابی را مطابق نقشه به طول معین برش میدهند آنگاه زیر دو سر و کمر ستون تیرآهن‌هایی قرار داده و ستون را روی این تیرآهن‌های افقی که به صورت تراز روی زمین است، قرار می‌دهند. قبل از این کار باید از راست بودن تیرآهن‌های تکی کاملاً مطمئن بود سپس تیرآهن‌های تکی را طبق نقشه و با فاصله مشخصی کنار هم قرار داده و توسط تسمه‌هایی که از قبل بریده و آماده شده‌اند آنها را به یکدیگر متصل می‌نمایند جهت جلوگیری از پیچش نخست، ابتدا و انتها و کمر ستون‌ها را به تیرآهن‌های زیر سری جوش داده و بعد کلیه ستون‌ها را با خال جوش به هم متصل کرده و آنگاه جوشکاری را تکمیل میکنند. در مورد ورق بست که در بالا و پایین و همچنین در محل عبور پل‌ها در طبقات برای ستون‌های سراسری بجای تسمه از ورق استفاده می‌نمایند که به آن ورق بست گویند.

پهنای ورق بست به اندازه پشت تا پشت ستون می‌باشد (قدری کمتر برای جوش‌کاری) ارتفاع ورق بست در قسمت‌های میانی به اندازه ارتفاع پل بعلاوه پهنای دو عدد نبشی تکیه‌گاهی بالا و پایین می‌باشد که می‌بایست قدری بیشتر برای تسهیل امر جوشکاری در نظر گرفته شود و در موقع نصب تسمه‌های اتصال دهنده باید دقت شود در محل ورقه‌های بست طول آنها لحاظ شده و جای خالی منظور گردد.

 تیرهای لانه زنبوری

استفاده از تیرهای لانه زنبوری باعث صرفه‌جویی بسیار زیادی در مصالح می‌شود اگر یک تیرنور شده را به صورت لانه زنبوری در آوریم، ممان اینرسی و اساس مقطع آن بالا می‌رود که این موضوع باعث افزایش سختی و افزایش مقاومت خمشی مقطع می‌گردد این عمل باعث کم شدن وزن مقطع شده و در نتیجه وزن مرده ساختمان پاین می‌آید در نتیجه بار وارده بر اعضای ساختمان از قبیل تیرها و ستونها کم می‌شود.

ساخت تیر لانه زنبوری به این صورت است که ابتدا توسط دستگاه برش، جان تیر نورد شده بصورت زیگزاک بریده می‌شود و سپس با جابجایی دو قسمت نسبت به هم تیر به صورت لانه زنبوری در می‌آید که نقاط متقابل بوسیله جوش به یکدیگر اتصال پیدا می‌کنند از داخل فضاهای ایجاد شده در جان تیر می‌توان  لوله‌های تأسیسات و برق را عبور داد.

بریدن تیرهای سبک به وسیله ماشین برش اکسیژن نسبتاً ساده می‌باشد. با استفاده از جوش قوسی برای اتصال دو نیمه بریده شده، یک جوش خوب، بی‌عیب، سریع و اقتصادی خواهیم داشت یکبار عبور از هر طرف برای بدست آوردن یک جوش صد درصد نفوذی کافی می‌باشد و لازم نیست که لبه‌های ورق را به صورت پخ درآوریم.

 

اتصال پل به ستون

1-حالت اول: پل از کنار ستون عبور می‌نماید ( اتصال خورجینی) ساده‌ترین شکل اتصال پل به ستون بدین صورت است که پل در جهت بال تیرآهن ستون امتداد پیدا کند در این حالت معمولاً از پلهای سرتاسری استفاده  می‌نمایند این پلها به وسیله یک عدد ورق بست که در محل عبور پل به ستون جوش می‌شود و همچنین یک عدد نبشی 10 یا 12 که روی ورق بست جوش می‌گردد به ستون متصل می‌شود برای آنکه تکیه‌گاهی تقریباًَ گیردار بوجود بیاورند یک عدد نبشی نیز روی پل قرار می‌دهند برای ایجاد تکیه‌گاهی که کاملاً گیردار باشد باید از صفحه‌های ممانگیر استفاده نمود صفحه ممانگیر صفحه است به شکل ذوزنقه یا مستطیل که روی پل قرار می‌گیرد و آن را به ستون متصل می‌نماید.

