بازار سنتي کرمانشاه به عنوان يکي از اصلي ترين بخش هاي بافت سنتي شهر، بازگو کننده تاريخ، خاطرات و انديشه هاي شهر کرمانشاه در طول زمان مي باشد و همواره مورد توجه گردشگران بويژه در ايام نوروز بوده است.
اين بازار که ترکيب دلپذيري از فعاليت هاي توليدي، بازرگاني، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي را در خود جاي داده است در زمره آثار برجسته معماري کشورمان به حساب مي آيد.
وجود عمارتهاي بديع و جاوداني همچون مساجد، حمامها، زورخانه ها ، کاروانسراها ، سراها و انبارها موجب شده که زندگي در اين بازار همواره جريان يابد و براستي هنگام عبور از اين بازار که مي توان آن را گنجينه زنده و پوياي مردم شناسي ناميد.
در اين بازار انواع مشاغل و کارهايي که امروز کم کم به دست فراموشي سپرده مي شوند را مي توان ديد و از سوغاتي هاي بي نظيري همجون نان برنجي ، کاک و نان خرمايي، گيوه کرمانشاهي و انواع لباسهاي محلي بهره مند شد.
به گفته کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي کرمانشاه، بازار کرمانشاه را در سه دوره تاريخي مي توان مورد بررسي قرار داد که شامل دوره هاي زنديه، قاجاريه و پهلوي است.
بازار در دوره زنديه:
بررسي روند شکل گيري بازار بزرگ کرمانشاه جداي از چگونگي شکل گيري بافت تاريخي شهر کرمانشاه نيست که اين بافت تاريخي به دوره زنديه بر مي گردد.
اهالي شهر کرمانشاه پس از تحمل مصيبت هاي بسيار در دوره زنديه به ناچار از کنار رودخانه قره سو مهاجرت کرده و در کنار رودخانه آبشوران در محله فيض آباد، کرمانشاه کنوني را از نو بنا نهادند، با هجوم جمعيت آواره شهر به دو روستاي فيض آباد و برزه دماغ، روستاي چناني در پيوند با محله فيض آباد در دوره زنديه شکل مي گيرد.
درون محله فيض آباد بازار تجاري بزرگي وجود داشته که از محله فيض آباد آغاز شده و تا سربازخانه شهري ادامه داشته است، در اين بازار بناهاي مذهبي، تجاري، فرهنگي و غيره وجود داشته است و از اين بازار به عنوان تاريکه بازار ياد مي -شود.
بازار در دوره قاجاريه:
بازار بزرگ کرمانشاه از اوايل دوره قاجاريه و در زمان سلطنت فتحعليشاه بر جاي مانده است.
فتحعليشاه فرزند ارشدش محمدعلي ميرزاي دولتشاه را در سال 1221 ه.ق به عنوان فرمانرواي ايالت کرمانشاه منصوب کرد، دولتشاه با ساختن بازار بزرگ، سربازخانه شهري، کارخانه چوب سازي، بناهاي مذهبي، ميادين شهري، حمام ها و ساير ابنيه عمومي در شهر کرمانشاه اين شهر را از شهرهاي مهم و آباد ايران قرار داد.
او همچنين ساخت بازار اوليه را در کنار رودخانه آبشوران آغاز کرد، پس از گسترش شهر بازار از رودخانه گذشته و در مسير راه بازرگاناني که از شهر مي گذشته راه خود را بر زمين ناهموار پيدا کرده و در اين مسير دراز هر جا پهنه همواري بوده گسترده شده و هرجا شيب زمين ممکن مي داشته شاخه هاي خود را به درون بافت پيش رانده است و پس از گسترش شهر اين بازار بوده که شهر را شکل داده است.
اين بازار از دروازه پل سيد جمعه آغاز شده و به دروازه چقاسرخ ختم شده است.
پس از محمدعلي ميرزاي دولتشاه فرزند ايشان امامقلي ميرزا عمادالدوله به عنوان فرمانرواي کرمانشاه منصوب شد. امامقلي ميرزا در زمان فرمانروايي دولتشاه به ادامه فعاليت هاي عمراني در شهر اقدام کرد، ساخت بناهاي فرهنگي، مذهبي همچون مسجد عمادالدوله وبنا های تجاري مانند سراي عمادالدوله و قيصريه و همچنين ساخت چندين عمارت باارزش از جمله کاخ عماديه، کاخ مسعوديه و همچنين توسعه بازار با ايجاد چندين سرا و احداث چهارسوق از جمله اين فعاليتها هستند.
