مکانهاي تاريخي و ديدنيهاي استان
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||
|
قدمت سكونت در محدودة استان فعلي كرمانشاه به هزاره هاي قبل از ميلاد ميرسد. در آثار سارگن ـ شاه اكد ـ كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بينالنهرين فرمان رانده ، از مردم زاگرس به عنوان «آريزان ياغي» ياد شده است . به استناد كتيبه هاي بابل ، آشور و عيلام ، ساكنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي ، گوتي ، مانايي ، فايري ، آموا و پارسوا بوده اند . در خصوص اصل و نژاد اين طوايف ، نظرات متضادي ابراز شده است ؛ طوايف آمادا و پارسوا آريايي ، و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي ثبت شده اند ، ولي محققان در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها ترديد دارند .
لولوبي ها يا لولوها اجداد لرها هستند و در گذشتة دور در ذهاب كرمانشاه ، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي كرده اند . در حدود سال 1200 قبل از ميلاد ، شاه عيلام بر اين طايفه غلبه كرده است . لولوبي ها به استناد مندرجات كتيبه اي در ذهاب كرمانشاه ، شهرياري مقتدري به نام ” آنوبا ني ني “ داشته اند.
در سال هاي 1115 ـ 1100 قبل از ميلاد ، ارمنستان و حوالي درياچة وان توسط شاه آشور فتح شد و كوهستان اورامان به تصرف آشوريان در آمد . شلمانسر سوم در ناحية سقز كنوني استحكاماتي ساخت ، ولي به دليل شورش داخلي آشور ، طوايف زاگرس از اطاعت وي سرباز زدند . تكلات پالاسر سوم (728 ـ 746 ق. م) براي سركوبي عشاير ساكن زاگرس سپاهي تجهيز كرد . در كتيبه هاي آشوري اين دوره ، به نام ولايت هايي مانند پارسوا ، زكروتي ، مادهاي توانا و سرزمين نيشابي اشاره شده است . نيشابي به اطراف كرمانشاه و ماهيدشت فعلي اطلاق مي شده كه مراتع معروف آن براي پرورش و نگهداري اسب مشهور بوده است . در اسناد تاريخي اين دوره از شهري به نام ” آلي پي“ ذكر شده و برخي مورخان اين شهرستان را ولايتي بين كرمانشاه فعلي معروف كرده اند كه ساكنان آن از بقاياي قوم كاسي بوده اند.
نام ماد براي نخستين بار به صورت ” آمادهاي“ در حملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي ذكر شده است . بنابراين مي توان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد ، قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سكونت داشته است . علل سقوط نينوا و انقراض دولت آشور به دست هوخشتر ، اسب هاي نيرومند سواره نظام ماد (كه در نيشابي تربيت شده بودند) بيان شده است . گذشته از ماد ، دو طايفة ديگر به نام پارس و كرد نيز جزء ساكنان دامنه هاي زاگرس ذكر شده است.
مورخان در دامنة كوه طاق بستان فعلي ، شهري را گزارش كرده اند كه نام يكي از محلات آن ” گمبادنه“ بوده است . در روزگار ساسانيان ، نواحي غرب و مخصوصاً كرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بود و به علت نزديكي با تيسفون (پايتخت) ، ايام تابستان (ييلاق) را در آن مي گذرانده اند . قباد اول و خسرو اول (انوشيروان) ساساني بدين ناحيه توجهي خاص داشته اند . در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده است كه خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان ، قصرهايي ساخته كه در آن ها از بزرگان چيني ، هندي و قيصر روم و ديگر حكمرانان پذيرايي مي كرده است . خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا احداث كرده بود كه در آن قصرها و عمارات با شكوه وجود داشته است.
گفته مي شود كه نام كرمانشاه به بهرام ، شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدر ، فرمانروايي ايالات كرمان را داشت و بدين جهت به ” كرمانشاه“ لقب يافت . كرمانشاه پس از شكست ايرانيان در جنگ نهاوند به فتح عرب ها در آمد.
هارون الرشيد به اين سامان توجه خاص داشت . ابن فضلان در سال 309 ه. ق كه از طرف المقتدر به مأموريت مي رفت در سفرنامة خود از كرمانشاه ياد كرده است . اين حوقل و اصطخري نيز از اين شهر به عنوان منطقه اي زيبا با اشجار و آب فراوان ياد كرده است.