به عقیده اغلب زلزله شناسان این اتصال در مقابل زلزله از مقاومت خوبی برخوردار نیست و چنانچه بار پل در محل اتصال ستون زیاد باشد امکان خم شدن نبشی تکیه‌گاهی وجود دارد بهتر است یک عدد صفحه مثلثی شکل بین دو بال نبشی جوش داده تا از خم شدن آن جلوگیری شود به این صفحات مثلثی شکل، اصطلاحاً لچکی گویند.

2-حالت دوم: در ان حالت پل از وسط ستون عبور می‌نماید اجرای این روش با توجه به محدودیات و امکان عبور پلهای سراسری قدری مشکل  می‌باشد زیرا اگر دو طرف ساختمان احداثی باز نباشد به سختی می‌توان یک عدد پل سراسری را از بین ستونها عبور داد بدین لحاظ در این نوع مواقع پل را به قطعات کوچک تقسیم نموده و در جای خود قرار می‌دهند و سپس آن را با جوش بهم متصل می‌سازند این عمل چنانچه اتصالات به خوبی انجام شود مشکلی نداشته و این پل مانند پل سراسری یکپارچه عمل خواهد کرد.

3-حالت سوم: در این حالت پل به جان ستون ختم می‌شود این روش معمول ‌ترین روش در اتصالات پل به ستون است.در این حالت امکان ایجاد پلهای سراسری وجود ندارد زیرا اگر بخواهیم پل سراسری اجرا نمائیم مجبور هستیم سوراخی در جان تیر ایجاد کنیم که این خود باعث ضعف ستون می‌شود بدین لحاظ بهتر است پل را در این حالت قطعه قطعه سوار کنیم.

 

 نکاتی در مورد ساخت پلها

گاهی ممکن است برای دهانه‌ای پلها را با یک یا دو تسمه که به بال تیر جوش می‌شود تقویت نمائیم این تسمه‌ها معمولاً در تیرهای ساده در .سط پل و در تیرهای ممتد در نزدیکی تکیه‌گاهی جوش میشود. چنانچه برای تقویت پل از یک عدد تسمه استفاده نمائیم بهتر است که این تسمه از بالاجوش شود زیرا در صورتیکه از پائین جوش شود در موقع سفیدکاری مزاحمت ایجاد کرده و مجبور هستیم ضخامت گچ و خاک را در کلیه سطح سقف به اندازه ضخامت تسمه تقویتی افزایش دهیم.

 

جوشکاری

عبارت است از اتصال و یکپارچه کردن به یکدیگر که به کمک حرارت ، با و یا بدون استفاده از فشار و یا مواد پرکننده اضافی برای ذوب فلز مبنا و ماده جوش به کار میرود تا مواد، سیال شده و تداخل آنها عملی گردد ضمناً حرارت، شکل‌پذیری را افزایش داده باعث میشود که حتی در صورت عدم ذوب کامل، سیلان خمیری انجام شود به علاوه حرارت باعث کمک به کنده شدن لایه‌های مواد خارجی از روی اجسام میگردد. معمولترین روش‌های جوشکاری خصوصاً برای جوش فولاد ساختمانی، استفاده از انرژی برق بعنوان منبع حرارتی است. بدین منظور اغلب از قوس الکتریکی استفاده میشود. قوس الکتریکی تشکیل شده از یک تخلیه جریان نسبتاً بزرگ بین الکترود و فلز مبنا که از میان ستونی از مواد گازی یونیزه به نام پلاسما انجام میپذیرد. در جوش قوس الکتریکی عمل ذوب و اتصال با جریان مواد در طول قوس، و بدون اعمال فشار صورت میگیرد. چهار عنصر مهم در جوش قوس الکتریکی عبارتند از الکترود، جریان برق، فلز مبنا و ماده حفاظت کننده.