چهارسوق در تقاطع بين راسته بازار مسگرها و راسته بازار زرگرها به بازار بزرگ مرکزيت بخشيد و بازار کرمانشاه رونق دوباره خود را باز يافت، تا قبل از دوران قاجار کرمانشاه هرگز نتوانست به عنوان قطب تجاري و اقتصادي غرب کشور مطرح شود و همواره تحت نفوذ شهر همدان بود.
اما در دوره قاجار با قرارگيري گمرک غرب در کرمانشاه امتياز ويژه اي به لحاظ مالي، اقتصادي و اعتباري به شهر اعطا شد و بازار کرمانشاه توانست خود را مطرح نمايد و نقش عمده اي در تجارت کشور برعهده گيرد.
بازار کرمانشاه مانند ديگر بازارهاي خطي در جهت طولي رشد کرده و فضاهاي عمومي در دو سوي آن جاي دارند، کليه فضاهاي بازار با هم مرتبط بوده و در دو طرف راهروهاي خطي معماري خاصي را بوجود آورده اند که هرکدام علاوه بر ارتباط با فضاهاي اصلي و فرعي يکنواخت بوده و مسير طولي را حفظ کرده اند.
نظم موجود با توجه به نقش هر صنف در ارتباط با اصناف ديگر، احتياج مشتري بازار و بافت شهري اطراف آن در طول زمان پايه گرفته و با گذشت زمان ميان بخشهاي مختلف آن هماهنگي معقولي برقرار شده است.
همجواري فعاليتهاي سازگار براي پيشرفت کسب و تسريع در داد و ستد و ساخت کاروانسراها در خارج از راسته هاي اصلي از انسجام و يکپارچگي و هماهنگي در بازار خبر مي دهد، تکرار شکل گنبدي و منحني و نورگيرهاي سقف به شکل دايره يا چهارضلعي اصلي بسيار مهم در بازار است و سقف به عنوان عامل حفاظت کننده موجب احساس امنيت در ميان بازاريان و خريداران مي شود.
در سفرنامه ناصرالدين شاه آمده است وجود کاروانسراهاي فراوان در شهر؛ 40 کاروانسرا نشان مي دهد که تجارت عمده کرمانشاهان در سايه عبور کاروانهاست، فلاندن نيز مي نويسد از اين شهر کاروانهاي عظيم با بارهاي گرانبها بويژه صندوقهاي حمل مردگان به کربلا عبور مي نمايد.
بازار در دوره پهلوي:
با آمدن وسايل نقليه موتوري به شهر کرمانشاه به منظور دسترسي به درون محلات فيض آباد و برزه دماغ و چناني، نقشه خيابان مدرس (سپه) در سال 1312 تهيه و عمليات اجرايي آن آغاز شد، با احداث خيابان مدرس بازار به دو پاره شرقي و غربي تقسيم شد، گذرهاي درون بافت قطع و خيابان پس از عبور از مقابل مسجد جامع و وسط سبزه ميدان با از بين بردن اين فضاي شهري شاخه هاي اصلي بازار را قطع کرده و با ايجاد واحدهاي تجاري در دو طبقه و جداره سازي شهري اين خيابان به يکي از اصلي ترين محورهاي بافت کرمانشاه تبديل شد.
جذابيت مغازه هاي تجاري ساخته شده در بدنه خيابان مدرس موجب رونق اين مغازه ها و کم رونق شدن واحدهاي بازار گرديد و بسياري از بازاريان صاحب نفوذ به سمت واحدهاي تجاري بر خيابان مدرس کشيده شدند.
پس از احداث خيابان مدرس خيابان جليلي برزه دماغ از شمال به جنوب احداث شد که پاره شرقي بازار به دو بخش تقسيم شده و راسته بازار چال حسن خان در سمت راست و راسته هاي آهنگرها، بنکدارها، صندوق سازها، بزازخانه کهنه و نو و بازار کليمي ها در سمت چپ اين خيابان قرار گرفتند، احداث خيابان جوانشير در ضلع غربي خيابان مدرس بازار توپخانه را از راسته بازار علافخانه جدا کرد.