در قرن چهارم ه. ق سلسلة كوچكي از اكراد به نام حسنويه در ولايت غرب استقلال يافتند . مؤسس اين سلسله نزديك به 50 سال حكمفرمايي كرد و قلعة بزرگ ” سرماج“ را در مجاورت دينور مقر و محل دفاين و نفايس خود قرار داد . حكومت جانشينان حسنويه به علت اختلافات داخلي مدت زمان طولاني دوام نياورد . در سال 400 ه. ق، هلال نوادة حسنويه بر پدر خود عصيان نمود و پدر براي تنبيه فرزند از ” ابوالفتح ابن عناز“ ـ والي حلوان ـ ياري خواست . در سال 438 ه. ق مهلهل ابن محمد عناز شهر قرميس (كرمانشاه) و دينور را فتح كرد . در سال 441 ه. ق سلطان طغرل سلجوقي با صد هزار سپاهي قلعة سرماج را تسخير كرد.
در قرن ششم ه. ق، سلطان سنجر ، كرمانشاه و توابع آن را در حوزة حكمراني برادرزادة خود به نام سليمان شاه ملقب به ايوه قرار داد . در قرن هفتم اين نواحي از حمله و هجوم مغول در امان نماند و در جريان حمله هلاكو به بغداد صدمات فراوان ديد.
در قرن هشتم سپاه امير تيمور به اين ناحيه يورش آورد و در قرن نهم و اوايل قرن دهم ه. ق كرمانشاه مورد تجاوز عثماني ها قرار گرفت.
همزمان با حملة افغان و سقوط اصفهان ، اين منطقه نيز با تجاوز عثماني ها مواجه شد و رو به ويراني نهاد . نادر شاه به منظور آماده كردن شهر كرمانشاه در مقابل هجوم عثماني ها در عمران و آباداني آن كوشيد . به امر نادر شاه قلعة قديم كرمانشاه خراب و قلعة جديدي بنا گرديد.
در روزگار زنديه ، خوانين زنگنه و اهالي قلعه كرمانشاه نخست از گردن نهادن به حكومت وكيل الرعايا خودداري كردند و از اين رو كرمانشاه با محاصره و خرابي روبرو گرديد.
عمران و آبادي جدي و پيوسته اين نواحي به ويژه شهر كرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است . فتحعلي شاه قاجار در سال 1221 ه. ق فرزند خود محمد علي ميرزاي دولتشاه را به سمت سرحد دار عراقين منصوب كرد و ايالت خوزستان را نيز در قلمرو او قرار داد .
استان كرمانشاه با حدود 24434 كيلومتر مربع وسعت در ميانة ضلع غربي كشور ، بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است . اين استان از شمال به استان كردستان ، از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام ، از شرق به استان همدان و از غرب به كشور عراق محدود شده است.
استان كرمانشاه در سال 1375 داراي 11 شهرستان ، 19 شهر ، 24 بخش ، 83 دهستان و 2793 آبادي داراي سكنه بوده است . شهر كرمانشاه مركز شهرستان و استان كرمانشاه است . شهرستان هاي استان كرمانشاه عبارتند از : اسلام آباد غرب ، پاوه ، جوانرود ، سر پل ذهاب ، سنقر ، صحنه ، قصر شيرين ، كرمانشاه ، كنگاور ، گيلان غرب و هرسين.
استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه مابين فلات ايران و جلگة بين النهرين قرار گرفته و سراسر آن را قلل و ارتفاعات سلسله جبال زاگرس پوشانيده است . سلسله جبال زاگرس در محدودة اين استان به صورت مجموعه اي از رشته كوه هاي موازي پديدار گشته كه دشت هاي مرتفع كوهستاني در بينابين آن ها شكل گرفته و بستر گذرگاه هاي مهم زاگرس را به وجود آورده است.
استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس ، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد . در استان كرمانشاه چهار اقليم متفاوت قابل تشخيص است :
اول ” زمستان ملايم و تابستان گرم و خشك“ كه شهرستان هاي قصر شيرين ، سر پل ذهاب و دهستان ازگله در جنوب غربي شهرستان جوانرود را شامل مي شود . دوم ” زمستان و تابستان خنك “ كه شهرستانهاي پاوه و جوانرود (به جز دهستان ازگله) و بخش كرند از توابع شهرستان اسلام آباد غرب را در بر مي گيرد . سوم اقليم ” نيمه خشك و استپي خنك “ كه شهرستانهاي سنقر و دهستان پشت دربند از توابع شهرستان كرمانشاه را در بر مي گيرد . چهارم اقليم ” نيمه خشك و استپي گرم “ كه شهرستانهاي كنگاور ، صحنه و هرسين را شامل مي شود. به طور كلي استان كرمانشاه از نظر آب و هوايي به دو منطقة گرمسير (غرب) و سردسير در ساير نواحي تقسيم مي شود.