جوش‌های قوس الکتریکی با الکترود روکشدار یکی از مهمترین،  ساده‌ترین و کارآمدترین جوش‌هایی است که برای فولاد ساختمانی به کار میرود.

حداقل بعد جوش 6 میلیمتر می‌باشد که در هنگام انتخاب جوشکاری، باید دقت کافی به عمل آید بدین صورت که الکترود انتخابی متناسب با جوشکاری بوده و بعد لازم را به راحتی ایجاد نماید همچنین باید توجه نمود تا آمپر دستگاه به نحوی انتخاب گردد که قادر به ذوب نمودن الکترود انتخاب شده باشد.  حداقل قطر الکترود جوشکاری برای فولادهای ساختمانی 4 میلیمتر بوده وباید با بعد مساوی انجام گردد و به اصطلاح زنجیره‌ای باشد. بهتر است تا آنجا که مقدورست جوشکاری روی سطح زمین به طور افقی روی قطعات انجام شود آنگاه قطعه در محل خود نصب شود تا امکان جوش معمولی وجود داشته باشد و از جوش سر بالا تا آنجا که مقدورست اجتناب شود زیرا برای این نوع جوشکاری لازم است از کارگران زبده و ماهر استفاده شود.

 

معایب احتمالی جوش

در صورتیکه روش‌ها و فنون صحیح جوشکاری به کار گرفته نشود ممکن است معایب ذیل رخ دهد.

1-ذوب ناقص:

ذوب ناقص عبارت است از عدم تداخل کامل فلز پایه و فلز جوش مجاور آن نقطه. این عیب ممکن است در اثر تمیز نبودن سطوحی که باید به یکدیگر متصل گردند و پوشیده بودن آنها از گرد و خاک، زنگ زدگی و یا هر عامل دیگر اتفاق بیفتد. علت دیگر وقوع این عیب استفاده از وسائل جوشکاری با شدت جریان کم و بنابراین در رسیدن فلز مبنا به نقطه ذوب آن می‌باشد البته سرعت زیاد جوشکاری نیز درست همین تأثیر را به جا می‌گذارد.

 

2-نفوذ ناکافی:

نفوذ ناکافی بدین معناست که فلز جوش تا عمق کمتری از آنچه مشخص گردیده در داخل شیار پیشروی می‌نماید. این عیب عمدتاً به جوش‌های شیاری نفوذی مربوط میگردد، در صورت طرح نامناسب جوش درزها در رابطه با روش جوشکاری انتخابی، الکترود‌های بزرگتر از اندازه، جریان الکتریکی ناکافی یا سرعت زیاد جوشکاری اتفاق می‌افتد 

3-تخلخل:

تخلخل در صورت ایجاد حفره‌های خالی یا محبوس شدن گازها در فلز جوش هنگام سرد شدن آنها اتفاق می‌افتد. این عیب در صورت استفاده از شدت جریان‌های خیلی زیاد یا طول قوس خیلی بلند پدیدار میگردد تخلخل ممکن است به طور یکنواخت در طول جوش پراکنده گردد یا ممکن است به صورت یک حفره بزرگ در ریشه جوش متمرکز گردد که این امر ناشی از جوشکاری نامناسب و استفاده غیرصحیح از تسمه‌های پشت بند اتفاق می‌افتد.

 

4-گودافتادگی کناره‌جوش:

گودافتادگی به معنای شیار ذوب شده‌ای در فلز مبنا می‌باشد که در انتهای ساق جوش قرار گرفته و به وسیله فلز جوش پر نشده است استفاده از جریان قوی یا طول زیاد ممکن است فلز مبنا را بسوزاند و یا قسمتی از آن را از جای خود جدا کرده شیاری به جای گذارد. این عیب براحتی با چشم قابل مشاهده است و می‌توان آن را با به جا گذاشتن مقدار بیشتری از فلز جوش برطرف نمود.