با تغييراتي که در بازار بزرگ کرمانشاه بوجود آمد بسياري از اصناف از جمله مسگري، سفيدگري، سراجي، صندوق سازي، گيوه کشي، نعل سازي، رنگرزي، صرافي و ... براي هميشه به بوته فراموشي سپرده شد.
با رکود حوزه بازار، فعاليتها به راسته هاي اصلي محدود شد و در نتيجه عدم حضور بازاريان و شهروندان بسياري از سراها تنها تحت عنوان انبار مورد استفاده قرار گرفت و تعدادي از سراها به دليل رها شدن و متروکه ماندن پس از مدت کوتاهي به فضاهاي مخروبه در بازار بزرگ تبديل شد.
با توجه به آسيب هاي وارده به بازار بزرگ کرمانشاه به دلايل فوق الذکر سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري توجه ويژه اي به بازار کرده و با برنامه ريزي صورت گرفته مرمت و بازسازي بخشهاي تخريب شده اين بازار از سال 1374 آغاز شد و سال گذشته به اتمام رسيد.
عناصر و فضاهاي بازار کرمانشاه عبارتند از:
الف- راسته: هر بازار بزرگ داراي حداقل يک راسته اصلي و چندين راسته ي فرعي است که آن را دالان هم مي نامند. گاهي اين راسته ها به وسيله دو در از هم جدا مي شوند، بازار صندوق سازها و بزازخانه به وسيله دو در از هم جدا شده اند، راسته اصلي بازار کرمانشاه از دروازه چقا سرخ تا دروازه پل سيدجمعه ادامه دارد.
راسته هاي بازار کرمانشاه براساس حرفه بازرگاني و صنعتگري، شهر، مذهب بازرگانان و کارکرد به اسامي ذيل نامگذاري شده اند:
- بازار بزازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، در امتداد بازار صندوق سازها
- بازار صندوق سازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، در انتهاي بازار بنکدارها
- بازار بنکدارها: در ضلع شرقي خيابان جليلي پس از بازار آهنگرها
- بازار آهنگرها: در ضلع شرقي خيابان جليلي قبل از بازار بنکدارها
- بازار زرگرها: در ضلع غربي خيابان مدرس
- بازار حوري آباد: در ضلع غربي خيابان مدرس، انتهاي بازار زرگرها
- بازار کلوچه پزها: در ضلع غربي خيابان مدرس، مقابل بازار بزازها
- بازار حلبي سازها: در ضلع غربي خيابان مدرس، موازي بازار کلوچه پزها
- بازار صحاف ها: ضلع شمالي چهارسوق
- بازار مسگرها: ضلع غربي چهارسوق
- بازار سراجها: منشعب از بازار مسگرها
- بازار علافخانه: پس از بازار ترکها
- بازار ترکها: پس از راسته بازار سراجها
- بازار کليمي ها: در محور موازي بازار بزازخانه
- بازار چال حسن خان: مجاور دروازه اصفهان و دروازه پل سيدجمعه، انتهاي جبهه شرقي بازار بزرگ
- بازار توپخانه: مجاور دروازه چقاسرخ، در انتهاي جبهه غربي بازار بزرگ
ب- دالان: دالان يک فضاي ارتباطي است که غالباً نقش رابط بين فضاي بيروني با فضاي دروني بنا را دارد و معمولاً به صورت کوچه يا راسته اي کوچک و فرعي است که از يک سو به راسته اي ديگر و از سويي ديگر به يک سرا يا کاروانسرا مربوط مي شود.
دالان وکيل الدوله در بازار کرمانشاه از يک سو به راسته بازار سراجها و از سوي ديگر به سراي وکيل الدوله مربوط است.
ج- حجره يا دکان: حجره هاي واقع در بازار کرمانشاه در طبقه همکف نقش يک دکان را داشتند که در آنها کالا عرضه مي شد، در حاليکه حجره هاي طبقه فوقاني بيشتر به عنوان دفتر کار يا فضاي اداري تجارتخانه مورد بهره برداري قرار مي -گرفت و در زير حجره هايي که از سطح معبر بالاتر بودند انبار مي ساختند.