بادهاي مهم استان كرمانشاه عبارتند از :
” بادهاي غربي“ كه رطوبت نسبي اقيانوس اطلس و مديترانه را منتقل مي كند و موجب بارندگي مي گردند و جريان آن معمولاً در زمستان و بهار بيشتر است .
” بادهاي شمال “ كه در فصل تابستان مي وزند و در اعتدال آب و هواي بخشي از استان و كاهش گرماي آن مؤثرند و ” بادهاي سام يا سموم“ كه تنها در منطقة نوار مرزي مي وزد و هواي آن را در تابستان ها بسيار گرم و غير قابل تحمل مي سازد و زيان هاي بسياري به بار مي آورد.
صنايع دستي دراستان كرمانشاه نمادي است از تمدن چند هزار ساله اين مرز و بوم كه با تار و پود عشق در هم آميخته و از ميان سختيهاي روزگاران و فراز و فرودهاي اعصار، راوي
زندگي مردمي است كه با دستان هنرمند خويش نقش و نگارهايي هنرمندانه را كه هر يك به اندازهي كتابي رمز و راز دارد بر دل كوهها و صخرههاي سخت حجاري كردهاند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)منطقه كرمانشاه، هر يك از حجاريهاي استان نشان از ذوق لطيف و دستان تواناي هنرمنداني دارد كه مي خواستند شكستها و پيروزيها را بر دل سنگ سخت به زيبايي نقش، ماندگار كنند.
نقش و نگارهاي ماندگار و رايج صنايع دستي در كرمانشاه از حجاريها بر صخرههاي سخت گرفته تا نقوش رايج در گليم و نمد، همه و همه يادگاري از رنج صادقانه نسلهايي است كه رنگ و نقش همچون روح و جان مردم با زندگي آنان در آميخته بود.
حجاريها، صنايعدستي، رنگ، نقش تصاوير، ابداعات همه و همه از آرمانها و حرفهاي ديرين دل هنرمنداني
مي گويد: كه در واقع هر نقش و طرح ماجرايي از زندگي او و ملتي است كه با روح مردم سرزمين و سرشت هنرمندانش عجين شده است.
از رشتههاي صنايع دستي كه هم اكنون در استان فعالند مي توان از گليم ساده دورو (گلبرجسته)، انواع گيوه ، موجبافي، بافت سياه چادر، جاجيم، ساخت ساز سنتي، بدبافي و حصيربافي، نمدمالي، سفال و سراميك، ساخت ابزار آلات فلزي(چاقو، قندشكن، سيخ و قفل)، جيغبافي(چيخ بافي)، منبت كاري، قالي و قالي گل ابريشم، ساخت جواهرات محلي، نازك كاري روي چوب و بسياي از هنرهاي سنتي و بومي كه در استان رايج ميباشد نام برد.
×× گليم بافي:
گليمبافي از صنايع قديم ايران زمين است كه قدمت آن به هزارههاي قبل از ميلاد ميرسد. در تعريف گليم بايد گفت: كه نوعي فرش بدون پرز است كه با نخ پشمي يا پنبهاي يا كنفي جهت زيرانداز يا تزئين با درگيري تار و پود بافته ميشود.
در فرهنگ جامع روستايي و عشايري و سنتي شهري كرمانشاه همچون ساير مناطق ايران بافت زيرانداز(فرش، گليم، زيلو) عموما توسط زنان خانه كه وظيفه فراهم آوردن آسايش اهل منزل را برعهده داشتهاند صورت ميگرفته. گليم همواره گوياي فرهنگ خاص هر منطقه بوده و طرحها و نقشها بازتابي از محيط پيرامون بافنده بوده كه حكايت از اسرار زنگي آميخته با صداقت و عشق و رنج است.
اكنون بافت گليم در كرمانشاه بيشتر در هرسين و روستاهاي اطراف جوانرود، گيلانغرب و بخشهاي آن رواج دارد. هرسين از قديميترين و مهمترين مناطق بافت و توليد گليم است كه حتي شهرت جهاني دارد و در كتابهاي نويسندگان و ايرانشناسان غربي از آن ياد شده است. قدمت گليمبافي در هرسين تاريخ مشخصي ندارد اما با توجه به شرايط محيطي امن آن در طول ساليان دور رونق كشاورزي و دامپروري، آن محيطي مناسب براي رشد گليم و حتي گيوه بوده است.
شهرت هرسين به واسطه مرغوبيت در كار و عمدتا تنوع نقوش و كار بافندگي است و حتي ساير مناطق كرمانشاه نيز تحت تأثير طرح، رنگ و بافت آن قرار گرفتهاند و در ساير مناطق نيز از رونقي خاص برخوردار گرديده است.