 

 

5-ترک‌ها:

شکستگی‌های فلز جوش می‌باشند که در اثر تنش‌های داخلی در امتداد یا عمود بر خط جوش بوجود می‌آیند. ترک‌ها همچنین ممکن است از فلز جوش به فلز مبنا امتداد پیدا کند و یا کاملاً در فلز مبنا و در مجاورت خط جوش باشد. ترک‌ها میتوانند زیانبارترین معایب جوش باشند. بعضی ترک‌ها با شروع سخت شدن جوش شکل می‌گیرند. این ترک‌ها در اثر شکنندگی مواد تشکیل دهنده فلز که آهن ترد یا آلیاژهای خارجی می‌باشند تشکیل میگردند گرمایش یکنواخت و سرد شدن آرامتر، از ایجاد ترک‌های داغ جلوگیری به عمل می‌آورد.

توصیه‌های زیر را می‌توان به عنوان خطوط کلی برای دستیابی به یک جوش خوب ساختمانی به کار برد:

الف) از روش‌های صحیح جوشکاری استفاده نمود.

ب) از جوشکارارن ماهر که صلاحیت دارند حتی الامکان استفاده نمود.

ج) از ناظران با صلاحیت که بر سر کار حضور دارند استفاده نمود.

 

 

موانع موجود در سر راه پروژه و راه حلهای آن

یکی از بزرگترین موانعی که این روزها در مسیر ساخت و ساز وجود دارد، کمبود سیمان می‌باشد همانطور که در بخشهای پیشین بیان شد و برای اینکه بتن عملکرد خود را بخوبی انجام دهد، باید سیمان مصرفی خصوصیات مهمی را داشته باشد و برای اجرای هر چه سریعتر پروژه دسترسی به سیمان مورد نیاز میسر باشد.

مشکل دیگری که در ساخت ممکن است ایجاد شود نحوه تولید بتن است با توجه به این مسئله که در کارخانه‌های ساخت بتن نظارت دقیقی صورت نمی‌گیرد و متأسفانه به منظور کسب سود بیشتر بتنهای تولیدی کیفیت مورد نظر را ندارند بهتر است بتن در محل ساخته شود البته با نظارت مستقیم مهندس ناظر یا مهندسی که از جانب مهندس ناظر عهده‌دار نظارت بر کار ساختمان است در این حالت رسیدن به بتن مطلوب امکان‌پذیر می‌گردد که البته در کارگاه مورد بحث از نظر مصرف سیمان برای ساخت بتن شرایط مطلوبی وجود داشت که جا دارد از پیمانکار محترم تشکر و قدردانی گردد.

-یکی از نواقص دیگری مشهود در کارگاه نحوه انبار کردن مصالح  بود بعلت کمی جا، متأسفانه مصالح سنگی را روی سطوح شیبدار انبار کرده بودند که این عمل منجر به جدایی  دانه‌های درشت دانه از دانه‌های ریز می‌شود.

-همچنین استفاده از پیمانکاران مختلف اسکلت کار که بعضاً دارای جوشکارهای ناشی بوده که این مسئله اثرات نامطلوبی روی اتصالات بخصوص جوشهای نامناسب در اجزاء حساس سازه شده است که این امر با مجاب کردن پیمانکار نسبت به استفاده از جوشکاران ماهر مرتفع می‌گردد.

-از دیگر مسائلی که باید به آن توجه کافی مبذول داشت، نحوه نگهداری از میلگردها است میلگردها باید در محلی بدور از رطوبت و ضایعات و رنگ نگهداری شوند چون این عوامل باعث خوردگی و پوسته پوسته شدن سطح آرماتور می‌گردد و هنگامی که در فونداسیون بکار می‌روند دیگر قادر به انجام وظایف خود بطور مطلوب نخواهند بود بدین منظور چند نکته را باید مورد توجه کافی مبذول داشت، نحوه نگهداری از میلگردها است میلگردها باید در محلی بدور از رطوبت و ضایعات و رنگ نگهداری شوند چون این عوامل باعث خوردگی و پوسته پوسته شدن سطح آرماتور می‌گردد و هنگامی که در فونداسیون بکار می‌روند دیگر قادر به انجام وظایف خود بطور مطلوب نخواهند بود بدین منظور چند نکته را باید مورد توجه قرار داد.