د- چهارسوق: در محل تقاطع راسته هاي بازار مسگرها، سراجها، صحاف ها و زرگرها در بازار کرمانشاه چهارسوقي ايجاد شده که گنبد آن داراي ظرافت و تزئينات داخلي زيادي است.
ه- قيصريه: در راسته بازار صندوق سازها، قيصريه عمادالدوله ساخته شده که محل کار صنعتگران و پيشه وران ظريف کار مانند بزازان، علاقه بندان، سوزن دوزان، گوهريان و مشاغلي از اين دست که نياز به ظريف کاري دارد بوده است.
و- تيمچه: تيمچه کاروانسرا يا سراي کوچک سرپوشيده اي است که فضاي بسيار مناسبي براي عرضه کالاهاي گرانبها مانند فرش مي باشد، تيمچه سيداسماعيل واقع در راسته بازار علافخانه يکي از تيمچه هاي بازار کرمانشاه مي باشد.
ز- سرا و کاروانسرا (خان): کاروانسرا يا سرا را مي توان مهمترين فضاي معماري طراحي شده در بازار کرمانشاه دانست که دسترسي به آن از طريق راسته هاي اصلي مي باشد، علل پيدايش آن محدود بودن طول راسته بازارها و تعدد کاروانها در اين شهر مي باشد.
سراي وکيل الدوله، سراي نو، سراي خرمافروشها و سراي اصفهانيها از جمله سراهاي واقع در اين بازار است که تاکنون نيز باقيمانده است.
ح- خانبار: به محوطه بزرگي در پشت کاروانسراها يا سراها که در حقيقت محل انبار اجناسي که به وسيله چهارپايان يا گاري يا چرخ حمل مي شود و نبايد وارد بازار شود اطلاق مي شود، اين اجناس بعد از تخليه در اين خانبارها از طريق راسته ها به محل مورد نظر منتقل مي شدند.
ط- ميدان: در داخل و يا در کنار و امتداد بازارهاي مهم يک ميدان شهري وجود داشت که در آنها بازارهاي روز و ادواري برپا مي شد، اين ميدانها علاوه بر دادوستد در ابعاد گوناگون فرهنگي، مذهبي، سياسي و ورزشي مورد استفاده قرار مي -گرفت.
ميدان سربازخانه شهري، سبزه ميدان و علاف خانه ميدانهايي در محدوده بازار بودند که در جريان توسعه شهر تخريب شدند.
ي_ بازارچه: از فضاهاي داخل بازار به شمار نمي آيند و بازارهاي کوچکي هستند با چندين دکان در دو سوي يک معبر که با سقفي پوشيده و به صورت بازار محلي کوچک براي تامين نيازهاي روزمره اهالي محل احداث شده است. بازارچه جلوخان در ضلع غربي خيابان مدرس در محله فيض آباد يکي از اين بازارچه ها ست.
ک- گذر: بازارچه هاي بدون سقف را گذر مي گفتند که داراي دکانهاي کمتر و با فعاليت محدودتر بوده است. گذر چناني را در کرمانشاه مي توان نام برد.
ل - مساجد و تکايا: به تناسب بزرگي وکوچکي بازار مساجدي در راسته اصلي ساخته مي شد. مساجدي که در بازار کرمانشاه قرار گرفته عبارتند از مسجد جامع، عمادالدوله، فيض مهدوي و بنکدارها.
م- قهوه خانه: قهوه خانه ها از فضاهاي جمعي هر بازار و بازارچه بوده و هستند اگرچه امروزه اهميت قديم خود را ندارند ولي هنوز محل تجمع اجتناب ناپذير بازاريها هستند.
ن- انواع فضاهاي خدماتي: در هر بازار اصلي متناسب با اندازه، وسعت و حجم مبادلات بازرگاني در آن شماري فضاي خدماتي مانند آب انبار، سقاخانه، شترخانه، برف انداز و مانند آنها وجود داشت که نيازهاي لازم به اين گونه خدمات تامين مي شد.