انواع گليم:
1ـ سجادهاي 2ـ توت فرنگي 3ـ لچك ترنج 4ـ ماهي درهم 5ـ گل سرخ 6ـ طرح آزاد 7ـ نقش برجسته
×× گيوه بافي:
مناطق كوهستاني كرمانشاه با گذرگاههاي صعبالعبور آن، كمبودن راههاي ارتباطي در مناطق كوهستاني، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول پركار سال پاي افزاري را ميطلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و درعين حال ارزان باشد و امكانات موجود در منطقه قادر به توليد آن باشند و در دومرحلهي خانگي و كارگاهي انجام ميشود كه تهيه زيرهي ان توسط مردان و در كارگاه و بافت رويه آن بوسيله زنان در خانه صورت ميگيرد كه هر دو مهارت و تخصص كافي را مي طلبد.
و تنها شهري كه در سرتاسر منطقه گيوههايش شهرت دارد و گيوهكشي معمول است كرمانشاه است كه قدمتي حدود 1000 سال دارد و به گيوه كرمانشاهي معروف است.
در كرمانشاه 4 نوع گيوه توليد ميشود كه عبارتند از:
1ـ گيوه تخت آجيده
2ـ گيوه تخت چرمي
3ـ گيوه تخت لاستيكي
4ـ گيوههاي رويه ابريشمي
×× ابزار آلات فلزي
با توجه به آثار باستاني در كرند غرب قدمت اين شهر به بيش از 3 هزار سال مي رسد. به گفته محققان و تاريخنويسان هنگام هجوم اعراب به ايران در كرن صنعتگراني داشته كه زره و شمشير خوب ميساختند و استادكاران اين شهر را به اسارت جهت آموزش به ديار خويش بردهاند.
در قرنها بعد نيز اين صنعتگران براي دولتهاي وقت اسلحه جنگي ميساختند خصوصا در دوره ي صفويه، زنديه و قاجاريه در ساخت تفنگهاي گلولهزني سربي كه به تفنگهاي چكشي معروف بود. مهارت داشتند ولي به مرور زمان به جز اسلحه به ساخت ساير ابزارو آلات و ادوات فلزي پرداختند كه ساخت چاقو و كارد آشپزخانه از آن جمله است.
در حال حاضر كرند و زنجان دو منطقه به نام ساخت ابزار فلزي(چاقوسازي) هستند كه به گفته كارشناسان فن مهارت صنعتگران كرند بيشتر از زنجان است. مواد اوليه بكار رفته عبارتند از: آهن اسقاط(فلزهاي فرسوده اتومبيل)،آهن فولاد، برنج، شاخ گوزن و گاوميش،نوعي فيبر پلاستيكي، چوب كه براي ساخت دسته استفاد ميشود. انواع توليدات كرند شامل: شمشير، انواع چاقو، كليد و قفل، كاردهاي شكاري و آشپزخانه و ... و ابزارهاي محلي از جمله: وجين كن، منقل، پاچ و غيره .
و درحال حاضر 200 نفر مشغول فعاليت در رشته چاقو سازي در كرند غرب هستند.
×× سازهاي سنتي:
سرزمين پهناور ايران ميراثدار بيشماي از آداب و كيشها و آئينهاي باستاني است و در قلمرو موسيقي معنوي ايران، كرمانشاه در وادي تنبور و مقامهاي آن از همه مهمتر به گفته كارشناسان و پژوهندگان از مهمتري مناطق موسيقي است.
مقامهاي (حقاني) و (باستاني) تنبور از مهمترين و با ارزشترين نمونههاي موسيقي قديم ايران به شمار ميآيد كه از تاراج تاريخ به سلامت رهيده است.
و از لابهلاي متون كهن تاريخ و ادب پارسي عمر اين ساز به بيش از 6 هزار سال ميرسد و به گفته باستانشناسان در ايران قديم و ديگر ملل مشرق زمين تنبور در بسياري مراحل منزلتي والا داشته است.
چنانچه بر سنگها و حجاريها در كنار نقش افتخاراتشان پيكر تنبور با منزلتي برازنده بر صخرهها نقش ميبست مانند نقش تنبور نواز در شور و دانيال كه قدمت آن به 3 الي 4 هزار سال ق.م ميرسد.
تنبور علاوه بر كرمانشاه در اكثر شهرهاي شمالي و شرقي و غربي ايران(خراسان، تربت جام، گنبد كاووس، قبايل تركمن و ...) و ملل مشرق زمين و اروپايي متداول بوده و هست.
در حجايهاي طاقبستان تصوير حجاري شده نوازندگان و رامشگران بيانگر همين مدعاست. مناطق ساخت تنبور در استان كرمانشاه كرندغرب، گهواره، اسلامآبادغرب، سرپل ذهاب، قلخاني، گوراني، سنجابي و ... منطقه شرقي سحنه و كنگاور و دينور ساخته ميشود. علاوه بر تنبور سازهايي مثل دف، تار، سه تار، سنتور، ضرب و شمشال و غيره درهمين مناطق با كيفيت بالايي ساخته ميشود.
×× قلمزني:
قلمزني يكي از هنرهاي سنتي است كه سابقه طولاني و تاريخي در ايران دارد. قلمزني هنر نقر(كندن) نقوش بر اشياء فلزي است. در كندن و ايجاد نقوش بر روي فلز از قلم هاي فولادي و چكش استفاده ميشود. قلمزني در كرمانشاه يكي از هنرهايي است كه به لحاظ قدمت از قديميترين صنايع دستي استان محسوب شده و آثار بدست آمده قدمتي بيش از كارهاي قلمزني اصفهان را دارا ميباشد و تا گذشتهاي نه چندان دور قلمزني در استان همپاي قلمزني در اصفهان بوده.
اكثر قلمزنان قديمي كرمانشاه بر روي نقره( آب شده از سكهها عثماني) كار ميكردند. نقوش و سبك كار قلمزنان كرمانشاهي عمدتا با قلمزني اصفهان تفاوت داشته و اكثرا بر روي نقوش ساساني و نقوش اساطيري كا رميكردند. آثار خيلي از قلمزنان قديمي به دليل ارادي كه به عتبات عاليات تو قبور متبركه ائمه در كربلا، نجف و سامرا داشتهاند اهدا گرديده. از جمله در قملزني شده بارگاه اميرمؤمنان در نجف است كه از نقره بوده و به آستان آنجا تقديم شده و در تعويضي كه در مسجد بازار زرگرهاي كرمانشاه به خاطر استادان كرمانشاهي در دوره قاجار نصب گرديد.
از استادان به نام معاصر مرحوم استاد عينالقضايي را ميتوان نام برد و در حال حاضر 31 نفر مشغول فعاليت در اين رشته ميباشند.
×× چيغبافي:
از جمله متعلقات سياه چادر است كه همانند حصاري اطراف آن را در بر ميگيرد و انواع آن ساده و دوار ميباشد.
چيغبافي با استفاده از موي بز و ني در بعضي موارد با استفاده از نخ پشمي رنگي بافته ميشود. نقوش بافته شده در چيغبافي به صورت هندسي و ذهني باف كه زيباترين نوع آن تيك است. امروزه از تكنيك چيغ به عنوان پارتيشن در منازل آپارتماني استفاده ميشود.
××موجبافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازههاي مختلف توليد ميشود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده ميكنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي ميباشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده ميشود.
××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت ميگيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده ميشود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.
××موجبافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازههاي مختلف توليد ميشود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده ميكنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي ميباشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده ميشود.
××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت ميگيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده ميشود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.
××موجبافي:
موج كه اصطلاحي كردي است و در ديگر مناطق ايران آن را رختخواب پيچ مي گويند. كه نوعي پارچه پشمي و نقش دار دستباف است و معمولا در اندازههاي مختلف توليد ميشود.
ابزار كار موج بافان دستگاي چهار وردي بافندگي است كه گاهي نيز با شكل و طرح ساده استفاده ميكنندو مواد اوليه مورد نيازشان نخهاي پشمي ميباشد و بيشتر از طرحهاي بز كوهي، ماهي ، حوض، سجاده و ... استفاده ميشود.
××نمد مالي:
در هم تنيدن پشم طي مراحل خاص را نمد مالي گويند.به دليل بافت روستايي و عشايري استان و تأمين مواد اوليه مورد نياز در داخل منطقه نمد مالي از رونق خوبي برخوردار است.
به علت تأثيراتي جوي بر اين حرفه تقريبا در بعضي مناطق فصلي بوده و از اول تابستان تا حدود آذرماه به مدت 5 ماه در سال در بعضي مناطق صورت ميگيرد و در جاهايي نيز كارگاه دائمي دارد.
فرآيند شامل در هم تنيدن الياف طي مراحل حلاجي كردن، لوله كردن و كوبيدن پشم است كه از موادي مانند آب و صابون نيز استفاده ميشود و در نهايت منجر به توليد نمد، زيرانداز، كلاه نمدي، پالتو(فرجي) خواهد شد.